کمرویی:

2-3-1-تعریف کمرویی:

یکی از مواردی که در این دوره می تواند آسیب هاو مشکلات جدی برای نوجوان به همراه داشته باشد کمرویی است.  کمرویی را می توان به عنوان یک احساس ناراحتی یا بازداری درموقعیت های میان فردی یا اجتماعی که فرد را از پیگیری اهداف تحصیلی و اجتماعی اش بازمی دارد تعریف کرد. کمرویی به خود کانونی[1] مفرط، نگرانی و اشتغال ذهنی مکرر همراه با افکار و احساسات مربوط یا واکنش های فیزیکی، شدت یافتن ضربان قلب و….منجر می گردد (گودینو و لو،2010).

کمرویی متضمن نگرانی بیش از حد در رابطه با ارایه خود[2] در موقعیت های اجتماعی می باشد. نظریه ارایه خود مبتنی بر این مفروضه است که افراد در موقعیت های اجتماعی، در تلاش اند تا تصاویر خود و اطلاعات مربوط به هویت شان را کنترل کنند (فیلیپس[3] و پیتمن[4]،2007). کمرویی، بازداری و کناره گیری اجتماعی، به کم گویی و خاموشی افراد به درگیر شدن در تعاملات اجتماعی اشاره دارد (رابین، 2001).

از طرفی کمرویی یک امر معمول و رایج هیجانی است که کمتر شناخته شده است. هر فردی تردید، دودلی و یا کمرویی را در موقعیت های اجتماعی جدید تجربه می کند. با وجود این گاهی اوقات ممکن است کمرویی در رشد اجتماعی مطلوب کودک و نوجوان تداخل ایجاد و یادگیری آنها را محدود کند. کمرویی یک احساس مهم و همگانی است که ممکن است گسترش یافته و توسط افراد به عنوان مکانیزم سازگاری برای کنار آمدن با تحریک اجتماعی جدید مورد استفاده قرار گیرد. کمرویی می تواند به سبب کاهش ارتباط چشمی و فیزیکی متقابل و توداری و ساکت بودن، از طریق مشاهده مورد تشخیص قرار نگیرد. گفتار فرد کمرو اغلب نرم، ملایم و همراه با لرزش و تردید است (اسنهالاتا و مارتی، 2003).

زیمباردو و هندرسون (1996) کمرویی را اینگونه تعریف می کنند: کمرویی یک توجه افراطی به خود، اشتغال ذهنی افکار،احساسات و واکنش های فیزیکی خود است که می تواند حداقل شامل یک ناراحتی اجتماعی ضعیف تا یک ترس اجتماعی بازدارنده و شدید باشد.

کمرویی یک توجه غیر عادی و مضطربانه به خویشتن در یک موقعیت اجتماعی است که در نتیجه آن فرد دچار نوعی تنش روانی-عضلانی شده،شرایط عاطفی و شناختی اش متاثر می گردد و زمینه بروز رفتارهای خام،ناسنجیده و واکنش های نامناسب در وی فراهم می شود. به دیگر سخن پدیده کمرویی به یک مشکل روانی اجتماعی و آزاردهنده شخصی مربوط می شود که به صورت یک ناتوانی یا معلولیت ظاهر می گردد.

کمرویی یعنی توجه بیش از حد به خود، اعمال، گفتار یا حتی رفتار خود،ترس از مواجه شدن با دیگران،ترس و نگرانی از مورد تایید قرار نگرفتن و یا نگرانی از مورد استهزا قرار گرفتن، جرات اظهار و بیان احساسات نداشتن، زیاد به قضاوت دیگران اهمیت دادن و مرور افکار غیرمنطقی و خودکار منفی هنگام مواجه شدن با یک موقعیت تازه و یا افراد ناآشنا است.فرد کمرو هشیارانه از مواجه شدن با افراد یا چیزهایی مشخص یا انجام کاری همراه آنان بیزار است.در گفتار یا کردار خود ملاحظه کار است، از ابراز وجود بیزار و به طور محسوسی ترسو است. البته گاهی هول و هراس خود را زیر پوشش نوعی استهزا و تمسخر پنهان می کند (زیمباردو، 1977؛ ترجمه پارسا، 1386).

