طلبد تبلیغات و افکار عمومی دو عامل مؤثر در دیپلماسی به شمار میآیند . در حال حاضر رابطه تنگاتنگی بین دیپلماسی و مطبوعات و رسانه های جمعی به وجود آمده .
دسترسی وسیع اقشار مختلف مردم به انواع اطلاعات از طریق رسانه های ماهواره ای و شبکه های رایانه ای ، محیط اجتماعی – سیاسی را سیال نموده و پویایی و شفافیت را در ادبیات سیاسی قرن بیست و یک وارد ساخته است .(شفیعی،1389 ، 10-1)

مبحث دوم:شرایط برقراری روابط دیپلماتیک
اصل اساسی در حقوق بین الملل عمومی اینگونه است : دو دولت زمانی می تواند باهم روابط دیپلماتیک برقرار کند که در آن خصوص توافق نموده باشند. زیرا فرض بر این است که اکثریت دولتها واحد های مستقل و شناخته شده اند و هم در سیستم حقوق بین الملل موجود دارای حقوق و تکالیف مساوی و مشابه هستند و علی الاصول این دولت که شخصیت حقوق بین المللی دارند صلاحیت تام و کامل در بر قراری یا قطع و یا تغییر روابط بین المللی خود با واحد های مستقل دیگر دارد. مگر آنچه که به موجب قواعد و مقررات حقوق بین الملل یا عهد نامه ها ممنوع شده باشد. www.daneshju.ir/forum/sitemap/t-25421.html))

از سوی دیگر آنچه که در بر قراری روابط دیپلماتیک میان دو کشور مورد توجه است این است که روابط فقط بین دولت هایی میتوان برقرار شود که شرایط حقوقی لازم را داشته باشد و در مورد روابط دیپلماتیک این شرایط محدود به شناخت رسمی هردو دولت و توافق بین آنها و احراز وجود رابطه با اعزام نماینده از طرف نزد طرف دیگر یا متقابلا از سوی هر دو طرف است. از این رو شرایط برقراری روابط دیپلماتیک را می توان اینگونه یان کرد.
1- دوطرف رابطه دیپلماتیک دولت باشند
به استثنای عهدنامه وین 1815 که مربوط به طبقه و ردیف ماموران دیپلماتیک است و در آن ذکری از دولت نشده حقوق بین الملل جدید و عهدنامه های بعد از 1815 همه دولت ها را طرف روابط دیپلماتیک قید کرده اند و حقوق بین الملل سنتی نیز عملا این روابط را بین دولت ها به رسمیت می شناخت از این رو می توان نتیجه گرفت که واحد های سیاسی و ملی که صفت دولت بر آنها اطلاق نشود نمی توانند طرف رابطه دیپلماتیک باشند.
2- شناسایی دولت
در جامعه بین الملل وقتی دولتی به وجود می آید نمی تواند خود به خود از حقوق دیپلماتیک و روابط دیپلماتیک با دیگر دولت ها برخودار شود مگر آنکه قبلا دولت های دیگر موجودیت آن را به رسمیت بشناسد و شناسایی یک دولت جدید برای سایر دولت ها یک وظیفه نیست و عملا نمی توان دولت ها را مجبور به تقاضای شناسایی و یا قبول آن کرد. البته باید گفت که برای دولت تازه تاسیس شده عملا شناسایی سایر دولت ها بسیار لازم و این لزوم ناشی از احتیاج است زیرا هیچ دولتی نمی تواند در انزوا زیست کند و از ارتباط با سایر دول کاملا بی نیاز باشد. به همین جهت همیشه دولت های تازه تاسیس نیازمند شناسایی از طرف دول دیگر هستند و اولین قدم آنها در زمینه بین المللی این است که هرچه زود تر از طرف هرچه بیشتر دولت های دیگر شناخته شود. بنا براین شناسایی پس از موجویت یافتن دولت شرط اساسی برقراری روابط دیپلماتیک است و شناسایی بدین مفهوم است که دولت های دیگر وجود یک دولت را که تازه تاسیس شده یا تغییر رژیم یافته به رسمیت بشناسد. ذکر این نکته نیز ضروری است که شناسایی به هر شکلی که باشد اعلام وجود دولت چدید را می کند نه اینکه صفت دولت بودن را بدهد به عبارت دیگر شناسایی از جهت حقوقی چیزی به دولتی که تشکیل شده و تاسیس یافته نمی دهد و اگر هیئتی ادعای ایجاد دولت جدیدی بکند ولی یکی از عوامل تشکیل دهنده آن را نداشته باشد شناسایی یک یا چند دولت دیگر آن را تکمیل نمی کند . شناسایی به هر شکلی که باشد بین دولت شناخته شده و دولت شناسایی کننده ایجاد رابطه ای میکند که بخودی خود آثاری دارد مثل اعتبار بخشیدن به پاسپورت اتباع طرف دیگر بدون اینکه الزاما نمایندگی دیپلماتیک نزد هم بفرستند.که این در مورد دولتی است که تازه تاسیس شده ولی در مورد دولت هایی که قبلا وجود داشته و شناخته شده بودند ولی به علت تغییر رژیم باید از طرف دولت دیگر شناخته شوند تا مجددا روابط داشته باشند شناسایی تغییر عملی در وضع بین آنها ایجاد نمی کند و از سوی دیگر باید گفت که شناسایی فقط بین دولت شناسایی کننده و دولت شناخته شده رابطه ایجاد میکند و نه دولت های دیگر.
3- توافق در بر قراری روابط دیپلماتیک
پس از شناسایی دولت ها دولت جدید حق تاسیس نمایندگی دیپلماتیک نزد دولت دیگر و قبول نمایندگی یک دولت دیگر را در کشور خود دارا می شود. ولی سئوال این است که آیا این حق وظیفه ای را ایجاب میکند؟ یعنی دو دولت پس از اینکه باهم به وسیله شناسایی رابطه پیدا کردند ملزم هستند که نزد هم نمایندگی دیپلماتیک تاسیس کنند و یا نمایندگی دیپلماتیک دولت دیگر را بپذیرند؟ ویا استفاده از این حق اختیاری است؟
درپاسخ باید گفت که عدم الزام دولت جدید به قبول نمایندگی دیپلماتیک دولتهایی که آن را شناخته اند منطقی است زیرا اصولا شناسایی و تاسیس نمایندگی دو امر کاملا متمایز اند و آثار و نایج شناسایی حتما وابسته به تاسیس نمایندگی نیست. امروزه بسیاری از دول یکدیگر را به رسمیت شناخته اند ولی نزد هم نمایندگی دیپلماتیک ندارند و از این حیث به روابط آنها خلل وارد نمی شود. اما اینجا سئوالی ممکن اس پیش آید و آن این است که آیا الزامی از سوی دولت دیگر به پذیرش نمایندگی دیپلماتیک دولت جدید و تازه شناخته شده وجود دارد یا خیر؟
در این زمینه مباحث و نظریات فراوانی از سوی حقوقدانان ابراز گردید تا اینکه در نهایت ماده (2) عهدنامه سال 1961 وین چنین مقرر داشت که : برقراری روابط دیپلماتیک بین دولت ها و اعزام نمایندگی دیپلماتیک با رضایت و توافق متقابل است.(هاشمی،1388 ،3-1 )

