نظر گرفت. اشتغال به عنوان نقشی اضافه شده می تواند در بردارنده تعهدات و مسولیت های بیشتر باشد، اما از سوی دیگر، زنان با جایگاهی که در بازار کار احراز می کنند، پاداش می گیرند و این امر حکایت بیشتر آنان را بر منابع مالی در پی دارد و به آن ها این فرصت را اعطا می کند که بتوانند به نحو مثبتی بر شرایط زندگی خود و خانواده خود تاثیر گذار باشند.
در واقع طرف داران این فرضیه ها معتقدند نقش های گوناگون به دلیل فراهم آوردن منابع گوناگون برای احساس رضایت و پاداش های شخصی، موجب بهبود عملکرد روان شناختی فرد می شوند. بر پایه این فرضیه، نمی توان ادعا کرد که ایفای نقش های گوناگون لزوما به معنای فشار بیشتر است. برخی پژوهش ها نشان می دهند در صورتی که زنان قادر به ایجاد تعادل بین مسولیت های خانه داری و شغلی خود شوند، در مقایسه با زنانی که تمام وقت به خانه داری می پردازند کمتر احساس فشار می کنند. این وضعیت شاید به این دلیل باشد که زنانی که به طور تمام وقت خانه داری می کنند، امکان کمتری برای اجتماعی شدن، انجام فعالیت های مقبول و ارزشمند اجتماعی، که موجب افزایش و بهبود عزت نفس و شیوه های مقابله در فرد می شوند، دارند.
گفتار دوم: دیدگاه مخالفان اشتغال زنان
در چارچوب رویکرد منفی اشتغال زنان به فرضیه های زیر می توان استناد کرد: فرضیه تعارض نقش، فرضیه بار اضافی نقش یا فشار نقش، فرضیه کمیابی و… . مخالفان نیز بر این استناد می کنند که هر نقش اضافی به افزایش فشار بر وقت و انرژی فرد می انجامد. نقش های اصلی، مانند نقش های شغلی، مادری و همسری به امکانات، تلاش و زمان اساسی نیاز دارند. فرد نمی تواند تمام تقاضا های برخاسته از نقش های متفاوت را برآورده سازد. از این روی، احساس می کند که فقط می تواند به یکی از حوزه ها احساس تعهد قوی داشته باشد. بر پایه این تئوری، اشتغال، به ویژه اشتغال تمام وقت، برای زنان پیامدهای منفی جسمانی و روانشناختی از قبیل احساس گناه و اضطراب خواهد داشت. بنابر پاره ای پژوهش ها نیز احساس فرسودگی در مردان بیشتر با عواملی که به طور مستقیم با کار آنان مربوط است، همبستگی دارد؛ در حالی که در زنان احساس فرسودگی بیشتر با عواملی چون فشار نقش، کیفیت رابطه زناشویی و میزان حمایت اجتماعی، همبستگی دارد.
در واقع نقش های گوناگون تا سطح معینی از کار، قادر به ارتقای سلامت جسمانی و روانی اند، و از آن به بعد موجب احساس خستگی، فشار و بار زیاد می شوند، که پیامد منفی خواهد داشت. با توجه به اینکه بسیاری از زنان شاغل در مقایسه با مردان شاغل احساس مسولیت و نگرانی بیشتری برای کارهای خانه می کنند، طبیعی است آستانه تحمل این گروه از زنان برای درگیری شغلی کاهش یابد. برای مثال، وجود کودکان کم سن یکی از عواملی است که آستانه آسیب پذیری را کاهش می دهد.
بارنت در فرضیه کمیابی مطرح می کند که، تکثر نقش ها باعث اضطراب و فشار بیشتر زنان می شود. او فرض بر این می گذارد که ایفای چند نقش عمده به صورت همزمان موجب زایل شدن انرژی محدود فرد می شود و در نتیجه زنان در پاسخگویی به انتظارات و نیازهای هر دو نقش خانوادگی و شغلی با کمبود انرژی و ضعف و ناتوانی روبرو می شوند و در نتیجه زنان شاغل با نوعی خستگی و بی حوصلگی مواجه می شوند.
ارسطو معتقد است که طبیعت زن و مرد متفاوت است پس نمی توان او را با مرد یکسان دانست، به عقیده او توانایی زنان کمتر از مردان است و نمی توان تصور کرد که زنان همان مقام هایی که مردان دارا می باشند را کسب کنند. او اعمال قدرت مرد بر زن را برای کنترل و حفظ نظام خانواده ضروری می داند.
افلاطون با محدود شدن کار زن به خانه داری و بچه داری مخالف است. او عقیده دارد هیچ تفاوتی بین ظرفیت و توانایی مرد و زن وجود ندارد، لذا باید به زنان اجازه داد، همان مقام هایی را کسب کنند که مردان دارا می باشند و کشور نباید از خدمات نیمی از جمعیت خود محروم گردد.
پارسونز در نظریه تفکیک نقش ها با تصور اینکه اشتغال زن نظام خانواده را در معرض خطر قرار می دهد، اشتغال زن را نکوهش می کند. به اعتقاد وی تغییر در فرصت های شغلی و ایجاد برابری باعث از هم پاشیدگی ساخت خانواده شده و کارکرد جامعه کنونی را بر هم می زند. او در نظام خانواده مرد را رئیس یا نان آور خانواده و زن را کدبانوی خانه معرفی می کند. به عقیده پارسونز اشتغال زن امری منفی و زیان بار است و آسیب های زیادی را بر نظام خانواده وارد می کند.
گفتار سوم: اندیشه های فمینیستی

