معرض آسیب‌زایی هستند که این امر در شرایط خاص فرهنگی جامعه ما بسیار کمتر از مردان است و در واقع سرقت، قتل و جنایت، آدم‌ربایی، قاچاق مواد مخدر و حتی اعتیاد، که در مردان بیشتر مشهود است تا زنان.
شاید یکی از علت‌های مهم آن «محدودیت» هایی است که برای زنان مطرح است و مساله دیگر بحث نان‌آوری مردان خانواده است که گاهی پیش می‌آید مردان برای جلوگیری از شرمساری شان در خانواده دست به برخی از جرائم می‌زنند. در نهایت در جواب این سوال که آیا جنسیت با ارتکاب جرم رابطه دارد یا خیر؟ باید گفت بله، این رابطه وجود دارد و عوامل مختلفی در این امر دخیل هستند. جان هگن پس از بررسی جریان جامعه پذیری زنان و مردان درمی یابد که زنان از خطر کردن کمتر از مردان استقبال می کنند و جنایت در زنان بار منفی تری نسبت به مردان دارد و در نهایت این که احتمال شرکت زنان در رفتارهای کجرو کمتر از مردان است.
بند دوم: وراثت
یکی از قدیمی ترین مفاهیم که مورد توجه متفکران بوده است که براساس آن انسان را وارث تمام ویژگی های جسمی و حتی اخلاقی اسلاف خود می داند. بعضی معتقدند که وراثت اثر مستقیم بر رفتار ها داشته و باعث سازگاری و یا ناسازگاری فرد می گردد. دسته دیگر وراثت را عامل غیر مستقیم و موجب ایجاد زمینه و بستر مساعد برای بروز عدم تعادل جسمی یا روانی می دانند البته نمی توان انکار کرد که از طریق ژن بسیاری از خصوصیات جسمانی از والدین به فرزندان منتقل می شود و به همین جهت ممکن است بعضی از نارسایی های جسمی و روانی ذاتی و یا اکتسابی به اطفال انتقال یابد مثلاً والدین معتاد به الکل دارای فرزندان نامتعدل جسمی و یا روانی می شوند. برای رفتار مجرمانه دلایل مختلفی را بر شمرده اند، مطالعات محققین در نقاط مختلف جهان نشان می دهد که علاوه بر دلایل اجتماعی و اقتصادی، عوامل ارثی نیز تا اندازه ای، می تواند در تصمیم و اراده افراد در ارتکاب به جرم دارای نقش باشد. بدن انسان بالغ بر صد تریلیون سلول دارد که در تک تک آن ها، نسخه های مشابهی شامل اطلاعات ژنتیکی (ژن ها) وجود دارد. افراد از نظر ژن های خود منحصر بفرد هستند. بنابراین، ژن های هیچ دو فردی شبیه هم نیست. ژن ها، ویژگی های افراد را شکل می دهند.
ژنتیک نیز مهمترین عامل زیست شناختی شناخته شده است. عوامل ژنتیکی، به ارث می رسند در صورتی که عوامل اجتماعی اینگونه نیستند. در سال های اخیر مطالعات فراوانی در زمینه نقش ژنتیک در بزهکاری افراد انجام شده است. بررسی نقش ژنتیک در ارتکاب به جرم، در حیطه علم ژنتیک رفتاری است. آیا ژنی برای جرم وجود دارد؟ هیچ ژنی برای جرم، شناخته نشده است. در ژنتیک رفتاری نوین، هر بررسی ای جهت یافتن ارتباط رفتار مجرمانه با وراثت و ژنتیک از این استدلال پیروی می کند که، سیستم عصبی اندام تعیین کننده رفتار انسان است. اینکه چگونه بیاموزیم و رفتار کنیم را سیستم عصبی کنترل می کند. از آنجایی که نحوه شکل گیری و عملکرد سیستم عصبی به توارث ژنتیکی وابسته است، بنابراین، ممکن است، برخی رفتارها ناشی از عملکرد تعدادی ژن، باشد. در این زمینه فرضیه های مختلفی وجود دارد: 1) هر رفتار ویژه ای، ممکن است از بیان ژن های مختلفی چندژنیمتأثر شده باشد. 2) ژن ها در ارتباط متقابل با محیط هستند. پتانسیل های رفتاری مختلف با تحریک عاملی مناسب، واقعیت خواهد یافت. 3) دلیلی برای اثبات این که جرم، معلول یک توارث ژنتیکی معیوب است، وجود ندارد.
