آشنایی بامیراث فرهنگی

فرهنگ چیست؟

واژه فرهنگ در قابوسنامه (از متون قرن پنجم) مترادف با هنر و به معنای آموختن و به کار بستن آمده است. فردوسی نیز فرهنگ را به معنی دانش و هنر می داند.

زدانا بپرسید پس دادگر                      که فرهنگ بهتر بود یا گهر؟

چنین داد پاسخ بدو رهنمون                 که فرهنگ باشد زگوهر فزون

فرهنگ در علوم مختلف تعبیرهای متفاوتی دارد و مجموعه ای پیچیده از معارف، اعتقادات، هنرها، صنایع، فنون، اخلاق، قوانین، سنن و بالاخره تمامی عادات و رفتار و ضوابطی است که فرد به عنوان عضوی از جامعه خود فرا می گیرد و در برابر آن جامعه وظایف و تعهداتی بر عهده دارد؛ یعنی، مجموعه ای که نتیجه فعالیت ها و ابداعات شخص او نیست بلکه به عنوان میراث گذشتگان از راه فراگیری مستقیم و غیرمستقیم به وی منتقل می شود(آیت اللهی و همکاران، 1392؛ ص2).

کلمه« فرهنگ» از دو حرف « فره» به معنای « شکوه و عظمت» و « هنگ» از ریشه اوستایی « سنگ» به معنی « کشیدن»       و « سنگینی و وقار»گرفته شده است و در متون فارسی پهلوی به معنای” دانش و دانایی” آمده است.

اما در حوزه زبان انگلیسی مفهوم « فرهنگ» تحولات دیگری به خود می بیند. تایلور« فرهنگ» را مترادف با « تمدن» در نظر گرفت. او معتقد است فرهنگ، کلیت در هم تنیده ای است که از « دانش، دین، هنر، قانون، اخلاقیات، آداب و رسوم، و هرگونه توانایی  و عادتی که آدمی به عنوان عضو جامعه به دست می آورد تشکیل می شود.»

در دیدگاه علمای ایرانی از جمله علامه جعفری، هر امری که در جهت رشد انسان به سوی کمال اثرگذار باشد جزء فرهنگ محسوب می شود و هر چه که از این خصوصیت بهره مند نباشد در حوزه فرهنگ قلمداد نمی شود. در نهایت همه بر این باورند که دین، هنر، اسطوره، زبان و علم را مهم ترین عناصر فرهنگ برمی شمارند و این امور را مهم ترین عناصر جهان انسانی تلقی می کنند. از آنجا که نظام هنری و زیبا شناختی رابطه مستقیم بر فرهنگ جامعه دارد؛ هنر دارای مصادیق متعدد و گسترده ای همانند شعر، موسیقی، نقاشی، معماری، صنایع دستی و اموری از این قبیل می گردد. فرهنگ هر جامعه هنر آن جامعه را هدایت و رهبری می نماید و فرهنگ در قالب آن تحقق عینی می یابد.

مطلب مشابه :  شرکت خدمات مالی و مالیاتی قصر حساب نیکان 

بنابراین فرهنگ بر اساس ارتباط انسان با ابعاد سه گانه محیط زیست، جامعه و ماورای طبیعت شکل می گیرد که در دو بخش عمده جسمانی و رفتاری قابل طبقه بندی است و فرهنگ مادی و معنوی را در بر می گیرد. فرهنگ معنوی بخش پویای میراث فرهنگی است. همه باورها و اعتقادات، صورت های ذهنی فرهنگ و همه سنت ها و رفتارهای آیینی، رفتارهای هنری و تفریحی جلوه های گوناگون فرهنگ معنوی هستند و خود به دو بخش « آثار فکری و رفتاری» و « شخصیت های برجسته» تقسیم  می شود. در حقیقت فرهنگ معنوی بدنه اصلی فرهنگ ملی است و روح کالبد فرهنگ مادی است.

نباید فراموش کردکه « میراث فرهنگی هنری» تنها حاصل کار و وجود« شخصیت های انسانی» نامدار تاریخ نیست بلکه تمامی مردم، دانشمندان، هنرمندان، صنعت گران و صاحبان حرفه و پیشه و… در آن سهمی دارند. « میراث فرهنگی و هنری» را می توان      این گونه تقسیم بندی کرد:

آثار به جای مانده(مادی) شامل آثار منقول(اشیا، آثار مکتوب، وسایل کار و زندگی و علوم و فنون) و آثار غیر منقول                        (آثار معماری، تک بناها و مجموعه های زیستی).

