عوامل مؤثر بر از بین رفتن روابط عاطفی و زناشویی (طلاق عاطفی)

2-53 عوامل مؤثر بر از بین رفتن روابط عاطفی و زناشویی :(مراحل چهار گانه مرگ عاطفی )
مخالفت :در هر نوع رابطه ای که میان دو انسان شکل می گیرد همیشه درجه ای از مخالفت وجود دارد و تضاد های فکری و رفتاری جزئی طبیعی از روابط میان فردی ما را تشکیل می دهند. اما مخالفت می تواند درجات مختلفی داشته باشد. مخالفت پنهان در برابر مخالفت آشکار. صحنه ای را در نظر بگیرید که در یک مهمانی خانوادگی بزرگ نشسته اید و همسر شما در حال تعریف خاطره ای از شما می باشد که اصلاً دوست ندارید دیگران چیزی درباره آن بدانند، چندمین بار است که همسرتان این داستان را با آب و تاب تعریف می کند. شما شروع به خود خوری می کنید یا طوری به وی نگاه می کنید که بفهمد مایل به تعریف داستان وی نیستید. این درجه خفیفی از مخالفت است دربرابر اینکه شما با صدای بلند وی را از گفتن داستان منع کنید. راه دیگری وجود دارد سعی می کنید خود را آدم متمدنی نشان بدهید که این موضوعات کوچک برایش مهم نیست و از طرح شدن آنها در جمع حتی لذت می برید. بیشتر مردم مخالفت های خود را به بهانه بد جلوه کردن در نظر دیگران ابراز نمی کنند و تظاهر می کنند که چنین احساسی ندارند. آنچه در این گونه موارد افراد به خود می گویند این است: این مساله بزرگی نیست، این قدر ایراد گیر نباش، هیچکس کامل نیست، فراموش کن چرا دردسر درست می کنی .در زمینه عاطفی در زندگی زناشویی این مساله مخالفت به کرات اتفاق می افتد. زیرا تعداد تعاملات میان فردی زوجین خیلی زیادتر از دیگر روابط است و به همین نسبت احتمال بروز اختلاف میان آنها بیشتر است. اگر مخالفت های کوچک خود را بیان نکنید و با توجه به تعداد موارد پیش آمده از خیر مطرح کردن آنها بگذرید، این مخالفت های کوچک جمع شده کم کم به علامت هشدار دهنده بعدی یعنی رنجش و عصبانیت تبدیل می شود. حال کمی به زندگی با شریک عاطفی خود فکر کنید. اتفاقات هفته گذشته را مرور کنید و مواردی را که با همسرتان در زمینه آنها اختلاف داشتید به یاد آورید. طرز برخورد شما با این اختلافات چگونه بوده است ؟ طرز برخورد شما با این مخالفتها در وهله اول شاخص خوبی برای سلامتی ازدواج شما می باشد (گری ، 2009. ترجمه.گنجوی،1388) .
رنجش و عصبانیت :عصبانیت و رنجش نوع شدیدتر مخالفت هایی است که روی هم جمع شده اند و به صورت احساس تنفر موقتی ابراز می شود. در این مرحله شما فرد مقابل را سرزنش و ملامت می کنید و فرد مقابل هم عکس العمل نشان می دهد و شما را مورد حمله قرار می دهد. خیلی مواقع که سر موضوع کوچک و بی ربطی دعوای بزرگی راه می افتد علت آن را باید در جایی دیگر و موضوع دیگر جستجو کرد. ازاثرات رنجش و عصبانیت می توان به جدایی عاطفی موقت بین شرکای عاطفی اشاره کرد. عصبانیت با فشار روحی زیاد همراه است و انرژی زیادی از شما می گیرد. اگر رنجش و عصبانیت، مدام تکرار شود شما مقام جلوگیرنده آن، با به درون ریختن اینعصبانیت و رنجش و انرژی منفی بسیار در درونتان پا به مرحله سوم می گذارید (گری، 2009 .ترجمه.گنجوی،1388) .
عدم پذیرش و طرد :بعداز یک دعوای مفصل، در را به هم می کوبید و از منزل خارج می شوید درحالی که احساس یاس و پوچی سرتاسر وجودتان را فرا گرفته است. این درحالی است که از جارو جنجال و دعوا هم خسته اید و منزل را برای رسیدن به آرامش ترک کرده اید، در حقیقت از همسر خود فرار کرده اید. این مرحله ممکن است به صورت دیگر و در درون منزل اتفاق بیافتد، شما در منزل و در زیر یک سقف هستید ولی به یکدیگر بی اعتنایی می کنید و یکدیگر را مورد بی توجهی قرار می دهید، در واقع وی را هم از دیده و هم از دل بیرون می کنید. این مرحله می تواند یک ساعت به طول بیانجامد. ولی تا چند روز و چند هفته می تواند طول بکشد. بیشتر جدایی ها و طلاق ها در این مرحله اتفاق می افتد. این دوره بحرانی ترین دوره اختلافات در حقیقت زمان به زانو در آوردن آخرین تلاشهای عاطفی طرفین برای بقای زندگی مشترکشان می باشد، در طرد و عدم پذیرش آنقدر فشار روحی و تنش زیاد می شود که فرد برای خود فضایی و آرام طلب می کند و اینگونه از زندگی زناشویی خود عقب نشینی کرده، میدان مبارزات را ترک می کند در حالی که پیوند های عاطفیش آخرین نفس ها را می کشد. اما طرد و عدم پذیرش هم می تواند لاینحل باقی بماند و با تکرار و انباشت در طول یک دوره زمانی، شما را به مرحله نهایی گسست عاطفی تان سوق دهد (گری، 2009 .ترجمه.گنجوی،1388)
سرکوب :نوعی احساس کرفی و بی حس است .شما دیگر احساسات منفی خود را حس نمی کنید اما در مقابل بهای بزرگی می پردازید ودیگر احساسات خود را درک و لمس نخواهید کرد. شما از نظر عاطفی فلج شده اید و تا پایان عمر، یکنواخت و بی احساس به نمایش کسالت بار زندگی خود ادامه می دهید. ماسکی از لبخند و احترامات ساختگی را به چهره می زنید و دیگر شور و نشاط سابق را ندارید. زندگی تان قابل پیش بینی و کسل کننده می شود و خستگی مزمن جسمی به سراغتان می آید .آنچه این مرحله را فاجعه آمیز می کند نوع رابطه ای است که بین زوجین وجود دارد. به این ترتیب که همه چیز خوب و مرتب به نظر می رسد و طرفین ظاهر زندگی خوبی در کنار یکدیگر دارند اما در واقع بسیاری از استعدادها و مهارتهای عاطفی خود را فراموش کرده اند و به یک نیمه مرده ماشینی تبدیل شده اند که زندگی محدود و بی طراوتی را دنبال می کند و جالب این است که در این مرحله خود فرد هم احساس می کند خوشبخت است و زندگی خوبی دارد، غافل از اینکه بسیاری از قسمت های وجودش در حالت نیمه خاموش به سر می برد. هر دو طرف
در این مرحله یاد گرفته اند چه انتظاراتی داشته باشند و چه انتظاراتی نداشته باشند (گری، 2009 .ترجمه.گنجوی،1388) .

