دانلود پایان نامه

آورده‌اند.
محدث بحرانی ایشان در کتاب الحدائق می‌نویسد:
«ولکنهم-رضوان الله علیهم-ألغو هذه القاعده الوارده عن ائمتهم (علیهم‌السلام) واتخذوا قواعد لا اصل لها فی الشریعه» یعنی ولکن اصولی‌ها قواعدی که از ائمه آنان واردشده است را رها ساخته و به قواعدی روی آورده‌اند که هیچ اساسی در شریعت ندارد،
اعتراضات اخباری‌ها؛ به اصولیون سبب شد که اصولی‌ها توجه جدی و بشتری در عرصه‌ای قواعد فقهی منقول از امامان معصوم (علیهم‌السلام) بپردازد و درنتیجه قواعد فقهی اقتباس‌شده از اهل سنت رها گردید شاهد بر این تأثیرپذیری مقدمه‌ای است که در «العناوین» میرعبدالفتاح مراغی ذکرشده است آنجا که می‌فرماید:
«و بعد فهذه عناوین الاصول الملتقاه آلتی امرنا ان تفرع علیها» یعنی این عناوین اصولی است که از ناحیه ائمه اطهار القاشده است که ما مأمور به تفریع بر آن‌ها هستیم.
5-مرحله پیچیدگی و پختگی
بازتاب این دوره از قواعد فقهی با ظهور شخصیت علمی شیخ اعظم رقم می‌خورد که قواعد فقهی به‌عنوان یک عنصر استنباط حکم شرعی موردتوجه قرار می‌گیرد در این مرحله به‌جای اکتشاف قواعد فقهی و دسته‌بندی آن؛ به تعیین حدود و قلمرو و نسبت میان قواعد فقهی با یکدیگر و تمایز قواعد فقهی از اصولی و ارائه یک تعریف جامع برای قواعد بیش از بیش در حوزه فقاهت شیعه مطرح گردید که در ذیل به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:
الف، توجه به سابقه تاریخی قاعده
شیخ انصاری در بررسى قاعده فقهى به گذشته و سرمنشأ قاعده توجه دارد. او در مورد قاعدۀ «ما یضمن بصحیحه یضمن بفاسده» و عکس آن مى‌گوید:
عبارت این دو قاعده از زمان علامه حلى به بعد یافت شده است، لیکن از برخى کلمات شیخ مبناى آن دو به دست مى‌آید.
ب، تعریف قاعده فقهی
شیخ اعظم در مبحث استصحاب به مناسبت این‌که آیا استصحاب قاعده فقهی است یا اصولی، تعریفی از قاعده فقهی ارائه می‌کند و معتقد است که قاعده فقهی قاعده‌ای است که اجرای آن میان مجتهد و مقلد مشترک است برخلاف قاعده اصولی که مختص به مجتهد است
ج، نسبت قاعده فقهی با برخی قواعد اصولی
جایگاه قاعده فقهی در اندیشه‌ای علمی شیخ انصاری تا آنجا ریشه می‌دوانیده بود که شیخ درصدد جستجوی رابطه و نسبت میان قاعده فقهی با برخی قواعد اصولی مشابه، گام برمی‌دارد ایشان پس از طرح قواعدی مانند «ید-قرعه-اصالت الصحه» به بیان رابطه آن با استصحاب می‌پردازد به‌عنوان‌مثال در بحث استصحاب معتقد است که ید با استصحاب تعارض نمی‌کند بلکه قاعده ید بر استصحاب حکومت دارد در همین مرحله از قواعد فقهی بود که عناصر مهم اصولی که بیان‌گر رابطه مفاهیم اصولی و فقهی بود با دقت هرچه تمام در قواعد فقهی به کار گرفته شد.
د، قواعد فقهی در کتاب‌های اصولی
در این مقطع قواعد فقهی در عین اینکه دانش مستقلی بود ولی به دلیل نداشتن جایگاه مناسب علمی در کتاب‌های اصولی موردبحث قرار گرفت و بحث‌های در کتاب‌های اصولی معتبر مثل «الذریعه-العده-معارج الاصول-معالم الاصول و…» صورت گرفت که قبل از این مرحله بحث از قواعد فقهی در کتاب‌های اصولی سابقه نداشت.
مرحوم شیخ، در رسایل به بهانه‌ای اینکه (اصاله الصحه با استصحاب) تعارضی ندارد بحثی در مورد اصاله الصحه مطرح کرده است که در ابتدا ادله اعتبار آن و سپس در هفت مبحث مسائل مختلف آن را بررسی می‌کند فقهای بعد از شیخ در کتاب‌های اصولی قاعده لا ضرر، اصاله الصحه، قاعده ید، قرعه، فراغ، وتجاوزو… را مطرح کرده‌اند.

