تنها راه رهایی باشد، ولی برای فرزندان همیشه یک فاجعه است و شاید به همین دلیل در اسلام، به عنوان مبعوض ترین جدال ها تلقی شده است.
بند دوم: محیط مسکن
همان محل سکونت یا خانه است که فرد در آن متولد می شود و در آن جا رشد می یابد و در آن به استراحت می پردازد. وضع مسکن تا حد زیادی نشان دهنده وضع زندگی اقتصادی و اجتماعی والدین و محلی است که خانه در آن بنا شده، که در وقوع جرایم افراد آن مؤثر است. خانه های محقر که فضای آن برای افراد ساکن در آن محدود است تأثیر فراوانی در انحراف افرادش دارد، زیرا والدین و فرزندان مجبورند در یک اتاق بخوابند و چه بسا فرزندان متوجه روابط جنسی والدین گردند که همین موجب بروز آثار ناخوشایند در مسائل جنسی فرزندان می شود. همچنین در این خانه های کوچک به سبب شلوغی و سر و صدای زیاد و ناراحتی والدین، غالباً فرزندان به کوچه ها پناه می برند و از این طریق، به بی راهه کشیده می شوند. در منطقه و محله ای که فاقد بهداشت، نظافت، مراکز تفریحی سالم و وجود سکنه فراوان و شلوغ است، زمینه های بیشتری برای ارتکاب اعمال مجرمانه وجود دارد. بنابراین، افراد ساکن در این مناطق بیش از مناطق دیگر در معرض آلوده شدن قرار دارند.
بند سوم: وسایل ارتباط جمعی
وسایل ارتباط جمعی به ابزاری گفته میشود که در یک جامعه از آن برای ابلاغ پیامها و بیان افکار و انتقال مفاهیم به دیگران استفاده میشود. بررسی اثرات این وسایل یکی از پیچیدهترین مباحث در آسیبشناسی اجتماعی است. به همین دلیل، بسیاری از جامعهشناسان در درستی نتایج پژوهشهایی از این دست، تردید نشان میدهند. امروزه گسترش و توسعۀ وسایل ارتباط جمعی به حدی است که دوران حاضر را «عصر ارتباط» نامیدهاند. مک لوهان دنیا را با مفهوم «دهکده جهانی» میشناسد و میگوید وسایل ارتباط جمعی دارای چنان قدرتی هستند که میتوانند نسلی تازه در تاریخ انسان پدید آورند، نسلی که با نسلهای پیشین بسیار متفاوت است. ژودیت لازار در مورد اهمیت و نقش رسانه ها می گوید: رسانه ها نقش های متعددی را در حیات اجتماعی به عهده دارند، از جمله اینکه صحنه ای را ایجاد می کنند که حیات سیاسی در آن به نمایش گذاشته می شود، فرهنگ بال می گستراند، مدها جولان می دهند، سبک های تازه و هنجارهای زندگی رخ می نمایند. از اثرات منفی وسایل جمعی معتاد شدن به معنی عام کلمه است. در بسیاری از موارد انسانها چنان به رسانهای معتاد میشوند و بدان اعتماد می ورزند که در ساعت معین بدان نیاز می یابند. تأخیر یا فقدان، موجبات از بین رفتن تعادل آنان را فراهم میسازد و زمانی که بدان می رسند، (مثلاً دستیابی) به روزنامۀ مورد علاقه، قدرت اندیشه از آنان سلب میشود. آنان بدون هیچ تردید یا اندیشهای نوشته یا آموزه آن را میپذیرند. بی شبهه، این فرایند که با خصلت ویژۀ انسان اندیشمند متباین است، موجب می شود که ذهن دچار کرختی شود و فرد در جریان حوادث همچون پر کاهی بر روی سیلاب خروشان، ناخواسته و بی اراده به این سو و آن سو کشیده گردد.
الف) رسانه ها و مفهوم سازی