2-54 سلامت هیجان و رضایت زناشویی:
نتایج بررسی های گذشته در مورد اثر سلامت هیجانی بر روابط زناشویی همواره نشان داده است افرادی که مشکلات هیجانی مانند افسردگی، اضطراب، استرس، را داشته اند نارضایتی بیشتری از ازدواج خود گزارش کرده اند (تامپسون، وینفین، بلین ، 1995 ) .
افرادی که افسرده، ناراحتی و غمی دارند گرایش کمتری به استفاده از روش های حل مساله کارآمد دارند.بیشتر از زوجهایی که ناراحتی و غمی ندارند رفتارهای مخرب را پیشه خود می سازند، معمولا ً روابط خود را منفی و ارزشیابی کرده و کمتر با اظهارات یکدیگر موافقت می کنند (کانن و همکاران، 1985 ) .
با این وجود می توان گفت که بسته به جنسیت افراد افسرده علائم افسردگی رابطه متفاوتی با رضایتمندی زناشویی دارد. تفاوت های مربوط به جنسیت ممکن است بدین دلیل باشد که میزان افسردگی در زنان دارای مشکل رضایتمندی زناشویی نظیر ناتوانی در برقراری صمیمی و اختلافات زناشویی، رابطه قوی تری وجود دارد (تامپسون و همکاران، 1995 ) .

