«روان شناسی جنایی» وجود دارد، روانشناسی جنایی علم مطالعه شخصیت تبهکار و شناخت علل و انگیزه های تبهکاری و نیز شیوه‌های جامعه پذیری و تجربه‌های دوران کودکی و محیط زندگی تبهکار و نقش ناخودآگاه او در ارتکاب تبهکاری است. به بیان دیگر روان شناسی جنایی را می‌توان «مطالعه علمی رفتار جنایی» و فرآیندهای ذهنی که در ارتکاب جرم نقش دارند، تعریف کرد به رفتار مخالف با قوانین متعارف جامعه رفتار جنایی گویند. رفتار جنایی که با جرم و بزه نیز مترادف است، یک کنش ارادی انسانی است که از شخصی سرزده، زیرا او در موقعیتی قرار گرفته که با درک آن خود را مجاز به ارتکاب آن دانسته است، اما این کنش او برخلاف هنجارها و ارزشهای متداول در جامعه است. شخصیت فرد، اعم از جسمانی و روانی، ذاتی و اکتسابی او در تشکیل و تحریک احساسات و رفتار و کردارش کمال تأثیر را دارد و این حالت را در جرم شناسی «آمادگی برای ارتکاب جرم» می نامند. میزان آمادگی اشخاص برای ارتکاب جرم متفاوت است به طوری که در برابر پیش آمد واحد، اشخاص مختلف، واکنش های مختلف بروز می دهند. کین برگ که روانپزشک، جرم شناس و شخصیتی صاحب نظر در روانشناسی و جرم شناسی است می نویسد: ما آدمیان همگی دارای منش واحدی نیستیم. هریک از ما در برابر فشار محرکهای خارجی واکنشی متفاوت از خود بروز می دهیم. مردی درستکار دچار مضیقه ی مالی می شود و به زحمت می افتد اما موقعیتی به دست می آورد که بدون هیچ خطری می تواند مبلغی قابل ملاحظه بدست آورد و لیکن از آن صرفنظر می کند و بدون اعتنا از آن می گذرد. ارزش این عامل محرک (مضیقه ی شدید مالی) برای این مرد ناچیز و نزدیک به صفر است. مردی دزد که خود را در چنین وضعی بیابد، بدون تردید مال را می رباید و خود را نجات می دهد. در این مورد اخیر ارزش محرک خیلی بالاست. گارفالو می گوید: «این موقعیت نیست که دزد بار می آورد، موقعیت تنها پرده از راز بر می دارد و نشان می دهد دزد کیست». در ذیل به بررسی دو نوع از مجرمین روانی مرتبط با ویژگی جرم زایی طلاق می پردازیم.

بند اول: ناسازگاری روانی
قرن‌ها، مکتب کلاسیک تئوری اراده آزاد را مطرح می‌کرد که معنایش این بود که اراده آزاد مجرم باعث رفتار ضد اجتماعی او شده است، بنابراین مجرم مرتکب جرم می‌شود چون اراده خودش او را به ارتکاب جرم وامی‌دارد. این عقیده، مردم را به تلافی عینی و انتقام و تحمیل مجازات‌های سنگین وا میداشت. پیروان مکتب کلاسیک، مبتلایان به جنون و بچه‌ها را که اراده و مسوولیت نداشتند از مجازات معاف می‌دانست، اما شخصیت مجرم را به کلی نادیده می‌گرفت و هیچ تفاوتی بین افراد بیمار و سالم قائل نبود تا این‌که اواخر قرن ۱۸، فردی به نام سزار بکاریا بشدت علیه مجازات‌های بی رحمانه و غیرانسانی که به مجرمان تحمیل می‌شد، انتقاد کرد. اسلام در قرن ششم میلادی مسوولیت شخص مجرم آن هم به شرط داشتن عقل، بلوغ و اختیار را مورد توجه قرار داده است. در هر جامعه‌ای افرادی هستند که بدون آن که بخواهند، نمی‌توانند با هنجارهای اجتماعی سازگاری پیدا کنند. عملکرد آنها به خودشان و اجتماع ضرر وارد می‌کند و این افراد بیشترین مجرمان اجتماع هستند. در قانون مجازات اسلامی، منظور از