اما آنچه در مورد ماهیت تخریبی یا جرم، جزای رسانه ها قابل بررسی است مفهوم سازی و به تبع آن، شکل دادن به هنجارهای مناسب با آن مفهوم می باشد که اصلی ترین کارکرد رسانه ها در این زمینه می باشد. چرا که رسانه ها با این شیوه می توانند مخاطبان خود را متناسب با خواسته ها و امیالشان با خود همراه سازند. و در این بین دو موضوع در ارتباط با وسایل ارتباط جمعی از اهمیت ویژهای برخوردار است.
1. امور جنسی: بر این اساس ارائه تصاویر مستهجن و مبتذل و خلاف عفت عمومی از طریق رسانه های جمعی و نگارش متون خلاف اخلاق و پورنوگرافی می تواند منجر به گسترش جرائم به ویژه از نوع جرائم جنسی گردد. هرچند در مورد تأثیر وسایل ارتباط جمعی در امور جنسی هنوز تحقیق جامعی صورت نگرفته است، زیرا تأثیر آن قابل کنترل نیست.
2. خشونت و پرخاشگری: دربارۀ رفتار خشونت آمیز ناشی از وسایل ارتباط جمعی پژوهشهای زیادتری انجام شده است. با توجه به فزونی پرخاشگری در جامعه صنعتی و شهری امروزی، برخی برای توجیه این پدیده، وسایل ارتباط جمعی را مسؤول میدانند. زیرا فیلم، مجله، روزنامه، کتاب، تلویزیون، ویدئو، ماهواره، حاوی تصاویر و مطالبی است که در آن اشاره به خشونت، تهاجم و جنایت بسیار دیده میشود.
اغلب نظریههای جامعهشناسی و روانشناسی نیز به تأثیر رسانهها بر شکلگیری استعداد مجرمانه و پرخاشگری اشاره کردهاند. شاید مؤثرترین نظریه جامعهشناختی در مورد چگونگی شکلگیری انگیزه مجرمانه، برداشت مرتون از نظریه «بی هنجاری» است. مرتون تعبیر اصلاح شدهای از مفهوم «بیهنجاری» دورکیم را متناسب با شرایط فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی جامعه مدرن آمریکا به کار برد و به این نتیجه رسید که دو رکن برای ایجاد شرایط بیهنجاری احتمالی با یکدیگر تعامل دارند: نخست، تعریف هدفها از نظر فرهنگی. دوم، ابزارهای مورد تأیید جامعه برای رسیدن به آن هدفها. از نظر مرتون فرهنگ امریکایی بر هدفهایی مانند رسیدن به ثروت، قدرت و موفقیت تأکید میورزد و از نظر جامعه، ابزارهای قابل قبول برای دستیابی به این هدفها، عبارت است از سخت کار کردن، بالابردن سطح تحصیلات و کسب تخصص. مرتون معتقد است که در جامعه امریکا ابزارهای مشروع برای به دست آوردن ثروت در میان طبقهها و موقعیتهای خاص لایه بندی شده است. از اینرو کسانی که تحصیلات بالا و یا منابع اقتصادی لازم را در اختیار ندارند، به زودی به این نتیجه خواهند رسید که از توانایی لازم برای دستیابی مشروع به ثروت (یعنی یکی از نمادهای عمده موفقیت) محروماند. بنابراین، وقتی رسیدن به هدفهایی مانند شغل، مسکن و درآمد مناسب از نظر اجتماعی ترویج شد و در سراسر جامعه به طور یکنواخت پذیرفته شد ولی دسترسی به ابزارهای مشروع برای رسیدن به آن هدفها در انحصار یک طبقه یا موقعیت خاص قرار گرفت، فشار ناشی از آن در میان کسانی که فرصتهای مشروع و قانونی رسیدن به آن هدفها را ندارند، یک وضعیت بیهنجاری ایجاد میکند. در نتیجه این افراد ممکن است از راههای نامشروع و مجرمانه، برای حل مشکل و دسترسی به آن هدفها استفاده کنند. در این میان رسانهها نقشی کلیدی در تبیین شکلگیری این «فشار ناشی از خلاء هنجاری»1 که محرکی برای ارتکاب جرم است، ایفا میکنند. رسانهها ممکن است با ارائه تصاویری از چشم و هم چشمی عمومی در مورد برخورداری از یک زندگی مرفه، احساس محرومیت نسبی را تشدید کنند و موجب وارد آمدن فشار برای رسیدن به سطوح بالای موفقیت، صرف نظر از مشروعیت ابزارهای مورد استفاده شوند. بحث تبلیغات و این که کمیت تبلیغات ارائه شده در برنامههای تلویزیونی تا چه اندازه به تغییر ارزشها کمک کرده و تحولات رخ داده در کمیت و کیفیت تبلیغات به ویژه در سالهای اخیر، نشانگر آن است که شکاف طبقاتی، نابرابریهای اجتماعی و انتظاراتی که برآورده نمیشوند، از رهگذر تبلیغات شدت بیشتری مییابند و ارزشهای مادی نمود بیشتری پیدا میکنند.یکی از تحقیقات مهم انجام شده در کشورمان در این زمینه، تحقیق دکتر فرامرز رفیعپور با عنوان «رسانهها و تغییرات اجتماعی» است که در سال 1376 منتشر شد. در این تحقیق، موضوع رسانهها (مطبوعات، رادیو، تلویزیون و فیلمهای ویدیویی) در سالهای 1365، 1372 مورد مقایسه قرار گرفته است. نتایج این پژوهش نشان داد که در سال 1365 آنچه در این رسانهها بیشتر تبلیغ و تأکید شده و محتوای ارزشی آنها را تشکیل داده، بحث عدالتخواهی بوده است. ولی در سال 1372 جهتگیری ارزشها در محتوای رسانهها ناظر بر مسایل دنیایی و نابرابری اجتماعی بوده است. نظریههای روانشناسانه نیز در مورد ایجاد انگیزه برای ارتکاب جرم نیز اغلب حکایت از تأثیرگذاری رسانهها در این فرآیند دارند. برای نمونه، نظریههای بسیاری مدعی شدهاند تصاویری که از جرم و خشونت در رسانهها ارائه میشود، یکی از شکلهای یادگیری اجتماعی است و ممکن است افراد از رهگذر آثار تقلیدی یا تحریکی آن، با از میان بردن کنترلهای درونی ناشی از مهارزدایی و حساسیت زدایی، به دلیل مشاهده مکرر تصاویر جرم و انحراف، به ارتکاب جرم ترغیب شوند. تحقیقات نشان میدهد که قرار گرفتن دائمی در معرض خشونت رسانهها ممکن است تمایلات تهاجمی را تحریک کند، حساسیت نسبت به اعمال خشونتآمیز را از میان ببرد و موجب اقدامهای خشونتآمیز شود. به همین جهت کمیت مطالعات پیرامون خشونت و بزهکاری فرانسه در توصیه شماره 41 خود در زمینه رسانههای گروهی یادآور میشود برای کاهش عادت و خوگرفتن جوانان به خشونت، به نظر میرسد که شبکههای تلویزیونی مختلف، باید کوششهایی به منظور محدود کردن تعداد برنامههای خشن به عمل آورند یا دست کم زمانبندی نمایش آنها را تغییر دهند و به عقب بیاندازند.
ب) آموزش شیوهها
برخی معتقدند که رسانهها نقش یک دانشگاه جرم را بازی میکنند. این ادعا بیشتر در مورد بازتاب جرمهای خشونتآمیز در رسانهها مطرح شده است. نمونه بارز آن قتلها، سرقتها و کلاهبرداریهایی است که مجرم از رهگذر آشنایی با شیوهها و ترفندهای ارتکاب جرم که در رسانهها بازتاب یافته، دست به ارتکاب جرم میزند. ذکر جزئیات رفتارهای جنایی و شیوههایی که مجرمان برای ارتکاب جرم از آن استفاده میکنند، ممکن است از یک سو نوعی اطلاعرسانی در جهت پیشگیری از بزهدیدگی و ضرورت اتخاذ تدابیر و تمهیدات پیشگیرنده باشد. ولی از سوی دیگر، این اطلاعرسانی برای کسانی که مستعد ارتکاب جرم هستند، نوعی آموزش ترفندها و مهارتهای ارتکاب جرم محسوب میشوند. نمونه واقعی از این بحث می توان به ماجرای چند نوجوانی که از خانوادهای متمول تهران بودند و به دنبال پخش سریالی از تلویزیون اقدام به ربودن پسر بچه ای از یکی از خانوادهای ثروتمند کردند. آنان پس از دستگیری اقرار نمودند که تحت تأثیر سریال تلویزیونی «تب سرد» دست به این کار زده اند و از این طریق خواسته اند به هیجان برسند اشاره کرد.

