علل عدم رغبت به مطالعه

بی میلی و بی رغبتی به مطالعه علل گوناگونی دارد:

برخورد عاطفی با موضوع مورد مطالعه: یاد گیرنده ها از لحاظ آمادگی عاطفی در برخورد با موضوع مورد مطالعه با هم فرق دارند. این تفاوت در علایق، نگرش ها و خودنگری های آنها ظاهر می شود. برای یادگیری یک مطلب باید شوق آموختن، اعتماد کافی و پذیرش در فرد وجود داشته باشد. در صورتی که نگرش نسبت به موضوع مورد مطالعه مثبت باشد، فعالیت مطالعه با اشتیاق صورت می گیرد. مرتبط بودن موضوع مورد مطالعه با هدف ها آینده و اشتیاق به مطالعه را افزایش می دهد.

ضعف خواندن و فهمیدن: علل ضعف خواندن و فهمیدن عبارتند از: محدود بودن دامنه لغات، آگاهی نداشتن از روش صحیح مطالعه، عدم درک معنا و فهمیدن، و کند خوانی(منظور از کند خوانی همان کلمه خوانی است یعنی حدود 200 تا 250 کلمه در دقیقه)(کیث و پولاک،ترجمه مجدالدین کیوانی،1378).

تلویزیون: نالست و کرایکمپ علت کاهش میزان مطالعه را افزایش تنوع یا گوناگونی فعالیت ها برای گذراندن اوقات فراغت می دانند. به این معنی که امروزه افراد با دامنه گسترده تری از فعالیت ها برای گذراندن اوقات فراغت خود روبرو هستند(تیوتن[1]،1990). همچنین رایس(1980) و رابینسون(1986) به این نتیجه رسیدند که میزان مطالعه روزانه افراد(مطالعه روزنامه، کتاب، مجله و یا هرگونه مطالعه دیگری) همبستگی بالایی با متغیرهایی مانند مطالعه زمان آزاد افراد و ترجیحات شخصی(عادات) افراد برای مطالعه دارد(به نقل از تیونن،1990)

به طور کلی، تلویزیون یکی از علل کاهش عادت به مطالعه شناخته شده است. از گذشته این باور وجود داشت که تماشای تلویزیون روش با ارزشی برای گذراندن اوقات فراغت نیست، و حتی بسیاری از افراد تماشای تلویزیون را اتلاف وقت می دانند(فرانک[2]و گرینبرگ[3]،به نقل از تیونن،1990)اگرچه نظرات مربوط به تماشای تلویزیون در طول دهه های گذشته تغییر کرده اما همچنین بسیاری از افراد تماشای تلویزیون را یک فعالیت فراغت منفعلانه در خانه می دانند(گرشانی[4]،2000).و یا آن را تهدیدی برای خلق دانش هوشمندانه می دانند(بوردیو[5]،1999). در تحقیق نالست و کرایکمپ شواهدی دال بر تاثیر منفی تلویزیون بر کاهش میزان مطالعه بدست آمده است. در نهایت نتایج تحقیق تیونن(1990) نشان می دهد که الگوی کلی زمان اختصاص یافته به مطالعه در دهه 1990 به صورت نزولی بوده است، اما این الگو در میان گروه های مختلف جمعیت متفاوت بوده است. به طور کلی زمان اختصاص یافته به مطالعه در میان جمعیت جهان کاهش زیادی داشته است و از سوی دیگر نیز در گروه سالمندان این زمان افزایش یافته است. تلویزیون شیوه زندگی افراد را تغییر داده است. امروزه جوانان رغبت کمی برای مطالعه دارند و اگر به تماشای تلویزیون نپردازند از گذشته و حال اطلاعات کمی دارند (آدلر،ترجمه محمد صراف تهرانی،1381).

کمبود کتاب یا هر گونه متون خواندنی: بی توجهی بزرگسالان به مطالعه، که در نقش الگوی کودکان هستند، و کمبود کتاب در خانه منجر به کاهش مطالعه در کودکان می شود. بدیهی است با وجود کودکان کم سواد به زودی با بزرگسالان کم سواد مواجه می شویم. اگر درآمد خانواده ای به هر دلیلی کم باشد مواد خواندنی اولین چیزی است که خرید آن کم می شود(کراشن ،2004).