به عبارت دیگر، ژن ها عامل جرم نیستند اما تحت تاثیرات محیطی، ممکن است برخی رفتارهای جرم آمیز را افزایش دهند. هولین در سال 1992، دو سوال در این زمینه مطرح کرد: 1) آیا مدرکی برای تأثیر ژنتیک بر رفتار مجرمانه وجود دارد؟ 2) اگر چنین تاثیری وجود دارد، چگونه عمل می کند و چه نقشی دارد؟
سوال اول با استفاده از ابزارهای تحقیق ژنتیک در روان شناسی (مطالعات تاریخچه خانوادگی، دو قلوها و فرزند پذیری) بررسی می شود. در مطالعات تاریخچه خانوادگی، هدف بررسی رفتار مجرمانه در خانواده ها است. ابسوم و وست در سال 1982، با مقایسه پسران مجرم و پدران غیر مجرم، دریافتند 13 درصد پسران پدران غیر مجرم، در مقابل 40 درصد پسران پدران مجرم، محکومیت قضایی دارند. واضح است که می توان در نگاه اول نقش ژنتیک را در این زمینه با اهمیت دانست. در مقابل می توان در نظر گرفت همان طور که فقر برای هر دوی پدر و پسر، عامل محیطی مشترکی می باشد، آموختن رفتار مجرمانه در خانواده، با فرضیه سوم سازگار است. به عبارت دیگر، عامل محیطی مشترک، باعث رفتاری مشابه می شود. در صورت پذیرفتن یا رد هر کدام، سوالات بی پاسخ بسیاری وجود خواهد داشت.
در مطالعه دو قلوها، شباهت دو قلوهای یک تخمکیMZ و دوتخمکیDZ از منظر رفتارهای ویژه، بررسی شده است. مطالعات نشان دهنده ارتباط بالاتری برای جنایتکاری در دوقلوهای یک تخمکی است که می تواند نشان دهنده نقش ژنتیک در این رفتار باشد. مطالعه ای دیگر نیز نشان داد که نرخ همراهی با رفتار مشابه بزهکارانه، در دوقلوهای یک تخمکی ها 35 درصد و در دوتخمکی ها، 13 درصد است. اما از آنجا که درصد این همراهی خیلی بالا نیست، می توان نتیجه گرفت که اگر ژنی در این زمینه نقش داشته باشد، اثر آن بسیار اندک است. اما بدلیل کافی نبودن بررسی ها و تعداد دوقلوهای مورد مطالعه، از طرفی جهت تعیین دقیق دو قلوهای یک و دو تخمکی مطالعات همچنان ادامه دارد.

از طرفی، ممکن است دوقلوهای دوتخمکی، یک دختر و یک پسر باشند، در این صورت، چنین بررسی ای مستقل از عامل جنسیت نیست. در مطالعات فرزند خواندگی، مشخص شده است، این فرزندان شباهت بیشتری را با والدین بیولوژیک خود نشان می دهند، هرچند آمارها میزان آن را به طور کامل تائید نمی کنند. بنابراین مطالعات مختلف، نقش ژنتیک را در زمینه رفتار بزهکارانه رد نمی کنند، ولی هیچکدام نیز مدرکی جهت پذیرش نقش این عامل به تنهایی، ارائه نکرده اند.
