8- ارزش ها و اعتقادات دموکراتیک باید در کلاس و مدرسه شکل بگیرد و در جامعه تقویت گردد.
9- آموزش شهروندی مستلزم همکاری و پیوند نزدیک مدرسه ومراکز و سازمان های اجتماعی نظیر شهرادری ها است (امینی، 1382، صص114-113) .
3-1-8 . ابعاد و حوزه های آموزش شهروندی
حوزه های آموزش شهروندی کاملاً متأثر از ابعاد و قلمروهای شهروندی است. این حوزه ها
به گونه ای تنظیم و تدوین شده اند که توانائی ها و قابلیت های افراد را برای حل مسائل و مشکلات اجتماعی، مدنی و سیاسی که در جامعه باآن مواجه می شوند، رشد و ارتقا می بخشد. این ابعاد به قرار زیر هستند :
1. دانش و بصیرت درباره :
-مفاهیم مختلف از دموکراسی
-مفاهیم مختلف از شهروندی دموکراتیک
-کارکرد دموکراسی
-تأثیر جامعه بر افراد
-تصمیم گیری و مشروعیت سیاسی
-حقوق و وظایف شهروندان
-نقش احزاب و گروه های فشار و ذینفع
-اشکال و گونه های مشارکت در تصمیم گیری
-چگونگی اثر گذاری بر تدوین سیاست ها
-بررسی مسائل و مشکلات اجتماعی و سیاسی جاری
2. نگرش و اعتقاد درباره ی :
-هویت ملی
-احترام به دموکراسی
-علاقه و احترام به شهروندی دموکراتیک
-خود انضباطی
-صداقت و وفاداری
-تحمل و بردباری
-احترام به دیگران
-ارزشگذاری نسبت به دموکراسی، عدالت اجتماعی و حقوق بشر
3. مهارت های عقلانی:
-گرد آوری و جمع آوری اطلاعات سیاسی از طریق رسانه های مختلف
-نقّادی اطلاعات، سیاست ها و دیدگاه های اجتماعی
-مهارت های ارتباطی ( استدلال کردن، مباحثه، تبیین دیدگاه های فردی )
-توضیح و تبیین فرآیند ها، نهادها، کارکرد ها، اهداف اجتماعی و مدنی.
-پذیرش مسئولیت
– توسل به راه حل های مسالمت جویانه
– توانایی قضاوت کردن
– ارائه ی یک دیدگاه فکری مشخص و شفاف
4. مهارت های مشارکتی یا مبتنی بر همکاری:
– مشارکت در مباحث سیاسی و اجتماعی
– ارتباط و همکاری با سازمان ها و نهادهای غیر دولتی
– تأثیر گذاری بر سیاست ها و تصمیمات
– مشارکت در فرآیند های اجتماعی و سیاسی ( عضویت در حزب سیاسی، گروه های ذینفع، رأی دادن، نامه نگاری به مسئولین ) (امینی، 1381، صص114-115) .
در واقع با توجه به مطالب فوق می توان گفت آنچه که اساساً در برنامه های آموزش شهروندی باید مورد توجه جدی برنامه ریزان و مجریان قرار گیرد، ایجاد و رشد مجموعه ای از دانش ها، بصیرت ها، نگرش ها، باورها، مهارت های ادراکی و عقلانی و قابلیت های مشارکتی در میان شهروندان است. درباره ی مبحث فوق، عده ای دیگر از اندیشمندان با تفضیل بیشتر، معتقدند که آموزش شهروندی باید پرورش ویژگی های شهروندی را حول چهار محور اساسی دسته بندی و اجرا نماید . این چهار محور عبارتند از:1 . ارزش ها 2 . دانش و مهارت ها 3 . آگاهی و دانایی 4 . تعهد و مسئولیت (همان منبع).

