قتل های سریالی

1-7-2 تعریف لغوی

قتل سریالی[1] ترکیبی وصفی است که از ترکیب دو واژه ی «قتل» و «سریال» تشکیل شده است. قتل در لغت به معنای کشتن و ریشه ای عربی دارد.سریال، ریشه ی فرانسوی داشته و در دو معنی اسم و صفت کاربرد دارد، که دو ترکیب وصفی مزبور، معنای صفت آن مد نظر است؛ در این کاربرد، سریال (ی) به معنای مسلسل، زنجیره ای، ترتیبی، مرتبط و پیوسته آمده است. (معین، 1376).

2-7-2 تعریف اصطلاحی

در سه دهه ی گذشته، تعاریف گوناگونی از قتل های سریالی، توسط مجریان قانون، روانشناسان بالینی، دانشگاهیان و محققین ارائه گردیده است در حالیکه این تعاریف در چند عنصر کلی مشترک اند، در ارکان خاص با هم متفاوت هستند؛ مانند تعداد قتل های واقع شده، فواصل زمانی بین قتل ها و انگیزه ی قاتلین.تعاریف موجود از قتل سریالی، تعداد مشخصی از قتل ها را معین می کند که بین دو تا ده قربانی متغیر است، این رکن کمیتی، قتل سریالی را از سایر انواع قتل ها متمایز می سازد، و از طرفی شرط فاصله ی زمانی جهت تفکیک بین قتل سریالی با قتل های دسته جمعی ضروری دانسته شده است.برای اولین بار در اوایل(1980) اداره ی تحقیق ایالات متحده ی آمریکا از اصطلاح قتل سریالی به طور رسمی استفاده کرد برای تعریف این پدیده و متمایز کردن این نوع قتل از قتل های گروهی و جمعی(ایگر، 1998).

در سال (1998) کنگره ی ایالات متحده ی آمریکا، در قانون فدرال خود از قتل سریالی چنین تعریفی را ارائه نموده است:

«واژه ی «قتل های سریالی» بدین معنی است که یک سری از قتل ها که شامل سه فقره و یا بیشتر

می شود، خصوصیات و ویژگی های مشترکی دارند که امکان معقولی را به ذهن تداعی می کنند که آن جرایم توسط یک یا چند نفر واحد ارتکاب یافته شده اند.» (ایگر، 1998).

«سرس[2]» (1991) قاتل سریالی را این گونه تعریف می کند: « کسی که به طور تصادفی[3] و در طول یک دوره شامل روزها، هفته ها،ماه ها و یا حتی سال ها، زندگی افراد زیادی را سلب می کند و معمولاً در هر بار یک نفر را و بدون انگیزه ی مشخصی برای رفتارش به قتل می رساند. او اشاره می کند که در بیشتر موارد، قربانیان کاملاً غریبه و ناشناس هستند و شیوه های ارتکاب قتل، فاقد یک الگوی مشخص بوده، و   غیر منطقی به نظر می آیند(سرس، 1991).

هیکی (1997) خیلی ساده تمامی قاتلانی را که با نقشه ی قبلی و در یک فاصله ی زمانی که می تواند شامل روزها، هفته ها، ماه ها و سال ها باشد و سه نفر و یا بیشتر را به قتل رسانده اند، به عنوان قاتلان سریالی تعریف می کند و بدین ترتیب چندین زن را نیز در شمار قاتلان سریالی می آورد؛ و در مجموع قاتلان سریالی شامل مردان و زنان می داند که محدوده ی اعمالشان در یک شهر و یا ایالت باشد، یا حتی برای یافتن قربانیان خود به ایالات مختلف، مسافرت می کنند.هلمز و دی بورگر[4] (1988) 5 عنصر را که قاتل سریالی را از انواع قاتلان گریلر متمایز می کند را به شرح زیر توصیف کردند:

اولین عنصر، تکراری بودن قتل هاست. قاتل سریالی به کشتن قربانیان خود در یک دوره ی چند ماهه و یا چند ساله ادامه می دهد. دومین عنصر شامل این مسأله است که قتل ها به طور مکرر یکی بعد از دیگری اتفاق می افتد. سومین عنصر حاکی از آن است که هیچ گونه ارتباط فامیلی و خویشاوندی بین قاتل و قربانی وجود ندارد. چهارمین عنصر حاکی از احساس اجباری است که در قاتل برای کشتن وجود دارد و در نهایت آخرین عنصر حاکی از آن است که قتل سریالی ممکن است فاقد انگیزه های مالی باشد(ایگر، 1998).