انتخاب: عامل مهم دیگر در ترغیب افراد به مطالعه انتخاب است. تشویق و احترام گذاشتن به فعالیت مطالعه گامی مهم در جهت افزایش احساس خودمختاری است. شورا[6]، فلاوری[7]و رستر[8](1998) دریافتند که بین انتخاب و جنبه های کارآمد مطالعه مثل انگیزه همبستگی مثبت وجود دارد. تاکید بیش از حد مدارس به مطالعه به قصد امتحان دادن و اندازه گیری، هنگامیکه دانش آموزان در مدارسی هستند که بر مهارت، تمرین و مشق تاکید می شود، تبدیل به مطالعه کنندگان مدرسه می شوند، یعنی افرادی که قادر به مطالعه هستند اما مطالعه را انتخاب نمی کنند(کراشن،1993).

روش های ایجاد علاقه به مطالعه

باور کلی بر این است که انگیزه توسط کنجکاوی، کفایت، خودمختاری و ارزش گذاری فعال می شود. مثلا در کلاس های درسی معلمان با درک علت انگیزه می توانند انگیزه مثبت ایجاد کنند و یادگیری موثر را برای دانش آموزانشان افزایش دهند.معلمان با انگیزه می توانند با داشتن انتظارات اندک و ارائه پاسخ های موثر و سودمند عملکرد بهتری داشته باشند. به طور کلی اشتیاق معلم با موفقیت و انگیزه دانش آموزان همراه می شود. این موفقیت انگیزه معلم را نیرو می بخشد و منجر می شود که او شور و انگیزه بیشتری را برای آموزش محتوای دروس از خود نشان دهد و دانش آموزان را برای یادگیری بیشتر تقویت کند. این روند یک چرخه مثبت است که در محیط یادگیری بوجود می آید و منجر به افزایش انگیزه و یادگیری دانش آموزان و معلمان می شود. معلمانی که در داخل و خارج از کلاس با چالش های بسیاری روبرو باشند، خود را خسته و بی حوصله می دانند و نسبت به آموزش انگیزه و شور زیادی از خود نشان نمی دهند. هر چند به نظر می رسد که پاداش های مالی نیز نتوانند زمان و انرژی را که معلمان در کلاس صرف می کنند جبران کند.

مطلب مشابه :  تاریخچه­ ی توجه به پژوهشگری معلم

با این حال معلمانی وجود دارند که همچنان نسبت به شغل خود علاقمند و مشتاق هستند و این انگیزه را نیز به‌دانش‌آموزان‌القا می‌کنند(الینگتون[9]و کانینگهام،2002).

علاقمندی به مطالعه را می توان با افزایش مقداری از اطلاعات درباره آنها بوجود آورد. ایجاد علاقه به مطالعه بر اثر درک درست هدف ها ایجاد میشود. به این منظور تعیین هدف ها گام بزرگی در افزایش رغبت به مطالعه است. هد ف به معنای منظور و مقصودی است که فرد برای رسیدن به آن تلاش می کند. با روشن شدن هدف ها، مطالعه برای فرد دارای معنی و مفهوم می شود. در صورتی که از هدف های کوتاه مدت پلی برای هدف های بلند مدت ساخته شود مطالعه به برنامه ای عملی در زندگی تبدیل می شود که با پاداش فوری همراه است. طبق نظر کرامر[10]و کستل[11](1994) توجه به جنبه های هیجانی مطالعه، مثل انگیزش، می تواند با کاهش لذت بردن از مطالعه مبارزه کند. علاوه بر این، مولفه انگیزش در امر یادگیری یکی از مهم ترین تعیین کننده هایی که با افزایش کیفیت و موفقیت در بازده یادگیری همراه می شود. فرایندهای انگیزشی در هماهنگ سازی هدف های شناختی و استراتژی های یادگیری هستند. همچنین انگیزه برای مطالعه ومهارت های خواندن دو پدیده متقابلا تقویت کننده و همکاری کننده هستند(گاتری و ویگفیلد،2000).