1.ارزش ها :
در حوزه ی ارزشی، تربیت شهروندی در پی آن خواهد بود که گرایش ها و قابلیت های عاطفی مناسب با جامعه ی مدنی را در افراد زمینه سازی کند (باقری، 1384، ص140) . در این محور، مراقبت و محافظت از جامعه و سایر شهروندان و دوستی و مهربانی نسبت به آن ها مورد تأکید می باشد. در جامعه ای که به ارزش مراقبت آراسته است، شهروندان نه تنها از نظر امنیت جسمانی، احساس آسایش می کنند، بلکه از نظر توانایی صحبت کردن و شنیدن حرف های خود توسط دیگران و کارگزاران جامعه احساس اطمینان می نمایند (امینی، 1381، ص117) . از دیگر ارزش های مورد توجه در این محور ارزش عدالت و برابری است (باقری، 1384، ص140) . در واقع جامعه باید همه ی نیازهای اساسی شهروندان خود را ارضا نماید. آن ها باید از برابری فرصت ها، مخصوصاً فرصت دسترسی به آموزش و پرورش و استخدام و اشتغال برخوردار باشند. طبیعتاً ، برابری دستیابی به آموزش و پرورش ، مستلزم وجود منابع مالی کافی است
(امینی، 1381، ص117) . ارزش دیگر احترام به دیگران و آرای آنان، احترام به قانون و حکومت، احترام به سنت های اجتماعی است (باقری، 1384، ص140) . در این زمینه باید به ارزش و اهمیت احترام به خود هم اشاره کرد. این امر، به نوبه ی خود، منجر به ایجاد حس خودارزشی، تعلق و امنیت می شود. احساس امنیت هم منتهی به رشد انسجام گروهی و احترام به دیگران می گردد که برای فهم و پذیرش متقابل امری ضروری است (امینی، 1381) . ارزش دیگر بردباری و سعه ی صدر نسبت به نظرهای مخالف است
(باقری، 1384، ص140 ) . ذهنیت باز و جامع منجر به آن می شود که شهروند نه تنها به بردباری و پذیرش دیگران پایبند باشد، بلکه از ایجاد آن نیز حمایت می کند. در واقع، بردباری و پذیرش دیگران و برخورداری از یک ذهنیت باز و روشن منجر به برقراری گفتگو با دیگران و اجماع با آن ها و در نتیجه حل مسائل و چالش های متقابل می شود. از این روست که گفته می شود حل دوستانه و مسالت آمیز مسائل و تصمیم گیری مشارکتی ، شاخصه های اصلی جوامع دموکراتیک و آزادمنش است (امینی، 1381) .
2.دانش و مهارت ها :
پیرامون دانش و مهارت هایی که شهروندان باید از آن برخوردار باشند، نظرات مختلفی وجود دارد. برخی از این دانش ها، ناظر بر برخوردار شدن شهروندان از فهم تاریخی است. شناخت جامعه ی خودی و نسل ها و اقوام گذشته، زمینه ی رسیدن به این فهم را فراهم می کند. از این گذشته شهروندان باید پیشینه ی گروه ها، ملل و رویدادها و وقایع گذش
ته را بشناسند و مخصوصاً مواریث فرهنگی، کشور خود و تفاوت ها و شباهت های آنان را در میان فرهنگ های مختلف شناسایی کنند. علاوه بر تاریخ، شهروندان باید اصول و ارزش های دموکراسی، حقوق و مسئولیت های افراد و گروه ها و اهمیت رسیدن به یک سعادت همگانی را بشناسند. شهروندان همچنین باید از انواع حکومت ها، جریان های اداری و حکومتی و روندهای بدست آوردن و اجرای قدرت در نظام سیاسی خود آگاه گردند. از دیگر دانشها و آگاهی هایی که شهروندان باید بدان آراسته باشند، آن است که آن ها خود را به عنوان یک شهروند جامعه ی محلی، کشور و جهان بدانند و بشناسند. در واقع، شهروندان باید در این بستر های محلی، ملی و جهانی نه فقط بر حسب حقوق و
فرایند های سیاسی، بلکه از منظر حفظ و مراقبت از این محیط ها، مسئولیت خود را به درستی اجرا کنند.
اما در مورد مهارت ها؛ می توان تصریح کرد که شهروندان باید از مهارت های مشارکت فعالانه در امور اجتماعی و سیاسی جامعه برخوردار شوند. این مطلب بدان معناست که شهروندان باید از مهارت های ارتباطی کامل، مثل مهارت های سواد، گوش کردن، صحبت کردن و مباحثه کردن، تفکر نقّاد، ایجاد تمایز بین حقیقت و توهم، شناخت و درک دیدگاه های ارزشی و .. . برخوردار شوند. البته در زمینه ی ایجاد و رشد دانش ها و مهارت های مذکور باید به این نکته تأکید کرد که الزامات سنی شهروندان در نظر گرفته شود. همچنین به این نکته توجه کرد که فراگیران شهروند، اصولاً، از طریق عمل است که یاد می گیرند (همان منبع، ص118) .
