دانلود پایان نامه روانشناسی : خشونت خانوادگی

2-1-مقدمه:
اعتیاد نیز همانند بیماری های مختلف از چندین عامل نشأت می گیرد. تلاش درجهت شناخت بیماری اعتیاد و پیشگیری و درمان آن امری است ضروری که باید از طریق آموزش های گروهی به عموم مردم صورت گیرد ( محمدی، 1387).
آمارهای منتشر شده از سوی سازمانهای بین المللی ،به خصوص سازمان جهانی مبارزه با مواد مخدر و سازمان یو نسکو حاکی از افزایش آمار مصرف این مواد در سطح جهان است، تنها تفاوت موجوددر بین تمام کشورها در رده های سنی متفاوت میل به مصرف مواد و نوع الگوی مصرف مواد است .بر هیچکس پوشیده نیست که افزایش مصرف ومیل به مصرف مواد تیشه به ریشه بنیادهای اخلاقی ، اقتصادی و اجتماعی یک جامعه می زند و آن را از درون دچار فساد کرده و در نهایت به انحطاط می کشد .این مشکل امروزه آن چنان خود نمایی می کند که هیچ کشوری نمی تواند خود را کاملا” از آن مصون بداند (پوراسلامی، 1383).
2-2-تاریخچه مواد مخدر:

برای آشنایی با مواد مخدر نمی توان زمان مشخصی را عنوان کرد ولی بشر از آغاز زندگی برای تسکین و کاستن درد های خود از بوته هایی که مواد تخدیرکننده در برداشته استفاده می نمودند. مردم ارو پا از چهار هزار سال پیش بر اثر ات ضد درد و تخدیری با افیون آشنایی داشتند
سومریان این ماده را استعمال و آن را گیاه شادی می نامیدند . تریاک و ترکیباتش در تمامی
دوره های تاریخ بابل، مصر ،روم وجود داشته و بالاخره عده ای معتقدند که مجارستان اولین کشور
ارو پایی است که با خشخاش آشنا شده و گیاه شنا سان آنها 1200 سال قبل از میلاد آن را شناخته اند و شیرابه اش را به کار می بردند. یونانیان در زمان سقراط به آثار مصرف تر یاک واقف بودند و از آن استفاده می کردند ،هندیان نیز در شمار نخستین ملتی هستند که به گیاه مخدر کوکنار (خشخاش) آشنایی پیدا کرده بودند ( پور اسلامی، 1383).
2-3-تعریف اعتیاد:
اعتیاد عبارت است از یک پدیده زیستی که به بدن این امکان را میدهد که خود را
تدر یجا” با پاره ای ازمواد سمی سازش دهد و مصرف روزمره از این مواد راکه برای یک موجود زنده به کل کشنده است تحمل کند (پور افکاری، 1384).
در سال 1984 سازمان بهداشت جهانی به این نتیجه رسید که اصطلاح اعتیاد دیگر اصطلاح عملی نیست و اصطلاح وابستگی دارویی رابه جای آن توصیه کرد. مفهوم وابستگی مواد در
چند دهه معانی رسمی بسیار و فراوانی داشته است. اساسا” در ارتباط با تعریف وابستگی از دو مفهوم وابستگی جسمی ، وابستگی رفتاری می توان یاد کرد. وابستگی : نوعی سندروم بالینی است که باعث تظاهرات رفتاری ، شناختی و فیزیولوژیکی می گردد وفرد مصرف مواد را به رفتارهای دیگر ترجیح می دهد (پورافکاری، 1384).
2-4-مراحل پیشگیری از اعتیاد :
1- پیشگیری اولیه برای جلوگیری از شروع استعمال مواد مخدر
2- پیشگیری ثانویه شامل شناسایی به موقع افراد وابسته به مواد و معرفی آنها برای مراکز درمانی و باز پروری
3 -پیشگیری ثالث شامل درمان کسانی که تحت تأثیر مصرف شدید مواد مخدر قرار گرفته اند.(مناجاتی وهمکاران ،1384).
2-5-درمان بیماری اعتیاد :
الف -عملیات سم زدائی به وسیله متادون یا مواد غیر افیونی و ارتباط با پزشکان مربوطه
ب -عملیات باز توانی و باز پروری توسط متخصصان روان شناسی ،جامعه شناسی ،زیست شناسی ،مدد کاری اجتماعی برای بهبود بخشیدن به شرایط و کیفیت زندگی افراد وابسته به مواد و بکار گیری فعالیت های روان درمانی ،خانواده درمانی ،گروه درمانی،گروه های حمایت ازبستگان می باشد(زارع،82).
2-6-تعریف گروه وگروه درمانی:
کلمه گروه معانی و کاربردها ی متعددی دارد و با کلماتی نظیرتوده ،انبوه خلق ،اجتماع ،سازمان و دسته بکار می رود. گروه تعاریف گوناگونی داردکه عبارتنداز:1- تجمع دو نفر یا بیشتر که با یکدیگر ارتباط ومشارکت دارند 2- تجمع عده ای از افراد که عملکرد مشترک و هدف مشخص دارند و از قوانین و مقررات درون گروهی خاصی تبعیت می کنند 3- تجمع هدف دار دو نفر یا بیشتر که با یکدیگر نقش متقابل دارند 4- مجموعه ای از افراد که در ارتباط با یکدیگر هستند و هر فرد از نقش های خود در درون گروه آگاهی دارد ( شفیع آبادی، 1372 ).
به اعتقاد اولسن (1970)گروه درمانی یک سلسله فعالیت های سازمان یافته است که گاهی یک وهنگامی دو مشاور با تقریباهشت تا ده نفر شرکت کننده دور هم می نشینند وتلاش می کنند به تجزیه وتحلیل موضوع خاصی بپردازند تابتوانند راه حل مناسبی برای مشکل گروه بیابند.از اینروهدف گروه درمانی در وهله اول معمولا حل مشکل ودر مرحله بعد جلوگیری از بروز مشکلات می باشد (شفیع آبادی،1386).
گروه درمانی آموزش مهارت حل مسئله برای افراد مشروح زیر مناسب می باشد :
1 -افرادی که بعد از دریافت یک در مان مناسب سوء مصرف مواد مخدر نتوانند پاک بمانند.
2-افرادی که با وجود حضور پیوسته در گروه های معتادین گمنام هنوز نمی توانند پاک شوند. 3-افرادی که پس از یک مدتی پاکی دوباره به مصرف مواد مخدر روی می آورند.
4-افرادی که به شکل پیوسته و دوره ای بین پاکی و عود حرکت می کنند(زارع،1383).
2-7-دیدگاه های مختلف درموردعلل وعوامل موثر پرخاشگری درافراد وابسته به مواد:
2-7-1-دیدگاه زیستی:
میزان همگامی ارثی بالاتری درخانواده های افرادخشن دیده می شود وعوامل زیستی متعددی مانند تاثیر داروها وسوءمصرف مواد،سطح هورمونها،صدمه به مناطق خاص مغز وناقلان عصبی به تناوب در فرایند خشونت دخیل دانسته شده اند(بردبار،86).
2-7-2-دیدگاه فروید:
پس از بروزجنگ جهانی اول،فروید غریزه ای به نام انیروی مرگ عنوان کرد که انرژی آن درجهت تخریب زندگی است.درواقع پرخاشگری درافراد به طور عمده ازتغییر جهت غریزه خود تخربی گر مرگ به سمت دیگران ریشه می گیرد(همان منبع).
2-7-3-دیدگاه یادگیری اجتماعی:
خشونت،رفتاری است که مثل سایر فعالیتها اکتساب وحفظ می شود.از نظر این دیدگاه خشونت فردی ریشه درعواملی چون تجربه گذشته فرد پرخاشگر ،یادگیری وطیف وسیعی از عوامل مربوط به موقعیت بیرنی اودارد. تجربه رفتارهای متضاد والدین،مصرف مواد درمنزل،فقدان کارکردهای مناسب خانواده ،مشاهده مصرف مواد توسط والدین وخشونت آتی می تواند احتمال ارتکاب کودکان به خشونت خانوادگی ونیز مصرف مواد رادربزرگسالی افزایش دهد که تداوم بین نسلی اعتیاد وخشونت را همراه باتغییر
ات ساختاری خانواده به دنبال دارد ودراین شرایط رواج دورباطل اعتیاد وخشونت خانوادگی افزایش می یابد(همان منبع).
2-7-4-دیدگاه اسناد:
اسنادهای همسران وکودکان درمورد شرایط زندگی ،به رضایت وخشونت آنها ازخانواده بر می گردد.همسران افراد معتاد ،احتمالاًمشکلات زناشویی ورفتارهای منفی وپرخاشگرانه شوهر یاهمسر معتاد رابه وبژگی های شخصیتی کلی اونسبت می دهند واین رفتارها راتعمدی،بابدخواهی ومستحق سرزنش می دانند.ازعوتقب اسنادهای منفی ونامناسب،کاهش رضایت خانوادگی وکیفیت سیستم حمایتی خانوادگی است که خود رابطه مستقیمی با خشونت های خانوادگی دارد(همان منبع).

