2-59 پنج قاعده برای ایجاد ارتباط سازنده و مؤثر در زندگی زناشویی:
رعایت این قواعد کمک می کند که افراد با شریک زندگی خود رابطه ای صریح و شفاف و صادقانه برقرارکند .
قاعده اول: افکار و احساسات خود را با استفاده از ضمیر من بیان کنید .
قاعده دوم: درباره ویژگی شخصیتی فرد مقابل کلی گویی نکنید .
مثلاً شما بی ملاحظه هستید، شما تنبل هستید، شما مشکلات زندگی را نادیده می گیرد، در عوض بر رفتارها و اعمال خاص او تأکید کنید. مثلاً من می خواهم در کارهای خانه کمک کنید یا به بچه ها در درس خواندن کمک کنید، می خواهم به موقع به خانه بیایید.
قاعده سوم: از مطلق جلوه دادن امور با استفاده از کلماتی مانند هرگز، همیشه بپرهیزید. مثل شما همیشه مشکلات را نادیده می گیرید، شما هیچ وقت کمک نمی کنید.در مقابل سعی کنید نگرش مثبت ایجاد کنید: از توجه کردنت به مشکلات زندگی ممنونم، از کمک کردنت در حل مشکلات زندگی ممنونم .
قاعده چهارم: از زمانبندی مناسب استفاده کنید سعی کنید بلافاصله پس از آنکه فرد مقابل رفتاری را انجام داد نسبت به او واکنش نشان دهید و اگر فرصت پاسخ فوری را از دست دادید صبر کنید تا در فرصت مناسبی واکنش مثبت یا منفی خود را نشان دهید .
قاعده پنجم :سعی کنید سازنده و راهگشا باشید. وقتی به فرد مقابل می گویید از چیزی خوشتان نمی آید این را هم بگویید که از چه چیزهایی خوشتان می آید (ال ،1999. ترجمه. محمد خانی، 1389) .
2-57 مراحل روش حل مشکل از طریق مشارکت :
جان دیویی، یکی از بزرگترین فلاسفه آمریکایی اظهار داشت که فلسفه باید از (ابزار حل و فصل مشکلات فلاسفه) بودن فاصله بگیرد و به جای آن به روشی، پرورده ی دست فلاسفه، برای حل مسائل عامه مردم تبدیل شود. (دیوئی، 1917 ) توماس گوردن روانشناس، مطالب مفیدی درباره بکار بستن قوانین منطق که جان دیوئی به آن تاکید کرده بود. برای حل مسائل بین فردی نوشته است (بولتون، 1995. ترجمه. سهرابی، 1388) .
1 – مشکلات را در قالب نیازها تعریف کنید نه راه حل .
2 – از طریق سیال سازی ذهنی، راه حل های ممکن را بررسی کنید .
3 – راه حلی را انتخاب کنید که نیازهای هر دو طرف را به بهترین وجه برآورده می کند و پیامد های احتمالی را کنترل می نماید .
4 – در مورد این که چه کسی، چه کاری را، در کجا و چه موقع، باید انجام دهد برنامه ریزی کنید .
5 – نقشه را اجرا کنید .
6 – فرآیند حل مساله را ارزیابی کنید، و کمی بعد بررسی کنید و ببینید که این راه حل، چقدر خوب ازکار درآمده است .
حل مساله اشتراکی در بین خانواده، مستلزم استفاده از مهارتهای گوش کردن، مهارتهای کلامی و روش حل تعارض است. علاوه بر این لازم است که، این روش حل مساله را که به دلیل توالی منطقی آن بسیار آسان هم است در ک کنید. اقدامات مقدماتی که پیش از شروع اولین مرحله فرآیند فوق صورت می گیرد، معمولاً از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. چناچه فرآیند حل مساله مؤثر واقع نشود مجدداً کنترل کنید تا مطمئن شوید به دام تله هایی که از موانع رایج در تاثیر این روش هستند، گرفتار نشده اید. به دنبال اهداف مخفی بگردید و یا فرآیند را دوباره از نو به جریان بیندازید. این روش کاربردهای زیادی در خانه مدرسه و محل کار دارد. همان طور که جرج پرینس می گوید: زمانی که استعداد خلاق خود را در حل مساله شکست خورده می یابید، کیفیت رااز زندگی خود می گیرید(بولتون، 1995.ترجمه .سهرابی ،1388).

مطلب مشابه :  نوروفیدبک در درمان اختلال نقص توجه – پیش فعالی

2-58 راهبردهای کنار آمدن با مشکلات زناشویی :
1 – مذاکره 2 – مقایسه خوش بینانه 3- نادیده گرفتن 4 – کناره گیری

1 – مذاکره و گفتگو: باهم نشستن و صحبت کردن درباره مشکلات و رسیدن به توافقی منصفانه .
2 – مقایسه خوش بینانه: قدر روابط زناشویی خود را در مقایسه با دیگران دانستن و متقاعد ساختن خود مبنی بر اینکه تعارض و نصاد مساله مهمی نیست و کم برآورد کردن میزان ناراحت کننده بودن مسایل .
3 – کناره گیری: نارضایتی و ناخشنودی را در خود نگه داشتن و مشکلات خود را با همسر خود درمیان نگذاشتن (ال، 1944. ترجمه. محمد خانی، 1388) .
نادیده گرفتن و کناره گیری روشهای مؤثری برای حل اختلاف های زناشویی نیستند. افرادی که از این دو راهبرد استفاده می کنند ناراحتی و رنج بیشتری می برند و بندرت می توانند مشکلات زناشویی خود را حل کنند. این برون ریزی هیجانی، درگیر نشدن و کناره گیری منجر می شود افراد رفتارهای نا بهنجار اجتماعی مانند استفاده از الکل و مصرف مواد را از خود نشان دهند ( پتاسیک و داگ ، 1995) .
برعکس مهارتهای فعالانه مذاکره و مقایسه خوش بینانه هر دو در حل مشکلات زناشویی سودمند هستند. مذاکره مستلزم مهارت، شکیبایی و همکاری و مشارکت هر دوطرف است .
یکی از راه های خوب برای پذیرش فعالانه مسئولیت در یک رابطه، درک همدلی وپی بردن به ارزش آن است .سه نوع همدلی در ایجاد حس نزدیکی در یک رابطه مهم است: درک دیدگاه فرد، نگرانی و توجه همدلانه و همدردی. (دیویس واتاوت ، 1987) .