دانلود پایان نامه با موضوع مدیریت پیکربندی، ثبت اسناد، بومی‌سازی، نیازمندی‌ها

بهبود فرآیندهای اداره ثبت اسناد 50
شکل 4-5.ورود داده‌‌های پرسشنامه‌ها 51
شکل 4-6.ورود مستقیم داده‌ها 51
شکل 4-7.نتایج اولویت‌بندی به روش AHP 52
شکل 4-8.جریان‌کاری فرآیند پاسخ استعلام املاک 53

شکل 1-
جدول 1-
فصل اول
(1-1)

1. مقدمه
1-1. شرح مسئله
یک روش مدیریت پیکربندی (CM1) هوشمند به سازمانها اجازه می دهند تا منابع IT2خود را در حد ماکزیمم سودمندتر و قابل اطمینان تر سازند. توسعه دهندگان هر برنامه نیاز به توجه ویژه حدودا 60 درصد تاثیرات سرویس، به سبب مشکلات پیکربندی می باشند. بسیاری از آیتم‌ها در طول یک دوره حیات محصول یا سرویس تغییر می کنند و حفظ دنباله این تغییرات مهم هستند. مباحث مربوط به CM ضعیف، شامل شکست‌های مربوط به سیسستم، شکست سرویسهای کلیدی، کارایی ضعیف و کاهش بهره وری بوده و نتیجتا باعث تاثیر جدی در تجارت می شود.[1]
هدف اصلی مدیریت تغییرات، حذف تمام تغییرات محصول نیست ولی کمک به حداقل کردن تاثیرات منفی از تغییرات ضروری بوده و از تغییرات غیر ضروری اجتناب می کند.[2]
از نمای مدیریت پروژه3، CM یک فعالیت مدیریتی است که تعریف یک محصول، سیستم یا فرآیند را در طول تعریف کل چرخه حیات، مدیریت می کند. CM به متخصصان پروژه کمک می کند تا تضمین کنند محصولات و سیستم‌ها، نیازمندی‌های فیزیکی و عملیاتی تعریف شده خود را برآورده می کنند و هر تغییری روی نیازمندی‌هایشان به سختی کنترل شده، به دقت شناسایی شده و به ثبت می رسند. با انگیزه‌هایی در کاهش زمان توسعه محصول، حداقل سازی هزینه در طول حیات و افزایش کلی کیفیت محصول، CM یک بخش ضروری از استراتژی تحویل محصول می باشد. CM اولین بار بصورت رسمی توسط دپارتمان دفاع آمریکا در دهه 1950، بدلیل فقدان یکریختی و ناسازگاری داده‌ها و مباحث کنترل تغییرات در مسابقه ای برای پرتاب موشک انداز آغاز شد. سازمان استانداردسازی بین المللی اولین راهنما را در CM به شکل ISO-10007 در سال 1994 شامل cm در نیازمندی بر اساس استانداردهای هوافضا مثل AS-9100، تعریف نمود. CM یکی از مهمترین نواحی فرآیندی در مدل‌های بلوغ فرآیند توسعه داده شده توسط مهندسی نرم افزار می باشد.CM یک فعالیت Through Life است که چرخه حیات پروژه را مدام گسترش می دهد. جهت برقراری و حفظ یکپارچگی سیستم/محصول سرتاسر چرخه حیات، CM یک فعالیت تکراری و مداوم است [3]
سازمان ثبت اسناد شامل فرآیندهای متعدد خدماتی جهت ایجاد، تغییر، استعلام در مورد انواع اسناد مالکیت است. بنابراین حفاظت از اسناد مالکیت و کنترل دسترسی به اطلاعات آن‌ها یکی از اهداف اساسی سازمان است. از طرف دیگر، این سازمان در تعامل مستقیم با قوه قضایه، دفاتر ثبت اسناد رسمی، سایر سازمان‌ها و ادارات دولتی و خصوصی، همچنین ارباب رجوع، به ارائه خدمات می پردازد، از اینرو نیازمند بکارگیری فرآیندها و روال‌های با کیفیت جهت مواجه با تبادل گسترده اطلاعات می باشد. از جمله اهداف کیفیت در این سازمان می توان به سرعت بالا، هزینه کمتر، قابلیت دسترسی بالا، دقت در ثبت و نگهداری اسناد و اطلاعات، سهولت استفاده از خدمات و رضایت ارباب رجوع اشاره کرد. دستیابی به اهداف فوق الذکر مستلزم تعریف و بکارگیری صحیح فرآیندهای مدیریت پیکربندی در سازمان است. فرآیندهای مدیریت پیکربندی به عنوان یکی از نواحی فرآیندی در اکثر مدل‌ها و استاندارهای بهبود فرآیند همچون CMMI 4[4]، PMBOK 5، ITIL مطرح است. این ناحیه تعریف و اجرای صحیح فرآیندهای سازمان در سایر نواحی (مثلا نواحی مدیریت نیازمندی‌ها، طرح ریزی پروژه یا تضمین کیفیت فرآیند و محصول) را تضمین کرده، لذا از اهمیت بالایی برخوردار است. با این وجود ملزومات و رهنمون‌های ارائه شده در این مدل‌ها، بصورت کلی بیان شده و به عبارت دیگر فاقد جزئیات و نحوه ‌پیاده‌سازی در سازمان‌های مختلف است. بنابراین ابتدا باید هریک از این مدل‌ها را بر اساس اهداف، نیازها و شرایط سازمان بومی‌سازی کرد تا قابل ‌پیاده‌سازی شوند[5]. اما فرآیند بومی‌سازی نیازمند وجود تخصص در زمینه کاری سازمان و مدل مورد استفاده برای بهبود فرآیند، برنامه ریزی مناسب و تخصیص منابع موردنیاز است، در غیر اینصورت با خطر شکست مواجه خواهد بود [6]. در این راستا اولویت‌بندی بهبود فرآیندها می تواند نقش بسزایی در آغاز و هدایت بهبود فرآیند بر اساس نیازها و منابع موجود بویژه در سازمان‌های کوچک و متوسط (SME6) داشته باشد.
چالش‌ها و موانعی که در بومی‌سازی مدیریت پیکربندی وجود دارد، بسیار بوده و به همین دلیل نیاز است تا آنها را جهت ارائه طرح بهتر مدیریت پیکربندی شناسایی کرده و برای آنها راه حل‌هایی با توجه به مدل مورد استفاده بیابیم. چالش‌ها از قبیل این موارد می باشد: فقدان پشتیبانی مدیریت ارشد سازمان، هزینه‌های بالا نسبت به مزایای CM، فقدان آموزش کافی در ناحیه CM برای پرسنل سازمان، فقدان طرح جاری CM و ضعف در تعریف نیازمندی‌های CM[3]
لازم به ذکر است که بصورت کلی هدف اصلی برنامه بهبود فرآیند، اصلاح جریان کاری فرآیندها در سطح سازمان است که این امر می تواند با استفاده از ابزارهای مناسب مورد پشتیبانی قرار گیرند[7].

1-2. انگیزه تحقیق
بومی‌سازی صحیح CM در سازمان ثبت اسناد شامل تاثیرات مثبت و کارای زیر می باشد:
اول اینکه، محافظت از داده‌ها و منابع دیگر، بطوریکه محصولات همیشه برای مشتری در دسترس بوده و یا در زمان شکست، بصورت خیلی سریع قابل بازگش
ت
باشند. مواردی که بهمراه بازبینی آنها برای سازمان دارای اهمیت بوده و لذا نباید از بین بروند و باید همیشه در دسترس باشند شامل نقشه ملک، مشخصات مالک، مشخصات ملک، میزان مالکیت افراد، گزارش‌های تهیه شده پس از بازدید از ملک، می باشند.
دوم، پایش و کنترل روال‌ها و فرآیندهای سازمان که خود منجر به دو مزیت در سازمان ثبت اسناد می شود: تعریف روالها و فرآیندهای سازمان بصورت درست و کامل، که باعث به حداقل رسیدن تداخل در کار پرسنل می شود و اینکه پرسنل روال‌ها را دنبال می‌کنند و تهیه راه آسان جهت دنبال‌کردن روال‌ها می باشد.
سوم، ارزش نهادن به کار ارباب رجوع می باشد بطوریکه نیاز آن در کمترین زمان و هزینه ممکن، برآورده می شود.
چهارم اینکه، ارائه خدمات بصورت مطمئن و قابل اعتماد است و تولید سند دارای عیب‌های اساسی از این قبیل نیست: تعارض با زمین‌های مجاور، مشخصات اشتباه ملک، مشخصات اشتباه مالک.
پنجم، تولید محصولات با کیفیت بالا می باشد بطوریکه قابلیت وفق پذیری بالا داشته باشد برای مثال ساده‌تر شدن تفکیک ملک و قابلیت نگه‌داری بالا بدین معناست که در صورت بروز خطا مشکل سریعتر حل شود.
ششم، باعث مصرف درست از منابع بخصوص منابع انسانی شده که نتیجتا باعث حداقل‌سازی تلاش پرسنل می شود.
اولویت‌بندی SPI در ناحیه CM دارای نتایج زیر است: مشاهده سریعتر نتایج SPI7، سرمایه‌گذاری جهت رفع مسائل اصلی( مهمترین موارد) و همچنین دستیابی به نتایج بیشتر در زمان و هزینه مشخص می باشد.[8]
چالشها و موانعی که در بومی‌سازی مدیریت پیکربندی در این سازمان باید یافت می شد از قبیل موارد ذیل بوده که در فازهای مختلف مدل انتخابی برای آنها راهکارهایی نیز ارائه گردیده است. فقدان پشتیبانی مدیریت ارشد سازمان، هزینه‌های بالا نسبت به مزایای CM، فقدان آموزش کافی در ناحیه CM برای پرسنل سازمان، فقدان طرح جاری CM و ضعف در تعریف نیازمندی‌های CM[3]

شکل 2-
جدول 2-

فصل دوم

2. تعاریف پایه
2-1. بهبود فرآیند
بهبود فرایند نرم افزار، مجموعه‌ای مدون از فعالیت‌ها جهت ارتقای عملکرد و سطح بلوغ فرآیندهای سازمانی که نتیجتا منجر به بهبود کیفیت محصولات و خدمات می شود.بهبود فرآیندها، تجربه‌ای پیچیده و هزینه‌بر است که بدون داشتن آمادگی قبلی امکان‌پذیر نخواهد بود. بنابراین ‌پیاده‌سازی درست هر گونه تغییر و بهبود در فرآیندهای سازمان مسئولیت بزرگی است. جهت ‌پیاده‌سازی طرح بهبود فرآیند، شرکت‌ها باید نحوه انجام آن را نیز مورد توجه قرار دهند. این امر در مورد سازمان‌های با اندازه کوچک یا متوسط (SME8)، که نیازمند بازگشت سرمایه سریع هستند، مهمتر خواهد بود. هیچ شرکتی، فارغ از اندازه آن، بدون اطمینان از این که منابع درنظر گرفته شده حداکثر ارزش را بر می‌گردانند، مایل به انجام یک پروژه نمی‌باشد. [9]
امروزهدر راستای کمک به بهبود شیوه کسب‌وکار سازمان‌های تولید کننده نرم‌افزار، مدل‌های بلوغ، استانداردها و راهکارهای مختلفیتوسط جوامع تحقیقاتی و صنعتی ارائه شده‌ است. در این زمینه مدل یکپارچه بلوغ/توانمندی (CMMI) توسط دانشگاه کارنگی ملون (Carnegie Mellon) معرفی شده است که حاصل یکپارچه‌سازی تجربیات پیاده‌سازی مدل‌های بلوغ/ توانمندی (CMM) مختلف در جوامع صنعتی می‌باشد. مدل CMMI متشکل از بهروش‌هایی است که کل فعالیت‌های مربوط به تولید محصولات و سرویس‌ها را در سطح سازمان مورد توجه قرار می‌دهد [4].
“تیم مشاوره پیاده سازی CMMI دانشگاه شیراز” مجموعه‌ای متشکل از هیئت علمی، فارغ التحصیلان و دانشجویان دانشگاه شیراز است که دارای سوابق قبلی در زمینه بررسی معماری‌های سازمانی و انجام پژوهش‌ها و پروژه‌های حاکمیت فنآوری اطلاعات در برخی شرکت‌های خصوصی و ادارات دولتی ایران می‌باشد. این تیم پس از انجام مطالعات تخصصی در زمینه مدل‌های بهبود کیفیت و ارتقای فرآیندهای نرم‌افزاری، اکنون در نقش مشاوره جهت بومی‌سازی تمرین‌های مدیریت پیکربندی در سازمان ثبت اسناد می باشد.
بررسی موارد موفق بهره‌گیری از مدل CMMI و نتایج حاصله در سطح شرکت‌های بین المللی، نشان دهنده توانمندی این چهارچوب در حل مشکلات و تحقق اهداف مشابه در سازمان‌هایی با ساختار و صنایع متنوع است که مهمترین موارد از بررسی‌های انجام شده دراین زمینه به شرح زیر می‌باشند:
طی 12 مورد مطالعاتی در سال2003، محورهای اصلی عملکردی شامل هزینه، زمانبندی، کیفیت، رضایت مشتری و بازگشت سرمایه مورد بررسی قرار گرفتند که نتایج حاصل بصورت مشروح در بخش 3 بیان شده است [10].
موسسه‌ی مهندسی نرم‌افزار (SEI9)، گزارشی را در سال 2006 منتشر کرد که در طی آن بیش از 30 سازمان مورد بررسی قرار گرفته‌اند [11]. نتایج حاصل از این بررسی‌ها در شش محور عملکردی (هزینه، زمانبندی،بهره‌وری، رضایت مشتری، کیفیت و بازگشت سرمایه) به تفکیک در قسمت 3 همین بخش ذکر شده است.
در سال 2010 نیز موسسه مهندسی نرم‌افزار، تحقیقات حاصل از ارتقاء توانمندی پس از استفاده از مدل CMMI در برخی شرکت از جمله نورتروپ گرومان ، لاکهید مارتین ، ریتون ، هریس ، و … را منتشر کرد.

شکل 2-1. سه بعد حیاتی برای ارتقای سازمان
2-2. معرفی مدل یکپارچه توانمندی/ بلوغ (CMMI)
موسسه‌یSEI ‌، طی تحقیقات خود برای کمک به سازمان‌ها و شرکت‌هادر راستای تولید و نگهداشت محصولات و سرویس‌های
با کیفیت، ابعاد متعددی را بر شمرده است که یک سازمان با تمرکز بر آن‌ها می‌تواندشیوه کسب و کار خود را بهبود بخشد. شکل 1 سه بعد حیاتی را نشان می‌دهدکه سازمان‌ها عموما بر ارتقای آن‌ها تمرکز دارند: نیروی انسانی، روال‌ها و روش‌ها، ابزارها و تجهیزات. در این میان “فرآیندهای سازمان” محوری است که همه‌ی این ابعاد را به هم پیوند می‌دهد (شکل 2-1)[4].
البته این امر به معنی نادیده گرفتن افراد و تکنولوژی‌های سازمان نیست، اما امروزه تکنولوژی با سرعت غیر قابل تصوری در حال تغییربوده و به طور مشابه، افراد نیز معمولا در طول تجربه‌ی کاری خود برای شرکت‌های بسیاری کار می‌کنند. بنابراین تمرکز بر فرآیندهای سازمان، زیرساخت لازم جهت رویارویی با جهانی مملو از تغییر و نیز حداکثرسازی بهره‌وری افراد و بکارگیری تکنولوژی برای رقابت با دیگر سازمان‌ها را فراهم می‌آورد. فرآیندها به نیروی انسانی سازمان کمک می‌کنند تا هوشمندانه‌تر (نه لزوما سخت‌تر) و با سازگاری بیشتری عمل کرده و اهداف کسب و کار را دنبال کنند. امروزه اهمیت فرآیندهای با کیفیت در بسیاری از سازمان‌های فعال در صنایع تولیدی و سرویس‌دهی با وضوح بیشتری درک شده است[4].
در ادامه این قسمت و قبل از معرفی مدل CMMI، نحوه شکل‌گیری آن بر اساس مدل‌های پایه اجمالا مرور می‌شود. موسسهSEI با اعتقاد به این اصل مدیریت فرآیند که کیفیت سیستم یا محصول تولید شده عمدتا از کیفیت فرآیندهای مورد استفاده جهت توسعه و نگهداری آن ‌تاثیر می‌پذیرد، در ابتدا مدل‌هایی تحت عنوانCMMراتعریف کرد که هریک ازآن‌ها یک مسیرتکاملی جهت آغاز روند بهبود، از فرآیندهای تک منظوره و نابالغ به سمت فرآیندهای منظم و بالغ را دریک یا بیش از یک زمینه توصیف می‌کردند. پس از بکارگیری مدل‌های CMMدر صنایع مختلف در سراسر جهان و جمع‌آوری بازخوردهای حاصل از پیاده‌سازی بهروش‌ها، پروژه یکپارچه‌سازی به منظور حل مشکلات ناشی از بکارگیری مدل‌های متعدد CMM شکل گرفت. بدین ترتیب اولین نسخه از مدل یکپارچه موردنظر تحت عنوان CMMI-DEV 1.02(بصورت ساده،CMMI) تهیه ‌شده و اکنون CMMI 1.3 آخرین نسخه تکامل یافته از این مدل یکپارچه است که در سال 2010 توسط موسسه SEI به جوامع علمی و صنعتی ارائه شده است. CMMI مدل مرجعی ا ست که فعالیت‌های مربوط به تولید محصولات وخدمات را پوشش می‌دهد. امروزه سازمان‌های فعال در صنایع بسیاری نظیر هوافضا، بانکداری، سخت‌افزار و نرم‌افزارکامپیوتر، صنایع دفاعی و خودروسازی، ازمدل CMMI استفاده می‌کنند [12].

شکل 2-2. سطوح بلوغ در رویکرد گام به گام از مدل CMMI

جدول 2-1. نواحی فرآیندی CMMI در رویکردهای پیوسته و گام به گام

مدل CMMI از 22 ناحیه فرآیندی به علاوه اهداف و تمرین‌های عمومی تشکیل شده است. در هریک از این نواحی فرآیندی مجموعه‌ای از اهداف خاص (SG10) مطرح شده و برای تحقق هریک از این اهداف نیز مجموعه‌ای از تمرین‌های خاص (SP11) بیان شده است. در رویکرد پیوسته از مدل CMMI، این نواحی فرآیندی در بخش‌های مهندسی، پشتیبانی، مدیریت پروژه، مدیریت فرآیند دسته بندی شده‌اند و بهبود توانمندی سازمان را می‌توان در هریک از این زمینه‌ها دنبال کرد. اما در رویکرد گام به گام، نواحی فرآیندی در پنج سطح مرتب دسته‌بندی شده‌اند که سازمان را در مسیر ارتقای بلوغ هدایت می‌کند. شکل 2-2 عنوان هریک از سطوح بلوغ را به همراه ویژگی‌های اصلی آن‌ها نمایش می‌دهد. همچنین عنوان و مخفف هر یک از نواحی فرآیندی CMMI به همراه سطح بلوغ (رویکرد گام به گام) و بخش فرآیندی مربوطه (رویکرد

پایان نامه عملکرد شغلی کارکنان:ابعاد رفتار شهروندی سازمانی

ابعاد رفتارهای شهروندی سازمانی:

گراهام[1] (1991) معتقد است که رفتارهای شهروندی در سازمان سه نوع اند ( بینستوک و همکاران، 2003؛ به نقل از معصومی ، 1392).

1- اطلاعات سازمانی: این واژه توصیف کننده رفتارهایی است که ضرورت و مطلوبیتشان شناسایی و در ساختار معقولی از نظم و مقررات پذیرفته شده اند شاخصهای اطاعت سازمانی رفتارهایی نظیر احترام به قوانین سازمانی انجام وظایف به طور کامل و انجام دادن مسئولیتها با توجه به منابع سازمانی است.

2- وفاداری سازمانی: این وفاداری به سازمان از وفاداری به خود سایر افراد و واحدها و بخشهای سازمانی متفاوت است و بیان کننده میزان فداکاری کارکنان در راه منافع سازمانی و حمایت و دفاع از سازمان است.

3- مشارکت سازمانی: این واژه با درگیر بودن در اداره سازمان ظهور می‌یابد که از آن جمله می‌توان به حضور در جلسات،به اشتراک گذاشتن عقاید خود با دیگران و آگاهی به مسائل جاری سازمان، اشاره کرد.

گراهام با انجام این دسته‌بندی از رفتار شهروندی، معتقد است که این رفتارها مستقیماً تحت تأثیر حقوقی قرار دارد که از طرف سازمان به فرد داده می‌شود. در این چارچوب حقوق شهروندی سازمانی شامل عدالت استخدامی، ارزیابی و رسیدگی به شکایات کارکنان است بر این اساس وقتی که کارکنان می بینند که دارای حقوق شهروندی سازمانی هستند به احتمال بسیار زیاد از خود، رفتار شهروندی (از نوع اطاعت) نشان می‌دهند. در بعد دیگر حقوقی یعنی تأثیر حقوق اجتماعی سازمان- که در برگیرنده رفتارهای منصفانه با کارکنان نظیر افزایش حقوق و مزایا و موقعیتهای اجتماعی است- بر رفتار کارکنان نیز قضیه به همین صورت است. کارکنان وقتی می بینند که دارای حقوق اجتماعی سازمانی هستند به سازمان وفادار خواهند بود و رفتار شهروندی (از نوع وفاداری) از خود بروز می‌دهند و سرانجام وقتی که کارکنان می بینند به حقوق سیاسی آنها در سازمان احترام گذاشته می‌شود و به آنها حق مشارکت و تصمیم گیری در حوزه های سیاست گذاری سازمان داده می‌شود، باز هم رفتار شهروندی (از نوع مشارکت) از خود نشان می‌دهند.

وان داینی، گراهام و داین سیچ در کار تجربی نشان دادند مشارکت به طور واقعی سه شکل دارد:

الف: مشارکت اجتماعی: این بعد از مشارکت درگیر بودن فعال کارکنان در امور شرکت و مشارکت در فعالیتهای اجتماعی در سازمان را توصیف می‌کند( مثل حضور در جلسات غیر اجباری و محترم شمردن مسائل سازمانی و پا به پای آن حرکت کردن) .

ب: مشارکت حمایتی: این بعد از مشارکت به میل کارکنان برای حضوری مؤثر و پررنگ در مباحث و جلسات سازمانی به منظور بهبود سازمان از طریق پیشنهاد دادن، ابداع و همچنین تشویق کارکنان به بیان آزادانه عقائدشان می پردازد.

ج: مشارکت عملی(وظیفه ای): این بعد، مشارکت کارکنان را که فراتر از استانداردهای مورد نیاز کاری است، توصیف می‌کند (به عنوان مثال قبول کردن داوطلبانه تکالیف اضافی، کار کردن تا دیروقت برای اتمام طرحهای مهم ) .

اولین مطالعه پیرامون رفتار شهروندی سازمانی توسط اسمیت، ارگان و نیز در سال 1983 با تکنیک تجزیه و تحلیل عاملی بر روی شانزده معیار سنجش رفتار شهروندی سازمانی صورت پذیرفت. نتیجه این مطالعه حکایت از این داشت که تمامی این شانزده معیار در قالبی دو بعد نوع دوستی و پذیرش (اجابت) عمومی(البته این بعد تحت عنوان وجدان کاری یا وظیفه شناسی نیز شناخته شده است) قابل تفکیک می‌باشند.

