گرچه فشار رواین تا حد زیاد یک پاسخ شخص است، ولی بعضی موقعیتها تقریبا در همه افراد فشار روانی زیادی را موجب می شوند. این موقعیتها عبارتند از:

سوانح، یعنی رویدادهائی که تاثیر روان شناختی آنها مربوط است به آسیبهای بدنی شده و احتمال وقوع مرگ. کسانی که پس از سقوط هواپیما جان سالم به در برده اند حتی اگر از جراهاتی که بر آنها وارد شده است بهبود یابند، تجارب روانی ناگواری خواهند داشت، به طوری که می توان گفت: نجات از مرگ خود به خود ممکن است فشار آفرین باشد.
بلاهای طبیعی: ماند سیل و زلزله که ممکن است موجب از بین رفتن خانه، جان و اموال افراد گردد. این بلاها به دلیل آنکه شخص هیچ گونه کنترلی بر آنها ندارد خود به خود موجب فشار روانی شدید در افراد می گردد.
جنگهای نظامی: مانند نبرد: سربازان در میدان جنگ همواره در حال ترس و اضطراب اسیر شدن ، مردن ، ناقص العضو گردیدن به سر می برند و کمبود خواب، خستگی بدنی، جدائی از خانواده و علاقه به زندگی فشار روانی را در آنها افزایش می دهد. یکی از احساساتی که با اضطراب و افسردگی در آنان ملاحظه می شود، خشم است، خشمی انفجار آمیز توام با تنفر.
فشارهای روانی زودگذر: حوادث و بلاها مواردی هستند که بر فرد تحمیل می گردند. بعضی از بحرانهاو مشکلات هستند که گرچه زودگذرند، ولی در طول دوره زندگی و تحول شخصیت هر فرد رخ می نمایند. تولد و ورود به دنیای پیچیده و غالبا مغشوش ، ورود به مراکز آموزشی نخستین، سپری شدن دوران کودکی و رسیدن به دوره های نوجوانی، بزرگسالی و سالخوردگی هر کدام یک بحران محسوب می شود که می تواند به راه حلهای سازگارانه منتهی گردد.
فشارهای روانی زودگذر را می توان بدین ترتیب خلاصه کرد:

مطلب مشابه :  رویکردهای زوج درمانی برای بهتر شدن روابط زناشویی:

تولد، ارتباط با مادر و دنیای جدید، از شیر گرفتن.
ورود به موسسات خارج از منزل مانند مهد کودک و مدرسه.
بلوغ و تغییرات زیستی، روانی و اجتماعی همراه با آن.
تغییرات مهم آموزشی مانند ورود به دانشگاه.
اشتغال و ورود به دنیای کار .
ازدواج
فرزند دار شدن.
جدائی و دوری از فرزندان.
اصول کلی واکنشهای استرسی
برای بررسی واکنشهای استرس، سه سطح فیزیولوژیائی، روانی، اجتماعی که با یکدیگر در تاثیر و تاثر متقابل اند مورد توجه قرار می گیرند:

در سطح فیزیولوژیائی، دفاعهای ایمن سازی بدن در برابر بیماری ها، مکانیزمهای ترمیم آسیبهای بدنی مطرح می شوند.
در سطح روان شناختی، الگوهای سازشی آموخته شده و دفاعهای مربوط به حفظ خود از آسیب مورد بحث قرار می گیرند.
3- در سطح فرهنگی اجتماعی، ارتباط فرد با گروههای مختلف مانند خانواده، دوستان، واحدهای کار موسسات مختلف بررسی می شوند. این سطوح در ارتباط نزدیک با یکدیگر بوده و شکست فرد در هر سطح ممکن است به واکنشهای سازشی فرد در سطوح دیگر به شدت آسیب برساند. این واکنشها در هر سطح از اصولی پیروی می کنند که عبارت است از : کلی بودن، اقتصادی بودن، طرح شده یا فرد به فرد بودن، هیجان انگیز بودن و تعیین کننده داخلی و خارجی داشتن.

استرس ممکن است تحمیل شده [1]باشد مانند یک سرباز که مجبور است تحت انضباط شدید و سایر شرایط فشار آور قرار گیرد؛ تعیین شده [2]باشد مانند ستاره شناسی که باید ساعتها، روزها، حتی ماهها منتظر رصد کردن ستارگان و اقمار باشد و در نتیجه در معرض استرس غیر معمول طولانی مدت قرار گیرد. انتخاب شده [3]باشد مانند فردی که به دلایل معتبر شخص یک موقعیت فشار آور را انتخاب می کند؛مثلا زندگی کردن در سرمای شدید و پرمخاطره یا در بین حیوانات خطرناک، و یا درمیان بیماران مسری و تهدید آمیز به منظور پژوهش ویافتن یافته های تحقیق؛طرح شده[4] باشد مانند تجارب مربوط به محرومین حسی به منظور تجربه های آزمایشی. 

مطلب مشابه :  عوامل مؤثر بر از بین رفتن روابط عاطفی و زناشویی (طلاق عاطفی)

[1] -inposed

[2] -assigned

[3] -chosen

[4] -devised