2-8-عوامل خطر ساز(فردی،خانوادگی،محیطی) درشکل گیری پرخاشگری واعتیاد:
2-8-1-عوامل فردی:
ویژگی های شخصیتی ورفتارهای مرتبط با اعتیاد وخشونت خانوادگی که باهم ،همپوشی زیادی دارند،ازجمله :بیش فعالی،مزاج دشوار،دلبستگی آسیب دیده نسبت به مادر،فعالیت جنسی زودرس،رفتارهای ضد اجتماعی ،فرار از خانه ،بازداری اجتماعی پایین،مشکلات تعاملی باهمسالان،انزوای اجتماعی ومحرومیت اجتماعی باعث شکل گری اعتیاد وپرخاشگری در افراد می گردد(بربار،86).
2-8-2-عوامل خانوادگی:
عواملی که بیشترین ارتباط رابا خشونت خانوادگی واعتیاددارند عوامل مربوط به والدین وخانواده است،عوامل خانوادگی درگیر دراین مسئله شامل رفتارهای بدین شرح است: ناسازگاری والدین،محیط زندگی فقیرانه،تدابیر انضباطی فوق العاده خشن،تعارض بین والدین،ارتباط درون خانوادگی ضعیف،غیبت ودردسترس نبودن والدین،انزوای اجتماعی خانواده ووجود یانبود حمایت نزدیکان بدیهی است،والدینی که اعتیاد دارند ازبرآوردن صحیح ومناسب نیازهای عاطفی،برانگیختن انگیزه تحصیلی وتأمین نیازهای اولیه فرزندان خود ناتوان می باشند ووقت آنها صرف تهیه مواد مخدر می شود واین شرایط تامرحله ترک ورها کردن فرزندان نیز پیش می رود(همان منبع).
2-8-3-عوامل محیطی:
متغیرهای مربوط به محیط زندگی نیز به هردوعامل (فردی وخانوادگی)تاثیر می گذارند این عوامل شامل هنجارهای اجتماعی،آشفتگی در محیط همسایگان،محروم شدن ازحقوق فرهنگی-اجتماعی وعدم دسترسی به تعلیم وتربیت اجتماعی مناسب.عملکرد آموزشی ضعیف،فرار ازمدرسه وافت تحصیلی نیز عواملی هستند که خطر مصرف مواد رادر نوجوانان افزایش می دهند .این عوامل باوجود کودکان آسیب دیده ونیز خانواده های درگیر اعتیاد ارتباط نزدیکی دارند(همان منبع).
2-9-رویکردهای مختلف درمان در اعتیاد:
2-9-1- رویکرد روان کاوی :
این رویکرد از نظریه فروید (1689) یکی از بزرگترین دانشمندان تاریخ بشر و در نظریه های پیروان وی ریشه گرفته است .اعتقاداین رویکرد چنین است که نیاز انسان وابسته به مواددرواقع نوعی احساس تعلق داشتن راتسهیل می کندکه نشان دهنده یک خواسته و میل
پنهان (از دوران کودکی تا اکنون) در فرد همراه می باشد .درمان ،شامل شناسایی امیال وخواسته های سرکوب شده در دوران کودکی و جایگزینی مناسب به جای آنهااست(بک، ترجمه: گودرزی،80).
2-9-2-رویکرد شناختی رفتاری :

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

این رویکرد از نظریات روانشناسی چون پاولف(1849)،واتسون( 1384 )،بک( 1976 )الیس (1962) ریشه گرفته اعتقاد براین است که اعتیادنوعی رفتار آموخته شده است که به وسیله عواقب و همانند هایی مانند اثرات لذت بخش مواد تقویت می گردد. درمان، شامل شناسایی محرکها و آموختن چگونگی اجتناب ازاین گونه محرکها و خاموش شدن پاسخ های شرطی به این محرکهااست. در بعد شناختی هدف اصلی درمان ایجاد افکارو رفتارهای مناسب درفردبرای مقابله به مصرف مجدد مواد است(همان منبع).
2-9-3-رویکرد آموزش روانشناختی:
این رویکرد تا حدود زیادی ریشه در نظریه شناختی رفتاری دارد و گروه را نسبت به عواقب رفتاری ،جسمی و روانشناختی مصرف مواد آگاه میسازد. همچنین فردرا نسبت به نشانه های محیطی و اجتماعی که میتواند موجب بر انگیختن تمایل مصرف مواد و عود شوند آگاه می سازند. فرددرگروه یاد می گیرد که از افرادآلوده بپرهیزد و دوستان سالم و نیز فعالیت های مثبت را
جایگزین نماید. هدف ازدرمان ،ازبین بردن معضلات موجود در زندگی که موجب گرایش به مصرف مواد می گرددندو باز سازی کردن شیوه های صحیح زندگی وهمچنین پیش بینی و شناخت موانع بهبودی و حل مشکلات زندگی می باشند(همان منبع).
2-10-دیدگاه های مختلف درمورداعتیاد:
2-10-1-اعتیاد به عنوان یک عامل غیر اخلاقی :
براساس این دیدگاه اعتیاد به مواد به دلیل اثرهایی که از خود بجا میگذارد عملی غیراخلاقی است و گناه محسوب میشود که افرد بایستی از آن اجتناب کنند. کشورهای کثیری ضمن غیرقانونی شمردن سوء مصرف مواد روانگردان ، قوانین مختلفی جهت مجازات معتادان به موادمخدروضع کرده اند و کنترلهای شدیدوخفیف برتولید،ورود،توزیع،خریدوفروش و مصرف مواد افیونی اعمال می گردد(زارع،82).

2-10-2-اعتیاد بعنوان یک بیماری :
براساس این دید گاه که بیشتر جنبه پزشکی دارد فرد به دلیل شرایط زیستی خود مانند زمینه های ژنتیکی برای اعتیادآمادگی دارد وبنابراین اعتیاد خارج ازاراده فرد است(همان منبع).
2-10-3-اعتیاد بعنوان یک رفتار غیرانطباقی
براساس این دیدگاه همانطور که هرانسانی رفتارهای گوناگون به اوآموخته میشود، رفتارهای اعتیادگونه نیزآموخته میشوند. بنابراین شرایط محیطی ، خانوادگی ، اجتماعی ، شخصیتی و روانی فرد باعث شکل گیری رفتارهای اعتیادگونه می شوند (توماس ، 1999).
2-11-فرایندهای شناختی اعتیاد:
مارلت وگوردن ( 2000) چهار فرایند مربوط به اعتیادراکه منعکس کننده مدلهای
شناختی هستند توصیف میکند:1 -احساس بسندگی شخصی 2- انتظار درمورد پیامدها3- اسنادهای علی 4- فرایندهای تصمیم گیری(زارع،82).
2-11-1-احساس بسندگی شخصی:
به نوع قضاوت شخص درمورد توانایی خودبرای مواجه شدن با موقعیت اخیر یا موقعیت های چالش آمیز یا پرخطر اطلاق میگردد. نمونه های اعتقاد به بسندگی بالا عبارتند از( میتوانم بطور موثری باوسوسه مصرف مواد مقابله کنم یامیتوانم به مواد نه بگویم)نمونه هایی ازاعتقادات مربوط به پایین بودن احساس نابسندگی عبارتند از (برده مصرف مواد هستم. نمیتوانم بدون مواد روز راسپری کنم ) مارلات معتقد است که سطوح پایین احساس بسندگی شخصی با عود و مصرف موادهمراه است و سطوح بالای احساس بسندگی شخصی ، با پرهیز ازمصرف موادمخدرهمراه است (همان منبع).
2-11-2-اسنادهای علی:
به اعتقادات فرد به این که مصرف دارو به عوامل درونی یا بیرونی قابل استناد است اطلاق می شود . برای مثال فردممکن است دارای اعتقادات زیرباشد(( همه همسایه های من خود شان موادمخدراستفاده میکنند” عامل بیرونی ” یا ” من از نظر جسمی به الکل اعتیاد دارم و بدنم بدون آن نمیتواندزنده بماند” ( عامل درونی ) که به احتمال زیاد این عقایددرفرد منجر به ادامه مصرف موادمخدر میگردد.زیراکه فرد مصرف مواد راازقبل تعیین شده و خارج ازکنترل خود می بیند(همان منبع).
2-11-3-انتظار درمورد پیامدها:
به عقیده الیس وقتی حادثه فعال کننده ای برای فرداتفاق می افتد اوبراساس تمایلات ذاتی خود ممکن است دو برداشت متفاوت از آن حادثه داشته باشد .یکی برداشت افکار ، عقاید و باورهای منطقی و عقلانی و دیگری برداشت افکار، عقاید و باورهای غیرمنطقی و غیرعقلانی می باشد . افرادی که افکار و باورهای منطقی و عقلانی راانتخاب میکنند دارای شخصیت سالمی هستند در حالتی که فرد تابع و دستخوش افکار و عقایدغیرمنطقی و غیر عقلانی خود باشد در این حالت فردی است مضطرب و غیرعادی که دارای شخصیتیی ناسالمی است وتا
زمانی که تفکر غیر منطقی ادامه یابد اختلالات عاطفی نیزبقوت خودباقی میماند وباعث افزایش ومیل به مصرف مواد در فرد می گردد(همان منبع).

2-11-4-فرایندهای تصمیم گیری:
مصرف موادوعوددرافرادوابسته به مواد یک فرایند شناختی تصمیم گیری است که مصرف مواد نتیجه تصمیم گیریهای عدیده هر فردمی باشد و بسته به این که تصمیم گیریها درست (منطقی)یا غلط(غیر منطقی) باشند منجر به مصرف یاعدم مصرف می شوند)همان منبع).
2-12-پیشینه تحقیق:
2-12-1-تحقیقات انجام شده درداخل کشور :
محمد نژاد (1379) پژوهشی تحت عنوان علل گرایش به مواد مخدر وتاثیر آن در پیدایش خشونت وارتکاب جرم انجام داد. نتایج پژوهش نشان داد پیشگیری از آسیبهای اجتماعی به ویژه اعتیاد بیشتر از باز پروری معتادان واجد اهمیت است وهمچنین در زمینه پیشگیری از اعتیاد باید مصون نگه داشتن خانواده ها را ازآسیبهای اجتماعی وارتقاءبخشیدن سطح سلامت روان خانواده در درجه اول برنامه های مبارزه با جرم وخشونت معتادین به حساب آورد.
صالحی(1379) در جمعبندی تحقیقات انجام شده در خصوص اعتیاد معتقد است اختلاف وتنش بین والدین ،جدایی و طلاق ،کمبودهای عاطفی،رفتارهای خصمانه واعتیاد در خانواده های آنان باعث روی آوردن نوجوانان وجوانان به مصرف مواد مخدر می گردد.
منوچهری (1379) در تحقیق خود تحت عنوان بررسی رابطه بین خانواده های آسیب دیده ومیل به مصرف مواد مخدرتوسط فرزندان آن خانواده،به این نتایج دست یافت که وجود والدین معتاد،فقر ،بیکاری،تشنج در محیط خانواده ،منازعات ومشاجرات ناشی از اعتیاد باعث افزایش وشدت مصرف مواد توسط فرزندان آن خانواده به مواد مخدر می گردد.
ابراهیمی (1380) درجمعبندی تحقیقات انجام شده در خصوص بررسی اثر بخشی مصرف مواد مخدر برشکل گیری پرخاشگری دراعضاءخانواده معتقد است مصرف مواد مخدر حتی دریک عضو ازاعضاء خانواده می تواند اثرات وسیعی بر کل خانواده داشته باشد.این اثرات به طور گوناگون نظیر رفتار های خشن وپرخاشگری ،نارسایی عملکرد خانواده،سازش نایافتگی خانواده،استفاده ازمکانیزمهای دفاعی زیانبار

بزهکاری نوجوانان

دنیای تازه افکار نوجوانی :