تاریخچه‌ای قواعد فقه «میان عامه»
در سیر قواعد فقه میان عامه سه مرحله‌ای اساسی سپری‌شده است.
1-مرحله پیدایش
اولین عامل برای به وجود آمدن قواعد فقهی مسئله‌ای حفظ و نگهداری فروعات به‌جامانده از امامان مذاهب است که مذاهب عامه، درصدد برآمدند تا ازفروعات مذکور پاسداری نمایند مبتنی بر این قضیه، قالب‌های محدودتر و کلی‌تر را برای فروع متشابه جستجو کردند.

عامل دوم این بود که باگذشت زمان موضوعات جدید و مسائل مستحدثه به وقوع می‌پیوست ازاین‌جهت قضایای جدید نیاز به‌حکم داشت با عنایت به این ماجرا، در یک‌طرف قضایا، دغدغه‌ای تعطیل نشدن اجتهاد مطرح می‌شود و در طرف دیگر، نیازمندی به دست آوردن احکامی که بتواند موضوعات جدید را پاسخگو باشد از این‌سوی با مراجعه به فروعات به‌جامانده از پیشوایان مذاهب قضایای کلی ساختند تا بتوانند موضوعات را بر آن‌ها تطبیق کنند و هم در قیاس علت آن را پیدا کنند، بدین منوال فقهای عامه به‌خصوص مذهب حنفی در قرن چهارم به قواعد فقهی روی آوردند.
بنابراین، این‌جور قواعد فقهی که به شیوه استقرار واشباه ونظائری از فروع امامان مذاهب به دست آمد تناسب ویژه‌ای با قیاس داشت درنتیجه نقطه عزیمت اهل سنت به قواعد فقهی تلاش کم‌مایه برای رهایی از تبعات و گرفتاری‌های پدیده‌ای جمود و تقلید گرایی بود.
تفکر قواعد فقهی در قرن دوم هجری در میان اهل سنت شکل گرفت
2-مرحله‌ای تدوین
نگارش و تدوین قواعد فقهی در میان عامه زودتر از امامیه شروع شد آن‌طوری که علایی شافعی وسیوطی و ابن نجیم نقل کرده‌اند نخستین فقیهی که به جمع‌آوری قواعد فقه همت گماشت ابوطاهر دباس فقیهی حنفی مذهب (317 ق) بود که قواعد فقه را در هفده قاعده کلی گردآوری کرد، چنانچه سیوطی می‌نویسد: ابوطاهر دباس از فقهای قرن چهارم مهم‌ترین مذهب امام ابوحنیفه را به هفده قاعده کلی برگرداند و شبانگاه که مردمان از مسجد خارج می‌شدند قواعد را تکرار می‌نمود تا اینکه ابوسعید هروی شافعی به‌صورت مخفیانه در مسجد حضور یافت وهنگاهی که ابوطاهر قواعد را تکرار می‌نمود او نیز گوش فرا می‌داد تا اینکه پس از تکرار چند قاعده با شنیدن صدای عطسه‌ای او، ابوطاهر متوجه حضور او شد و با زدن او را از مسجد خارج کرد.
پس‌ازآن واقعه او دیگر قواعد خود را تکرار نکرد به‌هرحال در میان آن قواعد چند قاعده به چشم می‌خورد که عبارت بود از:

مطلب مشابه :  پایان نامه رشته حقوق در مورد :مسئولیت کیفری

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1-الامور بمقاصدها 2-الیقین لایزول باالشک 3-المشقه تجلب التیسیر 4-العاده محکمه
اما ابوالحسن کرخی (م 340 ق) که معاصر ابوطاهر دباس بوده است در اصول خود آن قواعد را نقل کرده است، بدین ترتیب کتاب اصول کرخی اولین کتاب قواعد فقهی در میان عامه محسوب می‌شود که محتوی آن شامل 37 قاعده است بر این اساس مذهب حنفی در تدوین قواعد فقهی از سایر مذاهب سبقت داشته است و سایر مذاهب در قرن هفتم وهشتم که آن را قرون طلایی تدوین قواعد نام نهاده‌اند تألیفات در زمینه‌ای قواعد فقهی ارائه کرده‌اند، محمد ابن ابراهیم ابی جرمی الهلکی (م 613 ق) کتاب «القواعد فی فروع الشافعیه» را تدوین و سپس عزالدین عبدالسلام (م 660 ق) با تدوین کتاب «قواعد الاحکام فی مصالح الانام» سبک جدیدی از قواعد فقهی را فرا روی فقهاء قرا داد و از فقیهان مالکی ابوالعباس ادریس بن عبدالرحمن معروف به قرانی (م 686) کتاب الفروق را به رشته‌ای تحریر درآورد وباالاخره ابن تیمیه حرانی (متوفای 728) القواعد النورانیه را به نگارش درآورد.
3-مرحله قانونی شدن قواعد
در قرن سیزدهم تحول بزرگی که درزمینه فقه اهل سنت ایجاد شد، تأثیرات به سزایی را در رشد و شکوفایی قواعد فقهی به دنبال داشت. دولت عثمانی برای ایجاد نظم امور، محاکم نظامی تشکیل داده بود و برای اجرای احکام شرعی نیاز به دستورالعمل‌های شرعی روشن و شفاف و درعین‌حال به شیوه مواد قانونی داشت تا امکان استناد به آن‌ها سریع و ساده باشد، ازاین‌روی دولت عثمانی عده‌ای از علمای حنفی را جمع کرد تا آنان احکام شرعی در بخش معاملات را به شیوه مواد قانونی گردآوری کنند، حاصل این تلاش‌ها کتابی با عنوان «مجله الاحکام العدلیه» شد؛ این کتاب به‌شدت تحت تأثیر «اشباه و نظایر ابن نجیم و خاتمه مجامع الحقایق خادمی» قرار داشت؛ در مقدمه‌ای کتاب 99 قاعده فقهی گردآوری‌شده است و دارای شرح‌های متعددی است که یکی از مهم‌ترین آن‌ها «درر الاحکام فی شرح مجله الاحکام» نوشته علی حیدر است.
قواعد نگاران مشهور مذاهب فقهی
بسیاری از فقهای متقدم و معاصر، اعم از مذاهب عامه وامامیه، در قواعد فقهی تحقیق‌های را، در طول دوران و ادوار زمان انجام داده‌اند وتألیفات را به وجود آورده‌اند که در بعضی کتب قواعد ثبت‌شده است بر این اساس به‌مقتضای استقرای به‌عمل‌آمده در کشف و جمع‌آوری «آثار قواعد فقهی» به بیان تألیفات صورت گرفته، در میان مذاهب اسلامی می‌پردازیم
قواعد نگاران مذهب امامیه

