منابع تحقیق درمورد اقدامات درمانی

معاینه بدنی خود رضایت داده است در این موارد پزشک با توجه به اضهارات بیمار باید عضو یا اعضایی راکه دردناک است معاینه کند ومعاینات فیزیکی از قبیل گرفتن نبض ودرجه حرارت وسمع قلب ومعاینه ریه وشکم را انجام دهد تمامی این اقدامات با رضایت تلویحی بیمار وبا رعایت احترام وشان بیمار ورعایت اخلاق حسنه پزشکی ازسوی بیمار باید صورت گیرداما اگر برای معاینه ی ناحیه تناسلی یا نشیمنگاه بیمار ضرورت ایجاد شود.دیگر رضایت تحویلی کافی نیست ونباید بیماررا بازور وبدون رضایت معاینه نمود.
زیرا کسب رضایت دراینجا لازم وضروری است در این حالت پزشک باید بیماررا در جریان کسالت ونوع بیماری و معاینه قراردهد که لازم است پس از اظهار موافقت ورضایت بیمار معاینه را انجام دهد این گونه رضایت را رضایت ابزاری ،اظهاری یا شفاهی می نامند نوع سوم رضایت ،رضایت کتبی است که اغلب هنگام برخی اعمال تشخیصی پزشکی ونیز عمل های جراحی یا بستری شدن در بیمارستان اخذ می شود در اینجا گفتنی است که اگرپزشک وبیمار دارای جنسیت همگن نباشند بهتر است همیشه بیماران را در حضور محارمشان معاینه کنند مگراینکه بیمار عاقل وبالغ باشد وخود نخواهد فرد دیگری غیر از پزشک به بیماری او پی ببرد به عنوان مثال دختران جوان به همراه مادران خود وزنان جوان به همراه شوهران خویش بهتر است مراجعه نمایند.1
پس از شناخت انواع رضایت باید شرایطی هم که برای رضایت دهندگان لازم است را مورد بررسی قراردهیم:
الف)رضایت دهنده بایدعاقل وبالغ باشد.
ب)درموارد اضطراری که ولی یا قیم شخص بیمار یا مصدوم در دسترس نباشد وحال بیمار وخیم باشد نیاز به کسب رضایت نیست واگر بیمار همراهی داشته باشدباید وضع آینده بیمار را به اطلاع او رساند.
ج)گاهی بیمار با تاکید پزشکان براقدام جراحی فوری یا درمان طبی لازم ،حاضر به دادن رضایت نیست ودر معرض خطر جدی قراردارد یا در صورت درمان نشدن بیماری اش امکان سرایت به دیگران وجود دارد دراین شرایط پزشک یامسئولان بیمارستان بایدمراتب راسریعا به مقامات قضایی وانتظامی منعکس کنند.

د)دربرخی موارد علاوه بررضایت خودفرد رضایت فرد دیگری هم لازم است مانندعمل جراحی بستن لوله ها یا سقط جنین های طبی که علاوه بررضایت ودرخواست زن رضایت همسروی هم لازم است البته درمواردی اضطراری اخذ رضایت همسر لازم نیست.
بنددوم:برائت نامه
پزشکان معمولا در هنگام شروع به اقدامات تشخیصی ودر مانی در مراکز پزشکی از بیماران خود برائت اخذ می کنند وهنگامی که بیماری پزشک معالج خویش رابرئ الذمه می نماید آنان را از هرگونه مسئولیت در فبال عوارض یا خساراتی که در نتیجه اقدامات در مانی وتشخیصی پزشک وتیم پزشکی عارض می شود مبَرا می نمایدموضوع برائت به قدری در اقدامات تشخیصی مهم است که قانون گذار ها در دوماده 495و497 به به بررسی موضوع برائت با شرایط خاص خود پرداخته است در اینجا ضمن اشاره به مواد قانون مجازات اسلامی نگاهی هر چند گذرا به حقوق مصر هم خواهیم انداخت
ماده 495.ق.م. مقرر می دارد هرگاه پزشک در معلجاتی که انجام می دهد موجب تلف یا صدمه بدنی گردد ضامن دیه مگر آنکه عمل او مطابق مقررات پزشکی وموازین فنی باشد یا اینکه قبل از معالجه برائت گرفته باشد ومر تکب تقصیری هم نشود وچنان چه اخذ برائت از مریض به دلیل نابالغ یا مجنون بودن او معتبر نباشد یا تحصیل برائت از او به دلیل بیهوشی ومانند آن ممکن نگردد برائت از ولی مریض تحصیل می شود .
تبصره 1- در صورت عدم قصور یا تقصیر پزشک در علم وعمل برای وی ضمان وجو ندارد هر چند برائت اخذ نکرده باشد .
ماده 497ق. م. مقرر می دارد ((در مواردضروری که تحصیل برائت ممکن نباشد وپزشک برای نجات مریض طبق مقررات اقدام به معالجه نماید کسی ضامن تلف یا صدمات وارده نیت»

برائت تحصیل شده مربوط به عدم تقصیر است ودر صورت تقصیر ،پزشک ضامن است حتی اگر برائت تحصیل کرده باشد بعلاوه شرط برائت ،پزشک را از نتایج مسئولیت ناشی از تقصیر وی معاف نمی نماید واگر پزشک در مراقبت های معموله رعایت موازین علمی راننموده باشد علی رغم تحصیل برائت قبلی ،مقصر وضامن جبران خسارت وارده خواهد بود به عنوان مثال اگر طبیبی به جای آمپول امتین ،آمپول مرفین به مریض تزریق کند ومنجر به فوت وی شود بزهکار شناخته می شود ودفاع متهم به اینکه من در نسخه آمپول امتین نوشته بودم واطمینان داشتم که داروساز اشتباه نمی کند واز طرفی این دوآمپول به هم شباهت دارد وبه خواندن لاتین آشنایی نداشتم مؤثردر برائت وی نیست.
اداره حقوقی قوه قضاییه در نظریه مشورتی شماره 4962/7مورخ 10/9/1362 بیان داشته است در صورتی که پزشک قبل از شروع به درمان از مریض یا ولی او برائت حاصل نماید هر گاه در حین معالجه موجب تلف جان یا نقص عضو یا خسارات مالی شخص مریض شود از تعقیب وتعرض مصون است .
سوالی که مطرح می شود این است که ،چنان چه پزشکی در حین عمل جراحی سبب آسیب رساندن یا فوت بیمارشود آیامی تواند به استناد اخذ رضایت ویا برائت از بیمار واولیاء یا سرپرستان یا نمایندگان قانونی آنها خود را معاف از مجازات بداند یا خیر؟
به نظر اکثریت علمای حقوق چنان چه پزشک قبل از شروع به درمان از بیماریا ولی او برائت حاصل نماید عهده ار خسارت جانی یا مالی پدید آمده نخواهد بودولی باتوجه به روال منطقی ومطلوب وعرف عقلاء وجوامع پزشکی در سراسر جهان که به منظور حفظ وصیانت جان افراد جامعه ونجات بیماران ودردمندان هرگونه بی احنیاطی وبی مبالاتی رادر حرفه مقدس طبابت نفی می کند وتاکید فراوان به رعایت مقررات وانضباط شغلی درخدمات پزشکی ودرمانی دارند وبا عنایت به زمینه فقهی مسئله که برائت طبیب را وقتی نافذ می داند که علاج او روی بیمار برمجرای عقلایی صورت گرفته باشد ویا دارویی که تجویز نموده به نظر اهل تشخیص متناسب به درد بیمار باشد وبا توجه به اینکه علی الاصول پزشک امین ومورد اعتماد بیمار است به مقتضای قاعده امانت ؛در صورت تعدی وتفریط « بی احتیاطی وبی مبالاتی » مسئولیت خواهد داشت.1زیرا برائتی که از ناحیه پزشک معالج ،سهل انگاری صورت پذیرد وسبب آسب رساندن یا فوت بیمار شود ،پزشک مذکور ضامن است وبرائت حاصله مؤثر خواهد بود.
مسئله برائت واخذ آن قبل از درمان توسط پزشک درحقوق مصر هم مورد پذیرش قانون گذار وفقهای اهل سنت قرار گرفته است اما فقهای اهل سنت در مورد پذیرش مسئولیت پزشک ماهر ومتخصص با پزشک غیر متخصص فرق گذاشته اند .


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

عقیده حقوقدانان وفقهای مصری براین است که پزشک ماهر ومتخصص معولا در انجام اقدامات درمانی ازبیمار خود برائت اخذ می نماید لذا تنها اخذ رضایت وبرائت ازبیمارجهت رهایی اززیربار مسئولیت کافی به نظر نمی رسد زیرا وقتی پزشک مذکور فاقد مسئولیت است که در معالجات خود موازین فنی وعلمی را رعایت کرده ومرتکب تقصیر هم نشده باشد بنابراین پزشک دماهر ومتخصص اگر چه در کار خود مهارت دارد اما باید در هنگام درمان اولا ازبیمار یا ولی او رضایت وبرائت اخذ نماید ثانیا موازین فنی وعلمی رارعایت نماید وثالثا مرتکب قصور وسهل انگاری نشود بعلوه درموارد فوری وضرورت پزشک ازتحصیل رضایت وبرائت معاف شده است که در صورت تلف وصدمه ضامن نمی باشد به شرطی که موازین علمی وفنی را رعایت نموده باشد زیرا اصل درمورد پزشک ماهر ومتخصص این است که عمل او همراه با تقصیر نباشد بنابراین پزشک متخصص وماهربجز شرایط ضروری واورژانسی دربقیه موارد با رعایت اخذ رضایت وبرائت ورعایت موازین فنی وعلمی وعدم قصور وسهل انگاری در صورت تلف وصدمه بدنی ضامن نمی باشد.1 یعنی قصور پزشک در نتیجه اقدمات درمانی شرط مسئولیت او می باشد.
اما موضوع درمورد پزشک غیر متخصص کمی فرق می کند در واقع پزشک غیر متخصص کسی است که اقدامات درمانی اومعمولا نتیجه نادرست به دنبال دارد .
کسی است که تخصص لازم را جهت انجام امور درمان وارائه خدمات به بیماردراختیار ندارد وبا همان مهارت ناچیز خود اقدام به درمان بیمار می نماید.
گاهی اتفاق می افتد که پزشک مذکور بیمار را ویزیت می کند ودر اقدام به درمان بیمار دربسیاری ازاوقات بجای درخواست آزمایش برای بیمار اقدام به نوشتن نسخه براساس تشخیص ظاهری می نماید لذا بیمار دربسیاری ازاوقات بجای درخواست آزمایش برای بیمار اقدام به نوشتن نسخه براساس تشخیص ظاهری می نماید که دراین گونه موارد در صورت تلف وصدمه ضامن خسارت خواهد بود چون درمورد پزشک غیرمتخصص اصل براین است که عمل اوهمراه باتقصیر است لذا اگر پزشک غیر متخصص اقدام به عمل جراحی نماید وموازین فنی وعلمی را رعایت نماید. ومشکل خاصی در اقدام به عمل جراحی برای بیمارپیش نیاید رها ازمسئولیت می باشد بنابراین چنان چه پزشکی در رشته ای تخصص نداشته باشد اقدام به عمل جراحی نماید ولی از بیمار برائت گرفته باشد وموازین فنی وعلمی رارعایت کرده باشد مرتکب جرمی نشده وموضوع قابل تعقیب کیفری نیست اما اگر پزشک غیر متخصص مذکور با وجود اقدام به عمل جراحی واخذ رضایت وبرائت ورعایت موازین فنی وعلمی موجب خسارت وصدمه بدنی شود ضامن خواهد بود.1
سوال: اگر پزشک غیر متخصص در نوشتن نسخه اشتباه کند وبیمار نسخه را تهیه کرده وپس از استفاده آسیب ببیند ضمان کیست؟
پاسخ:در صورت سهل انگاری وحاذق نبودن پزشک دیه برعهده اوست.
گفتار سوم:دیدگاه فقهی ضمان پزشک
باتوجه به اهمیت وجایگاه والای امر طبابت ومعالجه اگر پزشکی ماهر تمام تلاش وسعی خودرادر راه علاج بیمار صرف کند،اما نهایتا منجر به فایده ای نشود ومریض دچارنقص عضوشده ویا بمیرد دراین صورت دیدگاه فقهادر مورد ضمان یا عدم ضمان چنین پزشکی مختلف است مشهور فقها وحقوقدانان قائل به ضمان هستند وپزشک را ضامن م یدانند وبه روایات واجماع وقواعد فقه استناد کرده اند ولی درمقابل برخی از فقها با استناد به اصل برائت ،اذن شرع،اذن بیمار وهمچنین روایات حکم به عدم ضمان کرده اند وچنین استدلال کرده اند که تمیک به اصل برائت با وجود دلیل اشتغال ذمه بلاوجه است راهای گوناگ.نی برای سقوط ضمان پزشک ذکر شده است ،اما تنها تحصیل اصل برائت ،مسقط ضمان دانسته وقانون گذار نیز تنها آن را پذیرفته است .
اینک سوال این است که آیا پزشک مسئول اعمال خویش وضامن جبران خسارت وارده می باشدیا نه؟در اینجا ضمان یا عدم ضمان پزشک طبق ادله در فقه اهل شیعه واهل سنت بررسی شود تا معلوم گردد پزشک حاذق ومتخصص وهمچنین پزشک غیر متخصص در چه مواردی ضامن می باشند وبرفرض ضمان ،آیا راهی برای سقوط ضمان وجود دارد که باالاخره ذمه پزشک از ضمان بری شود یاخیر؟بنابراین دراین نوشتار بررسی اقوال کسانی هستند که معتقدند پزشک ضامن است ونیز اقوال کسانی که معتقدند پزشک ضامن نیست وجمع بندی نظریه هردوگروه پرداخته ودر پایان عامل سقوط ضمان طبیب را ذکر می کنیم .
مبحث نخست:ضمان طبیب در فقه شیعه
منظور از پزشک از یک سوقطعا قشر خاصی از پزشکان نمی باشد یعنی بحث ضمان پزشک اختصاص به جراحان ،یا پزشکان عمومی یا روانپزشکان ندارد بلکه هرزشکی مسوئل اعمال خود وملزم به جبران خسارت وارده ی جانی ومالی می باشد یعنی فرقی نمی کند یک پزشک عمومی با تجویز دارویی مریض خود را ناقص ویا منجر به کشتن اوشود ،ضامن خواهند بود.
فقهای امامیه اتفاق نظر دارند که چنان چه پزشک عمومی با تجویز دارویی موجب تلف یا نقص عضو گردد ویا یک جراح متخصص دراثر عمل جراحی قلب یا مغز و…باعث تلف آن شخص گردد ویا روانپزشکی در اثر دادن برق در جلسه ،به مریض ویا تجویز دارویی مریض خودرا ناقص ویا منجر به کشتن اوشود ،ضامن خواهند بود.
فقهای امامیه اتفاق نظردارند که چنان چه پزشک حاذق وماهر نباشد ویا موازین علمی وفنی را رعایت ننماید ویا اذن نگیرد ،ضامن می باشد لکن آن چه درمورد اختالف است توجه به این نکته مهم می باشد که آیا علی رغم حاذق وماهر بودن طبیب وعلی رغم اینکه درطبابت

مقاله رایگان درمورد اقدامات درمانی

معاینه بدنی خود رضایت داده است در این موارد پزشک با توجه به اضهارات بیمار باید عضو یا اعضایی راکه دردناک است معاینه کند ومعاینات فیزیکی از قبیل گرفتن نبض ودرجه حرارت وسمع قلب ومعاینه ریه وشکم را انجام دهد تمامی این اقدامات با رضایت تلویحی بیمار وبا رعایت احترام وشان بیمار ورعایت اخلاق حسنه پزشکی ازسوی بیمار باید صورت گیرداما اگر برای معاینه ی ناحیه تناسلی یا نشیمنگاه بیمار ضرورت ایجاد شود.دیگر رضایت تحویلی کافی نیست ونباید بیماررا بازور وبدون رضایت معاینه نمود.
زیرا کسب رضایت دراینجا لازم وضروری است در این حالت پزشک باید بیماررا در جریان کسالت ونوع بیماری و معاینه قراردهد که لازم است پس از اظهار موافقت ورضایت بیمار معاینه را انجام دهد این گونه رضایت را رضایت ابزاری ،اظهاری یا شفاهی می نامند نوع سوم رضایت ،رضایت کتبی است که اغلب هنگام برخی اعمال تشخیصی پزشکی ونیز عمل های جراحی یا بستری شدن در بیمارستان اخذ می شود در اینجا گفتنی است که اگرپزشک وبیمار دارای جنسیت همگن نباشند بهتر است همیشه بیماران را در حضور محارمشان معاینه کنند مگراینکه بیمار عاقل وبالغ باشد وخود نخواهد فرد دیگری غیر از پزشک به بیماری او پی ببرد به عنوان مثال دختران جوان به همراه مادران خود وزنان جوان به همراه شوهران خویش بهتر است مراجعه نمایند.1
پس از شناخت انواع رضایت باید شرایطی هم که برای رضایت دهندگان لازم است را مورد بررسی قراردهیم:
الف)رضایت دهنده بایدعاقل وبالغ باشد.
ب)درموارد اضطراری که ولی یا قیم شخص بیمار یا مصدوم در دسترس نباشد وحال بیمار وخیم باشد نیاز به کسب رضایت نیست واگر بیمار همراهی داشته باشدباید وضع آینده بیمار را به اطلاع او رساند.


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ج)گاهی بیمار با تاکید پزشکان براقدام جراحی فوری یا درمان طبی لازم ،حاضر به دادن رضایت نیست ودر معرض خطر جدی قراردارد یا در صورت درمان نشدن بیماری اش امکان سرایت به دیگران وجود دارد دراین شرایط پزشک یامسئولان بیمارستان بایدمراتب راسریعا به مقامات قضایی وانتظامی منعکس کنند.
د)دربرخی موارد علاوه بررضایت خودفرد رضایت فرد دیگری هم لازم است مانندعمل جراحی بستن لوله ها یا سقط جنین های طبی که علاوه بررضایت ودرخواست زن رضایت همسروی هم لازم است البته درمواردی اضطراری اخذ رضایت همسر لازم نیست.
بنددوم:برائت نامه
پزشکان معمولا در هنگام شروع به اقدامات تشخیصی ودر مانی در مراکز پزشکی از بیماران خود برائت اخذ می کنند وهنگامی که بیماری پزشک معالج خویش رابرئ الذمه می نماید آنان را از هرگونه مسئولیت در فبال عوارض یا خساراتی که در نتیجه اقدامات در مانی وتشخیصی پزشک وتیم پزشکی عارض می شود مبَرا می نمایدموضوع برائت به قدری در اقدامات تشخیصی مهم است که قانون گذار ها در دوماده 495و497 به به بررسی موضوع برائت با شرایط خاص خود پرداخته است در اینجا ضمن اشاره به مواد قانون مجازات اسلامی نگاهی هر چند گذرا به حقوق مصر هم خواهیم انداخت
ماده 495.ق.م. مقرر می دارد هرگاه پزشک در معلجاتی که انجام می دهد موجب تلف یا صدمه بدنی گردد ضامن دیه مگر آنکه عمل او مطابق مقررات پزشکی وموازین فنی باشد یا اینکه قبل از معالجه برائت گرفته باشد ومر تکب تقصیری هم نشود وچنان چه اخذ برائت از مریض به دلیل نابالغ یا مجنون بودن او معتبر نباشد یا تحصیل برائت از او به دلیل بیهوشی ومانند آن ممکن نگردد برائت از ولی مریض تحصیل می شود .
تبصره 1- در صورت عدم قصور یا تقصیر پزشک در علم وعمل برای وی ضمان وجو ندارد هر چند برائت اخذ نکرده باشد .
ماده 497ق. م. مقرر می دارد ((در مواردضروری که تحصیل برائت ممکن نباشد وپزشک برای نجات مریض طبق مقررات اقدام به معالجه نماید کسی ضامن تلف یا صدمات وارده نیت»
برائت تحصیل شده مربوط به عدم تقصیر است ودر صورت تقصیر ،پزشک ضامن است حتی اگر برائت تحصیل کرده باشد بعلاوه شرط برائت ،پزشک را از نتایج مسئولیت ناشی از تقصیر وی معاف نمی نماید واگر پزشک در مراقبت های معموله رعایت موازین علمی راننموده باشد علی رغم تحصیل برائت قبلی ،مقصر وضامن جبران خسارت وارده خواهد بود به عنوان مثال اگر طبیبی به جای آمپول امتین ،آمپول مرفین به مریض تزریق کند ومنجر به فوت وی شود بزهکار شناخته می شود ودفاع متهم به اینکه من در نسخه آمپول امتین نوشته بودم واطمینان داشتم که داروساز اشتباه نمی کند واز طرفی این دوآمپول به هم شباهت دارد وبه خواندن لاتین آشنایی نداشتم مؤثردر برائت وی نیست.

اداره حقوقی قوه قضاییه در نظریه مشورتی شماره 4962/7مورخ 10/9/1362 بیان داشته است در صورتی که پزشک قبل از شروع به درمان از مریض یا ولی او برائت حاصل نماید هر گاه در حین معالجه موجب تلف جان یا نقص عضو یا خسارات مالی شخص مریض شود از تعقیب وتعرض مصون است .
سوالی که مطرح می شود این است که ،چنان چه پزشکی در حین عمل جراحی سبب آسیب رساندن یا فوت بیمارشود آیامی تواند به استناد اخذ رضایت ویا برائت از بیمار واولیاء یا سرپرستان یا نمایندگان قانونی آنها خود را معاف از مجازات بداند یا خیر؟
به نظر اکثریت علمای حقوق چنان چه پزشک قبل از شروع به درمان از بیماریا ولی او برائت حاصل نماید عهده ار خسارت جانی یا مالی پدید آمده نخواهد بودولی باتوجه به روال منطقی ومطلوب وعرف عقلاء وجوامع پزشکی در سراسر جهان که به منظور حفظ وصیانت جان افراد جامعه ونجات بیماران ودردمندان هرگونه بی احنیاطی وبی مبالاتی رادر حرفه مقدس طبابت نفی می کند وتاکید فراوان به رعایت مقررات وانضباط شغلی درخدمات پزشکی ودرمانی دارند وبا عنایت به زمینه فقهی مسئله که برائت طبیب را وقتی نافذ می داند که علاج او روی بیمار برمجرای عقلایی صورت گرفته باشد ویا دارویی که تجویز نموده به نظر اهل تشخیص متناسب به درد بیمار باشد وبا توجه به اینکه علی الاصول پزشک امین ومورد اعتماد بیمار است به مقتضای قاعده امانت ؛در صورت تعدی وتفریط « بی احتیاطی وبی مبالاتی » مسئولیت خواهد داشت.1زیرا برائتی که از ناحیه پزشک معالج ،سهل انگاری صورت پذیرد وسبب آسب رساندن یا فوت بیمار شود ،پزشک مذکور ضامن است وبرائت حاصله مؤثر خواهد بود.
مسئله برائت واخذ آن قبل از درمان توسط پزشک درحقوق مصر هم مورد پذیرش قانون گذار وفقهای اهل سنت قرار گرفته است اما فقهای اهل سنت در مورد پذیرش مسئولیت پزشک ماهر ومتخصص با پزشک غیر متخصص فرق گذاشته اند .
عقیده حقوقدانان وفقهای مصری براین است که پزشک ماهر ومتخصص معولا در انجام اقدامات درمانی ازبیمار خود برائت اخذ می نماید لذا تنها اخذ رضایت وبرائت ازبیمارجهت رهایی اززیربار مسئولیت کافی به نظر نمی رسد زیرا وقتی پزشک مذکور فاقد مسئولیت است که در معالجات خود موازین فنی وعلمی را رعایت کرده ومرتکب تقصیر هم نشده باشد بنابراین پزشک دماهر ومتخصص اگر چه در کار خود مهارت دارد اما باید در هنگام درمان اولا ازبیمار یا ولی او رضایت وبرائت اخذ نماید ثانیا موازین فنی وعلمی رارعایت نماید وثالثا مرتکب قصور وسهل انگاری نشود بعلوه درموارد فوری وضرورت پزشک ازتحصیل رضایت وبرائت معاف شده است که در صورت تلف وصدمه ضامن نمی باشد به شرطی که موازین علمی وفنی را رعایت نموده باشد زیرا اصل درمورد پزشک ماهر ومتخصص این است که عمل او همراه با تقصیر نباشد بنابراین پزشک متخصص وماهربجز شرایط ضروری واورژانسی دربقیه موارد با رعایت اخذ رضایت وبرائت ورعایت موازین فنی وعلمی وعدم قصور وسهل انگاری در صورت تلف وصدمه بدنی ضامن نمی باشد.1 یعنی قصور پزشک در نتیجه اقدمات درمانی شرط مسئولیت او می باشد.