نوجوانی توانائیهای نا شناخته تفکر را آشکار می کند . افکار نو ، دیدگاه های تازه ، افق های جدید و مشغولیت های ذهنی نوجوان تغییر شکل می یابد و پیچیده می شود . افکار او به دنیای خالی راه می یابد و به او اجازه می دهد که مهارتهای شناختی تازه خودرا در خیال پردازی ها نیز مثل دنیای واقعی بکار ببرد .
معمولاً نوجوانی را بین 18-11 سالگی به حساب می آوردند . مسلماً تغییر شکلهای جنسی یکی از ویژگی هایی است که کودک را به بزرگسالان ، مرد یا زن تبدیل می کند اما تغییر شکل ها فرایند های ذهنی خود نیر جایی دارد .کودک استدلال پذیر به نوجوان استدلال کننده تبدیل می شود . نوجوان که هر استدلال کردن را تکمیل می کند و همه چیز را دوباره زیر سوال می بد تحول استدلال نه تنها او را در جهت کشف افکار کلی بلکه در جهت کش روبط منطقی سوق می دهد . کشف اخیر موجب می شود که او به افکار خود وحدت بدهد . این تغییرات شناختی نشانه عبور از تفکر عینی به تفکر انتزاعی است .
توانائی های که از استدلال منطقی در نوجوانی بوجود می آید در مورد افراد ؟ نیز کاربرد پیدا می کند . نوجوان به کلمات انتزاعی و با سوالات فلسفی بازی می کند . درباره معانی زندگی، عشق و مرگ می اندیشد و از خوب و بد برای فرد تعاریفی فراهم می آورد . او بتدریج درباره نزدیکان و اجتماع قضاوت می کند و از خیال پردازی درباره رویدادهای آینده و موقعیت های فرضی احساس شعف می کند .( چرا نوجوانان بزهکار می شوند ، همشهری ، شماره 1758)
تحول جدید در تفکر به نوجوان اجازه می دهد که خود ، دیگران و موقعیت ها را بر اساس دور نمای متفاوت درک کند .
پیاژه ، معتقد بود که در نوجوانی دشد شناختی فرد و مرحله عملیات سوری می رسد . رسیدن به این مرحله موجب می شود که نوجون مهارت های شناخته تازه ای نشان دهد.
نوجوان از نظر ادراکی که از خود دارند تغییرات زیادی پیدا می کند اما هیچ دلیلی نداریم که فرض کنیم نوجوانی به عنوان مرحله ای از رشد نسبت به دیگر تنشهای زیادی دارد این نتیجه گیری از تحقیق بر روی شش هزار نوجوان در ده کشور بدست آورده است .طبق مطالعه طولی دو هزار و دویست و سیزده نوجوان از نظر نگرش ها ، تغیرات مهم به همراه نمی آورد . آرزوها ، خویشتن پنداری ، عقاید سیاسی ، معمولاً در شانزده سالگی مستقر می شود . نوجوانی که در آغاز تحصیلات دبیرستانی خود آرزوهای بزرگ و هویت مثبت دارد آنها را دست کم تا پنج سال پس از تحصیلات دبیرستانی حفظ می کنند. ( چرا نوجوانان بزهکار می شوند ، همشهری ، شماره 1758)
طبقه بندی مشکلات جوان و نوجوان :
بر اساس مطالعه و تحقیقی که درباره 10000 دانش آموز دبیرستانی بعمل آمده وجود مسائل مشترک زیر در ایشان کشف کرده اند :
1- مسائل مربوط به عوامل بهداشتی و رشد فرد . 2- مسائل مربوط به شخصیت و سازگاری 3- مسائل خانوادگی 4- مسائل مربوط به وضعیت و موقعیت اجتماعی
5- مسائل جنسی و روابط جنسی با جنس مخالف 6- مسائل دینی و اخلاقی 7- مسائل مربوط به مدرسه و مطالعه 8- مسائل مربوط به انتخاب شغل
دکتر صاحب الزمانی مسائل جوانان ایرانی را در 16مساله خلاصه کرده است که به قرار زیر است :
مسئله کار ـ تحصیل ـ مطالعه آزاد ـ تفریح ـ مقبولیت و خود نمایی ـ جنسی ـ همسر گزینی و اخلاق ـ جنگ نسل ها ـ همزیستی بودن تفهم ـ تضاد ارزش ها ـ ناهماهنگی خانه و مدرسه ـ عدم استقلال یا استقلال زیاد ـ هراس از رقیب ـ فقر آرمان اجتماعی ـ مقبولیت و خودنمائی ـ نداشتن قانون های رهنمون و رهبری .
برای مقابله با بزهکاری در سطح اجتماعی طرح هایی به اجرا در آمده و نتایج خوبی حاصل شده است .
آموزش خانواده های بزهکاران و کمک همه جانبه به آنان .
ایجاد شبه خانواده ها :گاهی والدین توان برخورد با نوجوان بزهکار را ندارند پیش بینی مراکزی که بتوان نوجوان بزهکار را به آنجا ارجاع داد ودر آنجا تحت آموزش و پرورش قرار گیرد ضرورت دارد تا از گرایش نوجوان به سمت دوستان نا باب یا بزهکار حرفه ای جلو گیری شود .
خانواده های پرورشی : برخی از خانواده های خیر خواه و انسان دوست در سطح جامعه پیدا می شوند که واجد شرایط اخلاقی و انسانی وعلمی برای اصلاح رفتار بزهکارانه هستند و حاضر به پذیرش و تغییر رفتار این قبیل مهجوران اجتماعی و اخلاقی می باشند .

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

موسسات تربیتی : گاهی عادت بر بزهکاری آنچنان رسوخ یافته که خانواده ها از اصلاح و تغییر آن عاجزند و در چنین وضعیتی می باید موسسات تربیتی برای کنترل و تغییر رفتار این افراد وجود داشته باشد مانند کانون اصلاح و تربیت .
گاهی تمامی بزهکاران در زندان با یکدیگر آن را در کار خود مجرب تر می سازد و از جانیان بالقوه بزهکاران بالفعل می سازد که عملاً این تناسب بااستعدادها و علایق را برای بزهکاران در نظر گرفته و آنان رابه کار می گمارند . بیکاری برای بزهکاران وسیله ای می شود تا وقت اضافی داشته باشند ومجدداً دست به بزهکاری بزنند . از نظر اجتماعی بزهکاری رابه 3 دسته تقسیم کرده اند :
بزهکاری بر علیه اشخاص عادی جامعه مانند ضرب و جرح ، تجاوز به عنف ، گسستن عمد یا غیر عمد .
بزهکاری بر علیه دارائی و مالکیت دیگران مانند دزدی و جعل اسناد.
بزهکاری بر علیه نظم عمومی مانند فحشا و خرید و فروش مواد مخدر .
بزهکاران از نظر وضعیت بروز جرم به دودسته 1- اتفاقی 2- حرفه ای ، تقسیم
می شوند.
مجرمین اتفاقی فقط وقتی که فرصت باشد مرتکب جرم می شوند وسعی می کنند با پنهان کاری اعمالشان را از نظر عمومی و حقوقی مخفی نگه دارند . مجرمین حرفه ای بر اثر تکرار بزه وضع مشایعتی پیدا کرده اند و خلاف فرهنگ و ضد اجتماع عمل می کنند و بین خود و مردم پیوندی احساس نمی کنند. (صدقی، ذبیح الله عوامل موثر در انحرافات اجتماعی با تکیه بر عوامل خانوادگی، فرهنگی، اجتماعی موثر در بزهکاری نوجوانان)
از مطالعات موجود در زمینه عامل ارثی در بزهکاری ها نمی توان استنباط کرد که عامل ارثی تعیین کننده باشد و شاید تنها بتوان گفت که در برخی افراد آمادگی ارثی وجود دارد و این آمادگی ممکن است در خانواده های معمولی هم وجود داشته باشد . برخی از کودکان زود برانگیخته می شوند ، قدرت عکس العمل سریع دارند و نمی توان همه را یکسان تلقی کرد . وقتی علت ژنتیک در توجیه بزهکاری ها نا کافی به نظر آمد می توان علت بزهکاری ها را یادگیری دانست ، بلرو جونز با صداقت گفته اند که بزهکاری یک رفتار آموخته است . فرد بزهکار از مهر و محبت محروم بوده و جای انسی در این جهان وجود ندارد . در اجتماع نیز داری مقام و ارزشی نیست و هیچ نوع احساس ارزشی نمی کند . وقتی بزهکاری رفتار یاد گرفته شده باشد تحت تأثیر شرایط و عوامل خانوادگی واجتماعی یاد گرفته شده باشد و فرد بزهکار با ارتکاب با آن رفتار و نتایج مورد نظر خود رسیده و به تخلیه هیجانی یا رفع محرومیت خود ، جامه عمل پوشیده واحساس قدرت و ارزش کرده و به نوعی خود را در جمع نشان داده و مورد قبول دوستان قرار گرفته است .( صدقی ، ذبیح ا… ، عوامل مؤثر در انحرافات اجتماعی با تکیه بر عوامل خانوادگی فرهنگی ، اجتماعی مؤثر در بزهکاری نوجوانان )
چرا همه افراد هنجارها را نمی شکنند و فقط برخی هنجار شکنی می کنند ؟
کجروی راهی کوتاه برای وصول به برخی اهداف است و چرا برخی افراد راه کوتاه تر و سهل الوصل تری را برای رسیدن به اهداف خود انتخاب می کنند ؟ در پاسخ به این پرسش دو دلیل مطرح است : اول انتقال ارزشهای اجتماعی که در قالب هنجار مطرح می شود که از کودکی آعاز شده و تا بزرگسالی ادامه پیدا می کند . دلیل دوم ، درونی شدن این هنجار هاست . اما باید یاد آور شد که درونی شدن هنجارها شریط کافی برای جلوگیری از هنجار شکنی نیست بلکه پیوند های اجتماعی نیز باید با آن همراه باشد .
این پیوند ها به فرد اجازه نمی دهد که راه های سهل و کوتاهی را در کسب کجروی می شود ، انتخاب کند . ویژگی فردی مانند : تفاوت در برابر ناکامی اخیر و لذات آنی و آتی ، تصویر مطلوب از خودداشتن و درونی شدن هنجارها، ویژگی های مثبت هستند اما پرسش جامعه شناسان این است که مشخصات فردی تا کجا و تا چه حد می تواند بازدارنده رفتار خاص باشند ؟ یافته ها نشان می دهدکه تا آنجا که ساخت اجتماعی ، امتحان ارتقاء کسب پاداش را فراهم کند یا به عبارت دیگر آنجایی که هنجارها کارکرد مثبت داشته باشند میل به ادامه و تقویت آنها بیشتر است آنچه نوجوان و جوانان را از کجروی و انحراف باز می دارد ، شرایط اجتماعی مناسبی است که در خانواده ها به منظور درونی شدن هنجارها باید فراهم شود .
مساله دیگر تقویت هنجارها توسط ساخت اجتماع است ، در خانواده ها به منظور درونی شدن هنجاها باید فراهم شود که هنجارها درونی شود ، پس از درونی شدن جامعه باید امکان تحقق رعایت هنجارها را برای جوانان فراهم کند در این صورت اجرای این هنجارها برای جوان و جامعه سودمند خواهد شد.
بزهکاری :
برخی جنایات قابیل که برادر کوچک خود یعنی هابیل را کشت ، اولین جنایت بشر دانسته اند وبا توجه به این مطلب مشخص می گردد که مسئله بزه و بزهکاری سابقه ای بس طولانی دارد و حتی زمان وقوع آن به زمان پیدایش انسان در جوامع انسانی باز می گردد . از زمان شروع فکر در باب فلسفه و زندگی اجتماعی انسان ، بشر به این موضوع نیز اندیشیده و به طور پراکنده و نا منظم اشاراتی داشته است اما تفکر و مطالعه علمی در این باب مانند اکثر مطالب دیگر علمی و اجتماعی احتمالاً پس از دوران تنویر افکار در اروپا یعنی پس از اتمام دوران قرون وسطی و شروع دوره رنسانس و انقلابهای بزرگ و بالاخص انقلاب صنعتی با نتایج خاص خود در زمینه امور اجتماعی و پیشرفت های تکنیکی می رسد . بررسی علمی در مورد بزهکاری جوانان برای هر کشوری ؟ است و پیشگیری و درمان آن تنها در سایه پژوهش های روان شناسی ، اقتصاد اجتماعی ،در موسسات تحقیقی بدرستی می توان شکل گی
رد و راه نجات هزاران نوجوان بزهکار که اصلاح پذیر و شایسته سازگار شدن مجدد با فرهنگ و نورمهای جامعه و ادامه کوشش های مشروع اجتماعی شود .
جنایتکاری و بزهکاری از نظر حقوقی دارای مفاهیم روش و معینی هستند و در واقع قوانین آن ها را دقیقاً تعریف می کنند و به همین دلیل است که آدلر در سال 1933 اعلام داشت که قانون جزایی علت صوری جنایت است و اگر قوانین وجود ندارند جنایت نیز خود به خود از بین می رفت .
رابین نیز در سال 1949 نوشته است که بزهکاری آن چیزی است که قانون می گوید چیست . از طرفی دیگر بین جنایتکاری و بزهکاری از لحاظ معنی و مفهوم تفاوتی نیست ، فقط تفاوت در این استکه بزهکاری ب ارتکاب جرمهایی اطلاق می گردد که کمتر از سن معینی به وقوع می پیوندد . تعیین میزان این سه بدست قانون است و بر حسب جوامع مختلف متفاوت در این شرایط نخستین وظیفه ما پافشاری دوباره این نکته است که هیچ مفهوم روانی بی ابهام و مشخص با مفهوم حقوقی بزهکاری تطبیق نمی کند . بیماری روانی شخصی به نام بزهکاری و یا ریخت روانی معینی که معرف تمام بزهکاران و یا خاص بزهکاران باشد وجود ندارد و معذالک به نظر می رسد بسیاری از پزشکان و روان شناسان و حقوقدانان و مربیان با وسوسه به یک نوع وجه اختصاصی زیستی ـ روانی بزهکاری هم آغوشند .( محمد مهدی حسینی، پایان نامه 56، 1355)
اگر تمام دانش های بشری مربوط به بزهکاری تا کنون هماهنگ شده بودند و حاصل تحقیقات متنوع و متفاوت همراه گردیده بود ، بدون تردید عقیده عمومی درباره‌ این مسئله بر رشد بیشتری نایل گردید . پاره ای از محققان بررسی روانی جرم ها را به یک سو می نهند به این دلیل که روان شناسی ، بررسی فرد نمی تواند نتایج اجتماعی بزهکاری را تبیین کند . شاید این نکته تا حدی قابل قبول باشد ولی آنچه در عین حال مسلم و واقعی است ، این است ک بدون فهم و شناخت عمیق مسائل مرزی ، تحقیقات درباره بزهکاری از زاویه جامعه شناسی رضایت بخش نخواهد بود .

