1. مبانی اجتماعی

امروزه علیرغم تغییرات عمیق فرهنگی و تغییر در شیوه های زندگی بسیاری از افراد فاقد توانایی های لازم و اساسی در رؤیارویی با مسائل زندگی خود می باشند و همین امر آنان را در مواجه با مسائل و مشکلات زندگی روزمره و مقتضیات آن آسیب پذیر نموده است. با توجه به لزوم انطباق افراد با تغییرات زندگی عصر حاضر، برنامه درسی به عنوان یکی از ابزارهای فرهنگی است که با طراحی و اجرای آن می توان نسل امروز را برای رویارویی و مواجه با چالشها و مسائل موجود و آینده توانا ساخت و شهروندان شایسته ای را تربیت نمود.از همین رو لازم است مبنای طراحی برنامه­های درسی چالشهای زندگی حال حاضر دانش­آموزان باشد و هم چنین پرورش مهارتهایی برای رویارویی با مسائل زندگی آینده­شان، مهارت­هایی که به آنها قدرت درک و تحلیل مسائل و مشکلات را می­دهد. درواقع آشنایی دانش­آموزان با جامعه کنونی خود و چالشها و مسائل آن مهم ترین رسالت برنامه های درسی در حال حاضر است (فتحی واجارگاه، 1381)

مطالب ذکر شده نشان می­دهد که یادگیری کتاب به تنهایی برای آماده کردن افراد برای زندگی کامل کافی نیست.بنابراین مدارس نیاز دارند تلاشهایشان را به سمت اهداف گسترده­تری هدایت کنند. اخیرا یک گروه از رهبران آموزشی این­گونه بیان کرده­اند که: ما به کسانی که مواد و فعالیتها را وارد فلسفه آموزش و پرورش می­کنند می­گوییم که در مدرسه باید واقعیت­های حال حاضر زندگی اجتماعی  و نه گذشته جایگاه داشته باشد. نگرانی برای مسائل زندگی معاصر یک عنصر جدید در ساخت برنامه درسی نیست و این همواره مورد توجه بوده است. حال سوال این است که آیا آموزش و پرورش رسمی در دوره کودکی و نوجوانی می­تواند برای مشکلات بزرگسالی کافی باشد؟ این سن(نوجوانی) در حال حاضر مورد توجه است. مشکلات برای این گروه دارای ماهیت روانشناختی، جامعه شناختی و نیز مالی است. (2011 Douglas. )

صافی(1380) مبانی اجتماعی را اینگونه تعریف می­کند:  نظام ارزشی که از سنتها و آداب و رسوم مردم در جامعه تشکیل می شود ودر تدوین اهداف و فرایندهای برنامه ریزی درسی نقش داشته و در هدفگذاری حائز اهمیت می­باشد. فرهنگ که به سبک زندگی تعبیر می شود در فرایندهای زندگی شرعی و عرفی افراد جامعه نقش داشته و نه تنها در فعالیتهای عادی زندگی دخالت دارد بلکه در زندگی مدرسه ای فراگیرندگان تاثیر جدی گذاشته در غذا خوردن و لباس پوشیدن و آغاز، میان و انتهای فعالیت­های روزانه زندگی وارد می­شود.

ارنشتتاین و هانکینز(1373) در تعریف مبانی اجتماعی، مبانی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را به عنوان جزئی از مبانی اجتماعی درنظر می­گیرند و در اشاره به مبانی اجتماعی موارد زیر را مطرح می کنند:

 

  • تغییر و برنامه درسی

به طور کلی به مربیان،معلمان و عاملان برنامه درسی در طول اعصار فرصتهایی عرضه شده است، آنان ممکن است بودن کوچکترین انتقاد تمایلات زمان خویش را که در می­یابند عیناً در برنامه های درسی به کارگیرند که در این صورت برنامه­ها آینه نیرو­های سیاسی و اجتماعی خواهند بود و یا ممکن است زمان را ارزیابی نموده برنامه­های مدارس را به نحوی تدوین نمایند که پاسخگوی تغییرات پویا باشند. برنامه درسی می تواند یا بازتاب جامعه و یا عاملی برای شکل دادن به جامعه باشد. اگر قادر نباشیم در رفتار تغییر مناسب و ساختاری پدید آوریم قربانی آن خواهیم شد. اگر نمی توانیم دنیای اطراف خود را شکل دهیم تمایلات طبیعی بر ما مسلط شده نیروهای سیاسی و اجتماعی ما را مستغرق می سازند.