به نظر بسیاری از روان شناسان، داشتن انگیزه در مطالعه نقش اساسی دارد. انگیزه نیروی است که انسان را به کار و فعالیت وادار می کند. انگیزش به معنی ترغیب و تحریک است و منظور پشتکار و کوششی است که یادگیرنده با اشتیاق در مطالعه به کار می برد تا مطلبی را که باید یادبگیرد به خوبی فراگیرد (کارول،به نقل از رینر و پولاک،ترجمه کیوانی،1387).

انگیزه مطالعه

از عوامل موثر بر مطالعه می توان انگیزه، رغبت و علاقه را نام برد .انگیزه در جریان مطالعه و یادگیری اولین قدم نیست، چون تا زمانی که فرد تمایل یا علاقه ای به مطالعه نداشته با شد نمی تواند برانگیخته شود (دلجو رنگینانی،1381). انگیزه مطالعه شامل هدف ها، ارزش ها و عقاید شخصی نسبت به مطالب، فرایندها، و نتایج مطالعه است. انگیزه مطالعه سازه ای چند لایه است که شامل اهداف مطالعه، انگیزه درونی و بیرونی، خودکار آمدی و انگیزه اجتماعی برای مطالعه است. دو بعد انگیزه مطالعه عبارتند از نگرش و علاقه نسبت به مطالعه . با آنکه می توان این سه مفهوم را به جای هم استفاده کرد هر کدام تعریف دقیقی دارند که عبارت است از:

– نگرش های مربوط به مطالعه، یعنی احساسات و عقاید فرد درباره مطالعه

– علاقه به مطالعه، یعنی ترجیحات فرد درباره ژانرها، مطالب، یا متن های خاص

– انگیزه مطالعه، یعنی حالت یا وضعیت درونی فرد که به انجام فعالیت مطالعه مربوط می شود(مک کن[12]،السورث[13] وکییر[14]،1995).

همانطور که گفته شد دو بعد انگیزه مطالعه عبارت است از انگیزه درونی و انگیزه بیرونی.طبق نظر دیسی[15]و ریان[16](2000)، منظور از انگیزه درونی اشتغال به یک فعالیت خاص بر اساس علاقه شخصی نسبت به آن فعالیت خاص است. خوانندگانی که دارای انگیزه درونی برای مطالعه هستند بیشتر برانگیخته می شوند تا اینکه موضوعات مختلفی بیابند و از مطالعه آن مطالب لذت ببرند(به نقل از هایدی[17]و هاراکیویز[18]،2000). مطالعات وانگ[19]و گاتری(2004) نشان داده اند که انگیزه درونی مطالعه با عوامل زیر همبستگی دارد:

  • میزان مطالعه بالاتر و دامنه مطالعه وسیع تر
  • لذت بیشتر از مطالعه
  • به یادسپاری اطلاعات کلیدی
  • پایداری بیشتر در مقابله با سختی ها
  • تسلط بر مهارت های مورد نیاز
  • خودمختاری در تکالیف خواندن
مطلب مشابه :  پانزده راهکار برای افزایش تعهد سازمانی

ویگفیلد و گاتری(1997) گزارش کرده اند که انگیزه درونی پیش بینی کننده میزان مطالعه و درک مطالعه است و از مولفه های زیر تشکیل شده است:

– اهمیت مطالعه، یعنی این باور که مطالعه ارزشمند است.

– کنجکاوی، یعنی تمایل به یادگیری یک مطلب خاص که مورد علاقه شخص است.

– درگیری، یعنی لذت بردن از مطالعه نوع خاصی از اطلاعات ادبی.

– رجحان مطالعه چالش برانگیز، یعنی رضایت ناشی از تسلط یا درونی کردن عقاید پیچیده یک متن.

در مقابل، انگیزه بیرونی یعنی اشتغال به یک فعالیت در پاسخ به ارزش یا مطالبات خارجی(دیسی و ریان،به نقل از هایدی،2000). طبق نظر گاتری و ویگفیلد(1997)، انگیزه بیرونی از سه بعد تشکیل شده است.