اما موضوع درمورد پزشک غیر متخصص کمی فرق می کند در واقع پزشک غیر متخصص کسی است که اقدامات درمانی اومعمولا نتیجه نادرست به دنبال دارد .
کسی است که تخصص لازم را جهت انجام امور درمان وارائه خدمات به بیماردراختیار ندارد وبا همان مهارت ناچیز خود اقدام به درمان بیمار می نماید.
گاهی اتفاق می افتد که پزشک مذکور بیمار را ویزیت می کند ودر اقدام به درمان بیمار دربسیاری ازاوقات بجای درخواست آزمایش برای بیمار اقدام به نوشتن نسخه براساس تشخیص ظاهری می نماید لذا بیمار دربسیاری ازاوقات بجای درخواست آزمایش برای بیمار اقدام به نوشتن نسخه براساس تشخیص ظاهری می نماید که دراین گونه موارد در صورت تلف وصدمه ضامن خسارت خواهد بود چون درمورد پزشک غیرمتخصص اصل براین است که عمل اوهمراه باتقصیر است لذا اگر پزشک غیر متخصص اقدام به عمل جراحی نماید وموازین فنی وعلمی را رعایت نماید. ومشکل خاصی در اقدام به عمل جراحی برای بیمارپیش نیاید رها ازمسئولیت می باشد بنابراین چنان چه پزشکی در رشته ای تخصص نداشته باشد اقدام به عمل جراحی نماید ولی از بیمار برائت گرفته باشد وموازین فنی وعلمی رارعایت کرده باشد مرتکب جرمی نشده وموضوع قابل تعقیب کیفری نیست اما اگر پزشک غیر متخصص مذکور با وجود اقدام به عمل جراحی واخذ رضایت وبرائت ورعایت موازین فنی وعلمی موجب خسارت وصدمه بدنی شود ضامن خواهد بود.1
سوال: اگر پزشک غیر متخصص در نوشتن نسخه اشتباه کند وبیمار نسخه را تهیه کرده وپس از استفاده آسیب ببیند ضمان کیست؟
پاسخ:در صورت سهل انگاری وحاذق نبودن پزشک دیه برعهده اوست.
گفتار سوم:دیدگاه فقهی ضمان پزشک
باتوجه به اهمیت وجایگاه والای امر طبابت ومعالجه اگر پزشکی ماهر تمام تلاش وسعی خودرادر راه علاج بیمار صرف کند،اما نهایتا منجر به فایده ای نشود ومریض دچارنقص عضوشده ویا بمیرد دراین صورت دیدگاه فقهادر مورد ضمان یا عدم ضمان چنین پزشکی مختلف است مشهور فقها وحقوقدانان قائل به ضمان هستند وپزشک را ضامن م یدانند وبه روایات واجماع وقواعد فقه استناد کرده اند ولی درمقابل برخی از فقها با استناد به اصل برائت ،اذن شرع،اذن بیمار وهمچنین روایات حکم به عدم ضمان کرده اند وچنین استدلال کرده اند که تمیک به اصل برائت با وجود دلیل اشتغال ذمه بلاوجه است راهای گوناگ.نی برای سقوط ضمان پزشک ذکر شده است ،اما تنها تحصیل اصل برائت ،مسقط ضمان دانسته وقانون گذار نیز تنها آن را پذیرفته است .
اینک سوال این است که آیا پزشک مسئول اعمال خویش وضامن جبران خسارت وارده می باشدیا نه؟در اینجا ضمان یا عدم ضمان پزشک طبق ادله در فقه اهل شیعه واهل سنت بررسی شود تا معلوم گردد پزشک حاذق ومتخصص وهمچنین پزشک غیر متخصص در چه مواردی ضامن می باشند وبرفرض ضمان ،آیا راهی برای سقوط ضمان وجود دارد که باالاخره ذمه پزشک از ضمان بری شود یاخیر؟بنابراین دراین نوشتار بررسی اقوال کسانی هستند که معتقدند پزشک ضامن است ونیز اقوال کسانی که معتقدند پزشک ضامن نیست وجمع بندی نظریه هردوگروه پرداخته ودر پایان عامل سقوط ضمان طبیب را ذکر می کنیم .
مبحث نخست:ضمان طبیب در فقه شیعه
منظور از پزشک از یک سوقطعا قشر خاصی از پزشکان نمی باشد یعنی بحث ضمان پزشک اختصاص به جراحان ،یا پزشکان عمومی یا روانپزشکان ندارد بلکه هرزشکی مسوئل اعمال خود وملزم به جبران خسارت وارده ی جانی ومالی می باشد یعنی فرقی نمی کند یک پزشک عمومی با تجویز دارویی مریض خود را ناقص ویا منجر به کشتن اوشود ،ضامن خواهند بود.
فقهای امامیه اتفاق نظر دارند که چنان چه پزشک عمومی با تجویز دارویی موجب تلف یا نقص عضو گردد ویا یک جراح متخصص دراثر عمل جراحی قلب یا مغز و…باعث تلف آن شخص گردد ویا روانپزشکی در اثر دادن برق در جلسه ،به مریض ویا تجویز دارویی مریض خودرا ناقص ویا منجر به کشتن اوشود ،ضامن خواهند بود.
فقهای امامیه اتفاق نظردارند که چنان چه پزشک حاذق وماهر نباشد ویا موازین علمی وفنی را رعایت ننماید ویا اذن نگیرد ،ضامن می باشد لکن آن چه درمورد اختالف است توجه به این نکته مهم می باشد که آیا علی رغم حاذق وماهر بودن طبیب وعلی رغم اینکه درطبابت

تعریف سازگاری اجتماعی از منظر روانشناختی

سازگاری اجتماعی

انسان موجودی است اجتماعی وادامه زندگی اوبصورت انفرادی تقریباًغیر ممکن است .از لحظه ای که فرد متولد می شود با دیگران ارتباط داشته و نیاز به این  ارتباط درتمام مراحل رشد فرد وجود دارد ( مصائبی ،1387). انسان درجهانی زندگی می کند که هرروز دستخوش تغییر است هرگونه تغییر درزندگی آدمی خواه خوشایند وخواه ناخوشایند نیاز به سازگاری دارد. رفتار آدمی تحت تاثیر عوامل اجتماعی قرار دارد وشخصیت انسان درصورتی به کمال می رسد که بین او و محیطش تعامل وتبادل مناسبی وجودداشته باشد. انسان موجودی انعطاف پذیر است اونه تنها  با محیط سازگار می شود ،بلکه همچنین محیط را نیز  طبق خواسته خوددگرگون می کند (ولش وکارن ،2004). سازگاری وهماهنگ شدن با خود ومحیط پیرامون خود برای هر موجود زنده ای یک ضرورت حیاتی است ،به طوری که تمام موجودات زنده سعی دارند به حالت کاملی از سازگاری وانطباق با محیط برسند (بارلو ،2002).

بنابراین سازگاری اجتماعی به مثابه ی یکی از مهم ترین نشانه های سلامت روان ،ازمباحثی  است که دردهه های اخیر ،توجه بسیاری را جلب کرده است(احدی وهمکاران ،1380).

تعریف سازگاری اجتماعی

درمورد تعریف سازگاری اجتماعی نیز اختلاف نظر وجود دارد صاحب نظران درمورد سازگاری موثر ومطلوب درجوامع وفرهنگهای مختلف نظرات متفاوتی دارند اما می توان گفت که سازگاری اجتماعی عبارت از تعامل موثر فرد با محیط زندگی است ونشانه های آن داشتن احساسات مثبت درباره خود ،شرکت در فعالیت های اجتماعی ،لذت بردن از ارتباط با دیگران ،احساس آرامش در موقعیت های ناآشنا ،داشتن احساسات مثبت درباره دیگران وتوانایی نفوذ وتاثیر گذاری بر دیگران است (مندونکا ،2001)

سازگاری از لحاظ لغوی موفقیت درکار و حسن سلوک درمقابل بد سلوکی و ناسازگاری معنی شده است به طور کلی تعاریف متعددی درباره سازگاری اجتماعی ارایه شده است که دراینجا به برخی از آنها اشاره می شود منظور از واژه سازگاری انطباق متوالی با تغییرات وایجاد ارتباط بین خود ومحیط می باشد به نحوی که حداکثر خویشتن سازی را همراه با رفاه اجتماعی (ضمن رعایت حقایق خارجی )امکان پذیر سازد (مندونکا ،2001)

سازگاری را فرایند پیوسته تعریف کرده اند که درآن تجربیات یادگیری اجتماعی مشخص باعث ایجاد نیازهای روانی می گردد و امکان کسب توانایی ومهارت هایی را فراهم می سازد که ازآن طریق می توان به ارضا آن نیازها پرداخت. بنابراین زمانی می گوییم یک فرد سازگار است که مهارتهای لازم برای برقراری ارتباط وتعامل را آموخته باشد وبتواند به طور موثری به ارضا نیازهای خود بپردازد (مندونکا،2001)

سازگاری اجتماعی فرایندی است که درآن فرد بافراگیری اصول وآداب پذیرفته شده درگروه یا اجتماع وهمسو نمودن نیازها وخواسته های خود با گروهی که درآن زندگی می کند توانایی جذب شدن درآن گروه را پیدا می کند (والی پور ،1372،به نقل از کهتری ،1385)

بسیاری از پژوهشگران روانشناسی اجتماعی اعتقاد دارند که انسان دارای دوبعدروانی واجتماعی است وبرای بیان بسیاری از نیازهای خود باید با محیط اجتماعی خود رابطه خوبی برقرار نماید وازآن جا که محیط اجتماعی به سرعت درحال تغییر است ،به نظر می رسد که انسان برای ادامه حیات خود چاره ای جز سازگاری اجتماعی ندارد (بارون ،2001)

پژوهشگران دیدگاه زیست شناختی اغلب پیشنهاد می کنند که پاره ای از زمینه های زیستی فرد گرایش به رفتار ناسازگارانه دردرون وبیرون از خانواده قرار می گیرد ،زمینه های زیستی اوبا روابط نامطلوب وناسازگارانه محیط خانه واجتماع ،عامل اصلی گرایش به ناسازگاری می باشند (نوابی نژاد ،1373)

به بیان دیگر ،پاره ای از ویژگی های شخصیتی متاثر از عوامل ژنتیکی هستند وشیوه ها والگوهای تربیتی خانواده یا درجهت این گرایش ها ویا درجهت مقابل آنها (عدم ناسازگاری باعوامل ارثی وژنتیکی )به تدریج شخصیت فرد را شکل می دهند (بورونی ،2002)دردیدگاه تحلیل روانی به فردی سازگار گفته می شود که دارای من قوی وسالم باشد وبتواند میان دوپایگاه دیگر شخصیت (نهاد وفرامن )تعادل وهماهنگی ایجاد کند تا این نظام ها بتوانند به وظایف خود به خوبی عمل نمایند ودرعین حال نظام من آنقدر قوی وتوانمند خواهد بود که بتواند فرد را به مقامی برساند که دربرخورد با مشکلات از مکانیزم های دفاعی استفاده نکند یا نسبت به آنها هشیار باشد ؛پس سلامت روانی یکی از ویژگی های اصلی وبارز انسان های سازگار می باشد (پروین 1995،به نقل از جوادی وکدیور ،1374).

دردیدگاه رفتاری آسیب های رفتاری ،بیماری محسوب نمی شود ،بلکه پاسخ هایی هستند که براساس همان اصول رفتاری یاد گرفته شده اند وهمه پاسخ ها براساس اصول رفتاری یاد گرفته می شوند. یادگیری ،نگهداری وتغییر رفتار نابهنجار، درست مانند یادگیری رفتار عادی است و رفتار عادی را نیز می توان یک سازگاری به حساب آورد که از تقویت ناشی شده است (رستگاران ،1372)طرفداران این نظریه معتقدند که ناسازگاری یک پاسخ غلط آموخته شده براساس انواع روش های شرطی سازی است آنها معتقدند که شخصیت مجموعه ای از انواع شرطی شدن هاست (رستگاران ،1372)

طرفداران این نظریه معتقدند که رفتار انسان را می توان از طریق تعامل انسان با محیط تبیین کرد که تحت تاثیر نیروهای اجتماعی است ،اما نحوه برخورد با آنها را خود انتخاب می کند .انسان هم نسبت به شرایط محیطی واکنش نشان می دهد وهم فعالانه آن ها را تفسیر کرده وبر موقعیت ها اثر می گذارد. همان طور که موقعیت ها رفتار انسان را شکل می دهند ،انسان نیز موقعیت ها را انتخاب می کند وبه همان اندازه که انسان از رفتار دیگران تاثیر می پذیرد ،بررفتاردیگران تاثیر می گذارد (رستگاران ،1372).

دردیدگاه شناختی انسان سازگار به کسی اطلاق می شود که توانایی وقدرت پردازش صحیح اطلاعات را داراست. این فرد قادر به چنین کاری است ،نظام ارزشی واقع بینانه ای برای خود تنظیم می نماید تا تحت تاثیر نوسان های روانی دردناک واختلاف با دیگران دچار ایستایی نشود. این فرایند به او کمک می کند تا به احساس بهتری دست یابد ،اما پردازش اطلاعات، مبتنی براین فرض است که یک فرد سازگار باید در همه اجزای پردازش اطلاعات، توان عمل به شیوه سالم را داشته باشد ،تا ازخطاهای شناختی که پایه واساس ناسازگاری است مبرا بماند (گودشتاین ولانیون ،2005).

دردیدگاه انسان گرایی واصالت وجود ، براراده ومسئولیت انسان برای تسلط برنیروهای محیطی تاکید شده است واعتقاد براین است که انسان محصول انتخاب های خویشتن است. یکی از فرضیه های اصلی دیدگاه انسان گرایی این است که انسان توانایی دستیابی به خود شکوفایی یا کمال خویشتن را دارد. خودشکوفایی یا کمال خویشتن به صورت نیرویی فعال درانسان وجود دارد. وقتی که شخصیت انسان درمحیطی مساعد رشد نماید ،نیروهای خلاق آزاد می شوند وطبیعت درونی انسان را آشکار می سازند، بنابراین اختلال

روانی وپریشانی نتیجه انسداد راه های رسیدن به تحقق خود وتمایلات معطوف به کمال است (سرمد،1375).

شخصیت ناسازگار دردیدگاه واقعیت درمانی همان هویت شکست است .افراد ی که هویت شکست پیدا می کنند بیشتر تمایل دارند تنها وغیر منطقی باشند ونیز حالت های خود انتقادی پیدا کنند، ضمنا رفتارهای آنها نیز بیشتر انعطاف ناپذیرتر وغیر اثر بخش تر است .غالبا این افراد خود حالتهایی نظیر ضعف ،مسئولیت ناپذیری وعدم اعتماد به نفس را نشان می دهند. افرادی که هویت شکست دارندممکن است مستعد تسلیم شدن ،ابراز نشانه های مرضی ناسازگارانه ویا حتی ابتلا به اعتیاد باشند (کارور شی یر ،1996،به نقل از رضوانی ،1375).

دراین دیدگاه اعتقاد براین است که به طور کلی ناسازگاری شخصی درطی سالهای اولیه زندگی وهنگامی آغاز می شود که فرد نمی تواند نیاز خودرا برای تجربه عشق یا احساس ارزشمند بودن ارضا کند یا دراین زمینه تلاشی به عمل نمی آورد (کاروروشی یر،1996،به نقل از سرمد ،1375).

به طور کلی نمی توان درمورد سازگاری  به ویژه سازگاری اجتماعی تعریفی واحد ارائه داد .سازگاری اجتماعی امری کاملاًنسبی است وباید آن را متناسب باشرایط بومی واجتماعی تعریف کرد (گرینبرگ وهمکاران ،1992).سازگاری طیف گسترده ای دارد وجنبه هایی چون خانواده ،همسالان واجتماع رادربرمی گیرد که دررأس همه آنها سازگاری اجتماعی قرار دارد (تینتو ،1993). آبراهام وورگس (1986)سازگاری اجتماعی را به معنای تطابق با مقتضیات اجتماعی ،رعایت اصول وقوانین جامعه وکارآیی در تماس های اجتماعی تعریف می کنند.

به اعتقاد دینکرا وهمکاران (2005)،سازگاری فرایندی پیوسته است که طی آن فرد رفتار خود را باهدف ایجاد رابطه ای بسنده  و مؤثر با محیط ،سایر انسان ها وخود تغییر می دهد (دینکرا وهمکاران ،2005،به نقل از مدیدی ،1387) .اساس سازگاری اجتماعی به وجود آوردن تعادل بین خواست های خود وانتظارات اجتماع است که می تواند برتمام ابعاد زندگی فرد تاثیر بگذارد (دینکرا وهمکاران ،2005،به نقل از مدیدی  ،1387).

سازگاری اجتماعی عبارت از سازگاری فرد با محیط خود که ممکن است با تغییردادن خود یا محیط بدست آید (پور افکاری ،1380)و دربرگیرنده ارزیابی های ذهنی و عینی است. بدین معنی که ارزیابی های ذهنی از میزان رضایت فرد از ارتباط با دوستانش ناشی می شود وارزیابی عینی به معنی پذیرش فرد توسط همسالان وی می باشد (اسکات ،1989).

ملاکهای سازگاری

معیارهای معینی برای ارزیابی سازگاری یک فرد نسبت به محیط ابداع شده اند که می توان به معیارهایی که درذیل ذکر شده اند ،اشاره کرد :

1-آسودگی یا آرامش روان شناختی: یکی از ضروری ترین علایم ناتوانی درسازگاری آن است که شخص از لحاظ روان شناختی به گونه ای احساس ناراحتی نماید که ممکن است حالتهای افسردگی ،اضطراب،وسواس فکری ،اندیشه ی مربوط به گناه یا ترس از بیماری وغیره رادربرگیرد. تجربه کردن ناراحتی اغلب به معنای بی کفایتی درسازگاری روانشناختی است ( عیدیان ،1385).

2-کارآیی شغلی: معیار دیگری که نشان دهنده ی این است که شخصی از سازگاری خوبی برخوردار است ،کارآیی شغلی می باشد. بنابراین نتیجه گرفته می شود که شخص باید برای برخوداری از سازگاری بهنجار،کارآیی شغلی کاملی داشته باشند .

3-نشانه های سایکو سوماتیک: گاهی تنها علامت سازگاری نامناسب به شکل آسیب به بافت های بدن جلوه می کند .یک شخص بهنجار دارای سازگاری خوب ،نباید از مشکلات سایکوسوماتیک رنج بکشد .

4-پذیرش اجتماعی: بعضی از افراد سازگار از نظر اجتماعی مورد پذیرش هستند یعنی افرادی هستند که دیگران آنها را می پذیرند (عیدیان ،1385)

 

1-Welsh&Karen

2-Barlo

 

1-Mendonka

 

1-Baron

2-Boroni

 

 

1-CarverShieer

1-Greenberg

2-Tinto

3-Abraham&verges

4-Dingra

 

 

رویکردهای زوج درمانی برای بهتر شدن روابط زناشویی:

زوج درمانی خود نظم بخشی: این رویکرد کاربرد نظریه خود کنترلی رفتاری مشکلات در ارتباط است. تاکید این رویکرد بر این است که به زوجین آشفته کمک کند تا صلاحیت های بیشتری را برای تغییر الگوهای مشکل آفرین رفتاری، شناختی، عاطفی به دست آورده و به وسیله این کار رابطه خود را تقویت کنند. در این رویکرد تلاش برای ارائه یک چهارچوب یکپارچه نظری است. روش های مورد استفادهدراین رویکرد بر مبنای مشکلات ارتباطی تدوین شده اند یعنی هدف تغییر الگوهای رفتاری – شناختی – عاطفی است که با مشکلات ارتباطی در پیوند است. (هالفورد ،1999. ترجمه، تبریزی و همکاران ،1384). .
زوج درمانی ارتباطی :این رویکرد با هدف افزایش توانایی زوجین برای گفتگویی مشارکتی و تعیین انواع راهبردهای مؤثر ارتباطی که زوجین را به شناخت و حل مشکلات برساند و همچنین مشارکت دادن زوجین با یکدیگر برای حل مشکلات انجام می شود. فرض اساسی این رویکردها این است که ارتباط بهتر میان زوجین و تعاملات صمیمانه را گسترش داده و موجب کاهش تعارضات میان آنها شود (پیتا ،2001) .
زوج درمانی فمینیستی :اساس این رویکرد بان می کند که وجود تفاوت ها در قدرت موجب تفاوت در رشد شخصی و اجتماعی افراد می شود بنابراین مسائل مراجعان بیشتر ناشی از پیامها محدودیت های بیرونی است تا درونی. اهداف این رویکرد آگاهی دادن در زمینه فرآیند های اجتماعی، نقش جنسیتی، تشخیص پیامد ها یا عقاید درونی شده، گسترش و رشد زنجیره تکاملی از رفتارهای آزادانه انتخاب شده یا غیر تحمیلی، ایجاد تعامل وابستگی و استقلال در روابط و پژوهش طیف وسیعی از مهارت های زندگی، می باشد .زوج درمانی فمینیستی وجود تعارضات را ناشی از عدم آگاهی زوجین نسبت به نقش و انتظاراتی می داند که از الگوهای پیشین نشأت می گیرد بنابراین هدف درمانگرانتقال این انتظارات به حوزه آگاهی زوجین است.زوج درمانی فمینیستی مانندیک مترجم زبان میان زوجین قرار می گیرد و به آنها کمک می کند که تا دنیای ذهنی یکدیگر،‌نقش جنسی اجتماعی شده، انتظارات مربوط به ارتباط و زبان یکدیگر را درک کنند (نانت ، 2005) .
زوج درمانی راه حل مدار: این رویکرد یکی از پرطرفدارترین رویکرد کنونی است که علت اصلی آن تاکید بر نگرش غیر آسیب شناسی به افراد، محدودیت های جلسات درمانی به ماهیت کاربردی عملی و سهولت یادگیری و فنون آن است. سرچشمه این رویکرد مدل درمانی کوتاه مدت موسسه تحقیقات ذهنی است .این رویکرد از تمرکز بر مشکلات اجتناب کرده و منحصراً بر راه حل ها تاکید می کند واین راه حل ها ممکن است نشانه هایی از تجارب قبلی فرد داشته باشد و یا اینکه در تجارب آینده او تحقق یابند ( چانگ ، 2005) .

منبع پایان نامه درباره سلامت روان، انسان سالم، ناخودآگاه، عشق و محبت

فحشا و اعتیاد دانسته شده است.

2-2-8 نظریات مرتبط با سلامت روانی
جامعه شناسان و روان شناسان بصیرت ها و رهنمودهای عمده ای را برای مطالعه سلامت روانی ارائه داده اند و سلامت روانی را یک مورد مهم می دانند بر نظریات برخی از آنها به طور اختصار اشاره می کنیم:
1- نظریه زیگموند فروید:
به عقیده فروید ویژگی های خاصی برای سلامت روانشناختی ضرورت دارد. نخستین ویژگی هشاری (خود آگاهی) است. بعضا هر آنچه که ممکن است در ناهشیاری (ناخودآگاهی) موجب مشکل شود بایستی خودآگاه شود. وا پس زنی های ناخودآگاه و غیر ضروری بایستی دگرگون شوند و انرژی صرف شده برا ی نگهداری آنها در ناخودآگاه بایستی به ” من” باز گردانیده شود. تجارب کودکی ناخودآگاه بایستی گشوده شوند و از این طریق به فردکمک شود تا شیوه ارضای کودکانه را رها نماید. درنهایت، خود آگاهی حقیقی ممکن نیست مگراینکه کنترل غیرواقعی و غیر ضروری یازاید ” من برتر” درهم شکسته شود. زیرا گنجایش ناخودآگاه من برتر بازتابی از این تحریم ها، ممنوعیت و ایده ال های والدین فرد است و این مسایل در انسان نوعی احترام غیرمنطقی و انعطاف پذیر جایگزین وجدان سخت گیر و اخلاقی می شود. این بدین معنی نیست که اگر کنترلهای ناخود آگاه من برتر تضعیف شوند و خواسته های واپس رانده خودآگاه شوند می توانیم زندگی لذت آوری را شروع کنیم. خود آگاهی لذت طلبی نیست، خودآگاهی عنصر اصلی سلامت روانشناختی است و در شخص بالغ نتیجه واپس زنی تمایلات غریزی جایگزین محکومیت آنها می شود. به نظر فروید خود آگاهی برای سلامت روانشناختی کفایت کننده نیست. در نتیجه فرد بیگانگی منطقی از علاقمندی ها و اشتیاقات عمومی را معیار نهایی سلامت روانشناختی می داند(کورسینی53، 1973).