بند سوم: ساختار بدنی
مطالعه مجرم از لحاظ ساختار بدنی ابتدا در مکتب تحققی مورد بررسی قرار گرفت در این مکتب که به نام مکتب تحققی، تحصلی، اثباتی و ایتالیایی نیز مطرح است، دارای سه رویکرد، بیولوژیک ساختار بدنی، سوسیولوژیک (ساختار اجتماعی) و سایکولوژیک (ساختار روانی) است که هر یک از این رویکردها به مطالعه مجرم در شرایطی خارج از اراده او می پردازد، که برای پی بردن به اصول این مکتب باید هر کدام از این رویکردها را با توجه به نظریات بیان، گزارش، توصیف و تبیین کرد. بین سال‌های 1840-1860، پس از نظرات «لامارک» و «داروین» کوشش‌های جدیدی برای ادراک حیات انسانی شروع شد. به خصوص نظریه‌ی وراثت داروین آغازگر تحول تازه‌ای در علم زیست‌شناسی بود. حقوق جزا نیز در این تاریخ با وجود سنگینی افکار  مکتب کلاسیک‌ نتوانست از تأثیر علوم جدید، به ویژه عقایدی که به وراثت اهمیت فراوان می‌دادند، یا تحت تأثیر افکار «کنت» شناخت جامعه را جدی تلقی می‌کردند، برکنار بماند. در همین زمان کتاب انسان بزهکار لومبروزو که در سال1876منتشر گردید، مورد توجه صاحب ‌نظران عصر خود واقع شد.به نظر لومبروزو بزهکاری پیش از آنکه به طور خاص پدیده‌ای انسانی باشد، در طبیعت نیز به همان اندازه که در میان انسان‌ها گسترده است به چشم می‌خورد، در واقع بزه عملی است حیوانیکه وقتی در رفتار انسان نمایان می‌شود نشانه‌ای از طغیان و بازگشت غریزه‌های ابتدایی به همراه دارد.این غریزه حیاتی در گیاهان حشره‌خوار برای بقا و در میان جانوران برای حفظ خود و برتری در گروه به شکل ستیزه ‌جویی و حتی رقابت در عشق دیده می‌شود. وی در کتاب دیگر خود‌ «جرم، علل و درمان آنها» می‌نویسد: «آمار و همچنین بررسی انسان‌شناختی نشان می‌دهد، جرم پدیده‌ای است طبیعی، پدیده‌ای است لازم همانند زایش و مرگ.»ساختار بدنی- بیولوژیک که سرآغاز این رویکردو در واقع سرآغاز مکتب تحققی هم بود با نظریات سزار لومبروزو شکل گرفت.وی که یک طبیب نظامی ، استاد پزشکی قانونی و روانکاوی در دانشگاه های تورن و پاریس بود با الهام گرفتن از نظریات لامارک و مندل تحقیقات خود را بر روی مجرمین و سربازان ایتالیایی آغاز کرد.او بر روی 3830 جمجمه افراد بزهکار و سرباز و اندازه اندام 5907 بزهکار زندانی به مطالعه پرداخت و بعد از تحقیقات خود، متوجه ویژگی های خاص جسمانی بزهکاران شد که آنها غالبا دارای کوتاهی قد، پیشانی پس رفته، برآمدگی طاق ابرو، پهنی گیجگاه، رشد آرواره های زیرین هستند که زاییده توارث است و مانند انسان های اولیه که در غار زندگی می کردند، تکاملشان به پایان نرسیده که این عدم تکامل عامل فعل بزهکارانه ایشان است لومبروزو اعتقاد داشت بزهکاری این افراد از طغیان و بازگشت آنها به غرایز اصلی است که امروز در میان حیوانات دیده می شود و مانند مرگ و تباهی امری کاملاً طبیعی است.وی این افعال بزهکارانه را خارج از اراده فرد و یک نوع بیماری تلقی می کرد که برای درمان و بهبودی باید به یکسری واکنش ها دست زد اگر این بهبودی حاصل نشد باید آنها را حذف کرد.زیرا حضورشان در جامعه باعث ضرر به دیگران می شود.
