عوامل موجود در مدرسه :

به راستی ادراک ارزش های معنوی می توانند ذهن را از قلمرو و ارزش های محدود و فشرده منصرف سازد و آدمی را از تنگ نظری رهایی بخشد . رسیدن بدین مرحله قبل از دوره جوانی امکان پذیر نیست . در دوره نوجوانی ارزشها وقتی ادراک می شود که نمونه های انسانی در غالب اشخاص مبهم گردند ولی تخیل جوانی که از پشتیبانی تفکر انتزاعی برخودار است آدمی را از مرحله آموزش رسمی است . با توسعه علایق جوانان درجهت درک ارزشهای انسانی و اجتماعی شرایط لازم برای میل به درجه ادراک ارزشهای معنوی رااز هر جهت فراهم سازد و باید در عین حال که برای  ایجاد تخصص به ارائه ارزش های فرهنگی حیاتی می پردازد و از این راه جوان را برای  بهره مند شدن از نعم این جهان و شرکت در فعالیت های اجتماعی و اقتصادی آماده می کند از گرایش بیش از اندازه جوانان به ارزش های مشروط جلوگیری می کند .زیرا چنانچه جوانان معطوف این ارزشها شوند و در راه ادراک ارزشها به همین حد بسنده می کند و تربیت آنان نا تمام می ماند . مربی باید سعی کند که سرمایه های فرهنگی خارج از ارزشهای فعال ابزاری خود برای وجدانی که با آنها شباهت ساختگی دارد و با آنها تماس حاصل می کند  ارزش معنوی کسب کند که سرمایه های آن را بعنوان وسیله مورد استفاده قرار می دهد پژواکی ایجاد کند و بدین ترتیب وصول به مرحله ادراک ارزشهای متعالی و انسانی بر اساس همان سرمایه فرهنگی امکان پذیر سازد

  • تضاد بین نظام ارزشی حاکم در مدرسه و نظام ارزشی حاکم در مدرسه :

اگر بین نظام ارزشی حاکم در خانواده و نظام ارزشی حاکم در مدرسه همگی مشاهده شود فرد در حال رشد دچار تعارض می شود نتیجتاً فرزند خانواده در سن جوانی فرد سازش یافته بوده و با سبک زندگی یعنی با ارزشهای مشخصی وارد دنیای بزرگسالی می شود اگر بین نظام ارزشی حاکم در خانواده و نظام ارزشی حاکم در مدرسه تضاد وجود داشته باشد نتیجتاً فرزند خانواده در سنین نوجوانی دچار تعارض می شود که این امر باعث می شود وی در سنین جوانی انگونه که باید فردی مستقل و مصمم در تصمیم گیری نباشد .

  • مورد تأیید همسالان نبودن :
مطلب مشابه :  تعاریف سازگاری اجتماعی و عوامل موثر برآن

نیاز به مورد تأیید همسالان بودن در نوجوانان بسیار شدید است در صورتی که در مدرسه در ارتباط به دانش آموزان صالح بر ورده نشود دانش آموزان مورد نظر در مدرسه خود را منزوی و تنها احساس می کند و مجذوب گروههای ناصالح در مدرسه می شوند و یا دانش آموز منحرفی را به عنوان دوست انتخاب کرده و خود را با او همانند می کند این فرایند همانند سازی باعث می شود در سنین جوانی نا صالح شود و بیشتر بین افراد منحرف احساس ایمنی کند او توانایی حل مشکلات زندگی را ندارد واز قبول مسئولیت گریزان است و نمی تواند انتظارات افراد گروههای صالح را برآورده کند .

  • رفتارهای ناهنجار در کلاس ومسئله گریز از مدرسه :

باید دانست که برخی از اعمال ناهنجار پیش در آمد بزهکاری بعدی به شمار می آید . ناسازگاریهای شخصیتی ، عقب ماندگی آموزشی ، رفتار ناهنجار در کلاس و گستاخی های فرد ، زمینه را برای بزهکاری بعدی نوجوان فراهم می آورد . گریز از مدرسه ، غیبت های مکرر ، بی علاقگی نوجوان به مدرسه و عقب مانگی آنها باعث بزه های آنی می شود.

