دانلود پایان نامه

است اولین گام در طرح یک نقشه درمانگری است. فهرست بندی حوادث، خوشایند و ناخوشایند و رفتار خود تنظیمی نیز قسمتهای مهمی از درمانگری را از نقطه نظر یادگیری تشکیل می‌دهد ( آزاد، 1378 ).
به طور کلی رویکرد تقویت بر این اصل استوار است که افراد به این علت افسرده می‌شوند که محیط اجتماعی آنها کوچکترین تقویت مثبتی را فراهم نمی کند. پایین بودن میزان تقویت مثبت موجب کاهش بیشتر در آن دسته از فعالیتها و جلوه‌های رفتاری می‌شوند که احتمالاٌ پاداش به دنبال دارد. ( هیلگارد و همکاران، جلد اول، 1368 ).
همچنین تعدادی از روان شناسان یادگیری معتقدند که افسردگی به دلیل احساس محرومیت مداوم و احساس بیچارگی و یا ناتوانی اکتسابی ایجاد می‌شود. مارتین سلیگمن در سال 1974 میلادی گفت : که وقتی انسان تحت فشار ( استرس ) محیطی قرار می‌گیرد، مضطرب می‌شود، اگر نتواند آن را بر طرف کند، احساس بیچارگی و ناتوانی می‌کند و همین امر منجر به احساس افسردگی می‌شود ( شاملو، 1383 ).
نظریه شناختی :
احتمالاٌ با نفوذترین نظریه‌های روان شناختی که امروزه درباره افسردگی وجود دارد نقطه نظر شناختی است اساس این نظریه‌ها این اندیشه است که یک تجربه معین ممکن است روی دو فرد تأثیر بسیار متفاوتی بگذارد. قسمتی از این اختلاف ممکن است به دلیل نحوه تفکر آنها درباره آن حادثه باشد و اینکه تا چه اندازه شناخت درباره آن دارند. خصیصه این افراد تفکر تعمیم بیش از حد ذکر شده است. آرون بک معتقد است که افراد افسرده به این دلیل افسرده اند که راههای اشتباه آلود و مبالغه آمیز در فکر کردن دارند. شخص افسرده یک نظر منفی درباره خود، دنیا و آینده دارد. طبق نظر بک این شناخت‌های منفی علت افسردگی است، نه سایر چیزهای پیرامون شخص همچنین به عقیده او احساس از دست دادن که اغلب نتیجه هدفها و توقعات بالای غیر منطقی است، عامل اصلی افسردگی محسوب می‌شود. شخص مستعد افسردگی نه تنها بیش از حد تعمیم می‌دهد، بلکه تمایل به بزرگ جلوه دادن گناهان شخصی و کوچک شمردن کیفیتهای شخصی دارد. مسئله دیگر بر چسب زدن ( نامگذاری کردن ) نادرست است. شخص افسرده یک موقعیت را بد نامیده آنگاه فقط به این نامگذاری بد جلوه داده شده پاسخ می‌دهد نه به موقعیت واقعی آن. بک باور داشت که شخص افسرده علت هر گونه بدبختی را عیوب شخصی می‌داند ( آزاد، 1378 ).
به نظر بک، علت اصلی ایجاد افسردگی طرز تفکر است. به نظر او طرز استدلال و تفکر افراد، تعیین کننده حالات عاطفی آنهاست و نه بر عکس آن به شیوه ای که فروید معتقد بوده فرد افسرده، محکوم طرز فکر غیر منطقی و قضاوت ناصحیح درباره ناصحیح درباره خود است ( شاملو، 1383 ).
در رویکرد شناختی دیگری به افسردگی ـ اساس کار مفهوم درماندگی آموخته شده است بر طبق این نظریه افراد وقتی افسرده می‌شوند که معتقد باشند اعمال آنها هیچ گونه تأثیری بر ایجاد لذت و درد ندارد در اینجا مقصود از افسردگی اعتقاد فرد به درماندگی خود است ( هیلگارد و همکاران، 1368 ).
بطور کلی این دیدگاه بر نگرش فرد بر خود و جهان اطراف خود تأکید می‌کند نه بر اعمال فرد. بر طبق یکی از نظریه‌های شناختی، در افراد مستعد افسردگی این نگرش کلی پرورش یافته که خودشان را از یک دیدگاه منفی و انتقاد آمیز بنگرند. این افراد هر گاه در کارشان به مشکلی بر می‌خورد می‌کنند بیشتر خود را مقصر می‌دانند تا محیط و شرایط را. رویکرد درمانی در این دیدگاه عبارت است از :سؤالات طرح شده دقیق ولی دوستانه برای آگاه ساختن شخص افسرده از فقدان تطابق بین افکار وی و واقعیتهای زندگی ( هیلگارد و همکاران، جلد اول، 1368 ).