در مطالعه ای که توسط ویلیامز، پودساکف و هوبر در سال 1986 انجام پذیرفت، سه بعد برای توصیف رفتارهای شهروندی سازمانی شناسایی گردید که این سه بعد عبارت بودند از نوع دوستی وجدان کاری(وظیفه شناسی) غیر شخصی و حضور (ارگان و کونووسکی، 1989) .

4 -Graham

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

پیش بینی عملکرد شغلی کارکنان بر اساس توانمند سازی ، رفتار شهروندی سازمانی و سرمایه های روانشناختی

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع نام تجاری، کیفیت خدمات، رضایتمندی مشتری

مشخصات کیفیت خوب یک خدمت بدون آن که هنگام ارائه به مشتریان رعایت شود، اثربخشی نخواهند داشت.
شکاف4- شکاف در پیام ارسالی به بازار: این شکاف بدین معنی است که پیام‌هایی که از طرف بانک به بازار ارسال می‌شود با خدمات ارائه شده توسط بانک‌ها سازگار نیستند.
شکاف5- شکاف کیفیت خدمات ادراک شده(برآیند تمام شکاف‌های قبل): این شکاف بدین معنی است که خدمات ادراک شده یا تجربه شده یا تجربه شده توسط مشتری با خدمات مورد انتظار او سازگاری ندارد(کراتیپ127،2005).
مدل تحلیل شکاف‌های هفت گانه کیفیت
1. شکاف شناختی: شکاف بین باور ارائه دهندگان خدمات از انتظارات مشتریان و نیازها و انتظارات واقعی مشتریان.
2. شکاف در استانداردها: تفاوت بین ادراکات مدیریت از انتظارات مشتری و استانداردهای کیفیت برقرارشده برای ارائه خدمات.
3. شکاف ارائه خدمات: تفاوت بین استانداردهای مشخص شده ارائه خدمات و عملکرد واقعی ارائه دهنده خدمات.
4. شکاف در ارتباطات داخلی: تفاوت بین آن چه کارکنان فروش و تبلیغات شرکت فکر می کنند خصیصه عملکرد و سطح کیفیت خدمت است و آن چه شرکت واقعا قادر به ارائه آن است.
5. شکاف ادراکی: تفاوت بین آن چه واقعا ارائه می‌شود و آن چه مشتریان فکر می کنند دریافت کرده‌اند.
6. شکاف تأویلی: تفاوت بین آن چه که تلاش‌های ارتباطی ارائه کننده خدمات واقعا قول داده است و آن چه که یک مشتری فکر می کند به وسیله این ارتباطات قول داده شده است.
7. شکاف خدمات: تفاوت بین آن چه مشتریان انتظار دریافت آن را دارند و ادراکات آن‌ها از خدمتی که واقعا دریافت کرده‌اند(ملاحسینی،1389).
سیستم مبادله ای کیفیت خدمات
آلدلیگان و باتل در طی یکسری تحقیقات در زمینه کیفیت خدمات بانکی، مقیاس جدیدی با عنوان سیستم مبادله کیفیت خدمات ارائه کرده‌اند که شامل بیست و یک مؤلفه در چهار بعد، به شرح ذیل است:
1- کیفیت سیستم خدمات: این بعد قوی‌ترین بعد در میان چهار بعد ذکر شده می باشد. این بعد شامل ترکیبی از مؤلفه‌هایی است که هم به عملکرد فنی و هم وظیفه ای در سطح سازمان مربوط هستند.کیفیت وظیفه ای شامل گوش دادن به مشتریان، سهولت دسترسی، سرعت پاسخ گویی و ظاهر سازمانی است. ویژگی‌های فنی سازمانی، شامل کیفیت توصیه‌ها، انعطاف پذیری، مشخص بودن راه حل‌های خدماتی، وفاداری به عهد، توانمند سازی کارکنان و به روز رسانی خدمات به مشتری می باشد.
2- کیفیت خدمات رفتاری: این بعد بیانگر، ارزیابی از چگونگی خدمات ارائه شده به وسیله کارکنان است و شامل صفات رفتاری نظیر ادب، تواضع و روابط دوستانه کارکنان با مشتریان می باشد.
3- کیفیت خدمات ماشینی: این عامل بر کیفیت ماشین و تجهیزات تاکید دارد و به قابلیت اعتماد ماشین‌ها نیز و عملکردشان برحسب رضایت بخش بودن نتایج، زمانی که به وسیله مشتریان مورد استفاده قرار می گیرد، مربوط است.
5- صحت مبادلاتی خدمات: این عامل بر کیفیت خدمات فنی، دقت سیستم و کارکنان تاکید دارد. این بعد، از تجربه مشتریان از فراوانی خطا در تراکنش‌ها و اشتباهات کارکنان در هنگام ارائه خدمات به مشتری ناشی می‌شود(نجار128،2006).

مدل ملا حسینی
تحقیق ملا حسینی در سال 1389 انجام گرفته است. در این تحقیق کیفیت خدمات متغیر مستقل تحقیق می‌باشد که از پنج بعد همدلی , اعتماد , اطمینان , پاسخگویی و عوامل محسوس فیزیکی تشکیل شده است. متغیر وابسته تحقیق نیز رضایتمندی مشتریان می‌باشد. بنابراین مدل مربوطه بصورت شکل 2-4 تنظیم شده است:

نمودار Error! No text of specified style in document.5 مدل تحقیق(ملاحسینی،1389)
ضرورت توجه به کیفیت خدمات علاوه بر موارد بالا مزایای ناشی از کیفیت خدمات خود عامل دیگری است که سازما ن‌ها را به ارائه خدمات با کیفیت ترغیب می کند.یکی از اثرات مستقیم ارائه خدمات با کیفیت ، افزایش توانائی سازمان جهت ارائه خدمات به صورتی کارا به مشتریان می باشد ، چرا سازمان دریافته است که مشتریانش چه خواسته‌ها و نیازهایی دارند، لذا از خدمات غیر ضروری کاسته و یا آنها را حذف می‌نماید . با افزایش کارائی و اثربخ شی در ارائه خدمات ، سودآوری سازمان افزایش خواهد یافت. همچنین ارائه خدمات بهتر به مشتریان باعث تکرار خرید و گسترش تبلیغات دهان به دهان مثبت می گردد(سید جواد ین و کیماسی، 1384 ).

نمودار Error! No text of specified style in document.6 ضرورت توجه به کیفیت خدمات (سید جوادین و کیماسی، 1384)
مطالعات کیونی
در مطالعاتی که توسط کیونی129 (1995) انجام گرفت، عامل قیمت پس از عوامل قصور در انجام خدمت و درگیری با کارکنان به عنوان مهم‌ترین علت رویگردانی شناسایی گردید به طوری که 30 درصد از پاسخ دهنده‌ها از قیمت به عنوان یک عامل مهم در تصمیم‌های خود بر رویگردانی یاد کرده‌اند.

مطالعات گریس و اوکاس
در مطالعه گریس و اوکاس ضعف در ارائه خدمت در ردیف سایر عوامل نظیر مکان مورد تأیید قرار گرفته است. عامل قیمت می تواند شامل گران بودن آن خدمت باشد و مشتری را نسبت به ترک برانگیزاند. به عنوان مثال وقتی از مشتری سوال شد که چرا قصد دارد بیمه خود را با شرکت دیگری تمدید کند در پاسخ به انجام ارزا نتر آن خدمت توسط شرکت دیگر اشاره نمود، اما گاهی پس از دریافت خدمت مشتری احساس می‌کند قیمتی که پرداخته است منصفانه نبوده است لذا احساس بی عدالتی می کند و زمینه ترک وی را فراهم می آورد این مساله شامل مواردی که مشتری فریب روش قیمت گذاری را خورده است و در دام روش تعیین قیمت افتاده است نیز می‌شود .
2-6-اعتماد نام تجاری
اعتماد در حوزه‌های مختلفی همچون روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد و همچنین حوزه‌های کاربردی از قبیل مدیریت و بازاریابی توجه بسیاری از محققین مربوطه را به خود جلب کرده است. این علاقه در حوزه‌های مختلف باعث افزایش غنای ساختاری مربوطه شده است، لیکن در عین حال یکی کردن دیدگاه‌های مختلف در زمینه اعتماد و اجماع در زمینه ماهیت آن را دشوار کرده است. معهذا، مروری محتاطانه در زمینه منابع علمی مربوطه نشان می‌دهد که انتظارات مربوط به اطمینان و ریسک مولفه‌های حیاتی تعریف اعتماد محسوب می‌شود. بر این اساس اعتماد بیشتر به صورت اطمینانی تعریف می‌شود که فرد نسبت مطلوب تشخیص می‌دهد تا حالتی که نسبت به آن اطمینانی وجود ندارد این امر نشان دهنده اطمینانی است که طرف نسبی در تبادل از آسیب پذیری طرف دیگر بهره برداری نکند. بر همین اساس،اعتماد به یک نام تجاری تلویحا به این معنی است که احتمال و یا انتظار زیادی وجود دارد که نام تجاری مربوطه منجر به نتایجی مثبت برای مصرف کننده شود(دنیز130،1998).

با تلقی کردن اعتماد به نام تجاری به صورت یک انتظار باید گفت که این امر مبتنی بر این باور مصرف کننده است که نام تجاری مربوطه از کیفیاتی خاص بهره مند است که باعث ثبات، شایستگی، صداقت، مسئولیت پذیری و … شده و همگام با تحقیقات مربوط به اعتماد است. مشارکت منظمی است که مطابق با قصد فرد مشارکت کننده و رفتار و خصوصیات وی تنظیم شده است. بر این اساس مورد کلیدی عبارت است از درک آنکه کدام خصوصیات مورد نظر باعث شکل گیری نام تجاری می شوند.
اعتماد به نام تجاری از تجارب و تعاملات پیشین حاصل می‌شود(گابرینو و جانسون131،1999)چرا که توسعه آن اغلب اوقات به صورت فرایند یادگیری روزافزون فرد با گذشت زمان تصویر می‌شود. در نتیجه این امر آگاهی و تجربه مصرف کنندگان نسبت به نام تجاری را در بر می‌گیرد. به عنوان یکی از خصوصیات تجربی، این امر تحت تأثیر ارزیابی مصرف کننده از هر جنبه ای)مانند امتحان و استفاده( و تماس غیر مستقیم )تبلیغات، تبلیغات شفاهی( نسبت به نام تجاری قرار دارد (کریشنان132،1996).
در میان کلیه این قبیل تماس‌های مختلف، تجربه مصرف مرتبط‌ترین آن‌ها محسوب شده و منبعی مهم در زمینه اعتماد به نام تجاری است، چرا که باعث ایجاد یکپارچگی، تفکر و استنتاج‌هایی می‌شود که بیشتر به فرد مربوط بوده و از درجه اطمینان بالاتری برخوردار می باشند(کریشنان،1996).
با توجه به تحقیقات مربوط به اعتماد به نام تجاری که از سوی دلگادو133و همکاران (٢٠٠٣) صورت گرفته، ملاحظه می‌شود که این قبیل خصوصیات خاص از ماهیتی فنی و تعمدی برخوردارند که همگام با ایده دو بعدی اعتماد است که بیشتر در منابع مدیریتی و بازاریابی یافت می‌شود. در نتیجه نخستین بعد اعتماد به نام تجاری(روایی) از ماهیتی فنی و یا شایسته سالارانه برخوردار است که در توانایی و تمایل به حفظ تعهد و تامین نیازهای مشتریان نقش دارد. بعد دوم(قصد) متشکل از خصوصیت حسن نیت نسبت به نام تجاری در رابطه با منافع و رفاه مصرف کننده است که برای نمونه زمانی که مشکلات غیر قابل پیش بینی در زمینه محصول مربوطه پیش می آید مصداق خواهد داشت. در نتیجه، یک نام تجاری قابل اعتماد نام تجاریی است که بصورت ثابت تعهدات خود نسبت به ارزش را در قبال مصرف کنندگان از طریق روش توسعه، تولید، فروش، ارائه خدمات و تبلیغات مربوط به محصول محقق کند. حتی در زمان‌های نامطلوب و در حالتی که برخی از نام های تجاری دچار بحران می شوند نیز موارد یاد شده باید تامین گردد (دلگادو، 2003).
به طور خلاصه، اعتماد به نام تجاری به صورت مطرح شده از سوی دلگادو و همکاران ( 2003 ) به این طریق تعریف می‌شود:
نتیجه آنکه مفهوم اعتماد به نام تجاری به صورت دو بعد متمایز نمود پیدا می کند که دیدگاه‌های مختلفی را منعکس می کنند که از این طریق نام تجاری مربوطه را می توان قابل اعتماد تلقی نمود.
اعتماد، محرک اصلی وفاداری محسوب می‌شود؛ چرا که باعث ایجاد روابط مبادلاتی می‌شود که از ارزش بالایی برخوردارند. در این راستا، وفاداری نام تجاری صریحاً به خرید مکرر نپرداخته و در عوض توجه خود را به حالات داخلی و یا رفتار نسبت به نام تجاری معطوف نموده و تمرکز بر رفتار در غیر این صورت اساس مقتضی مربوط به درک کامل رابطه نام تجاری و مصرف کننده را تأمین نخواهد نمود. در نتیجه، وفاداری نام تجاری اساس فرایند در حال پیشرفت ادامه و حفظ رابطه ای ارزشمند و حائز اهمیت را شکل می‌دهد که از طریق اعتماد ایجاد شده است ( چادوری و‌هالبرگ،2001).
این امر از سوی بسیاری از مولفین حوزه تنظیم نام تجاری مورد تأیید قرار گرفته است. برای نمونه، پاروتیار و شس134 (1995) تصریح می کنند که منطق نهفته در موجودیت نام تجاری عبارت است از انتقال اعتماد به بازار، علی الخصوص زمانی که تماس مستقیم بین مصرف کنندگان و شرکت‌ها امکان پذیر نباشد. یکی دیگر از بحث‌های ارائه شده در پشتیبانی از این دیدگاه آن است که ارزش منحصر به فرد ملاحظه شده در یک نام تجاری توسط مصرف کنندگان مربوطه را می توان در اعتماد بیشتر نسبت به نام تجاری مورد نظر در مقایسه با دیگر نام تجاری‌هایی که فاقد این خصوصیت هستند جستجو کرد(چادوری و‌هالبرگ135،2001).
از دیدگاه مدیریتی، شرکت‌ها نیز شروع به لحاظ نمودن ایده جلب اعتماد مصرف کنندگان به منظور ایجاد روابط مربوطه نموده‌اند. در بازار مصرف، مصرف کنندگان ناشناس بسیاری وجود دارد که بر این اساس محتم
ل خواهد بود که شرکت بتواند نسبت به توسعه روابط شخصی با هریک از ایشان اقدام کند. در نتیجه، مصرف کننده رابطه را با نام تجاری برقرار می کند که جایگزین تماس انسانی بین سازمان و مشتریان خود می‌شود)شس و پاروتیار،1995 .( در نتیجه اعتماد را می توان از طریق رابطه آن با نام تجاری ایجاد نمود.
2-6-1-اعتماد
زمانی که سازمان‌ها، کارکنان و مشتریان خود را در اولویت قرار می دهند، کارکنان ومشتریان به سازمان اعتماد کرده، وفادار شده و سودآوری افزایش و موفقیت آنها استمرار می یابد(پرهیزی گشتی، 1380). اعتماد در هر دوره ای از تاریخ کسب و کار، یکی از مفاهیم زیربنایی برای انجام معاملات و مبادلات بوده است. امروزه با قوت گرفتن مفاهیمی چون ارتباطات بلندمدت با شرکای تجاری، مشتریان و رقبا، جامعه اطلاعاتی و اقتصاد مبتنی بر خدمات، این مفهوم از اهمیت بیشتری برخوردار شده است. ارائه تعر یف دقیق از اعتماد مشکل است. طبق تعریف واژه نامه انگلیسی آکسفورد، اعتماد یعنی” توانایی اتکا و میزان راحتی پذیرش

چهار بعد مهم پاسخگویی

 ابعاد پاسخگویی

بعد مفهومی

بطور کلی پنداره شناختی موجود درباره نقش و ضرورت پاسخگویی به محیط، چیستی، ابعاد، ویژگیها، ارزشها و الزامات اساسی آن است. به عبارتی، بعد مفهومی بر ضرورت و مزایای پاسخگویی به شرایط و اقتضائات ناشی از آن در محیط متغیر بیرونی و چالش های درونی سازمانی، مفهوم کلی و هدف از پاسخگویی، قلمرو، رویکردها، فرآیندها و روش های پاسخگویی، ویژگیها و ارزشهای کارکردی پاسخگویی و الزامات و ملاحظات در جهت تحقق موثر پاسخگویی به محیط اشاره دارد(ترک زاده، 1388).

 

بعد ساختاری

هر گونه جهت گیری، ترتیبات و سازوکارهای درونی و حیطی تمهید شده است که منجر به پاسخگویی بموقع و مناسب خواهد شد. این بعد مهم، از سه جنبه قابل بررسی است: جهت گیری راهبردی روشن و مناسب،طرح سازمانی و بستر فرهنگی (ترک زاده، 1388). منظور از جهت گیری راهبردی (استراتژی) روشن و مناسب بیا ماموریت ها و مطلوبیت ها، خط مشی ها و اهداف کلی وعینی دانشگاه برای تمام واحد های کاری و افراد است تا بر آن اساس بتوانند به شرایط درونی و محیطی پاسخگو باشند. طرح سازمانی، ترتیبات و ساز و کارهای سازمان یافته مناسبی برای تحقق موضوع در راستای جهت گیری راهبردی می باشد. برای این منظور چهار عامل را می توان برشمرد:

1)سیستم ویژه ای برای بستر سازی، پشتیبانی، هدایت فعالیت های پاسخگویی

2)سیستم ساختاری که مبنای تقسیم کار، همکاری و هماهنگی سیستم ها، واحدها و افراد و فعالیت ها در راستای پاسخگویی

3)سیستم ارزیابی و یادگیری سازمانی برای فعالیت ها و نتایج حاصل و یادگیری سازمان یافته تجارب

4)سیستم منابع انسانی که شامل سازوکارهای کارآمد برای گزینش، کارگماری و آموزش و بهسازی، ارزیابی عملکرد و تشویق افراد در خصوص پاسخ های به موقع و مناسب به محیط داخلی و بیرونی باشد.

 

بعد عملکردی

در نهایت منظور از بعد عملکردی مجموعه فعالیت ها و اقداماتی است که در هت پیشبرد و تحقق پاسخگویی به عمل می آید، این فعالیت ها و اقدامات را می توان در سه دسته کلی تقسیم کرد: فعالیت های اصلی(مرکزی)، اقدامات زمینه ساز و پشتیبان، ملاحظات عملکردی(ترک زاده، 1388).

فعالیت های اصلی به فرآیند(تشخیص، جهت گیری، اجرا، ارزشیابی، یادگیری) و رهبری و مدیریت(تشخیص و جهت گیری راهبردی، هدفگذاری، برقراری ارتباطات اثربخش، هدایت و کنترل) می پردازد، به طوریکه فرآیند رهبری و مدیریت برای پاسخگویی، با فراهم شدن اطلاعات مورد نیاز از شرایط و اقتضائات، امکان عمل پاسخگویی مناسب و به موقع را فراهم می کند. در واقع فعالیت های اصلی با استفاده از ساختار و روابط پویا با محیط درونی و بیرونی، اطلاعات مناسب را از محیط و با توجه به اقتضائات ان کسب می کند و فرایند پاسخگویی با تشخیص شرایط و اقتضائات، جهت گیری بر مبنای استراتزی های روشن و اجرای پاسخگویی و در نهایت با تکیه بر سیستم ارزیابی و یادگیری سازمانی انجام می شود، در واقع سازمان به این نحو، بر حیط بیرونی و درونی کنترل اعمال می نماید و با تکیه بر کنترل اقدام به پاسخگویی می نماید به نحوی که نتایج پاسخ ها قابل ارزیابی و کنترل است.

اقدامات زمینه ساز و پشتیبان گاهی همزمان و مستمر و گاهی قبل از شروع به فعالیت های اصلی و با سایر فعالیت ها و اقدامات مرتبط با آن انجام می شود(ترک زاده، 1388). از جمله مولفه های این حوزه می توان بهسازی حرفه ای و توانمند سازی افراد، بر قراری ارتباطات موثر، ترغیب به نواوری و ایجاد و توسعه فرهنگ پاسخگویی را نام برد.

ملاحظات عملکردی نیز به معنای توجه به برخی ملاحظات ویژه و رعایت عملی برای پاسخگویی است. مولفه های حوزه مذکور به شرح ذیل است:

  • وجود طرح و الگوی سیستمی جهت شناسایی محیط واقتضائات آن و پاسخگویی به آن ها.
  • توجه به شرایط و اقتضائات فرهنگی و اجتماعی موجود.
  • انتشار نتایج حاصل از پاسخگویی در سطح دانشگاه.
  • حمایت روشن و موثر مدیریت ارشد از پاسخگویی

 

آموزش و تأثیر آن بر مدیریت کیفیت تولید

مدیریت کیفیت تولید فعالیت هایی است که عموما با بهبود کیفیت تولید در سازمان سرو کار دارد. کوشش های اولیه مشاوران و مدیران برای واکنش در مقابل بحران های رقابتی روی ابتکاراتی نظیر حلقه های کیفیت و دیگر ابداعات ساختاری مانند طراحی مجدد متمرکز می شود. اما نتایج نا مطلوب بزودی مدیران را وادار ساخت تا به جنبه های ملایم تر کار و مدیریت که در فصل مشترک آنها توانمند سازی ، آموزش و اهمیت دادن به کارکنان بود توجه کنند(اسدی، 1382).

مدیریت کیفیت تولید بدون توانمند سازی کارکنان محکوم به شکست است. تنها راه بهبود کیفیت عبارت است از تغییر بنیادی روابط بین مدیریت و نیروی کار که جهت این امر از طریق انتقال مسئولیت به پایین و آموزش افراد خط مقدم برای انجام مشاغل خودشان عملی می شود. کیفیت با درگیر ساختن افراد برای قبول مسئولیت در فرآیند های کاری است که بهبود می یابد. زیرا افراد فرآیندها را بهتر از دیگران می شناسند. موفقیت نهایی برنامه های کیفیت به آموزش و توانمندسازی کارکنان در ایجاد تغییرات بستگی دارد. مفهوم توانمندسازی بر این باور استوار است که کارکنان ، مدیران و سازمان به یکدیگر احتیاج دارند و رهبران آگاه هستند که افراد را با ارزش ترین دارایی سازمان محسوب می کنند(رهنورد، 1378).

همانطور که ایشیکاوا[1] در کتاب کنترل کیفیت فراگیر خود عنوان می کند که ” کنترل کیفیت تولید با آموزش آغاز می شود و با آموزش پایان می پذیرد و باید برای مشارکت همگان در پیشبرد هسته های کیفیت به همه کارکنان از مدیر عامل گرفته تا کارگران صف آموزش داده شود ، هسته های کیفیت تحولی در اندیشه مدیریت است و باید نحوه نگرش همه کارکنان تغییر یابد برای انجام این کار می بایست آموزش ها تکرار و تکرار شود”(ایشیکاوا، 1386).