روند تحقیقات در باب مطالعه بزهکاران تا به امروز همچنان ادامه یافته و به تدریج بر شدت آن افزوده شده است . در این میان هر یک از دانشمندان به بررسی شاخه ای از آن پرداخته و نتیجتاً مباحث آن تجزیه و تخصصی تر گردیده است . چنانچه حتی در مورد علل بزهکاری هر یک از متخصصین نظر متفاوتی نسبت به دیگران ابراز داشته و هر کدام علت اصلی بزهکاری را عامل معینی دانسته اند . لوموز اندیشمندی که در باب مطالعه انواع بزهکاری ها و علل و عوامل آن شهرت بسزایی دارد نیز کسب نموده است ، عنوان می دارد بعضی از افراد ذاتاً مجرم و بزهکارند . برخی دیگر چون رافایل گاروفالو معتقدند که بزهکاری افراد ناشی از ژن انتقال صفات و خصوصیات تبهکارانی از نسلی به نسل دیگر می باشد .
دورگیم و انگلس نیز اعتقاد داشتند که شرایط اقتصادی و بخصوص فقر مادی از عوامل اساسی وقوع بزهکاری از طرف افراد است و بر اساس همین مطلب برخی از صاحبنظران که بزهکاری از چه زمان در جوامع پیدا شده و به مرور انواع و اشکال مختلف آن بسط یافته است ، معتقدند که انسان اولیه به سبب آنکه از امکانات طبیعی از قیبل غذا ، لباس ، مسکن و دیگر نعمات طبیعی به فور به یکسان بهره مند بود لذا نیازی به شکستن هنجارهای مورد قبول گروه را نداشت ، لیکن پس از آنکه برخی به سبب دست یافتن به موقعیت های مناسبی از قبیل نیروهای جسمانی بیشتر استعداد و هوش فراوانتر یا تخصیص یافتن در استفاده از ابزار جدید تر از دیگران پیشی جستند .
مسئله تملک بیشتر و خصوصی تر یا بعبارتی مسئله مالکیت خصوصی مطرح شد . در همین جا بود که عده ای از افراد در رده های پایین گروه قرار گرفتند و از برخی از مواهب طبیعی و اجتماعی محروم گردیدند زور زورمندان جامعه برای تثبیت مالکیت و موقعیت خویش همچنین دور نگه داشتن این امتیازات از افراد دیگر اجتماع ، اقدام به نفع دارندگان امتیازات اجتماعی اقتصادی بود و پس از چندی بصورت هنجارهای اجتماعی نیز در آمد . (محمد مهدی حسینی، پایان نامه، 56، 1355)
از این رو احترام دیگران در جهت به جنگ در آوردن مقداری از امکانات اقتصادی اجتماعی برگزیدگان جامعه نوعی هنجار شکنی و تخلف از قوانین محسوب و این تجاوزگران و قانون شکنان یا بعبارتی مجرمین ، مورد تنبیه و مجازات قرار گرفتند و به این ترتیب بود که مرز بین بزهکار و غیر بزهکار مشخص شد.( محمد مهدی حسینی،پایان نامه 56-1355)
تعریف بزهکاری :
بزه عبارت از اقدام به عملی که بر خلاف موازین ، مقررات و قوانین و معیارهای ارزش و فرهنگی جامعه باشد . دروه نوجوانی بخاطر تحولات بلوغ و تغییر ارزشها و همچنین بحران هویت مرحله ای است که در آن بزه بیشتر اتفاق می افتد .
حداقل سن بزهکاری در جوامع مختلف فرق می کند . حداقل سن در آمریکا 7 سال ، در انگلستان 10 سال ، در یونان 12 سال ، در اتریش ، آلمان ، ایتالیا ، بلژیک 14 سال ، در کانون اصلاح و تربیت تهران حداقل سن 10 سال می باشد .
نوع بزه در جوامع مختلف نیز فرق می کند . برای مثال در قاهره جمع کردن سیگار بزه محسوب می شود .
طبقه بندی بزه :
از نظر اجتماعی بزه رابه سه نوع تقسیم کرده اند :
بزهکاری بر علیه اشخاص عادی جامعه مانند ضرب و جرح ، تجاوز عنف، کشتن عمد یا غیر عمد .
بزهکاری بر علیه دارای و مالکیت دیگران مانند : دزدی و جعل اسناد .
بزهکاری بر علیه نظم عمومی مانند فحشا و خرید و فروش مواد مخدر .
از نظر وضعیت بروز جرم بزهکاری را می توان به دودسته تقسیم کرد :
بزه اتفاقی:
بزهکاران اتفاقی فقط وقتی که فرصت مناسب باشد مرتکب جرم می شوند وسعی می کنند با پنهان کاری اعمالشان را از نظر عمومی و حقوقی مخفی نگه دارند .
بزه حرفه ای :
مجرمین حرفه ای بر اثر تکرار بزه وضع ثابتی پیدا کرده اند بر خلاف فرهنگ و ضد اجتماع عمل می کنند و بین خود و مردم پیوندی احساس نمی کنند .(مجله اصلاح و تربیت ، دوره پنجم ، شماره 49 بهمن 1378)
نظریه های رایجی درباره علل رفتارهای بزهکارانه ارائه شده است . در این جا سه نظریه که کوشش نموده است بزهکاری نوجوان را تبیین کند مورد بررسی مختصر

دانلود پایان نامه درباره بازارگرایی، عملکرد بازرگانی، گرایش بازار، نوآوری سازمان

رشد پویای اقتصاد ملی و افزایش استخدام برای تولید سود در شرکت نوآور می‌باشد. نوآوری پدیده‌ای نیست که فقط یک بار رخ دهد، بلکه فرآیندی مستمر و متشکل از فرآیند تصمیم‌گیری سازمانی در تمام مراحل، از توسعه ایده جدید تا کاربردی شدن آن می‌باشد. ایده جدید اشاره به درک نیاز جدید مشتری یا روش جدید تولید دارد و از طریق جمع آوری اطلاعات با دیدگاه کارآفرینانه توسعه می‌یابد. در فرایند کاربردی شدن ایده جدید، به صورت محصول، فرآیند یا خدمت، به کاهش هزینه و افزایش بهره‌وری باید توجه شود.

