حقوق در جایی که می دانیم شیوه های اجرایی نظام داخلی وجود ندارد ارزشمند است؟

این امر بارها گفته شده است که یک حق بدون جلوگیری از تضییع آن نمی تواند وجود داشته باشد .اما در جایی که اشکال گزینه هاو دلیل های بدست آمده مختلف برای جلوگیری از تضییع حق از طریق فرایندهای یر حقوقی نظیر دیپلماسی خاموش،تهدید به قطع رابطه ،فشار افکار عمومی و تدابیر دیگر وجود دارد آیا مسئله به همین شکل است؟این موضوعی است که ارتباط ویژه ای با بحث راجع به نقش سازمان های غیر دولتی دارد.
به طور کلی در مورد حقوق(جمع حق )تحلیل فلسفی ماهیت آنها تنها یک عمل نظری نیست.فهم و ادراک ماهیت حقوق مطروحه کمک می کند که فهم ما نسبت به حمایت فرادست نسبت به حق های مختلف،عدول یا استثنائات نسبت به انها،اولویت بندی آنها و نیز درک ما از اینکه ایا با یک دسته از حقوق به شکل روابط سلسله مراتبی برخورد خواهد شد و یا خیر روشن گردد.وظیفه ی مرکزی و اساسی یک نظام حقوق بشر در حال توسعه،اعطای موقعیتی قانونی به حقوق می باشد .موقعیتی که از اعمال مزبور ور مقابل اعمال محدودیت و یا عدول از آنها حمایت شود.بدیهی است که بدون فهم روابط حقوقی ایجاد شده توسط یک نظام حق ،نمی توان به وظیفه مزبور پرداخت.
گفتار اول:کدام حقوق ،حقوق بشر هستند؟
اجازه دهید بار دیگر به این سئوال که حقوق بشر چیست؟ باز گردیم.همین که این سئوال مطرح می شود ،پیچیدگی هایی نیز ظاهر می شوند .سخن گفتن از حقوق بشر مستلزم برداشت و تصوری است که از حقوقی که یک نفر بر حسب انسان بودن دارا می شود .بدیهی است که در اینجا ما از حقوق بشر در معنای بدیهی آن سخن نمی گوییم مبتنی بر اینکه کسانی انسان هستند که حقوق مز بور را دارند بلکه منظور ما اینست که برای داشتن آن حقوق تنها انسان بودن لازم است .به بیان دیگر ،آیا حقوقی وجود دارد که انسانها تنها به دلیل انسان بودن ،مستقل از شرایط اجتماعی متفاوت و درجات شایستگی شان داشته باشند؟پاسخهایی که افراد و دولتها به این سئوال می دهند تاثیر زیادی بر دیدگاهها و جدیت آنها نسبت به حمایت از حقوق بشر دارد.
بعضی از محققین ،حقوق بشر را حقوقی تعریف کرده اند که مهم،اخلاقی و جهان شمول باشد .بدیهی است که تعریف مزبور دلخوش کردن به آراستن حقوق بشر به این ویژگی ها می باشند اما این شرایط نباید خود اشکار و بدیهی صرف تلقی شوند ،پس در بر دارنده ی بعضی ابهامات می باشند .برای مثال هنگامی که می گوییم حقی (مهم است ما در حال سخن گفتن از یکی از ویژگی های زیر هستیم.)

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ارزش ذاتی حق
ارزش ابزاری آن حق
ارزش آن نسبت به ترکیب و نموداری از حقوق
اهمیتش در این که کمتر از ملاحظات دیگر نیست
اهمیت ان به عنوان نظام ساختاری برای نظام زندگی خوب.
کلمات اخلاقی و جهانی شاید به مراتب کلمات پیچیده تری باشند .چه چیزی بعضی از حقوق را جهانی ،اخلاقی و با اهمیت می سازد؟
و چه کسی در این باره تصمیم می گیرد
این شاید شیوه ی دیگری از رسیدن و ورود به سئوال درباره منبع اعتبار و اقتدار حقوق بشر باشد و یا در باره اینکه چگونه حقوق مزبور می تواند ایجاد و توجیه شوند.
رویکردها به این سوال به گونه ای گسترده و متفاوت هستند .هرچه انسان بیشتر در این موضوع نمود و بررسی کند بیشتر وسوسه می شود که با فلاسفه اخلاق « شهود گرا» همراهی کند.