محققان بسیاری از جمله باس (1980) و زیمباردو (1987) عقیده دارند که کمرویی مانند یک تجربه ذهنی است که با بیم، ترس،عصبانیت و برخوردهای میان فردی همراه است. اگرچه افراد کمرو در سخن گفتن و رفتارکردن بسیار محتاط وکم سخن هستند، اما در واقع ناراحتی و پریشانی زیادی را متحمل می شوند.آنها در حد افراط توجه متمرکز بر خود دارند و در باره تفکرات و واکنش هایشان اشتغال ذهنی دایم دارند (هندرسون، زیمباردو، 1998).

کروزیر(1991)عنوان می کند که یکی از مهمترین علایم تشخیص کمرویی داشتن اضطراب ذهنی و اجتناب از رفتارهای اجتماعی است. از نظر لیری (1991) کمرویی یک پدیده اجتماعی است که در موقعیت های اجتماعی رخ می دهد و همراه با تجربیات همزمان عصبانیت، اجتناب، تردید، دودلی، دست پاچگی و رفتاری ناشیانه است (جونز و همکاران، 1996).

به کلام ساده کمرویی یعنی خود توجهی فوق العاده و ترس از مواجه شدن با دیگران، زیرا کمرویی نوعی ترس یا اضطراب اجتماعی است که در آن فرد از مواجه شدن با افراد ناآشنا و ارتباطات اجتماعی گریزان است. در هر جامعه ای درصد قابل توجهی از کودکان و نوجوانان با این اختلال رفتاری و عامل بازدارنده رشد شخصیت اجتماعی مواجه هستند که مانع شکوفایی قابلیت ها،خلاقیت ها و ایفای مسؤلیت می شود (افروز، 1385).

از آنجایی که کمرویی یکی از مشکلات روانشناختی کودکان و نوجوانان است غالبا بر تمامی خانواده و کارکردهای مختلف آن تاثیر می گذارد. این افراد چالش های فراوانی را برای خانواده هایشان ایجاد می کنند و رفتارهایی از خود نشــان می دهند کـه تاثـیری منفی بر اطرافـیانشان (والدین، دوستان و معلمین) می گذارد و واکنش های ناخوشایند این افراد در پاسخ به رفتار آنها نیز متقابلا به خودشان باز می گردد (بلوم کویست، 1996؛ به نقل از علاقبند راد، 1383).  کمرویی از طریق دو الگوی رفتاری مرتبط یعنی رفتار محتاطانه و انزوای اجتماعی، قابل تشخیص است. در نوزادان، ضعف یا فقدان احتیاط و دودلی در تقرب/ اجتناب با افراد غریبه که خصوصیت قابل تشخیص در کمرویی است، مشاهده می شود. تعداد دیگر از کودکان بزرگتر احساس نیاز کمتری را برای تقابل اجتماعی نشان داده و بیشتر ترجیح می دهند به تنهایی بازی کنند، در حالی که هیچ یک از تنش هایی را که یک کودک کمروی واقعی با آن ها روبه رو است، تجربه نمی کنند (اسنهالاتا و مارتی، 2003).

درپاره ای دیگر از کودکان، بازداری های مهمتری مشاهده می شود. کودکانی که همواره منزوی هستند و به رغم تمایل عمیق خود، شهامت نزدیک شدن به دیگران را ندارند، در حیاط مدرسه بازی نمی کنند، روزهای تعطیل، از مدرسه خارج نمی شوند و از فعالیت های گروهی امتناع می ورزند. اما گاهی بازخورد آن ها در چهارچوب خانوادگی(نسبت به والدین و خواهران و برادران) با آنچه در خارج از این چهارچوب مشاهده می شود در تناقض قرار می گیرد، به این معنا که ممکن است تا حد استبداد و سلطه جویی نیز پیش روند. در موارد افراطی، کودکانی که دارای این بازداری هستند در خارج از چهارچوب خانوادگی، کلمه ای حرف نمی زنند (لو و ونار، 1971).