2-21- انواع نوآوری
نوآوری را می توان به‌صورتهای مختلفی دسته‌بندی نمود، اما معروف ترین و رایج‌ترین تقسیم‌بندی نوآوری عبارت است از:
نوآوری مبتنی بر بازار5، نوآوری مبتنی بر محصول6، نوآوری مبتنی بر فرآیند7 و نوآوری سازمانی

2-21-1- نوآوری مبتنی بر بازار:
شامل دانش جدید در کانال‌های توزیع، محصول و کاربردها برای انتظارات، ارزش، نیازها و خواسته‌های مشتریان است و هدف اصلی آن بهبود آمیخته بازاریابی (محصول، قیمت، توزیع و ترفیع) است. فراسکاتی مانوئل بیان می‌کند که نوآوری بازار به بازاریابی محصولات جدید و کلیه فعالیتهایی که به نحوی مرتبط با توسعه محصول جدید است توجه می‌کند این فعالیت ممکن است شامل قسمت‌های بازار، پذیرش محصول در بازارهای مختلف و تبلیغات باشد ولی شامل ایجاد شبکه های توزیع برای نوآوری بازار نیست.
مانند ورود به بازارهای صادراتی جدید، تقسیم ‌بندی جدید بازار، شناسایی یا استفاده از کانالهای جدید توزیع، تبلیغات جدید و… .
2-21-2- نوآوری مبتنی بر محصول:
معرفییککالایاخدماتجدیداستکهجدید یااساساصلاحشدهاست. ایننوآوریمیتواندمشتملبرپیشرفتهایی درویژگیهایعملکردی،قابلیتهایفنی،سهولتاستفادهیاهربعد دیگریباشد.
مانند کره بدون کلسترول، مقنعه آستین دار، ماشین بافت موی خانمها، چوب بیلیارد آموزشی (لیزری) و… .

2-21-3- نوآوری مبتنی بر فرآیند:
ارتباطات بین اجزا، روش‌ها، فرآیند‌ها و تکنیک‌هایی است که در محصول یا خدمت استفاده می‌شوند و ممکن است به نوآوری سازمانی نیاز داشته باشد و یا نداشته باشد. می‌تواند نوآوری محصول، فرآیند یا خدمت باشد. نوآوری محصول/خدمت باید محصول جدیدی باشد که هدف آن ارضای بخشی از نیازهای بازار است. نوآوری فرآیند با معرفی عناصری به عملیات سازمان می‌پردازد مانند مکانیسم جریان‌های کار، اطلاعات و تجهیزات مورد استفاده در تولید محصول/خدمت.
2-21-4- نوآوری سازمانی:
نوآوریهای سازمانی به چند دسته تقسیم می‌‌شوند: نوآوری در مدیریت واحدها، نوآوری درامور مربوط به پرسنل، نوآوری در فرهنگ سازمانی، نوآوری در ساختار سازمانی، نوآوری در امور مالی و… (صمد آقایی، 1383).

2-22- فرآیند نوآوری
«سالمن»(1998) معتقد است که نوآوری باید یک فرآیند چند مرحله‌ای در نظر گرفته شود. وی اعتقاد داشت که فرآیند نوآوری معمولاً با شناسایی مسأله و خلق ایده‌ها شروع می‌‌شود. در مرحله بعد، فرد نوآور به دنبال جلب حمایت دیگران برای ایده‌هایش می‌باشد و تلاش می‌کند تا ائتلافی از حامیان ایجاد کند. مرحله سوم و نهایی این است که فرد نوآور باید ایده‌هایش را تکمیل کند و نمونه اولیه‌ای از ایده خود را ارائه کند که قابل لمس یا قابل تجربه باشد. زیلبرمن (2000) معتقد است که نوآوری از یک ایده شروع می‌‌شود و بعد از آزمایش به مرحله کاربردی می رسد (شکل2-1). (سعیدی‌کیا، 1384).

2-23- مطالعات بازارگرایی
آقازاده(1387) در تحقیقی ضمن ارائه مقیاس سنجش برای بازارگرایی، ایجاد ارزش و عملکرد بانکهایتجاری، رابطه آنها با یکدیگررا مورد بررسی قرار داده است و در قالب یک مدل راهبردی نشان دادهاست. یافتههای این تحقیق حاکی از آن است که بین بازارگرایی و عملکرد بانکهای تجاری دونوع رابطه مستقیم و غیرمستقیم (به واسطه ایجاد ارزش) وجود دارد. لازم به ذکر است که رابطهغیرمستقیم نسبت به رابطه مستقیم از قدرت بیشتری برخوردار است
در تحقیقی دیگر رابطه بین بازارمحوری و عملکرد بازرگانی در محیطی ایرانی بررسی شدهاست. نتایج این تحقیق نشان می دهد که بین بازارمحوری و عملکرد بازرگانی رابطه مثبت وجوددارد. در این مطالعه به منظور سنجش عملکرد بازرگانی از ده مؤلفه عملکرد مالی: سود، نقدینگی،نرخ بازگشت سرمایه؛ تسلط بر بازار: حجم فروش، رشد فروش و سهم بازار و اثربخشی شرکت دربازار: موفقیت محصول جدید، حفظ مشتری، جذب مشتری و کیفیت محصول استفاده شدهاست(دعاییوبختیاری، 1386).
مطالعهای دیگر به بررسی میزان بازارگرایی در شرکتهای مستقر در مراکز رشد تهرانپرداخته است. در این تحقیق، مدل بازارگرایی “کوهلی و جاورسکی” که بر مبنای سه عنصرکلیدی “ایجاد و نشر هوشمندی و پاسخگویی به نیازهای بازار” می باشد برای سنجش میزانبازارگرایی انتخاب شده است. نتایج تحقیق نشان داده که میزان بازارگرایی در شرکتهای مستقردر مراکز رشد تهران پایین است(خان محمدی، 1386).
در مطالعه ای دیگر روابط علی میان فرهنگ بازارگرایی،هوشمندی بازار، قابلیت های بازاریابی و عملکرد کسب و کار در محیط صنعت پتروشیمی ایرانبررسی شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که اثر بازارگرایی (فرهنگ بازارگرایی و هوشمندیبازار) بر عملکرد کسب و کار از طریق قابلیتهای بازاریابی بیشتر از اثر مستقیم آن است(رضاییدولتآبادیوخائفالهی، 1385).
درتحقیقیدیگرتأثیرگرایشکا
ر
آفرینانهوبازارگراییبر عملکردکسبوکارشرکتهایتولیدیپذیرفتهشدهدربورساوراقبهادارموردارزیابیقرار گرفتهاست. نتایجنشانمی دهدکهگرایشکارآفرینانه،رابطهمستقیمومثبتیبابازارگرایی ندارد،بلکهازطریقکاهشگروهبندی،تأثیرمعکوسیبربازارگراییقابلمشاهدهاست(نیکومراموحیدرزاده،1382).

3-1- مقدمه
بی تردید یکی از مهمترین فصول هر تحقیق، بحث روششناسی آن میباشد. دستیابی به هدفهای تحقیق و شناخت علمی آن میسر نخواهد بود، مگر زمانیکه با روش درست صورت پذیرد. به عبارت دیگر تحقیق از حیث روش است که اعتبار مییابد، نه موضوع تحقیق. روشهای تحقیق به عنوان هدایتگر جستجوهای علمی در جهت دستیابی به حقیقت میباشند(خاکی،1384). فرایند روش تحقیق علمی به مجموعه مراحل منظم و پیوسته اطلاق میشود که امر تحقیق را از آغاز تا پایان امکانپذیر مینماید. فرایند روش تحقیق علمی شامل مراحل کلی است که هر مرحله خود نیز دارای خردهفرایندی شامل مراحل ریزتر است که عملیات و اقدامات متناسب با آن انجام میگیرد. اصل اساسی روش تحقیق، رعایت ترتیب و نظم فرایند کلی و خرده فرایندهای هر مرحله است تا تحقیق علمی را در کوتاهترین زمان ممکن و با کمترین آسیبها در زمینه کشف مجهول و کشف راه حل مساله عملی میسازد(حافظ نیا،1382).
اینفصلپسازبیانمجددفرضیههاکهدرفصلاولنیزبهآناشارهشد،ومدلمفهومیتحقیقروشتحقیق،جامعهو نمونۀآماری،ابزارگردآوریدادههاونحوۀاندازهگیریمتغیرهاراتشریحمیکند.درادامهرواییوپایاییتحقیقرامورد بررسیقرارمیدهدودرانتهاابزارها،روشهاوتکنیکهایآماریکهبرایتجزیهوتحلیلدادههامورداستفادهقرار گرفتهاندرابیانمیکند.

3-2- فرایند تحقیق
گامهای اجرایی جهت تحقیق حاضر را میتوان به این صورت بیان نمود.در ابتدا با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و جستجو در سایتهای معتبرو مرور ادبیات موضوعی چهارچوب نظری تحقیق بدست آمد. سپس با استفاده از چهارچوب نظری، متغیرهای مورد نظر استخراج شد. با استفاده از متغیرهای بدست آمده پرسشنامه مورد نظر طراحی گردید و اصلاحات مورد نظر در پرسشنامه انجام گرفت و ابزار اندازهگیری نهایی طراحی گردید. بعد از این مرحله با استفاده از مطالعه میدانیداده‌ها و اطلاعات مورد نظر جمع‌آوری گردید. بدین صورت که پرسشنامه مورد نظر در اختیار جامعه آماری قرار گرفت و از آنها خواست تا آن را تکمیل نمایند. در مرحله بعد داده های جمع آوری شده برای تجزیه و تحلیل وارد نرم افزار SPSS گردید و آزمونهای مورد نظر بر روی دادهها انجام گردید و در نهایت نتیجه‌گیری و پیشنهادات کاربردی و پیشنهاداتی جهت تحقیقات آتی ارائه گردید.

3-3- فرضیههاومدلمفهومیتحقیق
مدلدرواقعشاملنشانههاوعلایمهستند. یعنیخصوصیاتبعضیازپدیدههایتجربی(شاملاجزاوارتباطآنها) بهطورمنطقیازطریقمفاهیممرتبطبایکدیگربیانمیشود. بنابراینمدلمنعکسکنندهواقعیتاست،جنبههایمعینیازدنیایواقعیراکهبامسألهتحتبررسیارتباطدارندرامجسممیسازد،روابطعمدهرادرمیانجنبههایمزبورروشنمیکند،سرانجامامکانآزمایشتجربیتئوریراباتوجهبهماهیتاینروابطفراهممیسازد. بعدازآزمایشمدل،درکبهتریازبعضیقسمتهایدنیایواقعیحاصلمیشود(ایراننژادپاریزی، 1388).
هدفازاینتحقیقبررسیروابطبینبازارگرایی ونوآوریاست.

نمودار:1-3 مدلمفهومیوفرضیههایتحقیق

وفرضیههایآنبهشرحزیراست:
فرضیه اصلی:
بین گرایش به بازار و نوآوری در شرکت صنایع الکترونیک شهرستان شیراز رابطه وجود دارد.

