واژه حمایت هایی را از جانب دیگر سازمان های مدنی و کشاورزی بدست آورده است. در مجمع حق استقلال غذا که توسط نمایندگانی از بیش از 400 جامعه مدنی و سازمان های کشاورزی برگزار شد، مفهوم استقلال غذا بصورت زیر دوباره تعریف گردید :
« حق استقلال غذا، حق افراد، جوامع یا کشورها برای تعریف سیاست های کشاورزی، کار، ماهیگیری، غذا و زمین شان است که از نظر اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و فرهنگی مناسب شرایط خاص و ویژه شان می باشد و شامل حق واقعی دسترسی به غذا و تولید محصولات غذایی است که بدین معنا می‌باشد که تمام افراد حق دسترسی به غذای سالم و مغذی و غذایی که در محیط مناسبی کشت شده است و منابع تولید کننده غذا، توانایی برای تقویت و پرورش خود و جامعه شان را دارند. حق استقلال غذا به معنای برتری افراد و حقوق جامعه برای غذا و تولید آن، در موضوعات تجاری است. این واژه شامل حمایت و تقویت بازارهای محلی و تولیدکنندگان برای صادرات و واردات غذا نیز می شود».
حق استقلال غذا نیازمند اولویت بندی تولید غذا برای بازارهای داخلی و محلی، براساس سیستم های کشاروزی خانوادگی و رعیتی و یا براساس تولید کشاورزی – اکولوژیکی است. قیمت های مناسب برای کشاورزان که بمعنای توان محافظت از بازارهای داخلی در مقابل واردات با قیمت های پایین است نیز باید تضمین شود.
دسترسی به زمین، آب، جنگل، مناطق ماهیگیری و دیگر منابع شناخت و تقویت نقش زنان در تولید غذا و دسترسی برابر و کنترل بر منابع بهره ور نیز مورد نیاز است. در این راستا جامعه باید بر منابع تولیدی، در مقابل ادغام مالکیت زمین، آب و ژنتیک و دیگر منابع کنترل داشته باشد. محافظت از دانه ها، برای تبادل آزاد و استفاده کشاورزان در این حوزه دارای اهمیت است چرا که بدین معناست که کسی دارای حق ثبت موجودات زنده و محصولاتی که از نظر ژنتیکی اصلاح شده اند، نیست.
بند سوم- ایمنی غذایی
مفهوم دیگری که در حوزه حق بر غذا بسیار پراهمیت است ایمنی غذایی است. تعریف حق بر تغذیه در تفسیر عمومی شماره 12 کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بیان می کند که حق دسترسی به غذا باید به طور گسترده شامل مواد مغذی شود که به معنی دستیابی به ایمنی غذایی است. به راستی، انکار ارتباط بین غذا و حق بر غذا، با در نظر گرفتن گرسنگی پنهان دنیای امروز یا سوء تغذیه میکرومغذی ها که همچون سوء تغذیه انرزی – پروتئینی دارای اهمیت است، امکان پذیر نمی باشد. باید بین دو مفهوم تمایز قائل شد : گرسنگی یا بی غذایی از یک سو که اشاره به تأمین ناکافی، یا در بدترین حالت، فقدان کامل کالری است و سوء تغذیه از سوی دیگر، به معنی فقدان یا کمبود ریز مغذی ها که عمدتاً شامل ویتامین ها ( مولکولهای آلی ) و مواد معدنی (مولکولهای غیرآلی ) است. این میکرومغذی‌ها برای کارکرد سلول ها و بویژه سلول های عصبی حیاتی هستند. اگر بچه ای کالری کافی دریافت کند اما غذای دریافتی فاقد ریزمغذی ها باشد، از کاهش رشد، عفونت ها و دیگر ناتوانی ها رنج خواهد برد. چیزی که صندوق کودکان سازمان ملل، آن را گرسنگی پنهان می خواند، سوء تغذیه در سنین بین تولد تا 5 سالگی است و دارای تأثیرات بسیار مخرب و فجیع می باشد : کودکی که از سوء تغذیه در سالهای اولیه زندگی اش رنج ببرد، هرگز خوب نخواهد شد. وی بعداً نمی تواند این عقب ماندگی را جبران کند و برای تمام زندگی اش ناتوان خواهد ماند.
عاری بودن از مواد مضر و زنجیره ای از اقدامات حمایتی از طرق دولتی و خصوصی برای جلوگیری از آلودگی مواد غذایی بوسیله افزوده شدن ناخالصیها و یا بهداشت بد محیط زیست یا کنترل نامناسب در مراحل مختلف زنجیره غذایی، مقتضیات ایمنی غذایی را برقرار می سازد؛ مراقبتها همچنین باید برای شناسایی و اجتناب یا در حالی که سایر اقدامات برای دستیابی به تحقق کامل حق بر تغذیه بطور تدریجی ویژگی طولانی مدت دارند.
مبحث دوم – حق بر غذا در حقوق بین الملل
حقوق بین الملل از ابعاد مختلف حق بر غذا را به عنوان یک حق اساسی به رسمیت شناخته است که به شرح زیر هنجارهای مدنظر حقوق بین الملل در ارتباط با حق بر غذا ارائه می گردد:
گفتار اول – چیستی حق
برای پاسخ به این پرسش که حق چیست؟ ضروری است معنای گوناگون آن مورد توجه قرار گیرد. حق از واژه هایی است که بار معنایی آن هم سنگین و هم متنوع است.
بند اول – تحلیل مفهوم حق
واژه حق کاربرد گسترده ای در حوزه های مختلف دارد. لغویان معانی متعددی برای آن آورده اند آقای دکتر تقی تفضیلی در مقاله ای تحت عنوان تحقیق و بررسی درباره معنی و مفهوم کلمه حق به برخی از تعاریف مذکور اشاره داشته اند:
میر سید شریف جرجانی در کتاب التعریفات حق را حکمی می داند که با واقعیت مطابقت داشته باشد و اطلاق حق بر عقیده، دین و مذهب به اعتبار انطباق آن ها با واقعیت و مقابله حق با باطل و صدق و کذب بوده و خلاصه آنکه اطلاق صادق بودن حکم به اعتبار مطابقت آن با واقع است و حق بودن به اعتبار مطابقت واقع با حکم است.
ابوالبقاء در کتاب الکلیات حق را به معنی ثابت و نقیض باطل و معدوم به شمار آورده و آن را از نام های خدا یا صفات او بر شمرده است.
میرزا محمد علی شیرازی در کتاب معیار اللغه حق را ار نام های خدا یا از صفات او دانسته است که از جمله بر قران، نقیض باطل، عدل، اسلام، واجب، ثابت، راست و درست، مرگ، کاری که البته واقع شود، موجود، سزاوار، مال، ملک، حزم و بهره معین کسی اطلاع می شود.