2-55 حل مشکل مشارکت آمیز:
رویکردحل مساله مشارکت آمیز،آزادی ذهنی رابرای هردوطرف ممکن می سازد.

2-56 حل مساله اشتراکی، چهار جانشین بسیار رایج دارد:
انکار، اجتناب ، تسلیم ، و سلطه گری. ( بولتون، 1995. ترجمه ازسهرابی، 1388).
از هریک از این راه ها می توان به شکلی مناسب استفاده کرد اما استفاده مکرر از هریک از آنها منجر به پیامدهای منفی قابل پیش بینی خواهد شد .
انکار :تعارف برای برخی از افراد آن قدر هولناک است که ترجیح می دهند هرگونه مشکلات بین فردی را انکار کنند. آنان برای این مشکلات، هیچ کار دیگری جز انکار که شامل دور کردن مشکل از خودآگاهی می شود، ندارند. (مثال خانواده ای که دارای یک کودک عقب مانده ذهنی هستند و مادر به دلیل اینکه پذیرفتن این مشکل برایش سخت است این واقعیت را انکار می کند واز آمدن به خودآگاهی جلوگیری می کند.) وانکار مکرر، معمولاً مشکلات را دو چندان کرده و بیماری های روان تنی و سایر اختلالات روانی منجر می شود (ردین،1970).
اجتناب :برخی افراد، از تعارض میان نیاز های بین فردی آگاهند و به سادگی، هر آنچه در توان انجام می دهند، تا از روبرو شدن با این تعارض ها اجتناب کنند .
تسلیم: بسیاری از افراد و قتی با فردی برخورد می کنند، که نیازهای متضادی با نیازهای خودشان دارد، تسلیم می شوند و اغلب بدون هیچ مبارزه ای، عقب نشینی می کنند. آنان زندگی را بدون برآورده شدن نیازهایشان سپری می کنند. همانطور که برخی از والدین در تربیت فرزندان خود از شیوه ی سهل انگاری استفاده می کنند. این شیوه در هنگام کاربرد واقعی، ممکن است به تسلیم در برابر نیازهای کودک ( به رغم برآورده نشدن نیازهای مشروع خود فرد ) بینجامد .روانشناسی درباره ی خطرات سهل انگاری به گروهی از والدین گفت: اگر می خواهید ازکودک خود متنفر شوید، فقط بگذارید او همیشه ببرد، این یک فرمول مطمئن است ( بولتون، 1995. ترجمه ازسهرابی، 1388).
سلطه گری :یکی دیگر از شیوه های حل مساله، سلطه گری تحمیل راه حل خود با دیگران است. فردی که بر تصمیم گیری مسلط می شود، راه حلی را پیشنهاد می کند که برای برآورده کردن نیاز های خود طراحی کرده است. ما دریافته ایم که این راه حل ها به ندرت به اندازه سایر راه حل ها، موجب رفع نیاز های فرد سلطه جو می شوند. فرد ممکن است به هدف خود دست پیدا کند اما رابطه بین خانواده آسیب می بیند (بولتون، 1995. ترجمه .سهرابی، 1388).