مطلب مشابه :  پایان نامه حقوق در مورد :میثاق بین المللی

مبحث سوم:ارکان روابط دیپلماتیک

نمایندگان دولت :
-رئیس دولت
-وزیر امور خارجه
اعضای دیپلماتیک
رؤساس مأموریت: 1- سفیر2-وزیر مختار3- کاردار

– اعضاء و کارمندان دیپلماتیک 1- اعضای دیپلماتیک – وزیر مختار رایزن
2- کارمندان اداری – رایزن3- مستخدمین جزء – دبیر اول- دبیر دوم- دبیر سوم- وابسته ( اتشه)
– در نظام بین الملل دولت ها بازیگر هستند و دولت ها مهمترین بازیگر هستند که شخصیت حقوقی دارند و اشخاص حقیقی باید تمثیل کنند.
از آنجائیکه در جامعه بین المللی دولت ها به عنوان شخصیت های حقوقی دارای روابط متنوعی با یکدیگر هستند مجبور اند تا اشخاص حقیقی بنام آنها روابط مابین شان را اداره نماید و این اشخاص در جامعه بین المللی نماینده و معرف دولت خود می باشند.
اولین و عالیترین شخص که معرف و نماینده دولت است رئیس دولت یا رئیس کشور میباشد. و بعد از او وزیر امور خارجه قرار میگیرد.
از سوی دیگر ماموران دیپلماتیک مانند سفراء و سایر مامورین دیپلماتیک از طرف و بنام اشخاص فوق انجام وظیفه مینمایند. بنا بر این ، در روابط خارجی هر دولت دو گروه انجام وظیفه می نمایند:
1- نمایندگان دولت
2- مامورین دیپلماتیک
که برای هر کدام قواعد و احکامی وجود دارد.
بند الف)نمایندگان دولت
الف: رئیس دولت
رئیس دولت یا رئیس کشور اولین و عالیترین شخصی است که در جامعه بین الملل معرف و نماینده یک دولت شناخته می شود و مهم نیست که رئیس دولت پادشاه باشد و یا غیر آن و هم چنین اهمیتی ندارد که مقام او موروثی باشد یا بر اساس انتخابات بدست آمده باشد. و تنها کافی است که او طبق قانون اساسی یا عملا در سمت ریاست دولت قرار گرفته و به این عنوان از طرف دولت های دیگر شناخته شده باشد.
1- حق محافظت
نتیجه این حق تکلیفی است برای دولتی که رئیس یک دولت خارجی در سرزمین آن سفر میکند. چون دولت ها از حیث حقوقی کاملا مساوی هستند. بدین لحاظ تفاوتی بین پادشاه با رئیس جمهور و یا غیر آن نیست و همگی باید تحت محافظت و مراقبت دولت میزبان باشند به طوریکه امنیت جانی و مالی آنها محفوظ بماند. ذکر این نکته نیز ضروری است که این وظیفه دولت در حفاظت رؤسای دولت هائیکه خلع شده اند و یا مستعفی گردیده اند و یا اگر انتخابی باشند و دیگر انتخاب نشده اند این وظیفه در انجامش اجباری نیست ولی معمولا در باره این اشخاص نیز دولت ها خود را اخلاقا مکلف میدانند ( البته نه بطور رسمی و علنی بلکه بطور غیر مشهود ) که مراقب امنیت آنان باشند.
2- حق معافیت و مصونیت قضایی
یکی از حقوق دیگر رؤسای دولت ها معافیت از مالیات و عوارض در کشوریست که سفر می کند. این حق ناشی از نزاکت بین الملل عنوان شده و نه از قواعد حقوقی و به همین دلیل تمام کشورها در این خصوص یک سان عمل نمی کنند. در کنار این در باره مصونیت رئیس کشور خارجی از تعقیب در مقابل دادگاههای حقوقی رویه های مختلفی وجود دارد و تمامی کشور ها در این خصوص نیز بطور یکسان اقدام نمی نمایند. و در پایان باید گفت که رئیس یک دولت در خاک یک کشور خارجی وقتی این مصونیت ها و امتیازات را از دست می دهد که خود یا شخصا از آنها صرف نظر کند و یا به نحوی سمت و مقام خود را از دست دهد. www.daneshju.ir/forum/sitemap/t25421.html))