– مطالعه برای شناخته شدن، یعنی لذت از به رسمیت شناخته شدن موفقیتشان

– مطالعه برای نمره، یعنی تمایل به مطلوب بودن از نظر معلم

– رقابت در مطالعه، یعنی تمایل به بهتر عمل کردن نسبت به دیگران

تحقیقات نشان داده اند که هر دو نوع انگیزه میزان و دامنه مطالعه را پیش بینی می کنند، اما این رابطه درباره انگیزه درونی قوی تر است(گاتری و ویگفیلد،1997). همچنین انگیزه درونی(نه بیرونی) پیش بینی کننده مطالعه برای لذت است(گاتری و ویگفیلد،2004) و انگیزه بیرونی با مطالعه برای لذت همبستگی منفی دارد. به طور کلی می توان گفت که انواع انگیزه با راهکارهای مختلف و کیفیت های مختلف یادگیری همراه می شوند. انگیزه درونی معمولا با نوعی از یادگیری همبستگی دارد که به درک مفهومی و مهارت های فکری سطح بالا تر می انجامد در حالیکه انگیزه بیرونی معمولا منجر به یادگیری سطحی می شود تا عمیق(گلفیلد و همکاران،2004).

مطالعات متعدد نشان داده اند که مشوق ها به طور معنا داری بر انگیزه مطالعه تاثیر ندارند. مثلا ادمندس[20]و تانکوک[21](2003). انگیزه یادگیری و مطالعه چند کتاب را در سه موقعیت بررسی کردند:

بدون پاداش، همراه با پاداش مربوط به خواندن، همراه با مشوق های بی ربط به مطالعه.

آنها گزارش کردند که تمایل معنا داری در انگیزه مطالعه و میزان مطالعه این سه گروه یافت نشد. به همین ترتیب در فرا تحلیلی که توسط کامرون[22]و پیرس[23](1994،به نقل از کلارک و رامبلد،2006) انجام شد اثر تقویت کننده های کلامی(مثل تحسین) و ملموس (مثل ژتون) بر انگیزه انجام یک تکلیف بررسی شد. آنها دریافتند که پاداش انگیزه درونی را به طور منفی تحت تاثیر قرار نمی دهد(حتی بعد از اینکه تقویت کننده حذف می شود).هر چند باید اشاره کرد که بسیاری از مطالعاتی که در این فراتحلیل مورد بررسی واقع شدند بر تکالیفی متمرکز بودند که کودکان بیشتر از آن لذت می بردند و مشخص نیست که آیا همین مساله درباره تکالیفی که کودکان آنها را لذت بخش تلقی نمی کنند نیز صادق است یا نه. در مقابل، فرا تحلیل دیگری(دیسی،کاستنر[24]و رایان،1999) از 128 مطالعه درباره اثرات پاداش بیرونی بر انگیزه درونی نشان می دهد که چنین پاداش هایی موجب کاهش انگیزه می شود. هرچند هایدی و هاراکیویز(2000)نیز این فراتحلیل را این گونه به چالش کشیدند که بیشتر حاوی مطالعاتی متمرکز بر فعالیت های جالب بودند. طبق نظر هایدی و هارا کیویز ممکن است اثر تقویت کننده های بیرونی به پیچیدگی فعالیت و طول مدت اشتغال به آن مربوط باشد. به طور خاص می توان گفت ترکیبی از پاداش های درونی وبیرونی، مخصوصا پاداش هایی که به عملکرد فرد بازخورد می دهند، برای ادامه اشتغال فرد به یادگیری های پیچیده و اغلب دشوار مورد نیاز است. نتیجه آخر اینکه پاداش های مربوط به فعالیت مطالعه مثل کتاب یا بن کتاب در بوجود آمدن انگیزه مطالعه بیش از پاداش هایی کارآمد هستند که به این فعالیت ارتباطی ندارند(به نقل از کلارک و رامبلد،2006).

[1]Toivnen

[2] Frank

[3] Greenberg

[4] Gershuny

[5] Bourdieu

[6]Schraw

[7] Flowerday

[8] Reistter

[9]Allington

[10] Cramer

[11] Castel

[12]Mckenna

[13] Ellsworth

[14] Kear

[15]Deci

[16] Ryan

[17] Hidi

[18] Harackiwicz

[19]Wang

[20]Edmands

[21] Tancock

[22] Cameron

[23] Pierce

[24] Koestner