دانلود پایان نامه

و محصول و بدل و اجاره، عوض ملک و مؤونه است؛ چون هریکی اگر تلف شود، از ملکیت خارج‌شده است الغرمبالغنم.
پس از کتاب و سنت، تأسیس قواعد فقهی به‌رغم اختلاف‌نظرها و موارد استفاده ادامه یافت
باوجوداینکه این «کلیات، در کتاب و سنت» هنگامی‌که مسلمانان از عصر نصوص دور می‌شدند و قلمرو سرزمین‌های اسلامی توسعه می‌یافت و طبعاً نیاز بیشتری به منابع برای اجتهاد داشتند-این شیوه موردتوجه فقیهان قرار نگرفت در این میان مکتب اهل‌بیت (علیهم‌السلام) بود که با ارائه‌ای این شیوه و روش، باب جدیدی را در استنباط و اجتهاد باز کرد و درنتیجه روش و شیوه قاعده نگری را توسعه دادند.
بنابراین پی‌ریزی قواعد فقهی به‌عنوان شیوه و روش استنباط فقهی مرهون تلاش‌های امامان معصوم (علیهم‌السلام) است چنانچه در روایت از امام رضا (علیه‌السلام) آمده است: «علینا القاء الاصول الیکم و علیکم التفرع» یعنی بیان اصول برای شما وظیفه ماست و بر شماست که بر آن‌ها تفریع نمایید همچنین در روایت دیگری از امام صادق (علیه‌السلام) آمده است:
«انماعلینا ان تلقی الیکم الاصول و علیکم ان تفرعوا» یعنی همانا بر ماست که اصول را بر شما القا کنیم و تفریع آن بر شماست بر این اساس آنان قواعد بسیاری را در زمینه‌های مختلف فقهی و اصولی و…برای اصحاب و شیعیانش القاء فرمودند.
در مقابل تفریع اصول بر فروع و تطبیق کلیات احکام بر جزئیات، مذاهب عامه «قیاس» را اتخاذ کردند.
مسئله‌ای اساسی که سرمنشأ تضاد فکری درصحنه فقه و فقاهت گردید آن بود که آیا حکم حوادث نامحدود جهان وزندگی انسان را می‌توان به‌واسطه آیات و روایات محدود مشخص و تبیین نمود؟
پیروان مکتب قیاس بر این باور بودند که آیات و روایات با توجه به گستردگی حوادث جهان و محدودیت نصوص، توانایی پاسخگویی و حل مشکلات جدید را ندارد ازاین‌رو برای رفع این نقیصه به قیاس و سایر منابع اجتهاد، در عرض کتاب و سنت روی آوردند این، در حالی بود که مکتب عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) همواره بر جامعیت دین خاتم تأکید می‌ورزیدند و هرگونه منابع ساختگی را مردود می‌شمردند.
چنانکه در روایتی از امام صادق (علیهم‌السلام) نقل‌شده است: «ما من شی الا وفیه کتاب او سنه»
یعنی هیچ مسئله‌ای نیست جز آنکه درباره آن آیه یا روایتی وجود دارد.
