دانلود پایان نامه

است و گاهی از قاعده‌ای اصولی یا کلامی به دست می‌آید مانند قاعده «لطف» و یا «امتنان» و گاه مثل قاعده «اتلاف» از مجموع احکام صادرشده به دست می‌آید و برخی از قواعد هم مبتنی بر عقل و اجماع می‌باشند مثل قاعده «قبح عقاب بلا بیان» که یک قاعده عقلی است.
اما ازنقطه‌نظر دوم که از مختصات و ویژگی‌های قاعده فقهی است؛ منابع قواعد فقهی تا حدودی از مسئله فقهی متفاوت می‌شود، به دیگر سخن افزون بر رجوع به منابع مذکور، نیازمند شیوه ویژه‌ای برای درک و کشف قاعده فقهی هستیم. این شیوه اختصاصی برای استخراج قواعد فقهی در نزد شیعه و اهل سنت تا حدودی متفاوت است مثلاً اهل سنت از قیاس واستحسان هم استفاده می‌کنند که شیعه آن را قبول ندارد.
منابع قواعد فقهی «عامه»
برخی از نویسندگان اهل سنت منابع قواعد فقهی را به دودسته تقسیم می‌کنند:
1-قواعدی که اساس آن‌ها نصوص نبوی است مانند: «کل قرض جر نفعاً فهو ربا» یعنی هر قرض که سرانجام به سود منتهی گردد ربا است.
بنابراین، نصوص نبوی به‌عنوان منبعی اصلی در استخراج قواعد فقهی موردتوجه است
2-قواعدی که از عام معلل در نصوص به‌دست‌آمده است؛ و این فرض، نیز، تکیه‌بر نصوص دارد
اما عده دیگر منابع استخراج قواعد فقهی را به‌صورت جزئی‌تر بیان کرده‌اند که عبارت‌اند از: الف، عمل اصحاب: در برخی موارد قاعده از عمل اصحاب به دست می‌آید مانند: «الاجتهاد لاینقض بمثله» اجتهاد با مثل خود نقض نمی‌گردد.
ب، گاهی قاعده از اشباه و نظایر و اصول فقه به دست می‌آید: همانند قاعده که از منابع ذیل به‌دست‌آمده است «لاینسب الی ساکت قول، لکن السکوت فی معرض الحاجه بیان» به شخصی ساکت سخنی نسبت داده نمی‌شود اما سکوتی که در معرض نیاز است بیان است؛ که قسمت اول این قاعده از اشباه و نظایر و قسمت دوم آن از علم اصول اقتباس‌شده است.
ج، قواعد فقهی: گاهی چند قاعده فقهی منبع اقتباس قاعدهدیگر می‌شود مانند «تبدل سبب الملک قائم‌مقام تبدل الذات» یعنی دگر گونی علت ملک، جانشین دگر گونی ذات می‌گردد.
د، استقرای احکام: در پاره از موارد از استقراء در احکام قاعده‌ای به دست می‌آید مانند «لاعبره باالظن البین خطاه» به ظنی که خطایش آشکارشده اعتباری نیست.

فصل دوم: معنا و مدلول قاعده لاضرر و لا ضرار
معنای مفردات قاعده «لا ضرر و لاضرار» امامیه
شایان‌ذکر است که در اصطلاحات فقهی و اصولی نیز همان معنای لغوی ماده ضرر باکمی اختلاف، در عبارت، در قلمرو معنای اصطلاحی آورده شده است برای مثال به چند نمونه از آن موارد اشاره می‌کنیم تا اینکه به‌وضوح دریابیم که معنای اصطلاحی واژه ضرر مباین بامعنای لغوی آن نیست.
1. مرحوم آخوند خراسانی فرموده‌اند: أما دلالتها فالظاهر أن الضرر هو ما یقابل النفع من النقص فی النفس أو الطرف أو العرض أو المال
یعنی مراد از ضرر مقابل نفع است که بیان است از نقص در نفس و آبرو و مال.
3. مکارم شیرازی می‌فرماید: «فقد کل ما نجده و ننتفع به من مواهب الحیات من نفس او مال او عرض او غیرذلک»
یعنی هرآن چه که ما به دست می‌آوریم از مواهب حیات، اعم از جان و مال و آبرو و غیره اگر از دست دادیم ضرر حساب می‌شود.
اما برای ضرار دو احتمال داده‌اند 1. ضرار مصدر برای فعل مجرد ضرَّ باشد که در این صورت از قبیل قام قیاماً وحاسبه حساباً می‌شود 2. احتمال دوم آن است که ضرار مصدر باب مفاعله و مزیدفیه باشد از فعل ثلاثی مجرد «ضرَّ» که در این صورت ضرار مصدر برای فعل ضارَّ می‌شود