جنون، وجود برخی اختلالات شدید روانی است که مجرم در زمان ارتکاب جرم اراده کامل به اعمال خود نداشته و از نتایج آن نیز بی اطلاع بوده است. از موارد جنون می‌توان به انگیزه اسکیزوفرنی و اختلال دو قطبی اشاره کرد. تحقیقات نشان داده که در برخی مجرمان، انواع دیگری از اختلالات روانی نیز دیده می‌شود که می‌توان به انواع اختلالات شخصیت، افسردگی، اختلال دو قطبی، رفتارهای تکانه‌ای، اختلال در کنترل خشم و هیجان، سادیسم جنسی و… اشاره کرد. دکتر فرزاد کیایی، روانپزشک می‌گوید: «پیشرفت علم روان‌شناسی و روانپزشکی، موجب تشخیص انواع اختلالات روانی و شخصیتی شد. محققان این علوم، جرم را نتیجه عدم تعادل شخصیت مجرم که از واکنش متقابل عوامل روانی و بیولوژیکی ناشی می‌شود می‌دانند و عدم تعادل روانی به نظر روان‌شناسان باعث اختلالات شخصیتی افراد می‌شود و آنها را به سوی ارتکاب اعمال خلاف قانون سوق می‌دهد». به خاطر تعارض عقل و رفتار، حالتی روانی در فرد ایجاد می‌شود که مشکلاتی در زندگی فردی و اجتماعی او به وجود می آورد که در نهایت فرد مبتلا به ناهنجاری‌های شخصیت می‌شود تا جایی که احتمال قطع ارتباط با دنیای خارج از خود نیز هست که جرم‌شناسان آنها را با نام‌های افراد مبتلا به اختلالات ضد اجتماعی یا پسیکوپات‌ها و… می‌شناسند.
بند دوم: سادیسم
سادیسم عبارت است از علاقه به آزار رساندن دیگران به صورت جسمی، روانی و جنسی، طوری که این آزار رساندن موجب لذت و آرامش فرد آزار رسان شود. این افراد از تحقیر و تمسخر و آزار روحی یا جسمی و جنسی افراد به خصوص در حضور دیگران لذت زیادی می‌برند و گاهی رفتارهای پرخاشگرانه یا جنایتکارانه از خود بروز می‌دهند. اهانت، کتک زدن، زخمی کردن و حتی کشتن از جمله اعمالی است که در فرد سادیسم لذت جنسی ایجاد میکند. سادیسم نقطه ی مقابل انحراف مازوخیسم است. یک فرد سادیک از آزارو اذیت کردن به دیگران لذت جنسی می برد، اما یک انسان مبتلا به مازوخیسم از عذاب و شکنجه وارد شدن به خودش لذت جنسی کسب می کند.
اولین کسی که دو اصطلاح سادیسم و مازوخیسم را مطرح کرد، کرافت ابینگ رفتار شناس جنسی آلمانی، در قرن 19 بود. کتاب psychopathia sexualis نوشته ی او اولین کتاب پزشکی در زمینه تمایلات جنسی محسوب می شود. اصطلاح سادیسم برای نخستین بار در قرن هیجدهم بکار رفت، در آن زمان کنتی بنام‏ مارکی دوساد در ارتش فرانسه خدمت‏ می کرد که از عشق بازی ها و هوسرانی های او داستانهای‏ بسیار گفته‏اند. وی در مجالس عیش و عشرتی که‏ بپا می داشت زنان را با سبعیت خاصی داغ می‏کرد و شلاق میزد و از زجر آنان لذت می برد و از آزار همسر خویش نیز دریغ نداشت. لوئی پانزدهم‏ این کنت را بخاطر رفتار ناهنجارش چندین بار به زندان افکند ولی زندان نه تنها بیماری او را درمان نکرد بلکه بر شدت آن افزود چنانکه کنت پس از رهائی، از راههای بدتری عادت خود را بروز میداد. اطباء آن روز فرانسه بر آن شدند که‏ او را مورد معاینه پزشکی و روانی قرار دهند و آنگاه به این نتیجه رسیدند که آقای کنت دچار اختلال‏ روانی است و او را روانه بیمارستان ساختند. از آن پس افرادی که دچار چنین حالت روانی باشند مبتلایان بیماری سادیسم خوانده می شوند.