مطلب مشابه :  منابع تحقیق درباره اقتصاد مقاومتی

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نظریه های فمینیسی بخشی از یک رشته پژوهش درباره ی زنان است که به طور ضمنی یا رسمی، نظام فکری گسترده و عامی را درباره ی ویژگیهای بنیادی زندگی اجتماعی و تجربه انسانی از چشم انداز یک زن ارائه می کند. این نظریه از سه جهت متکی به زنان است . نخست آنکه موضوع عمده تحقیق و نقطه شروع همه بررسی ها، موقعیت و تجربه های زنان در جامعه است، دوم آنکه این نظریه زنان را به عنوان موضوع های کانونی در فراگرد تحقیق در نظر می گیرد. یعنی در صدد آن است که جهان را از دیدگاه متمایز زنان در جهان اجتماعی نگاه کند. سوم اینکه نظریه فمینیستی دیدگاه انتقادی و فعالانه ای به سود زنان دارد و در پی آن است که جان بهتری را برای زنان بسازد که به نظر آن ها بدین ترتیب جهان برای بشریت نیز بهتر خواهد شد. فمینیسم ها با افتخار می گویند که زنان می توانند مدعی نیمی از جهان شوند.
حال چند نظریه فمینیستی را که دارای شهرتی می باشد و هر کدام برای خود پیروانی دارند را ذکر کرده و سپس به طور مختصر شرحی از اعتقادات هر یک از نظریه ها بیان می کنیم.
الف: فمینیسم لیبرال
این گروه نسبت به نقش مادری و همسری چون دست و پای زنان را میبندد و محدود می کند، بدبین هستند و کار در خانه را ظالمانه میدانند و بر این باورند که تغییر در قوانین اجتماعی و سیاسی برای حل تبعیض موجود کافی است. با ورود بیشتر زنان به عرصه آموزش، اقتصاد و جامعه این نابرابریها از بین خواهد رفت.
ب: فمینیسم مارکسیستی
به اعتقاد مارکس و انگلس، خانواده اولین نهاد اجتماعی است که تقسیم نابرابر کار در آن صورت میگیرد و باید این نظام نابود شود و به جای آن مؤسسات اشتراکی جایگزین شود تا کار منزل و بچهداری و مانند اینها به طور مساوی از سوی هر دو جنس انجام پذیرد.
ج: فمینیسم رادیکال
سیمون دوبوار که یک فمینیست رادیکال می باشد معتقد است که زنان، طبیعت یکسانی با مردان دارند، اما یک واقعیت مهم یعنی جسم آنها مانع بروز توانایی ها و استعدادهای واقعی ایشان شده آنها را به بردگی کشانده است. جسم از نظر او تعیین کننده ماهیت حقیقی زنان نیست، بلکه بیشتر توضیح دهنده ی تاریخ آنهاست.
به نظر می رسد فمینیست های رادیکال قایل به برتری ذاتی جنسیت زنانه بر جنسیت مردانه هستند و حاضر به برقراری مساوات و برابری بین این دو جنس نمی باشند و حتی فمینیست های رادیکال جدید کشتار جمعی مردان را راه چاره برای رهایی زنان از سلطه مردان می دانند.
د: فمینیسم سوسیالیستی
نظریه پردازان سوسیالیست هر نوع تجربه های ستمگری را، چه از سوی مردان و چه از سوی زنان، مورد بررسی قرار می دهند. آنها حتی این قضیه را نیز در نظر می گیرند که چگونه برخی از زنان با وجود تحت ستم بودن می توانند در ستم به زنان دیگر مشارکت فعالانه ای داشته باشند. برای نمونه زنان سفید پوست آمریکایی که زنان سیاه پوست را مورد ستم قرار می دادند. و در واقع، یکی از برنامه های فمینیست های سوسیالیست، رویارویی با پیش داوری ها و عرف های ستمگرانه است که درون اجتماع خود زنان رواج دادند.
فمینیست های سوسیالیست بر خلاف مارکسیست ها از پویایی های اقتصادی پا فراتر می گذارند. و از شرایط گسترده تری سخن می گویند که زندگی بشری را ایجاد و حفظ می کنند. جسم انسان جنسیت و نقش آن در تولید مثل و پرورش فرزندان، خانه داری بدون اجر و مزد، وظایف خانگی نامریی و تغذیه غذای فمینیست های سوسیالیستی برای تحلیل نظام اجتماعی، از یک سوی برآنند تا نظامهای تسلط پهن دامنه را توصیف کنند و از سوی دیگر می کوشند تا تجارب معمولی و روزانه آدمهای ستم کشیده را جزء به جزء مورد بررسی قرار دهند.
ه: فنینیسم پست مدرن
به نظر برخی از متفکران این گرایش، زن نیازمند تشکیل خانواده و شوهرداری و پرورش فرزند است و اینها موجب ستم نیست بلکه علت فرودستی زنان، وجود رفتارهایی است که از بدو تولد میان دختر و پسر، تفاوت ایجاد میکند و برای حل این مشکل باید حقوق متشابه برای زن و مرد در امر تحصیل، اشتغال و سیاست قائل شد و برای این مهم، حذف نمادهای جنسیتی از کتب درسی بسیار مؤثر و مفید است.
قرائت پست مدرن از فمینیسم که در حقیقت یک بازنگری و نقد فمینیسم است از سوی دیگر گرایشها با واکنش منفی روبه رو شده است. آنها میگویند این گرایش، نهضت و قیام زنان را زمین گیر میکند و اگر یک سخن و نظام حقوقی عام و جهانی نداشته باشیم، نمیتوان همه زنان را به راه و فکر و برنامه مشترک دعوت کرد.