فلاسفه ای که مدعی هستند حقوق بشر بیهوده و پوچ می باشند چرا که مستلزم داوری های اخلاقی ای هستند که باید بدیهی و خود پدیده بوده و به علاوه تفسیر پذیر و شکافتنی نیستند.دیگر فلاسفه اخلاق که مواجه با نا پایداری و تزلزل معنا بوده اند بر تاثیر و نتیجه حقوق بشر یا آنچه که مقصود از آن حقوق می باشد ،تمرکز می کنند.در این مسیر ،پیرایش و اصلاحی توسط مکتب هنجارگراصورت گرفته است.این مکتب بر ان است که ما نباید دل مشغول و نگران آنچه که دستیابی به آن با انتشار یک گفته اخلاقی (حقوق بشر )دنبال می شودنباشیم بلکه باید دل مشغول انچه که عملا با انتشار آن رخ می دهد باشیم یعنی ،چه عملی انجام می شود و چه واقعیاتی به منصه ی ظهور می رسند .این رویکردها ،هر چند ممکن است مفید باشند اما سئوالاتی توجیه کننده باقی می مانند .منابع ادعا های اخلاقی( حقوق بشر) (چنانچه اصلا منبعی وجود داشته باشد) چه هستند؟توجیهات مزبور تا چه حد متقاعد کننده هستند که بتوان له یا علیه آنها استدلال نمود؟قلمرو و یا مفاد آنها چیست؟و چگونه با هم ارتباط پیدا می کنند؟چنین سئوالاتی در واقع برای هر مکتب اندیشه فلسفی –کلامی ،حقوق طبیعی ،اثبات گرا ،تاریخ گرا،سودا نگار،علوم اجتماعی ،واقع گرا؛مایه دل مشغولی و توجه بوده است و بر این اساس تفاوت و تمایز پیدا می کنند.
گفتار دوم:حقوق بشر
بند اول: تعریف

اعلامیه جهانی حقوق بشر به عنوان اولین سند بین المللی راجع به حقوق بشر که آن را با نام ذکر می نمایدبدون ارائه تعریفی توضیحی ،متضمن مصادیق بسیار زیادی از این حقوق می باشد که تحت عنوان حقوق مدنی،سیاسی،اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی طبقه بندی گردیده است .اما سازمان ملل متحد آن را اینگونه تعریف نموده است:
“حقوق بشر به طور کلی به عنوان حقوقی قابل تعریف می باشند که از ذات ما جدا شدنی نبوده و بدون آن ما نمی توانیم به عنوان انسان زندگی نماییم.
حقوق بشر و آزادی های اساسی این امکان را می دهد که ما صفات انسانی مان ،عقلمان ،استعدادمان ووجدانمان را به طور کامل پرورش داده و بکار بریم و نیازهای روحی و دیگر نیاز هایمان را برا ورده سازیم .آنها مبتنی بر خواسته روزافزون بشر برای زندگی است که در آن شان ذاتی و ارزش هرانسانی از احترام و حمایت برخوردار باشد”
در ادامه این تعریف امده است :
“انکار حقوق بشر و آزادی های اساسی نه تنها یک تراژدی فردی و شخصی است ،بلکه موجب اوضاع نا ارام اجتماعی و سیاسی می گرددو تخم خشونت و تخاصم را در درون اجتماعات و ملت ها و در بین آنها می کاردهمانطور که جمله نخست اعلامیه جهانی حقوق بشر بیان می نماید,احترام به حقوق بشر و شان انسانی ,زیر بنای آزادی ،عدالت و صلح در جهان می باشد.”
به این ترتیب می توان گفت “حقوق بشر عبارتند از آزادیها ،مصونیت ها و مزایایی بر طبق ارزش های پذیرفته شده معاصر ،کلیه انسان ها باید یتوانند به عنوان حق از اجتماع ی که در آن زندگی می کنند ادعا نمایند”این حقوق متضمن موارد استحقاق ذاتی هر فرد به صرف انسان بودن وی می باشد.
بند دوم:سیر تحول تاریخی حقوق بشر
به مدت سه قرن از شکل گیری جامعه بین المللی جدیدبه عنوان اجتماعی از دولت های حاکم در قرون شانزده و هفده میلادی ،روابط بین المللی روابط بین دولتی تلقی می شد و حقوق بین الملل فقط بردولت ها الزامی بوده دولت به عنوان موضوع اصلی ،اگر نه انحصاری ،حقوق بین الملل محسوب می شد
چون عقیده حاکم بر این بود که افراد موضوع حقوق بین الملل نمی باشندو در نتیجه ،حقوق بین الملل نه تعهدات و نه مسئولیت ها یی را بر آنها تحمیل می کرد ، و نه حقوق و امتیازاتی را به آنها اعطا می نمود و نه امکان داد خواهی و جبران خسارت برای آنها در این حقوق وجود داشت بر این اساس ادعا های افراد برای دولت خود و یا چگونگی رفتار یک دولت با شهر وندانش،به طور کلی هیچ ارتباطی با حقوق بین الملل نداشت.اما چنین مفهومی از حقوق ملل نا ساز گاز با واقعیت ها و الزامات جامعه بین المللی ،نمی توانست برای همیشه دوام پیدا کند.
گرچه حقوق بشر بین المللی بعد از جنگ جهانی اول گامهای کوچک ولی مهمی به جلو داشته ،رشد و پیشرفت آن عمدتا در تحولات پس از جنگ جهانی دوم رقم خورده است ضمن آنکه مفهوم حقوق بشر در تاریخ اروپا دارای مفهوم قدیمی تری بوده و تحت نام های مختلفی از قرن های پیش به شکلی مطرح بوده است.در اینجا سیر تاریخی را تا جنگ جهانی دوم به اجمال مورد بررسی قرار می دهیم.