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان حقوق : آن‏چه

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

سادیم را به چها رنوع طبقه بندی کرده اند.
الف)سادیسم جنسی: مبتلایان به این سادیسم چنانچه قبلاً گفته شد افراد منحرفی هستند که جهت رسیدن به لذت جنسی، قربانی خود را مورد آزار و شکنجه قرار می‌دهند.
ب) سادیسم ذهنی: فرد مبتلا به سادیسم ذهنی شخصی است که صحنه‌های اعمال سادیسم را در ذهن خود مجسم می‌کند و از آن‌ها لذت می‌برد. گاهی این فرد امیال انحرافی خود را از طریق تفکر، تکلم، نویسندگی و نقاشی به مرحله عمل در می‌آورد (به عنوان مثال مزاحمین تلفنی و نویسندگان هرزنامه‌های اینترنتی). البته نباید این تصور اشتباه پیش آید که این دسته افراد خفیف‌تر از سایر بیماران سادیستیک می‌باشند.
 ج)سادیسم بدنی: دراین نوع سادیسم، افراد کسب لذت و شعف را از تحمیل درد و آزار و اذیت بدنی و ایجاد دردهای جسمی برای دیگران کسب می‌کنند. این افراد رفتارهای خود را به صورت حیوان آزاری، کتک زدن، خسارت واردکردن به اموال مردم، متلک گفتن به بانوان و حتی اقدام به قتل نشان می‌دهند.
 د)سادیسم سمبولیک: مبتلایان به نوع سادیسم سمبولیک به جای وارد کردن زجر و شکنجه جسمانی به دیگران، کوشش می‌کنند با تحمیل حالات روانی، دیگران را معذب ساخته و از این طریق به یک حالت ارضاء و شعف روانی برسند. این‌گونه افراد تقاضای چیزی را نمی‌کنند بلکه دستور و فرمان می‌دهند. به طور کلی همه انواع بیماران مبتلا به سادیسم دارای نقصان روانی و مشکلات جدی در عزت نفس هستند و در بسیاری از موارد نیز مشاهده گردیده است که فردی که اقدام به اعمال سادیسمی می‌زند متعاقب مصرف الکل و سوءمصرف مواد بوده است.
در رابطه ی سادیستی_مازوخیستی، غالباً از وسایلی چون زنجیر، شلاق، وسایل لاستیکی و تجهیزات چرمی و تسمه ای و کفشهای پاشنه بلند استفاده می شود شلاق زدن و بانداژ شدن هم جزئی از این روابط است. در برخی از مناطق آمریکا و اروپا که چنین نیازهایی وجود دارد، فروشگاهها، ابزار مناسبی برای چنین تمایلاتی تدارک می بینند و مطبوعاتی هستند که آشکارا آگهی دعوت به همکاری از فعالیت های سادومازوخیستی را چاپ می کنند.
