دانلود پایان نامه

فرمانی صادر کند و بنویسد کوروش پادشاه فارس چنین می‌فرماید که یهوه خدای آسمان مرا چنین امر فرموده‌است که خانه‌ای برای او که در اورشلیم که در یهودا است، بنا نمایم. پس همگی برخاسته و روان شدند تا خانه خداوند را بنا نمایند. و کوروش پادشاه، ظروف خانه خداوند را که نبوکدنصر (بخت‌النصر) آنها را از اورشلیم آورده و در خانه خود گذاشته بود، بیرون آورد و به رئیس یهودیان سپرد»
ب)در رویدادنامه نبونید
ورود کوروش «بدون جنگ و پیکار» به شهر بابل، در یک سالنامهٔ بابلی که به رویدادنامه نبونید مشهور است، تأیید شده‌است: «در روز شانزدهم ماه تشریتو (۱۲ مهر ۱۱۶۰ پیش از ایرانی (هجری خورشیدی)/ ۱۱ اکتبر ۵۳۹ پیش از میلاد) «گَئوبَروَه» فرماندار گوتیوم همراه با سپاه کوروش بدون جنگ و پیکار به بابل اندر آمد»
ج)برگردان
در این لوح استوانه‌ای، کوروش پس از معرفی خود و دودمانش و شرح مختصر فتح بابل، می‌گوید که تمام دستاوردهایش را با کمک و رضایت مردوک خدای بابلی به انجام رسانده‌است. وی سپس بیان می‌کند که چگونه آرامش و صلح را برای مردم بابل و سومر و دیگر کشورها به ارمغان آورده، و پیکر خدایانی که نبونید از نیایشگاه‌های مختلف برداشته و در بابل گردآوری کرده بوده را به نیایشگاه‌های اصلی آنها برگردانده‌است
پس از آن، کوروش بزرگ می‌گوید که چگونه نیایشگاه‌های ویران‌شده را از نو ساخته و مردمی را که اسیر پادشاه‌های بابل بودند به میهن‌شان برگردانده‌است. در این نوشته اشارهٔ مستقیمی به آزادی قوم یهود از اسارت بابلیان نشده، اما با مطالعه و پژوهش منابع تاریخی مشخص شده‌است که آزادی یهودیان بخشی از سیاست کوروش پس از فتح بابل بوده‌است.
منشور کوروش در ایران
در جریان جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران، منشور کوروش به رغم مخالفت دولت وقت بریتانیا برای چند روز به ایران آورده شد و در موزه شهیاد آریامهر به نمایش در آمد
پادشاه ایران، از استوانه کورش به عنوان نخستین منشور حقوق بشر جهان یاد کرده‌است. برای بار دوم منشور حقوق بشر کوروش برای نمایش به مدت ۴ ماه در روز جمعه ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۰ ساعت ۴:۲۵ دقیقه صبح تحت تدابیر امنیتی از بریتانیا وارد تهران شد. به همراه این منشور ویترین نمایش آن نیز آورده‌شد.
مذاکرات برای انتقال این اثر تاریخی از ۵ سال پیش آغار شده‌بود که نهایتاً ۲ سال قبل موزهٔ بریتانیا با انتقال آن به ایران موافقت کرد در روز شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۹ مراسم رونمایی از منشور با حضور و سخنرانی محمود احمدی‌نژاد و اسفندیار رحیم مشایی برگزار شد. طی این مراسم احمدی نژاد چفیه‌ی خود را بر گردن ۲ نفر که به‌عنوان نماد یک سرباز هخامنشی و کاوه آهنگر در مراسم حضور داشتند و سپس یک جوان بسیجی انداخت در این مراسم نیل مک گرگور رئیس موزهٔ بریتانیا در سخنرانی خود که پیرامون تاریخچهٔ منشور کوروش بود، حکومت کوروش را «بزرگترین امپراطوری جهان» و فتح بابل و منشور کوروش را «پیروزی امپراطوری هخامنشی» و «فرازی از تاریخ یهودیان» توصیف کرد و این منشور را یک «میراث همگانی و متعلق به همهٔ انسان‌ها دانست».این منشور در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۳۹۰ به موزه بریتانیا برگردانده شد.
فصل سوم:حقوق بشر
کلیات:
در این فصل، بدواً به تعاریف مربوط به حقوق بشر و گفتمان حقوق بشر پرداخته و سپس حقوق بشر دوستانه وجهانی سازی حقوق بشرو نظریه وکاربردها و مبانی فکری و همچنین توسعه حقوق بشر ارائه می گردد