  • جامعه به عنوان منبع تغییر

جامعه معاصر چنان با سرعت در حال تغییر است که بسیار مشکل می­توان خود را با آن همراه و سازگار ساخت و آماده تحولات آینده بود. مجبوریم به مدارس از این دیدگاه که ما را در درک جامعه یاری داده و برای زندگی در آن آماده می­سازد، نگاه کنیم، اما در عین حال، مدارس نهادهای محافظه­کاری هستند که معمولاً از تغییرات عقب می­مانند.

تفاوت سرعت تغییرات در بخش­های جامعه «پدیده» «عقب­ماندگی فرهنگی» را پدید می­آورند. معمولاً تغییرات فرهنگی در ابتدا از علوم، تجارب و صنعت آغاز شده اما نهادهای جامعه از این تغییرات عقب می­مانند. به نظر می­رسد مردم تغییرات مادی را سریع­تر از تغییرات نهادی می­پذیرند، و تصور می­شود در برابر تغییرات بنیادی در عقاید ایدئولوژیکی، مقاومت می­کنند.

عقب­ماندگی فرهنگی در یک جامعه با مقدار تغییرات در آن جامعه بستگی دارد. اگر تغییر اندکی پدید آمده و یا اصلاً تغییری حاصل نشده، آشکار است که عقب­ماندگی فرهنگی روی نداده و یا بسیار کم می­باشد.

  • مدرسه به عنوان منبع تغییر

توجه به این نکته لازم است که مدارس نهادهای وابسته به دیوان سالاری بوده و بسیار محافظه­کارند (یا سنتی هستند) و بر اساس هنجارهای استاندارد شده رفتاری که به وسیله قوانین و مقررات برای همه مدیران، معلمان و دانش­آموزان معین شده، انجام وظیفه می­نمایند.

بنابراین گرچه که اهداف تربیتی و موضوعات درسی را بر اساس نیازهای جدید اجتماعی و سیاسی تغییر می­یابد اما نباید انتظار داشت که ساختار و سازمان مدارس، به طور بسیار فزاینده­ای تغییر نماید.

  • دانش به عنوان منبعی برای تغییر

بدنه سازمان دانش که درباره مردم و جهان، گردآوری شده، ممکن است به عنوان گسترش و فرآیند تعامل جامعه معاصر، مورد توجه قرار گیرد. همچنان که جامعه تغییر می­کند دانش ما نیز تغییر می­نماید، در مقابل با افزایش دانش پایه، تغییرات بیشتری نیز در جامعه رخ می­دهد. مدارس بایستی به عنوان منبع مهم داده­ها برای دانش­آموزان، به ویژه برای کودکان و نوجوانان، در موارد زیر مورد توجه قرار گیرند:

  • به نمایش گذاردن دانش در برابر اهدافی که جامعه برای تعلیم و تربیت در نظر گرفته است.
  • معرفی انواع دانش
  • تصمیم­گیری درباره آنچه بایستی آموخته شود.(همان، 1373)
مطلب مشابه :  چگونه استرس را از خودمان دور کنیم؟

بدین ترتیب با توجه به روند تغییرات روز افزون در جامعه و دانش لازم است برنامه­های درسی مبتنی بر تغییر و تحولات اجتماعی باشند.

  • برنامه ریزی درسی بر مبنای تغییرات و تحولات اجتماعی

برنامه­های مدارس باید بر اساس آن­چه در بستر جامعه می­گذرد تدوین یابد. مسائلی که در جامعه مطرح می­شود متنوع است و آنها را می توان در مقوله­های مختلفی جست و جو کرد:

  1. شتاب فزاینده­ی تغییر به ویژه در مسائل اقتصادی جامعه
  2. توسعه جمعیت و تحرک اجتماعی
  3. گسترش دانش، تکنولوژی و ابتکار
  4. وابستگی­های افراد با هم (روابط میان گروهی)
  5. ناسازگاری­های میان گروهی
  6. ایدوئولوژی­های مختلف و برخورد آنها در درون جامعه و سطح بین­المللی
  7. ملی گرای به جای همکاریهای بین­المللی
  8. اختلافات فرهنگی در درون جامعه و در سطح بین­المللی
  9. نقش مذهب در جامعه
  10. استفاده از منابع طبیعی
  11. روابط بین­المللی
  12. ارج گذاری به ارزشها

