دانلود پایان نامه

حکومت اسلامی، مبتنی بر قانون است، آن هم قانون الهی که برای اجرای احکام و بسط عدالت در سراسر جهان مقرر شده است. زمامدار این حکومت ناگزیر باید دو صفت مهم را که اساس حکومت الهی است دارا باشد؛…
اول علم به قانون و دوم عدالت…
ضدیت با تشکیل حکومت اسلامی
فراماسون ها و دیگر وابستگان استکبار جهانی، با تحریف تاریخ و جوسازی ضد رهبران روحانی، دو نقشه و برنامه را دنبال می کنند:
نخست اینکه تاریخ نهضت ها و حرکت های اسلامی به شیوه ای راست و درست نگارش نیابد و نتواند برای آیندگان الگو و الهام بخش باشد.
دوم اینکه حماسه آفرینی ها و از خودگذشتگی های گذشتگان برای آیندگان نوید بخش و امید آفرین نباشد، نسل های دیگر را به جنب و جوش و خیزش و خروش نیاورد و چراغ امید را در دل آنان فروغ نبخشد.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

لیبرالیستها و مارکسیستها در بررسی نهضت های مردمی تلاش دارند به ملت ها بباورانند که از آنان کاری بر نمی آید و مردم ناتوان تر از آن هستند که بتوانند بر خودکامگان، زورمداران و ابر قدرت ها چیره شوند و به پیروزی دست یابند! از این رو می بینیم در بیشتر کتابهای تاریخی که از سوی فراماسون ها و مارکسیست ها نگارش یافته است، نهضت های اسلامی و مردمی به بیگانگان نسبت داده شده و چنین وانمود شده است که ابرقدرت ها در نهضت ها و حرکت ها نقش اصلی و ریشه ای داشته اند! تا نور امید را در دل ها خاموش کنند و ملت ها را به سستی و نومیدی بکشانند.
از سوی دیگر، تحریف گران تاریخ و وابسته به سازمان های فراماسونری و مارکسیستی، به درستی دریافته اند که یافته ها و نوشته های آنان در باره نهضت های سده پیشین، نزد ملت ایران ارزش و اعتباری ندارد، مردم به این کتاب ها با تردید می نگرند، تحلیل ها و برداشت هایی را که در این کتاب ها پیرامون رویدادها و جریان های تاریخی آمده است، باور ندارند و چه بسا که آنرا دروغ می دانند.