مبحث اول:ماهیت حقوق
یکی از نخستین سئوالات این است که مقصود ما از حقوق بشر چیست؟این سئوال سوالی کم اهمیت جزیی نیست.مساله تعریف بخصوص در عرصه بین المللی (جایی که فرهنگ های متنوع در گیر بوده ،مبانی اثبات گرایی سست و متزلزل گردیده و ساز و کارهای اجرایی وجود نداشته یا ترد و شکننده شده اند) می تواند مهم و اساسی باشد.چنان که سارتر می گوید انسان ها تعقیب گران معنا می باشند
معنا به ما می گوید چرا ،چگونگی و کیفیت فهم ما از معنای حقوق بشربر داوری های ما بر موضوعاتی نظیر این که کدام حقوق مطلق تلقی می شوند کدامیک جهانی هستند کدام حقوق می بایست مقدم شمرده شوند کدامیک می توانند به واسطه ی منافع دیگرکنار گذاشته شوند کدام حقوق مستلزم فشارهای بین المللی هستند کدامیک برای اجرا می توانند برنامه هایی را مطالبه کنندو این که برای گرفتن کدام حقوق مبارزه تلاش صورت می گیرد تاثیر می گذارد؟
فرایند تعریفی مزبور ساده و اسان نیست
در ابتدا اصطلاح (حقوق)« جمع حق» را در نظر بگیرید اعتباری که به تعبیر پوروفسور هوفلد ،بوقلمون صفت و چند پهلو می باشد .بر اساس تحلیل هوفلدی واژه ی( حق)گاهی در معنای مطلقش ، یعنی استحقاق صاحب حق به چیزی همراه با یک تکلیف متلازم بر عهده ی شخص دیگر دلالت دارد.گاه برای دلالت بر« مصونیت» از تغییر وضعیت حقوقی مورد استفاده قرار می گیرد گاه بر دلالت بر یک امتیاز به انجام چیزی و بعضی اوقات اشاره به یک قدرت برای ایجاد یک رابطه حقوقی دارد.

اگرچه همه ی این اصطلاحات بعضی اوقات ،تحت عنوان حقوق تعرف شده اند اما هر مفهوم حمایت های متفاوتی را بدنبال داشته و نتایج متفاوتی را پدید می اورد برای مثال حقوق بشر مورد توجه میثاق حقوق مدنی و سیاسی را در نظر بگیرید.بعضی از حقوق ذکر شده در آن ماهیت« مصونیت» دارند. به این معناا که حکومت نمی تواند از آن عدول کند.اما آیا هیچ حق مطلقی وجود دارد؟
مطمئنا حق حیات تضمین شده در بند 1 ماده 6میثاق مزبور به نظر انقدر اساسی میرسد که مطلق تلقی می شوددر بند 1 ماده 6 تنها در مقابل سلب حیات غیر قانونی مصونیت ایجاد می کند تاثیر این قید بر ماهیت حق مورد بحث چیست؟هنگامی که ما از حقوق انتقال پذیر صحبت می کنیم چه معنایی از ان را اراده می کنیم؟ایا منظور ما حقی است که هیچ استثنا و قیدی بر آن وارد نیست؟یا منظور ما از حق محمول بر صحتی است که که طرفدار و حامی بطلان آن ملزم به ارائه دلایل ویژه است؟
یا مراد ما اصلی است که می بایست مورد اطاعت قرار گیرد مگر اینکه بعضی از اصول دیگر به اندازه ی کافی مهم و جدی باشند که اجازه ی استثنا قایل شدن بر آن اصل را بدهند ؟
آیا ملاحظاتی که توجیه گر یک استثنا باشد باید از همان مقوله اخلاقی باشند که زیر بنای حق مزبور را تشکیل می دهند؟اگر ما حق را ادعایی در مقابل حکومت به عدم انجام بعضی اعمال صورت بندی کنیم نظیر اینکه شهروندان را شکنجه ندهد یا آنها را از آزادی بیان ،مذهب ،مهاجرت محروم نکند ،انگاه پیچید گیهای دیگری بروز می کند باز ما نیازمند این هستیم که پایه های اظهار چنین ادعاهایی را درک کنیم.اگر ادعای خاصی از مفهوم متافیزیکی نظیر طبیعت بشری یا از مفهومی دینی نظیر اراده ی الهی یا ازمفاهیم پیشینی دیگر ناشی می شوددر این صورت ممکن است ادعای مزبور واقعا مصونیتی باشد که داوری های هنجارین نسبت به ان نباید به کار رود.
چنانچه اگر ادعای مزبور مبتنی بر منافع معینی نظیر خیر همگانی باشد مسائل دیگری نظیر لزوم تعیین خیرعمومی برزوز می کند که ممکن است طیف گستر ده ای ازتفاسیر اخلاقی را(که خیلی از آنها پشتیبان مطالبات حقوق بشری افراد نیست) مجاز بشمارد .
همچنین ممکن است مجبور باشیم هر ادعای ویژه ای را در مقابل دیگر منافع اجتماعی نظیر امنیت ملی ،اخلاق عمومی یا هر چیز دیگری که ممکن است به عنوان یک محدودیت در کنار آنها قرار بگیرد متوازن نماییم.
اگر از حقوق به عنوان« امتیازات» سخن بگوییم مسائل دیگری پیش می آید :اگر امتیازات توسط دولت اعطا شده است،پس می توان گفت که دولت حق دارد که آنها را مشروط نماید.در واقع این رویکردی است که در قانون اساسی شوروی سابق وجود داشت که در ان حقوق امتیازاتی تلقی می شد که مشروط به پیش بردن و تقویت ایدئولوژی کمونیستی شده بودند .