کیفیت برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد و یک تعریف جامع از آن که بهترین باشد وجود ندارد به هر شکلی که آن را تعریف کنیم، کیفیت باید با نیاز های مشتریان انطباق یابد.

بنابراین لازم است کارکنان برای جلب رضایت مشتریان توانایی تصمیم گیری و اقدامات مناسب را داشته باشند. از آنجایی که فرآیند ارائه خدمات جز تفکیک ناپذیر کیفیت تولید و خدمات است. کارکنان خط مقدم نقش مهمی در تصحیح ادراک مشتریان از کیفیت خدمات و تولیدات سازمان دارند. بخشی از نقش مدیریت ایجاد سیستمی است که به کارکنان اجازه دهد بهتر به مشتریان سرویس ارائه دهند، این بدان معنی است که کارکنان نیاز دارند آموزش ببینند تا تصمیماتی را در فرآیند سرویس دهی اتخاذ کنند که پیش بینی آنها مشکل است(اسدی، 1382).

آموزش منجر به استفاده بهتر از ابزار آلات و تجهیزات می شود. آموزش مفید ، کاهش ضایعات، افزایش تعداد محصولات و افزایش کیفیت محصولات را در بر دارد. همچنین کارکنان آموزش دیده نیاز به کنترل کمتری دارند و یاد می گیرند در شرایط خارج از پیش بینی چگونه عمل نمایند. از طرفی آموزش مناسب ، به افزایش انگیزش کارکنان نیز کمک کرده و به آنها اعتماد به نفس بیشتری میدهد همچنین باعث افزایش کیفیت محصولات تولید شده و خدمات ارائه شده میشود . کارکنان  مدیریت خود را بهتر درک کرده و در تصمیم گیری های کیفیت مشارکت بیشتری می نمایند(شهبازی و همکار، 1391).

[1]-Ishikawa

منابع تحقیق درباره اقتصاد مقاومتی

آسیبهای اجتماعی قبل از تهیه برنامههای تلویزیونی و تشکیل کمیته کارشناسی نظارت بر موضوع آسیبهای اجتماعی در برنامههای تلویزیونی را مورد تأکید قرار داده است. بنابراین در مورد اثرات تصاویر رسانهای بر بزهکاری، موضوع این نیست که آیا نمایش رسانهای پیامدهایی به دنبال داشته است یا خیر. به ندرت کسی این آثار را منکر شده است. دستور کار اصلی، گرهگشایی از ارتباط متقابل و پیچیده محتوای رسانهها و دیگر ابعاد ساختار اجتماعی در شکلگیری رفتار مجرمانه است.
ج) رسانه های فرامرزی(ماهواره ای) و نقش آن در ترویج بزهکاری
اما معضل بزرگتری که امروزه علی الخصوص در کشوری مثل ایران با آن روبرو شده ایم استفاده از ماهواره و برنامه های خارجی زبانی که از این شبکه ها پخش می شود. برنامه هایی کاملاً نامتجانس با فرهنگ و ویژگی های جامعه و خانواده های ایرانی. البته باتوجه به اینکه خود رسانه های جمعی یا ماهواره به خودی خود موجب بروز خشونت و انگیزه جنایت نمی باشد. چنانکه ژان کازنو جامعه شناس فرانسوی می گوید: «وسایل نیرومند سخن پراکنی، به تنهایی از قدرت ایجاد تحولات بزرگ در افکار عمومی برخوردار نیستند و یا به ندرت برخوردارند، ولی می توانند بطور موثر، جریانهای فکری موجود را تقویت کنند».
بلکه برخی از برنامه ها، فیلمها و سریال هایی هستند که در ضدیت و با هنجارهای جوامع مختلف می باشند هرچند ممکن است این برنامه ها برای هم کیشنان دست اندرکاران چنین برنامه هایی حتی ارزش محسوب گردد. این با توجه به نسبی بودن امور، هنجار و ناهنجاری های هر یک از جوامع خاص آن جامعه بوده و ممکن است جوامع دیگر آن را نپسندند و حتی جرم تلقی گردند. و نیز اینکه برخی از کشورهای سردمدار چنین شبکه های ماهواره ای عمداً و در تضاد با برخی جوامع دیگر از جمله جامعه ایرانی خواستار انتشار افکار و عقاید خود در این جوامع و به طبع قبولاندن عقاید خود به دیگر جوامع می باشند.
بدین لحاظ دیدگاههای عمومی در مورد جرم و مجازات تا حد زیادی نشأت گرفته از رسانههای گروهی است. مطبوعات، تلویزیون و … میزان جرایم خصوصاً جرایم خشونتآمیز را بیش از واقعیت منعکس میکنند. آنها جهت جذب مخاطب نقطه تمرکز خود را بر جرایم خشونتآمیز و غیرمعمول قرار میدهند نه جرایم معمول روزمره و بنابراین نقش عمدهای در ایجاد حس ناامنی و نیاز به واکنش شدیدتر ایجاد مینمایند. از چند دهه قبل، با توجه به افزایش میزان جرایم خصوصاً جرایم خشونتآمیز، تقاضای عمومی روبه رشدی برای سختگیری نسبت به جرم و به ویژه سختگیری زیاد در مقابل مجرمین تکرار کننده و مرتکبین جرایم خشونتآمیز شکل گرفته است. ظاهراً بسیاری از جرمشناسان به این باور رسیدهاند که برای کاهش جرم، ایجاد تغییر در شرایط اجتماعی و اقتصادی، تأثیری بیشتر از تغییر در سیستم عدالت کیفری داشته و دستگاه عدالت کیفری در این راستا نقش کاملاً محدودی دارد. اما برخلاف آن، سیاستمداران و عموم مردم، نقش و تأثیر حقوق کیفری را بیشتر از قابلیتهایش میدانند. به گونهای که در کشمکشهای سیاسی وعده سختگیری نسبت به جرم در مقایسه با دیدگاههای منعطف، آرای بیشتری به خود جلب میکند.
بند چهارم: استعمال مواد مخدر
از یک سو استعمال مواد مخدر فی نفسه موجب افزایش تبهکاری است و از سوی دیگر تمام فعالیت هایی که مربوط به تهیه این مواد جهت مصرف کنندگان می شود و در اصلاح «قاچاق مواد مخدر» خلاصه شده موجب افزایش جرایم سنگین تری است.علاوه بر این ماده مخدر فرصتی را برای بزهکاری های مخصوصی مربوط به فراهم کردن وسائل لازم برای تدارک آن فراهم می سازد از جمله می توان به جعل نسخه پزشک، سرقت مواد داروئی به عنف و … به منظور تهیه وجوه لازم برای خرید همین مواد توهم زا (مواد مخدر) و غیره باشد.
و نیز برحسب حالت توهم یا تحریک مخصوص متوالی در مصرف بعضی مواد، فرد معتاد ممکن است اقدام به پی ریزی مقدمات جرایم سنگین تر و یا منجر به انجام بعضی از جنایات همچون، قتل، ضرب و حرج، تجاوزات جنسی و دیگر جرایم گردد. که سرانجام اینگونه اقدامات با توجه به حالت و اندازه توهمات استعمال کننده متفاوت می باشد.
فصل سوم: اقتصاد مقاومتی، نقش و جایگاه آن در نرخ ارتکاب جرایم
فصل سوم: اقتصاد مقاومتی، نقش و جایگاه آن در نرخ ارتکاب جرایم
از جمله اشکالات اساسی مدیریت اقتصادی کشور نداشتن الگویی برای مدیریت اقتصاد در شرایط وجود چالش و بحران است. در شرایط حاضر که با مسئله مهم تحریم همه جانبه غرب مواجه هستیم، با وجود تلاش وافر مسئولان، متأسفانه بسیاری از مسائل به چالش تبدیل شده و چالش ها نیز فرصت اثرگذاری منفی بر اهداف را پیدا کرده اند. سیاست های اقتصادی نیز بدون الگویی از پیش تعیین شده به صورتی کاملاً اقتضایی و موردی به کار گرفته می شوند و در مجموع کارایی لازم را ندارند. لذا فقدان الگوی اقتصاد مقاومتی کاملاً احساس می شود. جمهوری اسلامی در حوزه‌های اقتصادی با مسائل یا مفاهیمی مواجه است که به هیچ عنوان تاکنون چه در عرصه نظر و چه در عرصه عمل و تجارب بشری مشابه و ما به ازای واقعی نداشته است. بنابراین خود انقلاب اسلامی مکلف به نوآوری و ابتکار و نظریه‌پردازی و الگوسازی در این عرصه‌های جدید اقتصادی است. یکی از این مفاهیم، «اقتصاد مقاومتی» است. حوزه موضوعی اقتصاد مقاومتی که توسط مقام معظم رهبری طرح گردیده، بسیار گسترده است. براین اساس در تبیین حوزه اقتصاد مقاومتی ابتدا نیاز است ابعاد موضوع شناسایی و موضوعات مختلف به لحاظ اهمیت ط
بقه‌بندی شوند. این سطح از کار به اصطلاح تدوین نقشه مهندسی اقتصاد مقاومتی خوانده می‌شود. این تحقیق تلاش کرده است با تحلیل سخنان رهبری معظم و با بهره‌گیری از روش نظریه‌پردازی داده‌ بنیاد، مدل مفهومی سخنان ایشان پیرامون ابعاد، ویژگی‌ها و الزامات اقتصاد مقاومتی را استخراج کند.
مبحث اول: اقتصاد مقاومتی، موانع و چالشهای موجود
امروزه دیگر بر کسی پوشیده نیست که مشکل اقتصاد ایران، مشکل طرف عرضه می‌باشد؛ مشکلی که امروز خودش را در کاهش ظرفیت‌های تولیدی، افزایش بیکاری و سوزاندن سرمایه‌های انسانی(تخصص زدایی به جای تخصص زایی) و انواع واقسام مشکلات دیگر نشان می‌دهد. آنچه سبب شده است اقتصاد ایران نتواند تمرکز بر مشکل اصلی خود نماید به یک نوع عدم برنامه‌ریزی یا به عبارت بهتر نوعی سردرگمی مربوط می‌شود. کسری بودجه دولت خود یک مشکل است، عطش روزافزون تولید به نقدینگی خود یک مشکل است، دلالی و سفته ‌بازی خود یک مشکل است، ضعیف شدن سیستم بانکی برای اعطای تسهیلات این نیز خود یک مشکل است و مشکل دیگر دریافت نکردن‌ ارز از طریق صادرات نفت و مبادله تهاتری صادرات نفت است، این مشکلات خود چند مشکل دیگر را ایجاد کرده و بر دوام و عمق مشکلات قبلی نیز می ‌افزایند، تورم و بی‌ثباتی و ناامنی زاییده این مشکلات است که بر عمق مشکلات می‌افزاید.
گفتار اول: موانع اقتصاد مقاومتی
فساد اقتصادی یکی از موانع اصلی و جدی تحقق اقتصاد مقاومتی است. مبارزه با فساد اقتصادی باید در دستور کار هر سه قوه قرار بگیرد. در تحقق اقتصاد مقاومتی سه دسته موانع تقنینی، اجرایی و قضایی وجود دارد. موانع تقنینی مربوط به راهبردها یا شناخت دقیق موئلفه های اقتصاد مقاومتی است که به نظر می رسد باید روی آن کار شود؛ چراکه ممکن است تصوراتی وجود داشته باشد مبنی بر اینکه میان مولفه های ترسیم شده برای اقتصاد مقاومتی تضادهایی وجود دارد. لذا اگر قرار است اقتصاد مقاومتی را به عنوان یک راهبرد در نظر گرفت باید روی آن کار تئوریک انجام داد تا به لحاظ مفاهیم تئوریک مولفه ها، ابعاد و ویژگی ها آن روشن شود. پس از این کار باید موانع قانونی اجرای اقتصاد مقاومتی را رفع کرد؛ چراکه در حال حاضر قوانین ما این راهبرد و شیوه از اقتصاد را به درستی حمایت نمی کند. بهم ریختگی های موجود در قوانین به گونه ای است که در کشور ما هر چیز غیرممکنی، ممکن می شود و هر چیز ممکنی، غیر ممکن می شود. لذا باید این بهم ریختگی قوانین را رفع کرد و سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری را تبدیل به قانون کرد و تضادها و مغایرت هایی که در قانون وجود دارد را تعیین تکلیف کرد.


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

به طور مثال برای حمایت از تولید داخلی ایجاب می کند که مشکل زمین برای واحدهای تولیدی را حل کرد، در حالی که اخیرا” قوانینی وضع شده که واگذاری قطعی زمین دولتی را کاملاً ممنوع کرده است؛ که این موضوع باید مورد بررسی قرار بگیرد. در رابطه با موانع اجرایی تحقق اقتصاد مقاومتی باید گفت با این ساختار و روالی که اکنون در کشور وجود دارد شرایط برای تحقق اقتصاد مقاومتی مشکل است. خیلی از مقررات، دستورالعمل ها و رویه های زائد و بازدارنده باید توسط شورای عالی اداری حذف شود. خیلی از موازی کاری هایی که در سیستم های اجرایی وجود دارد باید حذف شود. در رابطه با موانع قضایی هم باید گفت نگاه ها باید به سمت حمایت از تولید کننده باشد و هرکجا مانعی وجود دارد سیستم قضایی این موانع را برطرف کند. فارغ از موانع گفته شده بر سر تحقق اقتصاد مقاومتی باید گفت این موضوع ارتباط مستقیمی با مسئله فرهنگ سازی دارد. این مطلب باید برای مردم جا بیفتد که ایران باید خود را از نظر اقتصادی توانمند سازد تا تهدید و فشارها بر کشور موثر نباشد. یعنی باید مردم بپذیرند که ما راهی نداریم جز اینکه اقتصاد را توانمند کنیم. در نتیجه می توان گفت: مبارزه با فساد اقتصادی باید در دستور کار هر سه قوه قرار بگیرد.
1. در قوه مقننه باید به گونه ای قانون گذاری شود که ایجاد رانت نشود و شرایطی عادلانه و برابر را برای همه ایجاد کرد. دلیلی ندارد که اگر امتیازی برای عده ای ایجاد می کنیم دیگران از آن محروم باشند.

2. در حیطه اجرایی نیز باید به همین شیوه عمل کرد و روش ها باید کاملاً شفاف باشد تا تفاوت و تبعیضی میان سرمایه گذاران و فعالین اقتصادی ایجاد نشود.
3. قوه قضائیه نیز در عین آنکه باید از تولید داخلی حمایت کند اما در قبال تخلفات، سوء استفاده و رانت هایی که برای عده ای ایجاد می شود با قاطعیت برخورد نماید.
گفتار دوم: مهمترین چالشهای اقتصادی موجود
مهمترین چالش های اقتصادی موجود در زمینه اقتصاد تورمی عبارتند از: (اشتغال و تولید، تورم، سیاست های موجود) که هریک مشروحاً در ذیل مورد بررسی قرار گرفته است.
بند اول: اشتغال و تولید
الف) اشتغال
نرخ اشتغال و از سوی دیگر نرخ بیکاری از جمله متغیرهای کلان اقتصادی می‌باشد که متأثر از عملکرد مجموعه‌ای از قوانین، نهادها، رفتار بخش خصوصی، دولتی و … می‌باشد. تعریف اشتغال و بیکاری همواره در سال‌های اخیر محل بحث و تردید در میان پژوهشگران بوده است. نرخ اشتغال از یک‌سو و تعداد مشاغل ایجاد شده از سوی دیگر، هم‌چنین پایداری یا ناپایداری مشاغل ایجاد شده از سال‌های گذشته مورد توجه بوده و این امر در سال 91 از اهمیت بیش‌تری برخوردار خواهد بود. بدیهی است که شناخت عوامل و متغیرهای تأثیرگذار بر بازار کار نیازمند بررسی های جزیی‌تر و دقیق‌تر در سطوح مختلف هرم سنی جمعیت کشور می‌باشد. به عبارت بهتر تحلیل کلی نرخ‌های بیکاری و اشتغال نمی‌تواند درک و بینش صحیحی از مشکل بیکاری و سیاست‌گذاری ‌های مربوط به آن ارایه کند. در جهت ارایه‌ درک روشنی از وضعیت بازار کار می‌توان از نتایج طرح آمارگیری و نیروی کار (طرح نمونه‌گیری نیروی کار، اشتغال و بیکاری مرکز آمار ایران) استفاده کرد. مطابق با نتایج این طرح طبق جدول زیر، جمعیت فعال کشور (شامل جمعیت شاغل و افراد جویای کار) از 23 میلیون و 290 هزار نفر در سال 1384 به 23 میلیون و 840 هزار نفر در سال 1388رسیده است. به عبارت بهتر در طی یک دوره‌ی 4 ساله، تنها 550 هزار نفر و به دیگر سخن سالانه حدود 140 هزار نفر وارد بازار کار شده‌اند.

ب) تولید و رشد اقتصادی
رشد اقتصادی به عنوان

تحقیق رایگان با موضوع صنایع غذایی ایران

که « سازمان، اکنون، چه از نظر مالی و چه از نظر برنامه ریزی در یک بحران به سر می برد‌« . اما « مشکلات فراروی سازمان را می توان رفع نمود» از جمله مشکلات مطرح شده در گزارش مذکور، می توان به « محافظه کاری و کندی سازمان در انطباق» با شرایط، ـ بوروکراسی سنگین و هزینه بر فائو» و « ظرفیت های تضعیف شده سازمان» و این واقعیت که‌ « بسیاری از توانمندی های آن در معرض خطر قرار گرفته اند …» اشاره کرد.

مبحث سوم – جایگاه حق بر غذا در حقوق و سازمان های ایرانی
گفتار اول – وضعیت امنیت غذایی در ایران در مقایسه با دیگر کشورها
براساس آمار و ارقام و اطلاعات مربوط به سازمان خوار و بار کشاورزی جهان در سال 1379 سرانه دریافت انرژی غذایی هر ایرانی 3096 کیلو کالری در روز می‌باشد که بر این رقم دو سال بعد به 3425 کیلو کالری در روز افزایش یافته است. انرژی دریافتی و متوسط سرانه کشورهای منطقه 2865 کیلوکالری در روز بوده که ایران از این منظر رتبه ششم را در بین کشورهای منطقه دارا می‌باشد، البته به دلیل اینکه اطلاعات مربوط به کشورهای بحرین، قطر و عمان لحاظ نشده است، بدون توجه به رتبه آنها، ایران دارای چنین رتبه‌ای است. ویژگی و توزیع کالری بدینصورت است که در ایران حدود 62 درصد از انرژی دریافتی از غلات و ریشه‌ها است در حالیکه متوسط کشورهای منطقه‌ای رقم 53 درصد است. و از همین جا این نکته را دیکته می‌کند که می‌باید به سمت تولیدات حیوانی برنامه‌ریزی نمود. نکته دیگر این است که با وجود سرانه انرژی دریافتی بالا براساس آمار 7/2 میلیون نفر تقریباً معادل 4 درصد از مردم ایران دچار سوءتغذیه هستند و این مسئله خود حاکی از توزیع نامناسب در آمد است که در واقع دسترسی اقتصادی به غذا را دچار مشکل کرده است و در این بین قدرت خرید دارای اهمیت است به رغم سرانه انرژی بالا عدم تعادل در وضعیت تغذیه‌ای خود بیانگر نیاز به فرهنگ‌سازی در این ارتباط می‌باشد. آمار سازمان‌های بین‌المللی از جمله فائو، سازمان جهانی بهداشت یونیسف و بانک جهانی، در سال 1382 نشان می‌دهد که 11 درصد کودکان زیر 5 سال کم وزن و 15 درصد کوتاه قد هستند، از سویی حدود 58 درصد بزرگسالان دارای اضافه وزن و 21 درصد آنها دچار چاقی هستند.
بررسی شاخص‌های مختلف مرتبط بیانگر جایگاه ایران در بین کشورهای هدف سند چشم‌انداز می‌باشد از بین 25 کشورمورد نظر در سند چشم‌انداز اطلاعات 18 کشور در اسناد رسمی بین‌المللی وجود داشته و بررسی گردید. در این بررسی شاخص‌های مختلفی وجود دارند در ارتباط با دسترسی فیزیکی به غذا که بیشتر به کشاورزی بر می‌گردد و بیانگر قدرت داخلی در تأمین غذا می‌باشد. شاخص موجود شامل عرضه سرانه پروتئین چربی و هیدروکربورما دلالت بر تأمین غذا دارد. از نظر آمارهای مذکور ایران در شاخص‌های ترکیبی کشاورزی بعد از پاکستان، ترکیه، ترکمنستان و سوریه دارای رتبه پنجم است، در شاخص ترکیبی مصرف غذا، سلامتی و تندرستی دارای رتبه بالاتر از دهم است و از نظر شاخص‌های دسترسی اقتصادی که بیانگر دخالت عواملی چون توزیع، تورم بیکاری، درآمد سرانه و قدرت خرید است جایگاه ایران نامطلوب است.
بررسی‌ها نشان می‌دهد که شاخص کل وضعیت تغذیه و سلامت مناسب نبوده و از اینکه حدود 4 درصد از جمعیت کشور مبتلا هستند که در عین حال که کشور به لحاظ سرانه کمی موادغذایی دارای مطلوبیت است موضوعی تامل برانگیز است. وضعیت نسبتاً خوب شاخصهای کشاورزی در مقایسه با دیگر شاخص‌ها دلالت بر عملکرد نامناسب نظام اقتصادی در راستای هدف دارد. رتبه‌های نامناسب از نظر شاخصهای اقتصادی (ایران سومین کشور تورمی و نابرابری) دسترسی به غذا را دچار مشکل می‌کند کشور از نظر بسیاری از شاخصهای امنیت غذایی (بویژه شاخصهای دسترسی اقتصادی) در سطح متوسط و یا پایین قرار دارد. پایین بودن وضعیت تغذیه و سلامت به فقر درآمدی، فقر تغذیه‌ای، فقر فرهنگی – بهداشتی جامعه روستایی نیز مربوط می‌شود و بدین جهت زمینه شناسایی افراد فقیر و مبتلا به سوءتغذیه و همزمان اجرای برنامه‌های ویژه برای این گروه از جامعه ضروری است. افزایش کیفیت ترکیبات غذایی؛ افزایش تولید و استفاده از پروتئین حیوانی به حد قابل قبول (بالاترین مقدار فعلی 65 گرم در روز) و کاهش سهم غلات و ریشه‌ها در انرژی دریافتی افراد که باعث چاقی و اضافه وزن نشود؛ رفع کامل سوءتغذیه؛ افزایش سطح امید به زندگی به بالاتر از 82 سال (امید به زندگی اولین کشور در وضع موجود)؛ کاهش نرخ مرگ و میر کودکان زیر 5 سال از 36 در هزار به زیر 5 در هزار؛ کاهش نرخ مرگ و میر مادران از 76 درصد هزار به پایین‌تر از 10 در هزار؛ کاهش درصد کودکان کم وزن زیر 5 سال به پایین‌تر از 9/1 درصد؛ کاهش درصد کودکان کوتاه قدی تغذیه‌ای به زیر 5 درصد دارای اهمیت است.
با توجه به تفاوت کشورها از نظر پتانسیلهای کشاورزی، شاخصه‌های تجارت و تأمین غذای منطقه، مهمترین شاخص دسته‌بندی کشورها در زمینه امنیت‌غذایی در آینده خواهد بود. در حوزه کشاورزی شاخص تغذیه مردم پاکستان به دلیل جمعیت زیاد و وضعیت جاری نامطلوب تغذیه در صورت رشد اقتصادی و افزایش قدرت خرید مردم، مطمئناً به دلیل تقاضای بیشتر برای غذا افزایش می‌یابد و در این صورت تراز تجاری موادغذایی ضروری از مثبت به سمت صفر و یا منفی میل خواهد کرد. شاخصهای کشاورزی در کشورهای ترکمنستان، سوریه و آذربایجان به دلیل محدودیت منابع آب و کنترل آن در کشورهای همجوار مانند افغانستان، ازبکستان، ترکیه ارمنس
تان و ایران در آینده تغییر (نزول) خواهد کرد. این وضعیت برای مصر و عراق و عربستان نیز تا حدودی قابل پیش‌بینی است. بنابراین می‌توان انتظار داشت در آینده مهمترین کشورهای رقیب در زمینه کشاورزی ترکیه و ایران خواهد بود.
گفتار دوم – حق بر غذا در حقوق و سازمان های ایرانی
در ایران قانونگذاری در مورد شرایط فعالیت در صنعت غذا و نظارت بر فعالان این عرضه سابقه ای دیرینه دارد. قانون سازمان وزارت بهداری مصوب ١٣٢۴ یکی از اهداف سازمانی این وزارتخانه را نظارت بر فعالیت در صنعت غذا میداند و به موجب آن اداره ای، زیر نظر اداره کل فنی وزارتخانه به نام “اداره دارویی نظارت در ادویه مخدره و جلوگیری از تقلبات در اغذیه و دارو” تأسیس شده است.
اولین قانون ایرانی که به شرایط فعالیت در صنعت غذا به عنوان یکی از موضوعات اصلی پرداخته، قانون بهداشت شهری ( ١٣٢٩ ) است، پس از تصویب این قانون، بر اساس شرایط زمان و به منظور حفظ سلامت غذایی جامعه و حمایت از مصرف کنندگان مواد غذایی قوانین متعدد دیگری به تصویب رسیده است. برای ارایه تصویری کلی از روند تحولات قانونگذاری ایران در مورد مواد غذایی بر اساس تاریخ تصویب به قوانین اصلی یعنی قوانینی که موضوع اصلی یا یکی از موضوعات اصلی آن ها صنعت غذا است، اشاره می شود. بدیهی است قوانینی که در آنها حکمی در خصوص صنعت غذا و مواد غذایی پیش بینی شده محدود به موارد مذکور نیست.
بند اول – قانون سازمان وزارت بهداری مصوب آذر ماه ١٣٢۴