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان حقوق : کنوانسیون وین

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

همچنین آقای حسین توسلی در مقاله ای تحت عنوان تحلیل حق چنین می گوید:

اگر بخواهیم در این مختصر با یک دسته بندی گویا به تنوع کاربردهای این واژه در موارد عمده آن اشاره کنیم به نظر می رسد معانی پنج گانه زیر مناسب باشد:
1- حق به معنای ثابت در نفس الامر و هر آن چه یقیناً ثبوت دارد و واقع شده است یا واقع خواهد شد. اشقاقات مختلف ماده حق در قرآن به این معنا زیاد استعمال شده است. اسناد حق به مرگ و عذاب و عقاب قیامت به همین مناسبت است. هر آن چه که توهم، تردید یا غفلت مخاطب نسبت به واقعی بودن آن بشود با اسناد حق به آن، به نوعی بر واقعی و قطعی بودن مسئله تأکید می شود. هم چنین این که حق یکی از اسمای حسنای الهی است می تواند به همین مناسبت باشد.

2- حق به معنای صدق خبر یا حکم و مطابقت آن با واقع، البته نوع قضایا بر حسب این که نفس الامر آن چیست ؛ یعنی مطابقت آن ها با چه وعایی، شرط صدق آن ها است متفاوت اند ولی در همه این موارد به ملاحظه این که مفاد این قضیه صحیح و مطابق با نفس الامر است حق اطلاق می شود.
3- حق به معنای درستی و مشروعیت و معقولیت و آن چه مطابق با مقتضای حکمت است ؛ اعم از این که موضوع آن یک فعل باشد یا یک قول و اظهار نظر یا یک وضعیت اجتماعی و مانند این ها ؛ مثلاً می‌گوییم این کار که در مقابل ظالم از مظلوم دفاع شود از نظر اخلاقی کاری است به حق و سزاوار این گفته که باید به عدالت رفتار کرد حق است. گاهی این معنا از حق را به صورت ” وقوع چیزی در موضوع خودش” تعبیر می کنند. لکن واضح است که جنبه تکوینی مسئله – یعنی این که شی ء در مکان خاصی باشد- مورد نظر نیست بلکه جنبه ارزشی آن ملحوظ است ؛ یعنی این که آن شیء به همان ترتیبی است که سزاورا است و باید باشد. این تعبیر کنایه از همان معنای اعتباری معقولیت و روا بودن و درستی است.
4- حق به معنای امتیاز یا نصیبی که برای کسی در نظر گرفته شده است و دیگران موظف به رعایت آن هستند‌. سه معنای قبلی در یان که حق در مقابل باطل قرار داشت مشترک بودند اما معنای چهارم چنین نیست. در معانی سه گانه قبلی به ملاحظه تحقق یک مفهوم تصوری در واقع یا مطابقت یک قضیه تصدیقیه با واقع یا قابل پذیرش بودن یک قضیه اخلاقی یا روا بودن یک فعل از نظر اخلاقی کلمه حق بر این موارد به صورت حمل هو هو حمل می شد یا به صورت صفت به آن ها اسناد داده می شد، اما در این معنای ‌چهارم همواره وجود متشخصی مطرح است که او را صاحب حق می دانیم ؛…
همانگونه که ملاحظه می گردد از میان تعاریف چهارگانه فوق سه تعریف نخست مبتنی بر مفهوم حق بودن است. یعنی حق مترادف با آنچه درست و ثابت است انگاشته می شود و در تعریف چهارم که به موضوع امتیاز یا نصیب شخص اشاره دارد مفهوم حق داشتن مطرح می گردد.
با توجه به آنچه گفته شد در تحلیل مفهوم حق،تفکیک بین دو مفهوم «حق داشتن» به نظر ضروری می‌رسد. مفهوم اول از حق گرچه در حوزه مباحث مرتبط با ارزش ( خوب ها و بدها) از جایگاه ویژه‌ای برخودار است، اما بایستی توجه داشت حق به معنای دوم آن یعنی «حق داشتن» است که موضوع گزاره‌های حقوق بشری در حقوق بشر در حقوق بشر معاصر قرار می گیرد.