پنج قاعده برای ایجاد ارتباط سازنده و مؤثر در زندگی زناشویی:

2-59 پنج قاعده برای ایجاد ارتباط سازنده و مؤثر در زندگی زناشویی:
رعایت این قواعد کمک می کند که افراد با شریک زندگی خود رابطه ای صریح و شفاف و صادقانه برقرارکند .
قاعده اول: افکار و احساسات خود را با استفاده از ضمیر من بیان کنید .
قاعده دوم: درباره ویژگی شخصیتی فرد مقابل کلی گویی نکنید .
مثلاً شما بی ملاحظه هستید، شما تنبل هستید، شما مشکلات زندگی را نادیده می گیرد، در عوض بر رفتارها و اعمال خاص او تأکید کنید. مثلاً من می خواهم در کارهای خانه کمک کنید یا به بچه ها در درس خواندن کمک کنید، می خواهم به موقع به خانه بیایید.
قاعده سوم: از مطلق جلوه دادن امور با استفاده از کلماتی مانند هرگز، همیشه بپرهیزید. مثل شما همیشه مشکلات را نادیده می گیرید، شما هیچ وقت کمک نمی کنید.در مقابل سعی کنید نگرش مثبت ایجاد کنید: از توجه کردنت به مشکلات زندگی ممنونم، از کمک کردنت در حل مشکلات زندگی ممنونم .
قاعده چهارم: از زمانبندی مناسب استفاده کنید سعی کنید بلافاصله پس از آنکه فرد مقابل رفتاری را انجام داد نسبت به او واکنش نشان دهید و اگر فرصت پاسخ فوری را از دست دادید صبر کنید تا در فرصت مناسبی واکنش مثبت یا منفی خود را نشان دهید .
قاعده پنجم :سعی کنید سازنده و راهگشا باشید. وقتی به فرد مقابل می گویید از چیزی خوشتان نمی آید این را هم بگویید که از چه چیزهایی خوشتان می آید (ال ،1999. ترجمه. محمد خانی، 1389) .
2-57 مراحل روش حل مشکل از طریق مشارکت :
جان دیویی، یکی از بزرگترین فلاسفه آمریکایی اظهار داشت که فلسفه باید از (ابزار حل و فصل مشکلات فلاسفه) بودن فاصله بگیرد و به جای آن به روشی، پرورده ی دست فلاسفه، برای حل مسائل عامه مردم تبدیل شود. (دیوئی، 1917 ) توماس گوردن روانشناس، مطالب مفیدی درباره بکار بستن قوانین منطق که جان دیوئی به آن تاکید کرده بود. برای حل مسائل بین فردی نوشته است (بولتون، 1995. ترجمه. سهرابی، 1388) .
1 – مشکلات را در قالب نیازها تعریف کنید نه راه حل .
2 – از طریق سیال سازی ذهنی، راه حل های ممکن را بررسی کنید .
3 – راه حلی را انتخاب کنید که نیازهای هر دو طرف را به بهترین وجه برآورده می کند و پیامد های احتمالی را کنترل می نماید .
4 – در مورد این که چه کسی، چه کاری را، در کجا و چه موقع، باید انجام دهد برنامه ریزی کنید .
5 – نقشه را اجرا کنید .
6 – فرآیند حل مساله را ارزیابی کنید، و کمی بعد بررسی کنید و ببینید که این راه حل، چقدر خوب ازکار درآمده است .
حل مساله اشتراکی در بین خانواده، مستلزم استفاده از مهارتهای گوش کردن، مهارتهای کلامی و روش حل تعارض است. علاوه بر این لازم است که، این روش حل مساله را که به دلیل توالی منطقی آن بسیار آسان هم است در ک کنید. اقدامات مقدماتی که پیش از شروع اولین مرحله فرآیند فوق صورت می گیرد، معمولاً از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. چناچه فرآیند حل مساله مؤثر واقع نشود مجدداً کنترل کنید تا مطمئن شوید به دام تله هایی که از موانع رایج در تاثیر این روش هستند، گرفتار نشده اید. به دنبال اهداف مخفی بگردید و یا فرآیند را دوباره از نو به جریان بیندازید. این روش کاربردهای زیادی در خانه مدرسه و محل کار دارد. همان طور که جرج پرینس می گوید: زمانی که استعداد خلاق خود را در حل مساله شکست خورده می یابید، کیفیت رااز زندگی خود می گیرید(بولتون، 1995.ترجمه .سهرابی ،1388).