آثار به یاد مانده (معنوی) شامل آثار فکری و رفتاری(رفتار و کردار، تعلیم و تربیت، آداب و سنن، آیین ها و مراسم، سنت های هنری، زبان و گویش، اندیشه و بینش) و شخصیت های برجسته بر مبنای آنچه از این میراث گران بها باقی مانده است(تسلیمی و همکاران،1391).

جایگاه و نقش میراث فرهنگی در تربیت

در جریان تربیت هنری، کودکان با فرهنگ و هنر ایرانی آشنا می شوند. آنها آثار هنری و تاریخی و نیز آداب و رسوم و                        سنت های پسندیده کشور خود را در قالب آشنایی با میراث فرهنگی و هنری ایران می شناسند. آنچه ما از گذشتگان به ارث می بریم، صبغه فرهنگی ندارد و فقط چیزی را که فرهنگ و عوامل فرهنگی در ساختار آنها مؤثرند، میراث فرهنگی می نامیم. آثار به جا مانده از گذشتگان، ارزش فرهنگی و هنری بسیاری دارند. این آثار که « میراث فرهنگی» نامیده می شوند، در رشد و تعالی حیات امروز و فردای انسان مفید و عبرت آموزند. آثار به جا مانده از گذشته،گاه جنبه مادی و ملموس دارند و گاه غیرملموس و معنوی هستند.

آثار باستانی و اشیائی را که سالیان دراز از زمان تولد و شکل گیری آنها می گذرد اما، به علت وجود مادی، عینی و پایدارشان باقی مانده اند و هنوز در مقابل دیدگان ما هستند، میراث فرهنگی و هنری مادی می نامیم. این گروه از آثار و اشیا خود به دو بخش آثار منقول و غیرمنقول تقسیم می شوند. بسیاری از آثار مکتوب، اشیای قدیمی و بناها و محوطه های باستانی که شاهکارهای معماری، شهرسازی و… هستند، ارزش تاریخی و هنری درخور توجهی دارند. علاوه بر آثار ملموس و مادی، میراث فرهنگی غیرملموس و معنوی هم بسیار اهمیت دارند. این آثار وجود خارجی ندارند اما مصداق های آنها درک شدنی و در دسترس است؛ مانند: زبان، باورها، اعتقادات، قصه ها و آداب و رسوم. بنابراین، هنگامی که از میراث فرهنگی صحبت می شود، تنها، آثار و اشیای قدیمی موجود در خانه ها یا موزه ها مد نظر نیستند. میراث فرهنگی شامل تمامی تفکرات، اعتقادات، آداب و رسوم، زبان و هنر در طی زمان است و حتی انسان ها را که حامل دانش و فرهنگ موروثی نیاکان خود هستند و در طول زمان آنها را محفوظ داشته و به کمال رسانده اند، شامل می شود. میراث فرهنگی که گنجینه ای از دانش ها، مهارت ها، فنون، عواطف، زیبایی ها و هنرهاست، می تواند الهام بخش اندیشه و کار هنری ما         و آیندگان مان باشد و نیز، به ما در رسیدن به ایده ها و آثار جدید علمی و هنری کمک کند.

مطلب مشابه :  سلامت روان از دیدگاه اسلام

ارزش آثار فرهنگی در ارائه اطلاعات معتبر تاریخی انکارناشدنی است. توصیفات تاریخی مکتوب همیشه شفاف نیستند و همه آنچه را وجود داشته است، نشان نمی دهند. همچون جزئیاتی درباره کیفیت زندگی انسان و محیط طبیعی(زیست بوم) نسل های گذشته که در نتیجه پژوهش های باستان شناسی به دست آمده اند. آثار تاریخی نه تنها عامل ارائه اطلاعات هستند بلکه به کمک آنها انسان می تواند با نیاکان خود ارتباط عاطفی برقرار کند؛ نقشی که شاید هیچ عنصر دیگری نتواند بر عهده گیرد. این نقش در روان آدمی جایگاهی خاص برای میراث فرهنگی پدید می آورد. از این رو توجه به میراث فرهنگی در همه جوامع اهمیت دارد. در حقیقت،            میراث فرهنگی هویت و شناسنامه هر قوم و ملتی است که نشان می دهد آن قوم و ملت چگونه زیسته و در شکل گیری تمدن بشری چه نقشی داشته است(آیت اللهی و همکاران، 1392: ص11- 5).