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

این قانون، ساختار و سازمان مرکزی وزارت بهداری را تعیین کرده است. به موجب ماده یک قانون، سازمان مرکزی وزارت بهداشت به شرح زیر است:
١- حوزه وزارتی
٢- شورای عالی بهداشت
٣- بنگاه پاستور
۴- اداره کل امور اداری
۵- اداره کل بازرسی
۶- اداره کل فنی
قانون، وظایف و اختیارات هر یک از بخشهای فوق را مشخص کرده است. مطابق ماده ١۵ قانون، اداره کل فنی متشکل از ده اداره است که یکی از آنها اداره دارویی نظارت در ادویه مخدره و جلوگیری از تقلبات در اغذیه و دارو است.

نظارت بر فعالیت در صنعت غذا از وظایف اداره نامبرده است.
بند دوم- قانون بهداشت شهری مصوب ٢٩/11/1329
این قانون، برای نظارت بر فعالیت اشخاص در امور پزشکی، دارویی و غذایی تصویب شده است.
به موجب ماده ۶ قانون کارخانه هایی که مواد خوراکی و آشامیدنی می سازند، ملزم اند از وزارت بهداری مجوز بگیرند. برای متخلفین از حکم این ماده، حبس از دو تا شش ماه پیش بینی شده است. دادگاه می تواند ضمن حکم خود به درخواست وزارت بهداری دستور از بین بردن کارخانه را نیز صادر کند.
ماده ٧ قانون شرایط نظارت وزارت بهداری بر بهداشت محیط و ابزارهای تولید مواد خوراکی و آشامیدنی را مورد حکم قرارداده است.
به موجب ماده ٨ قانون، رنگ هایی که در مواد خوراکی مورد استفاده قرار میگیرند باید از نوع مخصوص و مجازی باشند که فهرست آن از طرف وزارت بهداری آگهی میشود.
بند سوم- قانون مربوط به مقررات امور پزشکی و دارویی و مواد خوردنی و آشامیدنی مصوب ٢٩/2/1334
قانون فوق جهت تکمیل نواقص قانون بهداشت شهری ( ١٣٢٩ ) تصویب شده است. هر چند قانون بهداشت شهری به موجب این قانون، صریحاً نسخ نشده است، ولی به نظر می رسد در برخی موارد، قانون مربوط به مقررات امور پزشکی و دارویی و مواد خوردنی و آشامیدنی به طور ضمنی ناسخ قانون بهداشت شهری است.
بند چهارم- قانون اجازه پرداخت حق السهم دولت ایران در برنامه غذایی جهانی مصوب 10/9/1347
به موجب این قانون، وزارت دارایی اجازه یافت که سهمیه تعهدشده دولت ایران در برنامه غذایی جهانی (P.F.W) را از محل درآمد عمومی آل آشور در سال ۴٧ پرداخت کند.
بند پنجم- قانون اجازه تأسیس مؤسسه خواربار و تغذیه ایران مصوب ١۴/10/1343
به موجب این قانون که در قالب ماده واحده تصویب شده است، به منظور تنظیم و بهبود تغذیه مردم کشور و تربیت افراد کارشناس و متخصص در امر تغذیه مؤسسه ای به نام مؤسسه خواربار و تغذیه ایران زیر نظر وزارت بهداری (بهداشت، درمان و آموزش پزشکی) تشکیل شده است، اداره مؤسسه تابع مقررات اساسنامه آن است و بودجه آن ذیل بودجه وزارت بهداری در ردیف جداگانه در بودجه کل آشور منظور می‌شود.
بند ششم- قانون تشکیل انستیتوی علوم تغذیه و صنایع غذایی ایران مصوب 15/4/1345
به موجب این قانون مؤسسه ای به نام ” انستیتو علوم تغذیه و صنایع غذایی ایران” تشکیل شده است. مطابق ماده یک قانون، هدف از تشکیل مؤسسه عبارت است از “توسعه و تمرکز فعالیت های تحقیقاتی در امر تغذیه و صنایع غذایی و هماهنگ کردن آن با برنامه های پیشرفته جهانی، تنظیم خط مشی لازم و ارایه آن به منظور بهبود امر تغذیه همچنین تعلیم و تربیت کارشناسان در علوم تغذیه و صنایع و بهداشت و وارسی مواد غذایی” مطابق ماده ١٩ قانون، انستیتو علوم تغذیه و صنایع غذایی ایران، جانشین انستیتو خواربار و تغذیه ایران شده و از تاریخ تصویب آن قانون اجازه تأسیس مؤسسه خواربار و تغذیه ایران و مقررات مربوط به آن و اساسنامه انستیتو خواربار و تغذیه ایران نسخ شده است.
بند هفتم – قانون مواد خوردنی، آشامیدنی، آرایشی و بهداشتی مصوب ٢٢/4/1346
قانون فوق مهمترین قانون حاکم بر صنعت تولید و عرضه مواد غذایی است. در واقع هدف از تصویب این قانون، خارج کردن مواد خوردنی، آشامیدنی، آرایشی و بهداشتی از قانون مقررات امور پزشکی و دارویی بود. بنابراین برخی از احکام آن با مقررات قانون مقررات امور پزشکی و دارویی تعارض دارد و ناسخ ضمنی آنهاست. هدف از تدوین پیش نویس حاضر نیز در وهله اول اصلاح قانون مواد خوردنی، آشامیدنی، آرایشی و بهداشتی است. این قانون پس از تصویب در سال ١٣۴۶ سه بار اصلاح شده است.
بند هشتم- قانون اصلاح ماده ٢ مواد خوردنی، آشامیدنی، آرایشی و بهداشتی و تبصره آن 9/8/1347
این قانون در قالب ماده واحده به منظور اصلاح ماده ٢ قانون مواد خوردنی، آشامیدنی، آرایشی و بهداشتی تصویب شده است، به موجب این ماده واحده به منظور افزایش میزان مجازات اعمال مجرمانه موضوع ماده یک قانون مواد خوردنی، آشامیدنی، آرایشی و بهداشتی، یک تبصره به ماده ٢ قانون الحاق شده است.
بند نهم- قانون اصلاح بعضی از مواد قانون مواد خوردنی، آشامیدنی، آرایشی و بهداشتی

هدف از تصویب قانون مذکور نیز چنان که از عنوان آن پیداست اصلاح قانون ( ١٣۴۶)

تحقیق رایگان با موضوع سازمان های بین المللی

حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و تأکید بر اهمیت اساسی همکاری بین المللی در تحقق این حق، معلول تلاش های نهادهایی همچون شورای حقوق بشر، کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و
سازمان های بین المللی بسیاری بوده است.
یکی از اهداف سازمان ملل متحد، بنا به منشور آن سازمان، تلاش برای ترویج احترام به حقوق بشر است و در این راه، معاهدات بین المللی حقوق بشری نقش ویژه ای برای نهادها و سازمان های تخصصی سازمان ملل متحد قائل هستند. مجمع عمومی سازمان ملل در قطعنامه های خود از سازمان های بین المللی نظیر بانک جهانی و صندوق بین المللی پول خواسته است که : « سیاست ها و پروژه هایی که بر تحقق حق بر غذا تأثیر مثبت دارند را تشویق کنند و از اینکه اعضای آنها به این حق بشری احترام می گذارند، اطمینان حاصل کنند. این اطمینان از طریق مشارکت در اجرای پروژه های عمومی بین المللی، حمایت از پروژه های اعضای دیگر در زمینه برآورده کردن حق بر غذا و ممانعت از رخ داد هرگونه عملی که تأثیری منفی بر تحقق حق بر غذای کافی می گذارد، تامین می شود.
در این بخش، به بررسی فعالیت های سازمان های بین المللی و نهادهای تخصصی سازمان ملل متحد در مورد حق بر غذای کافی پرداخته می شود. به جهت نقش ویژه سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد در این زمینه، به فعالیت های این سازمان در بخش مجزایی پرداخته می شود.
1 – کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی

کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، به موجب قطعنامه 17/1985 شورای اقتصادی و اجتماعی تأسیس شد. مهم ترین فعالیت کمیته، روشن کردن محتوای هنجارهای مندرج در میثاق، به ویژه از طریق اتخاذ «تفاسیر عمومی » است . در این تفسیرها، کمیته سعی می کند ضمن تشریح و تبیین مفهوم و ماهیت یک حق، دامنه و حد آن، تعهدات صاحبان حق و تکلیف، شیوه های تحقق و نقض آن حق و راه های جبرانی پیش روی قربانیان نقض آن را آشکار سازد.
اگر چه جایگاه حقوقی تفسیرهای کمیته به طور کلی در حقوق بین الملل بشر مشخص نیست، با این وجود، آنها می توانند تحلیل های دقیق و نظام مندی باشند که از سوی رکنی صادر شده اند که وظیفه انحصاری تفسیر قواعد مندرج در میثاق را بر عهده دارد . کمیته در تفسیر عمومی شماره 12 خویش راجع به حق بر غذا، به تشریح و تبیین حق بر غذا و عناصر آن، تعهدات ناشی از این حق و نقض آنها و تکالیف اشخاص و دولت ها در تحقق آن حق و شیوه های جبرانی نقض آن و نقش سازمان های بین المللی در تحقق این حق می پردازد.
تفسیر کمیته در مورد حق بر غذای کافی از جنبه های مختلفی برخوردار است.
نخست اینکه اولین بار تعریفی حقوقی نسبتاً جامعی از حق بر غذای کافی به عمل آمده و به شرح و تبیین آن پرداخته شد. در این تفسیر پس از بیان تعریف کلی از پرداخته شده و منظور از « بنیادین » حق بر غذای کافی، به تبیین مفهوم واژگان کاربرد آن، تأکید بر تعهد فوری و نه تدریجی دولت ها به جلوگیری از قحطی است.
و از آنجایی که رهایی از قحطی با حق بر حیات مرتبط است باید در هر شرایطی محترم شمرده شود .
در کنار این موارد، کمیته در تفسیر شماره 12 خویش، عناصری را برای حق، بر غذا برمی شمرد که از آن جمله می توان به کفایت، قابلیت پذیرش فرهنگی، سلامت و دسترسی اقتصادی و فیزیکی اشاره کرد . در خصوص معنای « غذایی کافی» برخی مفسران اظهار کرده اند که « کفایت» غذایی فراتر از آن چیزی است که برای صرف بقا ضروری است، بلکه باید در احراز آن به تأثیر نوع غذا در سلامت شخص یاتوانمند کردن او برای پیگیری یک زندگی عادی و فعال توجه شود و واضح است که هر معیاری که کفایت با توجه به آن سنجیده می شود نیز، باید تعریف شود. به علاوه کفایت، واجد هر دو جنبه کمی و کیفی است؛ یعنی غذا باید هم از نظر میزان کالری و انرژی غذایی حاصله و هم از نظر مواد غذایی ضروری همچون ویتامین ها کافی باشد. مفهوم دقیق « کفایت» به میزان زیادی با ت وجه به شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، آب و هوایی و اکولوژیکی حاکم تعیین می شود .


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

همچنین منبع غذایی باید از نظر فرهنگی قابل پذیرش بوده (با فرهنگ غذایی رایج سازگار باشد) و سالم ( فاقد عناصر سمی و آلوده کننده ) باشد .
2 – شورای حقوق بشر
شورای حقوق بشر براساس قطعنامه 251/60 مجمع عمومی ملل متحد در سال2006 میلادی به عنوان یک نهاد فرعی مجمع عمومی، جایگزین کمیسیون حقوق بشر ملل متحد شد.‌ شورای حقوق بشر، یکی از نهادهایی است که در پیشبرد اهداف حقوق بشری ملل متحد نقش بسیار بارزی داشته است.
مهم ترین فعالیت شورای حقوق بشر در زمینه حق بر غذا را می توان تعیین گزارشگر ویژه حقوق بشر دانست. از سال 2000 میلادی کمیسیون سابق حقوق بشر، گزارشگر ویژه ای برای حق بر غذا در نظر گرفت.
این گزارشگر هم به کمیسیون حقوق بشر (اکنون شورا) و هم به مجمع عمومی سازمان ملل متحد گزارش می دهد . گزارشگر ویژه اختیارات گسترده ای در زمینه تحقیق و بررسی در موارد، موضوعات و وضعیت های مرتبط با حق بر غذا و ارائه پیشنهاد دارد البته لازم به ذکر است که گزارش اول حق بر غذا در زمان فعالیت کمیسیون حقوق بشر تعیین گردید.
نخستین گزارشگر ویژه حق بر غذا ژان زیگلر، جامعه شناس سوئیسی بود که در دوران حضورش در منصب گزارشگر ویژه حق بر غذا گزارش های فراوانی در زمینه های امکان اقامه دعوا در زمینه حق بر غذا، جنسیت، تقابل تجارت بین الملل و حقوق بشر دوستانه بین المللی داشته و مأموریت هایی نیز به نیجر، برزیل، بنگلادش و سرزمین های فلسطین اشغالی نمود.
پس از پایان مأموریت گزارشگر اول ویژه حق بر غذا در سال 2008 میلادی، پروفسور اولیویر دو شوتر به عنوان دومین گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در زمینه حق بر غذا از سال 2009 میلادی این سمت را عهده دار شده است. یکی از مهم ترین اقدامات دو شوتر شرکت در اجلاس وزرایی سازمان تجارت جهانی و تدوین گزارشی در تلاش برای ایجاد تعادلی میان حقوق کشاورزان خرده پا و مردمان محلی بر حق بر غذای کافی و اصول تجارت جهانی است.
در حقیقت هدف گزارشگران ویژه حق بر غذا، تلفیق تلاش ها برای تبیین حق بر غذای کافی و تلاش های اجرای و اعمال این حق است.
اختیارات گزارشگر ویژه حق بر غذا گسترده بوده و موارد زیر را در بر می گیرد:
تشویق به تحقق کامل حق بر غذا و ترغیب پذیرش معیارهای آن در سطوح ملی، منطقه ای و بین‌المللی؛
جستجو برای یافتن راه هایی برای غلبه بر موانع موجود و در حال ظهور در راه تحقق حق دسترسی به غذا؛
ایجاد انگیزه و جلب توجه به وضعیت حق بر غذا از منظر جنسیتی و سن افراد؛
تدوین و پیشنهاد راهکارهایی برای اجرا و تحقق هدف اول اعلامیه توسعه
هزاره و حق بر غذا، به ویژه با در نظر گرفتن اهمیت مشارکت و هم یاری بین المللی در این زمینه؛
ارائه پیشنهادهای قابل اجرا در زمینه تحقق تدریجی حق بر غذا؛
همکاری کامل و تنگاتنگ با دولت ها، سازمان های بین المللی و سازمان های مردم نهاد، کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و تمامی فعالان مرتبط در زمینه حق بر غذا؛
مشارکت و حضور در کنفرانس ها و رخدادهای بین المللی مرتبط
3 – برنامه جهانی غذا
برنامه جهانی غذا، نهاد اعطاکننده کمک های غذایی مستقیم سازمان ملل متحد است که از سال 1963 میلادی فعالیت خود را آغاز نموده است. برنامه جهانی غذا در ابتدا یک برنامه عمل سه ساله توسط فائو بود، اما پس از مدتی از نظر ابعاد رشد چشمگیری کرده و در عمل مستقل از فائو عمل می نماید. این نهاد در هنگام بروز خشکسالی یا قحطی در کشورهای در حال توسعه، کمک غذایی برای آسودگی مردم فراهم می آورد. برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد بزرگ ترین سازمان بشردوستانه جهت مبارزه با گرسنگی است. در سال 2011، این برنامه به بیش از نود میلیون نفر در بیش از هفتاد کشور کمک های غذایی ارائه نمود.
برنامه جهانی غذا با انجام طرح هایی که غذا را به عنوان وسیله ای برای توسعه دانش و آموزش بیشتر به کار می گیرند، به مردمان فقیر و گرسنه کمک می نماید تا امنیت غذایی خود را در آینده به دست آورند. برای مثال، برنامه جهانی غذا برای بیش از بیست میلیون کودک در نقاط مختلف جهان، در طول سال تحصیلی وعده های غذایی فراهم می کند این عمل، خانواده ها را تشویق می نماید تا کودکان خود را به مدرسه بفرستند و در نتیجه به آنها کمک می کند تا آینده بهتری برای خود بسازند.
به طور کلی، برنامه جهانی غذا پنج هدف استراتژیک دارد که عبارتند از:
1- نجات جان افراد و حمایت از امرار معاش در مواقع اضطراری؛
2- جلوگیری از گرسنگی حاد و سرمایه گذاری برای آمادگی در مقابل بلایای طبیعی و کاهش اثرات آن؛
3-بازگرداندن و بازسازی زندگی پس از جنگ و بلایای طبیعی و یا در شرایط گذار؛
4- کاهش گرسنگی مزمن و کمبود تغذیه و
5- تقویت توانایی ملت ها برای مهار گرسنگی از طریق سیاست های واگذاری و خرید محلی.
باوجود تمام مشکلات و سختی های پیش روی فعالیت های برنامه جهانی غذا، این برنامه را می توان یکی از موفق ترین برنامه های اجرا شده توسط سازمان ملل متحد دانست.
4 – صندوق بین المللی برای توسعه کشاورزی

صندوق بین المللی برای توسعه کشاورزی، پس از کنفرانس غذای جهانی 1974 میلادی و به عنوان نهاد زیرمجموعه سازمان ملل متحد در سال 1977 میلادی، ایجاد شد.‌ صندوق بین المللی برای توسعه کشاروزی (ایفاد) به این منظور ایجاد شد تا وسایل لازم را برای توسعه طرح های کشاورزی و روستایی
ارائه دهد. این صندوق، وام ها و ضمانت های لازم را برای کمک های کوچک در کشاورزی می‌پردازد.
هدف نهایی صندوق بین المللی برای توسعه کشاورزی، کمک به کشورهای در حال توسعه در برخورد با فقر روستایی و بهبود وضع تولید غذا و تغذیه از طریق سرمایه گذاری برای حذف فقر است. قسمتی از فعالیت های این صندوق در مورد زنان روستایی است که از نظر غذایی با مشکل روبه رو هستند.
یکی از مهم ترین اقدامات صندوق بین المللی توسعه کشاورزی برای مبارزه با فقر و گرسنگی در جوامع روستایی، به ویژه در فقیرترین مناطق جهان، اختصاص اعتبار و اعطای وام به کشاورزان خرده پای فقیر آن مناطق است. حدود نهصد میلیون نفر ؛ یعنی 75 درصد از 1/2 میلیارد انسان به شدت فقیر جهان، در مناطق روستایی زندگی می کنند .
بنابراین صندوق ایفاد، برای برطرف کردن فقر روستایی اولویت قائل است . همچنین صندوق ایفاد طرح های مشارکتی کشاورزی پایدار را در این مناطق با مشارکت جوامع روستایی، اعم از زن و مرد، ترتیب می دهد. صندوق ایفاد، تاکنون بیش از 5/9 میلیارد دلار در 732 پروژه بیش از سیصد میلیون فقیر روستایی را در کشورهای کمتر توسعه یافته تحت پوشش قرار داده است، سرمایه گذاری نموده است.
صندوق توسعه کشاورزی همکاری نزدیکی با فائو دارد و به برنامه های فائو کمک های مالی می کند. با این حال عمده فعالیت صندوق کمک به دولت ها است. با توجه به موارد بیان شده از یک سو، و تداوم بحران گرسنگی در سطح جهانی از سوی دیگر، باید اذعان نمود که برنامه ها و تلاش های متعدد انجام شده در قالب برنامه ها، سازمان ها و نهادهای فوق الذکر و برخی سازمان های دیگر از جمله بانک جهانی، صندوق کودکان یونیسف و غیره، به نتایج مناسبی نرسیده و نیاز به ایجاد رهیافت نوینی در این زمینه در سطح جهانی احساس می شود. یکی از ویژگی های این رهیافت می تواند، بر هماهنگ نمودن و یکپارچه سازی فعالیت های سازمان ها و نهادهای سازمان ملل متحد باشد. در همین راستا و پس از اوج گیری بحران غذای جهانی در سال 2008 میلادی، ضرورت حمایت سیاسی و مالی از تداوم، بهبود و اصلاح اقدامات سازنده در زمینه مبارزه با گرسنگی، با مشارکت گسترده جامعه جهانی مورد تأکید قرار گرفت. این وضعیت بر اساس چارچوب استراتژیک تدوین شده توسط کارگروه عالی رتبه سازمان ملل متحد در مورد بحران جهانی غذا تحت بررسی قرار