2- نظریه آدلر:
بنا بر نظریه آدلر فرد برخودار از سلامت روانشناختی، توان و شهامت یا جرات عمل کردن را برای نیل به اهدافش دارد. چنین فردی جذاب و شاداب است و روابط اجتماعی سازنده و مثبتی با دیگران دارد. فرد سالم به عقیده آدلر از مفاهیم و اهداف خودش آگاهی دارد و عملکرد او مبتنی بر نیرنگ و بهانه نیست. فرد دارای سلامت روان مطمئن و خوش بین است و ضمن پذیرفتن اشکالات خود در حد توان اقدام به رفع آنها می کنند(کورسینی، 1973). فرد دارای سلامت روان به نظر آدلر روابط خانوادگی صمیمی و مطلوبی دارد و جایگاه خودش را در خانواده و گروههای اجتماعی به درستی می شناسد. فرد سالم در زندگی هدفمند و غایت مدار است و اعمال او مبتنی بر تعقیب این اهداف است. عالی ترین هدف شخصیت سالم به عقیده آدلر تحقق “خویشتن” است. فرد سالم مرتباً به بررسی ماهیت اهداف و ادراکات خویش می پردازد و اشتباهاتش را برطرف می کند. چنین فردی خالق عواطف خودش است نه قربانی آنها. آفرینش گری وابتکار فیزیکی از دیگر ویژگیهای سلامت روانشناختی است. فرد سالم از اشتباهات اساسی پرهیز می کند و اشتباهات اساسی شامل تعمیم افراطی، اهداف نادرست و غیر ممکن، درک نادرست و توقع بی مورد از زندگی، تقلیل یا انکار ارزشمندی خود، ارزشهای و باورهای غلط می باشد. فرد سالم دارای علاقه اجتماعی و میل به مشارکت اجتماعی است. چنین فردی سعی در کاستن عقده حقارت خود دارد و به دنبال غلبه و چیرگی بیشتر بر بی جراتی است و در نهایت چنین فردی موفق می شود که انگیزه ها نامطلوب خود را دگرگون سازد(کورسینی، 1973).
3- نظریه سالیوان54:
ویژگی های سلامت روانشناختی از دیدگاه وی عبارتند از:
1-شخصیت برخورد از سلامت روانشناختی”انعطاف پذیری” است و با توجه به موقعیتهای بین فردی نوین، در روابط اش با دیگران به طور متناسب تغییر پذیر است.
2-فردسالم قادر به تمایز گذاری بین افزایش و کاهش”تنش” است و رفتار او در جهت کاهش تنش معطوف می شود.
3-به گفته سالیون شخصیت سالم بایستی بنا به گفته چارلز اسپیرمن در حال”آموزش و فراگیری روابط و ارتباطات”می باشد
4- زندگی شخص برخوردار از سلامت روان، دارایی جهت یافتگی است. بدین معنی که امیالش را به نحوی یکپارچه می سازد که منجر به رضایتمندی شود یا اضطراب او را نسبتاً کم کند یا از بین ببرد. ما برای این شخصیت سالم کسی است که دستگاه روانی او حداقل تنش را داشته باشد و چنین فردی معمولاً روابط اجتماعی انعطاف پذیر، واقعی و اعتماد آمیز دارد(سالیوان، 1953).
4- نظریه کارل راجرز55:
به عقیده راجرز آفرینندگی مهمترین میل ذاتی انسان سالم است همه چنین شیوه ای خاصی که موجب تکامل و سلامت فرد می شود و به میزان قسمتی بستگی دارد که کودک در شیرخوارگی دریافت کرده است. ارضای توجه مثبت غیر مشروط و دریافت غیر مشروط محبت تایید دیگران برای رشد و تکامل سلامت روانی افراد با اهمیت است. شخصیت های سالم فاقد نقاب، ماسک هستند و با خودشان رو راست هستند. چنین افرادی آمادگی تجربه را دارند.
به عقیده راجرز اساسی ترین خصوصیت سالم زندگی هستی داراست یعنی آماده است که در هر تجربه ساختاری را در یابد و بر اساس مقتضیات تجربه لحظه بعد ی به سادگی دگرگون شود. انسان سالم به ارگانیزم خودش اعتماد می کند. هر چه سلامت روان انسان بیشتر باشد آزادی عمل و انتخاب بیشتری را احساس و تجربه می کند، انسان سالم محدودیت فکری و عمل خویشتن را آزادانه انتخاب می کند. انسان سالم آفرینش گری دارد زیرا انسان خلاق با محدودیت های اجتماعی و فرهنگی هماهنگی و سازش منقعلانه ندارد، تدافعی نیست و به تمجید وستایش دیگران نیز دلخوش نمی کند.
5- نظریه آلبرت الیس56:
الیس در پیدایش بیماری عاطفی یا سلامت روانشناختی هر سه عامل فیزیولوژیکی، جسمانی و روانشناختی را مورد توجه قرار می دهد. الیس از لحاظ گرایشهای انسانی تا حدودی زیاد با مازلو شباهت دارد. به نظر سلامت روانی انسان از تمایلات ذاتی و نامطلوب هر انسانی برای نیاز مفرط به برتری از دیگران و همه فن حریف شدن، توسل به عقاید احمقانه و بدبینانه، پرداختن به تفکرات آرزومندانه و توقع خوش رفتاری و خوبی مداوم ازدیگران، محکومیت خویشتن و تمایلات عمیق به زود رنجی و آشفتگی ناشی می شود. اگر انسان به این تمایلات طبیعی و در عین حال ناسالم خودش نرسد، دیگران و دنیای خارج را مورد سرزنش و نکوهش قرار می دهد. الیس معتقد است که افکار منطقی وعقلی و عواقب و پیامدهای منطقی منتهی می شود و در نتیجه به سلامت روانی فرد ختم می شود. به طور خلاصه ویژگیهای سلامت روانشناختی ازدیدگاه الیس عبارتند از:
1-عشق ورزیدن به دیگران و جویای محبت آنان شدن، اما فرد سالم در جستن محبت دیگران افراط نمی کند.
2-انجام دادن کار به خاطر نفس کار نه به خاطر دیگران لذت بردن از فعالیت خود نه از نتایج آن، فرد سالم با این عمل به سوی کمال حرکت می کند.
3-طبیعی بودن، ناکام شدن و در صورت عدم توانایی مقابله با ناکامی انسان سالم آن را می پذیرد. انسان سالم در هنگام ناکامی موقعیت را تخریب نمی کند بلکه سعی دارد آن را به صورت عینی ادراک نماید.
4-نسبت ندادن شکستها به عوامل بیرونی چون موارد بیرونی به خودی خود موجب اختلال و ناسلامتی نمی شوند مگر این که فرد تلقین به نفس نماید.
5-عدم ترس شدید از خطر های بالقوه انسان سالم سعی می نمایند تا حد امکان احتمال خطر را کاهش می دهد ولی از آن بیش از حد بینماک و هراسناک نمی شود.
6-تلاش برای کسب استقلال و مسئولیت و عدم روگردانی ازکمکهای دیگران در صورت لزوم.
7-انجام وظیفه محوله از خصوصیات انسان سالم است. فرد سالم زندگی را همراه با مسئولیت و حل مشکلات آن لذت می داند.
8-فرد سالم بیش از آن که به گذشته فکر کند به حال و وضعیت موجود یعنی” اینجا واکنون” توجه دارد.
9-کمک کردن به دیگران و نگران در مورد مشکلات دیگران، در صورت عدم توفیق کمک به دیگران وضعیت آنها و مشکل آنان را می پذیرد.
10-فرد سالم به هر مشکل راه حلهای مختلفی را درنظر دارد و سعی دارد که بهترین راه حل در حد توانش انتخاب کند. به نظر فرد سالم راه حلهای موجود نسبی هستند و بر حسب موقعیت تغییر پذیر هستند.
11-فرد سالم و نگرش ها و رفتارش” الزام و اجبار” ندارد و می تواند خودش را از قید و بندها رها نماید و در جهت سلامتی نفس حرکت کند(محرابی، 1387).
2-2-9 نظریات نوین مبتنی بر شناخت درمانی
افراد دارای سلامت روان معتقد به یک سیستم اعتقادی و ارزشی هستند و خصوصیات نظام و اعتقاد او نیز منطبق با ادراک او از واقعیات است. طرز تفکر چنین فردی فاقد خصوصیات تعمیم پذیری، مبالغه کردن، فیلتر ذهنی و… است. فرد دارای سلامت روانشناختی به جنبه ها ی مثبت خود به اندازه کافی و به صورت واقع بینانه توجه می نماید. چنین فردی در حیطه طبیعی خودش گام بر می دارد و نهایتاً صادقانه مسئولیت رفتار و تفکرش را می پذیرد(اوی، 1993)
1- نظریه ی ویلیام گلاسر:
انسان سالم بنابر به نظریه گلاس کسی است دارای ویژگی های زیر می باشد:
1-واقعیت را انکار نکند ودرد و رنج موقعیت ها را با انکار کردن نادیده نگیرد، بلکه با واقعیت ها به صورت واقع گرایانه ای روبرو شود.
2-هویت موفق داشته باشد یعنی هم عشق و محبت بورزد و هم عشق و محبت دریافت کند. هم احساس ارزشمندی کند و هم دیگران احساس ارزشمندی او را تایید کنند.
3-مسئولیت زندگی و رفتارش را بپذیرد و به شکل مسئولانه رفتار کند. پذیرش مسئولیت کامل ترین نشانه سلامت روانشناختی است.
4-توجه او به لذت دراز مدت تر، منطقی تر و منطقی باموقعیت باشد.
5- بر زمان حال وآینده تاکید نماید نه بر گذشته و تاکید ای بر آینده نیز جنبه دور نگری داشته باشد نه به صورت خیال پردازی باشد. واقعیت درمانی گلاسر نیز بر سه اصل: قبول واقعیت، قضاوت در درستی یا نادرستی رفتار و پذیرش مسئولیت رفتار و اعمال استوار است و چنانچه در شخص این سه اصل تحقق یابد نشانگر سلامت روان- شناختی است(گلاسر، 1965).
2- نظریه اسکنیر57:
سلامت روانی وانسان سالم به عقیده اسکنیر معادل بارفتار با قوانین و ضوابط جامعه است و چنین انسانی وقتی با مشکل روبرو شوند از طریق شیوه اصلاح رفتار برای بهبود و بهنجار کردن رفتار خود واطرافیانش به طور متناوب استفاده می جوید تا وقتی که به هنجار مورد پذیرش اجتماع برسد، به علاوه انسان سالم بایستی آزاد بودن خودش را نوعی توهم بپندارد و بداند که رفتار او تابعی از محیط است و هر رفتار توسط حدودی از عوامل محیطی مشخص گردد. انسان سالم کسی است که تاییدات اجتماعی بیشتری به خاطر رفتارهای متناسب از عوامل متناسب ازدیدگاه اسکینر این باشد که انسان بایستی از علم، نه برای پیش بینی بلکه برای تسلط بر محیط خودش استفاده کند. دراین معنا فرد سالم کسی است که بتواند با هر روش بیشتر ازاصول عملی استفاده کند و به نتایج سودمندانه تری برسد و مفاهیم ذهنی مثل امیال، هدفمندی، غایت نگری و غیره را کنار بگذارد.
2-3 عقب ماندگی ذهنی
عقب ماندگی ذهنی یک وضعیت و حالت ذهنی خاص است که در اثر شرایط مختلف قبل از تولد و هنگام تولد و یا پس ازتولد کودک پدید آید، عقب ماندگان ذهنی افرادی هستند که به علت وقفه یا کمبود رشد ذهنی در شر
ایط عادی قادر به استفاده مطلوب از برنامه های معمولی آموزش و پرورش، سازگاری اجتماعی و تطبیق با محیط نمی باشند. تعریفی که از نظر اکثریت قریب به اتفاق مجامع علمی و صاحب نظران روانشناسی مورد قبول می باشد تعریفی است که از سوی انجمن آمریکای عقب ماندگی ذهنی( AAMR)58 ارائه شده: “عقب ماندگی ذهنی سطحی از عملکرد هوش عمومی است که میزان آن بطور معنادا ر(دو انحراف معنادار) پایین تر از میانگین بوده و همزمان با نقایصی در رفتار سازشی(سازش یافتگی های فردی و اجتماعی) همراه بوده و در دوران رشد(تشکیل نطفه تا 18 سالگی) ظاهر می گردد”.

2-4 عقب مانده ذهنی آموزش پذیر ( EMR)59:
افروز(1377)اظهار می دارد: عقب ماندگان ذهنی آموزش پذیر افرادی هستند که بهره هوشی آنان 70-50 می باشد و قادر به فراگیری حداقلی از اطلاعات عمومی و در سهای رسمی کلاس از قبیل خواندن ونوشتن و حساب کردن و مهارتهای مناسب شغلی بوده و می توانند در اداره زندگی خود از تحصیل خویش بهره مند شوند.
میلانی فر(1374) عقب مانده ذهنی آموزش پذیر را افرادی می داند که هوشبهر آنها بین 70-51 است این افراد از لحاظ دانستن لغات ضعیف اند، مفاهیم را خود درک نمی کنند، آموزش کلامی عادی ندارند و از لحاظ عاطفی واکنشهای لازم را بدست نمی آورند.
2-5 ویژگیهای کودک استثنایی
تواناییها و ناتواناییهای مختلف، اثرات متفاوتی بر زندگی خانوادگی دارد. معمولا ماهیت استثنایی بوده، واکنش خانواده را تعیین می کند. کودکی که ناشنوا است ، خانواده را برای تغییر در سیستم ارتباطی تحت فشار قرار می دهد و این منازعه ای است برای خانواده که از زبان علامتی یا شفاهی استفاده کنند یا خیر؟ کودکی که بیماری مزمن دارد فشارهای هیجانی و اقتصادی بر خانواده وارد خواهد کرد، کودک ناتوایی یادگیری نیاز به حمایت تحصیلی دارد و ممکن است باعث شود که خانواده مکانهای آموزشی را که پیشرفت تحصیلی را قوت می بخشد، بررسی کند.
همچنین، چنین شدت استثنایی بودن ممکن است بر واکنش خانواده اثر داشته باشد. کودکان مبتلا به ناتوانیهای شدیدتر ممکن است نسبت به دیگران کاملا متفاوت رفتار کنند. برخی از ناتوانیها مثل ناشنوایی و ناتواییهای یادگیری در مقایسه با برخی دیگر از ناتواییها مثل بینایی قابل مشاهده نیستند،آنها با احتمال کمتری در کودک دیده می شوند. نکته قابل توجه این است که اگر چه ناتوانی ها شدید از یک سو منجر به داغ ننگ در خانواده می شود اما از سوی دیگر آنها به روشنی بیانگر ناتوانی کودک هستند، باوری که خانواده ها به تبیین آن نیازمند هستند .
2-6 نیازهای والدین کودکان استثنایی
خانواده های که کودک معلول دارند به تناسب نوع، شدت معلولیت، وضعیت اقتصادی و اجتماعی و سن کودکشان و نیز در زمینه رفتار سازش به اطلاعات و مهارتهای ویژه نیاز دارند که مهمترین آنها به گفته قصبه (1384) به شرح زیر می باشد:
1- نیاز به ارتباط، نیاز عمده والدین کودکان استثنایی در طی سالهای مدرسه ارتباط بامعلمان، مربیان و متخصصان است.
2- نیاز به اطلاعات،والدین کودکان معلول به اطلاعاتی در زمینه مراقبت، پرورش ورفتار با فرزند خود نیاز دارند و نیز در این راستا در امر برنامه ریزی برای آینده فرزندشان نیازمند اطلاعات می باشند.
3- نیاز به حمایت شدن، حمایت شده از جانب دیگران از عوامل ایجاد سازش یافتگی در خانواده است. به

منبع مقاله درباره سلامت روان، انسان سالم، ناخودآگاه، عشق و محبت

های جوانی فحشا و اعتیاد دانسته شده است.

2-2-8 نظریات مرتبط با سلامت روانی
جامعه شناسان و روان شناسان بصیرت ها و رهنمودهای عمده ای را برای مطالعه سلامت روانی ارائه داده اند و سلامت روانی را یک مورد مهم می دانند بر نظریات برخی از آنها به طور اختصار اشاره می کنیم:
1- نظریه زیگموند فروید:
به عقیده فروید ویژگی های خاصی برای سلامت روانشناختی ضرورت دارد. نخستین ویژگی هشاری (خود آگاهی) است. بعضا هر آنچه که ممکن است در ناهشیاری (ناخودآگاهی) موجب مشکل شود بایستی خودآگاه شود. وا پس زنی های ناخودآگاه و غیر ضروری بایستی دگرگون شوند و انرژی صرف شده برا ی نگهداری آنها در ناخودآگاه بایستی به ” من” باز گردانیده شود. تجارب کودکی ناخودآگاه بایستی گشوده شوند و از این طریق به فردکمک شود تا شیوه ارضای کودکانه را رها نماید. درنهایت، خود آگاهی حقیقی ممکن نیست مگراینکه کنترل غیرواقعی و غیر ضروری یازاید ” من برتر” درهم شکسته شود. زیرا گنجایش ناخودآگاه من برتر بازتابی از این تحریم ها، ممنوعیت و ایده ال های والدین فرد است و این مسایل در انسان نوعی احترام غیرمنطقی و انعطاف پذیر جایگزین وجدان سخت گیر و اخلاقی می شود. این بدین معنی نیست که اگر کنترلهای ناخود آگاه من برتر تضعیف شوند و خواسته های واپس رانده خودآگاه شوند می توانیم زندگی لذت آوری را شروع کنیم. خود آگاهی لذت طلبی نیست، خودآگاهی عنصر اصلی سلامت روانشناختی است و در شخص بالغ نتیجه واپس زنی تمایلات غریزی جایگزین محکومیت آنها می شود. به نظر فروید خود آگاهی برای سلامت روانشناختی کفایت کننده نیست. در نتیجه فرد بیگانگی منطقی از علاقمندی ها و اشتیاقات عمومی را معیار نهایی سلامت روانشناختی می داند(کورسینی53، 1973).

2- نظریه آدلر:
بنا بر نظریه آدلر فرد برخودار از سلامت روانشناختی، توان و شهامت یا جرات عمل کردن را برای نیل به اهدافش دارد. چنین فردی جذاب و شاداب است و روابط اجتماعی سازنده و مثبتی با دیگران دارد. فرد سالم به عقیده آدلر از مفاهیم و اهداف خودش آگاهی دارد و عملکرد او مبتنی بر نیرنگ و بهانه نیست. فرد دارای سلامت روان مطمئن و خوش بین است و ضمن پذیرفتن اشکالات خود در حد توان اقدام به رفع آنها می کنند(کورسینی، 1973). فرد دارای سلامت روان به نظر آدلر روابط خانوادگی صمیمی و مطلوبی دارد و جایگاه خودش را در خانواده و گروههای اجتماعی به درستی می شناسد. فرد سالم در زندگی هدفمند و غایت مدار است و اعمال او مبتنی بر تعقیب این اهداف است. عالی ترین هدف شخصیت سالم به عقیده آدلر تحقق “خویشتن” است. فرد سالم مرتباً به بررسی ماهیت اهداف و ادراکات خویش می پردازد و اشتباهاتش را برطرف می کند. چنین فردی خالق عواطف خودش است نه قربانی آنها. آفرینش گری وابتکار فیزیکی از دیگر ویژگیهای سلامت روانشناختی است. فرد سالم از اشتباهات اساسی پرهیز می کند و اشتباهات اساسی شامل تعمیم افراطی، اهداف نادرست و غیر ممکن، درک نادرست و توقع بی مورد از زندگی، تقلیل یا انکار ارزشمندی خود، ارزشهای و باورهای غلط می باشد. فرد سالم دارای علاقه اجتماعی و میل به مشارکت اجتماعی است. چنین فردی سعی در کاستن عقده حقارت خود دارد و به دنبال غلبه و چیرگی بیشتر بر بی جراتی است و در نهایت چنین فردی موفق می شود که انگیزه ها نامطلوب خود را دگرگون سازد(کورسینی، 1973).
3- نظریه سالیوان54:
ویژگی های سلامت روانشناختی از دیدگاه وی عبارتند از:
1-شخصیت برخورد از سلامت روانشناختی”انعطاف پذیری” است و با توجه به موقعیتهای بین فردی نوین، در روابط اش با دیگران به طور متناسب تغییر پذیر است.
2-فردسالم قادر به تمایز گذاری بین افزایش و کاهش”تنش” است و رفتار او در جهت کاهش تنش معطوف می شود.
3-به گفته سالیون شخصیت سالم بایستی بنا به گفته چارلز اسپیرمن در حال”آموزش و فراگیری روابط و ارتباطات”می باشد
4- زندگی شخص برخوردار از سلامت روان، دارایی جهت یافتگی است. بدین معنی که امیالش را به نحوی یکپارچه می سازد که منجر به رضایتمندی شود یا اضطراب او را نسبتاً کم کند یا از بین ببرد. ما برای این شخصیت سالم کسی است که دستگاه روانی او حداقل تنش را داشته باشد و چنین فردی معمولاً روابط اجتماعی انعطاف پذیر، واقعی و اعتماد آمیز دارد(سالیوان، 1953).
4- نظریه کارل راجرز55:
به عقیده راجرز آفرینندگی مهمترین میل ذاتی انسان سالم است همه چنین شیوه ای خاصی که موجب تکامل و سلامت فرد می شود و به میزان قسمتی بستگی دارد که کودک در شیرخوارگی دریافت کرده است. ارضای توجه مثبت غیر مشروط و دریافت غیر مشروط محبت تایید دیگران برای رشد و تکامل سلامت روانی افراد با اهمیت است. شخصیت های سالم فاقد نقاب، ماسک هستند و با خودشان رو راست هستند. چنین افرادی آمادگی تجربه را دارند.
به عقیده راجرز اساسی ترین خصوصیت سالم زندگی هستی داراست یعنی آماده است که در هر تجربه ساختاری را در یابد و بر اساس مقتضیات تجربه لحظه بعد ی به سادگی دگرگون شود. انسان سالم به ارگانیزم خودش اعتماد می کند. هر چه سلامت روان انسان بیشتر باشد آزادی عمل و انتخاب بیشتری را احساس و تجربه می کند، انسان سالم محدودیت فکری و عمل خویشتن را آزادانه انتخاب می کند. انسان سالم آفرینش گری دارد زیرا انسان خلاق با محدودیت های اجتماعی و فرهنگی هماهنگی و سازش منقعلانه ندارد، تدافعی نیست و به تمجید وستایش دیگران نیز دلخوش نمی کند.
5- نظریه آلبرت
ا
لیس56:
الیس در پیدایش بیماری عاطفی یا سلامت روانشناختی هر سه عامل فیزیولوژیکی، جسمانی و روانشناختی را مورد توجه قرار می دهد. الیس از لحاظ گرایشهای انسانی تا حدودی زیاد با مازلو شباهت دارد. به نظر سلامت روانی انسان از تمایلات ذاتی و نامطلوب هر انسانی برای نیاز مفرط به برتری از دیگران و همه فن حریف شدن، توسل به عقاید احمقانه و بدبینانه، پرداختن به تفکرات آرزومندانه و توقع خوش رفتاری و خوبی مداوم ازدیگران، محکومیت خویشتن و تمایلات عمیق به زود رنجی و آشفتگی ناشی می شود. اگر انسان به این تمایلات طبیعی و در عین حال ناسالم خودش نرسد، دیگران و دنیای خارج را مورد سرزنش و نکوهش قرار می دهد. الیس معتقد است که افکار منطقی وعقلی و عواقب و پیامدهای منطقی منتهی می شود و در نتیجه به سلامت روانی فرد ختم می شود. به طور خلاصه ویژگیهای سلامت روانشناختی ازدیدگاه الیس عبارتند از:
1-عشق ورزیدن به دیگران و جویای محبت آنان شدن، اما فرد سالم در جستن محبت دیگران افراط نمی کند.
2-انجام دادن کار به خاطر نفس کار نه به خاطر دیگران لذت بردن از فعالیت خود نه از نتایج آن، فرد سالم با این عمل به سوی کمال حرکت می کند.
3-طبیعی بودن، ناکام شدن و در صورت عدم توانایی مقابله با ناکامی انسان سالم آن را می پذیرد. انسان سالم در هنگام ناکامی موقعیت را تخریب نمی کند بلکه سعی دارد آن را به صورت عینی ادراک نماید.
4-نسبت ندادن شکستها به عوامل بیرونی چون موارد بیرونی به خودی خود موجب اختلال و ناسلامتی نمی شوند مگر این که فرد تلقین به نفس نماید.
5-عدم ترس شدید از خطر های بالقوه انسان سالم سعی می نمایند تا حد امکان احتمال خطر را کاهش می دهد ولی از آن بیش از حد بینماک و هراسناک نمی شود.
6-تلاش برای کسب استقلال و مسئولیت و عدم روگردانی ازکمکهای دیگران در صورت لزوم.
7-انجام وظیفه محوله از خصوصیات انسان سالم است. فرد سالم زندگی را همراه با مسئولیت و حل مشکلات آن لذت می داند.
8-فرد سالم بیش از آن که به گذشته فکر کند به حال و وضعیت موجود یعنی” اینجا واکنون” توجه دارد.
9-کمک کردن به دیگران و نگران در مورد مشکلات دیگران، در صورت عدم توفیق کمک به دیگران وضعیت آنها و مشکل آنان را می پذیرد.
10-فرد سالم به هر مشکل راه حلهای مختلفی را درنظر دارد و سعی دارد که بهترین راه حل در حد توانش انتخاب کند. به نظر فرد سالم راه حلهای موجود نسبی هستند و بر حسب موقعیت تغییر پذیر هستند.
11-فرد سالم و نگرش ها و رفتارش” الزام و اجبار” ندارد و می تواند خودش را از قید و بندها رها نماید و در جهت سلامتی نفس حرکت کند(محرابی، 1387).
2-2-9 نظریات نوین مبتنی بر شناخت درمانی
افراد دارای سلامت روان معتقد به یک سیستم اعتقادی و ارزشی هستند و خصوصیات نظام و اعتقاد او نیز منطبق با ادراک او از واقعیات است. طرز تفکر چنین فردی فاقد خصوصیات تعمیم پذیری، مبالغه کردن، فیلتر ذهنی و… است. فرد دارای سلامت روانشناختی به جنبه ها ی مثبت خود به اندازه کافی و به صورت واقع بینانه توجه می نماید. چنین فردی در حیطه طبیعی خودش گام بر می دارد و نهایتاً صادقانه مسئولیت رفتار و تفکرش را می پذیرد(اوی، 1993)
1- نظریه ی ویلیام گلاسر:
انسان سالم بنابر به نظریه گلاس کسی است دارای ویژگی های زیر می باشد:
1-واقعیت را انکار نکند ودرد و رنج موقعیت ها را با انکار کردن نادیده نگیرد، بلکه با واقعیت ها به صورت واقع گرایانه ای روبرو شود.
2-هویت موفق داشته باشد یعنی هم عشق و محبت بورزد و هم عشق و محبت دریافت کند. هم احساس ارزشمندی کند و هم دیگران احساس ارزشمندی او را تایید کنند.
3-مسئولیت زندگی و رفتارش را بپذیرد و به شکل مسئولانه رفتار کند. پذیرش مسئولیت کامل ترین نشانه سلامت روانشناختی است.
4-توجه او به لذت دراز مدت تر، منطقی تر و منطقی باموقعیت باشد.
5- بر زمان حال وآینده تاکید نماید نه بر گذشته و تاکید ای بر آینده نیز جنبه دور نگری داشته باشد نه به صورت خیال پردازی باشد. واقعیت درمانی گلاسر نیز بر سه اصل: قبول واقعیت، قضاوت در درستی یا نادرستی رفتار و پذیرش مسئولیت رفتار و اعمال استوار است و چنانچه در شخص این سه اصل تحقق یابد نشانگر سلامت روان- شناختی است(گلاسر، 1965).
2- نظریه اسکنیر57:
سلامت روانی وانسان سالم به عقیده اسکنیر معادل بارفتار با قوانین و ضوابط جامعه است و چنین انسانی وقتی با مشکل روبرو شوند از طریق شیوه اصلاح رفتار برای بهبود و بهنجار کردن رفتار خود واطرافیانش به طور متناوب استفاده می جوید تا وقتی که به هنجار مورد پذیرش اجتماع برسد، به علاوه انسان سالم بایستی آزاد بودن خودش را نوعی توهم بپندارد و بداند که رفتار او تابعی از محیط است و هر رفتار توسط حدودی از عوامل محیطی مشخص گردد. انسان سالم کسی است که تاییدات اجتماعی بیشتری به خاطر رفتارهای متناسب از عوامل متناسب ازدیدگاه اسکینر این باشد که انسان بایستی از علم، نه برای پیش بینی بلکه برای تسلط بر محیط خودش استفاده کند. دراین معنا فرد سالم کسی است که بتواند با هر روش بیشتر ازاصول عملی استفاده کند و به نتایج سودمندانه تری برسد و مفاهیم ذهنی مثل امیال، هدفمندی، غایت نگری و غیره را کنار بگذارد.
2-3 عقب ماندگی ذهنی
عقب ماندگی ذهنی یک وضعیت و حالت ذهنی خاص است که در اثر شرایط مختلف قبل از تولد و هنگام تولد و یا پس ازتولد کودک پدید آید، عقب ماندگان ذهنی افرادی هستند که به علت وقفه یا کمبود رشد
ذهنی در شرایط عادی قادر به استفاده مطلوب از برنامه های معمولی آموزش و پرورش، سازگاری اجتماعی و تطبیق با محیط نمی باشند. تعریفی که از نظر اکثریت قریب به اتفاق مجامع علمی و صاحب نظران روانشناسی مورد قبول می باشد تعریفی است که از سوی انجمن آمریکای عقب ماندگی ذهنی( AAMR)58 ارائه شده: “عقب ماندگی ذهنی سطحی از عملکرد هوش عمومی است که میزان آن بطور معنادا ر(دو انحراف معنادار) پایین تر از میانگین بوده و همزمان با نقایصی در رفتار سازشی(سازش یافتگی های فردی و اجتماعی) همراه بوده و در دوران رشد(تشکیل نطفه تا 18 سالگی) ظاهر می گردد”.

