دانلود پایان نامه

عرفانی و معنوی نیز ممکن است آن را ابزار سعادت و مایه فخر و وسیله ذکر و یاد خدا دانست ولی بدیهی است که تمامی آدمیان دارای این قوّت روح و ایمان نیستند. از متون دینی به خوبی می‏توان استفاده نمود که فقر برای پاره‏ای از انسانها می‏تواند سبب تکمیل و تذهیب نفس و تصفیه اخلاق گردد. همچنین این نکته از گفتار دانشمندان نیز استفاده می‏گردد. روسو در کتاب امیل چنین آورده است: «اگر جسم زیاد در آسایش باشد، روح فاسد می‏شود. کسی که درد و رنج را نشناسد، نه لذت شفقت را می‏شناسد و نه حلاوت ترحم را. چنین کسی قلبش از هیچ چیز متأثر نخواهد شد و بدین سبب قابل معاشرت نبوده مانند دیوی خواهد بود در میان آدمیان». ولی این مطلب نیز کاملاً روشن و قابل استفاده از روایات است که فقر می‏تواند برای بسیاری از انسانها، به عاملی بزه آفرین تبدیل گردد. چه آنکه رهبران بزرگ الهی از این منظر نیز به این پدیده نگریسته‏اند که می‏تواند فضیلت‏های انسانی و کرامت‏های اخلاقی آدمیان را از میان ببرد و زمینه‏های سعادت دنیوی و اخروی آنان را تباه سازد. سخنانی همچون: «الفقر سواد الوجه فی الدارین»، «فقر موجب روسیاهی در دو دنیاست» و «کاد الفقر ان یکون کفراً» و «لولا رحمه ربی علی فقراء امّتی کاد الفقر ان یکون کفراً» «اگر رحمت پروردگار بر فقیران امت من نباشد نزدیک است فقر به کفر بینجامد» که هم از پیامبر خدا صلی‏الله ‏علیه ‏و‏آله ‏و سلم و هم از امام صادق علیه‏السلام نقل شده است ادعای ما را به اثبات می‏رساند. چگونه فقر موجب سیاه رویی انسان در دو دنیا می‏گردد؟ نه این است که برخی از انسانها به دلیل ضعف روح قدرت تحمّل فقر را ندارند و در دنیا برای رفع آن به راههای نامشروع و به تعبیری بزهکاری روی می‏آورند؟ وقتی فقر می‏تواند به کفر منتهی گردد، بدون تردید امکان این وجود دارد که به جرم، بزه و فسق نیز بینجامد. این است که اسلام از آغاز به آثار شوم فقر توجه داده است. صدای بلند عدالت، علی علیه‏السلام خطاب به فرزند بزرگوار خویش امام حسن مجتبی علیه‏السلام چنین فرموده است: «فرزندم انسانی را که به دنبال روزی خویش است ملامت مکن، زیرا کسی که هیچ ندارد، لغزشهایش بسیار خواهد شد». همچنین درکلامی بلند، پیامبر بزرگ خدا صلی‏الله علیه ‏و ‏آله‏ و سلم، فقر را شدیدتر از قتل دانسته‏اند. آثار شوم فقر به افراد منحصر نمی‏ماند، بلکه در سطح جامعه نیز اثر می‏گذارد، زیرا که تأثیرهای ویرانگر و پیامدهای گوناگون آن از افراد و خانواده‏های فقیر می‏گذرد و به گونه‏های مختلف به جامعه آسیب وارد می‏سازد. جرم پدیده‏ای است که دارای حیثیت اجتماعی است، وقتی فقر موجب آفرینش جرم می‏شود، وقتی فقر به سرقت می‏انجامد، آنگاه که فقر دام فحشاء را می‏گستراند، وقتی فقر موجب گسیختن پیوندهای مشروع نکاح و متلاشی شدن کانونهای گرم خانواده و در نتیجه برجای گذاشتن فرزندانی می‏شود که از مهر مادر یا پدر و یا هر دو محرومند هرگز نمی‏توان آن را پدیده ساده‏ای انگاشت که تنها دارای تأثیر فردی است.