ضرر امری وجودی است یا عدمی؟
گروهى معتقدند ضرر امرى وجودى و ضد نفع‏ است، گروهى دیگر آن را امرى عدمى مى‏دانند و معتقدند که بین ضرر و نفع تقابل عدم و ملکه است و معناى ضرر عدم نفع است در موضوعى که در آن قابلیت نفع باشد.
اگر ضرر را امرى وجودى بدانیم، تقابل ضرر و نفع تضاد است، نه عدم و ملکه؛ زیرا در عدم و ملکه برگشت آن به نقیضین است و امکان ارتفاع آنها نیست، حال آنکه اگر ضرر امر وجودى باشد امکان ارتفاع هست.
اگر متاعى به قیمتى که خریده شده است فروخته شود در عرف گفته مى‏شود که در این معامله نه نفعى بود و نه ضررى، حال آنکه در تقابل عدم و ملکه که به نقیضین برگشت مى‏یابد در چنین معامله‏اى ضرر وجود دارد. ما ضرر را به همان امر وجودى مى‏گیریم؛ یعنى ضد نفع.
اما در مورد کلمه ضرار و فرق بین ضرر و ضرار در ادامه مفصل بحث می کنیم
معنای مفردات قاعده «لا ضرر «عامه»
یکی از علمای عامه بنام محمد عثمان شبیر می گوید:
1-الضرر فی الاصطلاح: الإخلال بمصلحه مشروعه للنفس أو الغیر تعدیاً أو تعسفاً إو اهمالاً یعنی ضرر اخلال به مصلحت مشروعه برای نفس، یا غیر نفس است آن‌هم یا از جهت تعدی و تجاوز صورت می‌گیرد یا از روی بی‌پروایی و بی فکری انجام می‌گیرد یا اینکه بی‌اعتنایی و مهمل کاری می‌کند
هلالی می گوید:
2-انّ الضرر، یُحمَل علی ما ینتفع به المُضِر و یتضرر به غیره، وان الضرار، یُحمَل علی من یُدخل علی غیره ضرراَ لاتحصل له به منفعه.