علایم و نشانه‌های اختلال افسردگی :
عده ای از محققان به طور منظم نشانه‌های کودکان افسرده را با نشانه‌های نوجوانان یا بزرگسالان افسرده مقایسه کرده اند. رییان و همکاران ( 1987 ) در گسترده ترین تحقیق، تفاوتی میان کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال‌های افسردگی شدید، با یکدیگر مقایسه شد، تفاوتی میان کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال‌های افسردگی شدید، با یکدیگر در شدت کلی نشانه‌های افسردگی، یا در شدت اکثر نشانه‌های افسردگی به تنهایی ـ مانند خلق افسرده، بی خوابی، تحریک پذیری و فکر خود کشی ـ وجود نداشت. با وجود این کودکان نابالغ شکایت‌های جسمانی، بی قراری روانی ـ حرکتی، اضطراب جدایی، هراس و توهمات بیشتری داشتند. در نوجوانان بیشتر ناامیدی، درماندگی، فقدان احساس لذت و استفاده از الکل و دارو دیده می‌شد ( شاملو، 1383 ).
به طور کلی نشانه‌های افسردگی در کودکان و نوجوانان به شرح زیر است :
1 ـ فقدان احساس لذت، نوسان روزانه، ناامیدی، کندی روانی ـ و هذیان‌ها با توجه به سن افزایش یافته، و ظاهر افسرده، عزت نفس پایین و شکایت‌های جسمانی با توجه به سن کاهش پیدا کرده بودند. از دیدگاه رییان و همکاران ( 1987 ) شباهت زیادی بین افسردگی کودکان و بزرگسالان است ولی برخی نشانه‌های جزئی مانند، شکایت جسمانی و گوشه گیری اجتماعی در میان کودکان و نوجوانان شایع است ( شاملو، 1383 ).
تعدادی از روان شناسان یادگیری معتقدند که افسردگی به دلیل احساس محرومیت مداوم و احساس بیچارگی و یا ناتوانی اکتسابی ایجاد می‌شود و همچنین طبق این نظریه افسردگی را به فقدان تقویت در محیط مربوط می‌دانند، فرد در نتیجه عدم دریافت تقویت، یا تنبیه شدگی در برابر پاسخهایش دلسرد و افسرده می‌گردد ( آزاد، 1378 ).
افسردگی با علایمی از قبیل : 1 ـ ضعف در مهارت‌های اجتماع
ی 2 ـ اضطراب اجتماعی و سطوح بالای اضطراب ناشی از سایر منابع استرس زا 3 ـ استفاده از سیگار و مواد مخدر 4 ـ عدم تمایل حتی برای شرکت در فعالیت‌های خوشایند 5 ـ فکر کردن در مورد خود کشی 6 ـ بروز مشکلات و نارسایی‌های تحصیلی 7 ـ مواجهه مکرر با اتفاقات تنش زا 8 ـ اختلالات تغذیه ای در دختران نوجوان و همچنین کلارک و همکارانش (1990) به این نتیجه رسیدند که شباهت زیادی بین علائم افسردگی دوره نوجوانی و افسردگی بزرگسالی وجود دارد ( افروز،1380 ).
در اختلال افسردگی علائمی از قبیل، حزن و اندوه، احساس ناامیدی، کاهش حس احترام به خود و سرزنش و تحقیر خود در نظر و ارزیابی شخص مشخص می‌گردد، می‌باشد ( بهرامی و معنوی، 1370 ).
اگر چه غمگینی یکی از ویژگیهای افراد افسرده است ولی بیماری افسردگی عمدتاٌ با خصوصیاتی نظیر احساس پوچی، یا کسالت و بی تفاوتی مشخص می‌شود. به طور کلی در سالهای اخیر بسیاری از پژوهشگران بر اهمیت شناخت علائم افسردگی تأکید کرده اند، و برخی اعتقاد دارند که این نشانه‌ها برای درک مفهوم افسردگی ضروری هستند (‌هارینگتون، 1380 ).
سبب شناسی اختلال افسردگی :
علل افسردگی از دیدگاههای نظری عمده ای مورد بررسی واقع شده است. مشهورترین دیدگاه در حال حاضر این است که گروههای متفاوتی از افسردگی هستند که نشانه‌های مرضی آنها علل مختلفی دارد. در نوع دو قطبی که شامل رفتارهای مانی و افسردگی است، چنین تصور شده است که اساس آن عوامل ژنیتکی باشد. بسیاری از محققان تصور می‌کنند که طبقه یک قطبی، که در آن افسردگی به تنهایی و بدون حمله‌های مانیک رخ می‌دهد، دست کم شامل دو گروه فرعی است. گروه اول کسانی هستند که علت افسردگی آنان ناتوانی در سازش با اوضاع مشکل زندگی است. در گروه دوم ممکن است افسردگی علل بدنی داشته باشد، یعنی اشکال در انتقال عصبی به دلیل نارسایی و کمبود میزان انتقال دهندگان شیمیایی که کتکول ـ آمینزه نامیده شده است. این کمبود مواد شیمیایی ممکن است منشاء ژنتیکی داشته باشد. بسیاری از پژوهندگان عوامل ارثی را همراه با آن چه که در زندگی شخص به وقوع می‌پیوندد یعنی ترکیب آمادگی‌های ارثی و فشارهای روانی محیطی را علت احتمالی رفتار افسرده می‌دانند ( آزاد، 1378 ).