تدوین برنامه­های درسی بر پایه تغییرات یا خواسته­های جامعه نیاز به اطلاعات صحیح دارد. اطلاعات دوازده­گانه فوق مبانی اصلی تغییرات در برنامه­های درسی­اند. امروزه رشد شهروند خوب یا بار آوردن عضو مفید اجتماع از هدف­های اساسی آموزش و پرورش است. جوانان باید از طریق برنامه­های درسی با واقعیت­های اجتماعی ضروری مواجه شوند و شیوه­های برخورد با آنها بر پایه موازین صحیح اجتماعی باشد و در موارد مربوط برای قوانین و مقرارت اجتماعی ارزش قائل شوند.(فرجاد، 1379ص 101)

 

  • جامعه، مسایل و نیازهای آن

جامعه، مسایل و نیازهای آن منبع قوی و وسیعی برای تشخیص نیازها در برنامه درسی است. نیازهای اجتماعی باید در برنامه درسی مدرسه مطرح شوند، تا برنامه­های درسی به برنامه های درسی واقعی تبدیل شوند. نیازهای جامعه دو نوعند:

  1. نیازهای معمولی و موجود مانند نیازهای شغلی و حرفه ای افراد و نیازهای مربوط به انتقال فرهنگ گذشته
  2. نیازهای مربوط به تغییر و تحول اجتماعی مانند نیاز به رفع نابرابری اجتماهی یا نیاز به تولید دانش جدید.

هر دو دسته این نیازها آینده را مدنظر می­گیرند، اما توجه به نیازهای شغلی و حرفه­ای و انتقال فرهنگی محافظه­کارتر تلقی می­شود زیرا هدف از دست یافتن به این نیازها حفظ وضعیت موجود و ثبات اجتماعی است. این نیازها معمولاً بیشتر از طرف صاحبان صنایع، سرمایه­داران و سیاستمداران محافظه­کار تقویت می­شوند. بنابراین، گر چه ظاهراً به آینده­ی دانش­آموزان توجه دارند، اما بیشتر در پی ثبات و آرام نگه داشتن وضعیت موجود و چرخش و بازتولید سبک­های زندگی فعلی هستند. از سوی دیگر نیازهای مربوط به تحول اجتماعی، از نوع نیازهای مرتبط با فلسفه زندگی بهتر و تغییر وضعیت ناعادلانه موجود اجتماعی هستند. به عنوان مثال توسعه­ی عدالت، تغییر وضعیت­ها و ساختارهای ظالمانه مصنوعی، حفظ محیط زیست، خودآگاهی قشرهای ستمدیده، توسعه بهداشت روانی جامعه، توسعه و تغییر فرهنگی و افزایش کیفیت زندگی مردم، توجه به حقوق زنان و اقلیت­ها مربوط به نیازهای مرتبط با تحول اجتماعی هستند. از نظر این گروه از متخصصان برنامه درسی که بیشتر به جامعه شناسی گرایش دارند، برنامه درسی مدرسه می تواند منشاء تحول اجتماعی باشد. طرفداران تحول اجتماعی، اغلب طرفداران بازسازی اجتماعی نیز خوانده می­شوند. اغلب طرفداران بازسازی اجتماعی موضوعات برنامه درسی را مسایل جدیدی تشخیص می دهند که باید روحیه­ی جست و جو گری و خودآگاهی را توسعه دهد. بنابراین از دیدگاه این گروه برنامه درسی باید مبتنی بر پرسش گری یا مسئله­محوری باشد.(قادری،1391ص53)

نکاتی در رابطه با مبانی اجتماعی که باید مورد توجه برنامه ریزان قرار گیرد:

  • برنامه ریزان در طرح ریزی برنامه درسی و فعالیت های آموزشی باید دانش آموزان را به عنوان موجودات جامعه شناختی بدانند.
  • لازم است که برنامه ریزان خودشان رابه عنوان افراد شرطی شده اجتماعی بدانند
  • در برنامه ریزی درسی واقعا لازم است بدانیم که نوجوانان دوره متوسطه دارای شیوه زندگی ازپیش شرطی شده ای هستند که به محیط یادگیری ویژه آنان مربوط است.
  • برنامه ریزان درسی به دانستن تفاوت های فرهنگی در رابطه با عمل تربیت فرد، موقعیت اجتماعی و اقتصادی، مشاغل مورد تایید اجتماعی نیاز دارند.