3. آگاهی:
اگر چه در مبحث آموزش شهروندی، مفاهیم ارزش ها، دانشها و مهارت ها، مفاهیمی مهم و بنیادی هستند، ولی باید به نقش و جایگاه عنصر آگاهی هم توجه کرد. از این منظر، شهروندان باید از مواردی نظیر نظرات و دیدگاه های دیگران، ( افراد و گروه ها ) حقوق فرد و نیاز جامعه، علایق فردی و سعادت اجتماعی، صداها و خواسته های مخالفشان و حقوق اقلیت ها کاملاً آگاه بوده و نسبت بدان دانایی داشته باشند (همان منبع، ص119) .
4. تعهد و مسئولیت :
عنصر تعهد ناظر بر این واقعیت اساسی است که اساس هر نسلی برای آموزش ارزش ها و باورهای اجتماعی و مدنی خود به شهروندان مسئول است. لذا باید شهروندان را نسبت به اجتماع با تمامی مؤلفه ها و ویژگی های آن متعهد و مسئول نمود تا آنان نیز به نوبه ی خود نسل آینده را این گونه بار آورند. در واقع، زنده نگهداشتن ارزش ها و باورهای اجتماعی و مدنی و اخلاقی جامعه مستلزم آن است که شهروندان تمایل به پذیرش مسئولیت داشته باشند، خواهان اعمال حقوق خود باشند، به لحاظ سیاسی فعال باشند و خود را جهت حضور داوطلبانه و مشارکتی در عرصه های مختلف جامعه آماده سازند. به واقع، شهروندان باید خود را نسبت به ایجاد یک جامعه بهتر از طریق الزام و پایبندی به عدالت و برابری اجتماعی متعهد بنمایند. از این منظر، شهروندان باید این آمادگی را در خود ایجاد کنند تا در مقابل نظام استبدادی بایستند و برای اختلاف عقیده و آزادی بیان و ابراز آن مساعی خود را به کار بندند (همان منبع، ص120) .
جدول3-2 . محورهای آموزش شهروندی

مطلب مشابه :  تحقیق دربارهافراد مبتلا، عوامل خطر

3-1-9 . رویکردهای آموزش شهروندی
دو رویکرد در زمینه ی آموزش شهروندی وجود دارد. که اینک به توضیح هریک از آن ها
می پردازیم:
1- رویکرد سنتی: در این رویکرد شهروندی، عمدتاً نقش منفعلی را داراست وطی جریان
جامعه پذیری که به وسیله ی نهادهای تربیتی و خانواده انجام می شود به سوی وفاداری به کشور و دولت خود ترغیب می گردد. عمده موضوعات مطروحه در این رویکرد پرداختن به تاریخ وسنت های ملی است. همه ی این جریانات هر شهروند را آماده می کند تا نقش منفعل خود را در جامعه به عهده بگیرد . البته ماهیت آموزش سنتی نیز در اشاعه ی چنین فرهنگی بی تأثیر نیست. به عبارت دیگر نظام آموزش سنتی نیز مشارکت سیاسی وفعالانه را در جامعه مدنظر قرار نداده و از انواع بی عدالتی های اجتماعی حمایت می کند. به بیان دیگر شیوه های آموزش سنتی با مسائل و مشکلاتی سر وکار دارد که در جامعه یافت می شود. مدارس سنتی براساس اصول دموکراتیک ، مدیریت نمی شوند و در حقیقت محیطی را ایجاد می نمایند که در آن دانش آموزان رفتارهایی را که برخلاف مشارکت دموکراتیک است یاد می گیرند. جان دیویی استدلال می کند که در مدارس سنتی موضوعات درسی ومهارت های موردنیاز برای یادگیری، از گذشته و از طریق کتاب های درسی و توسط معلمانی که بر دانش آموزان تسلط دارند انتقال داده می شوند. در این دیدگاه دانش آموزان همانند ظرف توخالی در نظر گرفته می شوند که باید پر شوند. علاقه وخصلت های دانش آموزان مورد توجه قرار نمی گیرد. در نتیجه جوانان در آنچه انجام می دهند بدون روحیه عمل
می کنند، زندگی می کنند، وبدون آگاهی یاد می گیرند که وقت خود را بیهوده تلف کنند و لاقید و
لا ابالی می شوند. آموختن فرمانبرداری، ناامیدی ، تقلب و دشمنی از جمله دستاوردهای این فرایند است (کمبز50، 2001، ص 52 ) .