2-4 عقب مانده ذهنی آموزش پذیر ( EMR)59:
افروز(1377)اظهار می دارد: عقب ماندگان ذهنی آموزش پذیر افرادی هستند که بهره هوشی آنان 70-50 می باشد و قادر به فراگیری حداقلی از اطلاعات عمومی و در سهای رسمی کلاس از قبیل خواندن ونوشتن و حساب کردن و مهارتهای مناسب شغلی بوده و می توانند در اداره زندگی خود از تحصیل خویش بهره مند شوند.
میلانی فر(1374) عقب مانده ذهنی آموزش پذیر را افرادی می داند که هوشبهر آنها بین 70-51 است این افراد از لحاظ دانستن لغات ضعیف اند، مفاهیم را خود درک نمی کنند، آموزش کلامی عادی ندارند و از لحاظ عاطفی واکنشهای لازم را بدست نمی آورند.
2-5 ویژگیهای کودک استثنایی
تواناییها و ناتواناییهای مختلف، اثرات متفاوتی بر زندگی خانوادگی دارد. معمولا ماهیت استثنایی بوده، واکنش خانواده را تعیین می کند. کودکی که ناشنوا است ، خانواده را برای تغییر در سیستم ارتباطی تحت فشار قرار می دهد و این منازعه ای است برای خانواده که از زبان علامتی یا شفاهی استفاده کنند یا خیر؟ کودکی که بیماری مزمن دارد فشارهای هیجانی و اقتصادی بر خانواده وارد خواهد کرد، کودک ناتوایی یادگیری نیاز به حمایت تحصیلی دارد و ممکن است باعث شود که خانواده مکانهای آموزشی را که پیشرفت تحصیلی را قوت می بخشد، بررسی کند.
همچنین، چنین شدت استثنایی بودن ممکن است بر واکنش خانواده اثر داشته باشد. کودکان مبتلا به ناتوانیهای شدیدتر ممکن است نسبت به دیگران کاملا متفاوت رفتار کنند. برخی از ناتوانیها مثل ناشنوایی و ناتواییهای یادگیری در مقایسه با برخی دیگر از ناتواییها مثل بینایی قابل مشاهده نیستند،آنها با احتمال کمتری در کودک دیده می شوند. نکته قابل توجه این است که اگر چه ناتوانی ها شدید از یک سو منجر به داغ ننگ در خانواده می شود اما از سوی دیگر آنها به روشنی بیانگر ناتوانی کودک هستند، باوری که خانواده ها به تبیین آن نیازمند هستند .
2-6 نیازهای والدین کودکان استثنایی
خانواده های که کودک معلول دارند به تناسب نوع، شدت معلولیت، وضعیت اقتصادی و اجتماعی و سن کودکشان و نیز در زمینه رفتار سازش به اطلاعات و مهارتهای ویژه نیاز دارند که مهمترین آنها به گفته قصبه (1384) به شرح زیر می باشد:
1- نیاز به ارتباط، نیاز عمده والدین کودکان استثنایی در طی سالهای مدرسه ارتباط بامعلمان، مربیان و متخصصان است.
2- نیاز به اطلاعات،والدین کودکان معلول به اطلاعاتی در زمینه مراقبت، پرورش ورفتار با فرزند خود نیاز دارند و نیز در این راستا در امر برنامه ریزی برای آینده فرزندشان نیازمند اطلاعات می باشند.
3- نیاز به حمایت شدن، حمایت شده از جانب دیگران از عوامل ایجاد سازش یافتگی در خانواده

چگونه بر شادی خود بیافزاییم؟

روش های افزایش شادمانی

شادی هم به رویدادهایی که برای فرد روی می دهند و هم به تفسیر وی از آن رویدادها بستگی دارد و هر دو رویکرد در افزایش شادیارزش بالقوه فراوانی دارند. برای متمایز ساختن روش های شادترکردن مردم راهی دیگر نیز وجود دارد. برخی از روش ها عمدتاً جهت کاهش عاطفه منفی طرح ریزی شده اند، در حالی که برخی دیگر درصدد افزایش عاطفه مثبت هستند(آیزنک، ترجمه فیروزبخت، 1375).

1-6-2 القاء منظم خلق مثبت

دو روش ساده افزایش خلق عبارتند از ورزش و موسیقی. هم چنین برخی تفاوت ها در فعالیت ها وجود دارد و بهترین روش نیز برای افراد مختلف فرق می کند. بنابراین هر کسی باید به نیازهای خود پی ببرد. لونلیسون و گوت لیب[1](1995) روش «مقابله با افسردگی» را شامل افزایش فعالیت های مثبت، آموزش های اجتماعی و درمان خودکنترلی بکار گرفتند که عبارت بودند از: تقویت خود[2]، درمان حل مسأله[3]، آرامش آموزی[4]، توقف افکار منفی[5] و انتخاب اهداف واقعی[6]. این روش بطور موفقیت آمیزی برای بزرگسالان و نوجوانان افسرده بکار گرفته شد، اما برای افراد غیربیمار استفاده نشده است. برنامه شادی فوردایس(1983) بر روی یک جامعه دانشجویی و غیربیمار استفاده شد تعدادی از مولفه های رفتاری و مهارت های اجتماعی در آن گنجانده شد.

صرف هر چه بیشتر اوقات در گروه و جمع

دوست بهتری برای دیگران بودن

تقویت ارتباط نزدیک

فعال بودن بیشتر

ایجاد و بهبود رابطه اجتماعی و شخصیت اجتماعی

مشارکت در کارهای مفید و باارزش

2-6-2  شناخت درمانی[7]

«شناخت درمانی، مجموعه پیچیده ای از تکنیکی است که هدف آن تفسیر رویدادها بطور واقعی و منطقی است»(رم[8]،1990).

افراد شاد بگونه ای متفاوت از افراد غمگین فکر می کنند. آنها نظر مثبتی درباره مسائل دارند، اهداف واقعی و زندگی هدفمندی دارند، آنها می توانند بخش جذاب مسأله را مورد توجه قرار دهند، خود را سرزنش نمی کنند، وقتی اتفاق بدی پیش می آید معتقدند که می توانند این اتفاقات را کنترل کنند(آرگایل، ترجمه گوهری و همکاران، 1383).

درمانگرهای شناختی ادعا می کنند که هر فردی با تمرکز به افکار و احساسات هوشیارش می تواند مسائل روان شناختی خود را درک، حل و فصل نماید(آیزنک، فیروزبخت،1385).

نظریه پردازان روانشناسی بالینی پیشنهاد کرده اند که افسردگی از افکار غیرمنطقی و منفی ناشی می شود و درمان شناختی برای اصلاح اینن افکار توصیه شده است. برخی از افکار منفی، در بیماران افسرده و غمگین مشاهده می شود و در تحقیقات سنتی روش تفکر به شیوه مثبت در هر دو گروه مورد بررسی قرار گرفته است(آرگایل، ترجمه گوهری و همکاران، 1383). تفکر مثبت بخشی از شناخت درمانی است اما مهم ترین جزء آن نیست(آیزنک، فیروزبخت، 1375). فوردایس(1978) مجموعه ای را برای افراد سالم با عنوان «برنامه افزایش شادی» ارائه کرد که دارای هشت مولفه شناختی شامل:

کار بر روی شخصیت سالم

انتظارات و آرزوهای پائین

رشد افکار مثبت و خوش بینانه

بها دادن به شادی

– برنامه ریزی و سازمان دهی برای امور زندگی

تأکید بر زمان حال

کاهش احساسات منفی

توقف نگرانی(آرگایل، ترجمه گوهری و همکاران، 1383).

3-6-2 آموزش مهارت های اجتماعی

آموزش مهارت های اجتماعی می تواند کمک زیادی ارائه کند، برای کسانی که نمی توانند دوست پیدا کنند این آموزش ها شامل ارتباط غیرکلامی و ارتباط کلامی، احساس مفید بودن، درک بهتر موقعیت ها و ارتباط های اجتماعی می باشد. آرگایل و لو (1990) نشان دادند که بخشی از تبیین شادی برون گراها، به خاطر مهارت های اجتماعی بهتر این افراد می باشد، به خصوص خودابرازی[9] و توانایی همکاری آنها، آموزش مهارت های اجتماعی بخشی از یک مجموعه بزرگ درمانی است. دوره «مقابله با افسردگی» لوینسون و بوتلیب[10](1995) شامل موارد زیر است:

مهارت های بیان[11]

دوست یابی[12]

بحث و گفتگو[13]

خودابرازی

ارتباط شفاف [14]

[1].Gotlib

[2]. Self- reinforcement

[3].Problem- solving therapy

[4]. Relaxation

[5]. Stopping negative thoughts

[6]. Setting Realistic goals

[7]. Cognitive therapy

[8]. Rehm

[9]. Assertiveness

[10]. Lewinsohn ,P.M& Gotlib,I.H

[11]. Conversational skills

[12]. Making friend

[13].Negotiation

[14]. Clear Communication

منابع تحقیق درمورد تنظیم خانواده

فراهم گرددمی تواند آن را اسقاط کرد،درمورد مداوای بیمار زمینه های ثبوت آن حاصل است هرچند قبل از اقدام به درمان باشد.
ثانیا :اسقاط این حق می تواند به عنوان « شرط ضمن عقد» در مسئله معالجه مریض درآید درباب علاج بیمار نیز در ضمن عقد اجازه طبیب برای معالجه درمورد ضمان چاره ای جز صحّت برائت نیست . اما سوالی که در اینجاذ مطرح می شود این است که برائت باید از چه کسی گرفته شود ؟
در پاسخ سوال باید گفت که برائت قبل از هر کس از خود بیمار گرفته می شود مگر در چند صورت بالغ نباشد ،عاقل نباشد،ویا با وجود کمال عقلی وبالغ بودن اخذ برائت ممکن نباشد مثل اینکه مریضی که عمل جراحی او پنجاه درصد خطری است بخواهیم به مریض بگوییم که وضع شما این است که این کار از لحاظ روانی تا ثیرسوءداشته وممکن است خطر را قطعی کند که در این موارد باید از ولی بیمار گرفته شود ومنظور از ولی،پدر یا جّد پدری است واگر آنها نباشند حاکم شرع واگر دسترسی به حاکم نبود ،بستگان نزدیک او که از لحاظ عقل ودرایت کامل واز لحاظ تقوی مورد وثوق اند از باب عدول مومنین امرولایت مریض را به عهده می گیرند قانون گذار نیز تنها تحصیل برائت را مسقط ضمان دانسته است ودر ماده 495 قانون مجازات اسلامی آن را ذکر نوده است .
نتیجه گیری پایانی دیدگاه فقهی این چنین می باشد که برادله قائلین به ضمان وعدم ضمان وعدم ضمان ایراد وخدشه وارد است ،ولی درمجموع ایرادت وارده برنظریه غیرمشهور قوی ترمی رسد ،لذا به نظرنگارنده نظر مشهور (ضمان طبیب )طبق ادله معتبرتر وبا قواعدسازگارتر است ولی چون این عمل موجب عسر وحرج درجامعه می شود وعلاج بیماررابا مشکل مواجه می سازد چرا که طبیب در صورت ضمان ،حاضر به معالجه نخواهد شد،لذا درصددعالج برآمده اند وراههایی را برای سقوط ضمان طبیب پیشنهاد کرده اندکه تنها راه تحصیل برائت شرعا وقانونا مورد پذیرش قرارگرفته است ،لذا لازم است پزشکان قبل از درمان ،از مریض یا ولی او برائت کسب نماید که امروزه در بیمارستان ها این عمل رایج است وبیمار و ولی او نیز در برخی موارد چاره ای جز تن دادن به این خواسته ندارد.1
فصل دوم:
جرایم وتخلفات انتظامی پزشک
این فصل از دوبخش تشکیل شده است که در بخش نخست به انواع جرایم ارتکابی توسط پزشکان ودر بخش دوم به تخلفات انتظامی پزشک می پردازیم.
بخش نخست :جرایم
این بخش از هفت گفتار تشکیل شده است که مباحث مطرح شده دراین صورت هفت گفتار عبارتند از مفهوم((سقط جنین،افشاء اسرار بیماران ،صدور گواهی نامه خلاف واقع ،دخالت غیر مجازات در امور پزشکی ،اغفال بیماران ،خودداری از کمک به مصدومین وپیوند اعضای بدون رضایت بیما رکه در هر گفتار به مفهوم هر یک از جرایم وسپس تطبیق با قانون مصر پرداخته می شود.
گفتار نخست:مفهوم سقط جنین
در این قسمت به تعریف جنین از لحاظ لغوی وحقوقی وطبی اشاره خواهد شد
بند اول :مفهوم لغوی

جنین در لغت به معنای «هر چیز پوشیده ومستور»1می باشد وجنین را بدین دلیل به این نام می خوانند که در رحم مادر مستور وپنهان است وسقط جنین به معنای «افتادن جنین قبل از نموکامل در رحم است.»2
بند دوم:مفهوم حقوقی
از نظر حقوقی سقط جنین یا سقط حمل عبارت است از اخراج عمدی قبل از موعد جنین یا حمل به نحوی که زنده یا قابل زیستن نباشد یا منقطع ساختن دوران طبیعی بارداری .1
بند سوم:مفهوم طبی
از نظر سقط جنین عبارت است از اخراج پیش از موعود جنین به نحوی که زنده یا قابل زیستن نباشد.2
مبحث نخست:انواع سقط جنین
اصولا سقط جنین یا سقط حمل ،که در سطح جهان روز به روز در حال افزایش است ،به دلایلی چون تنظیم خانواده ومحدود نگه داشتن تعداد افراد خانواده ،مخفی نمودن روابط جنسی ممنوع ونامشروع قبل از ازدواج رسمی وقانونی ،گریز از بارداری ناخواسته ،زنا وهتک ناموس به عنف وحتی در مواردی در اثر تصادفات ناشی از رانندگی واقع می شود.3 که انواع سقط جنین به شرح زیر می باشد
الف ) سقط جنین جنایی
اگریکی از حالات زیر در سقط جنین به اثبات برسد جنایی محسوب می گردد:
اول:خروج محتویات رحمی قبل از موعد طبیعی توسط مادر بهدستکاری رحم یا خوردن دارو ویا ضربه عمدی به رحم (خود زنی)
دوم:دستکاری رحم با تجویز داروی سا قط کننده جنین توسط کسان دیگر
سوم:بکار گیری وسایل مخصوص توسط طبیب یا ماما یا افراد غیر مجاز ،برای خون ریزی وسقط جنین وقطع حاملگی ،بدون مجوز قانونی1


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ب)سقط جنین طبی
اگر ادامه حاملگی برای مادر خطرناک بوده یا موجب تشدیدعوازض بیماری و وخامت حال وی گردد.2 پس از ارسال مدارک مربوط به مراجع قانونی صورت می پذیرد.3
بعداز اثبات حاملگی در معاینه ،با بررسی های الزم وتایید مدارک وصدور مبنی برلزوم قطع بارداری، سقط جنین طبی قابل انجام است .
در حال حاضر به موجب ماده واحده قانون سقط در مانی مصوب10/3/1384مجلس شورای اسلامی ،سقط درمانی با تشخیص قطعی سه پزشک متخصص وتایید پزشکی قانونی مبنی بربیماری جنین که به علت عقب افتادگی یا ناقص الخلقه بودن موجب حرج مادر است ویا بیناری مادر که با تهدید جانی مادر توام با شد قبل از ولوج روح (چهار ماه)با رضایت زن،مجازات ومسئولیتی متوجه پزشک مبا شر نخواهد بود.
متخلفین از اجرای مفاد این قانون به مجازاتهای مقرر در قانون مجازات اسلامی محکوم خواهند شد.
بنابراین براساس قانون مذکور امکان سقط جنین صرفا تا قبل از طول روح در جنین تجویز شده است لذا چنان چه کسی بعد از حلول روح با وجود اثبات عقب افتادگی یا ناقص الخلقه بودن جنین اندام به سقط آن نماید قابل تعقیب ومجازات خواهد بود.1
ج)سقط جنین خود به خودی یا مرضی
در خصوص این نوع سقط باید بیان نمود بسیاری لز با نوان به علل ارش ،آناتونیک ،ابتلا به بیماری های گوناگون وسایر علل ناشناخته دیگر دارای زمینه برای سقط جنین هستند وبا اندک استرس روحی یا صدمه فیزیکی سقط جنین می نمایند.»2 چنان چه ملاحظه می گردد چنین سقطی علی رغم میل وخواسته زن حامله وبه لحاظ وجود بیماری وسایر علل دیگر که خارج از اراده او می باشد حادث می شود وفاقد وصف مجرمانه است .
د)سقط جنین ضربه ای
اصولاًدراین سقط« به دنبال حوادث وصدمات ضربه ای پیش می آید ،رابطه علیت بین ضربه وسقط بسیار مشکل است ونیاز به همکاری مقام قضایی وپزشکان دارد زیرا گاهی با اندک ضربه ای ،سقط جنین پیش می آید وگاهی در صدمات شدید لگنی جنین سالم می ماند.»1
تشخیص سقط جنین ضربه ای ،با عنایت به اینکه می تواند یکی از مصادیق جنین عمدی باشد.2 بسیار مهم است بطور کلی از دیدگاه طب قانونی اگر رحم سالم وجنین وجفت طبیعی ومادر مبتلا به کم خونی وکمبود ویتامین واختلاف هورمونی وبیماری های عفونی نباشدولگن او عادی باشد ،ضربه حتی اگر مستقیماً برروی شکم او وارد آید موجب سقط نخواهد شد در صورتی که مادر کاملاًسالم باشد وآثار ضربه که منجر به سقط جنین شود در بدن او مالحظه کردد می توان ضربه را عامل سقط دانست که البته چنین چیزی به ندرت ملاحظه می شود اثر ضربه های روانی به صورت عوارض ناشی از اضطراب وهیجان برروی زنا حامله ،گاه سبب سقط جنین می گردد که در این مورد همکاری نزدیک مقامات قضایی وپزشک قانونی برای کشف حقیقت ضروری است.3
مبحث دوم:ارکان تشکیل دهنده سقط جنین

جرم سقط جنین نیز همانندسایر جرایم دارای سه رکن قانونی ،مادی ،معنوی است که در ذیل به بحث وبررسی آن می پردازیم:
الف)رکن قانونی
قانون مجازات عمومی مصوب1304مواد181تا183به جرم سقط جنین اختصاص داشت وماده 182قانون مجازات عمومی هر زنی را که عالماًوعامداًبدون اجازه طبیب ،راضی به خوردن ادویه یا مأکوالت یا مشروبات یا استعمال وسایل مذکور یا تمکین از استعمال آن وسایل کرده وبدین وسیله حمل خود را سقط نماید مجازات چنین زنی از یک تا3سال حبس حجه ای خواهد بود واگراین اقدام زن در نتیجه امرشوهر خود باشدزن از مجازات معاف وشوهر به مجازات مذکور محکوم خواهد شد.
ماده 183نیز طبیب یا قابله ودوافروش واشخاصی که به طبابت یا قابلگی وجراحی ودوافروشی وسایل سقط جنین را فراهم آورند از سه سال تا ده سال جنس جنایی درجه یک محکوم می کرد مگر اینکه ثابت شود که این اقدام طبیب یا قابله یا جراح بربی حفظ حیات مادر بوده است.
اما مواد 90،91 قانون مجازات اسلامی مصوب 1362،در مورد سقط جنین مقررات بیشتری را نسبت به قبل تعیین کرده بود حسب مورد ماده 90 هر شخصی راکه با ادویه یا هر وسایل دیگر موجب سقط جنین شخص شود را مجازات حبس از سه الی شش ماه محکوم می کرد وماده 91مقرر می داشت اگرزمان حامله برای سقط جنین به طبیب یا قابله مراجعه می کرد وطبیب هم عامللاً وعامداًمباشرت به اسقاط جنین بنماید دیه به عهده اوست واگر روح در جنین دمیده شده بود باید قصاص میشد واگر زن را به وسایل اسقاط جنین راهنمایی کند به شش ماه تا سه سال حبس محکوم می شود در حال حاضر نیز مواد622و623و624 قانون مجازات اسلامی ارکان قانونی سقط جنین عمدی محسوب می شود که در توضیح رکن های مادی به تفسیر هر یک از این سه ماده می پردازیم:
ب)رکن مادی
برای تحقیق رکن مادی جرم سقط جنین وجود شرط ضروری می باشد:
1-وجود جنین یا حامله بودن زن
از آنجایی که بزه سقط جنین جرمی مقید یه حصول نتیجه می باشد لذا برای تحقق آن وجود جنین یا حامله بودن زن شرط است .1
ومقصود از حاملگی لقاح تخمک زن با نطفه مرد در استقرار آن در جواز مخاطی رحم وتشکیل جفت وجنین است.
بنابراین چنان چه کسی برروی زن اقدام به انجام عملیات جهت سقط جنین اونماید ولی بعداًکشف کرد که مجنی علیه حامله نبوده ،جنینی شخصی به لحاظ سقط جنین عمدی قابل تعقیب ومجازات نخواهد بود وعملیات انجام شده را جرم محال می نامند .
2-رفتار فیزیکی
دومین جزء رکن مادی سقط جنین عمدی ،فعل مرتکب می باشد برای تحقق سقط جنن عمدی باید از ناحیه مرتکب فعل مثبت مادی به نحو مباشرت یا معاونت صورت پذیرد بنابراین ترک فعل نمی تواند به عنوان رکن مادی آن جرم محسوب شود بنابراین وسایلی که برای اسقاط جنین مورد استفاده قرار می گیرد ممکن است فیزیکی یا شیمیایی باشد وسایل فیزیکی شامل استفاده از ابزار کورتاژویا ایراد هرنوع صدمه جسمی مانند اذیت وآزار می باشد وسایل فیزیکی شامل استفاده از سایر ادویه جات ،مأکومات ومشروبات رادربرمی گیرد.
در حقیقت وجود این دوجزءاز رکن مادی برای تحقیق سقط جنین لازم وضروری می باشد.
بند اول) حقوق ایران
درکتب حقوقی غالبا سقط جنین را اخراج قبل از موعود جنین به نحوی که زنده یا قابل زیستن بنا شد تعریف کرده اند در حالی که در سقط جنین جنایی ملاک سقط شدن جنین سلب حیات آن است نه احزاج آن هر چند که جنین سلب حیات شده ممکن است پیش از موعود خارج شود وصرف اخراج پیش از موعود جنین را نمی توان سقط جنین دانست.
قانون گذار درماده 622 قانون مجازات اسلامی بیان نموده هرکس عالماًوعامداًبه واسطه ضرب یا اذیت وآزار زن حامله ،موجب سقط جنین وی شود علاوه برپرداختد دیه ویا قصاص حسب مورد به حبس از یک تا سه سال محکوم خواهد شد ملاحظه می شود سقط جنین موضوع این ماده سقط از راه ضرب ویا اذیت وآزار زن حامله است که شامل اذیت وآزار روحی او نیز می شود.
منظور از ضرب انجام فعلی است که تمامیت جسمی زن حامله را مورد تعرض قرارداده ومنتهی به سقط جنین شود بنابراین اصابت ضربه به جنین شرط نیست و وسیله ایراد ضرب موثر در مقام نمی باشد.
منظور از اذیت وآزار به معنای رنج،عذاب،شکنجه،اندوه ،غم وتألم است که برخلاف «ضرب» برتمامیت بدن زن حامله اصابت نمی کند ولی موجب تألم ،زحمت وبه ستوه آوردن وی می گردد ودر نهایت منتهی ،سقط جنین گردد رفتار های ذیل را می توان از مصادیق اذیت وآزار محسوب کرد.
انفجارصوتی ،اسلحه کشیدن،تحریض سگ درنده ،آمیزش خشونت آمیز در روز های آخر حاملگی ،ادای سخنان رکیک،فریادکشیدن وامثال آنها سقط جنین موضوع این ماده می