فرضیههایفرعی:
بین مشتریگرایی و نوآوری در شرکت صنایع الکترونیک شهرستان شیراز رابطه وجود دارد.
بین رقیبگرایی و نوآوری در شرکت صنایع الکترونیک شهرستان شیراز رابطه وجود دارد.
بین هماهنگیبینوظیفهای و نوآوری در شرکت صنایع الکترونیک شهرستان شیراز رابطه وجود دارد.

3-4- روشتحقیق
پژوهشگرپسازتهیهوتنظیمموضوعتحقیقبایددرفکرانتخابروشتحقیقباشد.هدفازانتخابروشتحقیقایناست کهمشخصنماییمبرایبررسیموضوعیخاصچهروشتحقیقیلازماستومحققچهروشوشیوهاییرااتخاذکندتااوهرچه دقیقتروسریعتربهپرسشیاپرسشهایتحقیقموردنظردستیابد.درموردروشتحقیقدیدگاههایمتفاوتیوجودداردوهمینامرباعثطبقهبندیهایمتفاوتیشدهاست.دریک تقسیمبندیکلی،روشتحقیقراکتابخانهایومیدانیدرنظرگرفتهشدهاستکهدرتحقیقحاضرازهردواینروشها استفادهشدهاست.باتوجهبهرویکردخردگرایانهوطبیعتگرایانه،ودستهبندیروشهایتحقیقکمیوکیفی،تحقیق حاضردرهردوگروهقرارمیگیرد.دریکتقسیمبندیکلیدیگرروشهایتحقیقراباتوجهبهدوملاکالف)هدف تحقیقب) نحوۀگردآوریدادههاتقسیممیکنند.تحقیقحاضرازنظرهدف،ازنوعتحقیقاتکاربردیمیباشد.هدف تحقیقاتکاربردیتوسعۀدانشکاربردیدریکزمینۀخاصاست. بهعبارتدیگرتحقیقاتکاربردیبهسمتکاربرد عملیدانشهدایتمیشود.ازنظرنحوۀگردآوریدادهها(طرحتحقیق)تحقیقحاضردرزمرۀتحقیقاتتوصیفی(غیر آزمایشی)مبتنیبرهمبستگیاست.علاوهبرآن،پژوهشحاضرازآننظرکهبهبررسیدادههادردورهای از زمانمیپردازد،مقطعیاست(سرمد،بازرگانوحجازی،1387).

3-5- جامعه و نمونه آماری
یکجامعۀآماریعبارتاستازمجموعهایازافرادیاواحدهاکهدارایحداقلیکصفتمشترکباشند.معمولاً درهرپژوهش،جامعۀموردبررسییکجامعۀآماریاستکهپژوهشگرمایلاستدربارۀصفتمتغیر واحدهای
آنبهمطالعهبپردازد.تعریفجامعۀآماریبایدجامعومانعباشد.یعنیاینتعریفبایدچنانبیانشودکهازنظر زمانیومکانیهمهواحدهایموردمطالعهرادربرگیردودرضمن،باتوجهبهآن،ازشمولواحدهاییکهنبایدبهمطالعۀآنهاپرداختهشودجلوگیریبهعملآید(سرمد،بازرگانوحجازی،1387).جامعهآماریتحقیقحاضر مدیران و کارکنان شرکت صنایع الکترونیک واقع در شهرک صنعتی شیراز و عمده فروشان و تعدادی خرده فروش می باشند. تعداد کلی این جامعه آماری برابر با 70 نفر می باشند. با توجه به تعداد کم جامعه آماری تمامی این جامعه به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. بنابراین نمونه آماری نیز برابر با 70 نفر می باشند.

3-6- ابزار جمع‌آوری داده‌ها
در این تحقیق از پرسش‌نامه جهت جمع‌آوری داده ها استفاده شد. البته سعی شده است با توجه به کارایی بیشتر پرسشنامه در تحقیقات مدیریتی قابل انجام در ایران (آذر، 1373)، بیشترین داده‌های لازم جهت تجزیه و تحلیل سؤالات و آزمون فرضیات از طریق پرسشنامه جمع‌آوری گردد. توضیحات مورد نیاز مربوط به ابزارهای مختلف جمع‌آوری داده‌ها مورد نیاز تحقیق از منابع مختلف قابل کسب است.

3-7- روش جمع‌آوری داده‌ها
مهمترین ابزار جمع آوری اطلاعات در تحقیق حاضر پرسشنامه می باشد، که طی مراحل زیر و به کمک پرسشنامه استاندارد طراحی گردید:ابتدا متغیرهای مرتبط با گرایش بازار و نوآوری از ادبیات موضوعی و همچنین نتایج تحقیقات مشابه در ارتباط با مساله تحقیق حاضر استخراج گردید. سپس با استفاده از متغیرهای استخراج شده در قالب پرسشنامه‌ای در اختیار خبرگان قرار گرفت. از آنها پرسشنامه خواسته شد با توجه به تخصص و تجربهشان در ارتباط با موضوع مورد بررسی، در مورد اعتبار پرسشنامه اظهار نظر نمایند.
مبتنی بر نظرات خبرگان، اصلاحات اندک پیشنهادی آنها با راهنمایی استاد راهنما انجام گردید، و پرسشنامه نهایی در میان اعضای نمونه توزیع گردید و در مراجعات بعدی پرسشنامههای توزیع شده جمعآوری شد.

3-8- شرح پرسشنامه
بمنظور جمع آوری دادهها، علاوه بر ابزار اسناد و مدارک، از پرسشنامه استاندارد کهتوسطنارورواسلیتر (1990) براساسمدلمعرفیشدهتوسطآنهاتعریفشده استفاده شده است که در تحقیق مرادی و مرادی (1388) مورد استفاده قرار گرفته است. این پرسشنامه دارای 5 سوال جمعیت شناختی و 41 سوال با طیف اندازهگیری پنج نمرهای بود. متغیرهای مربوط به گرایش بازار از نوع متغیرهای مستقل و متغیر نوآوری سازمانی وابسته بوده است. ریز کلیه موارد به روشنی در پرسشنامه (پیوستها) موجود میباشد. همانگونه که قبلاً نیز ذکر شد جامعه آماری تحقیق حاضر، شرکتهای شرکت صنایع الکترونیک شهرستان شیراز و عمده و خرده فروشان محصولات آنها بوده است. بطور کلی در هنگام انجام این پژوهش، مدیران و کارکنان و عمده و خرده فروشان بعنوان پاسخگو به سوالات پرسشنامه مورد نظر تحقیق حاضر بوده‌اند.

3-9- اعتبار و قابلیت اعتماد یا روایی و پایایی
اعتبار یعنی اینکه ابزار اندازه‏گیری تا چه حد مناسب انتخاب شده است و می‏تواند متغیر مورد نظر را اندازه‏گیری کند (بازرگان و دیگران، 1377). روش های مختلفی برای تعیین اعتبار ابزار اندازه‏گیری وجود دارد که یکی از آنها پرسش از متخصصان و خبرگان است (همان منبع). پرسشنامه تحقیق حاضر دارای اعتبار است زیرا اجزای متغیرهای مورد اندازه‏گیری از پرسشنامه استاندارد، ادبیات موضوعی و بر اساس کارهای انجام شده دیگر تحقیقات گرفته شده‏اند و بعبارتی توافق خبرگان امر در مورد آنها کسب شده است.
قابلیت اعتماد یعنی اینکه ابزار اندازه‏گیری انتخاب شده، در صورت تکرار اندازه‏گیری متغیرها در شرایط یکسان، تا چه حد نتایج مشابهی ارائه می‏کند. بمنظور تعیین قابلیت اعتماد ابزار اندازه‏گیری نیز روشهای مختلف و متعددی وجود دارد که یکی از آنها سنجش سازگاری درونی آن است(Conca et al, 2004). سازگاری درونی ابزار اندازه‏گیری می‏تواند با ضریب آلفای کرونباخ

نقش مدرسه و آموزش و پرورش در اشاعه فرهنگ صلح

نقش آموزش و پرورش در اشاعه فرهنگ صلح

گاندی[1] یکی از نوآوران آموزش صلح است. از آنجا که پایه و اساس زندگی او روی آموزش صلح برپا شده بود، رهبری بسیار تاثیرگذار در هند می­باشد. در آموزش­های گاندی دعوت به صبر و شکیبایی بسیار به چشم می­خورد. او به خودسازی جسمی اعتقاد زیادی داشت. همچنین معتقد بود مبارزه هم نیاز به آموزش دارد، با کشتن و خشونت نمی­شود چیزی را به جهانیان آموخت(داگلاس[2]،2007: 292-290).

گاندی به دوستی بین مذاهب، از جمله هندوها و مسلمانان اعتقاد دارد. یک هندی و مسلمان می توانند در کنار هم زندگی کنند به شرطی که به صلح و برابری اهمیت داده شود. او مردم کشورش را به آرامش بین اقوام و مذاهب مختلف دعوت می­کرد(جانسون[3]،2006:298-300).

برای برخورداری از دنیای مبتنی بر صلح و تفاهم لازم است افکار و اندیشه­های صلح طلبانه در ذهن انسانها بارور گردد . ایجاد تصور در کودکان درمورد دنیایی که می­تواند پر از مهربانی، تفاهم و دوستی باشد ، تنها در سایه آموزش فراهم می­گردد(بازرگان،1385:21).

در جهان ، تکامل هرنوع فرهنگ اساسا نتیجه “یادگیری” است. آموزش و پرورش یک “روندیادگیری”است که با دقت برنامه­ریزی و طراحی شده و از رهنمودهای ارزشهای فرهنگی برخوردار است . بنابراین “فرهنگ صلح و دوستی” نیاز به یک نوع آموزش دارد که تحت رهنمودهای ارزش صلح، حقوق انسانها و دموکراسی باشد.

بنابراین برای دست­یابی به “فرهنگ صلح” نیاز به آموزش از همه چیز بیشتر است (اریردون،1378).

آموزش صلح یک اصطلاح جدید آموزشی نیست. در سال 1912 مدرسه صلح لیگ تقریبا در تمام ایالات متحده درباره این مسئله کار کرده است، علاقه به عدالت و صلح بین المللی مقوله­ای است که موردتوجه معلمین می­باشد (اسکنلان[4]،1959 به نقل از هریس،2007:351).

اعضای این مدارس که حدود 500هزار معلم در زمینه آموزش صلح فعالیت می­کردند در گردهمایی­های متوالی(خصوصا بعد از جنگهای جهانی اول و دوم) آنرا جزو فصول مختلف کتابهای علوم اجتماعی قرار دادند (ولمن[5]، 1985: 27-23).