مدارس نهادهای اجتماعی هستند که باید سعی کنند خود نیز عامل تغییر باشند و همگام با تغییرات اجتماعی متحول گردند. مدارس نمی توانند نسبت به نیازهای ضروری جامعه بی اعتنا باشند.آن چه که برنامه ریزان باید انجام دهند این است که بین تعمیم های جامعه شناختی و کاربردهای تربیت آنها تلفیقی صورت گیرد. در این صورت است که مدارس می توانند به میزان قابل توجهی از به هدر رفتن نیروی انسانی و یادگیر های غیرضروری جلوگیری کنند.

اطلاعات به دست آمده ازجامعه(اطلاعات درباره ارزش های اساسی، عقاید، جهان بینی و فلسفه مشترک مردم-درباره انتظارات مردم از مدارس درباره ساخت و نقطه نظرهای سیاسی،چگونگی کنترل عقاید عمومی) عناصر اصلی برنامه ریزی را تشکیل می دهند این اطلاعات ملاک ومعیاری برای تنظیم برنامه های درسی و تعیین خط مشی­ها و مقررات مدرسه، ویژگی های انضباط مدرسه، نحوه کنترل و اداره آن و گزینش اعضای اداری و علمی هستند. اطلاعات به دست آمده درباره یادگیرندگان و جامعه پایه و اساس تعیین هدف های آموزش و پرورش و تعریف هدف­های عینی و رفتاری را تشکیل می دهند. از این اطلاعات می توان در تهیه فرصت هایی برای یادگیرندگان به صورت شرکت دادن و درگیر کردن آنان در اداره مدرسه استفاده کرد.(تقی پورظهیر، 1385)

مطلب مشابه :  ارتباط و نسبت معنویت ودین و اخلاق

 

  • مبانی اجتماعی برنامه­درسی ملی

مبانی اجتماعی یا جامعه شناختی برنامه درسی یکی از متغیرهای اصلی است که همواره نقش محوری در تصمیم گیری برنامه های درسی دارد. از آنجا که محیط اجتماعی کنونی دائماً در حال تغییر است ، نیروهای اجتماعی کنونی به عنوان یک مولفه اساسی در طراحی برنامه درسی و آموزش باید مورد توجه قرار گیرد، زیرا این روندها و تغییرات اثرات عمیقی بر آموزش و پرورش و طراحی برنامه درسی و آموزش دارند. نیروهای اجتماعی را باید در سطوح متفاوت محلی، ملی و بین المللی از قبیل ساختار خانواده، ساختار کلاس درس، قوم، نژاد، زمینه­های مذهبی و ارزشهای جامعه که آموزش بر اساس آن صورت می گیرد، در نظر گرفت.(فتحی واجارگاه، مبانی اجتماعی برنامه درسی ملی)بنابراین در رابطه با مبانی اجتماعی برنامه ریزی درسی ملی این سوالها مطرح می­شود:

  • در وضعیت موجود، نیازها و مسائل عمده اجتماعی برای لحاظ کردن در برنامه درسی مدارس کدامند؟
  • با توجه به تحولات و روندهای آینده جامعه، چه چالشها و مسائلی می بایست در تدوین برنامه درسی ملی در نظر قرار گیرد؟
  • بر مبنای نیازهای فعلی و آینده جامعه مجموعه دانش، مهارتها و نگرشهایی که باید در برنامه درسی ملی مورد توجه قرار گیرند کدامند؟
  • اقدامات ضروری برای آماده سازی فرد برای زندگی در جامعه فعلی و آینده در برنامه درسی ملی کدامند؟

یازده مولفه اساسی به عنوان مبانی برنامه درسی در بعد اجتماعی تهیه شده که در مقاله ها و پژوهش های متعدد داخلی و خارجی و همچنین نشریات کشور در طی پنج سال اخیر به صورت مستقیم و غیر مستقیم به این مولفه ها اشاره شده است. در ذیل به معرفی این یازده مولفه و ذکر مثال هایی از هر کدام و توضیح آنها پرداخته شده است.