بند ب)ماموران دیپلماتیک
1- رئیس ماموریت
رؤسای مامورت از حیث اهمیت مقام به ترتیب در یکی از طبقات زیر قرار میگیرند.
طبقه اول: سفیر که بالاترین درجه و مقام ماموریت دیپلماتیک است.
طبقه دوم: فرستاده یا وزیر مختار
طبقه سوم: کاردار یا شارژدافر
طبقه اول و دوم نزد رئیس کشور پذیرنده مامورند و طبقه سوم نزد وزارت امور خارجه کشور پذیرنده.
1و2- سفیر و وزیر مختار
سفیر و در درجه پائینتر وزیر مختار به عنوان رئیس ماموریت به ترتیب بالاترین مقام دیپلماتیک هستند و در گذشته کشور های بزرگ نزد یکدیگر سفیر ولی نزد کشورهای کوچک یا کم اهمیت وزیر مختار می فرستادند.
تفاوت این دو از این جهت است که با وجود تساوی حقوق دولت ها و تساوی مزایای رؤسای ماموریت های دیپلماتیک مابین این دو ولی از نظر تشریفات و تقدم و تاخر یا برخی احترامات دیگر دریک ردیف نیستند. ولی باید گفت که امروز از وزیر مختار مستقل جز عنوان چیزی نمانده و یک درجه دیپلماتیک است که در بعضی موارد به نفر دوم بعد از سفیر در یک سفارت خانه میدهند. خواه به ملاحظه درجه و مقام شخص اشغال کننده آن مقام در کشور خود و خواه بدلیل اهمیت خاصی که به یکی از وظایف سفارت در آن کشور داده می شود. بدین جهت ممکن است گاهی در یک سفارت بعد از سفیر یک یا دو وزیر مختار برای اداره بعضی فعالیت های مهم دیپلماتیک مامور گردند.
3- کاردار یا شارژدافر

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه حقوق با موضوع حقوق مدنی و سیاسی

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

یک کاردار اصولا موقتی است و در موقعی است که رئیس ماموریت ( سفیر یا وزیر مختار ) به جهاتی در محل ماموریت خود نباشد. این دلیل ممکن است مرخصی یا مراجعت سفیر به کشور خود برای مشاوره با وزارت امور خارجه کشور خود یا دادن گزارش و یا در فاصله زمان بین عزیمت رئیس ماموری که احضار شده و ورود رئیس ماموریت جدید باشد. در این مواقع رئیس ماموریتی که به هریک از دلایل فوق محل ماموریت خود را ترک میکند باید یکی از اعضای دیپلمات سفارت را به سمت کاردار که اداره امور دیپلماتیک سفارت به عهده او خواهد بود به وزارت امور خارجه کشور پذیرنده معرفی کند. کاردار از زمان تصدی تا موقعیکه رئیس ماموریت مراجعت کند یا سفیر جدید وارد شود رئیس ماموریت تلقی می گردد و از کلیه مصونیت ها و مزایای رئیس ماموریت بعد از وزاری مختار قرار میگیرد.
ذکر این نکته نیز ضروری است که دولت هایی که نزد دولت دیگر نمایندگی دیپلماتیک دارند آن ماموریت را برای مدت طولانی بدون رئیس نمی گذارند. زیرا این ترتیب خلاف نزاکت و مغایر روابط دوستی دو کشور تلقی میشود مگر آنکه ضروریات موجه موجود باشد. اما گاه اتفاق می افتد که بین دو کشور کدورتی حاصل میشود که یکی از دو طرف برای اعتراض یا نمایاندن رنجش خود سفیر خود را احضار می کند و سفارت خود را با کاردار برای

Leave a Reply