تفکیک بین این دو مفهوم در بادی امر به نظر مسئله یا غیر قابل بحث می باشد لیکن تامل در ادبیات و ریشه های معرفتی گفتمان مخالف حقوق بشر به خوبی نشان خواهد داد که بسیاری از مخالفت ها در عدم تفکیک دقیق بین این دو مفهوم ریشه دارد. « حق بودن» را با فعل ربطی بودن و « حق داشتن » را با فعل داشتن به کار می بریم. این تفکیک بویژه مسئله را در پیوندی عمیق با تفکیک بین مفهوم « ارزش / خوب» و « حق هنجاری » قرار خواهد داد. ظاهراً محوری ترین ایده لیبرالیسم در عرصه اخلاق اجتماعی و در نتیجه حقوق بشر، تفکیک بین این دو مفهوم است. ایده حق بر خطا بودن به خوبی نمایانگر اهمیت تفکیک بین دو مفهوم « حق بر بودن» و « حق داشتن » است. مبنای اخلاقی بردباری و تسامح، در تفکیک بین این دو مفهوم از حق ریشه دارد.
با توجه به اینکه حق غذا در زمره حقوق بشر و در چارچوب تحلیل هوفیلدی از مفهوم حق جزء حق – مطالبه می باشد، تحلیل این جنبه از حق نیز به شرح زیر ارائه می شود :
بند دوم – حق – مطالبه /ادعا
حق مطالبه ای همانا حق به معنای مضیق آن است. در این رابطه حقوقی یک طرف حقی را طلب می‌نماید که این حق می تواند طلب مال، نیاز، شأن، و … باشد و در برابر آن دیگری موظف به تأیده، تأمین و اجابت مورد طلب، طلبکار می باشد. مطالبه گر در این رابطه حقوقی، محق است و ماهیت این حق، حق مطالبه است. نکته قابل توجه آن است که حق های مطالبه ای پیوسته در پیوند و هماهنگی با یک وظیفه متقابل هستند. بدین معنی که چون این حقوق در حقیقت ادعای بر غیراست، در مقابل وظیفه غیر در انجام و اجرای این گونه حقوق خودنمایی می کند. به زبان دقیق تر حقوقی می توان گفت که لازمه حقوق مطالبه ای وجود وظیفه ای در طرف مقابل است. حق به معنای مضیق آن همانا حق – ادعا است که لازمه آن وجود وظیفه یا تعهد در طرف دیگر است، حق دسترسی به غذا نیز از نوع حق – ادعا است، لذا در این پایان نامه از این رویکرد مورد بررسی قرار می گیرد و از عبارت «حق بر غذا» برای بیان آن استفاده می شود.
حقوق بشر معاصر در واقع حق های افراد در برابر دولت است. کارکرد اصلی این نظام هنجاری محدود کردن قدرت دولت در برابر افراد است . بنابراین، می توان ادعا کرد که حق های بشری در ارتباط با دولت ها، ماهیتاً از نوع حق – ادعا بوده، دولت ها متعهد به تضمین این حقوق برای افراد هستند. البته این بدان معنی نیست که حقوق بشر در روابط بین افراد مطرح نمی باشد. با این وجود فضای غالب در گفتمان حقوق بشر، فضای تضمین حقوق افراد در برابر دولت است؛ فضایی که دولت را متعهد به تضمین حق ها می داند. به همین دلیل ادبیات حاکم بر اسناد بین المللی حقوق بشر در رابطه با دولت‌‌ها، ادبیاتی تعهد مدار و نسبت به افراد، ادبیاتی حق محور است‌. کوته سخن اینکه حق های مطرح در حقوق بشر معاصر غالباً از مقوله حق – ادعا هستند، به این ترتیب دولت در برابر افراد، و افراد در برابر یکدیگر مکلف و متعهد خواهند بود. حال سئوال این است که این تکلیف چه ماهیتی دارد؟
صاحب نظران حقوق بشر قائل به دو نوع تعهد می باشند که عبارتند از تعهد به وسیله و تعهد به نتیجه‌.
منظور از تعهد به وسیله آن است که

Leave a Reply