هدف آموزش و پرورش در مدارس منحصر به تعلیم علوم و فنون نیست، بلکه بیشتر آن است که معلمان از دانش­آموزان، مردان و زنان آشنا و علاقمند به امور اجتماعی و مفهوم آزادی­ها و حدود آن مستعد برای خدمت در اجتماع و همکاری با دیگران بسازند وتحویل جامعه دهند.

این رسالت معلم تنها منحصر به معلم تعلیمات اجتماعی نیست ، بلکه همه رشته­های دروس دبستانی و دبیرستانی و دانشکده­های تعلیم و تربیت طوری آماده کار خود می­شوند که مدارس به تمام معنی نقش کارخانه­های آدم­سازی را ایفا می­کنند . در عصر حاضر با تحولات عمیق و دامنه دار در عالم بشریت و بسط روابط بین المللی، دیگر هریک از افراد بشر فقط متعلق به جامعه محدود کوی و برزن، شهر و ولایت ، حتی ملت و کشور خود نبوده، بلکه به جامعه وسیع موسوم به دنیا نیز تعلق دارد و در تمام این جوامع کوچک و بزرگ و بزرگتر حقوق و حدودی دارد که از جوانی در مدارس باید به او بیاموزند . و طبق ماده 3 توصیه نامه مربوط به مقام معلم مصوب کنفراس بین الدول پاییز  1345 به دعوت یونسکو در پاریس تشکیل شد”آموزش و پرورش در اولین سالهای مدرسه باید متوجه باشد بتوسعه کامل شخصیت انسانی و ترقی معنوی و اخلاقی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی جامعه و همچنین تلقین احترام عمیق برای حقوق بشر و آزادیهای اساسی و در این زمینه باید نهایت درجه اهمیت به سهمی که آموزش و پرورش باید در صلح و تفاهم ، تساهل و دوستی بین همه ملل و گروه­های نژادی و مذهبی داده ­شود” (دفتری متین، 1345).

اندیشه استفاده از آموزش و پرورش برای تفاهم بین المللی متمم پیشنهاد یونسکو درباره آموزش صلح مستلزم این است که آموزش صلح به عنوان یک اصل فراگیر در آموزش به رسمیت شناخته شود یعنی در تدریس این رویکرد صرف­نظر از موضوع یادگیری، جهانی شود و محتوای آموزش صلح وارد همه فعالیتهای تدریس شود.گنجاندن آموزش صلح در آموزش در یک مقیاس بزرگ ، مستلزم یادگیری شیوه جدیدی در تربیت مربیان شاغل در آموزش است. آموزش صلح باید ابتدا افراد را به سوی یک وظیفه­شناسی درونی هدایت کند بطوری که مفاهیم آموزش صلح را بر اساس وظیفه­شناسی درونی خود به صورت عملی محقق نماید. تقویت احساس مسئولیت، که هدف اولیه آموزش صلح است، مستلزم تربیت اخلاقی عمیق است که با هدف ، به کمال رساندن شخصیت جامع نوع بشر انجام می­گیرد. بنابراین آموزش صلح در سراسر زندگی هر یک از آدمیان ادامه دارد. آموزش صلح نمی­تواند خنثی و عاری از ارزشها باشد. این ارزشها لازم است در پیشنهادهای یونسکو و کتب درسی جای گیرد و مبنای فعالیتهای آموزشی مردان و زنان در همه کشورها باشد. (ذکاوتی،1381).

 

نقش مدرسه در آموزش صلح

توجه به ضرورت آموزش صلح از طریق موسسات مختلف اجتماعی آموزش صلح در بسیاری از موسسات اجتماعی مطرح شدنی است. آموزش صلح از خانواده شروع می شود جایی که والدین می توانند مدل این نوع یادگیری برای فرزندان خود باشند. با تبیین مشکلات فراروی صلح که در زندگی روزمره رخ می دهد آموزش صلح می تواند موضوعی برای بحث در مدارس، مراکز تربیت جوانان و دانشگاه­ها باشد. اساسا دو راه برای رسیدن به این هدف وجود دارد؛ نخست آموزش صلح می­تواند دربردارنده ابعاد نگاه­دارنده و تعالی دهنده صلح در موضوعات گوناگون باشد. در این صورت آموزش صلح یک طرح آموزشی می شود.

دوم : اینکه واحدهای آموزشی در ارتباط با موضوعات مربوط به صلح گسترش یابد ، آزمون شود و آموخته شود. آموزش صلح را رسانه های جمعی همچون تلوزیون، روزنامه ها، مجلات و فیلم­ها می بایست عهده دار شوند. چنین امکاناتی با توجه به ماهیت رسانه ها بسیار گسترده می باشد.

نهایتا: آموزش صلح در اماکن، محافل سیاسی، واحدها و گروه­های محلی باید به صورت امری قانونی و عادی درآید. مردمی که در این موسسات یاد می­گیرند و درگیر می­شوند معمولا جوانانی هستند که تلاش می­کنند و بهبود وضعیت صلح برای نسل آینده را به عنوان یک وظیفه پذیرفته­اند، به علاوه موفقیت، تلاش­های صلح جویانه وابسته به تعامل بین آموزش، تحقیقات دانشگاهی مربوط به صلح و راهبردها­ی عملی است(هندرکسون وولف[6]،1973).

 

[1].Gandi

[2].Douglas

[3].Jahnson

[4].Scanlon

[5].volman

[6].Henderakson & volf

مراحل مدیریت دانش و فرایندهای اصلی مدیریت دانش در کتابخانه­ ها

مراحل مدیریت دانش

مدیریت دانش بیش از همه چیز به دنبال آن است که بین افراد شاغل در یک سازمان ارتباط دانشی برقرار کند، روش­های استفاده از دانش سازمانی را یاد دهد، زمینه­های تبدیل دانش شخصی به دانش جمعی و بالعکس را فرآهم آورد، تا در نهایت نوآوری و خلاقیت را تقویت کند. ماناسکو[1](2000) چهار مرحله را برای مدیریت دانش شناسایی کرده است:

  1. آشکارسازی دانش
  2. ایجاد گرایش به سوی دانش
  3. فرهنگ­سازی برای به اشتراک­گذاری دانش
  4. زیر­سازی برای توزیع دانش

برای مدیریت دانش، ابتدا، باید دانش به شکل­های گوناگون آشکارسازی شود: یعنی از حالت ذهنی (نهان) به حالت عینی (عیان) تبدیل شود. سپس، باید گرایش به دانش و استفاده از آن در بین افراد سازمان به روش­های مختلف برانگیخته شود تا فرهنگ­سازی شود. دانش­باوری موجب می­شود یادگیری به عنوان یکی از وظایف اصلی سازمان و کارکنان آن تلقی گردد. پس از درک اهمیت دانش و مزایای رقابتی آن برای تمام افراد سازمان در سطوح مختلف باید زیرساخت مدیریت دانش در زمینه­های به اشتراک­گذاری، انتقال و به­کارگیری آن فراهم شود. مراحل ارائه شده توسط ماناسکو خیلی کلی به نظر می­رسد. بنابراین، با استفاده از آن­ها نمی­توان به­راحتی به مراحل عملی دست یافت. نصیری (1996) مراحل نه­گانه­ای را برای مدیریت دانش شناسایی کرده است که هم، مراحل چهارگانه­ی ماناسکو را در­بر­می­گیرد و از سوی دیگر، عملی­تر به نظر می­رسد. این مراحل عبارتند از:

  1. تمرکز کردن؛
  2. یافتن؛
  3. استخراج؛
  4. بهینه­سازی؛
  5. سازماندهی؛
  6. به اشتراک­گذاری؛
  7. پیاده­سازی؛
  8. ارزیابی؛
  9. سازگار کردن.

 

2-2-1-9. فرایندهای اصلی مدیریت دانش در کتابخانه­ها

فرایند مدیریت دانش فرآیندی خطی و ایستا نیست، برعکس فرآیندی پویا و چرخه­ایست که به کارکنانی نیاز دارد که دائماً با اطلاعات سر و کار داشته باشند، دانش جدید را کسب کرده باشند و آن را برای اصلاح تصمیمات به کار گیرند. طی این فرآیند اطلاعات جدیدی را به دست آورده و دانش جدید را در موقعیت­های جدید به کار می­برند.

در مدیریت دانش فرآیندهایی دخالت دارند که شامل شناسایی دانش، اکتساب دانش، نگهداری دانش، بهره­گیری از دانش، اشتراک، ترویج و توسعه دانش می­باشد، بنابراین در این فرآیندهای اصلی مدیریت دانش، یکی از نهادها که می­تواند به نحو احسن این فرآیندها را اجرا نماید کتابخانه­ها می­باشد، زیرا کتابخانه­ها به عنوان زیر ساخت و بستر مناسب مدیریت دانش به شمار می­آیند و فرآیند امور کتابخانه­ها نیز همانند فرآیند مدیریت دانش است.

 

  1. شناسایی دانش

کتابخانه­ها در ابتدا باید به شناسایی، توصیف و تحلیل محیط دانش سازمان یا شرکت­ها بپردازند، سپس بر اساس آن تصویری کلی از نوع دانش موجود در سازمان، مهارت­های اطلاع­یابی کارکنان و همچنین تصویری از اطلاعات موجود در دیگر سازمان­ها و سطح جهان به­دست آورند و به کارکنان کمک کنند تا آن چرا که نیاز دارند بیابند و در ضمن دانش خود را جهت پیشبرد اهداف سازمان به اشتراک بگذارند.

 

  1. اکتساب دانش

سازمان­ها، شرکت­ها و دیگر نهادهای تحقیقی مهم دانش خود را از بیرون به­دست می­آورند. بنابراین سازما­ها می­توانند دانشی را که خود قادر به اکتساب و توسعه آن نیستند، توسط کتابخانه­ها و مراکز اطلاع­رسانی سازمان مربوط تهیه کنند، که این نیز خود یکی از فرآیندهای اکتساب دانش در مدیریت دانش است.

 

  1. نگهداری دانش

فرآیندهای گزینش، ذخیره­سازی و روزآمدسازی منظم دانش که دارای ارزش بالقوه­ای برای آینده می­باشد باید به دقت سازماندهی شود که این نیز از وظایف کتابخانه­ها و مراکز اطلاع­رسانی که در مدیریت دانش خود به نگهداری دانش موجود نیز اقدام نمایند، زیرا نگهداری دانش موجود به استفاده مؤثر در زمان مناسب خود وابسته است.