ب) نظریات مکاتب جرم شناختی پیرامون آثار اجتماعی فقر و جرم زایی آن
در این قسمت مکتب سوسیالیسم و مکتب تحققی مورد بررسی قرار گرفته اند.
مکتب سوسیالیسم
نظریه پردازان این مکتب برای وضع اقتصادی نهایت اهمیت را قائل بوده، معتقد بودند ریشه کلیه جرایم را باید در فقر و یا به عبارت صحیح‏تر در وضع نابسامان اقتصاد سرمایه داری جستجو کرد. آنان معتقد بودند که بی عدالتی در توزیع ثروت موجب و منشأ کلیه جرایم بوده و حتی ارتکاب جرم در جوامع سرمایه داری عکس العمل همین بی عدالتی هاست. در جوامع اشتراکی که توزیع ثروت بر مبنای صحیح و عادلانه قرا گرفته باشد، جرم هم به خودی خود از میان خواهد رفت.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

مطلب مشابه :  پایان نامه رشته حقوق در مورد :حقوق دیپلماتیک

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مکتب تحققی
انریکو فری یکی از مؤسسان مکتب تحققی به بیان رابطه علیت در مورد بزهکاری پرداخت. به نظر وی وقوع هر جرم نتیجه انحصاری یکی از عوامل انسانی، اجتماعی یا اقلیمی نیست. درست است که هنگام ارتکاب هر بزه خاص یکی از این عوامل بر عوامل دیگر فزونی و برتری دارد ولی امتزاج و ترکیب هر سه عامل برای ارتکاب بزه ضروری است. مکتب تحققی جنایتکاران را به پنج دسته تقسیم می‏کندکه تأثیر فقر را تنها در ارتکاب جرم توسط یک دسته از آنها می‏پذیرد: 1- جانی بالفطره2. -جانی دیوانه. 3-مجرمین به عادت. 4-جانی حساس و 5-جانی اتفاقی؛ جانی اتفاقی کسی است که اتفاقا تحت تأثیر عوامل و نیروهایی چون فقر و بیکاری مرتکب جرم می‏شود. این دسته فطرتاً دارای طبع بزهکار نبوده و ممکن است از عمل خود هم پشیمان شده و به جرم خود نیز اعتراف نمایند. این دسته از مجرمان معمولاً خطرناک نبوده لیکن در یک زمان خاص و تحت تأثیر عوامل اجتماعی و اقتصادی عنان اختیار از دست داده و مرتکب جرم می‏شوند. با توجه به همین اعتقاد به تأثیر عوامل اقتصادی است که در تنظیم سیاست کیفری در مورد پیشگیری از وقوع جرایم به مسایل اقتصادی توجه نموده و با تذکر به آنکه یکی از علل مهم وقوع جرایم، علل بزه زای خارجی است، تصریح نموده‏اند که بهبود وضع اجتماع و وضع اقتصادی موجب می‏شود که تعداد جرایم به مقدار زیادی کاهش یابد.
ج) ارتباط مستقیم فقر و جرم
فقر ناراحتی و بی نظمی و اختلال خانواده را دامن می‏زند و موجب بروز ستیزه‏ جویی و انحرافاتی می‏گردد که به نوبه خود بروز جرایمی را تسهیل می‏نماید. فقر می‏تواند کانون گرم خانواده را مختل سازد و انسانهای ضعیف النفسی را به بر هم زدن آن کانون وادارد و مسلم است که افتراق، طلاق و زندگی کودکان در خارج از خانواده از جمله عوامل بزه زا محسوب می‏گردند. برای تبیین تأثیر فقر بر ارتکاب جرم و به تعبیری اثبات وجود رابطه همبستگی بین آن دو پدیده باید همبستگی بین نوسانات اقتصادی و تغییرات تبهکاری را مورد بررسی قرار داد تا روشن گردد که آیا همبستگی مثبت بین آن دو برقرار است یا همبستگی یا نه. در وجود یک همبستگی مثبت بین بحرانهای اقتصادی و افزایش بعضی از گونه‏های تبهکاری بویژه سرقت تردیدی نیست و آمارها نیز اغلب آن را تأیید کرده است. بحرانهای اقتصادی با تأثیرگذاری بر تغییرات مواد مصرفی و ضروری اولیه، تغییرات قدرت خرید و افزایش بیکاری بر تبهکاری و بزهکاری می‏افزاید.