دین ومذهب: فلسفه وجودی دین نیاز بشر به هدایت است. مطالعه دین و مذهب فرد را قادر می سازد تا به سوالاتی از قبیل سوالات زیر پاسخ دهند: شایستگی­های لازم جهت زندگی مومنانه کدامند؟وجوه مشترک ادیان و مذاهب در آموزش دینی کدامند؟راه رسیدن به فضیلت ها چیست؟

فرهنگ: بشر فرهنگ را خلق می کند، می­آموزد و با آن سازگار می شود. فرهنگ­ها پویا هستند و دائما در حال تغییرند، مطالعه فرهنگ فرد را قادر می سازد تا به سوالاتی از قبیل سوالات زیر پاسخ دهد: ویژگی­های عمومی فرهنگ های متفاوت کدامند؟فرهنگ جهت انطباق با ایده ها و عقاید مختلف چگونه تغییر می یابد؟چه رابطه ای بین زبان و فرهنگ وجود دارد؟

زمان، استمرار و تغییر: انسانها همواره به دنبال درک ریشه­های تاریخی و استقرار زمانی خودشان هستند چنین درکی شامل دانستن این امر است که چه چیزهایی در گذشته شبیه امور جاری هستند و چیزها چگونه تغییر و توسعه می یابند. دانستن این اطلاعات برای کمک به پاسخ این سوالات مفید است:من کیستم؟در گذشته چه اتفاقی روی داده است؟

افراد، مکانها، محیط: مطالعه افراد، مکانها و تعاملهای محیط انسانی باعث ایجاد دیدگاه های فضایی و جغرافیایی جهان در دانش آموزان می گردد. سوالات:جایگاه چیزها کجاست؟الگوهای منعکس کننده گروه بندی چیزها کدامند؟

رشد و هویت فردی: هویت فرد توسط فرهنگ، گروهها، و عوامل موثر سازمانی شکل می گیرد.سوالات

افراد چگونه یاد می گیرند؟ چرا افراد آن طور که عمل می کنند رفتار می کنند؟

افراد،گروهها، موسسات: مطالعه افراد، گروهها،وسازمانها دانش­آموزان را برای پاسخ به سوالات زیر آماده می­سازد:

من چگونه تحت تاثیر موسسات هستم؟ سازمانها چگونه تغییر می کنند؟

قدرت، رهبری و حکومت: قدرت چیست؟به چه شکل هایی ظهور می کند؟چه کسانی آن را در دست دارند؟

از طریق بررسی اهداف و ویژگی­های نظام­های متفاوت حکومتی فراگیران درک درست از نحوه حل تضادها و ایجاد نظم و امنیت توسط گروهها و دولت کسب می کنند.

تولید، توزیع، مصرف: با مطالعه این مولفه دانش آموزان دانش و توانش اقتصادی کسب می کنند. سوالات:چه چیزهایی باید تولید شود؟محصولات چگونه سازماندهی می شود؟ و …

علوم، تکنولوژی، جامعه: زندگی مدرن بدون فناوری و علومی که آنرا حمایت می کند برای ما غیر ممکن است.ظهور فناوری همواره سوالاتی با خود به همرا داشته است:آیا فناوری جدید همیشه بهتر از فناوری قبلی است؟چگونه می توانیم از عهده افزایش تغییرات برآییم؟

ارتباط جهانی: تحلیل تنش های موجود بین منافع ملی و اولویت های جهانی سهم به سزایی در توسعه راه حل­های ممکن جهت مشکلات موجود جهانی در برخی حوزه ها می شودمراقبت بهداشتی،توسعه اقتصادی و… از جمله این حوزه ها هستند.

شهروندی فعال: در این زمینه دانش آموزان با سوالات زیر روبه رو هستند:مشارکت مدنی چیست؟من چگونه می توانم در آن شرکت کنم؟مفاهیم و فرایند های شهروندی کدام هستند؟(همان)

ویژگیهای اساسی این یازده مولفه استخراج شده در قالب صلاحیت های لازم دانش آموزان درسه سطح دانش، نگرش و مهارت در برنامه درسی ملی ارائه شده است؛ و به عنوان فهرست نیازهای اجتماعی در وضع موجود و آینده درنظر گرفته شده است.