2-مرحله گسترش تطبیق و کاربرد
پس از سپری شدن اعصار معصومین (علیهم‌السلام) قواعد فقهی وارد مرحله‌ای جدید، گردید همزمان با غیبت کبرای امام عصر (علیه‌السلام) مکتب فقهی تشیع احساس نیازمندی شدید در به دست آوردن احکام و حوادث جدید پیدا کردند، ازاین‌جهت کلیات و کبریات که در احادیث وجود داشت منبع سرشاری برای برآوردن این نیاز، تلقی می‌شد، برای بررسی وضعیت قواعد فقهی در این عصر، چند محور را موردتوجه قرار می‌دهیم
الف، نگاهی به شیوه اهل‌بیت (علیهم‌السلام)
شیوه ائمه هدی (علیهم‌السلام) در عرصه اجتهاد و بیان احکام به‌صورت اصول و قاعده نگری بود، با سپری شدن غیبت صغرا، این شیوه به دست فراموشی سپرده شد به‌گونه‌ای که اجتهاد و استنباط دچار نوعی توقف گردید و گرایش به اخباری گری بر افکار فقیهان وقت، نفوذ کرد کتاب‌های هم که در این عصر تألیف می‌شد نمی‌توانست خودش را از احادیث جدا سازد، در این رویکرد شیوه و سبک کتاب‌های فقهی شیعه عرضه روایات و دسته‌بندی آن‌ها بر طبق احادیث فقهی بود بدون آنکه اصول را بر فروعات تفریع کنند، برای تأیید این مطلب می‌توان به دو کتاب فقهی «المقنع والهدایه» از شیخ صدوق متذکر شد که نمونه‌های گویا و روشن این طرز، تفکر است، اما شیخ طوسی که آغازگر حرکت بزرگ عرصه اجتهادی در فقه شیعه بود تا حدودی توانست شیوه استنباط امامان شیعه را که در طاقچه نسیان گذاشته‌شده بود، زنده کند
برای نمونه شیخ می‌فرماید: «فاذا شک فی حجر هل هو طاهر ام لا بنی علی الطهاره لانها الاصل» یعنی هرگاه طهارت سنگی و عدم آن موردشک قرار گیرد بنا بر طهارت آن گذاشته می‌شود، زیرا اصل، طهارت است.
پس از مرحوم شیخ، ابن ادریس برای احیای شیوه استنباطی اهل‌بیت (علیهم‌السلام) در فقه شیعه تلاش فراوانی انجام داد، وی در کتاب سرائر واژه «اصول مذهب» را برای قواعد فقه به کاربرد، مانند «والذی یقضیه اصول مذهبنا، انّ المشتری لا یلزمه قیمه الولد ولا عشر قیمه الجاریه»
ب، قاعده شناسی
در این مرحله فقهای شیعه از حیث توجه عمیق به احادیث، در پاره‌ای موارد به قواعد و قضایای کلی پرداخته‌اند، چنانچه مرحوم شیخ صدوق در کتاب «المقنع» در مواردی به دنبال قواعد بوده است به‌طور مثال در بحث روزه مستحبی با عنایت به موارد جزئی به شیوه استقرایی قاعده فقهی را استنتاج کرده ومی گوید:
«باب الرجل یتطوع بالصیام و علیه شی من شهر رمضان اعلم انه لا یجوز ان یتطوع الرجل وعلیه شی من الفرض، کذالک وجدته فی کل الاحادیث»
یعنی باب اینک انسان روزه مستحبی بگیرد در حال که بر او روزه واجبی باشد جایز نیست که روزه مستحبی بگیرد چون روزه واجب مدیون است-این حکم را در همه احادیث یافتم، شیخ مفید نیز در مواردی به تأسیس قواعد فقهی پرداخته است ایشان می‌فرماید:
«و علی هذا الاصل الذی شرحناه فی هذا الباب الثانی» یعنی طبق این اصل که توضیح دادیم باب دوم عمل می‌شود.
ج، بررسی‌های فنی
قواعد فقهی دارای جنبه‌های گوناگونی است یکی از جنبه‌های مهم آن نکات فنی است که مربوط به حدود قاعده تعارض و تنافی قاعده یا سایر قواعد…می‌شود گام‌های اولیه در قالب چنین بررسی‌های از مرحوم شیخ مفید آغاز شد، زیرا ایشان از گروه متکلمانی است که شیوه عقلی را در مباحث فقهی ترویج نمود، ایشان در بیان «قاعده اقرار» می‌فرماید:
«اقرار العقلاء علی انفسهم بما یوجب فی الشریعه علیهم مقبول»

یعنی اعتراف خردمندان به ضرر خود در مواردی که منجر به‌حکم شرعی علیه آنان می‌شود موردقبول است، شیخ مفید در ادامه قیودی را به این قاعده اضافه کرده است، مرحوم شیخ طوسی این‌گونه بررسی‌های فنی را گسترش داد، ایشان در قلمرو قاعده قرعه چنین می‌نویسد:
«لانه لا خلاف ان القرعه تستعمل فی ذلک ولا تسعتمل فی شی من العقود البیع» ایشان در مقام بیان اینکه «قسمت» بیع نیست می‌گوید بدون هیچ اختلافی از سوی فقها در قسمت استعمال می‌شود، در حال که قرعه در هیچ‌یک از عقود بیع استعمال نمی‌شود، پس معلوم است که قسمت بیع نیست.