سبب شناسی اختلال افسردگی معمولاٌ چند عامل بوده و مبتنی بر پیشایند‌های وراثتی، جامعه شناختی و روان شناختی است (‌هارینگتون، 1380. ).
گروهی عوامل مستعد کننده احتمالی در بروز اختلال افسردگی وجود دارد از جمله :
الف ) استعداد ارثی : در بین تمام بیماری‌های روانی بخصوص افسردگی، شواهد و دلایل زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد این بیماریها اساس ارثی و جنبه‌های فیزیولوژیک و بیوشیمیایی بیشتری دارد. در پژوهش‌های مربوط به دو قلوها، همبستگی آماری در دو قلوهای یکسان حدود0 4. درصد و در دو قلوهای غیر یکسان تقریباٌ 11 درصد به دست آمده است. در مجموع، داده‌های پژوهش در سال‌های اخیر نشان دهنده این امر است که اختلال افسردگی، علل فیزیولوژیک و بیوشیمیایی دارند ( شاملو، 1383 ).
ب ) بیماریهای جسمی که به نابهنجاریهای عصبی شیمیایی مقاوم منجر می‌شوند. ج ) آزردگیهای روحی فزاینده ای که به آسیب پذیریهای خاص منجر می‌شوند. د ) تجارب یا همانند سازیهای شخصی ناکافی برای تأمین مکانیسمهای سازش مناسب می‌باشد ( کلایتون، 1368 ).
از دیدگاه تحلیل روانی علت افسردگی جدایی فقدان است ولی این از دست دادن در واقع نمادی است از عامل دیگری که تثبیت مرحله دهانی خوانده می‌شود. و همچنین از دیدگاه رفتاریون، تقویت مثبت ناکافی علت ایجاد افسردگی است در واقع فقدان یا جدایی از شخصی مورد علاقه بوده و به نحوی باعث تقویت می‌گردیده، می‌تواند ایجاد افسردگی نماید زیرا پاداش‌های مطلوب قطع شده و فرد دیگر، انگیزه ای جهت اعمال خود ندارد. خودکشی می‌تواند نشانه‌های از افسردگی و یا ” فریادکمک خواهی” باشد. هدف آنها می‌تواند رها سازی خود از فشارهای محیطی و اجتماعی که به نحوی آنها را عذاب می‌دهد باشد و یا، جلب توجه و محبت به دست آوردن خواسته‌های نامعقول از طرف دیگران باشد
( رئیسی،1380 ).
به بیان کلی، اختلال افسردگی نتیجه تعامل میان حوادث استرس زای زندگی ( بویژه فقدان )، عوامل سرشتی ناشی از استعداد ژنتیکی و تجارب دوران کودکی است ( ضیائی، 1383 ).
انواع افسردگی :
متخصصان بالینی، افسردگی‌ها را در دو گروه عمده در نظر گرفته اند.
1 ـ درونزاد ـ پسیکوتیک 2 ـ واکنشی ـ نوروتیک
گروه پسیکوتیک : دارای نشانه‌هایی است مانند، افسردگی شدید، ناتوانی اجتماعی، احساس بی ارزشی، کندی ذهنی و حرکتی، بی خوابی سحرگاهی، بی اشتهایی و قصد مشخص خودکشی.
گروه نوروتیک : از لحاظ نوع با افسردگی خفیفتر پیشینه نوروتیک، پر مخاطره قبل از بروز افسردگی و مرتبط بودن با عوامل تسریع کننده مشخص شده است. افسردگی شدید در برابر ناکامی‌ها، معمولاٌ در افرادی که گرایش‌های نوروتیک دارند، مشاهده می‌شود.
طبقه بندی دیگری افسردگی را به دو دسته اولیه و ثانویه تقسیم کرده است.
افسردگی اولیه : این نوع افسردگی شدید می‌باشد و علایمی مانند، اختلال در خواب، هیجان زدگی، غمگینی، ناامیدی مشخص می‌شود.
افسردگی ثانویه : یک افسردگی ساده است که در ضمن یک بیماری روانی دیگر بروز می‌کند از جمله در الکلیسم و یا بروز شخصیت ضد اجتماعی، هیستری، یا نوروز اضطراب می‌باشد ( کلایتون، 1368 ).