مطلب مشابه :  ابعاد راهبردهای یادگیری خودتنظیمی

اگرچه اصطلاح قتل سریالی تا دهه ی 1980 متداول نبوده است، اما قتل سریالی صدها سال قبل از آن وجود داشته است. اولین مورد قتل سریالی در قرن 15 میلادی توسط «جیل دی ریس[5]» یک نجیب زاده ی فرانسوی و دوستش جان که تقریباً 100 کودک را شکنجه و به قتل رساندند، اتفاق افتاده است(نیوتن[6]، 2000).

با ترکیب ایده های مختلف در ارتباط با ساختار و عناصر قتل سریالی، تعریف زیر قابل قبول به نظر

می رسد:

قتل سریالی، قتل غیر قانونی سه نفر یا بیشتر توسط مجرم یا مجرمین واحد، طی وقایع و دفعات جداگانه و با انگیزه های شخصی است(غلاملو، 1389).

3-7-2 ارکان قتل سریالی

علیرغم اختلاف نظرهای موجود در تعریف قتل سریالی، در نهایت می توان سه عنصر زمان، تعداد قربانیان و انگیزه را ارکان اصلی آن محسوب نمود.

1- عنصر زمان:

زمان، عنصر کلیدی تمایز کننده ی انواع مختلف قتل های متعدد است، نه آسیب شناسی روانی مجرم، نه شیوه ی کار او، و نه تجاوز جنسی به قربانیان؛ تفاوت دو شرایط فاصله ی زمانی بین قتل ها، یک فاکتور عینی معنی دار است (رسلر[7]، بواگرو داگلاس[8]، 1998).

 

2- تعداد حداقلی قربانیان:

محققین مختلف، تعداد حداقلی مختلفی را به عنوان یک شرط ضروری برای تحقق قتل سریالی ارائه کرده اند. نظرات بیشتر، شخصی و سلیقه ای است.لوین و فاکس (1999) قتل سریالی را به عنوان کشتن حداقل 3 یا 4 قربانی می دانند.جنگنیز (1994) پس از مرور و یادآوری مشکلات پیرامون تعریف قتل سریالی، در نهایت تعداد حداقلی چهار نفر یا بیشتر را مورد پذیرش قرار داده است(جنگینز[9]، 1994).

دایتز (1986) معتقد است که جهت بررسی نمودن مجرمین در یک گروه گسترده و همگن، شرط تعداد 10 قربانی و 10 واقعه قتل برای شمول در دسته قاتلین سریالی مناسب است؛ دایتز در نهایت تعداد چهار قربانی و بیشتر را در حوادث جداگانه، به عنوان شرط لازم قتل سریالی ارائه می دهد(دایتز[10]، 1986).

3- انگیزه:

تعدادی از واژگان به عنوان جایگزین و مترادف با قتل سریالی مورد استفاده قرار گرفته اند؛ که از جمله ی آن ها می توان به این موارد اشاره کرد: قتل های اتفاقی، تفریحی، اجباری، احمقانه.محور حاکم بر این واژگان، متوجه انگیزه است. با این حال همان گونه که لیتون (1999) اظهار  می دارد: «بیشتر مفسرین ترجیح

می دهند که به طور ساده، تعریف را به تعدا حداقلی قربانیان معمولاً سه یا چهار و برخی اوقات پنج نفر محدود کنند بدون اینکه به انگیزه توجه نمایند.» (لیتون[11]، 1999).

در عین حال برافی[12] (1967) ویژگی اساسی قتل سریالی را تکرار آن در فواصل زمانی می داند و به محض اینکه شماری از قتل ها همانند یک زنجیره ثابت می شوند، روشن می شود که جامعه باید با یک قاتل نامعلوم مواجه شده باشد، یک قاتلی که هنوز رها و آزاد است و یک قاتلی که جرایم شدیدی را، نه در یک زمان و تحت فشار شرایط و اوضاع و احوال، بلکه با قصد آگاهانه و عاقلانه مرتکب می شود، و احتمالاً زنجیره را ادامه خواهد داد(برافی، 1967).