مطلب مشابه :  منابع و ماخذ مقاله جنگ جهانی اول

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ضرر در جای بکار برده می‌شود که انسان ضرر رسان، در ضمن ضرر خود نفع هم ببرد و اما ضرار فقط در مورد جای است که شخص، ضرر وارد می‌کند بدون اینکه خودش نفع برده باشد
3-الضرّ: ما کان من سوء حال، أو فقر، أو شده فی بدن؛ و فی الکتاب الکریم: وَ إِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنْبِهِ أَوْ قَاعِداً أَوْ قَائِماً فَلَمَّا کشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کأَنْ لَمْ یدْعُنَا إِلَی ضُرٍّ مَسَّهُ کذٰلِک زُینَ لِلْمُسْرِفِینَ مَا کانُوا یعْمَلُونَ
هنگامی‌که به انسان زیان (و ناراحتی) رسد ما را (درهرحال): درحالی‌که به پهلو خوابیده یا نشسته، یا ایستاده است، می‌خواند؛ اما هنگامی‌که ناراحتی را از او برطرف ساختیم، چنان می‌رود که گویی هرگز ما را برای حل مشکلی که به او رسیده بود، نخوانده است. این‌گونه برای اسراف‌کاران، اعمالشان زینت داده‌شده است (که زشتی این عمل را درک نمی‌کنند).
الضِّرّ: الضر. الضَّرَر: الضیق.
یعنی الضُّر به معنای سوء حال، فقر، یا شدت در بدن می‌باشد چنانچه در قرآن آمده است …اما الضَّر به معنای ضیا است.
أی: لا یجازیه علی الضِّرار: الجزاء علی الضرر؛ و فی الحدیث الشریف: لا ضرر ما لا ضرار فی الإسلام إضراره بإدخال الضرر علیه. فالضرر: ابتداء الفعل و الضرار: الجزاء علیه.
الضَّرر، ضیا و مکروه است و الضَّرار مقابله ای به ضرر است
درنتیجه ضرر به معنای نقص در جان و مال و عرض است که مقابل نفع است
فرق ضرر و ضرار
ابن اثیر در کتاب نهایه در فرق بین واژه «ضرر وضرار» گفته است: و الضَّرَر: فعل الواحد و الضِّرَار: فعل الاثنین و الضَّرَر: ابتداء الفعل و الضِّرَار: الجزاء علیه؛ و قیل الضَّرَر: ما تَضُرُّ به صاحبک و تنتفع به أنت، و الضِّرَار: أن تَضُرَّه من غیر أن تنتفع به. و قیل هما بمعنی، و تکرارهما للتأکید.
یعنی، ضرر کاری یک نفر است وضرار کاری دو شخص است 2-ضرر ابتدای فعل است یعنی کسی که فعل ضرری ابتدائاً از او صادر می‌شود اما ضرار درواقع واکنش شخصی است در مقابل ضرری که بر او واردشده است 3-ضرر کاری است که در ضمن ضرر زدن به‌طرف مقابل بهره و نفع نیز عاید شخص گردد، اما ضرار صِرف ضرری است که به شخص وارد می‌شود بدون آنکه کدام بهره و نفعی نصیب آن گردد 4-ضرر وضرار باهم به یک معناست اما تکرارش برای ایفای تأکید در مطلب است،
سید خلخالی در کتاب قاعده لا ضرر، سه مورد دیگر را نیز اضافه کرد است:
1-ضرر اسم وضرار مصدر است
2-ضرر فعلی است که ممکن است که عمدی باشد و یا از عمد نباشد اما ضرار کاری عمدی است.