تحقیق رایگان با موضوع هزینه های مالی

ی متناسب با نیازهای فیزیولوژیکی انسان، در تمام سطوح از چرخه زندگی و بر طبق جنسیت و شغل افراد باشد.
فرهنگ مولفه دیگری است که در مفهوم حق بر غذا به آن توجه شده است. برطبق تعریف میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از حق بر غذا، هر کسی حق دسترسی به غذای متناسب با فرهنگ خاص خود را دارد. این پذیرش از سوی فرهنگ و مصرف کننده، بر توجه به ارزشهای غیرتغذیه ای مرتبط با غذا و مصرف آن و آگاهی دادن در مورد نگرانی های مشتری در زمینه ماهیت غذای در دسترس تعبیر می شود. برای مثال غذایی که تابوی ( حرام ) فرهنگی یا مذهبی برای دریافت کننده ها یا افرادی که عادت به خوردن آن را ندارند باشد، از لحاظ فرهنگی غیرقابل قبول است.
جزء دیگر، قابلیت دسترسی است. قابلیت دسترسی اقتصادی بدان معنا است که هزینه های مالی شخصی و خانوادگی در ارتباط با تهیه غذا در یک برنامه غذایی باید در سطحی باشد که دیگر نیازهای اساسی مورد تهدید و یا چشم پوشی قرار نگیرند و مقیاسی است که میزان برآورده شدن بهره مندی از حق بر تغذیه را اندازه گیری می کند.
علاوه بر این طبق نظر گزارشگر ویژه حق بر غذا، دسترسی شامل دسترسی اقتصادی و فیزیکی است. یعنی قابلیت دسترسی اقتصادی بدان معنا است که در دستیابی غذا باید استطاعت مالی وجود داشته باشد. افراد باید قادر به تهیه غذای کافی بدون چشم پوشی از نیازهای اساسی دیگر مانند شهریه های مدرسه، هزینه های پزشکی یا اجاره باشند. برای مثال قابلیت استطاعت مالی برای غذا می تواند به این شکل تضمین شود که حداقل دستمزد یا مزایا امنیت اجتماعی در مواجهه با هزینه های غذای مغذی و نیازهای اساسی دیگر بطور کافی وجود دارد. قابلیت دسترسی فیزیکی بدان معناست که غذا برای همه افرادی که از لحاظ فیزیکی آسیب پذیرهستند مانند بچه ها، افراد بیمار و اشخاص ناتوان یا برای افراد مسن یا کسانی که ممکن است کار در بیرون برای آنان سخت و دشوار باشد نیز قابل دسترس باشد. دستیابی غذا باید برای افراد در نواحی دوردست و قربانیان درگیریهای نظامی یا فجایع طبیعی و زندانیان نیز تامین شود. برای مثال به منظور دسترسی افرادی که در نواحی دوردست زندگی می کنند بهسازی زیرساختها می تواند دسترسی آنان را به بازارها از طریق حمل و نقل عمومی امکان پذیر سازد.
همچنین به نظر وی غذا باید قابل تهیه نیز باشد. قابلیت تهیه از طرفی مستلزم این می باشد که غذا از منابع طبیعی خواه از طریق تولید غذا توسط کشت و زراعت زمین یا دامپروری حیوانات یا از طریق راههای دیگر دستیابی غذا ماند ماهیگیری، شکار یا جمع آوری قابل فراهم آوردن باشد. از طرف دیگر بدان معنا است که غذا باید برای فروش در بازارها و مغازه ها قابل دسترس باشد.
آب باید یک مولفه بنیادی در مورد حق بر غذا باشد. بحث در مورد مواد غذایی و امنیت غذا بدون در نظر گرفتن آب آشامیدنی سالم غیرممکن، و آب آشامیدنی سالم برای تغذیه کافی، ضروری است. همچنین مولفه دیگر باید آب مورد استفاده در آبیاری محصولات باشد، با فرض این که این کار برای محصولات غذایی و برای تضمین دسترسی به غذا، بویژه در کشورهایی که افراد فقیر عمدتاً به تولیدات خودشان وابستگی دارند، ضروری است.
این اقدامات موازی در بهداشت، مراعات اصول بهداشتی و آب آشامیدنی است باید در شمول حق بر غذا محسوب شوند . البته این مساله مولفه های گسترده ای در تعریف موسع از امنیت غذایی وجود دارد. نباید بعنوان مشکلی برای درک کلی حق دسترسی به غذا نگریسته شود.
حق بر غذا صرف تغذیه شدن یا تغذیه کردن نیست. بسیاری از افراد تصور می کنند که حق بر غذا به معنای ارائه غذای رایگان به افراد نیازمند از طرف دولت می باشد. این یک استنباط اشتباه است و انتظار می رود افراد نیازهای خود را با تلاش و کاربرد منافع مرتفع سازند. برای انجام این عمل یک شخص باید در موقعیتهایی زندگی کند که به او اجازه تولید غذا یا خرید آن داده شود. برای تولید غذا او نیازمند زمین، آب، بذرها، منابع دیگر و سپس پول و دسترسی به بازار می باشد. حق بر غذا دولتها را به تهیه یک محیط توانمند ملتزم می سازد که در آن افراد بتوانند از پتانسیل کاملشان برای تولید یا تهیه غذای کافی برای خود و خانواده هایشان استفاده کنند. اگرچه زمانی که افراد با به کارگیری ابزارهای خود قادر به تغذیه نیستند، برای مثال بدلیل یک درگیری نظامی، فاجعه طبیعی یا به دلیلی که در توقیف یا زنان هستند، دولت باید بطور مستقیم غذای آنان را تامین نماید.
گفتار دوم – ماهیت حق بر غذا
حق بر غذا تابع اصل تحقق تدریجی است و با قابلیت دسترسی منابع محدود می گردد، اما دولت ها همچنان ملزم به آغاز انجام اقدامات فوری در جهت تحقق حق بر غذا هستند. چنان که گزارشگر ویژه حق بر غذا خاطرنشان ساخته است، تعهد به احترام، تعهد به حمایت از حق دسترسی به غذا، تعهد به عدم تبعیض و تعهد به تأمین حداقل معاش، دارای اثر فوری است، چرا که آنها تابع تحقق تدریجی نیستند.
بند اول – تحقق تدریجی

بعضی از معاهدات و قوانین ملی دولت ها را به دستیابی به تحقق کامل حق بر تغذیه بطور تدریجی ملزم می کنند. برای مثال ماده 2(1) از پیمان بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بیان می کند که :
« هر دولتی با توجه به میثاق متعهد می‌شود که بطور فردی یا از طریق همکاری و مساعدت‌های بین‌المللی، به ویژه در زمینه فنی و اقتصادی، منابع موجود‌اش را با دیدگاه رسیدن به تحقق کامل حق به ر‌سمیت ‌شناخته شده در میثاق، با تمام ابزارهای مناسب به حداکثر برساند، به ویژه در بکارگیری اقدامات قانونی.»
این امر نوعی به رسمیت شناختن ضمنی است مبنی بر این که دولت ها ممکن است محدودیت منابعی داشته باشند و ممکن است زمانی را برای اجرای کامل تعهدات ناشی از حق بر تغذیه نیاز داشته باشند. اگرچه بدان معنا نیست که دولت ها به انجام هر چیز دیگر تا زمان دارا بودن منابع کافی نیاز ندارند، بلکه دولت ها باید برنامه ای برای تحقق کامل حق بر غذا، ترسیم و اثبات کنند که آنها هر تلاش و کار ممکن را انجام خواهند داد و از همه منابع موجود برای رعایت، حمایت و اجرای بهتر حق بر غذا استفاده می کنند.
همان طور که گفته شد، به دلیل تدریجی بودن تحقق حق بر غذا، دولت مجاز به غیرفعال بودن نیستند. آنها باید تلاشهای ثابتی را در جهت ارتقای بهره مندی از حق بر غذا انجام دهند. این بدان معناست که ممکن است تحقق کامل حق بر غذا، به طور تدریجی حاصل شود، اما مراحل رسیدن به هدف باید در دوره زمانی معقولی در نظر گرفته شود. چنین مراحلی باید واقعی و آگاهانه و تا حد امکان واضح باشند. نمونه هایی از چنین مراحلی عبارتند از :
ارزیابی وضعیت بهره مندی از حق بر غذا، از جمله تضمین مکانیزم‌های کافی برای جمع‌آوری و ارزیابی دا‌ده ها و اطلاعات.
تنظیم استراتژی ها و طرحها و شاخص های همکاری و هدفهای محدود به زمان که قابل دستیابی هستند، ‌ضمن ارزیابی و کنترل منظم پیشبرد تحقق حق بر غذا.
تصویب قوانین و رهنمودهای مورد نیاز برای تحقق این حق یا اصلاح قوانین یا رهنمودهایی که بطور منفی بر آن تأثیر می گذارد.
بند دوم – تحقق فوری
در حالی که بعضی جنبه های حق بر غذا در معرض تحقق تدریجی قرار می گیرد. تعهدات دیگر دولتها، از واکنش سریع ‌برخوردار است. در زیر تعهدات دولت به واکنش فوری، طبق میثاق بین الملیل حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، آمده است :
الف- رفع تبعیض
دولت‌ها باید به طور فوری، از تبعیض براساس نژاد، رنگ، جنسیت، ز‌بان، سن، مذهب ، عقاید سیاسی و غیره، ‌منشاء ملی یا اجتماعی، دارایی، تولد، عدم توانایی یا شرایط دیگر در دستیابی به غذا و منابع، جلوگیری کرده و اقدامات لازم برای ریشه کنی تبعیض در این زمینه را اتخاذ نمایند.
عدم تبعیض و برابری در حق بر غذا اعمال می شود. هر تبعیضی در دستیابی به غذا و همچنین راه های دستیابی به غذا، سبب نقض حق بر غذا می شود. اگرچه برابری و عدم تبعیض در دستیابی به غذا و همچنین راه های دستیابی به غذا، سبب نقض حق بر غذا می شود. اگرچه برابری و عدم تبعیض و رفتار مساوی در هر مورد منصفانه نیست و دولت ها، اختلافات و نیازهای ویژه گروه های متفاوت را به رسمیت می شناسند، مخصوصاً آنهایی که دارای بیشترین ضعف و نقصان می باشند و آنهایی که دارای نیازهای غذایی متفاوت یا سنت های فرهنگی متفاوت هستند. اینها راه حل های مطلوبی هستند، زیرا آنها برای جبران خسارت، ضروری هستند و در زمانی که شرایط منجر به ختم تبعیض می شود نیز پایان بخشیده می شوند.
ب- تعهد به رعایت
دولت نمی تواند سطح موجود اجرای حق بر غذا را کاهش دهد، مگر اینکه توجیه خوبی برای آن وجود داشته باشد همکاری و تعاون بین المللی جایگزینی برای تعهدات داخلی نیست اما اگر دولت قادر به تأثیرگذاری در تحقق حق بر غذا در داخل مرزهای خود نباشد، باید بطور فعالانه مساعدت لازم را از دولت های دیگر، یا همکاری مورد نیاز دولت های دیگر برای نشان دادن موانع در زمینه تحقق این حق را بخواهد. همچنین دولت ها باید از اقاماتی که بهره مندی از حق بر غذا را در کشورهای دیگر سلب می کند، جلوگیری به عمل آورند.
ج- تعهد به تامین حداقل سطح امرار معاش
همچنین تعهدی برای تمام کشورها وجود دارد مبنی بر ارائه حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در ابتدایی ترین سطح، از جمله حق بر غذا، بدون توجه به محدودیت تحقق تدریجی. ابتدایی تریت تعهد، تعهد فو.ری است، مگر در ارتباط با منابع موجود. به طوری که کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توضیح داده است :
« برای اینکه کشوری قادر به استناد کردن کوتاهی اش در برآورده کردن ابتدایی ترین تعهدات، به فقدان منابع موجود باشد، باید نشان دهد که تمام تلاش خود را برای استفاده از تمام منابع که در اختیار داشته است در جهت برآوردن ابتدایی ترین سطح از حقوق انجام داده است.
تعهد اولیه برای تحقق حق بر غذا، متکی به دولت ها است. بنابراین تمرکز اصلی‌ رهنمودهای داوطلبانه حق بر غذا باید بر تعهدات ملی به منظور توجه، حمایت و برآورده کردن این حق برای تمام شهروندان باشد. اولین قدم راه اندازی یک استراتژی ملی برای پیادسازی حق بر غذا است. این امر به معنای یک بازبینی جامع در سیاست ها و قوانین دولتی موجود در زمینه حفاظت از این حق می باشد. توجه ویژه ای باید برای تضمین استراتژی های ملی صورت گیرد که شامل سیاست ها و منابع برای مقابله با بلایای طبیعی و حمایت در مقابل قحطی است. بنابراین دولت ها باید مشکلات و موانع را در کشورهایشان شن
اسایی کنند و اقدامات لازم را در جهت رفع آنها انجام دهد. همچنین دولت ها نباید سیاست های پسرفت کننده ای را که منجر به نابودی و یا وخیم تر شدن شرایط فعلی در مورد دسترسی به غذا ‌ می‌شود، اتخاذ کنند.
گفتار سوم – اهمیت حق بر غذا
بدیهی است که، غذای کافی برای بقای بشر ضروری است. سوء تغذیه سبب مختل شدن زندگی افراد می گردد، سلول های مغز به اندازه کافی رشد نمی کنند و رشد بدن مختل می شود، بیماری اپیدمی می گردد، توانایی انسان محدود و سبب منزوی شدن انسان در زندگی می شود. بچه های گرسنه نمی‌توانند در مدرسه تمرکز کنند و گرسنگی سبب کاهش بهره وری آنان می شود. احتمال دارد که فقر منجر به سوء تغذیه گردد که سوء تغذیه خود، سبب عمیق تر شدن فقر می گردد.
گفتار چهارم – مفاهیم مرتبط با حق بر غذا
پس از این مباحث، به سراغ طرح مفاهیمی می رویم که به موازت حق بر غذا مطرح هستند. شناخت و تحقق این مفاهیم از آنجا که دارای مولفه‌های مشترک با حق بر غذا هستند علاوه بر مفید واقع شدن از خلط آنها با مفهوم حق بر غذا جلوگیری می نماید.
بند اول – امنیت غذایی


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

همانطور که پیش تر اشاره شد، تاریخ سرشار از ماجرای مبارزه بی امان انسان در راه تامین غذا است. علیرغم تلاش های بزرگ و ستودنی، جهان همواره شاهد

آموزش ضمن خدمت

هر تحقیق بنا به شرایط و موقعیت و موضوع مورد بررسی، محدودیت‌هایی دارد. از آن لحاظ که موضوع تحقیق پیرامون اردوهای تربیتی – آموزشی است بیشتر در این زمینه پژوهش شده و اردوهای دیگر را مد نظر قرار نداده است و به لحاظ وقت کم و محدودیت زمانی دانشجو که به عنوان واحد کار مقدماتی برای یک ترم محسوب می‌شود بنابراین محقق تنها به نظر سنجی پرداخته است و از روش‌های دیگر مثل مصاحبه و مشاهده و پارامترهای دیگر در تحقیق استفاده نکرده است و نتایج حاصله منتج از روش توصیی است که از معلمین و مربیان منطقه تبادکان با توجه به شرایط و سلیقه آنان نظر خواهی شده است.
در این پژوهش محقق فقط مدارس پسرانه تبادکان را مورد بررسی و کنکاش قرار داده و با توجه به عنوان موضوع دنبال آن است که آیا اردوهای تربیتی می‌تواند بر رشد شخصیت دانش آموزان تأثیر بگذارد و یا خیر ؟
و بالاخره اینکه این تحقیق در سال تحصیلی 78-1377 انجام گرفته است و ممکن است با گذشت زمان از لحاظ کم و کیف نتایج حاصله دستخوش تغییرات شود.
ب ) محودیت‌های غیر قابل کنترل
با توجه به نقش واهمیت، اردوها در جامعه ما مهم تلقی نشده است و هنوز جایگاه آن در مراکز آموزشی و مردم باز نشده است لذا در این زمینه تحقیقات و منابع کمی وجود دارد و برخی از محدودیت‌های غیر قابل کنترل در این پژوهش عبارتند از :
عدم دسترسی و فقدان منابع اطلاعاتی معتب ردر خصوص موضوع تحقیق.
دخالت سلیقه معلمان و مربیان در پاسخگویی به سئوالات پرسشنامه.

تأثیر مکان و زمان و شرایط پاسخگویی به سئوالات پرسشنامه.
وجود وقت بسیار کم و مشکلات درسی محقق در این پژوهش.

فصل دوم : پیشینه تحقیق
مقدمه
درادبیات تحقیق هدف آشنایی نظری و اطلاعات عملی در باره تعریف و اهداف موضوع موردپژوهش است. خوانندگان محترم اطلاعات تازه‌ای پیرامون مضامین علمی موضوع کسب می‌نمایند. لذا محقق در مقدمه این بخش به بیان خلاصه‌ای از نتایج و بررسیهای کتب و منابع مختلف در مورداهمیت علمی موضوع تحقیق پرداخته است.
آموزش در فضای آزاد به مفهوم گسترده اش تمام فعالیتهایی را در بر می‌گیرد که به طور مستقیم به امر آموزش و درک محیط طبیعی و استعانت عاقلانه از آن می‌پردازد. آموزش در این برنامه از طریق اجرای اردوها در فضای آزاد و در آزمایشگاه طبیعت صورت می‌گیرد.
با این وجود، آموزش در فضای آزاد به طور اخص تنها از یک جنبه تخصصی مربوط به آموزش و پرورش بررسی خواهد شد بدین معنی که این برنامه بخشی است که تکمیل کننده کل برنامه درسی است یعنی آموزش در فضای آزاد موجب پیشرفت و ترقی تمام رشته‌های درسی از پیش دبستانی تا دوره دانشگاه خواهد بود.
اهمیت و ضرورت شناخت انسان
گر چه نتوانی بدنی چیستی جهد کن چندان که دانی کیستی
« گفته می‌شود که علیرغم مطالعات و تحقیقات وسیعی که در قرون 19 و 20 توسط فلاسفه و متفکران تعلیم و تربیت و روان شناسان و حتی بعضی ازنویسندگان و هنرمندان در موردانسان صورت گرفته و حاصل نظریه‌های آنان در کتابهای متعددی درج و منتشر شده است. ولی انسان امروز از هر روزی مجهول تر و متزلزل تر است و احتیاج به تربیت دارد. »
پس تربیت و هدایت آدمی‌در گرو شناخت و آگاهی همه جانبه به تمامی استعدادها و انرژیهای نهفته در درون اوست. از این رو تا انسان به طرز صحیح شناخته نشود و ابعاد وجودی وی مورد شناسایی قرار نگیرد و نقاط قوت و ضعف وی مشخص نگردد شکوفایی استعدادهای او و پرورش قابلیتهای وجودیش در جهت کمال مطلوب میسر نخواهد بود و اردوهای تربیتی می‌تواند این شناخت را نسبتاٌ ‌فراهم نماید.

ضرورت تربیت آدمی

مفهوم تربیت :‌مراد از تربیت، از آهن ماشین ساختن است و از بشر آدم آفریدن. آدم کسی است که بر تمام استعدادهایش حکومت و رهبری دارد و به آنها جهت می‌دهد مراد این است که استعدادهای بشری تا حد انسانی رشد کند.
در کتاب آموزش و پرورش تعلیم و تربیت چنین نقل شده است :‌« تأیید ضرورت تربیت آدمی‌به این معناست که تحقق آدم واقعی و تمام عیار جز در سایه تربیت صحیح آدمیزاده امکان پذیر نیست.
آدمی‌در شمار موجوداتی است که کمالشان در فطرت از وجود متأخر افتاده است. به همین جهت آدمیزاده در دوره رشد خود یعنی در فاصله زمانی بین وجود تا کمالش به کمک دیگران نیازمند است. »
اهمیت تربیت آدمی
در بیان اهمیت تعلیم و تربیت، دکتر غلامحسین شکوهی در کتاب فوق نوشته است :‌« همین بس که تحقق گوهر آدمی منوط بدان است. » مراقبتهایی که تحت عنوان تعلیم و تربیت به آدمیزاده ارزانی داشته می‌شود، شراط لازم برای نیل آدمی‌به مرحله کمال انسانی است. چنانکه قبلاٌ متذکر شدیم نوزاد آدمی هر چند آدمیزاده است ولی آدم نیست. بشر تنها با تعلیم و تریت آدم تواند شد. »
لذا تربیتهای تلفیقی و تقلیدی و تحمیلی و سنتی ارزش نخواهند داشت. حتی ضد ارزش هستند. هنگامی‌که می خواهیم فرد را بسازیم و یا جامعه‌ای را بازسازی می‌کنیم، ناچاریم که در اعماق بکاویم و ریشه‌ها را پیدا نمائیم.
دراردو نقشی که مربی بر عهده می‌گیرد مسأله تربیت اخلاقی دانش آموزان است که می‌تواند به طور عملی تربیت را یادشان دهد. پس تربیت و سازندگی بزرگترین مسئولیت در اردو است. هر کسی درهر کجا می‌تواند مربی و سازنده باشد. چراغ روشن در هر کجا که هست می‌تواند نور بپاشد و راه ها را روشن کند.

چرا تعلیم ؟
از آنجایی که انسان موجودی قابل تعلیم و آموزش است و یکی از شرایط مهم تربیت انسان همین آموزش‌های صحیح است تا او با وسایل و ابزار علم خود را بهتر بشناسد و بر حقایق و تمایلات نفسانی خود فائق آید.
در کتاب آموزش و پرورش تعلیم و تربیت آمده است :‌« که تعلیم یعنی اتخاذ تدابیر لازم برای انتقال دانشها ارزشها مهارتها و باورهایی که درستی و کارآیی آنها ضمن تجارب گذشته آدمیان به اثبات رسیده است. آموزش سعی در انباشتن ذهن دانش آموز از معلوماتی که نزد بزرگسالان از اعتباری برخوردار است نیست. کوششی برای غنی ساختن تجارب دست اول کودک است. »
آموزش بیشتر از آن جهت سودمند است که از وارد شدن نوآموز در راههایی که دیر یا زود به بن بست می‌رسد جلوگیری می‌کند و او را از دست زدن به آزمایشهای بی نتیجه باز می‌دارد. آدمی‌نادان به دنیا می آید ولی به وسایل لازم برای یادگیری مجهز است :‌
والله اخرجکم من بطون امهاتکم لاتعلمون شیئاٌ و جعل لکم السمع و الابصار و الافئده لعلکم تشکرون سوره نحل – آیه 24
تعلیم، کمک به دانش آموز است تا از امکاناتی که برای یادگیری دراختیار دارد بهتر استفاده کند و این امکان پذیر است. زیرا بزرگسال با احاطه‌ای که بر مطالب آموختنی دارد می‌تواند آنها را به روشی منطقی طبقه بندی و هر مطلب را متناسب با میزان آمادگی دانش اموز و در ارتباط با مطالب مشابه آن به وی عرضه کند.
خود را در زندان زندگی بسته خود محبوس ساخته ایم و در قبرستان تکرارها مدفون نموده ایم و باکمان نیست که پوسیده ایم و از دست رفته ایم و خودمان بزرگترین مجهول مانده ایم. اگر ما به خویش و به انسانها به اندازه یک دیوان خالی فکر می‌کردیم می‌توانستیم درهر راه گامهای بلند برداریم و در هر کلاس درسهایی بگیریم و درسهایی بدهیم و این داد و ستد بهره‌های بزرگی بدست بیاوریم.