مطلب مشابه :  تاریخچه­ ی توجه به پژوهشگری معلم

 

 

8-2 انواع قتل های سریالی

اداره ی تحقیق و بررسی فدرال، توسط کاربری گسترده روش های تهیه ی نمودار، هویت و شخصیت قتل های «سازماندهی شده[13]» و «سازمان دهی نشده[14]» را مشخص نمود(رسلر و همکاران، 1988).

با استفاده از اطلاعات جمع آوری شده در صحنه ی جنایت و بررسی ماهیت خود جرم، مأمورین، نموداری را ترسیم می کنند که بر طبق آن می توان فهمید قتل انجام شده از نوع سازماندهی شده است و یا از نوع سازماندهی نشده. در بررسی دقیق تر، مسأله ی قاتل در «قتل سازماندهی شده» به عنوان قاتل شهوانی (قاتلی که با قربانیانش اعمال جنسی انجام می دهد) توسط اف.بی.ای در نموداری می آید که از نظر ویژگی های شخصیتی فردی، دارای مشخصات زیر است:

1- سطح هوش بسیار بالا

2- وضعیت مطلوب تولد

3- شکل و شمایل مردانه

4- پرجذبه

5- دارای قابلیت اجتماعی

6- دارای توانایی جنسی

7- شغل ثابتی ندارند

8- زندگی با همسر

9- متحرک از نظر جغرافیایی

10- برخوردار از نظام تربیتی سخت و بدون انعطاف

11- دارای کنترل احساسات در طی انجام جنایت

12- مستاجرینی نمونه

این گروه از قاتلان، نسبتاً بعد از جنایت رفتاری قابل پیش بینی از خود بروز می دهند، عموماً به          صحنه ی جنایت بازمیگردند، به طور داوطلبانه اطلاعاتی را در دسترس می گذارنند، از اینکه رفتاری دوستانه با پلیس داشته باشند، لذت می برند. در بعضی مواقع جنازه ی قربانی را به محل دیگری منتقل می کنند تا جلب توجه بیشتری بنمایند.

ویژگی های شخصیتی قاتلان در قتل های سازماندهی نشده به عبارت زیر است:

1- بهره ی هوشی زیر حد متوسط

2- وضعیت نامطلوب تولد

3- عدم بلوغ اجتماعی

4- به ندرت تاریخ چیزی را می نویسد

5- دفعات مکرر اخراج از مدرسه

6- معمولاً پدر از کار افتاده یا فاقد شغل

7- تنها زندگی می کند

8- محل های محرمانه برای مخفی شدن دارد

9- دارای فعالیت شبانه است

10- در نزدیکی وقوع جرم زندگی یا کار می کند

11- اشتغال در کارهای غیر تخصصی

12- تغییرات نمایان رفتاری دارد

13- علاقه به جلب نظر رسانه ها دارد

14- مصرف محدود الکل

15- هیجان و اضطراب زیاد در زمان ارتکاب جرم (هیکی، 2006).

طبق نظر FBI، این گروه از قاتلان نیز پس از ارتکاب جنایت، رفتارهای قابل پیش بینی از خود بروز          می دهند که به شرح زیر است: بازگشت به محل وقوع جنایت، احتمالاً در مراسم تدفین و خاک سپاری مقتول شرکت می کند،دفتر خاطرات روزانه دارد، محل کار و استخدام خود را تغییر می دهد، مذهبی  می شود، تغییرات شخصیتی پیدا می کند و تجربیات و خاطرات شخصی خود را از قربانیانش در اختیار مطبوعات می گذارد(هیکی، 2006).

[1] – Serial Murder

[2] – Sears

[3] – Random

[4] – Holms & De Burger

[5] – GilldeRais

[6] – Newton

[7] – Resler

[8] – Douglas

[9] – Jenkins

[10] – Dietz

[11] – Leyton

[12] – Brophy

[13] – Organized

[14] – Disorganized