مکتب تحققی از مجرمین مادرزاد یا بالفطره نام می برد و مجرمین مادرزادی را کسانی می داند که یا «وحشی و خشن» یا «حیله‌گر و تنبل» می‌باشند. این بزه‌کاران برای ارتکاب جرم متولد شده و میل ضد اجتماعی بودن آنان ناشی از اثرات اجتناب ناپذیر تأثیرات ارثی است که نسل به نسل به آنان منتقل شده است. همچنین عنوان می کند مجرمین مادرزادی کوچک اندام و پر مو هستند و پیشانی کوتاه، جمجمه‌ی کوچک، لبان نازک، فک بزرگ، گوش‌های ‌دراز، ریش کم و صورت رنگ پریده دارند. همچنین حساسیت ندارند، کمتر احساس درد می‌کنند و بدنشان خال‌کوبی شده است. هرچند این امر امروزه کاملاً مورد تردید و یا کاملاً قبول نشده و انتقادات فراوانی به آن شده است همچنانکه از دیدگاه اسلام نیز تأثیر بخشی عوامل مختلف جسمی، روانی و اجتماعی در بروز جرم مورد قبول است، اما انسان موجودی صرفاً مادی و مجبور و تابع محض محیط و عوامل اجتماعی نیست، ‌بلکه موجودی دو بعدی (خاکی و ملکوتی) و دارای توانایی‌هایی است که با تکیه بر آنها قادر است با یاری جستن از عقل و علم و ایمان و عرفان در مقابل عوامل مخرب و جرم‌زا مقاومت نماید، تا آنجا که راه تکامل انسانی از همین راه ممکن است. چنین انسانی پیرو مطلق عوامل بیرونی نیست بلکه قادر است تا محیط را برای فعالیت‌های خود هموار سازد. قرآن نیز داستانهایی را از کسانی ذکر می‌کند که برخلاف محیط طبیعی خود رشد و عمل کرده‌اند. همسر فرعون آسیه و فرزند نوح از اشخاصی بودند که یکی در محیط ناسالم و دیگری در محیط سالم بودند ولی به عکس اولی رستگار و دومی از گناهکاران شد. بدین ترتیب ‌از نظر اسلام انسان موجودی است که در انجام اعمال عادی و مجرمانه‌اش بین دو امر جبر و اختیار قرار گرفته و با پیروی از جنبه‌های ملکوتی خود و شکوفایی آن و با تقویت اراده و تصمیم‌گیری خود می‌تواند بر مشکلات فایق آید.

گفتار سوم: عوامل روانی

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

عوامل روانی بر تمام صفات روانی و ویژگیهای شناختی افراد که باعث جرم می‌شود، اطلاق می گردد که روانشناسان آن را به عنوان عامل مهمی در شناخت و کنترل رفتار در نظر می گیرند. این عوامل شامل حساسیت، نفرت، ترس، وحشت، اضطراب، کم هوشی، خیال پروری، پرخاشگری و حسادت و بیماریهای روانی می باشد. همانطور که می‌دانیم کوشش برای پیدا کردن الگوی ثابتی برای یک قاتل، تجاوزگر یا جامعه ستیز کار بیهوده‌ای است. روانشناسانی که در مراکز قانونی کار می‌کنند بیشتر بر متغیرهای شخصیت افراد تکیه دارند و آن را بهترین عامل در قضاوت بالینی می‌دانند یا روانکاوان معتقدند، باید ضمیر ناخودآگاه افراد را کاوش کرده و علل ناخود آگاه رفتار جنایی را پیدا کنیم. در این راستا گرایشی در علوم روان شناسی به نام

Leave a Reply