این همبستگی به آسانی قابل توجیه است. بحرانهای اقتصادی ناگهان تعدادی از اشخاص را از استقلال اقتصادی و حتی از ثروت محروم و دچار وابستگی و فقر می‏سازد. تعداد این اشخاص بستگی به شدت بحران دارد. هر قدر بحران شدیدتر باشد، تعداد بیشتری از اشخاص دچار چنین مشکلاتی می‏شوند. در میان این عده بعضی به دلیل نداشتن تربیت صحیح دینی و حتی اجتماعی در مقابل وسوسه‏های شیطانی به اندازه‏ای ضعیف هستند که یارای مقاومت با آنها را ندارند و نمی‏توانند خود را با اوضاع و احوال نوینی که بر آنان بوجود آمده است تطبیق دهند، عنان قدرت را از دست می‏دهند و برای چاره‏جویی به جرایم سرقت، کلاهبرداری، خیانت در امانت، ولگردی و مانند آن روی می‏آورند. از طرف دیگر قحطی و گرسنگی و آینده مبهم اشخاص را به نومیدی سوق می‏دهد و باعث می‏شود که در نومیدی دست به شورش، ضرب و جرح و اهانت نسبت به نمایندگان قدرت عمومی و حافظان نظم از جمله نظم اقتصادی بزنند. از این روست که جرمشناسان و جامعه شناسان جنایی در بررسی عوامل جرم زا، فقر و عامل اقتصادی را مورد توجه قرار داده و پاره‏ای از آنان فقر را مستقیماً عامل جرم دانسته و برخی دیگر برای عوامل اقتصادی در ارتکاب جرایم تأثیر غیر مستقیم قائلند و در هر صورت در تنظیم و تدوین سیاست جنایی، برای مبارزه با جرم، به مبارزه با فقر نیز می‏اندیشند و این امری بسیاری بدیهی است که مادام که فقر، بیکاری و سایر شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مرتبط با جرم یعنی در حقیقت علل ایجاد جرم از بین نرفته است واکنش در برابر جرم چندان مؤثر نخواهد افتاد. چراکه: اولاً: فقر می‏تواند به عنوان یک عامل جرم زا بروز کند و بنابراین یا باید فقر را از میان برداشت و یا با اعمال سیاست کیفری مناسب جلو تأثیر این علت را سد نمود. ثانیاً: اگر چه تأثیر فقر بر ارتکاب جرم سرقت بیشتر است، ولی این تنها تأثیر مستقیم فقر است، فقر اثر غیر مستقیمی نیز دارد. و نیز توماس موریس نویسنده و اندیشمند انگلیسی، در این باره، در کتاب اتوپی، فقر را عامل مهم شورش ها و تخلف از قوانین و مقررات می داند و برای پیشگیری از بزهکاری، بهبود وضع اقتصادی، تعدیل ثروت، رفع اختلافات طبقاتی، اشتغال بیکاران و بزهکاران را توصیه نموده است.