منابع تحقیق درمورد مسئولیت کیفری

به عنوان خدای پزشکی مصر همرده باخدای یونانی آسسکلپیوس یادشده است ازمطالعه پاپیروس های مصری دانش قویتری بدست می آید به خصوص پاپیروس های Ebersوادوین اسمیت که قرن 19کشف شدند.
اولین لیستی از راههای جبران بلا باجادوهای مناسب ویاوردخوانی است دومی رساله های جراحی دردمان زخمها وصدمات دیگر است.
برخلاف آنچه ممکن است انتظار رود عمل گسترده ازتخلیه بدن مرده درمصر منجر به انجام مطالعه آناتومی انسان نشد اما مومیایی ها ی حفظ شده نشان دادند که صاحب آنها درزمان زندگی از چه بیماریهایی رنج می برده از جمله ورم مفاصل ،سل،تورم مفاصل،نقرس،فسادوپوسیدگی دندان ،سنگ مثانه،سنگ صفرا،شواهدی از schistosomixsisبیماری انگلی است که هنوز یک مفصل پزشکی است یافت نشده است دراین میان شواهدی دال برسنطیس یانرمی استخوان درآن دوران یافت نشده است.1
جستجوبرای اطلاعات مربوط به طب کهن طبیعتا منجر به هدایت ماازپاپیروس ها ی مصری به ادبیات عبدی می شوداگرچه کتاب مقدس شامل اطلاعات کمی در شیوه های درمانی از عهد عقیق است ولی غنی از اطلاعات در مورد بهداشت شخص واجتماعی است یهودیان در واقع ازپیشگامان در امور مربوط به سلانت عمومی هستند.
در حقیقت تمامی اقدام انسانی از ابتدا یی ترین دوران های خود عقاید پزشکی خاصی درمورد تولد ومرگ وبیماری داشته اند به طوری که بیماری راناشی از اداره الهی ،قدرت جادوگران ویا سایر منابع ماوراءالطبیعه می دانستندولذا درمان رااز آن دیدگاه دنبال می کردند برخی از این عقاید تادوران معاصردرغالب ایمان درمانی ومقبره های مقدس باقی مانده است گرچه خیزش پزشکی علمی در هزاره اخیر بسیاری از این روش ها ضعیف کرده است در مصر از نظرپزشکی قانونی انواعجراحات ،به خصوص زخمهای ناشی از اجسام برنده شناخته شده بود،زنان حامله از تحمل مجازات تاهنگام وضع حمل معاف بودند وسقط جنین جنایی بعد از ارجاع به پزشکان قانونی وتایید آنان مجازات سنگینی محسوب می شد در مسائل جنسی ،بلوغ،حاملگی،طلاق ومسمومیت ها،درصورت لزوم پزشکان مجرب برای توضیح یا اظهار نظر طبی به دادگاه فرا خوانده می شدند.1
اهمیت مسئولیت کیفری پزشک درحقوق مصر به اندازه ای است که قانون گذار مصری نیز از این موضوع غافل نمانده است ودرجای جای قانون مجازات به این مسئله مهم پرداخته است
همانطور که از مراجعه به قانون مجازات ایران موارد ی به چشم می خورد که درآن اساس مسئولیت پزشک به طور واضح مشخص شده است قانون مصر نیز ازایم امر متسثنی نبوده است حتی در بعضی ازمواد قانونی به موضوعی اشاره کرده است که در قانون ما به آن اشاره نشده است .2
پزشکی در حقوق مصر از همان زمان قدیم پیشرفت های زیادی داشته است آنها در امور طبابت خود از روحانیون مقتدر تبعیت می کردند در آن دوران هنگامی که پزشکی در انجام وظایف پزشکی خود مرتکب قصوری شود در مواقع لزوم جهت توضیح یا اظهار نظر کارشناسی به دادگاه احضاری می شوند تادرصورت محکومیت (مقصرشناخته شدن)به مجازات قانونی محکوم شوند
نحوه درمان بیمار وتشخیص بیماری یک شخص راباملاحظات روحی یک فرد در نظرمی گزفتند وبیماری راناشی از اراده والهی وقدرت جادوگران ویا سایرمنابع ماوراء الطبیعه می دانستند ودرمان رانیز ازآن دیدگاه دنبال می کردند ودرمان یک فردا از این دیدگاه که شخص ایمان دارد یانه دنبال می کردند گرچه روش های جدید پزشکی جدید مصر جای بسیاری از این روشهای قدیمی راگرفته است.
بخش دوم:ارکان مسئولیت کیفری دراعمال پزشکی
مباحثه مطروحه در این بخش حول چهار موضوع اصلی می باشد که در نخست به مفهوم فعل مجرمانه یاخطای پزشکی وارکان مسئولیت کیفری ودرمبحث دوم به نتیجه ی مجرمانه ودربحث سوم به رابطه سببیت ودرمبحث آخربه بررسی مبانی پذیرش مسئولیت پزشک غیرمقصر پرداخته می شود.


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گفتارنخست:مفهوم فعل مجرمانه یاخطای پزشکی
قانون گذارازخطا وتقصیر تعریفی ننموده است وتنها به ذکر مصادیق آن پرداخته است مطابق ماده295قانون مجازات اسلامی:» هرگاه کسی فعلی که انجام آن رابرعهده گرفته یاوظیفه خاصی راکه قانون برعهده او گذاشته ترک کندوبه سبب آن جنایتی واقع شودچنان چه توانایی انجام آن فعل راداشته باشدجنایت حاصل به اومستند می شود وحسب مورد عمدی،یا خطاءمحض است مانند اینکه پزشک یاپرستار وظیفه قانونی خودراترک کند ماده 145قانون مجازات اسلامی نیز مقرر می دارد تقصیر،1اعم است از بی احتیاطی ،بی مبالاتی ،عدم رعایت نظامات دولتی»
دراصطلاح حقوقی ؛خطا مقابل عمد است وآن عبارت است از وصف عملی که فاعل آن دارای قوه تمیز بوده وبه علت غفلت یا نسیان یاجهل واشتباه یابی مبالاتی وعدم احتیاط عملی که مخالف موازین اخلاقی (خطای اخلاقی )یاقانون است مرتکب شده باشد.1
بنابراین خطای پزشکی زمانی است که پزشک آن چه راطبق قوانین ومقررات پزشکی وظیفه اوست نسبت به معاینه دقیق وتشخیص صحیح وبه موقع وراهنمایی های لازم اقدام نکرده باشد
پزشک مکلف است کلیه اقدامات تشخیص اعم از گرفتن شرح حال ،معاینات فیزیکی،استفاده ازآزمایش های کیلنیکی وپاراکیلنیکی وچنان چهنیاز به مشورت باهمکاران خود باشدرادربرخورد بابیمارانجام داده ودرنهایت بعد از تشخیص درمان را شروع کند اگر این وظایف انجام نشود خطای پزشکی محسوب می گردد.
باتوجه به اهمیت مصادیق فعل مجرمانه یاخطای پزشکی به شرح آنها می پدازیم:
بند اول : بی احتیاطی
برخلاف بی مبالاتی این تقصیر جنبه وجد یمثبت دارد یعنی فعلی انجام گرفته است که از نظر علمی واصول پزشکی نباید انجام می گرفت بنابراین پزشک توجه دقت کافی در درمان یاآزمایش رامبذول نداشته است در اصطلاح حقوقی بی احتاطی درمقابل غفلت ازجنس ترک است
1-قصور ترک یک قانون الزامی بدون اینکه مساحبه ای درآن کرده باشد چنان چه کسی که تازه به تابعیت کشوری پذیرفته شده ممکن است از روی جهل به قانون امر قانونی راترک ویا نهی قانونی را مرتک شده باشد این جهل از روی قصوراست نه تقصیر،در لغت خوددار ی از انجام عملی باوجود توانایی صورت دادن آن عمل راگویند خودداری از امجام کاری باعجز ازانجام آن کاررا گویند ترک عملی که شخص ملزم به انجام آن است یا ارتکابعملی که از انجام دادن آن منع شده است.
جنس فعل ،که عبارت است از ارتکاب عملی از روی ترک پیش بینی وحزم که حقا باید آن پیش بینی یاحزم رعایت می شد؛یعنی توقع آن عرفا از فاعل عمل می رفت…»
بنابراین بی احتیاطی،سهل انگاری دردرمان می باشد که دارای جنبه های وجودی مثبت وارتکاب فعل است فعلی که ازسوی پزشک ویادستیاران اوبه قصددرمان بیمارصورت می گیرد ولی توجه کافی درامر درمان یاآزمایش مبذول نداشته یامرتکب اشتباه گردیده ویااینکه موازین علمی پزشکی به طورکامل رعایت نگرددوموجب ضررجسمانی یاروانی به بیمار شود مثلا پارگی رحم درحین کورتاژجاگذاشتن وسایل جراحی یاگاز درداخل شکم تزریق یاتجویز داروهای آدرنرژیک ویاداروهایی که حاوی آن می باشندبه بیماری که مشکل قلبی داشته وفشارخون او نیز بالاست برای تشخیص بی احتیاطی باید به دنبال آن بود که عمل واقع شده تحت شرایط خاص عرفا قابل پیش بینی بوده است یاخیر وآیایک شخص محتاط ،مطایق عرف زمان ومکان می تئانسته آن راپیش بینی کندیا نه1
باتوجه به مراتب فوق ضابطه تشخیص بی احتیاطی عرف است درخصوص پرونده های پزشکی عرف افراد متخصص وخبره واجدااثر واعتبار است.
بند دوم:بی مبالاتی
این تقصیر شامل ترک فعلی است که از نظر علمی وفنی انتظار انجام آن ازپزشک می رود ولی در صورت نپذیرفته است بنابراین در بی مبالاتی عملی باید انجام می گرفت ولی صورت نپذیرفته وجنبه منفی یا عدم انجام کار مطرح است.
بی مبالاتی عبارت است از اینکه فاعل عمل پیش بینی ورود ضرررااز ناحیه عمل خود به غیر می کند ول معذالک لاقیدی به خرج می دهد واحتیاط نمی کند مانندراننده ای که باوجود ناقص بودن اتومبیل ،بااحتمال اینکه انشاالله طوری نخواهد شدبه حمل مسافر یا کالا مبادرت کند.1 بنابراین بی مبالاتی ترک فعلی است که باید انجام شود .2
به عنوان مثال در پروندهای مشخص به جهت عمل انحراف بینی وزیبایی به مرکز جراحی مراجعه وتحت عمل جراحی قار می گیرد در حین عمل بیماردچار خون ریزی بیش از حد از ناحیه عمل می گرددجهت رفع خونریزی غیر متعارف اقداماتی صورت می پذیرد اما مجدداخون ریزی بیش از حد ادامه پیدا می کند و وضعیت ایشان روبه وخامت گذاشته واقدامات اولیه انجام شده برای ایشان مؤسر واقع نمی شود وباتوجه به وضعی نامناسب به نزدیک ترین بیمارستان انتقال داده می شود که در پرونده بالینی موجود ،نامبرده دربدو ورود به بیمارستان فاقد علایم حیاطی بوده اما بااین وجود عملیات احیاءصورت گرفته ولی متاسفانه پاسخ نداده وبیمارفوت می کند پس از کالبد گشایی جسد ونتایج آزمایشات آسیب شناسی وسم شناسی وبررسی پرونده بالینی در کمیسیون تخصصی پزشکی قانونی واخذ اظهارات کادرمعالج درمرکز جراحی علت فوت عارضه مغزی به دلیل خون ریزی غیرقابل کنترل بیماری زمینه ای ناشناخته متعاقب عمل جراحی تعیین می گردد اماتاخیر کادر درمانی نیز در تسریع روند فوق دخیل تشخیص ولذا بدین سبب نیز نامبردگان به علت بی مبالاتی مقصر شناخته ی شوند زیرا باتوجه به غیر قابل پیش بینی بودن چنین شرایطی بایستی قبل از انجام عمل جراحی در مراکز محدود آزمایش
ات کاملی قبل ازعمل جراحی صورت می پذیرفت ،سپس اقدام به عمل جراحی می کردند از طرفی نیز بایستی بیمار بدون فوت وقت به مرکز درمانی مجهز تری منتقل می گشت
بنابراین عدم تدارک وتهیه تهمیدات لازم (مثل آزمایشها وعکسهای رادیولوژی )انجام ندادن مشاوره های لازم ومعاینه دقیق قبل از عمل جراحی یا اقدام درمانی نگرفتن شرح حال معاینه نکردن قلب ونگرفتن نوار قلبی قبل از بیهوشی همگی بی مبالاتی است.
بند سوم:عدم مهارت
این تعغییر شامل مواردی است که پزشک علمی وفنی لازم رادر انجام دادن کار به خصوص نداشته باشد.
عدم مهارت یکی از مصادیق چهارگانه خطا در امور کیفری است وعبارت است از عدم آشنایی متعارف به اصول ودقایق علمی وفنی کار معین از قبیل کا ورانندگی ماشین و تراکتور یا کشتی وغیره بی اطلاعی کافی از حرفه معین مصداق عدم مهارت است .»1مهارت یک طبیب کارآیی وتوا نایی او در انجام وظیفه ای است که به عهده می گیرد وعدم مهارت ناتوانایی او یا فقدان کارایی وی برای انجام امور تخصصی پزشکی وجراحی ورشته های وابسته به آن می باشد عدم مهارت می تواند عملی وناشی از تازه کاری یابی تجربگی ویا علمی وحاکی از بی سوادی وعدم بهره وری کافی از دانش پزشکی که به هر صورت نمی تواند عذر موجه یارافع مسئولیت برای قصور پزشکی باشد.2

بنابراین عدم مهارت شامل موردی است که شخص تخصص، تجربه ،چالاکی ،استادی وزیرک لازم برای انجام کاری نداشته باشد.
عدم مهارت به صورت ندانم کاری یا دستپاچگی در جراحان ومتخصصان تازه کار اغلب هنگامی دیده می شود که در حین عمل جراحی یا اقدام درمانی تخصصی با واقعه ای غیر عادی روبه رو می گردند به هر حال از یک پزشک انتظار نمی ود که از همه دقایق علمی وفنی رشته شغلی خویش مطلع باشد اما لازم است اطلاعاتی در حد معقول ومتناسب از پیشرفت های مهم دانش پزشکی داشته باشد
این شناخت معقول ومتناسب خبرگان وکارشناسان صاحب صلاحیت وارشد در رشته تخصصی وکتب مرجع مربوط هستند از جمله موارد عدم مهارت می توان به تصمیم نگرفتن به موقع نداشتن سرعت عمل در عمل جراحی وجلوگیری از عوارض قابل پیش بینی می توان اشاره کرد .
بند چهارم :عدم رعایت نظامات دولتی
منظور از عدم رعایت نظامات دولتی رعایت نکردن هردستوری است که ضمانت اجراداشته باشد خواه یه صورت قانون باشد خواه نظام نامه دربند ج ماده 158قانون مجازات اسلامی نیز رعایت موازین فنی وعلمی ونظامات دولتی از شرایط معاینت

رشته حقوق-دانلود پایان نامه در مورد حاملگی ناخواسته

امیدوار بود که آنان بار دیگر، خوشبینی خود را نسبت به جامعه باز یابند و از آثار ناگوار خشونت جنسی، التیام پذیرند. کشور ما نیز براساس مطالعات معتبر روانشناختی و پزشکی و با عنایت به تجارب ارزشمند اصلاح قوانین در کشورهای دیگر، ناگزیر است اصلاحاتی در قوانین ایجاد کند تا زنان قربانی تجاوز جنسی، احساس کنند بیشتر حمایت شده اند و از مصائب قوانین موجود کاسته شده است.
2.دیدگاه فقهای امامیه در رابطه با سقط جنین ناشی از تجاوز


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

فقهای امامیه بین جنین ناشی از رابطه مشروع با جنین ناشی از رابطه ی نامشروع( زنای به عنف و زنای به تراضی) در تمامی مراحل از زمان انعقاد نطفه تا زمان وضع حمل تفاوتی نمی گذارند. از دیدگاه اسلام سقط جنین ناشی از تجاوز، حتی قبل از چهار ماهگی را اجازه نداده است. طی استفتائی که از آیت الله خامنه ای شده است حکم سقط جنین ناشی از تجاوز را بیان فرموده اند که متن سوال و جواب بدین شرح می باشد: سقط جنین در مورد حاملگی در اثر تجاوز جنسی که فشار روحی سختی را بر مادر تحمیل می کند چه حکمی دارد؟ سقط جایز نیست. و اما در مقابل آیت الله سید محمد شیرازی معتقدند که در مواردی که حمل از زنای به عنف باشد احتمال می رود اسقاط آن به جهت جلوگیری از آبرو جایز باشد و دلیل آن را عسر و حرج ذکر می کنند. ولی براساس نظر برخی از فقها اگر مادر از لحاظ روحیات فردی و وضعیت خانوادگی و موقعیت اجتماعی به شکلی باشد که برای شخص وی ادامه بارداری ناشی از زنا قابل تحمل نباشد و چه بسا برای جلوگیری از مفتضح گردیدن، اقدام به خودکشی نماید. تنها در صورتی که روح در جنین دمیده نشده باشد و این امر از منشا حرج شدید باشد سقط جایز است. و آیت الله مکارم شیرازی در استفتائی این گونه بیان فرموده اند که در مورد حمل ناشی از تجاوز که همراه با خوف خونریزی نباشد در موردی که هنوز روح در جنین دمیده نشده است جایز نمی داند مگر در مرحله خوف از خونریزی، و با توجه به مبانی ایشان در قاعده لاحرج به نظر می رسد که یکی از دلایل صدور چنین نظری از ایشان قاعده لاحرج باشد و ایشان حرج را به معنای چیزی که قابل تحمل نباشد می دانند. و مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی در پاسخ استفتایی در این مساله فرموده اند:« اگر روح در آن دمیده نشده است و مراحل اولیه را طی می کند، در صورتی که دختر اطمینان دارد و احتمال عقلایی بدهد که اگر جنین را سقط نکند، مورد اذیت و آزار غیر قابل تحمل قرار گیرد و در عسر و حرج شدید واقع می شود، در چنین فرضی بعید نیست که سقط جنین حرام نباشد.» و آیت الله صانعی در پاسخ به سوال زیر چنین بیان فرموده اند که سقط حمل ناشی از تجاوز به عنف همراه با خوف فتنه و خونریزی چه حکمی دارد؟ به حکم اولی و جریان عادی حرام است، لیکن حسب قاعده انجام ندادن و ترک آن باعث حرج و مشقت و زحمت غیر قابل تحمل باشد و یا ضرر و خطر جانی باشد نمی توان گفت حرام است؛ چون در اسلام حکم حرجی برداشته شده است. در مقابل برخی از فقها سقط چنین جنینی را معادل قتل نفس شمرده و حرام بودن نطفه را دلیل بر جواز قتل نمی دانند؛ زیرا این طفل گر چه در شکم مادری است که به عنف وادار به زنا شده است، اما خود هیچ گناهی مرتکب نشده است که به جرم آن کشته شود. با این وجود، نظر اکثر فقها بر عدم سقط این جنین می باشد. و در قوانین ایران سقط جنین حاصل از تجاوز به عنف غیر قانونی می باشد.
بند چهارم: سقط جنین به منظور کنترل جمعیت
افزایش جمعیت که امروزه از آن به عنوان انفجار جمعیت نام برده می شود، از جمله دلایل اجتماعی است که پیروان نظریه آزادی سقط جنین در توجیه عقاید خویش به آن استناد می نمایند. آنان معتقدند رشد پرشتاب زاد و ولد، آثار و پیامدهای ناگواری خواهد داشت که عبارت اند از: افزایش مصرف، کاهش پس انداز، کاهش سرمایه گذاری، عقب ماندگی و رشد فقر، رشد تضادهای درونی، افزایش بیکاری، رشد نارضایتی، کاهش قدرت نظامی، کاهش قدرت بین المللی و …
نتیجه این مشکلات اجتماعی جز وابستگی و به بن بست کشاندن برنامه ها و سیاست گذاریهای ملی و منطقه ای نخواهد بود و این بزرگترین حرجی است که هر نظامی را تهدید می کند. در حالی که خواست الهی چیز دیگری است: «ما یرید الله لیجعل علیکم من حرج» این مساله در میان فقهای اسلام نیز به چالش کشیده شده است. مخالفان با استناد به روایاتی که مقدار دیه را در مراتب مختلف حمل لازم می دانند و همچنین آیاتی که قتل نفس را حرام می شمارند و نیز روایاتی که تشویق به فرزند زیاد می کنند، درصدد اثبات مدعای خود می باشند. از جمله روایاتی منسوب به پیامبر(ص) که فرموده اند:« تزوجوا الودود الولود فانی مکاثر بکم الانبیاء یوم القیامه»( نکاح کنید با زنی که شما را بسیار دوست داشته باشد و بسیار بزاید که من در روز قیامت به بسیاری امتم بر دیگران فخر آورم.)
در مقابل نیز موافقان به نقد و بررسی می پردازند. شهید بهشتی که معتقد به اباحه سقط جنین قبل از پدید آمدن روح می باشد، به این نکته اشاره دارد که تمام روایاتی که در باب دیه وارد شده است، جنبه حقوقی دارد و ذیل هیچ یک از آنها نمی توان استنباط نمود که سقط جنین پیش از ولوج روح حرام است؛ حکم حرام مختص پس از ولوج روح است که جنین به مثابه انسان کامل تلقی می شود، در حالی که پیش از آن موجودیت انسانی ندارد. وی درباره روایت فوق الذکر نیز چنین استدلال می کند که اگر تشخیص داده شود که تعداد زیاد فرزندان در خانواده موجب عدم تربیت صحیح و در نتیجه بی ایمانی و بی تقوایی جامعه اسلامی می گردد، در این صورت چنین افرادی جزء امت پیامبر و نیز مشمول روایت محسوب نخواهند شد.
از طرفی چنان چه میزان فرزندان بیش از حد موجب ضعیف تر شدن امت اسلامی در برابر دشمن شود در این صورت نیز تولید نسل، ارزشی محسوب نخواهد شد. برخی فقهای معاصر شیعی، چاره جویی در باب کنترل جمعیت را وارد حوزه مسایل مستحدثه نموده، قایل به جواز سقط جنین می شوند ایشان البته در جواز سقط جنین رعایت شرایط و نکاتی را لازم می دانند؛ از جمله:1- حکم مساله کنترل جمعیت بستگی تام به وضعیت زما
نی و مکانی دارد لذا اگر جمعیت مسلمانان به حدی کم باشد که موجب سیطره دشمن گردد؛ ازدیاد نسل واجب خواهد بود.2- در مقطعی که به واسطه جنگ و… احتمال نابودی نسل رود، ازدیاد نسل وجوب پیدا می کند.3- زمانی حکم به جواز کنترل جمعیت داده می شود که کارشناسان مورد وثوق تایید نمایند که افزایش نسل موجبات ضررها و خطر جدی و عسر و حرج برای جامعه باشد، در این صورت باز این حکم با توجه به تغییر وضعیت جدید(تغییر عنوان) تغییر خواهد کرد.