مبحث دوم: عوامل بیرونی
به آن دسته از عوامل که ریشه در شرایط جامعه ای عاملین قرار دارد عوامل جرم جزای بیرونی گویند. دکترکی نیا در مبانی جرم شناسی نابسامانی خانواده، ناسازگاری والدین، طلاق، سوء رفتاری نامادری، یتیمی، سابقه تبهکاری والدین، خصوصیات مسکن و نارسائیهای آن، محله زندگی، معاشران فاسد، نداشتن روش صحیح برای گذراندن اوقات فراغت، مهاجرت، کثرت اولاد در خانواده و… از جمله عواملی می داند که هر یک به نوعی ریشه در اجتماع دارند و باعث بروز بزهکاری می شوند.
گفتار اول: عوامل اقتصادی

از جمله مهمترین عوامل اقتصادی جرم زایی طلاق عبارتند از فقر و محرومیت، بیکاری که در ذیل هر یک مشروحاً مورد بررسی قرار گرفته است.
بند اول: فقر و محرومیت
از عوامل اقتصادی جرم زایی طلاق می توان فقر، بیکاری، بیسوادی، نادانی و شرایط بد اقتصادی را نام برد. در بسیاری از فرهنگ ها فقر را به معنای عدم تکافوی ضروریات زندگی تعریف کرده اند. چنین تعریفی به طور کلی، دقیق و جامع نیست. زیرا ضروریات زندگی هر جامعه در طول زمان و مکان ابعاد و اشکال گوناگونی دارد و از جامعه ای به جامعه دیگر دگرگون می شود. از این رو، تعیین یک تعریف علمی برای «فقر» که برای هر زمان و مکان صادق باشد، ممکن نیست. پژوهشگران ضوابط و معیارهای ویژه ای چون درآمد سرانه، میزان مصرف روزانه کالری، مساحت سرانه مسکن، مصرف سرانه مواد غذایی و پوشاک، میزان برخورداری از آموزش و پرورش و بهداشت و درمان و حتی سرگرمی و تفریح را تعیین کرده، بر اساس آن خط فقر را مشخص می کنند. برخی از جامعه شناسان فقر و بینوایی را از عوامل به وجودآورنده جرم دانسته، می گویند که در فرد تهی دست، عقده حقارت ایجاد می شود و او را به ارتکاب جرم وا میدارد به این تعبیر، همانطور که سرما یا گرسنگی شخص را وادار به کژرفتاری می کند، حسد و جاه طلبی نیز ممکن است فرد را به انحراف سوق دهد. غالب دختران و پسرانی که منحرف شده اند از یک سو دارای زندگی محقر بوده و از سوی دیگر تمایل داشته اند لباس های فاخر و تجملات دیگر داشته باشند. به طور کلی در خانواده هایی که در کنار هم زندگی می- کنند و از لحاظ سکونت در زحمت و مضیقه هستند، به ویژه در نقاط پرجمعیت شهری که چندین نفر مجبور به سکونت در یک اتاق می باشند، استعداد «بزهکاری» بیشتر است. جوانانی که باید در همان اتاق پدر و مادر خود با سایر برادران و خواهران بزرگتر یا کوچکتر زندگی کنند و ناچارند هرگونه صدا، تمایل سلیقه متضاد و دخالتهای به جا و نا به جای دیگران را از نزدیک احساس و تحمل کنند، آمادگی بیشتری برای ارتکاب جرم دارند. از نظر آسیب شناسی اجتماعی، بیکاری و فقر نیز می تواند عامل عمده ای در پیدایش نابسامانی های رفتاری و روانی و در نتیجه موجب بالا رفتن انواع کجروی های اجتماعی به خصوص اعتیاد به مواد مخدر و حتی خودکشی باشد.
الف) تأثیر فقر در بزهکاری از نگاه متون دینی
فقر می‏تواند به طور مستقیم و غیر مستقیم فضیلت‏های اخلاقی جوامع انسانی را نابود کند و استعدادهای آدمیان را تباه سازد. فقر را می‏توان از زوایای مختلف مورد بحث قرار داد، مباحث اقتصادی آن تا حدودی تبیین شده است. از جهت

Leave a Reply