و جزوه های حکومت اسلامی و گسترش اندیشه آن، ‌موج تازه ای که این طرح در میان ملت ایجاد کرده بود، هر روز ابعاد تازه ای یافت و برای مردم که در مقطعی کوتاه از رهبری های امام به طور مستقیم و رسمی بی نصیب مانده بودند، امید و نوید تازه ای پدید آورد. رهروان راه امام نیز از این طرح شور و شعف ویژه ای یافتند و بیش از هر وقت دیگر به ادامه مبارزه و نهضت پابرجا و دلگرم شدند؛ زیرا که تا آن روز هدف نهایی امام برای بسیاری از آنان به درستی روشن نبود و نمی دانستند امام چه می خواهد؟ و تا کجا می خواهد پیش برود؟
آنان که امام را از نزدیک می شناختند و راه و اندیشه او را درک می کردند، تا پایه ای دریافته بودند که هدف امام سرنگونی رژیم شاه و پایان دادن به رژیم شاهی و برپایی حکومت اسلامی است، لیکن بسیاری از مبارزان نمی دانستند امام چه اندیشه ای در سر دارد و چه برنامه ای را می خواهد به مرحله اجرا درآورد. شاید برخی می پنداشتند اگر یک ژنرال ایرانی با کودتایی رژیم شاه را سرنگون سازد، زمام امور را به دست گیرد و با مراعات و احکام و قوانین اسلام حکومت کند، ‌امام دست بر می دارد و دنبال درس و بحث خود می رود! روشنفکر مآب های ملی گرا انتظار داشتند که امام با ادامه سلطنت شاه در صورتی که کرسی ای در پارلمان به آنان واگذارد موافقت کند، ‌از مبارزه علیه شاه دست بردارد! و رخصت دهد که شاه سلطنت کند نه حکومت!
با طرح حکومت اسلامی از طرف امام، هدف نهایی آشکار شد، همه دریافتند که چه هدفی را باید دنبال کنند، تا کجا باید پیش بروند،‌ دامنه نهضت را تا چه مرحله ای باید گسترش دهند و درجه مقاومت و پایداری را تا چه پایه ای بالا ببرند.
آگاهان امت و جوانان روشن ضمیر ایران هریک به نحوی آنچه را که در توان داشتند برای برپایی حکومت اسلامی بکار گرفتند،‌ گویندگان متعهد در منابر به شکل تلویحی، به تشریح و تفسیر حکومت اسلامی پرداختند، جمعی به توزیع و تکثیر نوارها و جزوه های حکومت اسلامی همت گماردند و با وجود کنترل شدید و همه جانبه ساواک توانستند آنرا در سطح گسترده ای پخش کنند و در دسترس عموم قرار دهند.
جوانان دلیر و فداکار در پی فرمان امام در طرح حکومت اسلامی، مبنی بر برداشتن عمامه از روحانی نماهایی که در خدمت رژیم شاه بودند، عمامه شماری از آنان را برداشتند.
محققان و پژوهشگران ژرف اندیش حوزه های علمیه با آنکه از طرف ساواک به شدت زیر نظر قرار گرفته بودند و بارها نوشته های آنان در مورد مسائل و موضوعات اسلامی، از طرف ساواک به یغمی رفته بود، ‌با پشتکار و کوشش فراوان به تحقیق و بررسی پیرامون حکومت اسلامی نشستند و تلاش گسترده و همه جانبه ای را برای روشن ساختن سیستم حکومتی و کشورداری اسلام آغاز کردند، لیکن دستگیری های پی در پی و زندان و تبعید دراز مدت، هیچ گاه به آنان فرصت نداد تا بتوانند تحقیقات و بررسی های خود را به انجام برسانند و سیستم حکومتی اسلام را همراه با تبیین خطوط آن ارائه دهند.
به نظر می آید که اگر پس از پیروزی انقلاب، سیره حضرت رسول (ص) در ورود به مکه سرلوحه برخوردها قرار می گرفت و با محبت و مهربانی و گذشت حتی با خاطیان حکومت شاه رفتار و به جاذبه بیش از دافعه توجه می شد، شاید نتیجه بهتری نصیب می گردید، چون با برخورد چکشی و شاید ظالمانه (توسط عده ای که بوئی از اسلام و تعالیم اسلامی نبرده اند) افراد جدید از پیوستن به این خط اصیل و تائید و اطاعت از حکومت اسلامی پرهیز نمایند.