ابن ادریس با وارد ساختن عنصر عرف در فهم و تبیین قاعده فقهی و نیز تأکید بر عقل‌گرائی در تأسیس قاعده فقهی بررسی‌های فنی قاعده را تکامل بخشید، او در تبیین معنای احیاء می‌نویسد: اما آنچه به واسطه‌ای آن احیا صورت می‌گیرد شرع بیانی در این زمینه ندارد که چه چیزی احیا و چه چیزی احیا نیست جز آنکه نبی مکرم اسلام (صلی‌الله علیه وآله و سلم) فرموده‌اند:
که هرکسی زمینی را احیا کند پس مال اوست در لغت معنای آن نیامده است، پس مرجع در امضای آن عرف و عادت است ابن ادریس در مواردی با مبنا قرار دادن عقل به تأسیس قاعده پرداخته است
3، مرحله تدوین
در این مرحله قواعد فقهی بیشتر موردتوجه فقیهان قرار گرفت به‌گونه‌ای که زمینه برای تأسیس یک دانش فراهم شد. در ابتدا تدوین‌های قواعد فقهی، تحت عنوان اشباه و نظایر یاد می‌شد ولی بعدها عنوان قواعد بر آن اطلاق گردید، توضیح بیشتر این است که هر قاعده‌ای نوعی نگرش کلی بنگاهی از بالا به مصادیق است که در حکم و جهت با یکدیگر اشتراک دارند استخراج قاعده از راه‌های مختلفی امکان‌پذیر است ولی یکی از شیوه‌های معمول آن استقرار یافتن موارد مشابهی است که می‌تواند حاکی از نوعی وحدت در حکم باشد در آغاز قواعد فقهی به همین شیوه تدوین می‌شد یعنی یافتن موارد و مصادیق مشابه و یکسان در حکم، بر این اساس کتاب‌های که تحت «الاشباه والنظائر» نوشته‌شده را می‌توان قواعد فقهی و یا دست‌کم روش‌شناسی قواعد فقهی محسوب کرد.
به‌هرحال اولین کتابی که به‌منظور بیان قواعد فقهی در مکتب امامیه تدوین گردید کتاب «نزهه الناظر فی الجمع بین الاشباه والنظائر» نوشته نجیب الدین یحی بن سعید الهذلی الحلی متوفی 690 ه ق» است ابن سعد حلی که پسرعموی محقق حلی شاگرد او و یکی از مشایخ علامه‌ای حلی است کتاب خود را در 77 فصل تنظیم نمود، این کتاب با وصف که حجم کمی دارد از جامعیت موردتوجه برخوردار‌است و مطالب مشابه را از طهارت تا دیات در بردارد
پس از او علامه حلی (726 ق) کتاب «قواعد الاحکام» را نوشت، فخرالمحقیقن فرزند علامه در مقدمه «ایضاح الفوائد» که شرح قواعد است می‌گوید: من از او درخواست نمودم تا کتابی را در فقه که قواعد آن را جمع کرده باشد برای من تدوین نماید و مسائل آن را مبتنی بر دو علم (اصول دین و اصول فقه) و علم برهان نموده و هنگام بحث از هر قاعده‌ای به لوازم حکمی آن اشاره نماید

پس از علامه شهید اول (734-86) کتاب «القواعد والقوائد» را که از همه کتب گذشته جامع‌ترین کتب قواعدی امامیه بود به نگارش درآورد، ایشان حرکتی را که در عرصه تدوین قواعد فقهی توسط ابن سعید حلی و علامه حلی آغازشده بود را به اوج رسانید.