بند دوم: بیکاری
الف) مفهوم بیکاری
از بیکاری نیز تعاریف متعددی شده است: در یک تعریف بیکاری در شرایطی محقق می شودکه جمعیت فعال عملاً فعالیت اقتصادی نداشته باشد. به تعبیر دیگر، اینگونه اثبات می شود، زمانی که عرضه ی نیروی انسانی بیشتر از تقاضای آن باشد، پدیده ی بیکاری رخ می هد.در تعریفی دیگر، بیکاری را وقفه ی غیر ارادی و طولانی مدت کار به طوری که امکان به دست آوردن شغل جدید میسر نباشد دانسته اند. مرکز آمار ایران در نظام آمار گیری خود بیکار را اینگونه تعریف کرده است: بیکار به تمام افراد 10 ساله و بیشتر اطلاق می شودکه فاقد کار باشند (اشتغال مزدبگیری یا خود اشتغالی نباشند)، آماده برای کار باشند (برای اشتغال مزد بگیری یا خود اشتغالی آماده باشند) و جویای کار باشند (اقدامات شخصی را به منظور جستجوی اشتغال مزد بگیری و یا خود اشتغالی به عمل آورده باشند). همچنین افرادی که به دلیل آغاز به کار در آینده و یا انتظار بازگشت به شغل قبلی، جویای کار نبوده ولی فاقد کار و آماده برای کار بودند نیز ، بیکار محسوب می شوند.
نیز برخی آورده اند: کار عبارت است از هر نوع فعالیت فکری که به منظور کسب درآمد نقدی یا غیر نقدی صورت پذیرد و هدف آن تولید کالا یا خدمات باشد. فعالیت هایی نظیر خانه داری، تحصیل و ورزش (غیر حرفه ای) کار به حساب نمی آیند. واژه بیکاری در لغت انگلیسی، متشکّل از دو قسمت employment به معنای کار و اشتغال و پیشوند Un به‌عنوان منفی‌ساز است و در اصطلاح اقتصادی، به فردی گفته می‌شود، که شاغل محسوب نشده و در هفت روز قبل از مراجعه مأمور آمارگیری، دارای سه خصوصیت زیر باشد:
1.  فاقد کار؛ دارای اشتغال مزد بگیری یا خوداشتغالی نباشد.
2.  آماده برای کار؛ برای اشتغال مزدبگیری یا خوداشتغالی، آمادگی داشته باشد.
3.  جویای کار؛ اقدامات شخصی را به‌منظور جستجوی اشتغال مزد بگیری و یا خوداشتغالی به‌عمل آورده باشد.
اما بیکار در اقتصاد به فردی گفته می‌شود که در سن کار (۱۵ تا ۶۵ سال) و جویای کار باشد اما شغل یا منبع درآمدی پیدا نکند. پس می توان گفت بیکار عبارت از کسی است که توانایی انجام کار، (همانطور که در تعریف کار عنوان شده) را به لحاظ سنی و وضع جسمانی را دارد و برای بدست آوردن کار تلاش و کوشش کافی را انجام داده، اما باز فاقد کار است.
ب)رابطه بین بیکاری و جرم
بیکاری نتیجه دیگری از ازدیاد جمعیت و گسترش شهرنشینی است ولگردی و پرسه زنی نیز از پدیده های دیگر شهر نشینی است. پس افزایش جمعیت و کمبود تقاضای نیروی کار، مهم‌ترین علل بیکاری بشمار می رود. تجربه بیکاری برای کسانی که به داشتن شغل ثابت و مطمئن عادت کرده‌اند، می‌تواند بسیار ناراحت‌کننده باشد. مستقیم‌ترین نتیجه بیکاری، از دست دادن درآمد است. و پیامد بعدی آن می تواند ولگردی باشد به گونه ای که در شهرهای بزرگ دسته هائی از جوانان بی آنکه در پی هدف بروند پیوسته در خیابان ها ول می گردند و غرضی جز این ندارند که وقت خود را بگذرانند و بیهودگی زندگی را از خاطر ببرند و اگر در گذشته به هوای نوبینی و چشم چرانی گشت می زده اند اینک آن شور و هوس گذشته را از دست داده اند، خیلی از این ولگردان که با کسبه و طواف اشخاص نیمه بیکار یا عاطی دیگر مخلوط می شوند منظره خاصی به خیابانها

Leave a Reply