برخی از خصوصیات انسان سازگار به شرح زیر است:

– به میزان کافی می تواند فعالیت کند و برای کاری که بر عهده گرفته است شایستگی لازم را دارد و لزومی نمی بیند که شغل خود را مرتب تغییر دهد.

– از اضطراب و تعارضی که او را از فعالیت سود بخش باز دارد، دوری می جوید.

– بتواند با مشکلات مواجه شود و درباره آن ها بیندیشد و تصمیم بگیرد و عمل کند.

– بتواند نیازها، افکار و عواطف دیگران را بشناسد و پاسخ ها یا واکنش های مناسب از خود نشان بدهد.

– بیماری های بدنی نتوانند شایستگی و فعالیت او را کاهش دهند.

– انسان سازگار یا سالم مسئولیت همه اعمال، افکار و رفتارهای خود را می پذیرد و عاقلانه به نتایج آن می اندیشد.

– فرد سازگار باید بتواند بعضی از ناکامی ها را تحمل کند، زیرا در حقیقت تحمل ناکامی مانند پذیرش اضطراب نشانه سازگاری مطلوب در شخص است (اسلامی نسب، 1373).

مهارت های سازگاری عبارتند از:

1- توانایی در ارتباط کلامی با دیگران

2- توانایی در مراقبت از خویشتن

3- رسیدگی و انجام امور روزانه زندگی

4- مهارت در ارتباط اجتماعی با افراد

5- توانایی در پیدایش و تعیین راه و مسیر ادامه زندگی و اهداف

6- توجه به بهداشت و سلامتی فردی

7- توانایی یادگیری، آموزش و ادامه تحصیل

8- استفاده صحیح از ساعات تفریح و آزادی خود

9- انجام کارها و مسئولیت های کاری

10- توانایی ایجاد رابطه سالم با افراد خانواده، همقطاران و افراد مختلف اجتماع (اسلامی نسب، 1379).

عوامل مؤثر در سازگاری

سازگاری رضایت بخش فرد با موفقیت های اجتماعی عمده زندگی، به طور مستقیم با میزان ارضای همه نیازهای اساسی مرتبط است. نیازها و ارضاء آن ها به ادراک فرد با توجه به سن، جنس، استعدادهای ارثی و فرهنگی، طبقه اجتماعی، شغل، محل جغرافیایی، تعلیم و تربیت، تجارب و سازگاری های زندگی اشخاص دیگر بستگی دارد (به نقل از حسن آبادی، 1381).

متغیرهایی که در سازگاری مؤثر هستند:

1- شخصیت فرد

2-ادراک فرد از مشکل

3- شدت مسأله و مشکل

4- حمایت اجتماعی

5- تعداد راه های ممکن برای رسیدن به هدف

6- توانایی و استعداد برای مراقبت از سلامتی خود

7- درک فرد از موقعیت خود

8- درک خانواده از موقعیت خود

9- توانایی و استعداد فرد برای جذب حمایت های اجتماعی

10- سابقه برخورد فرد با بحران ها یا ضربه های روانی

11- وضعیت اقتصادی

مطلب مشابه :  چهار بعد مهم پاسخگویی

12- سلامت روانی

13- انگیزه فرد برای زندگی

14- نگرش ها و فعالیت های محیط مؤثر (اسلامی نسب، 1373).

نشانه سازی اختلالات سازگاری؛ اگر فرد نتواند سازگار شود دچار علائم مرضی می شود:

1- خلق افسرده

2- آمادگی جهت گریه کردن

3- نومیدی

4- نگرانی

5- افزایش وابستگی

6- ناتوانی شغلی، فرهنگی، تحصیلی

7- انزوای اجتماعی

8- شکایات جسمی مانند سر درد، کمر درد و سایر دردها و خستگی (اسلامی نسب، 1373).

مکانیزم های سازگاری در زندگی خانوادگی

با استفاده از مکانیسم های روانی، می توان کشمکش و مشکلات خانوادگی را کاهش داد. در صورتی که این روش ها، با شدت و وسعت زیاد استفاده شود، تبدیل به مکانیزم های دفاعی خواهد شد. در زیر به صورت خلاصه این مکانیزم ها شرح داده خواهد شد.

  1. سپر بلا شدن یا سرزنش کردن

یکی از اعضای خانواده به عنوان ایجاد کننده مشکل، شناخته می شود یا این که فرد ممکن است خود را مقصر اصلی قلمداد کنند. چنین روش هایی، از ایجاد درگیری جلوگیری کرده، اضطراب را کاهش می دهد. ولی به نوبه خود، از برقراری ارتباطی که می تواند ریشه مسائل را بشکافد، جلوگیری می کند.