1-یحیی ابن احمد بن حسن بن سعید حلی هذلی (م 701 ق) که نزهه الناظر فی الجمع بین الاشباه و النظایر را نوشته است؛
2-حسن بن یوسف مطهر، علامه حلی (م 726 ق) با اثر قواعد الاحکام فی معرفه الحلال و الحرام که فقهای بسیاری بر آن شرح و تعلیقه زده‌اند:
فخرالمحققین (م 771 ق) ابوالحسن علی بن حسین بن عبدالعالی کرکی (م 940 ق)، محمد بن حسن اصفهانی (م 1137 ق)، محمدجواد حسین عاملی (م 1226 ق)، جعفر بن حضر آل شلال (م 1228 ق) نیز شهید اول که اساس قواعد فقهی را بنیان نهاد
3- فخر المحققین ابوطالب محمد بن حسین بن یوسف بن مطهر حلی (م 771 ق) با کتاب الفوائد فی شرح القواعد که شرح کتاب پدر (القواعد) است
4- ابوعبدالله محمد بن مکی عاملی، شهید اول (م 786 ق) با اثر القواعد و الفوائد چاپ‌شده در دو جلد، با تحقیق دکتر عبدالهادی حکیم که ازجمله آثار ارزشمند در این موضوع است.
شهید اول پایه‌گذار بحث و پژوهش دراین‌باره است.
5- مقداد بن عبدالله سیوری حلی اسدی، فاضل سیوری (م 826 ق) با نضد القواعد الفقهیه؛
6- محمد بن علی بن ابراهیم احسایی (م 901 ق) با الاقطاب الفقهیه علی مذهب الامامیه؛
7-براهیم بن جعفر بن عبدالصمد کرکی عاملی (41) (م 940 ق) با القواعد
8- زین الدین بن علی جبلی عاملی (شهید ثانی) (م 969 ق) با تمهید القواعد.
9- عبدالله بن حسین تستری اصفهانی (م 1021 ق) با جامع الفرائد فی شرح القوائد.
10- احمد بن محمد بن أبی ذر نراقی (م 1224 ق) با عواید الایام فی مهمان ادله الاحکام؛
11-جعفر بن حضربن یحیی آل مالکی (کاشف الغطا) (م 1228 ق) قواعد السته عشر؛
12-عبدالله محمد رضا شبر (م 1242 ق) الاصول الاصلیه والقواعد الشرعیه؛
13-عبدالفتاح عبد علی حسینی مراغی (م 1250 ق) با عناوین الاصول که با عنوان «مختصر العناوین» یافت می‌شود؛
14- محمدجعفر استرآبادی (م 1263 ق) با المقالید الجعفریه فی القواعد الاثنی عشریه؛
15-محمدحسین کاشف الغطا (م 1373 ق) با تحریر المجلد یا مجله الاحکام العدلیه؛
16- محمدمهدی بن حسین خالص کاظمی (م 1343 ق) با القواعد الفقهیه در دو جلد چاپ دانشگاه بصره، نیز افست ایران (خراسان) در 1342 ق؛
17-میرزا حسن موسوی بجنوردی (م 1395 ق) با القواعد الفقهیه، در هفت جلد که اثری ارزشمند است؛
18- محمدتقی الفقیه عاملی (م 1999 ق) با قواعد الفقهیه؛
19-سید محمدتقی حکیم (م 1422 هـ.) با القواعد العامه فی الفقه المقارن، چ 2001 م؛
20- مجموعه‌ی مؤلفان با اثر القواعد الفقهیه، چاپ قم،1421 قمری، چاپ اول؛
21-باقر ایروانی، دروس تمهیدیه فی القواعد الفقهیه در دو جلد انتشارات دارالفقه للطباعه، چاپ خانه‌ی برهان،1426 ق؛
22- حیدر یعقوبی، دلیل القواعد الفقه، در دو جلد، چاپ نجف اشرف؛
23- محمدکاظم مصطفوی، مئُه قاعده فقهیه، چاپ ایران؛
24- محمدتقی آملی، القواعد الفقهیه، چاپ اول در انتشارات الهادی، قم؛
25-ناصر مکارم شیرازی، القواعد الفقهیه، انتشارات امیرالمؤمنین (ع): قم، چاپ سوم،1411 ق
دیگر فقیهان و پژوهشگران شیعی نیز در ضمن کتب و رساله‌هایی به بحث‌هایی دراین‌باره پرداخته‌اند. گرچه اغلب این آثار تنها به فقه نمی‌پردازند (و گاه قواعد اصولی و نحوی و… را در بردارند)، ویژگی غالب آن‌ها فقهی است.
قواعد نگاری مذهب شافعیه
1-ابو محمد عبدالله بن یوسف جوینی (م 438 ق)، کتاب الفروق؛ (42(
2-ابوعاصم محمد بن احمد عبادی (م 458 ق) باادب القضا. وی معاصر قاضی حسین و هم‌داستان با او بود؛
3-قاضی حسین شافعی (م 462 ق) که

Leave a Reply