از این رو در پی پیروزی انقلاب اسلامی دست های مرموزی به کار افتاده است تا آورده های ناروا و دور از واقعیت تحریف گران تاریخ در سده گذشته را باز نویسی کرده و به شکل چکیده و با رنگ و لعاب تازه ای از سوی برخی منتشر سازد و آن دروغ پردازی ها و تحریف گری های فراماسون ها و مارکسیت ها در سده گذشته را با دستینه ارگان های انقلابی و مسئولان فرهنگی نظام جمهوری اسلامی اعتبار به بخشد و آن را راست و درست بنمایاند.
اینجاست که می بینیم برخی از نهادها و مراکز که برای تدوین تاریخ انقلاب اسلامی و رویاروئی با تحریف گری ها بنیاد یافته بود، امروز ناشر چکیده اندیشه های فراماسون ها، مارکسیست ها و دیگر تحریف گران تاریخ قرار می گیرد، پای برخی از دروغ پردازی ها و وارونه نویسی های تحریف گران تاریخ در سده گذشته دستینه می گذارد و هجوم فرهنگی را استواری می بخشد. تحریف گری ها و وارونه نویسی های سازمان های فراماسونری و گروه های مارکسیستی تنها پیرامون نهضت های سده پیشین و انقلاب اسلامی نیست، بلکه بیشترین تلاش و توطئه آنان بر استواری تز جدائی دین از سیاست و بازداشتن عالمان اسلامی و پیشوایان روحانی از فعالیت های سیاسی و اجتماعی دنبال شده و تا به امروز ادامه یافته است.
این پافشاری ها و سرسختی ها برای دور نگه داشتن عالمان دینی از سیاست برای این است که نگذارند زمام امور کشورهای اسلامی به دست پیشوایان روحانی قرار بگیرد و حکومت اسلامی استوار شود.
استکبار جهانی و نفت خواران بین المللی از آنجا که از استواری قوانین اسلام و حکومت اسلامی در کشورها و در میان ملت ها سخت اندیشناک و نگران بوده اند، در درازای تاریخ ترفندها و توطئه هایی را در راه به انزوا کشاندن اسلام، عالمان اسلامی و رهبران روحانی به کار بسته اند نظیر:
انکار حکومت در اسلام
از دیگر شگردهای شیطانی تاریک اندیشان، سلطه جویان و فزون خواهان در راه کنار زدن اسلام از صحنه سیاسی، این بود که تلاش کردند که به پیروان اسلام بباورانند که در اسلام، حکومت جائی ندارد واصولا” دین با حکومت و سر رشته داری نا همگون است و این دو با یکدیگر تضاد دارند. فراماسون ها ادعا کردند که در ازای هزاره گذشته تنها چند تن از فقیهان و عالمان اسلام در سده واپسین به حکومت اسلامی باورمند بودند و در واقع اندیشه حکومت اسلامی از ساخته های عالمان معاصر است.
استکبار جهانی و عناصری که رو به قبله غرب به نیاز ایستاده اند، از حکومت اسلامی از زمان های دور احساس خطر می کردند.
از این رو پیوسته نغمه های ناموزونی ضد آن ساز کرده و نقشه ها و نیرنگ هایی را در راه ناروا نمایاندن آن بکار گرفته اند، گاهی آورده اند که تئوری ولایت فقیه، دیدگاه ابتکاری برخی از فقیهان دوران معاصر مانند نراقی و امام خمینی (ره) است! و در میان فقیهان پیشین اصولا” چنین اندیشه و برنامه ای مطرح نبوده است! گاهی ادعا کردند که پیامبر اسلام (ص) اصولا” حق حکومت ندارد! و قرآن تنها رسالت آن حضرت را ابلاغ و ارشاد اعلام کرده است! جمعی از بی خبران و نا آگاهان نیز حکومت اسلامی را غیر مردمی و غیردموکراتیک وانمود کرده اند! و تلاش کرده اند برای ملت ها نسبت به آن ذهنیت منفی پدید آورند.نخست باید دانست که بایستگی حکومت و دولت در جامعه، از ضروریت عقلی و فطری به شمار می آید. انسان ها، آنگاه که از دوره های نخستین رهیدند، دوران زیستن در غارها و جنگل ها را پشت سر گذاشتند و به زندگی دسته جمعی روی آوردند، به بایستگی سررشته داری، قانون و مقررات همگانی پی بردند و به درستی دریافتند که زندگی انسان ها بدون داشتن دولت و حکومت سامان نمی یابد و به آشفتگی و هرج و مرج کشیده می شود.
دوم اینکه اسلام که قانون های آن برپایه فطرت استوار است، به مسئله حکومت ارج می نهد و آنرا مهم می داند.
ما می بینیم پیامبر اسلام (ص) پس از چیرگی بر بت پرستان و گردن کشان عرب بی درنگ حکومت تشکیل داد و خود زمام امور را در دست گرفت.
هرگاه بر آن بود که از مرکز اسلامی دور شود و از مدینه بیرون رود، برای خود جانشین می گمارد و امور حکومت را به جانشین خود واگذار می کرد.
در پی رحلت آن بزرگوار مردم به برپائی حکومت اهمیت دادند و رخصت ندادند جامعه اسلامی حتی برای برهه کوتاهی از سررشته دار تهی باشد سرانجام امام علی (ع) و نیز امام حسن (ع) حکومت برپا داشتند.
سوم اینکه در دوران غیبت این گونه نبود که فقیهان نسبت به حکومت و سررشته داری بی تفاوت باشند.
از دید آنان در دوران غیبت همه حکومت ها ناروا و غیر قانونی به شمار می روند، مگر آن کسانی که از جانب امام (ع) به این مقام منصوب می شوند که همانا فقیهان و عالمان اسلامی هستند برخی از فقیهان بزرگ در این باره ادعای اجماع کرده و با صراحت اعلام کرده اند:
فقیه، نایب و منصوب از جانب صاحب الامر (ع) می باشد، عقل و اجماع نیز برآن دلالت دارد….
خواجه نصیر الدین توسی نیز با صراحت اعلام کرده است:
… دین و حکومت همراه یکدیگرند و هیچ کدام بدون دیگری کامل نخواهد بود….
این زمزمه که فقیهان پیشین به حکومت اسلامی و اصل ولایت فقیه باورمند نبوده و در میان برخی از فقیهان پسین این اصل مطرح شده و مورد توجه قرار گرفته است، از دیگر تحریف گری ها و نارواگویی های سازمان های مرموز وابسته به بیگانه است که همه توان خود را در راه به بیراهه کشاندن توده های مسلمان و دور داشتن آنان از اصول اسلام و واقعیت های تاریخی به کار گرفته اند.
تز جدائی دین از سیاست
شگرد دیگر برای پیشگیری از برپائی حکومت اسلامی، رواج دادن تز استعماری جدائی دین از سیاست بود. فراماسون ها از روزی که در کشورهای اسلامی بازیگر صحنه شدند، روی این شعار پای فشردند که ملت های مسلمان از فرق سر تا نوک پا باید فرنگی شوند و دین را از صحنه سیاسی و اجتماعی کنار بزنند تا به پیشرفت و ترقی برسند و از این راه تلاش کردند عالمان اسلامی و توده های اسلام خواه را از خیزش و خروش در راه براندازی رژیم های طاغوتی و برپائی حکومت اسلامی باز دارند.
تز اسلام منهای روحانیت
ترفند دیگر جهان خواران و زورمندان برای به انزوا کشاندن عالمان دینی و رهبران روحانی و بی بهره ساختن ملت ها از رهبری حکیمانه آنان، رواج تز استعماری اسلام منهای روحانیت است.
انگیزه آنان از رواج دادن این تز این است که بتوانند علما و روحانیان مجاهد را از پشتیبانی ملت ها و نیز ملت های مسلمان را از رهبری و راهنمایی آنان بی بهره سازند تا علمای اسلامی نتوانند با پشتیبانی ملت ها به خیزش و خروش دست بزنند و انقلاب بیافرینند.
در حالی که علماء و دانشمندان اسلامی در سراسر جهان می توانند با کلام و عمل به آنان به فهمانند که اگر اولیاء اسلام در پی برقراری حکومت اسلامی بودند و هستند، هم در تئوری و هم در عمل حرف برای گفتن فراوان دارند.
از میان بردن پیشوایان اسلامی
به شهادت رساندن رهبران روحانی و عالمان مجاهد اسلامی، از دیگر شگردهای استکبار جهانی و رژیم های دست نشانده آنان برای پیشگیری از استواری حکومت خدائی و سررشته داری اسلامی است.
با نگاهی به تاریخ سده پیشین تاکنون، می بینیم که دست نشاندگان تاجدار جهان خواران در کشورهای اسلامی، شماری از بزرگترین مردان دانش، دیانت و دلسوزان اسلام و امت همچون سید جمال الدین اسدآبادی، شیخ فضل اله نوری، سید عبداله بهبهانی، ثقۀ الاسلام تبریزی، امام وردی اردبیلی، میرزا محمد حسن مقدس، حاج میرزا مصطفی آشتیانی، حاج شیخ علی اصغر لیلاوی، حاج شیخ علی فومنی، حاج خمامی، شیخ علی مجتهد ساروی، شیخ الاسلام قزوینی، شیخ جلیل سنقری، میرزا ابراهیم خوئی، حاجی آقا میررشتی (بحرالعلوم)، سید حسن مدرس، حاج آقا نوراله اصفهانی، سیدمجتبی نواب صفوی، برادران واحدی، سید محمدرضا سعیدی، سیدمصطفی خمینی، استاد مطهری، استاد بهشتی، سیدعباس موسوی و…. را به شهادت رساندند و شماری را نیز به زندان و تبعید فرستادند تا ندای اسلام خواهی را در سینه ها خفه کنند و مانع اعتلای کلمۀ الله شوند.