طبقه بندی دیگر در مورد انواع افسردگی عبارتند از :
1 ـ
اختلال افسردگی خفیف، اختلالات افسردگی عود کننده گذرا و اختلالات ملال پیش از قاعدگی. اختلال افسردگی خفیف : با علایمی خفیف مانند نگرانی و دلواپس در مورد علائم اتونومیک جزئی ( لرزش و طپش قلب ) همراه است 2 ـ اختلال افسردگی عود کننده گذرا با دوره‌های عود کننده افسردگی که هر یک کمتر از دو هفته طول می‌کشد ( معمولاٌ 2 یا 3 روز ) به بهبود کامل می‌انجامد مشخص می‌باشد. 3 ـ اختلال ملال پیش از قاعدگی یک هفته قبل از عادت ماهانه با خلق افسرده، اضطراب، تحریک پذیری، بی حالی، اختلال خواب تظاهر می‌کند ( کاپلان و سادوک،1380. ).
4 ـ اختلال افسردگی عمده :
شامل افسردگی بسیار شدید، عقب ماندگی ذهنی و حرکتی، نگرانی، ناآرامی، گیجی، عصبیت، احساس گناه، فکر خودکشی که تکرار می‌شود.
5 ـ اختلال افسرده خلقی :
که در آن افسردگی ملایم در طی روز وجود دارد و توسط عامل نامستحق و یا از دست دادن چیز یا شخصی ایجاد می‌شود ( به این حالت نوروز افسردگی گفته می‌شود ).
6 ـ افسردگی پس از زایمان : این افسردگی در خلال یک ماه بعد از تولد کودک ظاهر می‌شود.
7 ـ افسردگی فصلی منظم همچنین نام اختلال عاطفی نیز به آن داده اند که غالباٌ در فصل زمستان شیوع بیشتری دارد ( شاملو، 1383 ).
اختلال افسردگی و سن :
افسردگی در هر سنی روی می‌دهد ولی به نظر می‌رسد که نخستین نشانه‌ها در مراحل معینی از زندگی ظاهر می‌شود افسردگی عمدتاٌ نخستین با در بزرگسالان رخ می‌دهد. تقریباٌ نیمی از افراد افسرده، این بیماری را بین0 2 تا0 5 سالگی تجربه می‌کنند، با اینکه معمولاٌ برای نخستین بار در دوره نوجوانی رخ می‌دهد. افراد سالمند در برابر آن آسیب پذیر هستند ( گنجی، 1381 ).
شاید نامتناقض ترین یافته حاصل از مطالعات همه گیر شناسی پدیده افسردگی در جوانان مربوط به افزایش سن است. برای مثال، در مطالعه I. O. f. w حدود 13 درصد افراد 10. ـ 11 ساله در جریان مصاحبه خلق افسرده را نشان دادند. هنگامی که این کودکان در سن 14 ـ 15 سالگی ارزیابی شدند، احساسات افسردگی به طور قابل ملاحظه ای افزایش یافته بود. این مطالعات نشان داد که اختلال‌های افسردگی با توجه به سن افزایش می‌یابند. مطالعات متعدد دیگر در مورد اختلال‌های افسردگی که هم کودکان و هم نوجوانان را شامل می‌شد نشان می‌دهند که میزان اختلال با توجه به سن افزایش می‌یابد . فلمینگ و همکاران پی بردند که شیوع حالت افسردگی شبیه به DSM ( قطعیت تشخیص بالا ) میان دوره‌های سنی 6 ـ 11 و 12 ـ 16 سال 3 تا 4 برابر افزایش دارد. کاشانی و همکاران ( 1989 ) اعلام کردند که اگر چه نشانه‌های افسردگی با توجه به سن افزایش می‌یابد اما در شیوع اختلال افسردگی افزایش قابل ملاحظه ای دیده نمی شود مطالعه مزبور مبتنی بر موارد بسیار اندکی بود (‌هارینگتون،1380 ).
آمار مربوط به سالمندان افسرده بسیار متفاوت است. برای میزان بالای افسردگی در سالمندان، علتهای احتمالی زیادی وجود دارد. مانند افت سلامتی، مرگ همسر یا دوستان و کاهش درآمد بعد از بازنشستکی و…، ( گنجی، 1381 ).
بنابراین، گرایش سنی که در اختلال‌های افسردگی دیده می‌شوند این اختلال‌ها را از برخی مشکلات هیجانی دیگر دوران کودکی متمایز می‌سازند.
اختلال افسرگی و جنس :
اغلب، شیوع و درمان افسردگی در زنان بیشتر از مردان است. در ایالات متحده این میزان دو به یک است. پژوهشگران به این نتیجه رسیده اند که افسردگی در بین

Leave a Reply