مطلب مشابه :  پایان نامه حقوق در مورد :میثاق بین المللی

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بنابراین، پرداختن به جزئیات یک رویداد جنایی باید مبتنی بر نظر کارشناسی و نتایج مطالعات و تحقیقات انجام شده در این زمینه باشد تا اطلاعرسانی برای آگاهی مردم، زمینههای سوء استفاده بزهکاران بالقوه را فراهم نیاورد. کمیته اجتماعی معاونت تحقیقات و برنامهریزی صدا و سیما یکی از پروژههای تحقیقاتی خود را در سال 1383 به موضوع «تحلیل و ارزیابی چگونگی نمایش بزه و ناهنجاری در سریالهای ایرانی» اختصاص داده است. در این تحقیق کوشش شده است با استفاده از روش تحلیل و ارزیابی شخصیتها، موضوع و داستان سه سریال تلویزیونی به نامهای «بچههای خیابان»، «بوی غریب پائیز» و «معما» تأثیرات احتمالی نمایش جرم و انحراف بر افراد مختلف جامعه، به ویژه کودکان و نوجوانان مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. عمدهترین نقدهایی که در این تحقیق نسبت به چگونگی پردازش جرم و انحراف در این سریالهای تلویزیونی ارائه شده است عبارتند از: ترویج الفاظ و تعابیر لمپنی در میان کودکان و نوجوانان، فحاشی گسترده همراه با خشونتهای فیزیکی، تشریح شیوههای مصرف حشیش و انواع مواد مخدر، ترویج فرهنگ عدم ترس از پلیس به هنگام بروز حوادث جنایی، مطلوب نشان دادن شرایط زندگی در کانونهای اصلاح و تربیت، ارائه تصویری مثبت از بزهکاران و معرفی آنان به عنوان قربانیان جبر اجتماعی، اطلاع رسانی کلیشهای و غیرجذاب در مورد مضرات مواد مخدر و پندآموز نبودن پایان سریالها.

بخش نتیجهگیری و راهبردی این تحقیق به ارائه راهکارهای لازم برای تولید سریالهایی با موضوع اصلی جرم و انحراف پرداخته است و مواردی چون ضرورت ایجاد تناسب میان میزان فراوانی یک آسیب اجتماعی در سطح جامعه و سهم آن در سریالهای تلویزیونی، پردازش هنجارشکنیها با رویکرد پیشگیرانه و آگاهسازی، جلب مشارکت مردم و دستگاههای مسئول برای مقابله با جرم و انحراف، انجام پژوهش و تحقیق پیرامون

Leave a Reply