مطلب مشابه :  قتل های سریالی و ارکان آن

از طرفی بازداری ارتباطی یا کمرویی  بر شیوه ارتباطی فرد با اطرافیانش اثر می گذارد. این نوع بازداری را می توان به درجات مختلف در رفتار کودک مشاهده کرد. به عنوان مثال، پاره ای از کودکان ضمن آنکه تماس با کودکان دیگر را تا حدی حفظ کرده اند و از کار و بازی لذت می برند، با این حال بیش از اندازه آرام و مطیع هستند، حرف برانگیز نیستند و به عبارت دیگر بچه های عاقلی هستند (دادستان،1384).

افراد کمرو بیشتر احتمال دارد در مقایسه با افراد غیر کمرو، موفقیت های خود را به فاکتورهای بیرونی نسبت دهند و شکست های خود را به عوامل درونی. آنها به شدت گرایش به سرزنش کردن خود دارند، به خصوص آنهایی که به طور مزمن خجالتی هستند .هندرسون و زیمباردو مطرح کرده اند که افزایش کمرویی با پیشرفت تکنولوژی و کاهش ارتباطات و تعاملات رو در رو مرتبط است. افزایش کاربرد ارتباطات غیر مستقیم و کامپیوتری مانند تلفن، تلویزیون واینترنت ممکن است تعاملات اجتماعی را کاهش دهد و باعث افزایش انزوای اجتماعی گردد. از این چشم انداز کمرویی می تواند به عنوان یک نوع از آسیب شناسی اجتماعی دیده شود که به خاطر فقدان اجتماعی شدن و تغییر در طبیعت ارتباطات میان فردی تحت تاثیر قرار می گیرد (سندرس و چستر، 2008).

میزان کمرویی می تواند مسائلی را در زمینه های مختلف در حد ناراحتی های اجتماعی خفیف تا بیماری هراس اجتماعی برای افراد ایجاد کند. چنانچه بروز نگرانی و اضطراب یا بازداری محدود به موقعیت های خاصی باشد، چنین کمرویی موقعیتی یک امر بسیار معمول و رایج است. موقعیت های خاصی که موجب به راه انداختن چنین واکنشی می گردد، اغلب موقعیت هایی است که افراد با مراجع قدرت درگیر هستند (معلمان، مدیران، رهبران و…). گاهی موقعیت هایی وجود دارد که اغلب واکنش هایی را در یک یا همه سطوح به راه می اندازند؛ یعنی شناخت، افکار مهم، عاطفه، احساسات معنادار و هدفمند، روانشناختی، دریافت معانی، در محدوده بدنی یا رفتاری را تحت تاثیر قرار می دهد که به کناره گیری از آن موقعیت دشوار منجر می گردد و در مقایسه با کمرویی موقعیتی کمتر رایج است، اما مهم این است که ادامه شکل مزمن کمرویی در موقعیت هایی که مستلزم برخورد با دیگران بوده و موجب اجتناب و یا ترس از آن موقعیت ها می گردد، بیشتر مورد توجه و تبیین قرار گیرد (اسنهالاتا و مارتی،2003)

ترس ناشی از دستپاچگی و آشفتگی،در کودکان گستره سنی 4 تا 5 سالگی و سپس در حدود 12 سالگی افزایش می یابد.احساس متفاوت شدن،هسته اصلی کودک کمروی درمانده است.او از نزدیکی به افراد ناآشنا یا محیط های جدید دچار ترس شدید می شود.وقتی در فکر خودش تمایل پیدا می کند به دیگری نگاه کرده و ارتباط چشمی برقرار نماید در جرات خود برای رفتار مذکور،مشکل پیدا می کند.این نکته می تواند به تعارض میان ترس کودک و فرصت های یادگیری که والدین فراهم می کنند،منجر گردد (کروزیر[5] و بیردسی[6]،2002).

مطالعات مربوط به فرزند خواندگی، می تواند کمرویی را در کودکان فرزند خوانده بر مبنای جنبه بیولوژیکی مادرانی که جمع گرا و جامعه پذیر هستند، پیش بینی کند. تفاوت های فیزیولوژیکی در میان کودکانی با بازداری مفرط و عدم بازداری، با بالا بودن و یا ثبات ضربان قلب مشخص می شود. در سنین 2 تا 5 سالگی، در کودکانی که بازداری بیشتر ادامه می یابد، در برخورد با همسالان جدید و بزرگسالان رفتار تودار و ساکت بودن را نشان می دهند (رزنیک[7] و دیگران، 1986).