2-58 راهبردهای کنار آمدن با مشکلات زناشویی :
1 – مذاکره 2 – مقایسه خوش بینانه 3- نادیده گرفتن 4 – کناره گیری

1 – مذاکره و گفتگو: باهم نشستن و صحبت کردن درباره مشکلات و رسیدن به توافقی منصفانه .
2 – مقایسه خوش بینانه: قدر روابط زناشویی خود را در مقایسه با دیگران دانستن و متقاعد ساختن خود مبنی بر اینکه تعارض و نصاد مساله مهمی نیست و کم برآورد کردن میزان ناراحت کننده بودن مسایل .
3 – کناره گیری: نارضایتی و ناخشنودی را در خود نگه داشتن و مشکلات خود را با همسر خود درمیان نگذاشتن (ال، 1944. ترجمه. محمد خانی، 1388) .
نادیده گرفتن و کناره گیری روشهای مؤثری برای حل اختلاف های زناشویی نیستند. افرادی که از این دو راهبرد استفاده می کنند ناراحتی و رنج بیشتری می برند و بندرت می توانند مشکلات زناشویی خود را حل کنند. این برون ریزی هیجانی، درگیر نشدن و کناره گیری منجر می شود افراد رفتارهای نا بهنجار اجتماعی مانند استفاده از الکل و مصرف مواد را از خود نشان دهند ( پتاسیک و داگ ، 1995) .
برعکس مهارتهای فعالانه مذاکره و مقایسه خوش بینانه هر دو در حل مشکلات زناشویی سودمند هستند. مذاکره مستلزم مهارت، شکیبایی و همکاری و مشارکت هر دوطرف است .
یکی از راه های خوب برای پذیرش فعالانه مسئولیت در یک رابطه، درک همدلی وپی بردن به ارزش آن است .سه نوع همدلی در ایجاد حس نزدیکی در یک رابطه مهم است: درک دیدگاه فرد، نگرانی و توجه همدلانه و همدردی. (دیویس واتاوت ، 1987) .

روشهای بهبود روابط زناشویی

2-60 روشهای بهبود روابط زناشویی
– مهارت های ارتباطی آشکارا در مهارت های بیان و دریافت بسیاری از شکایت های متدوال زوج ها مانند عدم تفاهم، توجه ناکافی به یکدیگر، اشکال در گوش دادن و افزایش تعارض ارتباط دارد .مهارت های ارتباطی عبارتند از این که گوینده ابتدا افکار، احساسات و خواسته های خود را تشخیص می دهد. و بعد آنها را به شیوه ای مشخص و روشن از زبان خود، برای شخص مقابل بیان می کند. مهارت های دریافت عبارتند از: گوش دادن و توجه غیر کلامی، تایید و نقل بیان و سایر روشهای بیان، خوب گوش دادن و درک کردن این مهارتهای ارتباطی، سنگ زیربنای تکنیک های حل مساله در بین زوجین را تشکیل می دهد. تاکید اصلی در افزایش ارتباط این است که به زوجها کمک کند تا درک کنند. به طورکلی ارتباط یک سری از مهارت هایی است که می تواند یاد گرفته شود(عامری،1383)..
– انتخاب سبک های ارتباطی :هر حرفی که زده می شود، حاوی دو جزء است: آنچه گفته می شود (محتوا) و نحوه بیان آن (سبک) .هر دو جزء بر نحوه دریافت پیام تاثیر می گذارد. در عین حال افراد اغلب می اندیشند که صرفاً با تغییر محتوا، ماهیت گفت و گویشان را تغییر دهند. با این حال تغییر موضوع گفت و گو تأثیر دارد .پیام ها اکثراً با تغییر سبک (نحوه حرف زدن راجع به چیزی) تغییر می کند (عامری،1383)..
سبک کلامی و غیر کلامی یک پیام دستوری است. این سبک به دیگران می گوید که چطور پیام را درباره محتوا بگیرند. افراد به همان اندازه که به محتوا پاسخ می دهند به سبک نیز پاسخ می دهند. نتیجه گفت و شنود به طرز چشم گیری به سبک های حرف زدن و گوش دادن که در این فرآیند به کار می بندند، بستگی دارد و لذا متفاوت است. طرز حرف زدن و گوش دادن یا به فرآیند گفت و شنود کمک می کند یا محل آن است و سبکی که زن و شوهر به کار میگیرند نشان دهنده نگرش توجه آمیز یا غیرتوجه آمیز آنها به خود و همسر می باشند(عامری،1383).