تاریخچه و سیر تحول اردو
اگر به زندگی اجتماعی انسان از آغاز آن و در اولین اجتماعات بشری نظری داشته باشیم به جرأت می‌توان گفت که تاریخ اردو به اولین اجتماعات بشری و ییلاق و قشلاق قبایل و عشایر انسانی بر می‌گردد.
در این گذر سازنده هر چه انسانها به زندگی متمرکز و ثابت بیشتر انس می‌گرفتند کوچ‌ها و اردوها نیز شکل شخص و آشکارتری پیدا می‌کردند هر چند اتلاق واژه « اردو » بر این فعالیتهای جنبی و در کنار زندگی عادی مردم چندان مأنوس نیست. ولی این نکته قابل توجه است که در هر گونه زندگی انفرادی و جمعی نوعاٌ حرکاتی چون مسافرت‌های تفریحی زیارتی و ییلاق قشلاقهای فعلی دیده می‌شود و هر چند برنامه‌ریزی و تعیین اهداف و نتیجه گیری اینگونه حرکات در عامه به صورت‌های تجربی تعیین و تبیین می‌شود ولی هرگز اصول کلی محو و فراموش نمی‌گردد.
این حرکتها در ارگانهای رسمی و نیمه رسمی جامعه بالاخص مراکز نظامی و ارتش شکل خاصی به خود گرفته و اغلب برادران نظامی‌برای تربیت جنگ آوران و سربازان خود به تشکیل اردوهای نظامی اقدام می‌نمودد و این روش در امور نظامی چنان تداوم یافت که اغلب کلمه اردو را با امور نظامی لشکری تداعی می‌کردند.
مثلاٌ در لغت نامه دهخدا از اردو چنین یاد می‌شود :‌« مجموع سپاهیان با تمام لوازم آن که به جانبی گسیل دارند. .. » و مجموعه قشون و لوازم آن در سفر و نیز به معنی « لشکر پادشاه » آمده است.
همچنین :‌« و شما آنجا رسولان به اردو فرستید و شرط خدمت به جای آرید.
شاهد دیگر این تداعی افکار ارتش انگلیس « لرد بیدان پاول » است. « او با الهام از روحیات حاکم بر ارتش در تربیت نیروی انسانی با جمعی از همکاران خود پیشنهاد تأسیس گروه پیشاهنگان جامعه از جوانان و نوجوانان را ارائه نمود. پاول معتقد بود که می‌توان با ایجاد تشکیلات مناسبی در جوانان و تربیت خاص آنها در اردوها به نوعی دگرگونی اجتماعی و شیوه هدایت نسل آینده دست یافت بطوریکه جامعه چون ارتش از لباسهای مشترک و ارزشهای یکسان فرهنگی و اجتماعی برخوردار باشد. »

فلسفه اردو
انسان موجودی آرمان گرا است. اما دستیابی و تحقق ایده آلها و آرمانها همیشه ممکن نیست بدین جهت با تمسک به ابزارها و روش های مختلف تلاش دارد تا قسمتی از ایده آلهایش را محقق نماید.
به اقتضای برخورداری از عقل در صورت برخورداری از بینش تاریخی و اجتماعی با دقیق شدن در شرایط اجتماعی فرهنگی و. .. می‌تواند در مورد اتفاقات اجتماعی سیاسی فرهنگی آینده به پیش داوری بنشیند. ضرورت تربیت اخلاقی و پرورش قوای جسمی و روحی ایجاب می‌کند که وی خود را برای مقابله با کلیه مسائلی که پیش آمدن آن را محتمل می‌داند، ‌آماده سازد.
لذا یادآوری اهداف و حفظ روحیه آرمانخواهی و کسب آمادگیهای لازم ضرورت دارد هر از گاه به ارزشیابی توانمندیهای خود بنشیند و قوتها و ضعفهای خود را به کمک تجربه بسپارد. « پس به ناچار درنظام تعلیم و تربیت هر جامعه‌ای لازم است جایی برای این امر مهم باز شود و آینده سازان جامعه در حین آموزشهای علمی‌به نوعی با زندگی عملی منطبق بر آرمانهای عقیدتی و مکتبی آن جامعه آشنا شوند. »
امروزه زندگی اجتماعی انسان چنان پیچیده شده که ورود به آن احتیاج به یادگیری‌های مفصل در طول دوران رشد دارد و هر آن ممکن است افراد انسان در این زندگی پر از مسائل و مشکلات گوناگون و اهداف واقعی زندگی را فراموش کرد. دچار ابزارگرایی و توجه افراطی به وسائل مادی شوند. مثلاٌ فردی که در یک شهر بزرگ زندگی می‌کند ممکن است بیشتر نیروی خود را صرف تهیه ابزار زندگی و حفظ و حراست آنها نماید و لذا فرصت فکر کردن به اهداف متعالی تر با انتخاب روش های ساده و سهل الوصول برای نیل به این اهداف را نداشته باشد. پس بناچار در نظام تعلیم و تربیت هر جامعه‌ای لازم است جایی برای این مهم باز شود و آینده سازان جامعه در حین آموزشهای عملی به نوعی با زندگی عملی منطبق بر آرمانهای عقیدتی و مکتبی آن جامعه آشنا شوند. »
در جامه اسلامی ما نظر به ضرورت حرکت بر مبنای مکتب، چنین حساسیتی بیش از هر جای دیگر وجود دارد برای دستیابی به چنین اهدافی و آماده ساختن نوجوانان و جوانان برای پذیرفتن مسئولیتهای اجتماعی فضاهای متنوع و سازنده اردوهای پرورشی بهترین ابزار برای تحقق بخشیدن به اهداف مذکور است. نوجوانان و جوانان در فضای صمیمی اردو حس همکاری، تعاون اعتماد به نفس تلاش و کوشش جلوه‌های مختلف زندگی اجتماعی ایثار صرفه جویی و. .. را فرا می‌گیرند و به گنجینه اندوخته‌های خصلتی خویش می‌سپارند.
مربیان و معلمان و دست اندرکاران تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان باید از این روش مفید تربیتی و سازنده استفاده کنند و با برنامه‌ریزی صحیح و منطبق با اهداف مشخص پرورشی امکان شرکت دانش آموزان را در فعالیتهای اردویی فراهم سازند.

انواع اردو

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اردوها را می‌توان بر حسب اهداف و محتوایی که هر یک ممکن است داشته باشند به صورتهای زیر تقسیم نمود :
1- اردوهای تربیتی 2- اردوهای نظامی
3- اردوهای زیارتی 4- اردوهای ورزشی – تفریحی
5- اردوهای آموزشی
برنامه‌های هنری ( تأتر، طراحی، نقاشی، فیلم و خطاطی ) ورزش و تفریح و برنامه‌های عقیدتی و احکام عبادی و بهداشت و آموزش حرفه است که با توجه به اصول زیر می‌توان در مورد هر کدام از آنها در یک اردوی تربیتی برنامه‌ریزی شود.
تنوع و فراوانی فعالیتها در چارچوب برنامه‌ریزی معین و زمان بندی شده
وجود اختیار و آزادی در انتخاب فعالیتها برای دانش آموزان
نظارت و ارزشیابی مستمر
ارتباط مستمر مربی با دانش آموز

اردوهای آموزشی
این نوع اردوها بنابر ضرورت یا فوریتهای آموزشی تشکیل می‌گردند و معمولاٌ به این صورت انجام می‌شوند که ارگان یا سازمان تشخیص می‌دهد که لازم است در اسرع وقت به گروهی از کارکنان و افراد شاغل زیر پوشش خود آموزشهای ویژه‌ای که در برنامه‌های عادی آموزش ضمن خدمت نمی‌گنجد بدهد. در چنین موقعیتهایی ضرورت اردوهای آموزشی مطرح می‌شود که می‌تواند در زمان کوتاه به صورت شبانه روزی، ‌تعداد زیادی از افراد را به صورتهای نظری و عملی مورد تعلیم قرار دهد.
معمولاٌ اردوهای آموزشی دارای امکانات کمک آموزشی لازم بوده و زمانی برگزار می‌شوند که راهی برای ارسال امکانات به محل خدمت کارکنان به منظور استفاده بهتر از آنها وجود نداشته باشد. اگر چه اردوهای آموزشی چند روزه در مورد دانش آموزان مدارس معمولاٌ کاربردی ندارد ولی ترتیب دادن گردش‌های علمی یک روزه یا کمتر در یادگیری برخی دروس تجربی کمک مؤثری دارد. مثلاٌ با هماهنگی چند مدرسه نزدیک می‌توان دانش آموزان یک پایه خاص را برای مشاهده و بررسی برخی عناصر طبیعی یا شناخت حرفه‌ها از نزدیک به مکان‌های مربوط از قبیل مکان‌های طبیعی یا کارگاه‌ها و کارخانه‌ها برد.
البته این تقسیم بندی به معنی تفکیک دقیق محتوی و اهداف اردوها نیست چون موضوع تحقیق بیشتر در مورد اردوهای تربیتی – آموزشی و تأثیر آن در رشد شخصیت کودک می‌باشد ، ‌لذا ما فقط به تعریف اردوهای تربیتی – آموزشی بسنده می‌کنیم.

اردوهای تربیتی
یکی از حساس ترین و مهم ترین انواع اردوها به ویژه در آموزش و پروش اردوی تربیتی است. انتخاب عنوان « تربیتی » برای اردوهای از این نوع به این معنی نیست که اردوهای دیگر غیر تربیتی می‌باشند. بلکه به دلیل امنیت بیشتر مفاهیم تربیتی و اخلاقی این اجتماعات دانش آموزی به این نام خوانده می‌شود.
معمولاٌ این نوع اردوها در آموزش و پرورش جهت شناسایی و کشف استعدادهای مختلف دانش آموزان و فراهم نمودن زمنیه‌های رشد آنها و نیز بررسی مشکلات و موانع احتمالی موجود در این راه را فضایی سالم و دوستانه وبدور از چهار دیواری و فاضی رسمی مدرسه و کلاس تشکیل می‌گردد.
در اردوهای تربیتی روح حاکم بر برنامه‌ها، کشف واقعیت وجودی دانش آموزان و برقراری ارتباطی سالم و دوستانه بین او و مربی جهت انجام بهتر اقدامات تربیتی آتی در مدرسه می‌باشد و لذا حساسیت این اردوها را در مقام مقایسه با سایر اردوها بیشتر باید در همین ارتباطات دوستان جستجو کرد.
در یک اردوی تربیتی با وجودیکه تنوع علایق و گرایشهای دانش آموزان فعالیتهای متنوع و مختلفی را ایجاب می‌کند معهذا هیچکدام از اینها فی نفسه هدف واقع نمی‌شود بلکه هر کدام از برنامه‌ها می‌تواند وسیله‌ای برای نزدیک تر شدن گروهی خاص از دانش آموزان به مربی و دیگر دست اندرکاران تعلیم و تربیت گردد. و این نزدیکی و صمیمیت خود زمینه ساز شناخت دقیق تر از دانش آموزان و پذیرش بیشتر آنها نسبت به فعالیتهای تربیتی آینده خواهد بود.
« ارائه ضابطه و چهارچوبی دقیق و مدون ازمحتوای اردوهای تربیتی چندان ساده و ممکن نیست چون مراتب رشد و شکوفائی دانش آموازن مختلف و موانع رشد آنها نیز متفاوت است. ولی آنچه در اکثر اردوهای

رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه با موضوع فناوری اطلاعات

ه های یادگیری اثر بخش است ؟
نتایج تحقیقات اخیر در مورد اثر بخشی یادگیری از راه دور حاکی از آن است که این شیوه می تواند در یادگیری اثربخش باشد به شرط این که بر کیفیت آن نظارت شود .
یکی دیگر از کارکردهای اینترنت شناخت فرهنگ ملل ، شناخت تفاوت ها و تشابهات فرهنگی و دلایل این تفاوت ها و تشابهات است .
افزایش انگیزه یادگیرندگان ، فعال کردن یادگیرندگان از طریق درگیر کردن آنها با محتوای برنامه درسی و نیز کاهش هزینه های آموزشی در درازمدت از دیگر اثرات استفاده از فناوری اطلاعات در نظام آموزشی است .

برای در اختیار گذاردن اطلاعات مورد نیاز آحاد مردم لازم است شرایط زیر در نظر گرفته شود :
دستیابی آزادانه شهروندان به اطلاعات عمومی
ثبت و نگهداری دائمی اطلاعات عمومی
امنیت کشور و شهروندان
بدیهی است گسترش دستیابی همگان به اطلاعات و نیز فناوری اطلاعات مستلزم وجود قوانین شفاف دراین زمینه است . به این منظور دولت می تواند لایحه ای تنظیم کرده و به مجلس تقدیم کند که شامل بندهای زیر باشد :
تصریح اینکه برخورداری از فناوری اطلاعات و دسترسی آزادانه به اطلاعات حق همه افراد کشور صرفنظر از جنس ، سن ، مذهب و . . . است .
امکان دسترسی بی قید و شرط به اطلاعات و نیز فناوری اطلاعات برای همگان
اولویت دادن به وزراتخانه های آموزش و پرورش و علوم ـ تحقیقات و فناوری در دستیابی هرچه سریع تر و ارزان تر به فناوری اطلاعات .

مفاهیم کلی :

قاب : در زبان آموزش برنامه ای به هر یک از مراحل یا گام ها قاب گویند .
هدف هر قاب این است که به یادگیرنده فرصت دهد تا در شرایطی که یادگیری
و یادداری را آسان می سازد پاسخی بدهد که تقریبی از هدف نهایی به حساب
می آید .

برنامه آموزشی : وقتی مجموعه مطالبی به گونه ای آرایش می یابد که به سادگی قابل
فراگیری باشد ، برنامه آموزشی نامیده می شود .

IT : فناوری اطلاعات ، علم و مهارت درباره همه جنبه های به کارگیری رایانه ،
ذخیره سازی داده ها و ارتباطات .

ICT : فناوری اطلاعات و ارتباطات که باعث ایجاد شبکه عظیم با مقیاس جهانی اینترنت
شده است . بنابراین عـلاوه بر افزایش و ارزش ویژگـی های مورد نظر شبـکه های
اجتماعی ، قابلیت های ارتباطی جدیدی مانند کنفرانس از راه دور یا فعـالیتهای
توزیع شده را به وجـود آورده و دسترسـی آسـان تر و وسیع تر به اطـلاعـات را
امکان پذیر ساخته است .

خلاقیت : توانایی آفرینش چیزی بدیع و تازه

اینترنت : یکی از بزرگترین و وسیع ترین وسایل ارتباطی و رسانه ای در جهان است که با
آن می توان به تمام اطلاعات در نقاط مختلف دست یافت .

نتایج پژوهش های مربوط به روش آموزش به کمک رایانه

پژوهش های انجام شده درباره اثر بخشی روش آموزش به کمک رایانه نشان داده اند که اگر برنامه های کامپیوتری درست تهیه گردند و بر اصول روانشناسی یادگیری استوار باشند به پیشرفت دانش آموزان کمک زیادی می کنند . دمبو (۱٩٩۴) در بررسی پژوهش های انجام شده درباره اثر بخشی این روش آموزشی ، این گونه نتیجه گیری کرده است که آموزش به کمک رایانه وقتیکه به صورت مکمل آموزش کلاسی به کار می رود بیشتر اثر بخش است تا زمانیکه به جای آموزش کلاسی مورد استفاده قرار می گیرد . در ضمن استفاده از این روش آموزشی با دانش آموزان در سطح پیش از دانشگاه ( به ویژه در دبستان ) مؤثرتر از کاربرد آن با دانشجویان دانشگاه است .
ارمرود (۱٩٩۵) نیز با اشاره به یافته های پژوهشی مربوط به روش آموزش به کمک رایانه گفته است این روش هم پیشرفت تحصیلی یادگیرندگان را افزایش می دهد و هم در آنان نگرش مثبت تری نسبت به فعالیت های آموزشگاهی ایجاد می کند .
باید توجه داشت که رسانه های آموزشی به خودی خود در افزایش یادگیری دانش آموزان و دانشجویان تأثیری ندارند و اگر پژوهش ها نشان می دهند که آموزش به کمک رایانه یا سایر رسانه های آموزشی از آموزش با روش های سنتی اثر بخش تر بوده ، دلیلش آن است که روش ها و اصول به کار رفته درآموزش به کمک رسانه ها ، روش ها و اصول بهتری بوده اند . در واقع استفاده از رسانه های آموزشی به قول گلیزر و کولی (۱٩٧٣) باید به صورتی انجام گیرد که آنچه را روانشناسان درباره یادگیری آموخته اند ، در اختیار مدارس قرار دهد .
بایلر و اسنومن (۱٩٩٣) در رابطه با بهره گرفتن از رایانه در آموزش هشدار داده و گفته اند : آموزش موفقیت آمیز به توانایی یک معلم زنده در ایجاد یک فضای احساسی وابسته است ، یعنی معلمی که ایجاد علاقه کند ، انتظار بیافریند هیجان برانگیزد ، کنش و واکنش های دانش آموزان را هدایت نماید و ارتباط های کلامی و غیرکلامی آنان را درک کند . بنابراین به همان میزانی که دانش آموزان وقت آموزشگاهی خود را در مقابل صفحات رایانه که از عهده چنین کارهایی برنمی آید صرف می کنند ، به همان نسبت یادگیری کمتر لذت بخش می شود و معلمان کار آموزشی خود را کمتر ارضاء کننده می یابند .
برنامه های آموزشی رایانه که برای آموزش خواندن در سال های اول ابتدایی طرح ریزی شده ، موفقیت چشمگیری داشته اند . کودکانی که آموزش رایانه ای دریافت کرده اند نسبت به گروه مشابهی که با روش های سنتی آموزش دیده اند ، در سطح معناداری بیشتر پیشرفت کرده اند .

برخی از نتایج تحقیق بین المللی توسعه ICT در آموزش و پرورش

یکی از عوامل مهم و اساسی موفقیت برنامه های توسعه ICT در آموزش و پرورش، مدیریت و رهبری آگاه ، توانمند و با کیفیت است ؛ چه مدیران مدارس در واقع رهبران هدایت کننده برنامه توسعه ICT در مدارس هستند و برای ایفای این نقش باید از توانایی های لازم برای استفاده از شیوه های اثربخش مدیریتی برخوردار باشند تا بتوانند برای حمایت از اهداف ، هماهنگی های لازم را بین عناصر مدرسه ایجاد کنند .
بهبود فعالیت های مستمر مدارس با بهره گرفتن از برنامه های توسعه ICT ، برنامه های بلند مدت است . البته برنامه های کوتاه مدت نیز از اهمیت به سزایی برخوردارند ؛ زیرا این برنامه ها آگاهی و هوشیاری برنامه ریزان را در زمینه انگیزه ها ، شور و جدیت ایجاد شده در اثر کاربرد ICT افزایش می دهند و نقش مدیران در بهبود فرایند یاددهی ـ یادگیری مدارس را روشن می کنند . همچنین برنامه های کوتاه مدت به دلیل کمک به توسعه شبکه های ارتباطی و اطلاعاتی حائز اهمیت اند .
زمانی که مسئله ICT در مدارس مطرح می شود ، توسعه مهارت های معلمان در استفاده از IT به مثابه یکی از عوامل مهم برنامه مورد توجه قرار می گیرد ؛ درحالیکه کسب مهارت های کاربردی لزوما” به معنای ایجاد تفکر خلاق و منطقی یا آموزش و پرورش توسعه یافته نیست . مدارس موفق در زمینه ICT ، مدارسی هستند که فراتر از فناوری ، مسیری را تعیین و طراحی می کنند که از آن طریق یادگیری بهبود می یابد ، تفکر خلاق ایجاد می شود ، مدیران به دانش اثر بخش دسترسی می یابند ، سواد اطلاعاتی ارتقاء می یابد ، گروه های کاری تشکیل می شود و خود ارزیابی و خود کنترلی جایگزین نظام ارزیابی سنتی می شود .
برای تغییر روش های سنتی و تکراری ، معلمان باید از توانایی های لازم برای استفاده مؤثر ICT برخوردار باشند و با علاقه و انگیزه آن را پیگیری کنند . درواقع ، معلمان نیاز دارند که برای بهبود فرایند یاددهی ـ یادگیری در کلاس درس ، تحقیق کنند ؛ از این رو توانایی استفاده از فناوری های اطلاعاتی برای معلمان ضروری است .
تشکیل گروه های کاری معلمان در رشته های تخصصی مشابه ، نقش بسیار مهمی در قبول تغییر و نبود مقاومت در برابر آن دارد . افراد در گروه یاد می گیرند که چگونه با یکدیگر همفکری کنند ، فعالیت گروهی انجام دهند و از یکدیگر بیاموزند. این انعطاف پذیری زمینه یادگیری مطالب جدید و تغییر روش های سنتی را بهبود می بخشد .
هر مدرسه می تواند مدل خاص خود را برای توسعه ICT در آن مدرسه ارائه دهد ؛ چه در این صورت مدارس استقلال خود را حفظ می کنند و ضمنا” نسبت به الگویی که طراحی و اجرا کرده اند پاسخگو هستند و با احساس مسئولیت بیشتری آن را دنبال می کنند .
نتایج تحقیق نشان داده است که در زمینه چگونگی استفاده معلم از ICT در کلاس درس و چگونگی کاربرد آن به وسیله دانش آموزان در فرایند یادگیری اطلاعات کمی در دسترس است.

استراتژی آموزش الکترونیکی در کشورهای اروپایی

۱. بررسی دقیق و پشتیبانی از طرح های اجرایی آموزش الکترونیکی
٢. پشتیبانی و حمایت از آموزش الکترونیکی
٣. تدارک برگزاری نشست ها و یا سمینارهای سالیانه اختصاصی برای بررسی عملکرد آموزش الکترونیکی در اتحادیه اروپا
۴. آگاهی دادن و ارائه اطلاعات از طریق شبکه های رایانه ای
۵. شرکت در طرح های بین المللی مربوط به استفاده صحیح و مؤثر از رویکرد ICT و آموزش الکترونیکی
۶. طراحی روش های خاص ارزشیابی و گسترش نظارت

مفهوم خلاقیت از دیدگاه صاحبنظران
خلاقیت چیست و چه معنایی دارد ؟
پال توئیچل در تعریف خلاقیت چنین بیان نموده : « خلاقیت رها کردن انرژی از طریق یک تصویر ، آئین ، مراسم ، موسیقی ، کوزه گری ، ادراک الهامی ، موعظه و هر نمود دیگری که عامل رها سازی این انرژی گردد . »
این رها سازی انرژی در بعضی ها درخدمت به کل عالم و برای دیگران در آثار هنری ، ادبیات ، موسیقی و سایر بسترهای مناسب خلاقیت به ظهور می رسد .
پیتر بوم معتقد است : « خلاقیت مهار کردن کل و تمامیت است تا بتواند در برابر چشمان جریان یابد . »
اوشو فیلسوف و عارف معاصر خلاقیت را بزرگترین عصیان د رعالم هستی می داند و می نویسد :
« اگر زندگی با اشتیاق و خلاقیت تؤام نباشد بسیار ملالت بار و نوعی خودکشی تدریجی است . »
هارولد کلمپ خلاقیت را چنین بیان کرده است : « خلاقیت همان خصیصه ای است که ما را خدای گونه می کند . »

اجزاء تشکیل دهنده اصل خلاقیت
اولین جزء قلمرو مهارت ها است که به منزله مواد اولیه استعداد ، آموزش و تجربه در یک حوزه خاص می باشد . قلمرو مهارت ها تا حدودی ذاتی است . افراد با درجات متفاوتی از استعداد راه بلندی را به سوی پیشرفت طی می کنند . نکته ای را که بیشتر ما فراموش می کنیم این است که انسان قبل از آنکه بتواند در یک زمینه خلاق گردد باید دارای مهارت باشد .