برخی از کودکان به سبب خلق و خو، به کمرویی گرایش دارند. این کودکان در مقایسه با کودکان دیگر در واکنش نشان دادن به موقعیت های جدید اجتماعی همراه با شرم و خجالت مستعدتر هستند. شواهد مربوط به پایه وراثتی یا ذاتی برای میزان تغییرات مربوط به کمرویی ناشی از خلق و خو، به طور فزاینده ای رو به افزایش است. در حقیقت، در مقایسه کمرویی با هریک از رگه های شخصیتی، وراثت نقش بزرگتری را در کمرویی ایفا می کند (دنیلز و پلومین،2007).

با وجود این شواهد، بیشتر محققان تلاش دارند اثرات احتمالی ژنتیک را فقط به عنوان بخش کوچکی از خود برچسب زنی کمرویی محسوب کنند. حتی گرایش ها و آمادگی های ارثی هم می تواند مورد تغییر قرار گیرد. کودکان فرزندخوانده سبک های اجتماعی مربوط به والدین ناخوانده خود را یاد می گیرند (دنیلز و پلومین، 1985) و نوپایانی که دچار بازداری مفرط می شوند،گاهی اوقات در نتیجه تلاش والدینشان، به مدت زیاد، احساس آرامش احتماعی بالایی را تجربه می کنند (رزنیک و دیگران، 1986).

والدینی که معتقد به ارزش های جامعه جمع گرا و اشتراکی هستند ممکن است که فرندانشان را به همنوایی و انطباق با جمع تشویق کنند و آن ها را از ابراز رفتارهای جسورانه منع کنند و این شیوه تربیتی در سطوح بالاترمی تواند منجر به رفتارهای بازداری و کمرویی شود(چن،2000). زیمباردو (1977) بیان کرده است که فرزندان ارشد و تک فرزندان زمینه کمرو شدن را دارا هستند و این اظهار با نظریه های کمرویی که بر انگیزه به جا گذاشتن اثری مثبت بر دیگران به همراه فقدان اعتماد به توانایی انجام آن تاکید دارد هماهنگ است (لیری[8] و کووالسکی[9]، 1995).

ویس (1988) دریافت که والدین تایلندی رفتارهای درونی شده فرزندانشان مانند کمرویی را در مقایسه با والدین آمریکایی کمترآزاردهنده و جدی ارزیابی می کنند. نتایج پژوهش ها به طور باثباتی حاکی از آن است که کودکان چینی در مقاسیه با کودکان آمریکای شمالی خجالتی تر و بازدارتر هستند (چن، 1998).

برخی تفاوت های جنسی در رابطه با کمرویی گزارش شده است. به طور کلی تفاوت های جنسی کمی در کودکی وجود دارد و این تفاوت ها از دوره نوجوانی شروع به ظاهر شدن می کند. نوجوانان دختر در مقایسه با نوجوانان پسر احتمالا کمی بیشتر کمرو هستند و این تفاوت ها ممکن است در نتیجه فشارهای اجتماعی باشد. چراکه مطالعات نشان می دهد که والدین، کمرویی را در پسران کمتر از دختران پذیرفتنی می دانند(سندرس و چستر، 2008). رابین، بورگس، هستینگز (2002) در یک تحقیق طولی از بچه های بین 2 و 4 ساله دریافتند که تعامل بازداری کودک و رفتارهای مادر در 2 سالگی، کمرویی اجتماعی در 4 سالگی را پیش بینی می کند. به خصوص وقتی مادرها بیش از حد حمایت کننده بودند و یا به طرز استهزا آمیزی رفتار می کردند. این یافته ها پیشنهاد می کند که رفتار مادری نقش مهمی را در ماندگاری کمرویی اجتماعی در کودک ایفا می کند (لوت واک[10]، فراری[11] و چیک[12]،2007).