در اوایل قرن سیزدهم ،پادشاه انگلستان ،کینگ جان،مجبور شد تا با امضای ماگتا کارتا یا منشور بزرگ تعدادی حقوق را ، که بعد ها تحت عنوان حقوق بشر نامیده شد به شهروندانش اعطا نماید.دادخواهی حقوق1628 لایحه قانونی راجع به قرار زندانی1976 و لایحه حقوق 1689 از اسناد تاریخی دیگردر این خصوص در انگلیس می باشد.
در قرون هفده و هجده میلادی در اروپا فیلسوفان بزرگی همچون گروسیوس ،واتل و لاک مفهوم حقوق طبعی یا حقوق متعلق به یک شخص به طور ذاتی و بواسطه ی انسان بودن وی و نه بواسطه ی شهروند خاص کشور و یا عضو یک گروه مذهبی و یا قومی بودن ،را مطرح کردند .تساوی افراد بشر در خلقت و اعطای برخی حقوق غیر قابل انتقال مانند حق زندگی ، آزادی و طلب خوشبختی ،توسط خالق صراحتا در لایحه حقوق ویرجینیا 1776و اعلامیه استقلال آمریکا1776انعکاس دارد . اعلامیه حقوق فرد و شهروند 1789 فرانسه نیز متضمن چنین مفاهیمی است.
مالا حقوق طبعی با عدم اقبال مواجه و حقوق جهانی شکل گرفت و فلاسفه معروفی چون توماس پن،جان استوارت میل و هنری دیوید به شرح و بسط آن پرداختند .گفته می شود دانشمند اخیر نخستین فردی است که اصطلاح حقوق بشر را به کار برد و ا« را در رساله اش با عنوان نافرمانی مدنی در 1894 منتشر شد مورد استفاده قرار داد.این اثر تاثیر بسزایی در بزرگانی چون لئون تولستوی و بویژه ماهاتما گاندی و مارتین لوترکینگ ،که اعتقاد و عملشان مقاومت مبتنی بر عدم خشونت در مقابل اقدامات غیر اخلاقی و نادرست حکومت بود داشته است.
گنجاندن بر خی تعهدات ناظر به حقوق بشردر معاهدات منعقده در این دوران همچون معاهداتی که به موجب آنها دولت ها متعهد می گردیدند تا امکان پرستش مذهبی بدعت آمیز را بدهند یا برخی حقوق مدنی اساسی را به دگر اندیشان مذهبی اعطا نمایندو به مقرراتی که به ایجاد دولت غیر دینی وحقوق بین الملل جدید کمک می کردندو توسعه ی یک معیار بین المللی بر رفتار مبتنی بر عدالت با بیگانگان قابل مقایسه با رفتاری که حقوق بین الملل بعد ها به عنوان حقوق همه انسان ها مورد شناسایی قرار داد.از جمله تحولات تاریخی دیگر قواعد ومقررات مربوط به حقوق بشر می باشد.
بند سوم :منابع حقوق بشر
امروزه متون راجع به حقوق بشر طیف وسیعی از اسناد و معاهدات بین المللی و منطقه ای را شامل می شودکه مهمترین منابع بین المللی آنها عبارتند از اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948،کنوانسیون راجع به جلوگیری و مجازات نسل کشی 1948،میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی 1966،میثاق بین المللی حقوق اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی 1966،کنوانسیون رفع اشکال تبعیض علیه زنان 1981،کنوانسیون ضد شکنجه رفتار یا مجازات ظالمانه دیگر،غیر انسانی یا موهن 1984و کنوانسیون حقوق کودک 1989.
مبحث دوم:گفتما ن حقوق بشر
وظایف زیادی بر عهده ی حقوق بشر است : توضیع معنای و مفهوم حقوق بشر ،مبنای توجیهی ان منطق و لوازم ان ،محتوای حقوق و اینکه چگونه حقوق برانگیزاننده ی تکالیف اند ،چه تکالیفی را بر می انگیزند .چه کسی مکلف به این تکالیف است .ارتباط بین حقوق بشر و دیگر ارزش ها چیست؟
حقوق بشر علی القاعده نوع خاصی از حق اند و اغلب در مقابل حقوق قانونی یا مدنی بر آمده از قوانین یا عادات جوامع خاص قرار می گیرند .دانلی می گوید :حقوق بشر حقوقی است که انسان ها دارایشان هستند فقط به این دلیل که انسان اند .این صورت بندی بسیار وتداول اما غیر قانع کننده است.
روشن نیست چرا کسی دارای حقوقی است فقط به این دلیل که انسان است.بویژه روشن نیست جرا کسی دارای آن حقوقی است که در اعلامیه جهانی فهرست شده است.درواقع این صورت بندی برای تبیین این فهرست بسیار نامناسب است .مثلا ماده 22 می گوید “هر کس به عنوان عضو اجتماع “حق امنیت اجتماعی دارد.ماده 21 می گوید هر کسی حق دارد در حکومت کشورش مشارکت داشته باشد اما کسی این حق را ندارد به این دلیل که انسان است بلکه به عنوان یک شهروند بالغ دارای چنین حقی است.کودکان و خارجی ها معمولا

Leave a Reply