2،از دیدگاه کتاب ضرورت حکومت، خصوصا” حکومت اسلامی (حسینعلی قاسم زاده )
تمایز با سایر حکومت ها
حکومت اسلامی هیچ یک از سیستم های حکومتی موجود در جهان نیست و با همه آنها متمایز است اسلام تنها نظام و حکومتی را می پسندد که، در آن نظام، حکومت براساس قانون الهی در تمام ابعاد متصورش شکل گرفته باشد، یعنی چه در مرحله قانونگذاری و وضع قانون و مقررات و چه در مرحله و مقام قضاوت و قوانین جزائی و حقوقی و چه در مرحله و مقام اجرائی قانون، بنابراین اسلام با حاکمیت غیر قانون خدا در تمام مراحل سه گانه ذکر شده در فوق در هر شکل و لباسی و به هر اسمی، چه بصورت دموکراسی و چه در شکل دیکتاتوری مخالف است و آن را غیر مشروع و غیر قانونی قلمدادمی کند و براساس حدیث معصومین (الناس بدین ملوکهم) چنین نظام و حکومتی را مانع به سعادت رسیدن و تکامل پیدا کردن مردم می داند و شدیدا” با آن که همان نظام طاغوتی است، به مبارزه بر می خیزد، تا آنجا که مبارزه با چنین نظامهایی را سر لوحه برنامه های تمام فرستادگان و سفیران خود دانسته و همه آنها را در این امر مشترک قرار داده، که مبین این سخن آیه (وقد بعثنافی کل امور لولا ان عبداله و اجتنبوالطاغوت) است، یعنی: هرآینه برانگیختیم بین هر امتی، پیامبری را تا اینکه به مردم برسانند که خدا را عبادت کنند و فقط بندگی او را بپذیرند و از غیر خدا که همان نظام طاغوتی و غیر خدائی است تبری جویند و از آن احتراز و دوری کنند.
اثبات ضرورت داشتن حکومت
اثبات ضرورت داشتن حکومت برای جامعه انسانی شرعا” مستفاد از سیره عملی پیامبر (ص)، آنست که آن حضرت، وجود حکومت را در جامعه ضروری می دانست، لذا بعد از آنکه به واسطه آزار و اذیت قریش و عدم آمادگی زمینه تبلیغ و عدم امکان وصولش به اهداف الهی در مکه، بسوی مدینه هجرت کردند، دست به انجام یک سری کارهایی زدند که در حقیقت در استقرار یک حکومت ضروری به نظر می رسید، که از جمله آن کارها عبارت است از ایجاد وحدت و اخوت بین انصار و مهاجر که در واقع وحدت یکی از قوی ترین عواملی است که می تواند ضامن ثبات و حفاظت یک جامعه و موجب عدم تزلزل جامعه در مقابل حملات دشمن به شمار آید و به عبارت دیگر، اگر یک جامعه می خواهد استقلال همه جانبه خویش را حفظ کند و دارای عزت و عظمت باشد ممکن نیست، جز در سایه وجود وحدت و انسجام و هماهنگی در بین افراد آن جامعه، و آنچه که به عنوان یک عامل قوی از بین برنده استقلال یک جامعه و عامل سوق دهنده یک جامعه بسوی ذلت و بردگی است، ‌وجود تفرقه و تشتت در افراد جامعه هست و لذا استعمارگران و جهانخواران دنیا یک شعاری دارند و آن اینست که می گویند (تفرقه بیانداز و حکومت کن)، نقلی از امام خمینی (ره) در این خصوص: “وطن اسلام را استعمارگران و حکام مستبد و جاه طلب تجزیه کرده اند، ‌امت اسلام را از هم جدا کرده و بصورت چندین ملت مجزا درآورده اند”.

یک زمان هم که دولت بزرگ عثمانی بوجود آمد، ‌استعمارگران آنرا تجزیه کردند،‌ روس و انگلیس و اطریش و سایر دولتهای استعماری متعهد شدند و با آن جنگ ها کردند و هر کدام قسمتی از قلمرو آنرا به تصرف و یا تحت نفوذ خود درآوردند گر چه بیشتر حکام دولت عثمانی لیاقت نداشتند و بعضی آنها فاسد بودند و رژیم سلطنتی داشتند، باز این خطر برای استعمارگران بود که افراد صالح از میان مردم بیدار شوند و به کمک مردم در این دولت قرار گرفته با قدرت و وحدت ملی بساط استعمار را بر چینند، به همین علت پس از جنگ های متعدد، ‌در جنگ بین المللی، اول آنرا تقسیم کردند، که از قلمرو آن 10 تا 15 مملکت یک وجبی پیدا شد، هر وجب را دست یک مامور یا دسته ای از مامورین خود دادند، بعدها بعضی از آنها از دست مامورین و عمال استعمار بیرون آمده است.
ما برای اینکه وحدت امت اسلام را تامین کنیم، برای اینکه وطن اسلام را از تصرف و نفوذ استعمارگران و دولت های دست نشانده آنها خارج و آزاد کنیم راهی نداریم جز اینکه تشکیل حکومت بدهیم، ‌چون به منظور تحقق وحدت و آزادی ملت های مسلمان بایستی حکومت های ظالم و دست نشانده را سرنگون کنیم و پس از آن حکومت عادلانه اسلامی را که در خدمت مردم است به وجود آوریم، چنانچه حضرت زهرا (س) در خطبه خود می فرماید که، ‌امت برای حفظ نظام و تبدیل افتراق مسلمین به اتحاد امت است. و در جای دیگر می فرماید: پس از رحلت رسول اکرم (ص) هیچ یک از مسلمانان در این معنی که حکومت لازم است، تردید نداشت، ‌هیچ کس نگفت حکومت لازم نداریم.