فقهای معتقد به جواز سقط پیش از ولوج روح، از آن جهت این عمل را مباح می شمرند که تشخیص آن را در حدود وظایف و اختیارات حکومت اسلامی می دانند. از اختیارات ولایت فقیه در فقه شیعی صدور احکام الزامی یا تحریمی در محدوده امور مباح است؛ بدین معنا که امری مباح را به جهت مصلحت اجتماعی ضروری واجب یا حرام کند. لازم به ذکر است تا به امروز این مساله مورد تایید و پذیرش سایر فقها قرار نگرفته است. در قانون جمهوری اسلامی ایران نیز، کنترل جمعیت از موارد جواز سقط جنین شمرده نمی شود. با این وجود، شاید جای بحث و بررسی بیشتر در زمینه مورد بحث وجود داشته باشد
نتیجه گیری
سقط جنین از جمله جرایمی است که در تمام ادیان و در تمام دوره ها مطرح بوده است؛ به طور کلی سه نظریه در موافقت و مخالفت با سقط جنین وجود دارد یکی از این نظریات تئوری آزادی مطلق است که سقط جنین را کاملا آزاد دانسته و هیچ محدودیتی برای آن قرار نداده است. در مقابل این دیدگاه تئوری ممنوعیت مطلق سقط جنین وجود دارد که براساس آن سقط جنین به طور کلی ممنوع است. در برابر این افراط و تفریط دیدگاه بینابینی با نام آزادی نسبی وجود دارد که براساس آن سقط جنین را تنها در موارد محدودی مجاز دانسته، و اصل بر ممنوعیت سقط جنین است؛ قانونگذار ما هم این دیدگاه را پذیرفته و اصل را بر ممنوعیت سقط جنین قرار داده و تنها در صورت وجود عناوین ثانویه ای مثل اضطرار و عسر و حرج، جواز سقط جنین را صادر می کند. این موارد مجاز در قانون به عنوان سقط درمانی نامیده می شود؛ سقط جنین درمانی یا طبی زمانی است که ادامه حاملگی و زایمان برای مادر خطرناک باشد یا موجب تشدید عوارض مرضی یا وخامت حال او گردد و نیز در مواردی که بچه ای به دنیا می آید به طور مسلم ناهنجار باشد. و در مقابل سقط جنین درمانی، سقط جنین جنایی قرار دارد و آن زمانی است که خواسته باشند عمدا به حاملگی پایان داده و جنین را ساقط نمایند.نوع دیگری از سقط جنین این است که هر گاه جنین قبل از موعد طبیعی به علت داخلی، بدون تحقق جرمی ساقط شود سقط جنین غیر ارادی نام دارد. و این نوع سقط موضوع آثار حقوقی و مسئولیت کیفری و مدنی نمی باشد. و سقط جنین ارادی به معنای قطع حاملگی، قبل از حیات یافتن جنین بنا به تقاضای مادر می باشد و امروزه این نوع سقط جنین در کشورهای پیشرفته، شایعترین علت قطع حاملگی است. سقط جنین ارادی ممکن است درمانی و غیر درمانی باشد؛ در مواردی که سقط جنین به دلیل مشکلات اقتصادی، اجتماعی و در نتیجه تجاوز و زنا و یا حاملگی ناخواسته باشد غیر درمانی می باشد. سقط جنین غیر درمانی گاه جنبه مجرمانه و گاه جنبه غیر مجرمانه دارد؛ یعنی گاهی جنین در نتیجه یک عمل مجرمانه مانند زنا و تجاوز به عنف و گاه نتیجه یک عمل غیر مجرمانه، مانند حاملگی ناخواسته بوجود آمده است ولی قانونگذار تفکیک مبنایی در این خصوص قایل نشده و همه موارد سقط جنین غیر درمانی را به عنوان سقط جنین جنایی قلمداد نموده و برای آن مجازات تعیین نموده است. اما باید به این نکته توجه نمود فردی که در نتیجه تجاوز به عنف باردار شده و هیچ اختیاری در ارتکاب این عمل نداشته، منصفانه به نظر نمی رسد که با او نیز مانند فردی که با اختیار این عمل را مرتکب شده است رفتار کنیم. در صورت جرم انگاری سقط جنین ناشی از زنای به عنف، قربانی نه تنها باید آلام این درد را متحمل شود بلکه باید این جنین را که در نتیجه این عمل بوجود آمده است تحمل کند و بار ننگ آن را علاوه بر نگرانی و اضطراب به دوش بکشد.. اما مطابق حقوق ایران سقط جنین جرم است و زنی که دست به سقط جنین می زند مجرم است و هیچ تفاوتی از این حیث بین زنان باردار شده از تجاوز و زنان دیگری که با آزادی کامل باردار شده اند وجود ندارد. ماده 623 قانون مجازات اسلامی مصوب1375 سقط جنین به منظور حفظ حیات مادر را مجاز شمرده است و فرقی بین اینکه سقط جنین در ماههای اولیه انعقاد نطفه صورت گرفته باشد و یا در روزهای آخر حاملگی که جنین شکل یک انسان کامل را به خود گرفته باشد قایل نشده است و تنها در موردی که سقط جنین برای حفظ حیات مادر لازم باشد، مجاز شمرده شده است. می توان گفت که با توجه به نظریه شورای نگهبان در مورد ماده17 آیین نامه انتظامی نظام پزشکی، از لحاظ انطباق آن با موازین شرعی، سقط جنین به منظور حفظ جان مادر را تنها در صورت دمیده نشدن روح در جنین جایز می داند. پس با توجه به نظریه شورای نگهبان در مورد ماده17 نظام پزشکی، ماده623 تخصیص می خورد و تنها شامل موردی می شود که روح در جنین دمیده نشده باشد. عده ای از فقهای امامیه معتقدند که تنها در صورتی که روح در جنین دمیده نشده، و حفظ حیات مادر متوقف بر سقط جنین باشد این عمل جایز است؛ و می توان با استناد به قواعد اضطرار و تزاحم جنین را سقط کرد. گروهی دیگر معتقدند حتی با دمیده شدن روح در جنین، می توان جنین را سقط نمود؛ این گروه معتقدند که مادر می تواند برای دفاع از جان خود اقدام به سقط جنین نماید. و در مساله دفاع تفاوتی ندارد که هجوم از طرف عامل داخلی باشد یا خارجی. و عده ای براساس قاعده تزاحم مادر را مجاز به سقط جنین می دانند، و برای حفظ جان مادر، اهمیت بیشتری

مقاله رایگان درمورد تنظیم خانواده

فراهم گرددمی تواند آن را اسقاط کرد،درمورد مداوای بیمار زمینه های ثبوت آن حاصل است هرچند قبل از اقدام به درمان باشد.
ثانیا :اسقاط این حق می تواند به عنوان « شرط ضمن عقد» در مسئله معالجه مریض درآید درباب علاج بیمار نیز در ضمن عقد اجازه طبیب برای معالجه درمورد ضمان چاره ای جز صحّت برائت نیست . اما سوالی که در اینجاذ مطرح می شود این است که برائت باید از چه کسی گرفته شود ؟
در پاسخ سوال باید گفت که برائت قبل از هر کس از خود بیمار گرفته می شود مگر در چند صورت بالغ نباشد ،عاقل نباشد،ویا با وجود کمال عقلی وبالغ بودن اخذ برائت ممکن نباشد مثل اینکه مریضی که عمل جراحی او پنجاه درصد خطری است بخواهیم به مریض بگوییم که وضع شما این است که این کار از لحاظ روانی تا ثیرسوءداشته وممکن است خطر را قطعی کند که در این موارد باید از ولی بیمار گرفته شود ومنظور از ولی،پدر یا جّد پدری است واگر آنها نباشند حاکم شرع واگر دسترسی به حاکم نبود ،بستگان نزدیک او که از لحاظ عقل ودرایت کامل واز لحاظ تقوی مورد وثوق اند از باب عدول مومنین امرولایت مریض را به عهده می گیرند قانون گذار نیز تنها تحصیل برائت را مسقط ضمان دانسته است ودر ماده 495 قانون مجازات اسلامی آن را ذکر نوده است .
نتیجه گیری پایانی دیدگاه فقهی این چنین می باشد که برادله قائلین به ضمان وعدم ضمان وعدم ضمان ایراد وخدشه وارد است ،ولی درمجموع ایرادت وارده برنظریه غیرمشهور قوی ترمی رسد ،لذا به نظرنگارنده نظر مشهور (ضمان طبیب )طبق ادله معتبرتر وبا قواعدسازگارتر است ولی چون این عمل موجب عسر وحرج درجامعه می شود وعلاج بیماررابا مشکل مواجه می سازد چرا که طبیب در صورت ضمان ،حاضر به معالجه نخواهد شد،لذا درصددعالج برآمده اند وراههایی را برای سقوط ضمان طبیب پیشنهاد کرده اندکه تنها راه تحصیل برائت شرعا وقانونا مورد پذیرش قرارگرفته است ،لذا لازم است پزشکان قبل از درمان ،از مریض یا ولی او برائت کسب نماید که امروزه در بیمارستان ها این عمل رایج است وبیمار و ولی او نیز در برخی موارد چاره ای جز تن دادن به این خواسته ندارد.1
فصل دوم:
جرایم وتخلفات انتظامی پزشک
این فصل از دوبخش تشکیل شده است که در بخش نخست به انواع جرایم ارتکابی توسط پزشکان ودر بخش دوم به تخلفات انتظامی پزشک می پردازیم.

بخش نخست :جرایم
این بخش از هفت گفتار تشکیل شده است که مباحث مطرح شده دراین صورت هفت گفتار عبارتند از مفهوم((سقط جنین،افشاء اسرار بیماران ،صدور گواهی نامه خلاف واقع ،دخالت غیر مجازات در امور پزشکی ،اغفال بیماران ،خودداری از کمک به مصدومین وپیوند اعضای بدون رضایت بیما رکه در هر گفتار به مفهوم هر یک از جرایم وسپس تطبیق با قانون مصر پرداخته می شود.

گفتار نخست:مفهوم سقط جنین
در این قسمت به تعریف جنین از لحاظ لغوی وحقوقی وطبی اشاره خواهد شد
بند اول :مفهوم لغوی
جنین در لغت به معنای «هر چیز پوشیده ومستور»1می باشد وجنین را بدین دلیل به این نام می خوانند که در رحم مادر مستور وپنهان است وسقط جنین به معنای «افتادن جنین قبل از نموکامل در رحم است.»2


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بند دوم:مفهوم حقوقی
از نظر حقوقی سقط جنین یا سقط حمل عبارت است از اخراج عمدی قبل از موعد جنین یا حمل به نحوی که زنده یا قابل زیستن نباشد یا منقطع ساختن دوران طبیعی بارداری .1
بند سوم:مفهوم طبی
از نظر سقط جنین عبارت است از اخراج پیش از موعود جنین به نحوی که زنده یا قابل زیستن نباشد.2
مبحث نخست:انواع سقط جنین
اصولا سقط جنین یا سقط حمل ،که در سطح جهان روز به روز در حال افزایش است ،به دلایلی چون تنظیم خانواده ومحدود نگه داشتن تعداد افراد خانواده ،مخفی نمودن روابط جنسی ممنوع ونامشروع قبل از ازدواج رسمی وقانونی ،گریز از بارداری ناخواسته ،زنا وهتک ناموس به عنف وحتی در مواردی در اثر تصادفات ناشی از رانندگی واقع می شود.3 که انواع سقط جنین به شرح زیر می باشد
الف ) سقط جنین جنایی
اگریکی از حالات زیر در سقط جنین به اثبات برسد جنایی محسوب می گردد:
اول:خروج محتویات رحمی قبل از موعد طبیعی توسط مادر بهدستکاری رحم یا خوردن دارو ویا ضربه عمدی به رحم (خود زنی)
دوم:دستکاری رحم با تجویز داروی سا قط کننده جنین توسط کسان دیگر
سوم:بکار گیری وسایل مخصوص توسط طبیب یا ماما یا افراد غیر مجاز ،برای خون ریزی وسقط جنین وقطع حاملگی ،بدون مجوز قانونی1
ب)سقط جنین طبی
اگر ادامه حاملگی برای مادر خطرناک بوده یا موجب تشدیدعوازض بیماری و وخامت حال وی گردد.2 پس از ارسال مدارک مربوط به مراجع قانونی صورت می پذیرد.3
بعداز اثبات حاملگی در معاینه ،با بررسی های الزم وتایید مدارک وصدور مبنی برلزوم قطع بارداری، سقط جنین طبی قابل انجام است .
در حال حاضر به موجب ماده واحده قانون سقط در مانی مصوب10/3/1384مجلس شورای اسلامی ،سقط درمانی با تشخیص قطعی سه پزشک متخصص وتایید پزشکی قانونی مبنی بربیماری جنین که به علت عقب افتادگی یا ناقص الخلقه بودن موجب حرج مادر است ویا بیناری مادر که با تهدید جانی مادر توام با شد قبل از ولوج روح (چهار ماه)با رضایت زن،مجازات ومسئولیتی متوجه پزشک مبا شر نخواهد بود.
متخلفین از اجرای مفاد این قانون به مجازاتهای مقرر در قانون مجازات اسلامی محکوم خواهند شد.
بنابراین براساس قانون مذکور امکان سقط جنین صرفا تا قبل از طول روح در جنین تجویز شده است لذا چنان چه کسی بعد از حلول روح با وجود اثبات عقب افتادگی یا ناقص الخلقه بودن جنین اندام به سقط آن نماید قابل تعقیب ومجازات خواهد بود.1
ج)سقط جنین خود به خودی یا مرضی
در خصوص این نوع سقط باید بیان نمود بسیاری لز با نوان به علل ارش ،آناتونیک ،ابتلا به بیماری های گوناگون وسایر علل ناشناخته دیگر دارای زمینه برای سقط جنین هستند وبا اندک استرس روحی یا صدمه فیزیکی سقط جنین می نمایند.»2 چنان چه ملاحظه می گردد چنین سقطی علی رغم میل وخواسته زن حامله وبه لحاظ وجود بیماری وسایر علل دیگر که خارج از اراده او می باشد حادث می شود وفاقد وصف مجرمانه است .
د)سقط جنین ضربه ای
اصولاًدراین سقط« به دنبال حوادث وصدمات ضربه ای پیش می آید ،رابطه علیت بین ضربه وسقط بسیار مشکل است ونیاز به همکاری مقام قضایی وپزشکان دارد زیرا گاهی با اندک ضربه ای ،سقط جنین پیش می آید وگاهی در صدمات شدید لگنی جنین سالم می ماند.»1
تشخیص سقط جنین ضربه ای ،با عنایت به اینکه می تواند یکی از مصادیق جنین عمدی باشد.2 بسیار مهم است بطور کلی از دیدگاه طب قانونی اگر رحم سالم وجنین وجفت طبیعی ومادر مبتلا به کم خونی وکمبود ویتامین واختلاف هورمونی وبیماری های عفونی نباشدولگن او عادی باشد ،ضربه حتی اگر مستقیماً برروی شکم او وارد آید موجب سقط نخواهد شد در صورتی که مادر کاملاًسالم باشد وآثار ضربه که منجر به سقط جنین شود در بدن او مالحظه کردد می توان ضربه را عامل سقط دانست که البته چنین چیزی به ندرت ملاحظه می شود اثر ضربه های روانی به صورت عوارض ناشی از اضطراب وهیجان برروی زنا حامله ،گاه سبب سقط جنین می گردد که در این مورد همکاری نزدیک مقامات قضایی وپزشک قانونی برای کشف حقیقت ضروری است.3
مبحث دوم:ارکان تشکیل دهنده سقط جنین
جرم سقط جنین نیز همانندسایر جرایم دارای سه رکن قانونی ،مادی ،معنوی است که در ذیل به بحث وبررسی آن می پردازیم:
الف)رکن قانونی
قانون مجازات عمومی مصوب1304مواد181تا183به جرم سقط جنین اختصاص داشت وماده 182قانون مجازات عمومی هر زنی را که عالماًوعامداًبدون اجازه طبیب ،راضی به خوردن ادویه یا مأکوالت یا مشروبات یا استعمال وسایل مذکور یا تمکین از استعمال آن وسایل کرده وبدین وسیله حمل خود را سقط نماید مجازات چنین زنی از یک تا3سال حبس حجه ای خواهد بود واگراین اقدام زن در نتیجه امرشوهر خود باشدزن از مجازات معاف وشوهر به مجازات مذکور محکوم خواهد شد.
ماده 183نیز طبیب یا قابله ودوافروش واشخاصی که به طبابت یا قابلگی وجراحی ودوافروشی وسایل سقط جنین را فراهم آورند از سه سال تا ده سال جنس جنایی درجه یک محکوم می کرد مگر اینکه ثابت شود که این اقدام طبیب یا قابله یا جراح بربی حفظ حیات مادر بوده است.
اما مواد 90،91 قانون مجازات اسلامی مصوب 1362،در مورد سقط جنین مقررات بیشتری را نسبت به قبل تعیین کرده بود حسب مورد ماده 90 هر شخصی راکه با ادویه یا هر وسایل دیگر موجب سقط جنین شخص شود را مجازات حبس از سه الی شش ماه محکوم می کرد وماده 91مقرر می داشت اگرزمان حامله برای سقط جنین به طبیب یا قابله مراجعه می کرد وطبیب هم عامللاً وعامداًمباشرت به اسقاط جنین بنماید دیه به عهده اوست وا
گر روح در جنین دمیده شده بود باید قصاص میشد واگر زن را به وسایل اسقاط جنین راهنمایی کند به شش ماه تا سه سال حبس محکوم می شود در حال حاضر نیز مواد622و623و624 قانون مجازات اسلامی ارکان قانونی سقط جنین عمدی محسوب می شود که در توضیح رکن های مادی به تفسیر هر یک از این سه ماده می پردازیم:
ب)رکن مادی
برای تحقیق رکن مادی جرم سقط جنین وجود شرط ضروری می باشد:
1-وجود جنین یا حامله بودن زن
از آنجایی که بزه سقط جنین جرمی مقید یه حصول نتیجه می باشد لذا برای تحقق آن وجود جنین یا حامله بودن زن شرط است .1
ومقصود از حاملگی لقاح تخمک زن با نطفه مرد در استقرار آن در جواز مخاطی رحم وتشکیل جفت وجنین است.
بنابراین چنان چه کسی برروی زن اقدام به انجام عملیات جهت سقط جنین اونماید ولی بعداًکشف کرد که مجنی علیه حامله نبوده ،جنینی شخصی به لحاظ سقط جنین عمدی قابل تعقیب ومجازات نخواهد بود وعملیات انجام شده را جرم محال می نامند .
2-رفتار فیزیکی
دومین جزء رکن مادی سقط جنین عمدی ،فعل مرتکب می باشد برای تحقق سقط جنن عمدی باید از ناحیه مرتکب فعل مثبت مادی به نحو مباشرت یا معاونت صورت پذیرد بنابراین ترک فعل نمی تواند به عنوان رکن مادی آن جرم محسوب شود بنابراین وسایلی که برای اسقاط جنین مورد استفاده قرار می گیرد ممکن است فیزیکی یا شیمیایی باشد وسایل فیزیکی شامل استفاده از ابزار کورتاژویا ایراد هرنوع صدمه جسمی مانند اذیت وآزار می باشد وسایل فیزیکی شامل استفاده از سایر ادویه جات ،مأکومات ومشروبات رادربرمی گیرد.
در حقیقت وجود این دوجزءاز رکن مادی برای تحقیق سقط جنین لازم وضروری می باشد.
بند اول) حقوق ایران
درکتب حقوقی غالبا سقط جنین را اخراج قبل از موعود جنین به نحوی که زنده یا قابل زیستن بنا شد تعریف کرده اند در حالی که در سقط جنین جنایی ملاک سقط شدن جنین سلب حیات آن است نه احزاج آن هر چند که جنین سلب حیات شده ممکن است پیش از موعود خارج شود وصرف اخراج پیش از موعود جنین را نمی توان سقط جنین دانست.
قانون گذار درماده 622 قانون مجازات اسلامی بیان نموده هرکس عالماًوعامداًبه واسطه ضرب یا اذیت وآزار زن حامله ،موجب سقط جنین وی شود علاوه برپرداختد دیه ویا قصاص حسب مورد به حبس از یک تا سه سال محکوم خواهد شد ملاحظه می شود سقط جنین موضوع این ماده سقط از راه ضرب ویا اذیت وآزار زن حامله است که شامل اذیت وآزار روحی او نیز می شود.
منظور از ضرب انجام فعلی است که تمامیت جسمی زن حامله را مورد تعرض قرارداده ومنتهی به سقط جنین شود بنابراین اصابت ضربه به جنین شرط نیست و وسیله ایراد ضرب موثر در مقام نمی باشد.
منظور از اذیت وآزار به معنای رنج،عذاب،شکنجه،اندوه ،غم وتألم است که برخلاف «ضرب» برتمامیت بدن زن حامله اصابت نمی کند ولی موجب تألم ،زحمت وبه ستوه آوردن وی می گردد ودر نهایت منتهی ،سقط جنین گردد رفتار های ذیل را می توان از مصادیق اذیت وآزار محسوب کرد.
انفجارصوتی ،اسلحه کشیدن،تحریض سگ درنده ،آمیزش خشونت آمیز در روز های آخر حاملگی ،ادای سخنان رکیک،فریادکشیدن وامثال آنها سقط جنین موضوع این ماده می

مقاله رایگان درمورد مسئولیت کیفری

پزشکان وجراحان در انجام هرنوع عمل جراحی یاطبی دانسته شده است.
عدم رعایت نظامات دولتی یعنی بی توجهی به آیین نامه ها وبخش نامه ها دستورالعمل های مقامات اداری مافوق ،نظام پزشکی ،وزارت بهداشت ،درمان وآموزش پزشکی که حاکم براشتغال به حرفه پزشکی ومربوط به حرفه های گوناگون تخصصی پزشکی ورشته های وابسته به آن است مانند رعایت نکردن ضوابط مربوط به تابلوی مطب یا سرنسخه های پزشکی یاخودداری از پذیرش بیماران اورژانسی ونظایر آن البته مجموعه ای از قوانین ومقررات نیز درآیین نامه انتظامی نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران آمده است کهرعایت نکردن آنها نیز قصور تلقی می شود.
مبحث نخست:نتیجه مجرمانه
یکی دیگر از ارکان میئولیت کیفری وتحقق مسوئلیت پزشک ورود ضرروآسیب به بیماریاحصول نتیجه مجرمانه است تا وقتی که اعمال پزشکی منجر به آسیب رساندن و ورود ضرر وزیان ولطمه به روح جسم وجان بیمار نشده باشد پزشک یا کادر پزشکی به عنوان مقصر قابل تعقیب نخواهد بود.
اصولا درمواردی که صاحبان حرف پزشکی بواسطه بی احتیاطی وبی مبالاتی و…سبب وارد کردن صدمه جسمی یا بدنی یا نقص عضو به دیگری شوند چون طبق مقررات قانون مجازات اسلامی چنین اعمالی شبه عمد محسوب می گردند مجازاتی جز پرداخت برای آنها درنظر گرفته نمی شود هرچند که میزان قصور از درجه بسیاربالایی برخوردار باشد همانند ازبین رفتن بینایی ویا شنوایی ذحین عمل جراحی اما چنان چه بواسطه اقدامات اشتباه پزشک بیمار فوت نماید چنین عملی مشمول مقررات ماده 616 قانون مجازات اسلامی ایران وماده 238 قانون مجازات جمهوری عربی مصراست به موجب ماده616 قانون مجازات اسلامی درصورتی که قتل غیر عمد به واسطه بی احتیاطی وبی مبالاتی یا اقدام به امری که مرتکب درآن مهارت نداشته است یا به سبب عدم رعایت نظامات واقع شود سبب به حبس از یک تا سه سال ونیز پرداخت دیه در صورت مطالعه از ناحیه اولیاء هم محکوم خواهد شد مگر اینکه خطا ءمحض باشد به علاوه ماده 238 قانون مجازات جمهوری عربی مصر مقررمی دارد هرکس اثر اهمال وبی احتیاطی وبی مبالاتی وعدم مهارت وعدم رعایت نظامات دولتی ومقررات ودستورالعمل های قانونی بطور خطا موجب مرگ فرد ی شود.
مجازات حبس که کمتر از شش ماه نباشد ویا به جزای نقدی که بیشتر از دویست جنیه نباشد یایکی ازدومجازات محکوم می باشد» از متن ماده مذکور برمی آید که درمتن ماده باید جرم به وقوع بپیوندد تابتوان مجازات مندرج قانونی را برافراد تحمیل نمود بعلاوه برای شمول عنوان قتل غیر عمد برجرم مذکور باید جرم انجام شده از ناحیه پزشک در نتیجه عدم مهارت ،بی احتیاطی ،بی مبالاتی وعدم رعایت نظامات دولتی انجام شده باشد.1 چیزی که هم در حقوق ایران وهم در حقوق مصر به خوبی به آن اشاره شده است.
مبحث دوم:بررسی رابطه سببیَت
برای تحقق مسئولیت پزشک ومقصر شناختن او صرف وقوع خطا ویا ایراد ضرربه بیمار کفایت نمی کند بلکه باید میان افعال پزشک وایراد صدمه یا فوت بیمار رابطه علیَت یاسببیَت برقرار باشد به عبارت دیگر بایدضرر (صدمه یا فوت )تاشی از فعل پزشک باشد.