به عبارت دیگر، اگر چه جریان تربیت شهروندی در ابتدا خود هم اشاعه دهنده ی محتوای ایستا و بالطبع واکنش گرا در بین فراگیران بود. جریانات تعلیم وتربیت نیز این فرایند را حمایت می نمودند. چنانچه این مطلب را که در بسیاری از جوامع تحت تأثیر عقاید حکومتی خاص قرار می گیرد و به اشاعه ی یک فرهنگ خاص و نفع خاصی می پردازد نیز اضافه می کنیم (بیر و اپل51 ، 1998، ص1 ،:به نقل از: واحده چوکده، 1384) .
در این دیدگاه به طور کل یک
بزرگسال هنگامی یک شهروند خوب است که :
– از قانون اطاعت کند؛
– در هر انتخاباتی رأی دهد؛
– مسائل سیاسی را از طریق روزنامه ها و رادیو و تلویزیون دنبال کند؛
– در مورد تاریخ کشور خود بداند؛
– برای نمایندگان دولت احترام قایل شود (میلور وکندی، 2003، ص31) .
2- رویکرد فعال: این رویکرد درصدد بررسی موضوعات مهم روز و اشاعه ی فرهنگ مشارکت جویی در اصطلاح جامعه ی ملی و جهانی است (سیرز وهبرت52، 2005) . در این رویکرد هر کس حق دارد که عقایدش را آزادانه بیان کند ودیدگاه های خود را در قالب چارچوب هایی ارائه دهد و پیگیری نماید (لوسیتو واپیس، 1999، ص25، به نقل از: واحده چوکده، 1384) . رویکرد فعال، امروزه مدنظر بسیاری از کشورها و نظام های تربیتی است. در کشور کانادا برنامه های درسی قصد شده در مدارس دولتی به سوی یک تمرکز آشکار و صریح به منظور افزایش شهروندان فعال و مشارکت جو، سازماندهی شده است. جوانان درصدد آگاهی یافتن از موضوعات محلی و ملی وجهانی هستند. آن ها نسبت به شیوه هایی که از طریق آن ها بتوانند، دنیا را ببینند حساس بوده و علاقمند هستند تا در کنار شهروندان دیگر به بهبود کشورهای دیگر دنیا کمک کنند (سیرز و هبرت، 2005 ، ص3) .
اگر زمان معاصر قصد پرورش شهروندان فعال را داشته باشد و بخواهد به هدف خود نایل آید، اول باید موضوع مشارکت شهروندی را آموزش دهد . علاوه بر آن باید به طور گسترده تری برای شهروندان این امکان را فراهم نماید که بتوانند از مسائل اجتماعی – سیاسی، تکنولوژیکی و . . . ارزیابی های آگاهانه تری را داشته باشد (دی53، 2004، ص4) .
بنابراین در رویکرد فعال هنگامی یک بزرگسال یک شهروند خوب در نظر گرفته می شود که:
– در فعالیت هایی که در جهت نفع عموم است مشارکت نماید.
– نسبت به مباحثات سیاسی حساس بوده و احساس تعهد نماید.
– در ابتکارات ونوآوری هایی که از محیط زندگی حمایت می کند، مشارکت جوید.
– در فعالیت هایی که به منظور ارتقا ی حقوق بشر است، شرکت نماید.
– در مقابل قوانینی که معتقد است عادلانه نیست، به صورت منتقدانه برخورد کند (واحده چوکده، 1384) .
3-1-10 . دیدگاه های موجود در زمینه ی تربیت شهروندی
از آنجایی که اولین نهاد رسمی برای تربیت شهروندی که مسئولیت و نقش اساسی دارد، آموزش و پرورش است، بنابراین باید الگو ها و روش های خاصی را برای اعمال این راهکارها ارائه داد.
در این زمینه می توان به چند دیدگاه اشاره کرد :
1- دسته ی اول نگرش افرادی چون ” فریمن بوتز ” است که برای آموزش اصول دموکراسی در تربیت شهروندی تأکید می کنند و معتقدند که آموزش حقوق و ارزش های دموکراتیک برای تمام شاگردان ضروری است. چون تنها استاندارد ملی قادر به مقابله با آثار مخرب تنشهای معاصر به سوی جدایی نژادی و فرهنگی است، می بایست در این زمینه، به شاگردان آموزش مسئولیت ها و وظایف عرضه گردد.
” ریچارد پرات”54 نیز با همین اعتقاد در ترغیب بحث های جمعی در انجمن های تربیتی محلی و کلاس ها در باره ی ماهیت قدرت، تضاد و تغییرات اجتماعی تأکید می کند (فتحی و طالب زاده ،1382، ص 220) .

Leave a Reply