چنین حرفی از هیچ کس شنیده نشد، در ضرورت تشکیل حکومت همه اتفاق نظر داشتند، اختلاف فقط در کسی بود که عهده دار دارالامر شود و رئیس دولت باشد، لهذا پس از رسول اکرم (ص) در زمان متصدیان خلافت و زمان حضرت امیر (ع) هم حکومت تشکیل شد و سازمان دولتی وجود داشت و اداره و اجرا صورت می گرفت و بعد از آن مسجدی بنا فرمودند، که هم محل تصمیم گیری و هم قضاوت بود، ارتش هم تشکیل داد، برای حفاظت از حکومت.
حکومت در اسلام هدف نیست
حکومت اسلامی، حکومت قانون است، در این طرز حکومت، ‌حاکمیت منحصر به خداست و قانون فرمان و حکم خداست و قانون اسلام یا فرمان خدا برهمه افراد دولت اسلامی حکومت تام دارد و همه افراد از رسول اکرم (ص) گرفته تا خلفای آن حضرت، تا ابد تابع قانون هستند، ‌همان قانون که از طرف خدای تبارک و تعالی نازل شده و نیز می فرماید:
حکم الهی برای رئیس و مرئوس متبع است، ‌یگانه حکم و قانونی که برای مردم متبع و لازم الاجراست، ‌همان حکم و قانون خداست، تبعیت رسول اکرم (ص) هم به حکم خداست که می فرماید:
اطیعوالله و اطیعوالرسول، از پیامبر پیروی کنید، ‌پیروی از متصدیان حکومت یا اولی الامر نیز به حکم الهی است تا آنجا که می فرماید:

اطیعو….اولی الامر منکم، رای اشخاص،‌حتی رای رسول اکرم (ص) در حکومت و قانون الهی هیچگونه دخالتی ندارد و همه تابع اراده الهی هستند.
3 – از دیدگاه کتاب صحیفه نور
کتاب با ارزش دیگر که می توان از محتوای آن به نام پیشینه تاریخ انقلاب اسلامی و زمینه ساز تشکیل حکومت جمهوری اسلامی نام برد. کتاب صحیفه نور است که پس از جمع آوری آثار و سخنرانی های حضرت امام خمینی (ره) از دهه 40 به بعد به چاپ رسیده است و اشاره به فراز هایی از آن خالی از لطف نیست:
مراحل شکل گیری حکومت اسلامی در بیان امام خمینی ( ره )
پـیـش از امـام خـمـیـنى درباره حکومت اسلامى بحث هاى نظرى صورت گرفته و برخى از مراحل شکل گیرى حکومت اسلامى جـنـبـشـهـاى شیعى براى تحقق آن انجام یافته بود، ولى در عمل از آن خبرى نبود.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

امـام خـمـیـنـى با تلاش بى مانند خود، ضمن روشنگرى مشروعیت حکومت اسلامى و ثابت کـردن ایـن کـه حـقیقت دین، جز با اجراى حکومت دینى غیر قابل نمود و ظهور است، حـکـومت دینى را از جهان آرمانى به عینیت جامعه آورد و بار دیگر، مدینه آرمانى اسـلام، در بـرگـیرنده شهر عقل و شهر عدل و شهر عشق، امکان ظهور و نمود یافت و تـوجـه مـسلمانان از الگوهاى مهلک غرب و شرق و زندگیهاى ماشینى و مصرفى به سمت اسلام و نظام اسلامى مصروف شد.
شـیـعـه که خاطره نظام عدل را هرگز از یاد نبرده بود، با اعتقاد راسخ به غـیـبـت ولى الله الاعظم (عج)، در طول بیش از ده قرن، این خاطره را دنبال کرد و براى تـبـیـیـن مـبانى آن در عصر غیبت، سختیها کشید و در قالب گزاره ها و مقوله هاى کـلامـى چـون: مـسـاله ولایت، خلافت و غیبت امام ومقوله هاى فقهى، چون: دولت ستم، پـذیرش ولایت از سوى ستمکار، دولت عدل و ولایت فقیه، به بحث و مداقه در آن زمینه نـشست، فقیهان برجسته اى از جمله مقدس اردبیلى و شیخ جعفرکاشف الغطاء و ملااحمد نـراقـى در سـده هاى اخیر آن را در آثار خود مطرح کردند و امام خمینى آن را به کمال رساند.
امام خمینى، بحث از حکومت اسلامى را دنبال کرد، با این تـفـاوت کـه امـام ولایـت فقیه را از مباحث فقهى بیرون آورد و آن را در جایگاه اصـلـى خـود، یعنى علم کلام قرار داد. امام روشن کرد که ولایت فقیه در تفکر کلامى شـیـعـه، دنباله امامت است و بحث امامت و ولایت، از اصول عقاید امامیه شمرده مى شـود، از ایـن روى نـمـى تواند

Leave a Reply