مطلب مشابه :  رشته حقوق-دانلود پایان نامه در مورد آیت الله خامنه ای

فصل دوم:
ابعاد، آثار و پیامدهای
اشتغال زنان

مبحث اول: پیامدهای اشتغال

گفتار اول: پیامدهای مثبت
الف: پیامدهای فردی
1- احساس رضایتمندی و افزایش اعتماد به نفس: در جامعه مدرن، خانه پیوسته در حال تنگ تر شدن است؛ هم از نظر جغرافیایی با کوچک شدن خانه ها، هم از نظر ارتباطی با محدود شدن ارتباطات طایفه ای و محلی، و هم از نظر ارزشی با تحقیر خانه داری و خانه نشینی. بنابراین ورود به فضای اجتماعی و عرصه اشتغال، حتی هنگامی که وظایف کاری نسبتا کسل کننده باشد، می تواند نیاز زن به ورود به عرصه های اجتماعی وسیع تر و کسب تجربه های نو را به همراه داشته باشد، نیاز به برقراری ارتباط با دیگران را تامین کند و او را از فضای خانه آزاد سازد، و به همین دلیل برای زنان لذت بخش است. از سوی دیگر، ارزش گذاری هایی که در فرهنگ مدرن درباره استقلال مالی و اشتغال صورت می گیرد، رقابت برای کسب موقعیت های شغلی را به مثابه یک ارزش جلوه گر می سازد و افرادی که در این مسابقه موفق به احراز مشاغل می شوند احساس پیروزی می کنند. به گفته استوارت ازکمپ، هر چه شخصی چیزی را بیشتر بخواهد و هر قدر چیزی برای او مهم تر باشد، پس از به دست آوردن آن خشنود تر خواهد شد و در فرض عدم دسترسی به آن بیشتر احساس ناکامی می کند. افزایش مهارت های اجتماعی، موفقیت در برقراری ارتباط با مردم، کسب درآمد و استقلال مالی، احساس توانمندی و… باعث تقویت و افزایش اعتماد به نفس در زنان شاغل می شود و اعتماد به نفس بالا و خود باوری نیز زمینه های موفقیت بیشتر را برای فرد فراهم می کند. اشتغال زنان، باعث افزایش شناخت نسبت به خود می شود که یکی از پایه های عمده ی سلامت روان است و منابع گوناگونی برای احساس رضایت در خود و دریافت پاداش را ایجاد می کند. زنان شاغل امکان انجام فعالیت های مقبول و ارزشمند اجتماعی را که سبب افزایش عزت نفس است را پیدا می کنند.
2- استقلال مالی :از بدیهی ترین پیامدهای اشتغال استقلال مالی است. در بسیاری از موارد زنان تنها به علت نیاز مالی که به همسر خود دارند با شرایط سخت زندگی، تن به خواسته های نامعقول همسر خود می دهند و از بسیاری از حق و حقوق طبیعی خود صرف نظر می کنند. معمولا مردان به علت قدرت اقتصادی که در خانواده دارند محور تصمیم گیری های مالی و به تبع آن سایر جنبه های زندگی هستند. زنان با داشتن شغل و کسب درآمد علاوه بر اینکه می توانند در بسیاری از موارد به خواسته ها و آرزوهای خود جامعه عمل بپوشند می توانند بدون نیاز به اجازه در هر زمینه ای که تمایل دارند درآمد خود را به مصرف برسانند؛ همچنین از آن جایی که این درآمد در بسیاری از موارد در کمک اقتصاد خانواده قرار می گیرد زن خانواده به تبع سهیم شدن در درآمد زایی، در تصمیم گیری ها نیز

Leave a Reply