اینان می انگارند که می توان صدای حق را خاموش کرد، در حالی که اگر اندیشه پویای علماء سربرافرازد تا به عمل در نیاید، خاموش نمی گردد و سرکوب آن جز با اندیشه برتر میسر نخواهد بود.
رژیم شاه و طرح حکومت اسلامی
به دنبال طرح حکومت اسلامی از طرف امام، شاه و ساواک نیز در صدد برآمدند که این صدای زندگی ساز را پیش از آنکه توده های محروم و زیر ستم را به خود آورد و بیدار سازد، خاموش کنند و از بررسی و تحقیق روی آن، پیشگیری به عمل آورند.
‌شاه آرزو داشت که امام را در میان مردم، ‌به اصطلاح «لجن مال کند»! و این بد اندیشی را در گفت و گویی که با حاج آقا روح الله کمالوند، صریحا” اظهار کرده بود و تا روز سقوط نظام خویش، از این نفشه غافل نبود از این رو، با مطرح شدن طرح حکومت اسلامی از سوی امام، بار دیگر در صدد برآمد که این نقشه را به منظور ضربه زدن به امام به مرحله اجرا درآورد.
رئیس ساواک شاه ضمن مطالعه بخش هایی از درس حکومت اسلامی امام، کوشید نقطه ضعفی در آن بیابد و به عنوان سوژه ای علیه امام بکار برد!
از طرفی چون ملت ایران قبل از اسلام هم مردمی مذهبی و خدا پرست بودند، سلاطین و دیکتاتورها از این مزیت ملت به نفع خود بهره برداری می نمودند و هرگاه که موقعیت خود را در خطر می دیدند عده ای عوام فریب را بر مردم می گماردند تا بتوانند امیال پلید خود را که همانا غارت و تجاوز بود براحتی و بدون مزاحم پیاده کنند، لذاست که ایرانیان با آغوشی باز از اسلام و مسلمین استقبال کرده و به دین مبین اسلام گرویدند، نه با زور و شمشیر، در این برهه نیز که مردم از ستم شاهان به تنگ آمده بودند،‌ با عنوان طرح حکومت اسلامی آنرا با دل و جان پذیرا شدند:
بازتاب طرح حکومت اسلامی در ایران
با وجود تلاش های همه جانبه رژیم شاه برای پیشگیری از توزیع نوارها

Leave a Reply