تعاریف و مفاهیم صلح

تعیین چهارچوبی برای صلح

ارائه یک تعریف کامل و جهان شمول از برخی پدیده­های اجتماعی مثل صلح ،که در همه­ی مکان­ها قابل قبول باشد، امکان­پذیر نیست، به عبارت دیگر صلح به عنوان یک پدیده­ی اجتماعی در هر جامعه­ای از نظام ارزش و ویژگی های فرهنگی، اجتماعی و تربیتی جامعه تبعیت می­کند ، زیرا این گروه از پدیده مستقیماً بوسیله­ی یک جامعه بوجود آمده و نتایج و عواقب آنها نیز بوسیله همان جامعه احساس می شود . مطالعه و بررسی منابع مختلف در این زمینه نشانگر آن است که تعاریف متعدد و متنوعی درباره­ی جنگ از فقها و فلاسفه و حقوق دانان پیشنهاد شده است اما به معنی واقعی کلمه نشانی از تعریف در دست نیست . بعلاوه تعریف توصیفی  از صلح دیده نمی­شود که بتواند تعیین چهارچوب عرضه آن را به نحو مفروض میسر کند و اجازه دهد تا با دقتی کافی پیرامون موضوع آن تحقیق کنیم (فرخجسته، 1371:79).

 

مفهوم صلح با توجه به معلومات بی واسطه

اگر سعی کنیم تا به معلومات بی واسطه­ی معرفت رجوع کنیم نخستین برداشت چنین خواهد بود که به نظر می­رسد انسان­ها بدون آن­ها به صلح فکر کنند، در صلح زندگی می­کنند، و آن را درست مانند موضوعی کاملا طبیعی و قائم با لذات می­کنند. در حالی که نمی توان در جنگ زیست یا از آن گذشت و اثرات آزاردهنده­ی آن را احساس نکرد، در اولین موضوعی که خود را قابل قبول نشان می­دهد نظر کسانی است که صلح را با تندرستی و جنگ را با یک پریشان احوالی و یک بیماری، همانند تصور می کنند. زیرا یکی از معیارهای تندرستی این است که همانند صلح که ماشینی و ناخودآگاه عمل می­کند نا مشهود است. حتی برای نوجوانی که تنها در دوره­ی صلح زیسته اند ، عموما و همواره به منزله­ی یک تعهد بالقوه وجود دارد . وقتی جنگی رخ می دهد توجه مردم را به خود جلب کرده و در همه جا نهضت­های فکری ایجاد می کند . معلومات بی واسطه­ی دیگری که گویی در شعور ناخودآگاه ما ثبت شده است اندیشه­ی توالی جنگها و صلح هاست ، این اندیشه از سنت­ها و معرفت­ها از تاریخ نشات می گیرد . اما این اندیشه اگر به رفتارهای صلح طلبانه و جنگ طلبانه متناوب حشرات اجتماعی ، گله­های گرگ و مهاجرت­های وسیع برخی پستانداران که همزمان هم پرخاشگرانه و هم مرگ آور است ، توجه کنیم ، به ریشه­های بیولوژیک بستگی دارد . تعریف­هایی که از وارونه کردن تعریف­های جنگ به دست آمده است به علت احساس عمیق این توالی (صلح پس از جنگ می­آید وجنگ پس از صلح) است . وسیع­ترین بخش از تعریف­های صلح پا به عرصه وجود می گذارند ، تعریف­هایی که غالبا مبهم و ناروشن هستند این تعریف­ها یک رابطه

مطلب مشابه :  هفده راه اشنایی با بیماری اتیسم

منفی و متضاد را توضیح می­دهد.(فرخجسته،1371:81).

بررسی ادبیات آموزش صلح بیانگر این مطلب است که علاوه بر مشتق واژه هایی که برای صلح به کاربرده شده است ، برداشت­های مختلفی هم از طرف محققان این امر از این واژه به عمل آمده است . مثلا گالتونگ تحقیقات جامع و کامل در این مورد انجام داده است که برخلاف تحقیقات دیگران که بر مفهوم و معنای جنگ متمرکز بوده است ، بر معنا و مفهوم صلح تاکید نموده است و در این طبقه بندی که معطوف بر صلح است ارائه داده است ، در این زمینه بندی دو برداشت متفاوت از صلح شده است ، یکی صلح منفی[2] و دیگری صلح مثبت[3]. منظور از صلح منفی : فقدان خشونت سازمان یافته بین گروههای بزرگ انسانی ، و منظور از صلح مثبت : الگوی همکلامی و همبستگی بین گروههای بزرگ انسانی است، فقدان خشونت نباید با فقدان تعارضی اشتباه شود . خشونت بدون تعارض مادی به وقوع می پیوندد(گالتونگ[4]،1976: 11-10).