  • فقط پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را مد نظر داشتن :

فقط به پیشرفت تحصیلی دانش آموزان اهمیت دادن باعث می شود در رشد عقلی و اخلاقی و اجتماعی دانش آموزان دچار اختلال شود و باعث می شود جوان مسئولیت های اجتماعی را بر عهده نگیرد و مطابق ارزش های اخلاقی رفتار نکند( عوامل اجتماعی)

ساخت فرهنگی یک جامعه به گونه است که افراد آن جامعه کم و بیش آگاهی از توقعات و انتظاراتی که جامعه از آنها دارد و کسب می کنند . ساخت اجتماعی از ارتباطات و روابط اجتماعی تشکیل شده است این روابط و روابط اجتماعی برای عده ای از نوجوانان و جوانان تسهیلاتی را فراهم می کنند که آنها بتوانند مطابق ارزش ها و هنجارهای اجتماعی نمونه ای ذکر می شود.

 

1)فقر :

اطفال بی بضاعت و فقیر از تهیه مایحتاج زندگی و مسائل بهداشتی و رفاه اجتماعی مردم و از تعلیم و تربیت بی نصیب هستند . متأسفانه در خانواده های فقیر امکانات تربیتی آنگونه که انتظار می رود نیست و کودک در حال رشد آموزشهای لازم را نمی تواند ببیند و مصاحبه ها در زندان ها بیانگر آن است که در حد بالایی از زندانیان آنگونه که باید مفاهیم انتزاعی و اخلاقی را درک کنند ، نمی کنند . رفتار و اعمال آنها نیز نمی تواند چیزی جز انعکاس افکار آنها باشد .

مطلب مشابه :  سرطان در کمین کودکان و خردسالان!

2) بیکاری :

بیکاری مترادف فقر نیست . بسیاری از جوانان از خانواده های متوسط و ثروتمند اجتماع نیز بیکار هستند . جوان نیز وقتی فعالیت و تحریک نداشته باشد ، اکثراً دچار افسردگی و اضطراب شده به آینده امیدوار نیست .درصد بالایی از جوانهایی که در مراکز بازپروری ، معتادین بسر می برند کسانی هستند که مدت طولانی بیکار بوده اند .

3) اوقات فراغت :

عدم توانایی جوان از استفاده درست از اوقات فراغت و یا نداشتن تفریحات سالم و امکاناتی کافی وی را به گروههای نا سالم جذب می کند.

4) تراکم جمعیت :

ضوابط و وظایف پیچیده با تنوع ملاکهای رفتاردر شهرهای بزرگ به قدری زیاد است که انحراف و ناهنجاری های ساده به چشم نمی خورد در نتیجه از ارتکاب اعمال ناشایست خودداری نمی کنند و این خود می تواند منجر به بزهکاری جوانان شود .

5) عضویت در باندها و گروه ها :

تشکیل گروه یا به اصطلاح باند جوانان یکی از پدیده های اجتماعی عصر جدید است جرائم ارتکابی باندها نسبت به سن اعضای باند متفاوت است . علت قبول عضویت در باندها ، اختلالات خانوادگی ، عدم مراقبت از نوجوان و جوانان در ساعات بیکاری ، وضع مسکن ، انواع تفریجات و سرگرمی های ناسالم است . اکثر باندها راجوانانی تشکیل می دهند که از محبت و ملاطفت پدر و مادر محروم هستند از خانواده و اجتماع خود ناراضی هستند . اعضای باند از لحاظ روانی غالباً  زود رنج ، حساس ، پریشان ، سرکش و پرخاشگر هستند و با قبول عضویت در بانداحساس آرامش و امنیت و قدرت می نمایند.