  1. اتحاد یا آمیزش مصلحتی بین اعضاء

برخی از افراد خانواده، اتحادی را علیه دیگر اعضا ایجاد می کنند. در نتیجه حالت خصمانه را در آن واحد به وجود می آورند.

  1. کناره گیری از بوجود آمدن برخوردهای روانی

ارتباط خانوادگی، به منظور جلوگیری از ایجادکشمکش، کاهش می یابد و ارتباط خانوادگی بسیار سست و سطحی می شود، در نتیجه اعضای خانواده، نیازهای عاطفی خود را خارج خانه جست و جو می کنند.

  1. کشمکش مداوم

به منظور کاهش تنش درون خانواده افراد از آزارهای کلامی و بدنی استفاده می کنند.

  1. واکنش معکوس

در این حالت نگرش های زیان آور به رفتار مخالف آن انتقال داده می شود. این گونه رفتارها از خانواده هایی دیده می شود که هماهنگی سطحی با هم دارند (به نقل از حسن آبادی، 1381).

دیدگاه ها در مورد سازگاری

دیدگاه زیستی- روانی- اجتماعی

این مدل به صورت تلویحی، مدلی از سلامتی را ارائه می دهد که شامل حالت ذهنی، توانایی انجام نقش های ارزشمند اجتماعی، رضایت از وضعیت جسمی و بدنی و مجموعه ای از متغیرهایی می شود که اغلب به عنوان «کیفیت زندگی» مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته اند. در نظام پیاژه، سازش، تعادل بین درون سازی و برون سازی است. می توان سازش را ساختن مجموعه ای از روابط دانست که انسان خود را بین آن ها قرار می دهد. چنین وضعیتی در نتیجه ی مجموعه واکنش هایی که فرد به وسیله ی آن ها رفتار خود را تغییر می دهد تا بتواند به گونه ای موزون بر شرایط محیطی معین یا تجربه ای جدید پاسخ دهد. همان طور که به نظر می رسد مفهوم «سازش زیستی» معنایی نسبتاً دقیق داشته باشد، ولی وقتی جنبه های روانی- اجتماعی سازگاری آدمی مطرح می شود مسأله بسیار پیچیده می گردد، چرا که این سازگاری شخصاً به خاطر حیات صورت نمی گیرد. از نقطه نظر روانی – اجتماعی سازگاری به خودی خود به طور انتزاعی وجود ندارد. فرد با چیزی، با موقعیتی و با یک محیط اجتماعی به طبع نظام های مرجع خود سازش یافته است که در ضوابط و معیار های آن و آستانه خودداری از سازش را شخص می کند، بنابراین بدون توجه به جنبه های روانی- اجتماعی مشکل است که بتوان حد و مرز این مفهوم را برای انسان مشخص کرد (به نقل از دیلمی، 1380).

مطلب مشابه :  موقعیتهای استرس زای روانی:

دیدگاه تحلیل روانی

از دیدگاه تحلیل روانی به فردی سازگار گفته می شود که واحد «من» قوی و سالم باشد یا بتواند میان دو پایگاه دیگر شخصیت یعنی «من و فرامن» تعادل و هماهنگی ایجاد کند تا اینها بتوانند به وظایف خود به خوبی عمل نمایند. در این دیدگاه، شخصیت آدمی همانند یک نظام پویای انرژی تصور می شود که در یک تقسیم بندی از سه قسمت تشکیل شده است. هر یک از این سه نظام، نیروهای روانی مشخص دارند که دائم با یکدیگر در درون سیستم کلی شخصیت در حال فعل و انفعال می باشند که مبتنی بر تعارض پایگاه های مربوطه می باشند و بنابراین دیدگاه رفتار و حالات آدمی از جمله رفتارهای سازگار نتیجه عملکرد این نیروهای درونی است. از این دیدگاه ریشه و عمل همه ناسازگاری ها در تجربیات کودکی و در رابطه با چگونگی گذراندن مراحل تحول جستجو می شود. در این راستا ناسازگاری که به دلیل وجود تعامل بین تکانه هایی که در جستجوی تخلیه و رهایی هستند از یک طرف دیگر به وجود می آید. وقتی که تکانه ها نتوانستند در هشیاری تحمل شوند و فرد نتواند به طور مؤثری در برابر آنان دفاع کند، «من» راه دیگری ندارد جز اینکه نشانه های سازگاری ایجاد نماید که در این صورت هدف رفتار ناسازگار کاهش تنش یا تعارض است (به نقل از دیلمی، 1380).