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

آیا حقی که در یک میثاق بین المللی به یک دولت برای عدول از حق داده شده به این معنا ست که حقوق صرفا امتیازات می باشند؟
برای مثال میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی اجازه ی عدول از حق ،بیان شده در اصل 8(مصونیت برپایی نظام بر ده داری و بندگی)را به دولت نمی دهد همان ماده همچنین دولت را از مجبور کردن فرد به انجام کار اجباری منع می کند با وجود این،حق مزبوربه هنگام وضعیت فوق العاده ی عمومی به موجب اصل 4در معرض لغو و نسخ قرار دارد .آیا حق به بردگی گرفته نشدن یک «مصونیت »است یا یک حق مطلق؟
واز آنجا که گاهی اوقات حق عدم انجام کار اجباری در دسترس نیست آیا حق مزبور صرفا یک امتیاز می باشد؟چگونه تعیین کنیم که در حال بحث از چه نوع حقی هستیم؟
از جمله آشفتگیهایی که می تواند از مساله تالیفی ناشی شود ،آشفتگی تعیین گزینش «حقوق» در میثاق بین المللی حقوق اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی است.حقوق ذکر شده در این میثاق شامل موضوعاتی نظیر حق داشتن شرایط مساعد کار،حق بر خور داری از تامین اجتماعی ،سلامتی،آموزش و پرورش ،دستمزدهای عادلانه ،حداقل شرایط زندگی،و حتی حق استفاده از تعطیلات همراه با دستمزد می شود.
برخلاف مورد میثاق حقوق مدنی و سیاسی،این میثاق به طور صریح عدول از چنین حقوقی را پیش بینی نمی کند
آیا این حقوق ادعاهایی است که افراد ممکن است اظهار نمایند؟اگر چنین است تکالیف متلازم با این ادعا ها بر عهده ی چه کسی است؟
اگرحقوق مزبور امتیاز هستند تحت چه شرایطی می توان آنها را کنار گذاشت؟«پروفسور ترابک»به حق مزبور به عنوان حقوقی که «به رسمیت شناخته می شوند »تا این که اعلام یا تضمین شود ،اشاره می کند و می گوید که این حق دربر گیرنده و مستلزم اصل «تحقق مترقی»می باشند.که ظاهرا بدین معناست که آنها آرمان یا هدف هستند.اگر چنین باشد آیا پذیرش و اعتقاد به چنین اهدافی به عنوان حقوق نادرست و گمراه کننده نیست؟
چه کسی مکلف به فراهم آوردن چنین حقوقی است؟
بعضی از محققین حقوق مدنی و سیاسی را به عنوان انواع مصونیت هاطبقه بندی می کنند چرا که آنها در مقابل مداخله و تجاوزحکومت قرار می گیرند.حقوق مزبور قید و محدودیت هایی برحکومت با ماهیت« تونباید» می باشند .به طور کلی چنین قید و بند های منفی ،تنها می تواند از طریق قانون گذاری تامین و محافظت شود در مقابل حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی حقوقی هستند که در ان انجام عمل مثبت از سوی دولت لازم و ضروری است.بنابر این حقوق مزبور ادعاهایی علیه حکومتها تلقی شده که بسته به موضوعاتی نظیر فراهم بودن منافع و شرایط دیگر ،ممکن است تحقق پیدا کند یا غیر متحقق باقی بمانند
اکر قضیه به همین سادگی می بود نتیجه گیری منطقی این است که حقوق مدنی وسیاسی (در ماهیت مصونیت )سزاوار برتری سلسله مراتبی بر ادعاها یا استثنائات متحمل بوداما همان طوری که قبلا بحث شددولتهای کمونیستی و برخی از دولتهای جهان سوم اغلب ادعای مخالف دارند به این معنا که مدعی برتری و تقدم ادعاهاو مطالبات اقتصادی و اجتماعی در میان طبقات حقوق هستند .در حقیقت بارها استدلال شده است که دستیابی به حقوق اقتصادی و اجتماعی،پیش شرط سایر حقوق میباشد یعنی تا زمان تحقق حقوق اقتصادی و اجتماعی،یک دولت در شرایطی نیست که به تدارک حقوق مدنی و سیاسی بپردازد.
خیلی ها به حقو مدنی و سیاسی و حقوق اقتصادی و فرهنگی ،علی رغم داشتن وضعیتهای قانونی متفاوت ،وضعیتی برابر و وابسته به هم را نسبت می دهندارج و اعتبار این دو گروه از حقوق اولویت و بر تری هایی که به آنها نسبت داده می شود متضمن مسائل سیاست واقعی است که غالبا به طور مشخص و صریح شرق و غرب و شمال و جنوب را از هم جدا کرده است.مسائل مزبور همچنین در بر دارنده ی تضادهایی میان ارزشهای فلسفه سوداگرانه و سوداانگارانه ستیز ،تضادهای میان ارزشهای عدالت وآزادی و دیگر مسائل فلسفه معاصر است که لازم است به طور مختصر مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
و بالاخره اینکه در مورد حقوق بشر بین المللی ،فرد همیشه با این سئوال مواجه است که :چگونه

Leave a Reply