دومین جزء تفکر خلاق و مهارت های کاری است . برخی شیوه های کاری ، شیوه های فکری خاص و ویژگی های شخصیتی در افراد وجود دارد که آنها را قادر می سازد قلمرو مهارت های خود را در عرصه های جدید به کار گیرند . بعضی از مهارت های فکری ذاتی می باشند اما جنبه های دیگری از تفکر خلاق نیز وجود دارد مانند شیوه های کاری که می توان آنها را به وسیله آموزش و تجربه افزایش داد .
شیوه کاری خلاق دارای خصوصیات زیر است :
ـ نوعی تعهد به درست انجام دادن کار
ـ توانایی متمرکز نمودن تلاش و توجه برای مدت طولانی
ـ توانایی رها کردن ایده های غیرخلاق و کنارگذاردن موقتی مسایل بسیار پیچیده
ـ پافشاری برای روبرو شدن با مشکل
ـ اشتیاق و علاقه برای تلاش و سخت کوشی

دیدگاه گانیه نسبت آفرینندگی ( خلاقیت )
رابرت گانیه آفرینندگی را نوعی حل مسئله می داند . با وجود شباهت زیاد بین حل مسئله و آفرینندگی می توان آنها را از این لحاظ متفاوت دانست که حل مسئله فعالیتی عینی تر از آفرینندگی است و هدف مشخص تری دارد درحالیکه آفرینندگی بیشتر جنبه شخصی دارد و بیش از حل مسئله به شهود و تخیل وابسته است . در حل مسئله شخص با موقعیتی روبرو می شود که باید برای آن یک راه حل بیابد اما در آفرینندگی فرد هم موقعیت مسئله و هم راه حل آن را خود می آفریند .
ویژگی مهم دیگر آفرینندگی ، تازگی نتایج تفکر آفریننده است . یعنی راه حل های آفریننده راه هایی تازه هستند که دیگران قبلا” به آنها دست نیافته اند . بنابراین تأکید آفرینندگی بر اثر یا بازده فکری تازه است . هسته اصلی تمام مفاهیم مربوط به آفرینندگی را مفهوم تازگی تشکیل می دهد . آفرینندگی (خلاقیت) به راه های تازه ، اصیل ، مستقل و تخیلی اندیشیدن درباره انجام کارها می انجامد .

دیدگاه گیلفورد نسبت به آفرینندگی (خلاقیت)
گیلفورد دو مفهوم تفکر همگرا و تفکر واگرا را مطرح نمود که تفکر همگرا با هوش رابطه دارد اما تفکر واگرا ویژگی مهم آفرینندگی است . تفاوت آنها در این است که در تفکر همگرا نتیجه تفکر از قبل معلوم است یعنی همیشه یک جواب درست یا غلط وجود دارد اما در تفکر واگرا جواب قطعی وجود ندارد و تعداد زیادی جواب احتمالی ممکن است موجود باشد که از نظر منطقی هر یک از آنها درست است .
گیلفورد نخستین کسی بود که مبحث تفکر واگرا را در روانشناسی آفرینندگی مطرح کرد . در نظریه او تفکر واگرا ابتدا به وسیله سلیس و روان بودن ، انعطاف پذیری و اصالت فکر مشخص می شود . سلیس و روان بودن به تعداد ایده هایی که ما در یک موقعیت مشخص ایجاد می کنیم ، گفته می شود . انعطاف پذیری به تعداد طبقات مختلف ایده ها گفته می شود . اصالت فکر به تازه و نو بودن ایده ها اطلاق می شود . متفکران خلاق از طریق ایجاد عقاید گوناگون ، بدیع و تازه مشخص می شوند .

دیدگاه تورنس نسبت به آفرینندگی (خلاقیت)
یکی دیگر از دانشمندانی که در زمینه آفرینندگی نظریه پردازی کرده و پژوهش های زیادی انجام داده پاول تورنس است . او در جدیدترین اظهار نظرش در مجله بازنگری روانشناسی پرورشی ، سه تعریف برای آفرییندگی ارائه داده است : ۱. تعریف پژوهشی ٢. تعریف هنری ٣. تعریف وابسته به بقاء

در تعریف پژوهشی ، تفکر آفریننده عبارت است از فرآیند حس کردن مشکلات ، مسائل ، شکاف در اطلاعات ، عناصر گمشده ، چیزهای ناجور ، حدس زدن و فرضیه سازی درباره این نواقص و ارزیابی و آزمودن این حدس ها و فرضیه ها ، تجدید نظر کردن و دوباره آزمودن آنها و بالاخره انتقال نتایج . آزمون تفکر آفریننده تورنس ، تفکر آفریننده را با تعدادی سؤال کلامی و تصویری می سنجد .

رابطه خلاقیت ، هوش و پیشرفت تحصیلی
پژوهش های بسیاری انجام شده که در آنها رابطه بین هوش و خلاقیت مورد بررسی قرار گرفته اند . نتایج این پژوهش ها نشان داده اند که بین نمرات حاصل از آزمون های هوش و نمرات به دست آمده از وسایل سنجش خلاقیت همبستگی بالایی وجود ندارد . تورنس میانه همبستگی های بین نمرات آزمون های هوش و آزمون های آفرینندگی را در ۱٨٧ پژوهش که به همین منظور انجام گرفته اند ، محاسبه کرده و ضریب همبستگی ٢٠/٠ + را که ضریبی نسبتا” پایین است ، گزارش کرده است .
گیج و برلاینر می گویند ضرایب همبستگی پایین گزارش شده بین هوش و خلاقیت ، نظیر ضریب فوق ممکن است به سبب تجانس زیاد افراد مورد آزمایش کاهش یافته باشد یعنی اینکه احتمالا” آزمودنی های این پژوهش ها از سطح هوشی بالایی برخوردار بوده اند .
لفرانسوا نیز همین عقیده را دارد و در توجیه این مطلب می گوید وقتی که ضریب همبستگی هوش و خلاقیت کسانی که هوشبهر آنها ۱٢٠ به بالا است ، محاسبه می شود ، بسیار پایین است اما زمانی که نمرات هوش و خلاقیت همه دانش آموزان مورد استفاده قرار می گیرند ، ضریب همبستگی بین هوش و خلاقیت بزرگتر است .
لفرانسوا می گوید : « چیزی که مشخص است این است که آزمون های هوش به تنهایی راه خوبی برای شناسایی کودکان آفریننده نیستند » .

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

رابطه بین نمرات آزمون های پیشرفت تحصیلی و آزمون های آفرینندگی نیز خیلی چشمگیر نیست . بنابراین از روی نمرات پیشرفت تحصیلی یا موفقیت های کلاسی دانش آموزان نیز نمی توان افراد خلاق یا افراد دارای تفکر واگرا را انتخاب نمود . تورنس گزارش کرد که بین قضاوت معلمان از تواناییهای خلاق دانش آموزان خود و فعالیت های خلاقی که این دانش آموزان پس از گذشت ۱٢ سال عملا” از خود نشان دادند هیچگونه رابطه معناداری دیده نشد . معنی این سخن آن است که معلمان نمی توانند دانش آموزان آفریننده خود را به خوبی تشخیص دهند .

رابطه خلاقیت و نبوغ با بیماری های روانی
رابطه خلاقیت و نبوغ بیماری های روانی حداقل دو

منبع مقاله با موضوع سازمان بهداشت جهانی

پیشینه نظری
تعریف سلامت روان
سازمان بهداشت جهانی در سال 1986 تعریفی از سلامتی را ارائه دارد :
سلامتی گستره وسیعی است جهت توانمند ساختن فرد ها گروه ، که از یک طرف موجب واقعیت بخشیدن به آمال و آرزوها و ارضاء نیازها و از طرف دیگر باعث مقابله با محیط می شود بنابراین طبق تعریف فوق به نظر می رسد سلامتی یک منبعی برای زندگی روزمره است نه به عنوان وسیله ای برای زندگی ، یک مفهوم کاربردی و مثبت است که علاوه بر تأکید بر توانایی جسمانی افراد بر منابع فردی و اجتماعی آنان نیز تأکید می ورزد . ( اسکوفیلد ، 1998 مقاله )

اصلاح سلامت روانی ، اصطلاحی است که از آن برای بیان و اظهار کردن هدف خاصی برای جامعه استفاده می شود . هر فرهنگی براساس معیارهای خاص خود به دنبال سلامت روان است . هدف هر جامعه ای این است که شرایطی را که سلامت اعضای جامعه را تضمین می کند آماده نماید . سلامت روان بخشی از سلامت عمومی است . منظور از سلامت روان ، سلامت ابعاد خاصی از انسان مثل هوش ، ذهن ، حالت و فکر می باشد . از طرف دیگر سلامت روان بر سلامت جسمانی هم تأثیر دارد . بسیاری از پژوهش های اخیر مشخص کرده اند که یک سری اختلال های فیزیکی و جسمانی به شرایط خاص روانی مرتبط هستند . با وجود این که سلامت روان مفهوم وسیعی است اما هنوز یک تعریف کلی که مورد قبول همه باشد از آن به دست نداده اند هر فرد یا گروهی یک تصور خاص از سلامت روان دارد در حالی که در مورد سلامت جسمانی چنین حالتی وجود ندارد .
در سال 1948 ، کمیسیون مقدماتی سومین کنگره جهانی بهداشت روانی ، برای بهداشت روانی یک تعریف دو قسمتی ارائه می دهد :
1. بهداشت روانی حالتی است که از نظر جسمی ، روانی و عاطفی در حدی که با بهداشت روانی دیگران انطباق داشته باشد برای فرد مطلوب ترین رشد را ممکن می سازد .
2. جامعه خوب جامعه ای است که برای اعضای خود چنین رشدی را فراهم می آورد در عین حال رشد خود را تضمین می کند و نسبت به سایر جوامع بردباری نشان می دهد . ( گنجی ، 1379 ص 13 )
سازمان بهداشت جهانی ، بهداشت روانی را براساس جنبه های زیستی و اجتماعی تعریف می کند . به نظر این سازمان ، بهداشت روانی برای فرد استعداد ایجاد روابط موزون با دیگران و استعداد شرکت در تغییرات محیط اجتماعی و طبیعی با استعداد کمک به تغییرات ، به شیوه سازنده ، قائل است . همچنین بهداشت روانی ایجاب می کند که بین تمایلات غریزی فرد هماهنگی وجود داشته است در این تعریف هیچ اشاره ای به بیماری نشده است .

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در تعریف فوق و تعاریف مشابه آن ، سازگاری با محیط اهمیت زیادی دارد . طبق این تعریف شخصی که بتواند با محیط ( اعضای خانواده ، همکاران ، همسایگان و به طور کلی اجتماع ) خوب سازگار شود از نظر بهداشت روانی بهنجار خواهد بود . این شخص با تعادل روانی رضایت بخش پیش خواهد رفت . تعارضات خود را با دنیای برون و درون حل خواهد کرد و در مقابل ناکامی های اجتناب ناپذیر زندگی مقاومت خواهد داشت . اگر کسی توان انجام دادن این کارها را نداشته باشد و در نتیجه با محیط خود به شیوه نامناسب و دور از انتظار برخورد کند از نظر روانی بیمار محسوب خواهد شد ، زیرا با این خطر روبرو خواهد بود که تعارض های حل نشده خود را به صورت نوروز ( اختلالات خفیف رفتاری ) نشان می دهد و به شخص نوروتیک تبدیل می شود . ( گنجی ، 1379 ص 12 )
عده ای از روان شناسان معتقدند که سلامت روان ، داشتن هدفی انسانی در زندگی، سعی در حل عاقلانه مشکلات ، سازش با محیط اجتماعی براساس موازین علمی و اخلاقی و سرانجام ایمانی به کار و مسئولیت پذیری و پیروی از اصول نیکوکاری و خیر خواهی است. ( شفیع آبادی ، 1371 ص 85 )
لوینسون و همکاران سلامت روان را اینچنین تعریف کرده اند :
سلامت روان عبارتست از این که فرد چه احساسی نسبت به خود ، دنیای اطراف ، محل زندگی و اطرافیان دارد مخصوصاً با توجه به مسئولیتی که در مقابل دیگران دارد ، چگونگی سازش وی به درآمد خود و شناخت موقعیت مکانی و زمانی خویش . ( انصاری ، 1374 پایان نامه )
کارل مننجر می گوید :
سلامت روانی عبارت است از سازش فرد با جهان اطرافش به حداکثر امکان به طوری که باعث شادی و برداشت مفید و مؤثر به طور کامل شود . ( همان منبع )
کینگزبرک بهداشت روانی را این چنین تعریف می کند :
تسلط و مهارت در ارتباط صحیح با محیط به خصوص در سه فضای مهم عشق ، کار و تفریح . ( همان منبع )
در سالهای اخیر انجمن کانادایی بهداشت روانی را در سه قسمت تعریف کرده است.
قسمت اول : نگرش های مربوط به خود ( شامل تسلط بر هیجان های خود ، آگاهی از ضعف های خود و رضایت از خوشی های ساده )
قسمت دوم : نگرش های مربوط به دیگران ( علاقه به دوستی های طولانی و صمیمی ، احساس تعلق به یک گروه و احساس مسئولیت در مقابل محیط انسانی و طبیعی .
قسمت سوم : نگرش های مربوط به زندگی ( رویارویی با الزام های زندگی ، پذیرش مسئولیت ها ، ذوق و توسعه امکانات و علایق خود ، توانایی اخذ تصمیم های شخصی و ذوق یا انگیزه خوب کارکردن . ( گنجی 1379 ، ص 13 )
به طوری که ملاحظه می شود ، این انجمن بهداشت روانی را در ارتباط با سازگاری با محیط و نگرشهای مربوط به خود و دیگران تعریف می کند اما به مفاهیم بیماری آسیب شناسی و ناسازگاری ارجاع نمی دهد . ( همان منبع )
طبق تعریف فرهنگ روانشناسی آرتور 1985 واژه سلامت روان ، برای افرادی که عملکردشان در سطح بالای از سازگاری هیجانی و رفتاری است به کار می رود و در مورد افرادی که صرفاً‌ بیماری روانی ندارد به کار نمی رود . از نظر کاپلان و ساروک سلامت روان ، آن حالت بهزیستی است که افراد قادر باشند به راحتی در جامعه ، فعالیت کنند و پیشرفتها و خصوصیات شخصی برای آن رضایتبخش است . ( ادبی ، 1379 ، پایان نامه )
کنفرانس بین المللی بهداشت ، که با همکاری سازمان بهداشت جهانی و یونیسف در سال 1988 با شرکت 134 کشور در آلماآتا تشکیل شد سلامت روانی را سلامت کامل جسمانی ، روانی ، اجتماعی تعریف نموده است و نه فقدان بیماری و ناتوانی . ( ادبی ، 1379 ، پایان نامه )
آرچریک مبحث تاریخی را اضافه کرده و می گوید در جوامع به سرعت در حال تغییر و غیر قابل پیش بینی امروز توانایی اکتشاف محیط و ایجاد تعهد ، یک مهارت اساسی برای بقاء و لازمه سلامت روانی است . ( همان منبع )
ویژیگی های افراد سالم ( برخوردار از سلامت روان ) از دیدگاه های مختلف :
برای داشتن بهداشت روانی خوب ، شرایطی وجود دارد : روبروشدن با واقعیت ، سازگاری داشتن با تغییرات ، گنجایش داشتن برای اضطرابها ، کم توقع بودن ، احترام قایل شدن به دیگران ، دشمنی نکردن با دیگران و کمک رساندن به مردن . ( گنجی 1379 ، ص 13 )

بنابر تحقیقات انجمن ملی بهداشت روانی
1. افراد سالم از نظر روان احساس راحتی می کنند . خود را آن گونه که هستند می پذیرند ، از استعدادهای خود بهره مند می شوند در مورد عیوب جسمانی و ناتوانیهای خود شکیبا بوده و از آن ناراحت نمی شوند ، دیدگاه واقع گرایانه دارند ، دشواریهای زندگی را سهل می انگارند ، آن ها وقت کمی را در نگرانی ، ترس ، اضطراب و یا حسادت سپری می کنند . اغلب آرامند ، نسبت به عقاید تازه گشاده رو بوده و دارای طیب خاطر هستند ، شوخ طبع هستند و اعتماد به نفس دارند ، اگرچه از حضور در جمع لذا می برند اما به تنها بودن نیز اهمیت می دهند و وحشتی از آن ندارند ، همچنین از سیستم ارزشی برخوردارند که از تجارب شخصی شان سرچشمه می گیرد . بدین معنی که یک احساس شخصی مبتنی بر درست یا غلط بودن امور دارند .
2. افراد دارای سلامت روان ، احساس خوبی نسبت به دیگران دارند ، آنها می کوشند تا دیگران را دوست بدارند ، و به آنان اعتماد کنند ، چرا که تمایل دارند دیگران نیز آن ها را دوست باشند و به آن ها اعتماد نمایند چنین افرادی قادرند که با دیگران روابط گرمی داشته باشند و این روابط را ادامه دهند ، به علایق دیگران توجه می کنند و احترام می گذارند آنها به خود اجازه نمی دهند از سوی دیگران مورد حمله و فشار قرار گیرند و نیز سعی نمی کنند که بر دیگران تسلط یابند آنها با احساس یکی بودن با جامعه ، نسبت بر دیگران احساس مسئولیت می کنند .

قدرت روبرو شدن با نیازهای زندگی را دارند معمولاً‌نسبت به اعمال خود احساس مسئولیت می کنند و با مشکلات به همان شیوه که رخ می دهد برخورد می کنند . دارای پندارهای واقع گرا در مورد آنچه که می توانند یا نمی توانند انجام بدهند هستند بنابراین آن ها محیط خود را تا آن جا که ممکن است شکل می دهند و نیز تا آن جا که ضرورت دارد با آن سازگار می شوند . ( بنی جمالی ، 1373 ، ص 28 )
در این بخش به بررسی دیدگاه های مختلف روانشناسی پیرامون ویژگی های افراد دارای سلامت روان می پردازیم :

دیدگاه روانپزشکی
دیدگاه روانپزشکی ، درباره فرد دید تعامل حیاتی دارد . طبق این دیدگاه فردی که از سلامت روانی برخوردار است که دارای نظام متعادلی است که خوب عمل می کند و اگر تعادل به هم بخورد بیماری روانی ظاهر خواهد شد . ( گنجی ، 1379 ، ص 22 )