“ریردون”[5]هم صلح منفی را به معنای عدم وجود جنگ یا برخورد و خشونت فیزیکی یا مثبت تعریف نمی­کند و معتقد است که به حفظ صلح و جلوگیری از کشمکش از طریق اجرای برنامه های حل تضاد و میانجی­گر امکان پذیر است . والف[6] هم صلح مثبت را تلاش برای ایجاد جامعه ای برابر و عادلانه که در آن کرامت و شان انسانی مورد توجه قرار گیرد و همکاری و مشارکت بین آنها ترویج گردد و افراد نیازهای اجتماعی، فیزیکی، روانشناختی و ذهنی خود را به طور صلح آمیز دنبال نمایند تعریف می­کند.

استراگن هم تاکید دارد که باید از طریق احترام به فرهنگهای مختلف صلح مثبت در جامعه پی­ریزی کرد(استراگن[7]،2001).

مطلب مشابه :  5 گام فرایند حل مساله

برخی از محققین معتقدند که مفهوم صلح جدا از جنبه های عینی و ذهنی و فعلی آن و نیز خارج از متن اجتماعی و تاریخی­اش مفهوم انتزاعی است . چنین مفهومی نمی­تواند پدیده­های موجود را توصیف و  مورد توجه قرار  دهد، بلکه می­تواند امری تصویری ، الگوی اسوه­ای و سرمشقی را توصیف کند . این همان اختلافی است که کانت بین یک موضوع بالقوه و یک موضوع واقعی و بالفعل قائل است . از طرف دیگر اندیشه صلح از دیدگاه بسیاری صاحبنظران دارای دو جنبه است . یک جنبه­ی جهانی مستقل از موقعیت جغرافیایی ، تاریخی و از مسائل مهم جهان به شمار می­آید و دیگری جنبه­ای که در قالب فرهنگ­های متعارف ومعمول زندگی است و نباید به تخاصم بیانجامد ، چرا که در عرصه زندگی فردی، اجتماعی و جهانی، صلح به طور مستقیم با عواملی چون عدم درک دیگران، ا ختلافات سیاسی، تزلزل اجتماعی، خشونت، احساس مظلومیت، احساس فقر مربوط است و انسان­ها قادرند بر همه این روندها تأثیر بگذارند. مانته سوری، در تکمیل این بحث عبارت کامل­تری دارد، که می­گوید، اگر چه آینده­ای که از صلح استنباط می شود ، پایان بخشیدن به خشونت و جنگی “صلح منفی “است، اما صلح واقعی، ترویج و اعتلای عدالت و عشق دربین انسان­ها و ایجاد دنیای بهتر است که در آن هماهنگی ، همسانی و توافق حاکم باشد. (به نقل از فتحی واجارگاه،1382: 28).

براک اوتن[8]در یک برداشت وسیع منظور از صلح را عدم خشونت در کلیه اشکال مستقیم و غیر مستقیم آن، و نیز تضمین حقوق اعضای جامعه می داند، به نمونه ای که همه­ی آنها در قدرت در توزیع منابعی که در حفظ آن نقش دارند مشارکت نمایند . صلح در حقیقت ، فرایندی است در بر گیرنده ، مجموعه ای از مهارت­ها در راستای برقراری ارتباط و رعایت قواعداخلاقی که هیچ­کس از آن متضرر نمی شود و از این رو ، هم ایجاد صلح و هم حفظ آن ، با آموزش و پرورش و آماده­سازی کودکان و نوجوانان برای رفتار صلح آمیز در بزرگسالان ارتباط تنگاتنگی دارد (استراگن،2001).

 

[1].peace

[2] .Negative Peace

Postivie Peace.[3]

Galtong.[4]

Reardon.[5]

[6].Walf

[7].Strugen

[8].Brakuten