زمینه‌هایی که موجب گردید تا شهید این کتاب را تدوین کند دو چیز بود:
1-شهید اول از دریچه کتاب‌های قواعد فقهی پیشین به‌ویژه قواعد الاحکام با قواعد فقهی آشنا شد و ازاین‌رو تحت تأثیر افکار فقهی علامه و فخر المحقیقین واقع گردید شهید پس‌ازآنکه اشکالات فقهی کتاب قواعد الاحکام علامه را به‌صورت خصوصی نزد فرزندش فخر المحققین حلی مطرح نمود از او اجازه بسیار جالبی دریافت نمود.
2-عامل دوم زمینه تماس و ارتباط بسیار گسترده‌ای بود که شهید با حوزه‌ها و علمای اهل سنت داشت به‌گونه‌ای که چهل نفر از علمای اهل سنت به او اجازه داده‌اند او در اجازه‌اش به «ابن مخازن» می‌نویسد: من از حدود جهل نفر از مشایخ و علمای اهل سنت روایت می‌کنم این ارتباط تنگاتنگ سبب شد تا شهید با انواع تألیفات فقهی و اصولی آنان به‌خوبی آشنا شود او دریافته بود که قواعد فقهی به سبک اهل سنت و با آن ترتیب وتنسیق در شیعه سابقه چندانی ندارد بر این اساس تصمیم گرفت تا کتابی را به نگارش درآورد که نظرات شیعه را در قواعدی که اهل سنت طرح کرده بودند آشکار و عرضه کند.
«القواعد» که در اواخر عمر پربرکت شهید اول تدوین گردید از امتیازات فراوانی برخوردار است که روان بودن عبارت تلخیص مطالب دیگران ابراز نظر شیعه و قدرت استدلال، بخشی از نقاط مثبت و بارز آن است این کتاب چنان در حوزه‌های شیعی مؤثر افتاد که تا سالیان دراز کتاب درسی محسوب می‌شد اما ازآنجاکه در برخی موارد «القواعد» از ترتیب و نظم لازم برخوردار نبود فاضل مقداد شاگرد شهید اول را، واداشت تا قواعد شهید را تنظیم کرده و موارد تکراری آن را حذف نموده و تحت عنوان «نضد القواعد» به رشته تحریر درآورد سبک و روش القواعد تأثیری بسیاری در کتاب‌های فقهی بعدی گذاشت

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

شهید ثانی (911-966 ق) در تداوم حرکت فقهی شهید اول کتاب «تمهیدالقواعد» را به نگارش درآورد و صد قاعده ادبی و صد قاعده اصولی را با فروع فقهی مناسب گردآوری و تنظیم نمود نکته حائز اهمیتی که شهید در تمهید انجام داده تفکیک و جداسازی قواعد از یکدیگر بود
4-مرحله روی کرد اخباری گری
در قرن دهم و یازدهم فضای فکری شیعه را در حوزه اجتهاد با یک تفکر جدید شاهد هستیم این تفکر جدید اندیشه‌ای اخباری را ترسیم می‌کند و در مقابل اصولیون نسبت به روش آن‌ها ندای انتقادی سرمی دهد سردمدار این حرکت علمی محمدامین استرآبادی است که موضع‌گیری‌های سختی در برابر اصولی‌ها انجام داد مدعای آن‌ها این بود:
اصولیون قواعد ائمه هدی (علیهم‌السلام) را پشت پا زده‌اند و به قواعد ساختگی روی آورده‌اند، محدث بحرانی (متوفای 1186) که از اخباری‌های متعادل است بارها در «الحدائق الناظره» بر دانشمندان اصولی خرده می‌گیرد که چرا فقها و اصولیون شیعه، قواعد ائمه (علیهم‌السلام) را رها کرده و به قواعد بی‌ریشه و اساس روی

Leave a Reply