مطلب مشابه :  برررسی اختلالات گفتاری درکودکان

از طرف دیگر ویژگی کناره گیری در کودک رفتار های حمایتی از سوی والدین را فرا می خواند (به خصوص اگر پدر و مادر، خود نیز مضطرب باشند) و به این ترتیب رفتار های حمایتی والدین،کناره گیری کودک را افزایش می دهد(هادسون و رپی، 2004).در یک بررسی طولی در رابطه با کمرویی و والدین، کمرویی در سن 2سالگی، حمایت والدین در سن 4 سالگی را پیش بینی کرده است. اما حمایت والدین در سن 2 سالگی نتوانسته است کمرویی در سن 4 سالگی را پیش بینی کند (رابین، نلسون، هستینگ و اسندرپف، 1999).

گزارش مادران در مورد کمرویی فرزندانشان و ترتیب تولدشان در یک تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاکی از آن است که فرندان ارشد در مقایسه با فرزندان بعدی کمرو تر هستند. فرزندان ارشد دختر در مقایسه با فرزندان دختر بعدی توسط مادرانشان کمروتر ارزیابی شده اند اما فرزندان ارشد پسر در مقایسه با فرزندان پسر بعدی کمتر احتمال دارد که  کمرو ارزیابی شوند (کروزیر و بیردسی، 2003).

از طرفی کمرویی می تواند یک پاسخ سازش یافته بهنجار به یک تجربه اجتماعی بالقوه توانکاه باشد. با مقداری کمرویی،کودکان و نوجوانان می توانند موقتا کناره گیری کرده و حس کنترل را به دست بیاورند.معمولا به همان اندازه که آنها در برخورد با افراد غریبه تجربه به دست می آورند،کمرویی شان کاهش می یابد.در صورت نبودن مشکلات دیگر،کودکان و نوجوانان  کمرو به طور معناداری در معرض خطر مسائل رفتاری یا روانپزشکی از جمله اضطراب، افسردگی قرار نخواهند گرفت (چونگ و اوانس،2000).

در بعد عملی، کودکان و نوجوانان کمرو کمتر مهارت های اجتماعی را تمرین و تجربه می کنند و روابط دوستانه شان کمتر رشد می کند.آنها تمایل دارند از فعالیت های ورزشی، هنرهای نمایشی و بحث و گفت وگو که ممکن است خودشان کانون توجه قرار گیرند، اجتناب نمایند. آنها همچنین تمایل دارند که به صورت غیر دوستانه مورد ادراک قرار بگیرند و به احساس تنهایی گرایش دارند، دارای عزت نفس پایینی هستند و مشکلات گوارشی (معده ای و روده ای) در آنها از حد متوسط بالاتر است. کودکان کمرو، مستعدبیش اضطرابی در نوجوانی هستند. بزرگسالان کمرو تمایل دارند کمتر در شبکه های اجتماعی باشند و نسبت به دیگران از حمایت شبکه های اجتماعی احساس رضایت کمتری می کنند. تعداد زیادی از دانش آموزان کالج هرگز پیشرفت نمی کنند زیرا از صحبت در کلاس هراس دارند (اسنهالانا و مارتی، 2003).

علایم خلقی و عاطفی کمرویی ممکن است شامل موارد زیر باشد:کمرویی خودآگاهانه، نگرانی و سراسیمه بودن، ناامنی و احساس کوچکی.  علایم رفتاری ممکن است شامل موارد زیر باشد: دشواری در برقراری ارتباط چشمی با دیگران، با اکراه و بی میلی صحبت کردن، صحبت کردن با صدای ضعیف که گاهی اوقات ممکن است قابل شنیدن نباشد، نگرش بدبیاری، اجتناب از تقابل های اجتماعی و احساس مشکل در شروع صحبت. تجلیات روانشناختی کمرویی احتمالا شامل موارد زیر است: عرق شدید، خجالت، تپش قلب و افزایش آن، خشکی دهان، احساس دلشورگی و مشکلات گوارشی معده ای و روده ای (لوت واک، فراری، چیک،2007).