دیدگاه های روان تحلیلی
دیدگاه روانکاوی معتقد است که شخصیت فرد از سه عنصر تشکیل می شود ، نهاد، من و من برتر . بنابراین به نظر آنان بهداشت روانی ، زمانی تضمین می شود که من با واقعیت سازگاری شود و همچنین تکانش های غریزی نهاد به کنترل درآید . ( همان منبع )
فروید به نقل از حسینی ( 1360 ) سلامت روانی را از یک طرف نتیجه تعادل بین سه عنصر نهاد ، من و من برتر و از طرفی دیگر نتیجه تعادل بین سطوح خود آگاه و ناخودآگاه می داند . فروید معتقد است که شخص سالم دو ویژگی دارد :
می تواند دوست بدارد و دوست داشته باشد .
می خواهد و می تواند کار بکند . ( شعاری نژاد ، 1371 ، ص 278 )
به نظر فروید ویژگی خاصی که برای سلامت روانشناختی ضروری است خود آگاهی می باشد یعنی هر آنچه که ممکن است در ناخودآگاه موجب مشکل شود ، بایستی خود آگاه شود ، شخص سالم از مکانیزم های دفاعی نوع دوستی ، شوخ طبعی ، پارسای و ریاضت و والایش یا تصعید استفاده می کند . ( نجات ، 1378 ، ص 34 )
همچنین به عقیده فروید ، شخص سالم کسی است که نیازهای تثبیت شده نداشته باشد ، نیازهای نهفته یا درونی شده اش در جهت معیارهای درونی شده من برتر باشد و براساس نیازهایش عمل نکند و نیازهایش با یکدیگر در تعارض و کشمکش نباشد . بعلاوه انسان برخوردار از سلامت روانشناختی موجودی منحصر به فرد است که بایستی به صورت یگانه مورد بررسی و مطالعه قرار بگیرد و دارای خصوصیات زیر باشد :
بین من و من آرمانی فرد فاصله زیادی وجود ندارد .
من دارای قدرتمندی و کارآیی بسیار است .
از ساختار روانی خودش آگاهی لازم را دارد .
هدف نهایی او رشد خلاقیت و تحقق خویشتن است .
نظر هورنای ( 1945 ) به نقل از خدا رحیمی ( 1374 ) : انسان برخوردار از سلامت روان دارای این ویژگی ها می باشد : احساس امنیت می کند ، لذا فاقد پرخاشگری و خودشیفتگی است ، به دلیل آگاهی از خود واقعی و استعداد بالقوه خوی تسلیم محض محیط اجتماعی و فرهنگی نیست ، بلکه ابتکار و شخصیت خودش را عهده دار می شود ، خوشناسی و کوشش را برای تحقیق استعدادهای فطری و ذاتی وظیفه اخلاقی و امتیاز معنوی شخصیت سالم است و هدف او کمال است ، انسان سالم خودآگاهی دارد و از خود واقعی و استعدادهایش کم و بیش آگاه است و خودش بسیاری از مشکلات زندگی را حل می کند لذا به دیگران وابستگی ندارد .
از دیدگاه کارل یونگ ، فرایندی که موجب یکپارچگی شخصیت انسانی می شود مزیت یافت یا تحقق خود است .
این فرآیند خود شدن ، فرایندی طبیعی است این گرایش چنان نیرومند است که یونگ آن را غریزه نامید . در انسان مزیت یافته هیچ یک از وجوه شخصیت مسلط نیست ، نه هوشیار و نه ناهوشیار .
نه یک منش یا گرایش خاص و نه هیچیک از سنخ های کهن ، بلکه همه آن ها به توازی هماهنگ رسیده اند . از طرف دیگر به نظر وی همه جنبه های شخصیت باید به یکپارچگی و هماهنگی دست یابند به طوری که همه آنها بتوانند بیان شوند . افراد سالم از شخصیتی برخوردارند که یونگ آن را شخصیت مشترک ، خوانده است . چون دیگر هیچ جنبه شخصیت به تنهایی حاکم نیست . یکتایی فرد ناپدید می شود و دیگر چنین اشخاصی را نمی توان متعلق به یک سنخ روانی خاص دانست . ( گنجی 1379 ، ص 53 )
به عقیده آلفرد آدلر ، زندگی بودن نیست ، بلکه شدن است ، آدلر به انتخاب ، مسئولیت و معناداری مفاهیم در شیوه زندگی اعتقاد دارد و شیوه زندگی افراد را متفاوت می داند . محرک اصلی رفتار بشر ، هدفها و انتظار او از آینده است . فرد سالم به عقیده آدلر از مفاهیم و اهداف خودش آگاهی دارد و عملکرد او مبتنی بر حیله و بهانه نیست او جذاب و شاداب است و روابط اجتماعی ساطنده و مثبتی با دیگران دارد روابط خانوادگی صمیمی و مطلوب دارد و جایگاه خودش را در خانواده و گروه های اجتماعی به درستی می شناسد . همچنین فرد سالم در زندگی هدفمند و غایت مدار است و اعمال او مبتنی بر تعقیب این اهداف است . عالی ترین هدف شخصیت سالم ، تحقق خویشتن است . از ویژیگی های دیگر سلامت روانشناختی این است که فرد سالم همواره به بررسی ماهیت اهداف و ادراکات خویش می پردازد و اشتباهاتش را برطرف می کند . فرد خالق عواطف خودش است نه قربانی آنها . آفرینش گرایی و ابتکار فیزیکی از ویژگی های دیگر ایت افراد است . فرد سالم از اشتباهات اساسی شامل تعمیم مطلق ، اهداف نادرست و محال ، درک نادرست و توقع بی مورد از زندگی ، تقلیل یا انکار ارزشمندی خود و ارزش های و باورهای غلط می باشد . ( شاملو 1378 ، ص 43 )
اریکسون سلامت روانشناختی را نتیجه عملکرد قوی و قدرتمند سن می داند . من عنوان مفهومی است که نشان دهنده توانایی یکپارچه سازی اعمال و تجارب شخص به صورت انطباقی و سازشی است من تنظیم کننده درونی روان است که تجارب فرد را سازماندهی می کند و در نتیجه از انسان در مقابل فش
ارهای نهاد و من برتر حمایت می کند. هنگامی که رشد انسان و سازماندهی اجتماعی به نحو متناسب هماهنگ شود ، در هر کدام از مراحل رشد روانی ـ اجتماهی ، تواناییها و استعدادهای مشخصی ظهور می نماید در واقع به عقیده اریکسون سلامت روانشناختی هر فرد به همان اندازه است که توانسته است توانایی متناسب با هر کدام از مراحل زندگی را کسب کند . ( خدا رحیمی ، 1374 ، ص 78 )
اریکسون احساس هویت را نشانه سلامت فکر و روان می داند که خود از مراحل حس اعتماد ، خودمختاری ، ابتکار و اشتغال به کارهای سودمند می گذرئ و سرانجام به احساس هویت خود منجر می گردد . این احساس سرمایه داخلی است که بعد از طی موفقیت آمیز تمام مراحل ایجاد می گردد و با همانند سازی موفقیت آمنیز که به تنظیم محرک ها و غرایز اصلی فرد با توجه به فرصت ها و امکانات او منجر می شود ارتباط دارد. بدین ترتیب احساس هویت موجب اطمینان خاطری می گردد که به شخص قدرت انطباق و سازگاری می دهند . ( حسینی ، 1360 ، ص 20 )
رد واقع به نظر اریکسون ( 1968 ) هویت ، نشانه نشاط روانی است و هویت در مقابل سردرگمی نشانه یک شخصیت سالم در نوجوانی است .
اریک فروم تصویر روشنی از شخصیت سالم به دست می دهد . چنین انسانی به طور عمیق عشق می ورزد آفریننده است . قوه تعلقش را کاملاً پرورانده است و جهان و خود را به طور عینی ادراک می کند . حس هویت پایداری دارد . با جهان در پیوند است و در آن ریشه دارد . حاکم و عامل خود در سرنوشت خویش است . فروم شخصیت سالم را دارای جهت گیری بارور می داند . به نظر وی جهت گیری ، گرایش یا نگرش کلی است که

پایان نامه آموزش ضمن خدمت//تاریخچه سازمان مدارس

انواع مدارس و مراکز آموزشی موجود:

1- مدارس دولتی 2- مدارس غیرانتفاعی 3- مدارس استثنایی4- مدارس آموزشگا‌ه‌های آزاد 5- مدارس وابسته به وزارتخانه‌ها 6- مدارس خارجی 7- مدارس تطبیقی 8- مدارس اقلیت‌های مذهبی 9- مدارس شاهد و مدارس نمونه10- مدارس شبانه 11- مؤسسات تربیت معلم 12- دور‌ه‌های كارداني کارشناسی وکوتاه‌مدت

2-3-6  تاریخچه سازمان مدارس به سبک جدید در ایران:

  1. تأسیس دارالفنون درسال 1228 (ه .ش ) و آغاز معرفی نظام مدارس در ایران
  2. در قانون فرهنگ مصوب 1290 (ه .ش) آمده است که مدارس و مکاتب چهار نوع است: الف. مدارس ابتدایی روستایی ب. مدارس ابتدایی شهری ج. مدارس متوسطه د.مدارس عالی
  3. در سال 1313 دوره‌های تحصیلی ایران شامل دوره ابتدایی (6سال)، اول متوسطه (3سال)، دوم متوسطه (3سال) بوده است.
  4. در قانون سال 1322(ه .ش ) دوره های تحصیلی عبارت بوده است از: آموزش ابتدایی(6سال) ب- دوره متوسطه (دو دوره سه ساله که دوره اول عمومی و دوره دوم به بخش نظری وفنی وحرفه ای تقسیم شده است)
  5. از سال 1345 لغایت 1370 شامل دوره‌های کودکستان (3-2 سال) دبستان (5 سال) راهنمایی تحصیلی (3 سال)، دوره متوسطه (4 سال) و تحصیلات عالی بر حسب مورد (7-2 سال)
  6. از سال 1370 (ه . ش ) تاکنون دوره متوسطه عمومی، فنی و حرفه‌ای به مدت 3 سال و دوره پیش‌دانشگاهی به مدت یک سال مصوب گردیده است.

 

2-3-7  برخی از وظایف وزارت آموزش و پرورش:

  1. 1. تشکیل شورای عالی آموزش وپرورش
  2. تشکیل شورای منطقه‌ای که حدود و وظایف و اختیارات آن به تصویب مجلس خواهد رسید.
  3. تهیه و پیشنهاد برنامه‌های میان مدت و بلند مدت در جهت تأمین اهداف آموزش و پرورش
  4. هماهنگی با وزارت های فرهنگ و آموزش عالی و بهداشت و درمان و آموزش پزشکی و سایر دستگاه‌هایی که به نحوی در امر آموزش دخالت دارند در جهت هماهنگ ساختن آموزش‌ها در چهار چوب نظام آموزش کشور
  5. زیر پوشش قرار دادن کلیه کودکان لازم‌التعلیم و تقویت نهضت سواد آموزی
  6. آموزش مستمر معلمان و کارکنان وزارت آموزش و پرورش به منظور ارتقاء سطح توانایی شغلی آنها
  7. تأمین نیروی انسانی آموزش و پرورش از طریق ایجاد دانش سراها و مراکز تربیت معلم
  8. تأمین آموزش و پرورش رایگان برای همه مردم تا پایان دوره متوسطه
  9. تألیف و چاپ و توزیع کتاب‌های درسی و نشریات کمک آموزشی
  10. ارتباط مستمر با اولیاء دانش آموزان و استمداد از آنها در تعلیم و تربیت
  11. نظارت براجرای صحیح و دقیق کلیه آیین‌نامه‌ها و سنجش و ارزیابی نتایج حاصله از برنامه‌ها

 

2-3-8  سیاست های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور:

حضرت آیت اللّه خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجرای بند یک اصل 110 قانون اساسی سیاستهای کلی ” ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور ” را که پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین شده است ، ابلاغ کردند.

متن سیاست های کلی “ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور ” که به رؤسای قوای سه گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ شده، به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

سیاست های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور

1- تحول در نظام آموزش و پرورش مبتنی بر فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی در جهت رسیدن به حیات طیبه ( زندگی فردی و اجتماعی مطلوب اسلامی) و رشد و شکوفایی استعدادهای فطری و ارتقاء کیفی در حوزه های بینش، دانش، مهارت، تربیت و سلامت روحی و جسمی دانش آموزان با تأکید بر ریشه کن کردن بی سوادی و تربیت انسان های مؤمن، پرهیزکار، متخلق به اخلاق اسلامی، بلند همت، امیدوار، خیرخواه، بانشاط، حقیقت جو، آزادمنش، مسؤولیت پذیر، قانونگرا، عدالت خواه، خردورز، خلاق، وطن دوست، ظلم ستیز، جمع گرا، خودباور و ایثارگر.

2- ارتقاء جایگاه آموزش و پرورش به مثابه مهمترین نهاد تربیت نیروی انسانی و مولد سرمایه اجتماعی  و عهده دار اجرای سیاست های مصوب و هدایت و نظارت بر آن (از مهد کودک و پیش دبستانی تا دانشگاه) به عنوان امر حاکمیتی با توسعه همکاری دستگاه ها.

3- بهسازی و اِعلای منابع آموزش و پرورش به عنوان محور تحول در نظام تعلیم و تربیت کشور و بهبود مدیریت منابع انسانی با تأکید بر:

3-1 ارتقاء کیفیت نظام تربیت معلم و افزایش مستمر شایستگی ها و توانمندی های علمی، حرفه ای و تربیتی فرهنگیان و روزآمد ساختن برنامه های درسی مراکز و دانشگاه های تربیت معلم و شیوه های یاددهی و یادگیری برای پرورش معلمان با انگیزه، کارآمد، متدین، خلاق و اثربخش.

3-2  باز نگری در شیوه های جذب، تربیت، نگه داشت و بکارگیری بهینه نیروی انسانی مورد نیاز آموزش و پرورش و بسترسازی برای جذب معلمان کارآمد و دارای شایستگی های لازم آموزشی، تربیتی و اخلاقی بعد از گذراندن دوره  مهارتی.

3-3  اعتلای منزلت اجتماعی معلمان و افزایش انگیزه آنان برای خدمت مطلوب با اقدامات فرهنگی و تبلیغی و خدمات و امکانات رفاهی و رفع مشکلات مادی و معیشتی فرهنگیان.

3-4 توسعه مهارت حرفه ای و توانمندی های علمی و تربیتی معلمان با ارتقاء کیفی آموزش های ضمن خدمت و برنامه ریزی برای روزآمد کردن اطلاعات تخصصی و تحصیلات تکمیلی معلمان متناسب با نیاز آموزش و پرورش.

3-5 استقرار نظام ارزیابی و سنجش صلاحیت های عمومی، تخصصی و حرفه ای معلمان مبتنی بر شاخص های آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و تربیتی برای ارتقاء.

3-6  توسعه مشارکت معلمان در فرآیند بهسازی برنامه های آموزشی، پژوهشی، تربیتی و فرهنگی.

3-7 استقرار نظام پرداخت ها بر اساس تخصص، شایستگی ها و عملکرد رقابتی مبتنی بر نظام رتبه بندی حرفه ای معلمان.

4- ایجاد تحول در نظام برنامه ریزی آموزشی و درسی با توجه به:

4-1 روزآمد ساختن محتوای تعلیم و تربیت و تدوین برنامه درس ملی مبتنی بر فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی و متناسب با نیازهای کشور و انطباق محتوی با پیشرفت های علمی و فناوری و اهتمام به تقویت فرهنگ و هویت اسلامی ایرانی.

4-2  توسعه فرهنگ تفکر، تحقیق، خلاقیت و نوآوری و بهره گیری از روش های یاددهی و یادگیری متنوع و مطلوب و ایجاد تفکر منطقی و منسجم برای تحلیل و بررسی موضوعی.

4-3 تبیین اندیشه دینی-سیاسی امام خمینی(ره)، مبانی جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و اصول ثابت قانون اساسی در مقاطع مختلف تحصیلی.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی نقش دوره های آموزش ضمن خدمت بر عملکرد دبیران مقطع متوسطه(دوره دوم)نظری منطقه هجده سازمان آموزش و پرورش شهر تهران

پایان نامه کنوانسیون زیست محیطی-سامانه مضر ضد خزه روی کشتی

کنوانسیون بین المللی کنترل سامانه های مضر ضد خزه بر روی کشتی ها

سیستم ضد خزه به معنای پوشش، رنگ یا موارد مشابهی است که به منظور کنترل یا جلوگیری از چسبیدن موجودات زنده ناخواسته بر روی بدنه کشتی بکار برده می شود. وجود چنین موجوداتی بر روی حرکت و بهره برداری سیستم های کشتی تاثیر منفی ایجاد می کند. برای جلوگیری از چسبیدن چنین موجوداتی از پوشش یا رنگهایی بر روی بدنه کشتی استفاده می شود که به سیستم ضد خزه معروفند. اما استفاده از چنین سیستم هایی به دلیل استفاده از ترکیبات قلع مشکلاتی را برای محیط زیست، آبزیان و حتی انسان ایجاد می کند. در واقع اجرای این کنوانسیون باعث کاهش آلودگی ناشی از ترکیبات قلع به کار رفته در سیستم های ضد خزه، حفاظت از محیط زیست دریایی و سلامت انسانها در مقابل اثرات نامطلوب ترکیبات قلع، جلوگیری از تجمع موجودات زنده بر روی بدنه کشتی ها و جلوگیری از گسترش موجودات زنده و مضر دریایی می شود. این کنوانسیون به تولید رنگ منطبق با استانداردهای بین المللی در شرکتهای صنعتی کمک می کند. این کنوانسیون در سال 1389 به تصویب مجلس شورای اسلامی ایران رسید[1].

2-2-2-34- کنوانسیون بین المللی کنترل و مدیریت آب توازن و رسوبات کشتی ها

جدیدترین استانداردهای نفتکشها که بوسیله سازمان بین المللی دریانوردی توسعه یافته است، کنوانسیون بین المللی کنترل و مدیریت رسوبات و آب تعادل کشتی ها است که در سال 2004 تصویب شد. هدف این کنوانسیون تقلیل و حذف انتقال بین المللی سموم و پاتوژن ها است که در رسوبات و آب توازن کشتی قرار دارند. کشتی ها باید یک کتاب ثبت آب توازن و گواهینامه ای که نشان دهد آنها بطور مناسبی تجهیز هستند، داشته باشند. اعضا ملزم هستند تا تضمین کنند که امکانات و تاسیسات مناسبی در بنادر محل انجام عملیات پاکسازی و تعمیر مخازن آب توازن کشتیها وجود دارد و به گونه ای که اب تعادل و رسوبات می توانند در آنها تخلیه شود. تغییر در ساختار ژنی اکوسیستم های آبی از طریق انتقال عمدی یا غیر عمدی گونه های غیر بومی موجودات زنده در ردیف انواع دیگر آلودگیهای دریایی قرار گرفته است. تهاجم گونه های دریایی بوسیله روش های مختلفی شامل انتشار در محل قایق، ستونهای آب و حرکت خود گونه، تجارت آکواریوم، آب توازن کشتیها، آبزی پروری و تجارت غذای زنده، امکانپذیر می باشد. اصولاً هر چیزی که بقدری کوچک باشد که بتواند از پمپ برداشت آب توازن عبور کند، قابلیت جابجایی را دارد. این گونه ها شامل باکتریها، میکروبها، کیست ها، تخمها و لارو موجودات مختلف می باشد. البته به دلیل شرایط نامناسب و نبود غذا و نور کافی همه این موجودات نمی توانند در مخازن آب توازن دوام آورند. کنوانسیون از کشورهای عضو می خواهد تا کشتیهای مشمول کنوانسیون و کشتی هایی که محقق بر افراشتن پرچم آنها می باشند را موظف به تطبیق با مفاد و الزامات درج شده در آن بنمایند. این کنوانسیون در سال 1389 به تصویب مجلس شورای اسلامی ایران رسید[2].

2-2-2-35- کنوانسیون نایروبی درباره انتقال لاشه کشتی ها

کشتیرانی ایمن مستلزم وجود آبراههای ایمن است. وجود هر گونه مانع طبیعی یا غیر طبیعی در مسیرهای تردد کشتی ها، ایجاد خطر برای کشتی و سرنشینان و محموله کشتی را به دنبال خواهد داشت. وجود لاشه کشتی های مغروق در آبهای قابل دریانوردی بین المللی حاوی خطر بالقوه برای ایمنی دریانوردی و محیط زیست دریایی است و به همین دلیل از دهها سال پیش، این معضل مورد توجه سازمان بین الملل دریانوردی قرار گرفت. این کنوانسیون در سال 1389 توسط مجلس شورای اسلامی ایران به تصویب رسید[3]. مهمترین ویژگیهای کنوانسیون لایروبی را می توان به نحو زیر بر شمرد:

  • ارائه تعاریف مشخص از سانحه دریایی، خطر، لاشه کشی و انتقال لاشه کشتی
  • اعمال کنوانسیون در منطقه انحصاری- اقتصادی دولتها به صورت اجباری و در منطقه دریای سرزمینی دولتها به صورت اختیاری منوط به اعلام دولت متعاهد
  • موظف شدن مالک کشتی های بالای 300 تن ظرفیت ناخالص به بیمه کشتی برای پوشش مسئولیت خود
  • موظف شدن مالک کشتی به پرداخت هزینه های انتقال و علامت گذاری لاشه کشتی هایی که ایجاد خطر می کنند
  • در صورت عدم اقدام مالک کشتی، امکان اقدام متناسب از سوی دولت ذینفع در خصوص علامت گذاری و انتقال لاشه کشتی ها و استیفای هزینه های امر از محل بیمه نامه و امکان طرح دعوی علیه مالک کشتی یا مستقیماً علیه بیمه گر

تکلیف دولت متعاهد به صدور یا تصدیق گواهینامه های حاکی از وجود بیمه یا دیگر تضمین های مالی

[1] . http://rc.majlis.ir/fa/law/show/782418

[2] . http://rc.majlis.ir/fa/law/show/793292

[3] . http://rc.majlis.ir/fa/law/show/788973

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

توانمندسازی کنوانسیون های زیست محیطی در گستره اکوسیستم های آبی از دیدگاه حقوق بین الملل محیط زیست

پایان نامه درباره تداعی برند:-دیدگاههای ارزش ویژه برند

دیدگاههای مطالعه ارزش ویژه برند

سه دیدگاه متفاوت برای مطالعه و بررسی ارزش ویژه برند وجود دارد: 1. دیدگاه مبتنی بر مشتری2. دیدگاه مالی3. دیدگاه ترکیبی (بورن و گانکیم[1] به نقل از شخم کاری بناب، 1391، ص73) ارزش ویژه برند بر مبنای مشتری یک مفهوم دو بعدی قدرت برند[2] و ارزش برند[3] را شامل می‎‎شود . قدرت برند که ترکیبی از رهبری، ثبات، محیط تجاری، عرصه بین المللی، هدایت مستمر، حمایت ارتباطی و قانون است، بر اساس ادراکات و رفتارهای مشتریان، اجازه برخورداری از مزیت رقابتی متفاوت و پایدار را به برند می‎‎دهد. ارزش برند منافع آتی و حال است که مدیریت توانمند با استفاده بهتر از قدرت برند، به واسطه های عملکرد های استراتژیک به آن میرسد. (لاسر[4] و همکاران به نقل از شخم کاری بناب، 1391، ص74) در بازاریابی نظری، عملیات سازی ارزش ویژه برند بر مبنای مشتری اغلب در دو گروه دسته بندی می‎‎شود :1. ادراک مصرف کننده[5](آگاهی برند[6]، تداعی برند[7]، کیفیت[8])2. رفتار مصرف کننده[9]( وفاداری برند[10]، تمایل به پرداخت قیمت‎های بال[11]ا) به عبارتی ارزش برند بر مبنای مشتری فقط ابعاد ادراکی مشتری را نشان می‎‎دهد( بورن و گانکیم به نقل از شخم کاری بناب، 1391، ص74)دیدگاه مالی بر مبنای گردش اضافی وجوه نقد است که بواسطه ی ارزش ویژه برند نصیب شرکت می‎‎گردد. و دیدگاه ترکیبی، ترکیبی از دو دیدگاه فوق است.اساساً ارزش ویژه برند از اعتمادی ناشی می‎‎شود که مصرف کنندگان در مقایسه با برند های دیگر نسبت به یک برند دارند که این اعتماد به عنوان وفاداری مصرف کنندگان و تمایل آنها به پرداخت قیمتهای بالا برای برند ترجمه می‎‎شود. بعنوان مثال در یک مطالعه توسط مشاوران مک کنیزی نشان داد که مصرف کنندگان در مقایسه با برند های قوی تنها در قیمت های با تخفیف ویژه از برند های ضعیف استفاده می‎‎کنند.ارزش ویژه برند بخاطر وفاداری برند و توسعه آن برای مدیران حائز اهمیت است و یک رابطه مثبت با وفاداری برند را دارد. برند های جاری در توسعه نسبت به برند های جدید هزینه تبلیغات کمتر و فروش بیشتر بخاطر آگاهی مصرف کنندگان از برند دارا هستند. همچنین اگر دامنه تغییرات کیفیت در خط تولید کمتر باشد، مصرف کنندگان برند را بیشتر می‎‎پذیرند تا اینکه بیشتر باشد. و این بدین معنی است که مصرف کنندگان به برندهای با کیفیت متنوع اعتمادی ندارند و این هشداری است به مدیران برند که با تولید محصولات با استاندارد پایین، ارزش ویژه برند را از دست ندهند.( لاسر و همکاران به نقل ازسید جوادین وشمس، 1386، ص75)

2-2-10-1-2 ابعاد ارزش ویژه ی برند در مدل آکر

ارزش برند به چگونگی استفاده شرکت از ارزش بالقوه ی کالا و خدماتش بستگی دارد که به طور ذاتی به جایگاه یابی و تصویر ذهنی برند بستگی دارد . جایگاه یابی محصول در ذهن مشتریان در ارتباط با موفقیت نهایی محصول حیاتی است و ایجاد یک تصویر ذهنی خوب می‎‎تواند یک دارایی غیر مشهود برای شرکت تلقی گردد، همانگونه که تصویر ذهنی ضعیف می‎‎تواند یک بدهی بشمار بیاید. آکر دارائیها و بدهیهای مبتنی بر ارزش ویژه برند را خلاصه کرده است:1. آگاهی از برند 2. کیفیت ادراک شده3. وفاداری برند 4. تداعی برند 5. سایر دارایی های وابسته به برند مانند حق بهره برداری[12]، علایم تجاری و کانالهای ارتباطی(گراهام و همکاران به نقل از  شخم کاری بناب، 1391، 79)

[1] Burmm&Gonkim

[2] Brand Strengt

[3] brand value

[4] Lassar

[5] Consumer perception

[6] Brand awareness

[7] brand associations

[8] quality

[9] Consumer behavior

[10] Brand loyalty

[11] Premium price

[12] patent

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی تاثیر تداعی های برند بر اعتماد و وفاداری مشتریان مطالعه موردی: صنعت نساجی استان گیلان