2-61 بررسی رضایت زناشویی در مراحل مختلف زندگی :
نتیجه تحقیقات مازلو (1989) نشان می دهد که میزان رضایت زناشویی در مراحل مختلف زندگی زناشویی متفاوت است. مزلو در ابتدا مراحل را به شرح زیر تقسیم بندی کرده است :
1– آغاز خانواده 2– خانواده با کودکان زیر 2 سال 3– خانواده با کودکان پیش دبستانی 4– خانواده با کودکان دبستانی 5– خانواده با کودکان 13 سال تا 17 ساله 6– خانواده با فرزندانی که خانه را ترک می کنند 7– خانواده در سالهای میانه 8 – خانواده با مرگ یک همسر .
مازلو بیان می کند که مردها در دوره اول زندگی خانواده گی نسبت به زن ها کمترین رضایت را دارند. و این در حالی است که آنها در مرحله سوم دوره زندگی که کودکان پیش دبستانی هستند نیز در همان سطح رضایت هستند. زنها همیشه در سطح رضایت، کاهش نشان می دهند در حالی که مردها این چنین نیستند .پیوند های زناشویی بلند مدت و رضایت زناشویی در 156 زوج مورد مطالعه قرار گرفت یافته ها از این دیدگاه در روابط با پیوندهای قدیمی و طولانی تر حکایت می کرد در مقایسه با پیوند های زناشویی افراد میان سال، زوجهای قدیمی روابط سالم تری نشان می دادند در این مورد نیروی بالقوه کمتری برای برخورد و تعارض وجود دارد و اختلال سنی کمتری در منابع لذت بروز می دهد ( و گاتمن، 1985) .
نتیجه تحقیقات رولین و کانن (1974) و اسپانیز، نشان می دهد که تنش های مربوط به نقش های مربوط به نقشهای زناشویی پس از استقلال فرزندان نسبت به زمانی که آنها در خانواده حضور دارند کمتر شده است و زوجها از رفتار خود نسبت به یکدیگر شکایت دارند. وینیچ و همکاران معتقدند که زنها یک کاهش قابل توجهی در رضایت کلی زناشویی و سطح بالایی از احساسات منفی نسبت به تعاملات زناشویی در مرحله تولد و تربیت بچه ها تا زمان ترک خانه دارند. این اطلاعات نشان می دهد که ازدواج معنی مختلفی برای زن و شوهر دارد و اینکه وقایع بسیار متفاوتی داخل یا خارج از رابطه زناشویی و یا خانواده رضایت زناشویی زن و مرد راتحت تاثیرقرار می دهد (عامری،1383).