3-ضرر سوء حال است وضرار ضیا بودن است مانند فقیر و مسکین است اذا اجتمعا افترقا واذا افترقا اجتمعا.
لازم به ذکراست که فرق‌های نامبرده با عبارات مختلف در کتب فقهی و قواعدی امامیه و عامه آورده شده است
جمع‌بندی اقوال لغویین
آقای سیستانی در جمع اقوال اهل لغت، در معنای «ضرر» چنین می‌فرماید: مفاهیم مختلفِ که برای ماده ضرر آورده شده است قدر متیقن این است که ماده ضرر، بیش از یک یا دو وسه معنا بیشتر نمی‌تواند داشته باشد معانی دیگر معنای ماده نیست، مفاهیم ذیل برای ماده ضرر در کتب لغت آورده شده است که عبارت‌اند از: «نقص، سوء حال، زمانه، عمی، مرض، هزال حاجه، حط، ایذاء وغیره…»
تحلیل مطلب:
معانی ذکرشده از حیث سعه وضیق، بر دودسته تقسیم می‌شود: الف، معانی عامه ب، معانی خاصه
مفاهیم مانند (نقص، ضیا، سوء حال) از جامعیت وشمول، نسبت به مفاهیم دیگر برخوردارند و سایر معانی، محدود و جزئی هستند مانند (عمی، زمانه، مرض)، حقیقت آن است که مفاهیم دسته‌ای دوم، مصادیق برای دسته‌ای اول هستند مقتضای طبیعت ماده کلی است، ماده ضرر و مشتقات آن هیج گاهی نمی‌تواند با واژه‌های عمی و زمانه و مرض مرادف باشد قطعاً این‌گونه مفاهیم از مصادیق ضرر است
آنچه در کلمات لغویین، باعث تشطط آراء شده است دو سبب می‌تواند باشد که درنتیجه آن معانی فراوان برای ماده ضرر ذکر کرده‌اند: الف، مفهوم را به مصداق خلط کرده‌اند ب، غرض بیان چیزی است که لفظ بر آن اطلاق می‌شود اعم از اینکه آن چیز معنای لفظ باشد و یا مصداق برای معنا باشد از باب اینکه ذکر مصادیق، شناخت معنای ماده را آسان می‌سازد، بنا بر هر حال معانی خاصه از معانی ماده، خارج است امّا در معانی عامه سه‌گانه: «نقص ضیا سوء حال» جای بحث است که آیا هر سه تا از معانی ماده است به‌صورت اشتراک لفظی یا فقط یکی معنای ماده است آنچه از کلمات لغویین برمی‌آید وجه اول است ولی صحیح وجه دوم هست.
اگر: «سوء حال» را به‌عنوان معنای اصلی ماده بگیریم همان‌گونه که راغب در مفردات قائل شده است اشکالش آن است که سوء حال از مفاهیم معنوی است و قرار دادن مفهوم معنوی را معنای اصلی برای لفظ، مخالف با طبیعت لغت است در حال که طبق مقتضای اصول لغت، معانی لفظ از مفاهیم محسوس‌اند؛ توجیه عمل راغب نیز؛ به این است که ایشان، تحت تأثیر بعد فلسفی واقع‌شده است
اگر مفهوم «ضیا» را معنای ماده بگیریم اعم از اینکه حسی باشد یا معنوی، ایرادش آن است که کثرت استعمال ضرر در موارد نقص، اگرچه مستوجب ضیا بر شخص نشود امّا با مفاد آیه شریفه «ولاتضاروهن لتضیقوا علیهن» منافات دارد زیرا در آیه شریفه مفهوم ضیا غایت برای ضرر قرار داده‌شده است بااین‌حال، قرار دادن مفهوم ضیا به‌عنوان معنا برای ماده ضرر خلاف صراحت قران است که مفهوم ضیا را غایت برای ضرر قرار داده است درنتیجه قرار دادن مفهوم ضیا، به‌عنوان معنای ماده ضرر با غایت قرار دادنش برای ضرر در قرآن، در تنافی دارد ونمی توان مفهوم ضیا را معنای اصلی برای ماده ضرر قرارداد
درنتیجه اولاً صحیح آن است که «نقص» را معنای اصلی ماده ضرر قرار دهیم چون از حیث توسعه دادن دایره مفهوم لفظ از امور محسوس به امور غیر محسوس خیلی مناسب است و ثانیاً ضرر در مقابل نفع است به نحو تقابل تضاد، نه ملکه وعدم ملکه، به جهت آنکه، امکان دارد موردی باشد که نفع و ضرر، هرود تا منتفی باشد و حالت سوم لحاظ شود به راین اساس، جایگاه تقابل تضاد محرز است نه ملکه وعدم آن.
مقصود از نقص، آن است که یک‌چیز، آنچه باید می‌بود نباشد، حال چه نقص در اعیان باشد وچه در کم و کیف. فرقی نمی‌کند.
هیئت ترکیبیه «لا ضرر ولا ضرار» امامیه
در معنای «لاضرر» چهار نظریه‌ای مشهور وجود دارد منشأ پیدایش این چهار نظریه هم این است که نفی ماهیت ضرر وضرار به ‌واسطه ای «لای نفی جنس» با واقعیت‌های جاری در عالم محسوس و مشاهد سازگاری ندارد برای آنکه وجود ضرر و ضرار ماشاءالله در جهان هست و ما هر آنی شاهد به وقوع پیوستن ضررها و زیان‌های در اطراف زندگی‌مان هستیم ازآنجاکه معنای حقیقی موضوع له «نفی جنس» در حدیث

Leave a Reply