بنابراین چنان چه پزشکی نوع بیماری مریض را اشتباه تشخیص دهد اما بیماربه دلیل پیشرفت سریع وذات بیماری فوت کند به نحوی که اگر پزشک معالج نیز آن راتشخیص می داد مداوای او معالجه او امکام پذیر نبود قصور ی متوجه پزشک نمی باشد زیرا میان مرگ متوفی واقدامات پزشک رابطه علیَت وجود ندارد بلکه بیمار به دلیل ذات بیماری فوت نموده است.
احراز رابطه سببیَت بادادگاه است وباید ازمیان تمامی علل وعواملی که در حادثه مدخلیت داشته اند علت را مشخص نماید وبه لحاظ اینکه درامر پزشکی نیاز به اخذ نظریه کارشناسان وصاحب نظران است دادگاه باید اقدام به اخذ نظریه آنان کند وسپس باتوجه به کلیه اوضاع واحوال پرونده، نسبت به موضوع اتخاذ تصمیم کند.
مطابق ماده 185 قانون مجازات اسلامی علاوه بر موارد مذکور درمواد قبل ،ارتکاب رتاری که بق قانون جرم محسوب می شود درموارد زیر قابل مجازات نیست .
ج)هر نوع عمل جراحی یا طبی مشروع که با رضایت شخص یا اولیاء یا سرپرستان یا نمایندگان قانونی ورعایت موازین فنی وعلمی ونظامات دولتی انجام شود درموارد فوری اخذ رضایت ضروری نیست باتوجه به بند ج ماده 185 قانون مجازات اسلامی برای اینکه عمل جراحی یا طبی که منجر به فوت یاصدمه ای می شود جرم نباشد شرایط زیر به صورت جعی باید محقق باشد :
1-عمل جراحی یا طبی باید مشروع باشد بنابراین اگر پزشکی هنگام سقط جنین که عملی نامشروع است مرتکب قتل یا صدمه شود مسئول خواهد بود .1
2-رضایت بیمار یا اولیاء یا سر پرستان یا نمایندگان قانونی آنها باید اخذ شود وکسی که رضایت می دهد باید اهلیت داشته باشد نحوه اخذ رضایت ممکن است صزیح یا ضمنی یا کتبی یا شفاهی باشد وباید آگاها نه وتوسط کسی اخذ شود که می خواهد در مان را انجام دهد بنابراین نوع عملیات جراحی واقداماتی که پزشک می خواهد انجام بدهد باید برای رضایت دهنده روشن باشد ورضایت نامه از روی طبیب خاطربدون قید وشکر امضاء شود وتشخیص شرایط فوری که نیاز ی به رضایت ندارد برعهده پزشک متخصص است. 2
ماده 495 قانون مجاز است اسلامی مقرر می دارد هرگاه پزشک وموازین فنی باشد یا اینکه قبل از معالجه برائت گرفته باشد ومرتکب تقصیری هم نشود چنان چه اخذ برائت از مریض به دلیل نابالغ یا مجنون بودن او معتبر نباشد یا تحصیل برائت از او به دلیل بیهوشی ومانند آن ممکن نگردد برائت از ولی مریض تحصیل می شود .
تبصره 1-در صورت عدم قصور یا تقصیر پزشک در علم وعمل برای وی ضمان وجود ندارد هرچند برائت اخذ نکرده باشد.
تبصره 2-ولی بیماراعم ازولی خاص است مانند پدر و ولی عام که مقام رهبری است در موارد فقدان وعدم دسترسی به ولی خاص رئیس قوه قضاییه با استیزان از مقام رهبری وتعویض اختیار به دادستان نسبت به اعطای برائت به طبیب اقدام می نمایند
بنابراین چنانچه بیمار یا ولی او از دادن اجازه یا برائت امتناع ورزند وجان بیماردر خطر باشد پزشک موظف است درمان راشروع کند همچنان که ماده 27آیین نامه انتظامی رسیدگی به تخلفات منفی وحرفه ای شاغلان حرفه های پزشکی ووابسته مقرر می دارد شاغلان حرفه های پزشکی مکلفند در موارد فوریت های پزشکی اقدامات مناسب و لازم رابرای نجات بیمار بدون فوت وقت انجام می دهند


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

معمولا تعهد پزشک از مصادیق تعهد به وسیله است که با اثبات تقصیر پزشک مسوئلیت وی تحقق می یا بد وبر طبق قواعد حقوق عمومی مسئولیت مدنی بیمار وزیان دیده یا وراث اوباید تقصیر پزشک را ثابت کنند تا اوضامن خسارت شود ماده 496قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد پزشک در معالجاتی که دستور انجام آن را به میض یا پرستار ومانند آن صادر می نماید در صورت تلف یا صدمه بدنی ضامن است مگر آنکه مطابق ماده 495این قانون عمل نماید.
تبصره 1- درموارد مزبور هرگاه مریض یا پرستار بداند که دستور اشتباه است وموجب صدمه یا تلف شود وبا وجود این به دستوذر عمل کند پزشک ضامن نیست بلکه صدمه وخسارت مستند به خود مریض یا پرستار است.
این ماده به طور کلی ومطلق طبیب را ضامن دانسته است.1 اما در نظریات فقهی تفصیل هایی وجود دارد که به پاره ای از آنها اشاره می کنیم :
الف) طبیب اگر قصور ورزد یا بدون اذن مبادرت به معالجه کند ضامن چیزی است که تلف می کند این نظریه در میان فقها طرفداران زیادی دارد وحتی ادعای اجماع نیز برآن شده است به موجب این نظریه تقصیر وعدوان شرط ضمانت دانسته شده است .
ب)اگر طبیب متخصص بوده واذن از بیمار یا ولی از او گرفته باشد ضامن تلف شدن نیست چون اصل آن است که چنین ضمانی وجود نداشته باشد وعمل طبابت نیز یک عمل مشروع وجایز است همچنین ازباب قاعده احسان مسئولیتی متوجه پزشک نیست .
ج)طبیب در هر صورت ضامن تلفی است که بر اثر طبابت او حاصل می شود چون قاعده ضمان اقتضاء می کند که هر کس ضامن چیزی باشد که تلف می کند واذن در این جا تاثیری ندارد زیرا اذن برای چیزی داده شده است که از نظ شرع ممنوع است از طرف دیگر اذنی که از سوی بیمار داده می شود اذن در معالجه است واذن در اتلاف نیست تا مسئولیت اتلاف راازبین ببرد مفاد ماده 496 با نظریه سوم مطاقبت دارد.
طبیبی حاذق ومتخصص هم مرتکب تقصیر شود اما اینها امور استثنایی است ودر تدوین قانون باید برابر موارد اغلب حکم کرد ودرمورد پزشک حاذفق ومتخصص نیز اصل برآن است که عمل او همراه با تقصیر نباشد
نهایت اینکه حسب ماده 497 قانون مجازات اسلامی در موارد ضروری که تحصیل برائت ممکن نباشد وپزشک برای نجات مریض طبق مقررات اقذام به معالجه نماید کسی ضامن تلف یا صدمات وارده نیست.
منظور از موارد فوری مواردی است که معالجه بیمار فوریت دارد وممکن است تاخیربرای گرفتن اجازه باعث مرگ بیمار شود وحسب ماده فوق پزشک نباید به بهانه اینکه بیمار از شرایط مناسبی برخوردارنمی باشد در معالجه او سهل انگاری می کند در این ماده مقرر شده است که پزشک باید طبق مقررات ونظامات پزشکی اقدام به معالجه کند وگرنه مرتکب قصور شده است .
بخش سوم:موانع مجازات ودیدگاه فقهی مسئولیت پزشک
مباحث مطروحه در این بخش شامل سه گفتاری می باشد که در نخست به موانع مجازات عوامل رافع مسئولیت کیفری وعوامل موجه جرم وگفتار دوم به مسئله رضایت نامه وبرائت نامه ودر گفتار سوم به دیدگاه فقهی که همان دیدگاه فقهای شیعه وسنی در مورد مسئولیت پزشک است می پردازیم .
گفتار نخست:موانع مجازات
بند اول:عوامل رافع مسئولیت کیفری
عوامل رافع مسئولیت کیفری در حقیقت:

کیفیاتی هستند درونی ونفسانی در شخص مرتکب که موجب می شوند که با وجود تحقق وجمع عناصر مزبور به خاطر احرازآن شرایط،قانون گذار شخص مرتکب را مبرا از مسئولیت کیفری دانسته وجرم را قابل انتساب به وی ندانسته واز مجازات معاف بداند.
1-این عوامل نسبت به تمام جرایم مطرح هستند ومربوط به جرایم خاصی نیستند.
2-در علل رافع مسئولیت کیفری ،مسئولیت مدنی مرتکب به قوت خود باقی است.
از جمله عوامل رافع مسئولیت کیفری در بحث مسوئلیت پزشک ((اضطرار))می باشد اضطرار از عوامل را فع مسوئلیت وشخصی است منشاء اضطرار امری درونی است ومسئولیت کیفری مرتکب را زایل می کند.
در بعضی مواقع حفظ جان تا حدی مهم وحیاتی است که قانون گذار برای مرتکب جرم تحت شرایط خاصی به عنوان اضطرار مجازات در نظر نگرفته است ومسئولیت کیفری را از او سلب نموده است اغز جمله ضوابط قانونی اضطرار می توان به سقط جنین مدر برای نجات جان خود اشاره کرد.
گاه مادر به بیماری هایی مبتلا است که ادامه بارداری برای سلامتش بسیار خطرناک ومهلک است یا اینکه جنین موجود در رحم دچارناهنجاری هایی باشد که ا حیات جنین منافات دارد وبعد از زایمان قادر به ادامه حیات نباشد که د این موارد با انجام مقدمات لازم پزشکی وقانونی اجازه سقط های درمانی صادر می گردد ؛اما باوجود سه شرط اساسی لازم است:
1)ادامه بارداری برای جان مادر خطرناک باشد.
2)سقط قبل از ولوج روح صورت گیرد.
3)خود عمل سقط جنین برای مادر خطر بیشتری نداسته باشد.
معمولا بعضی از اوقات بعد از اثبات حاملگی در معاینه اگر ادامه حاملگی برای مادر خطرناک بوده یا موجب تشدید عوارض بیماری ووخامت حال وی گردد.1 لذا بابررسی های لازم وتاییدمراجع قانونهی سقط جنین قابل انجام است در حال حاضر به موجب ماده واحده قانون سقط درمانی مصوب 10/3/1384 مجلس شورای اسلامی سقط درمانی تشخیص قطعی سه پزشک متخصص وتایید پزشکی قانونی مبنی بربیماری جنین که به علت،عقب افتادگی یا ناقص الخلقه بودن موجبحرج مادر است ویا بیماری که با تهدید جانی مادر تؤام باشد قبل از ولوج روح(چهارم ماه)رضایت زن،مجاز می باشد ومجازات ومسوئلیتی متوجه پزشک مباشر نخواهد بود.
برحسب مورد

رشته حقوق-دانلود پایان نامه در مورد آیت الله خامنه ای

موردی که سقط جنین برای سلامت مادر لازم باشد پزشک موظف است در بیمارستان و پس از مشاوره و تصویب دو نفر پزشک دیگر اقدام نماید، در این صورت باید ظرف بیست و چهار ساعت گزارش امر را با ذکر دلیل، نام محل و اسامی پزشکان به هیئت مدیره نظام پزشکی ارسال دارد.» این ماده تا زمان تصویب قانون دیات و تعزیرات قابل اجرا بود و شورای نگهبان نیز ماده مزبور را اصلاح نمود و سقط جنین را برای سلامتی مادر، قبل و بعد از دمیده شدن روح در آن خلاف شرع دانست. و لذا آن را به گونه ای دیگر تدوین نمود و آن این بود که، سقط جنین قبل از دمیده شدن روح برای حفظ حیات مادر قانونی تلقی شود. و برخی با استناد به بند دوم ماده59 و ماده 56 قانون مجازات اسلامی، سقط جنین برای حفظ سلامتی مادر را مجاز می دانند. که بند دوم ماده 59 قانون مجازات اسلامی چنین ذکر کرده است« هر نوع عمل جراحی یا طبی مشروع که با رضایت شخص یا اولیاء یا سرپرستان یا نمایندگان قانونی آنها و رعایت موازین فنی و علمی نظامات دولتی انجام شود و در موارد فوری اخذ رضایت ضروری نخواهد بود.» با توجه به ماده مذکور سه شرط تفکیک شده برای عمل جراحی یاطبی ذکر شده است در صورتی که این سه شرط در عملی وجود داشته باشد، این عمل جرم محسوب نشده و قابل مجازات نخواهد بود. این شروط عبارت اند از: 1. مشروع بودن عمل جراحی یا طبی2.تحصیل رضایت اشخاص ذی نفع3. رعایت موازین فنی و علمی نظامات دولتی بنابراین اگر در موردی که بر روی بیمار عمل جراحی یا طبی با رعایت شرایط مذکور در این ماده صورت گیرد و عمل، خسارتی به بار آورد در صورت ورود خسارت به بیمار مسئولیتی متوجه پزشک مباشر نخواهد بود. با توجه به فقدان مقرره خاصی در مورد سقط جنین در هنگامی که سلامتی مادر به خطر افتاده است و مادر نیاز به معالجه دارد، مانند بیمارانی که نیاز به شیمی درمانی دارند و در طی معالجه ممکن است جنین سقط شود با نظر به حکم بند دوم ماده59 قانون مجازات اسلامی، سوال این است که آیا می توان به استناد بند دوم ماده59، برای حفظ سلامتی مادر و انجام عمل جراحی و طبی مجاز و رعایت کلیه ی موازین فنی و علمی و اخذ رضایت وی، جنین وی را سقط کرد یا خیر؟ برخی از نویسندگان حقوق جزا جواب مثبت داده اند. آقای دکتر محمد صالح ولیدی در این زمینه چنین نوشته اند. نظریه ی اطلاق ماده59 قانون مجازات اسلامی در موردی که هر عمل جراحی یا طبی که ضرورت داشته و با رضایت شخص، اولیاء، سرپرستان یا نمایندگان قانونی آنها و رعایت موازین فنی و علمی و نظامات دولتی انجام می شود جرم محسوب نخواهد شد. از این جهت عمل جراحی ضروری می تواند شامل سقط جنین بوسیله پزشکان با رعایت اصول فنی و ایمنی و نظامات پزشکی نیز شود. هدایت به حکم کلی و عام بند دوم ماده56 قانون مجازات که ناظر به قاعده فقهی اهم و مهم است. و از این رو در صورتی که ارتکاب عمل مهم برای اجرای موضوع اهم لازم باشد، حفظ سلامت مادر به عنوان موضوع مهمتر، در صورتی که ضرورت آن از نظر علمی و نظامات پزشکی محقق شود اخراج آن جرم محسوب نخواهد شد. بنابراین با توجه به فقدان نص صریح قانون در مورد سقط جنین در هنگامی که سلامتی مادر به مخاطره افتاده باشد می توان به مواد56و59 قانون مجازات اسلامی استناد نمود. و در قانون مجازات مصوب 1392 نیز مقنن هیچ توجهی به این موضوع نکرده، و تنها سقط جنین برای حفظ حیات مادر را مجاز دانسته است. و همچنان سقط جنین به منظور حفظ سلامتی مادر را مجاز نشناخته است.
ب). دیدگاهها در فقه امامیه
از منظر فقهای امامیه سقط جنین برای حفظ سلامت جسمی و روانی مادر قبل از دمیده شدن روح به استناد قاعده نفی عسر و حرج، در صورتی که بقای جنین مستلزم نقص عضو یا درد غیر قابل تحمل برای مادر باشد و زنده نگه داشتن جنین در خارج رحم نیز میسر نباشد امکانپذیر است. اما بعد از دمیده شدن روح به دلیل این که این قاعده از قواعد امتنانی و در حق تمامی مکلفین است؛ نمی تواند به نفع برخی و به ضرر برخی دیگر(جنین) مورد استناد قرار گیرد. لذا سقط جنین برای حفظ سلامتی مادر در این مرحله جایز نیست. زیرا برای حفظ سلامتی یک بیمار مانند مادر، نمی توان مجوز قتل فردی مثل جنین را صادر کرد. بویژه اکثر فقهای امامیه حتی در صورتی که خطر مرگ مادر را تهدید کند بعد از نفخ روح، نظر به سقط جنین نمی دهند. پس برای حفظ سلامتی مادر به طریق اولی سقط جنین را جایز نمی شمارند. که در این مبحث نظر فقهای امامیه را در مورد جواز سقط جنین برای حفظ سلامتی مادر به صورت مفصل در دو قسمت بیان می کنیم.

1). قبل از ولوج روح
از نظر فقهای امامیه سقط جنین برای حفظ سلامتی مادر در صورتی که بقای جنین مستلزم نقص عضو یا درد غیر قابل تحمل برای مادر باشد و زنده نگه داشتن جنین در خارج رحم میسر نباشد امکانپذیر است و سقط جنین تا قبل از ولوج روح به خاطر حفظ سلامتی مادر را اجازه داده اند. که در زیر به بیان فتاوا و استفتائات فقهای امامیه می پردازیم. از امام خمینی(ره) در مورد زنی که حامله شده است و اکنون یک ماه و نیم دارد، دکترها می گویند حاملگی موجب فلج شدن وی خواهد شد؛ سوال شده است که آیا سقط جنین برای چنین مادری جایز است یا خیر؟ پاسخ داده اند که اگر ضرر یا خطر جانی برای مادر دارد قبل از دمیده شدن روح در جنین اسقاط جایز است. و این که آیا در زن مبتلا به سرطان رحم که حامله است می توان قبل از دادن اشعه، سقط درمانی کرد؟ سقط جایز نیست بلکه اگر با معالجه مادر جنین سقط شود بر کسی چیزی نیست. آیت الله خامنه ای: پزشکان برای درمان بیماری زن حامله ای این طور تشخیص داده اند که بیمار باید بچه ی چهار ماهه ی خود را سقط کند، آیا سقط کردن جایز است یا خیر؟اگر حمل خطر جانی برای مادر ندارد سقط جایز نیست و در هر صورت دیه دارد. آیت الله اراکی: آیا در زن مبتلا به سرطان رحم که حامله است، می توان قبل از دادن اشعه، سقط درمانی کرد؟ سقط جایز نیست؛ ولی اگر با معالجه ی مادر جنین سقط شود بر کسی چیزی نیست. آیت الله فاضل لنکرانی: اسقاط حمل در جایی که ولوج روح نشده و زن حامله اطمینان دارد که بدون اسقاط حمل مورد اذیت و آزار جسمی و روحی غیر قابل تحمل قرار می گیرد و در عسر و حرج شدید واقع می شود، اگر اسقاط گردد دیه و کفاره دارد و بر عهده ی اسقاط کننده است.اگر عمل جراحی برای مادر ضرورت دارد و در صورت جراحی احتمال دارد بچه بمیرد و در صورتی که مادر با عمل جراحی حتما نجات می یابد، جراحی اشکالی ندارد. و همچنین در صورتی که مادر درد غیر قابل تحمل دارد در چنین صورتی معالجه ی مادر لازم و ضروری است هر چند در ضمن معالجه، جنین چه روح در آن دمیده شده باشد یا نشده باشد سقط شود. آیت الله صافی گلپایگانی: در صورتی که مادر ناچار از معالجه است و معالجه مستلزم اسقاط جنین است، قبل از ولوج روح، سقط جنین جایز است. آیت الله آصف محسنی: اگر بقای جنین به سلامتی بدنی مادر آسیب رساند اگر این آسیب سختی و مشقتی برای زن نداشته باشد، سقط آن برای مادر و دکتر جایز نیست؛ و اگر موجب عسر و حرج باشد، بنابر قاعده ی نفی حرج می شود جنین را در صورتی که فاقد حیات انسانی باشد اسقاط نمود.آیت الله صانعی در صورتی که حاملگی موجب فلج شدن مادر گردد، سقط جنین قبل از دمیده شدن روح در جنین جایز است. و از ایشان سوال شده است که با توجه به اینکه همسر اینجانب مبتلا به مرض قند است و تقریبا 50 روز است که باردار شده و بنابر تشخیص پزشکی قانونی باید سقط جنین کند و بنابر تشخیص پزشک دیگری باید هفت ماه استراحت کند اما این کار با توجه به داشتن چهار فرزند، برای من مقدور نیست. لطف کرده نظر خویش را در این مورد مرقوم فرمایید. ایشان پاسخ داده اند با فرض مشکل حرجی بودن استراحت همسرش به مدت هفت ماه، این حرج در شرایط فعلی برای نوعی از افراد وجود دارد به علاوه که از نظر خانوادگی تربیت فرزندان هم ممکن است حرجی باشد، هر چند سقط جنین مطلقا حرام است اما با فرض حرج مذکور و قبل از چهار ماهگی جنین نمی توان گفت حرام است و با حکم حرج جایز است. آیا سقط جنین در صورتی که برای مادر ضرورت داشته باشد جایز است یا خیر؟ سقط جنین قبل از ولوج روح که تحملش برای مادر در حد حرج یا مشقت فراوان و غیر قابل تحمل باشد، مانند مریضی سخت یا فشار روحی زیاد بخاطر جهات اجتماعی و یا مادی، با فرض پیشگیری و انعقاد نطفه نمی توان گفت حرام است. آیت الله منتظری: سقط جنین قبل از دمیده شدن روح در صورتی که بقای آن برای مادر یا جنین، ضرر یا مرض شدید یا غیر شدید داشته باشد؛ چگونه است؟ اسقاط جنین مطلقا حرام است ولی قبل از دمیده شدن روح اگر به تشخیص پزشک متخصص بقاء جنین در رحم مستلزم معیوب شدن و ناراحتی غیر قابل تحمل برای مادر باشد اشکالی ندارد. و سقط جنین در بیماریهایی که مادر ناچار از معالجه است و معالجه مستلزم اسقاط جنین است قبل از ولوج روح چه حکمی دارد؟ اگر درد مستمر و غیر قابل تحمل باشد و راهی جزء معالجه نباشد ظاهرا مانعی ندارد. طبق نظر فقها، اگر بیماری مادر در حد حرجی و غیر قابل تحمل نباشد حتی اگر قبل از ولوج روح باشد نمی توان جنین را اسقاط نمود. استفتاء زیر که از آیت الله خامنه ای پرسیده شده است موید این مطلب می باشد. اگر زن بارداری مجبور به معالجه ی لثه و دندانهایش شود و براساس تشخیص پزشک متخصص نیاز به عمل جراحی پیدا کند آیا با توجه به اینکه بیهوشی و عکسبرداری با اشعه، باعث نقص جنین در رحم می شود سقط جنین برای او جایز است؟ پاسخ داده اند که دلیل مذکور مجوزی برای سقط جنین محسوب نمی شود. از آیت الله مکارم شیرازی در مورد زن حامله ای که مبتلا به سرطان رحم شده است و درمان آن به اشعه درمانی نیاز دارد و دادن اشعه هم باعث ناقص الخلقه شدن جنین می شود سوال شده است که آیا می توان قبل از اشعه درمانی سقط درمانی کرد؟ ایشان پاسخ داده اند که اگر ناقص الخلقه شدن او قطعی است و در مراحل نخستین بارداری و قبل از رسیدن به مرحله ی جنین کامل باشد و راه درمان نیز منحصر به این راه گردد، مانعی ندارد. اما دو تن دیگر از فقهای عظام به گونه ی دیگری به این سوال جواب داده اند که در زیر متن آن را می آوریم.


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

آیت الله فاضل لنکرانی در پاسخ به سوال قبلی فرموده اند که سقط درمانی در چنین فرضی جایز نیست؛ و باید بدون سقط جنین زن بیمار را معالجه کرد. و آیت الله مدنی تبریزی در پاسخ به اینکه زن حامله ای که مبتلا به سرطان رحم شده است و درمان آن به اشعه درمانی نیاز دارد و دادن اشعه هم باعث ناقص الخلقه شدن جنین می شود آیا می توان قبل از اشعه درمانی سقط درمانی کرد؟ پاسخ داده اند که سقط درمانی جایز نیست، و اشعه درمانی نیز در فرض مذکور جایز نیست زیرا باعث ناقص الخلقه شدن جنین می شود. آیت الله حسین نوری همدانی: اگر زن حامله ای مریض شود و دکتر متخصص تشخیص دهدکه معالجه زن بستگی به سقط جنین دارد؛ آیا در این فرض سقط جنین جایز است؟ پاسخ داده اند جایز نیست. و همچنین در صورتی که ادامه حاملگی موجب شدت یافتن و یا طولانی شدن بیماری گردد، (مانند بیماریهای کلیوی، قلبی و عصبی،) نیز پاسخ به عدم جواز سقط داده اند. در پایان این مطلب با بررسی متن فتاوا و استفتائات به این نتیجه می رسیم که آیات عظام خامنه ای، خمینی، فاضل لنکرانی، اراکی، گلپایگانی، آصف محسنی، صانعی و منتظری اعتقاد دارند که سقط جنین درمانی به منظور حفظ سلامتی مادر در صورتی که بیماری مادر در حرج و غیر قابل تحمل باشد؛ قبل از ولوج روح می توان جنین را سقط نمود. و آیت الله مکارم شیرازی معتقدند که اگر درمان مادر باعث ناقص الخلقه شدن قطعی و شدید جنین شود، قبل از ولوج روح می توان جنین را سقط نمود. اما آیات عظام فاضل لنکرانی و مدنی تبریزی و نوری همدانی بیان می دارند که نمی توان برای درمان مادر که باعث ناقص الخلقه شدن

مقاله رایگان درمورد مسئولیت کیفری

ب انجام تعهدخسارتی ذبه متعهدله وارد کنددراصطلاح دیگر آن را مسئولیت ناشی از قرارداد ومسئولیت عقدی می نامند.3
اما منظور از مسئولیت خارج از قرارداد یا غیر قراردادی:
هرگونه مسئولیت قانونی که فاقد مشخصات مسئولیت قراردادمی باشد مسئولیت خارج از قراردادمی باشد مسئولیت خارج از قرارداد برخلاف مسئولیت قراردادی مربوط به نظم عمومی است واسقاط آن از طریق تراضی ممنوع است در فقه وقانون مندی ها این مسئولیت راضمان قهری نامیده اند4
درمسئولیت خارج از قرارداد میان افراد هیچگونه قرارداد وپیمانی برای جبران خسارت وجود ندارد بلکه به لحاظ تخلف از تکالیف محوله قانونی در مقابل یکدیگر مسول شناخته می شوند؛همانند اینکه براثر بی احتیاطی پزشک آسیب جسمانی به دیگری وارد شود .
ج)مسئولیت کیفری ومسئولیت مدنی
مسئولیت کیفری«مسئولیت مرتکب جرمی از جرایم مصرح درقانون را گویندوشخص مسئول به یکی از مجازاتهای مقرر درقانون خواهدرسید .
متضررازجرم ،اجتماع است برخلاف مسئولیت مدنی که متضرر از عمل مسئول افراد می باشندودرمسئولیت کیفری اسقاط حق به صلح وسازش میسر نیست وعلی الاصول
عمد «قصدنتیجه» شرط تحقیق جرم ومسئولیت است اصطلاح مسئولیت جزایی درمقابل اصطلاح مسئولیت مدنی قرارمی گیرد.1
ولی مقصود ازمسئولیت مدنی: مسئولیت ((مسولیت درمقابل خسارتی که شخص یاکسی که تحت مراقبت یااداره شخص است یااشیاءتحت حراست وی به دیگران وارد می کندهمچنین مسئولیت شخص براثر تخلف ازانجام تعهدات ناشی از قرارداد دراین نوع مسولیت اسقاط حق به صلح وسازش میسراست.
گفتار سوم : سابقه تاریخی مسئولیت کیفری پزشک درحقوق ایران ومصر
مبحث نخست:ایران باستان
باوجودی که درخصوص وضعیت مسئولیت پزشکان درایران قدیم مدارک واسناد اندکی وجود دارد اما همین مدارک موجود گویای این امراست که درآن دوران مسئولیت پزشکان مورد توجه بوده وقوانین ومقررات خاص درمورد آن تدوین گردیده است ایران باستان که به حدفاصل حیات تمدن ایرانی از آغاز تاریخ مدون تازه وال حکومت ساسانی وتسلط اعراب برایران اطلاق می شود ،شکوه عظمت خوددرا مرهون قوانین واصولی است که ناظر به تعیین حقوق است وتکالیف فرد واجتماع بوده اند از همین رو ست که هروقت مورخ شهیریونانی می گویند:بیش از هرچیز دادگستری موردتوجه ایرانیان بود…»1درمجموعه قوانین حمورابی که قدیمی ترین قانون مکتوب جهان به شمار می رود ودر حفاری های منطقه شوش کشف شده است ،مقرراتی درخصوص مسئولیت ونیز مقام ومنزلت پزشکان وجوددارد
1)ماده215 اگریک جراح عمل جراحی را به وسیله یک نیشتر مفرغی برروی شخص انجام دادویا اوگودی چشم رابایک نیشتر مفرغی باز کرد وچشم آن شخص رانجات داد اوباید ده شکل نقره دریافت کند.
ملاحظه می شود درماده مذکور برای پزشکان حق الزحمه یا حق الطاج تعیین گردیده وبیمار نیز مکلف به پرداخت آن می شود.
2)مطابق ماده218 اگریک جراح عمل جراحی رابه وسیله یک نیشتر مفرغی برروی شخص انجام داد وباعث مرگ آن شخص شد یا گودی چشم آنشخص راباز کرد وچشم آن شخص رانابود کرد،آنان بایددست اوراقطع کنند.1
درماده فوق مسولیت پزشکان موردتوجه قرارگرفته وبرای پزشکان خاصی مجازات تعیین شده است.
درمذهب زرتشت (ع) نیز درحضور مسائل مختلف پزشکی بحث شده است درکتاب دینی حضرت زرتشت(ع)به ویژه ((وندیداد))پزشکان به چهار دسته تقسیم شده اند:2
1-پزشکان یادرمان پزشکان))که دارو پزشکان یاگیاه پزشک نیز نامیده می شدند وباداروهای معدنی یاادویه گیاهی ومواد درمان کننده ای ،که ازجانوران حاصل می شد بیماران راعلاج می کردند واگر ازدرمان خود نتیجهای نمیدیدند بسته به مورد ،بیماران رابه جراحان «کادرپزشکان» معرفی می کردند.
2-جراحان-همانطور که اشاره شد کادر پزشکان یا کرتوپزشکان نامیده می شدند واغلب درنزد پزشکان انجام وظیفه می نمودند وانواع جراحی ها راباصلاحدید درمان پزشکان انجام می دادند.