در برخی از دانش آموزان، بدون وجود زمینه خاص و نبود عامل موقتی که می تواند تا حدی خطرساز باشد، بازداری شدید و کمرویی مشاهده می شود. این دانش آموزان ممکن است در مهارت های اجتماعی ضعیف باشند یا خود انگاره پایینی داشته باشند (دنیلز و پلامین،2007).

دانش آموزانی که کمرو هستند، خود را بیشتر سرزنش می کنند، خودشان را کمتر دوست دارند و کمتر با خودشان صمیمی اند و در مقایسه با همسالان غیر کمرو، بیشتر منفعل هستند. این گونه عوامل، تاثیر منفی بر ادراک های دیگران می گذارد. زیمباردو اظهار کرده است که افراد کمرو در مقایسه با افراد غیر کمرو، اغلب از سوی همسالانشان کمتر صمیمی و دوست داشتنی تلقی می شوند و به سبب همه این دلایل،ممکن است از طرف همسالان خود طرد شوندو برای رشد مهارت های اجتماعی شانس کمی داشته باشند (چونگ و اوانس،2000).

دانش آموزان کمرو در شروع بازی و ارتباط با همسالان،کمتر حالت رقابت جویی پیدا می کنند. نوجوانانی که تا حدی گرایش به کمرویی دارند و کمتر برای خویش احتران قائلند در مقایسه با همسالان غیر کمرو، بیشتر انفعالی هستند (زیمباردو و رادل، 1981).

لازمه کمرویی، اضطراب و بازداری رفتاری در موقعیت های اجتماعی است. این علائم معمولا در موقعیت های جدید یا موقعیت هایی که فرد را مود ارزیابی قرار می دهند، و یا موقعیت هایی که افراد برجسته و افراد ناخوانده حضور دارند،رخ می دهد.کمرویی در نوجوانان با نشان دادن علاقه به مشاهده دیگران همراه با بی میلی در صحبت کردن یا لذت بردن از آنها، ظاهر می شود. برای مثال آنها ممکن است موقعی که افراد ناآشنا در اطرافشان هستند،حتی وقتی خواسته شود با آنها صحبت کنند،همچنان ساکت و آرام باقی بمانند (دنیلز و پلامین،2007). افراد کمرو احساسات شدید مربوط به کمرویی را در موقعیت های اجتماعی تجربه می کنند، افراد کمرو درباره موضوعات کوچک نگرانند، به خصوص وقتی احساس می کنند، مرتکب خطا و اشتباه شده اند و در ذهنشان برای هر فکری که به طور عادی کمرویی به دنبال ندارد، تصورات فراوانی متداعی می گردد،آنها زیاد عذرخواهی می کنند و برای اجتناب از درد، رفتارشان را توجیه می کنند و رنج ناشی از انتقاد دیگران را می پذیرند. احساس گناه در آنها بالا است و از خطاهای واقعی یا تصوری یا اقدام های اشتباه آمیزی که پذیرفته اند،احساس شرمساری و خجالت دارند (اسنهالاتا و مارتی، 2003).

این قبیل عوامل، اثر منفی را بر روی ادراک دیگران می گذارد. زیمباردو گزارش می کند که افراد کمرو در مقایسه با افرادی که کمرو نیستند، توسط همسالان اغلب کمتر صمیمی و دوست داشتنی ارزیابی می شوند. به سبب این دلایل، همسالان ممکن است نوجوانان کمرو را طرد کنند و آنها شانس کمی برای رشد مهارت های اجتماعی خود داشته باشند. در نوجوانانی که کمرویی به طور مفرط به سنین جوانی گسترش می یابد، آنها خودشان را منزوی تر توصیف می کنند و دوستان کمی دارند و روابطشان با افراد جنس مخالف کمتر از همسالان آنهاست (رستیفو و بوگلز، 2007).

 

[1]Self-focus.

[2]Self-presentation

[3]Philips,T.

[4]Pittman,J.

[5]CROZIER,W.

[6]Birdsey,N.

[7]Reznick,B.

[8]Leary,M.

[9]Kowalski,R.

[10]Lutwak,N.

[11]Ferrari,R.

[12]Cheek,M.

برچسب‌ها