رویکردهای زوج درمانی برای بهتر شدن روابط زناشویی:

زوج درمانی خود نظم بخشی: این رویکرد کاربرد نظریه خود کنترلی رفتاری مشکلات در ارتباط است. تاکید این رویکرد بر این است که به زوجین آشفته کمک کند تا صلاحیت های بیشتری را برای تغییر الگوهای مشکل آفرین رفتاری، شناختی، عاطفی به دست آورده و به وسیله این کار رابطه خود را تقویت کنند. در این رویکرد تلاش برای ارائه یک چهارچوب یکپارچه نظری است. روش های مورد استفادهدراین رویکرد بر مبنای مشکلات ارتباطی تدوین شده اند یعنی هدف تغییر الگوهای رفتاری – شناختی – عاطفی است که با مشکلات ارتباطی در پیوند است. (هالفورد ،1999. ترجمه، تبریزی و همکاران ،1384). .
زوج درمانی ارتباطی :این رویکرد با هدف افزایش توانایی زوجین برای گفتگویی مشارکتی و تعیین انواع راهبردهای مؤثر ارتباطی که زوجین را به شناخت و حل مشکلات برساند و همچنین مشارکت دادن زوجین با یکدیگر برای حل مشکلات انجام می شود. فرض اساسی این رویکردها این است که ارتباط بهتر میان زوجین و تعاملات صمیمانه را گسترش داده و موجب کاهش تعارضات میان آنها شود (پیتا ،2001) .
زوج درمانی فمینیستی :اساس این رویکرد بان می کند که وجود تفاوت ها در قدرت موجب تفاوت در رشد شخصی و اجتماعی افراد می شود بنابراین مسائل مراجعان بیشتر ناشی از پیامها محدودیت های بیرونی است تا درونی. اهداف این رویکرد آگاهی دادن در زمینه فرآیند های اجتماعی، نقش جنسیتی، تشخیص پیامد ها یا عقاید درونی شده، گسترش و رشد زنجیره تکاملی از رفتارهای آزادانه انتخاب شده یا غیر تحمیلی، ایجاد تعامل وابستگی و استقلال در روابط و پژوهش طیف وسیعی از مهارت های زندگی، می باشد .زوج درمانی فمینیستی وجود تعارضات را ناشی از عدم آگاهی زوجین نسبت به نقش و انتظاراتی می داند که از الگوهای پیشین نشأت می گیرد بنابراین هدف درمانگرانتقال این انتظارات به حوزه آگاهی زوجین است.زوج درمانی فمینیستی مانندیک مترجم زبان میان زوجین قرار می گیرد و به آنها کمک می کند که تا دنیای ذهنی یکدیگر،‌نقش جنسی اجتماعی شده، انتظارات مربوط به ارتباط و زبان یکدیگر را درک کنند (نانت ، 2005) .
زوج درمانی راه حل مدار: این رویکرد یکی از پرطرفدارترین رویکرد کنونی است که علت اصلی آن تاکید بر نگرش غیر آسیب شناسی به افراد، محدودیت های جلسات درمانی به ماهیت کاربردی عملی و سهولت یادگیری و فنون آن است. سرچشمه این رویکرد مدل درمانی کوتاه مدت موسسه تحقیقات ذهنی است .این رویکرد از تمرکز بر مشکلات اجتناب کرده و منحصراً بر راه حل ها تاکید می کند واین راه حل ها ممکن است نشانه هایی از تجارب قبلی فرد داشته باشد و یا اینکه در تجارب آینده او تحقق یابند ( چانگ ، 2005) .

موقعیتهای استرس زای روانی:

گرچه فشار رواین تا حد زیاد یک پاسخ شخص است، ولی بعضی موقعیتها تقریبا در همه افراد فشار روانی زیادی را موجب می شوند. این موقعیتها عبارتند از:

سوانح، یعنی رویدادهائی که تاثیر روان شناختی آنها مربوط است به آسیبهای بدنی شده و احتمال وقوع مرگ. کسانی که پس از سقوط هواپیما جان سالم به در برده اند حتی اگر از جراهاتی که بر آنها وارد شده است بهبود یابند، تجارب روانی ناگواری خواهند داشت، به طوری که می توان گفت: نجات از مرگ خود به خود ممکن است فشار آفرین باشد.
بلاهای طبیعی: ماند سیل و زلزله که ممکن است موجب از بین رفتن خانه، جان و اموال افراد گردد. این بلاها به دلیل آنکه شخص هیچ گونه کنترلی بر آنها ندارد خود به خود موجب فشار روانی شدید در افراد می گردد.
جنگهای نظامی: مانند نبرد: سربازان در میدان جنگ همواره در حال ترس و اضطراب اسیر شدن ، مردن ، ناقص العضو گردیدن به سر می برند و کمبود خواب، خستگی بدنی، جدائی از خانواده و علاقه به زندگی فشار روانی را در آنها افزایش می دهد. یکی از احساساتی که با اضطراب و افسردگی در آنان ملاحظه می شود، خشم است، خشمی انفجار آمیز توام با تنفر.
فشارهای روانی زودگذر: حوادث و بلاها مواردی هستند که بر فرد تحمیل می گردند. بعضی از بحرانهاو مشکلات هستند که گرچه زودگذرند، ولی در طول دوره زندگی و تحول شخصیت هر فرد رخ می نمایند. تولد و ورود به دنیای پیچیده و غالبا مغشوش ، ورود به مراکز آموزشی نخستین، سپری شدن دوران کودکی و رسیدن به دوره های نوجوانی، بزرگسالی و سالخوردگی هر کدام یک بحران محسوب می شود که می تواند به راه حلهای سازگارانه منتهی گردد.
فشارهای روانی زودگذر را می توان بدین ترتیب خلاصه کرد:

تولد، ارتباط با مادر و دنیای جدید، از شیر گرفتن.
ورود به موسسات خارج از منزل مانند مهد کودک و مدرسه.
بلوغ و تغییرات زیستی، روانی و اجتماعی همراه با آن.
تغییرات مهم آموزشی مانند ورود به دانشگاه.
اشتغال و ورود به دنیای کار .
ازدواج
فرزند دار شدن.
جدائی و دوری از فرزندان.
اصول کلی واکنشهای استرسی
برای بررسی واکنشهای استرس، سه سطح فیزیولوژیائی، روانی، اجتماعی که با یکدیگر در تاثیر و تاثر متقابل اند مورد توجه قرار می گیرند:

در سطح فیزیولوژیائی، دفاعهای ایمن سازی بدن در برابر بیماری ها، مکانیزمهای ترمیم آسیبهای بدنی مطرح می شوند.
در سطح روان شناختی، الگوهای سازشی آموخته شده و دفاعهای مربوط به حفظ خود از آسیب مورد بحث قرار می گیرند.
3- در سطح فرهنگی اجتماعی، ارتباط فرد با گروههای مختلف مانند خانواده، دوستان، واحدهای کار موسسات مختلف بررسی می شوند. این سطوح در ارتباط نزدیک با یکدیگر بوده و شکست فرد در هر سطح ممکن است به واکنشهای سازشی فرد در سطوح دیگر به شدت آسیب برساند. این واکنشها در هر سطح از اصولی پیروی می کنند که عبارت است از : کلی بودن، اقتصادی بودن، طرح شده یا فرد به فرد بودن، هیجان انگیز بودن و تعیین کننده داخلی و خارجی داشتن.

استرس ممکن است تحمیل شده [1]باشد مانند یک سرباز که مجبور است تحت انضباط شدید و سایر شرایط فشار آور قرار گیرد؛ تعیین شده [2]باشد مانند ستاره شناسی که باید ساعتها، روزها، حتی ماهها منتظر رصد کردن ستارگان و اقمار باشد و در نتیجه در معرض استرس غیر معمول طولانی مدت قرار گیرد. انتخاب شده [3]باشد مانند فردی که به دلایل معتبر شخص یک موقعیت فشار آور را انتخاب می کند؛مثلا زندگی کردن در سرمای شدید و پرمخاطره یا در بین حیوانات خطرناک، و یا درمیان بیماران مسری و تهدید آمیز به منظور پژوهش ویافتن یافته های تحقیق؛طرح شده[4] باشد مانند تجارب مربوط به محرومین حسی به منظور تجربه های آزمایشی. 

[1] -inposed

[2] -assigned

[3] -chosen

[4] -devised