3-روان پزشکان که معمولا موبران سالخورده وباتجربه این وظیفه راانجام می دادند وچنان گفتیم اگر بیمار مبتلا به بیماری روانی عصبی یاروان تنی غیرقابل علاج بودازسوی درمان پزشکان به موبران معرفی می گردید وآنان بادعا وامید وارکردن بیمار به مرحمت خداوندگاری وروانکاوی وپی بردن به ریشه ی مرض سعی درمعالجه بیمار داشتند واگر ازداروی امروزی بگذریم اصول درمان بیماران روانی شبیه معالجات فعلی روانپزشک بوداین موبدان مهمتر پزشک نامیده می شدند.
4- داد پزشکان – دادت پزشکان-وظیفه پزشکی قانونی ونظام پزشکی امروزی را تؤاما به عهده داشتند واز بین پزشکان وجراحان باسابقه خوب وتجربه کافی انتخاب می شدندآنان برکار درمان پزشکان وکادر پزشکان نظارت داشتند قوانین مذهبی زرتشت پاک هم درنظام پزشکی هم در پزشکی کاربرد داشت جراحان باید ابتدا تجربه کافی ازاعمال جراحی برافراد غیر ایرانی وغیرزرتشتی راعمل کند که حداقل برروی سه تن غیر زرتشتی باموفقیت جراحی انجام داده باشند2
مبحث دوم : ازپیدایش اسلام تادوران مشروطیت
اشتغال به امر طبابت دردین مبین اسلام امری نیکواست و بروجود پزشک درجامعه اسلامی تاکید بسیار گردیده است .
حضرت امام صادق (ع)می فرماید:
لمایستغنی اهل کل بلدعن ثلاثه یفرغ الیه فی امر دنیا وآخرتهم فان عدموا ذلک کانوهمجا:فقیه عالم ورع امیرخیرمطاع وطبیب بصیر

یعنی اهل هیچ سرزمینی ازسه چیز برای اموردنیا وآخرتشان بی نیاز نیستندکه اگرآنها نباشند دارای زندگی ناخوشایندی می شوند وآن سه چیز عبارتنداز:فقیه عالم پارسا فرمانروای خیرخواه ودارای اطلاعات وپزشک آگاه ومورداعتماد1.
همچنین درحدیثی ازامیرالمومنین (ع)نقل شده است که پزشک مقصررا باید حبس نمود ؛مطابق حدیث مذکور:
«یحب علی الامامئان یحبس الفساق من العلماءوالجهال من الاطباءوالمفالیس من الاکریاء»
یعنی برامام واجب است سه گروه درجامعه راحبس کند:
1-علماءفاسق 2-پزشکان جاهل 3-کرایه دهندگان وسایل حمل ونقل که مفلس هستند.
همچنین آمده است پزشکان درباره طبقه بندی شده بودند وهریک برحسب مقام خود کم وبیش حقوقی دریافت می داشتند درباره حقوق قطعی آنان اختلاف نظرزیاد است شایدهم میزان حقوق درحکومت های مختلف متفاوت بوده است
سرپزشک یاحکیم باشی سالی 1000تومان می گرفت ولی بقیه کمترمی گرفتند وحقوقشان برحسب محبوبیتی که داشتند تفاوت می کرد.1
درخصوص دارو وداروفروشی آمده است :وقتی طبیبی ،بیماری راازطبقات بالا تحت درمانقرارمیدادناچاربودبرای اثبات وایمان خودازداروی تجویزشده نخستین جرعه راخودبنوشد.2
بیماراغلب داروی مورد نیاز خودراازفروشندگان دوره گرد می خرید واین دارو فروش بسیار به تشخیص ودرمان خودیابه تجویز خودمشتریان دارورادراختیارشان می گذاشت.3
درخصوص مسئولیت پزشکان نیزآمده است اگربیماره به فوت منتهی می گشت منسوبان بیماراگرمی خواستندمی توانستندبه سرپزشک شهرمراجعه ورونوشت نسخه هایی راکه طبیب برای بیمار تجویز کرده بود به وی ارائه کنند اگرپزشک معالجات انجام شده رامناسب وصحیح تشخیص می داد وبرای پزشک خطا وسهوی نمی یافت اعلام که بیمارعمرش به انتها رسیده بود وباید حق المعالجه پرداخت شود ولی اگر نشانه ای ازخبط واشتباه پزشک درکاربود امکان داشت سرپزشک به بازماندگان بگوید:خون بهای خویشاوندخود را از پزشک مطالبه کنید زیرا اوبود ه که به علت بی اطلاعی وغفلت سبب مرگ وی شده است.
مبحث سوم : ایران معاصر
الف)ازانقلاب مشروطیت تاپیروزی انقلاب اسلامی
انقلاب مشروطه که بافرمان مورخ 14جمادی الثانی 1324هجری قمری مظفرالدین شاه رسمیت یافت آغاز گرعصرجدیدی درتاریخ حقوق ایران است هرچند دراین عصرقدم های بزرگی درجهت وضع قوانین عرضی برداشته است وتمایل زیادی برای ایجاد محاکم قضایی به سبک نوین وجودداشت ولی بااین همه به دلیل بروز موانع ومقاومت هایی دراین راه وصول چنین هدفی به آسانی میسر نبود.1
این امر خصوصا درمورد قوانین جزایی که ازانطباق کمتری باموازین شرعی برخوردار بودندنمودبیشتری داشت همین دلایل ابعث می شدتادیدگاه حقوق کیفری ایران درمورد موضوع مسئولیت جزایی ناشی ازاقدامات پزشکی نیز همچون بسیاری ازاموردیگردرپرده ای ازابهام باقی بماند.
اولین قانونی که درآن دوره دخصوص مسئولیت کیفری پزشک تصویب شدقانون طبابت نام داشت مطابق ماده 12قانون مذکور صدورنسخه رمز کلیتا ممنوع است وهرطبیبی که نسخه رمز بدهد مجازات اوچهرماه حبس خواهدبود.
باتصویب قانون مجازات عمومی درسال1304مقرراتی درموردمسئولیت کیفری ناشی ازاعمال پزشکی واردحقوق جزاشده بدین توضیح که قانون گذاردرموارد متعددی از قانون مجازات عمومی برای اعمال خلاف قانون صابحان حرف پزشکی مجازات تعیین کرده بئد
همچینین می توان به قوانین زیر اشاره کرد:
1-قانون طرز جلوگیری ازبیماریهای آمیزشی وبیماریهای واگیردارمصوب1320
2-قانون مربوط به مقررات امور پزشکی ودارویی ومواد خوردنی وآشامیدنی مصوب1354
3-ماده واحده قانون مجازات خودداری ازکمک به مصدومین ورفع مخاطرات جانی مصوب1354
ب)ازپیروزی انقلاب اسلامی تازمان حاضر
پس ازپیروزی انقلاب اسلامی ودرراستای اعمال اصل چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران 1مقرراتی راجب به مسئولیت کیفری ناشی ازاقدامات پزشکی ازاین اصل کلی مستثنی نبوده ودچار تغییر اتی گردیده است براساس مقررات حاکم برقانون راجب به مجازات اسلامی مصوب 21/7/1361 اقدامات پزشک درصورتی مجاز تلقی می شد که ضرروت پزشکی انجام آنان راتاییدوبه قصددرمان باشداماباتصویب قانون مجازات اسلامی درسال 1370؛قواعدمنسجم وکامل تری درخصوص اقدامات پزشکی ومسئولیت صاحبان حرف پزشکی پیش بینی شد،مثلا وجودشرط ضروری بودن اعمال جراحی رادرتمامی موارد منتفی ساخت یکی دیگر از قوانین مهمی که راجب به امور پزشکی دراین دوره تصویب شدقانون تعزیز ات حکومتی اموربهداشتی ودرمانی مصوب 23/12/1367 مجمع تشخیص مصلحت نظام بود قانون مذور مشتمل بر44ماده است ودرآن مقرراتی راجب به ایجاد موسسات پزشکی غیرمجاز خودداری بیمارستان ها ازپذیرش وارایه لازم به بیمارستان اورژانسی ایجاد یا ارایه خدمات مازاد براحتیاج به منظور سودجویی یادخل وتصرف درصورت حساب ودریافت اضافه ازنرخ های مصوب نحوه توزیع وفروش دارو وشیرخشک وملزومات پزشکی ودندان پزشکی وآزمایشگاه و…وجوددارد که رسیدگی به کلیه جرایم مذکور درصلاحیت سازمان تعزیرات حکومت می باشد


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

هم اکنون باتصویب قانون مجازات جدید سال192وتغییرات اتفاق افتاده درفصول مختلف درمورد مواد مربوط به ضمان پزشکی از حیث تعیین نوع ومیزان مجازاتها باقانون مجازات قبلی وباتوجه به مقایسه نمودن آن باضمان پزشکی درقانون کشور مصر وبررسی درجات مقرره دوکشور به تحلیل آن می پردازم.
مبحث چهارم :حقوق مصر
پزشکان مصری نیز به تبعیت ازروحانیون مقتدر طبابت می کردند درتمدن مصری ظاهراً قوانین مدون نظام پزشکی وجود داشت ودرمواقع لزوم پزشکان برای توضیح دادن یا اظهار نظرکارشناسی به دادگاه احضار می شدند.1 به هرحال رابطه بین طب وقانون اززمانهای قدیم وبین مذهبیون نیز رایج بود ودانستن هردو آنها ازافتخارات محسوب می شود علم پزشکی درحقوق مصر هم به اندازه ای پیشرفت داشته است که تمدن یونان وبابل هم درعلوم پزشکی خود دربسیاری ازاوقات به علوم رایج درحقوق مصر مراجعه می کردند.
1-مطابق اصل چهارم قانون اساسی کلیه قوانین ومقررات مدنی جزایی اقتصادی اداری فرهنگی نظامی سیاسی وغیر این ها باید براساس موازین اسلامی باشداین اصل براطلاق یاعموم همه اصول قانون اساسی وقوانین ومقررات دیگرحاکم است وتشخیص این امر برعهده فقهای شورای نگهبان است .
2- موسوی نسب مسعود وعلی اصغر پناهی متین روان پزشکی قانونی انتشارات شیراز 17ص،1379
درموردپزشکی مصرباستان تصویر روشن تر می شود نخستین پزشک ایمهوتپImhotep است وزیر پادشاه جوزر درهزاره سوم پیش از میلاد که طراح یکیاز قدیمی ترین هرم ها هرم sx99xrxhاست وبعدها

رشته حقوق-دانلود پایان نامه در مورد جنین،

استناد قرار بگیرد؛ ادله ی جواز ارتکاب محرمات به هنگام اضطرار است. قاعده اضطرار از جمله قواعد اساسی و کاربردی فقه که نقش ویژه ای در حل معضلات و مسایل نوپیدا دارد، اما آیا با استناد به این قاعده، می توان اسقاط جنین را در هنگام اضطرار جایز تلقی کرد.
بند اول: در حقوق ایران
در حقوق موضوعه ی ایران، ماده ی 55 قانون مجازات اسلامی مصوب1370 حالت ضرورت را صراحتا پیش بینی کرده و مقرر می دارد:«هر کس هنگام بروز خطر شدید از قبیل آتش سوزی، سیل و طوفان به منظور حفظ جان، مال خود یادیگری مرتکب جرمی شود مجازات نخواهد شد، مشروط بر این که خطر را عمدا ایجاد نکرده و عمل ارتکابی نیز با خطر موجود متناسب بوده و رفع آن ضرورت داشته باشد». اگر چه این ماده تنها عبارت مجازات نخواهد شد را به کار برده است مع هذا از فلسفه ی وجود این تاسیس حقوقی می توان استنباط کرد که قانونگذار ارتکاب جرم در مقام ضرورت را موجه شناخته است. یعنی عملی که در شرایط عادی جرم تلقی می شود طبق قانون و تحت شرایطی وصف مجرمانه را از دست داده ودیگر مرتکب قابل تعقیب و مجازات نیست. البته این ماده در مورد مسئولیت مدنی ناشی از عملی که در حالت ضرورت جرم شناخته می شود اظهارنظر کرده است و به صراحت مقرر داشته، دیه و ضمان مالی از حکم این ماده مستثنی است. واین در حالی است که قانونگذار در قانون مجازات مصوب 1392 در ماده ی 151 همین ماده ی 55 مصوب 1370 را با اندکی تغییر آورده است. و در ابتدای ماده عنوان (بیماری) را نیز جزء مصادیق آورده، و این نشان می دهد که مقنن برای پایان دادن به اختلافات حقوقدانان در مورد قاعده ی اضطرار و ضرورت توجه داشته، و هر دو را یکی می داند. چون در گذشته یکی از دلایلی که براساس آن اضطرار و ضرورت را با یکدیگر متفاوت می دانستند این بود که ضرورت بر اثر عوامل خارجی به وجود می آید اما اضطرار، عامل درونی دارد، و با آوردن (بیماری) به عنوان یکی از مصادیق ماده نشان داده که از نظر مقنن اضطرار و ضرورت یکی است. و علاوه بر مصادیقی که بر اثر عوامل خارجی به وجود می آیند بیماری را نیز به عنوان یک عامل درونی به ابتدای ماده اضافه کرده است. در قانون مجازات عمومی مصوب1352 در قسمت اخیر ماده ی183 که در حال حاضر ملغی است مساله در مورد سقط جنین بدین شرح پیش بینی شده بود.«طبیب، قابله، جراح و داروفروش و اشخاصی که به عنوان طبابت و جراحی و داروفروشی وسایل سقط حمل را فراهم آورند از سه تا ده سال با اعمال شاقه محکوم خواهند شد. مگر این که ثابت شود این اقدام طبیب یا قابله و یا جراح برای حفظ حیات مادر باشد» و لذا به موجب قسمت اخیر این ماده اسقاط جنین مادر در هر مرحله از ولوج روح در جنین در مقام ضرورت با تشخیص پزشک متخصص جایز است. آیین نامه ی نظام پزشکی در سال1348 به تصویب کمیسیونهای مشترک بهداشت و دادگستری و مجلس در شورای ملی رسیده بود. در ماده ی 17 خود تشریفاتی برای سقط جنین توسط پزشکان ذکر می کرد. متن این ماده شامل کلیه ی مواردی بود که سقط جنین برای سلامت جان مادر، به طور مطلق لازم شمرده می شود. با توجه به این که حسب نظریات قبلی شورای نگهبان، تشخیص انطباق قوانین و آیین نامه ها با موازین شرعی ضروری به نظر می رسید. از سوی ریاست هیات مدیره ی نظام پزشکی مرکز در خصوص بررسی آیین نامه ی مذکور از سوی شورای نگهبان استفسار گردید. شورای نگهبان در قسمت نظریه ی خود که در پاسخ به ریاست وقت هیئت مدیره ی نظام پزشکی تنظیم و ارسال داشته بود به شرح زیر اطلاق ماده ی17 این آیین نامه را مغایر با موازین شرعی می شناسد. ماده 17 که دلالت بر جواز سقط جنین برای سلامتی مادر دارد به طور اطلاق شرعی نیست، و چون سقط جنین برای سلامت مادر صور مختلف دارد باید مورد آن مشخص شود. مثلا موردی که قبل از دمیده شدن روح در جنین تعیین، یا خوف عقلایی حاصل شود به تلف شدن مادر و توقف حفظ نفس او بر سقط جنین، در این حال که هنوز روح در او دمیده نشده باشد جایز است. ودر مورد پس از دمیده شدن روح اگر امر دایر باشد بین حفظ یکی از آنها به این صورت که اگر اقدام نشود یا مادر جان به سلامت می برد یا جنین، سقط جنین برای حفظ جان مادر جایز نیست.در سایر موارد باید مشخص شود و حکم مطابق موضوع تعیین گردد. ماده 623 قانون مجازات اسلامی مصوب1375 نیز سقط جنین به خاطر حفظ حیات مادر را مشروع می داند. ماده واحده ای نیز در رابطه با این موضوع در سال 1384 به تصویب مجلس و تایید شورای نگهبان رسید. این ماده واحده، هنگامی که بیماری مادر که با تهدید جانی مادر توام باشد سقط جنین قبل از ولوج روح با رضایت زن را مجاز می داند و مجازت و مسئولیتی متوجه پزشک مباشر نخواهد بود. با توجه به توضیحات ارائه شده می توان نتیجه گیری کرد که قانون ایران، سقط جنین در مقام ضرورت را قبل از ولوج روح(چهار ماهگی) مجاز می داند.
بند دوم: فقه امامیه
فقهای امامیه با توجه به ملاک فوق راجع به مساله ی مورد بحث دیدگاههای مختلفی را ارائه نموده اند. عده ای از آنان بین حالتی که روح در جنین دمیده شده باشد و حالتی که دمیده نشده باشد تفاوت قایل شده اند.
الف): سقط جنین قبل از ولوج روح
هر گاه مادر برای معالجه و حفظ سلامتی خود ناچار به سقط جنین باشد چنان چه تاخیر معالجه تا زایمان ممکن باشد لازم است معالجه به بعد موکول گردد در غیر این صورت، به هنگام اضطرار به معالجه اگر روح در جنین دمیده نشده باشد؛ سقط جنین به استناد حدیث رفع (ما اضطروا علیه) جایز است. آیت الله ناصر مکارم شیرازی می فرمایند که هر گاه حداقل ظن به ابت
لاء مادر به بیماری شدید یا نقص عضو در وی در صورت ادامه ی بارداری وجود داشته باشد برای حفظ سلامتی وی می توان اقدام به سقط جنین کرد، مثل این که مادر مبتلا به بیماری سرطان بوده و تنها راه معالجه شیمی درمانی باشد که موجب سقط جنین می شود. فقهای امامیه هنگامی که روح به جنین دمیده شده باشد و استمرار آبستنی موجب خوف خطر جانی برای مادر باشد. برای دفع ضرر از او اجازه می دهد که زن اقدام به اسقاط جنین نماید.
امام خمینی(ره) در مورد جواز سقط جنین پیش از دمیده شدن روح در صورت ضرورت می فرمایند: سقط جنین جایز نیست مگر این که برای مادر ضرر و خطر جانی داشته باشد و دفع ضرر از او متوقف بر این عمل پیش از دمیده شدن روح(ولوج روح) در جنین باشد.

در مورد علت و فلسفه ی نظر فقها می توان گفت که جنین قبل از دمیده شدن روح، انسان کامل و تمام عیار نیست. و لذا در مواردی که جان یک انسان کامل و تمام عیار یعنی مادر را تهدید نماید باید برای حفظ حیات مادر از میان برداشته شود و ناقص فدای کامل گردد و این امری است که مورد پذیرش عقل و شرع می باشد. آیت الله مرعشی معتقدند که حیات جنین، حیات مستقره نیست پس سقط جنین اشکالی ندارد. تردیدی نیست در صورتی که جان مادر در خطر باشد و با سقط جنین مادر احیاء می گردد، سقط آن واجب می باشد زیرا شکی نیست که این امر دایر بین حفظ جنین و حفظ جان مادر است بدیهی است که جان مادر مقدم است و در این باره ظن عقلایی به جای قطع کفایت می کند. آیا سقط جنین قبل از ولوج روح موجب استقرار دیه می شود یا خیر؟ فقها با استناد به آیه ی سوم سوره ی مائده که می فرماید« فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَهٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لإثْمٍ فَاِنَّ اللهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ»: «کسی که به واسطه گرسنگی ناگزیر از خوردن شود در حالی که متمایل به ارتکاب گناه نباشد، همانا خداوند آمرزنده مهربان است». و با استفاده از حدیث نبوی رفع «رفع عن امتی و ما اضطروا علیه» از امت من چیزی که به آن اضطرار پیدا نموده اند برداشته شده است.ادعا نموده اند که مقتضای این ادله رفع حرمت از سقط جنین به هنگام اضطرار است و همانطور که فقها عموما بر ادله ی اضطرار برای خوردن مردار عمل نموده اند در مساله ی سقط جنین نیز به همین ادله استناد نموده اند. چون فقط امکان حفظ یک نفر وجود دارد و بنابر قاعده ی اضطرار، با سقط جنین جان خود را حفظ می کند واین عمل وی با استناد به ادله ی فقه، حرمت و ممنوعیتی ندارد. به این معتقدند که دیه برای نجات جان مادر ساقط است؛ چنان چه حکم تکلیفی و حرمت عمل ساقط می شود، چون عمل سقط جنین در محدوده ی مجاز و در حد ضرورت صورت می گیرد. عده ی دیگری معتقدند که ضرورت به قدر نیاز کار گشا است و در این جا فقط حکم تکلیفی حرمت را رفع می کند. ولی دیه که یک حکم وضعی است را رفع نمی کند. مثل آنجا که کسی به خاطر وجود اضطرار از اموال کسی بدون اذن صاحب آن استفاده کند؛ فقط حرمت این عمل در پرتو وجود اضطرار برداشته می شود لیکن ضمانت قیمی مثل آن باقی است و باید قیمتی مثل آن را به صاحب آن رد کند. با توجه به این که حدیث رفع از مهمترین ادله ی فقهی قاعده ی اضطرار می باشد فقها با تکیه بر امتنانی بودن حدیث رفع، شمول آن به احکام وضعی به جهت این که موجب مضیقه و مشقت امت می شود و این امر با امتنان منافات دارد را نپذیرفته اند. به همین دلیل مضطر را از حیث آثار وضعی، که در این جا دیه ی جنین سقط شده است مسئول دانسته اند و او را عهده دار جبران خسارت و ضرر و زیان ناشی از سقط جنین اضطراری قلمداد کرده اند.


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ب): سقط جنین پس از ولوج روح
جنین پس از ولوج روح ویژگیهای مخصوص به خود را دارد زیرا اولا پس از ولوج روح بدان نفس می گویند ثانیا برخی از احکام انسان را از حیث ثبوت دیه اش را دارد و علاوه بر دیه کفاره نیز دارد. سقط جنین پس از ولوج روح جایز نیست و تا این که به مرگ مادر و یا به خطر افتادن تندرستی و عافیت او منجر گردد. و حکم تکلیفی و یا حرمت عمل و نیز حکم اصلی کسی که به سقط جنین دست یازد ثابت است و در برخی از موارد کفاره نیز واجب می شود. بنابراین پس از ولوج روح که جنین مبدل به انسان کامل شد هرگز نمی توان به قتل آن اقدام کرد و باید مساله را به قضای الهی سپرد و این که حیات مادر و فرزند هیچ کدام بر دیگری ترجیح ندارد.یعنی در حالتی که روح در او دمیده شده ودارای حیات می باشد و مانند زن حامله انسان محسوب می شود و وضعیت جنین نیز به گونه ای است که در صورت جدا شدن از مادر از بین می رود اگر در چنین وضعی ادامه ی حاملگی برای زن خطر جانی داشته باشد؛ وظیفه ی قانونی و شرعی پزشک، زن حامله و اطرافیان چیست؟ برخی از فقها معتقدند که با دمیده شدن روح در جنین یک انسان تمام عیار و کامل، دارای حق و حقوق مشخص پا به عرصه ی وجود می نهد و از این جهت با مادرش تفاوتی ندارد؛ بنابراین ترجیح یکی بر دیگری و فدا کردن یکی بخاطر دیگری، معقول و منطقی به نطر نمی رسد و شارع مقدس هم به هیچ انسانی اجازه نداده است بخاطر زنده ماندن خودش دست به کشتن هم نوعان خود بزند. امام خمینی در این رابطه می فرمایند: اگر مادر وجنین هر دو زنده باشند هر چند که زنده ماندن هر دو موجب ترس از بین رفتن هر یک باشد باید صبر کنند تا قضای الهی واقع شود. این عده از فقها معتقدند جنین که روح در آن دمیده شده است حرمت انسانی دارد و در حرمت نفس انسانی تفاوتی بین صغیر و کبیر، جنین و طفل وجود ندارد و نمی توان برای حفظ جان یک شخص، جواز قتل دیگری را صادر نمود. برخی از فقها هم بیان می دارند که بعد از نفخ روح، حتی اگر خوف تلف جان مادر بوده و مادر مستحق باشد، به دلایل زیر امکان تمسک به قاعده اضطرار برای سقط جنین وجود ندارد. قاعده ی اضطرار وقتی جاری است که ظلم و تجاوز و اعتداء نباشد. یکی از ادله ی قاعده آیه ی 173 سوره ی بقره است که می فرماید:« فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَ لَاعَادٍ فَلَا إثْمَ عَلَیْهِ اِنَّ اللهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ»: « اما اگر کسی درمانده شود، بی آنکه تجاوز کار و زیاده خواه باشد [و از آنها بخورد] گناهی بر او نیست، چرا که