 

  1. بهره­گیری از دانش

تمام سعی مدیریت دانش در کتابخانه­ها برای آن است تا اطمینان حاصل کند که آیا دانش موجود به طور مفیدی در جهت موفقیت آن به­کار برده می­شود. به عقیده لاین[2] کتابخانه­ای که مجموعه­ای غنی و پویا داشته باشد، اگر خدمات مناسب ارائه ندهد مجموعه آن مورد استفاده واقع نمی­شوند و یا اگر خدمات مناسب و برخورد خوب با مراجعه کننده ارائه شود ولی مجموعه مناسب نباشد، کآرایی لازم را ندارد. از این­رو، افزون بر بررسی اهداف سازمان و کتابخانه، توجه به نگرش­ها، انتظارهای مسئولین، استفاده­کنندگان و نیز تفکر علمی متداول، معیارهایی را در اختیار می­گذارد. مجموعه اطلاعات به دست آمده برای تعیین معیارها، اگر با شرایط موجود یعنی امکانات و فرصت­ها تطبیق پیدا کند به دانش لازم تبدیل می­شود و می­تواند در تعیین معیارهای ارزیابی مورد استفاده قرار گیرد.

 

  1. اشتراک و توزیع دانش

توزیع دانش، فرایند اشتراک گذاشتن و گسترش دادن دانش است که اکنون در درون سازمان­ها اجرا می­شود. برای اینکه دانش با ارزش شود باید با دیگران تقسیم شود، انتقال و اشتراک می­تواند فعال یا منفعل باشد. دانش را می­توان با استفاده از ابزارهای مدیریت دانش در کتابخانه­ها یا مراکز اطلاع­رسانی یا از طریق تعامل شخصی انتقال داد. بنابراین، با توجه به فرآیند مدیریت دانش لازم است که دانش قبل از بهره‌برداری در سطوح سازمانی در درون سازمان به اشتراک گذارده شود. تعامل بین فناوری‌های سازمان، فنون و افراد می‌تواند اثر مستقیم بر توزیع دانش داشته باشد. استفاده از پست الکترونیکی، شبکه داخلی و گروه خبری به توزیع بهتر دانش در درون سازمان کمک کرده و به واسطه آن­ها افراد می‌توانند با یکدیگر از جنبه‌های مختلف تبادل نظر نمایند. آن را می­توان در مکانی به نام کتابخانه­ها در سازمان­ها و شرکت­ها  ذخیره و بازیابی کرد و در صورت لزوم جهت استفاده کاربران به اشتراک گذاشت.

 

  1. توسعه دانش

یکی از مسائل مهمی که در کتابخانه­ها در بحث مدیریت دانش مطرح است این موضوع می­باشد ­که همه تلاش­ها در فرآیندهای اصلی مدیریت دانش توسعه و گسترش دانش است. زیرا توسعه دانش، دانش جدید را تقویت، گسترش و در ضمن منجر به تولید دانش جدید می­شود. توسعه دانش دربردارنده همه تلاش­های مدیریتی است که آگاهانه بر تولید توانایی­هایی تمرکز دارد که هنوز درون سازمان ارائه نشده­اند و یا حتی در درون یا بیرون آن وجود ندارد. ایجاد دانش به توانایی سازمان‌ها در ایجاد ایده‌ها و راه‌حل‌های نوین و مفید اشاره دارد (ماراکاس[3]، 1999) . ایجاد دانش فرآیند مهمی است که در آن انگیزه، تلقین، تجربه، و شانس، نقش مهمی ایفا می‌کنند (لین[4] و دیگران، 1996) .

 

 

2-2-1-10. مؤلفه­های مدیریت دانش

مؤلفه­های مدیریت دانش عواملی هستند که در اجرای مدیریت دانش نقش اساسی دارند (ابطحی و صلوتی، 1385) . نظرات صاحب­نظران در مورد مؤلفه­های مدیریت دانش متفاوت است. در جدول 2-1 ، نظرات آن­ها به­طور خلاصه نشان داده شده است (کاظم زاده، 1386) .

جدول 2-1- مؤلفه­های مدیریت دانش (منبع: کاظم زاده، 1386)

نام دانشمند سال مؤلفه­ها منبع
نوناکو و تاکوچی 1995 محتوای دانش، مدیریت تغییر و تحول، عدم تمرکز و انعطاف­پذیری نوناکو و تاکوچی، 1995
داونپورت[5] 1995 جنبه فنی (فن­آوری و ساختار سازمانی) ، جنبه غیر فنی (فرهنگ سازمانی و سرمایه انسانی) داونپورت، 1995
هوسپای و جاشی[6] 1999 فرهنگ، مدیریت، فن­آوری، سازگاری سازمانی، انگیزه کارمندان فنی، عوامل بیرونی هوسپای و جاشی، 1999
اسکیرم[7] 2000 رهبری، زیرساخت­های فنی، ساختار و چشم­اندازهای سازمانی ابطحی و صلوتی، 1384
پروست، روب و رودمهاردت 2000 قابلیت­های فردی، قابلیت­های سازمانی، فرایندهای گروهی، تعاملات رحمان سرشت، 1384
دلوتا[8] 2000 کارکنان، فرایندها، فن­آوری فرهادی، 1383
لیبووتیز[9] 2001 عوامل ساختاری، فرهنگ، فن­آوری و تشویق کارکنان به توزیع دانش لیبووتیز، 2001
بات[10] 2001 فرهنگ، فن­آوری، افراد و تعامل بین آن­ها بات، 2001
گاندی[11] 2001 دانش، مدیریت، فن­آوری اطلاعات، فرهنگ سازمانی صراف­زاده و حاضری، 1384
گارد[12] 2001 ساختار، فرایندها، کارکنان، ارتباطات، زیربنای فنی و سازمانی، فرهنگ گارد، 2001
لویسر[13] 2004 فن­آوری­های ارتباطی و رایانه­ای، متخصصان خاتمیان­فر و رحیمی، 1384
برگرون[14] 2006 سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، فن­آوری و فرایندها برگرون، 1386

مرور تعاریف عوامل و مؤلفه­های مدیریت دانش نشان می­دهد که، مهم­ترین آن­ها عبارتند از: 1- افراد (منابع انسانی) 2- فن­آوری 3- فرهنگ 4- فرایند (نوناکا و تاکوچی، 1995) . اینک به تشریح چهار مؤلفه مشترک و اصلی مدیریت دانش می­پردازیم.

 

  1. افراد (منابع انسانی)

کارکنان موضوع محوری مدیریت دانش هستند، به­طوری که باید به یادگیری از دیگران علاقه و اشتیاق نشان دهند، از تجربیات گذشته­شان یاد بگیرند و به انتقال دانش و تجربیاتشان به دیگران اهمیت دهند.

کارکنان به عنوان ایجاد کننده، منتشر کننده و استفاده کننده از دانش، تشکیل مجموعه­ای را می­دهند که فرهنگ سازمانی را جهت خلق و انتشار دانش آماده می­سازند (فرهادی، 1383) . مهم­ترین چالش در مدیریت دانش اطمینان از مشارکت اعضا در سهیم­سازی دانش، همکاری و کاربرد مجدد دانش برای نتایج است (عدلی، 1384) .

 

  1. فن­آوری

فن­آوری به مجموعه ابزارها و فنون و روش­های ذخیره­سازی، پردازش، اشاعه و تولید اطلاعات گفته می­شود (فرهادی، 1383) .

فن­آوری در تمامی فرایندهای مدیریت دانش­مدار مورد استفاده قرار می­گیرد، اما مشکل اصلی در انتخاب فن­آوری مناسب است. فن­­آوری اطلاعات نقش مهمی را در پیاده­سازی مدیریت دانش دارد و به کاربران اجازه می­دهد که به دانش مورد نیاز دست پیدا کرده و با یکدیگر و به­خصوص با متخصصان داخل و خارج کشور، ارتباط برقرار کنند. پست الکترونیک، اینترانت، اینترنت و سایر ابزارهای مبتنی بر وب و حتی نمابر و تلفن جزء فن­آوری­های ارتباطی هستند. همین­طور، فن­آوری به ما کمک می­کند که کار گروهی را ایجاد کنیم. اعضای گروه می­توانند هم­زمان و یا غیرهم­زمان بر روی یک موضوع فعالیت کنند و در عین حال از لحاظ فیزیکی در یک مکان نباشند (نوروزیان، 1385) .

 

  1. فرهنگ

برای بسط دانش، مجموعه باید هر فعالیتی را در راستای توسعه تعامل منطقی بین کارکردها هدایت نمود. مدیریت دانش به تغییر همکاری به منظور ممکن ساختن اشتراک اطلاعات اشاره دارد (تاونلی[15]، 2001) . یکی از مهم­ترین تواناسازی­های مدیریت دانش، فرهنگ باز سازمان است که مشوق تعامل با یکدیگر و تبادل نظرات و تجربیات است و به کارکنان اجازه می­دهد که بتوانند، بدون ترس از بازخواست صدایشان را به گوش دیگران برسانند. عدم وجود فرهنگ باز سازمانی که مشوق همکاری، اعتماد، اشتراک دانش، گوش دادن، یادگیری و خلاقیت باشد، می­تواند مانع اصلی توسعه و به­کارگیری یک تحقیق موفقیت­آمیز مدیریت دانش باشد (گاندی، 2004) .

 

  1. فرایند

سازمان­ها باید آموزش، تحرک و بالندگی همه کارکنان سازمانی را از طریق برگزاری دوره­های آموزشی، اعطای مأموریت­های برون­سازمانی، تبادل کارکنان و نظیر آن مورد توجه قرار دهند و سپس انگیزه­ها و محرک­های لازم برای ایجادد روحیه به­اشتراک­گذاری دانش را برای کارکنان پیش­بینی کنند. انجام این موارد نیازمند وجود فرایندهای سازمانی است که بستر مقرراتی و سازمانی لازم برای انجام موارد فوق را فراهم می­آورد (حسن­زاده، 1386) .

 

 

 

[1]. Manasco

[2] .Line

[3] .Marakas

[4] .Lin

[5] .Dovenport

[6] . Holsupple & Joshi

[7]. Skyrme

[8] . Delotta

[9] . Lybvvtyz

[10] . Bhat

[11]. Gandhi

[12] . Guard

[13] . Lvysr

[14] . Brgrvn

 

[15] .Townley

اهمیت آموزش زبان خارجی در پیش از دبستان

اهمیت آموزش زبان خارجی در پیش از دبستان
نتایج برخی از مطالعات نشان می دهد که ” اهمیت آموزش زبان انگلیسی در پیش از دبستان به سرعت رو به افزایش است ” (بِکِر و راویتز ، 2001) .
همزمان با سرعت فزاینده ی بازار فنآوری ، بطور ویژه بازار متوجه پیش از دبستان شده است ، دسترسی و استفاده از فنآوری برای کودکان بطور وسیع در حال گسترش است و هر روز متوجه سنین پائین تر می شود (سیراج-بلچفورد و وایت برید ، 2003) . کودکان کوچکتر در عصر جدیدی در حال بزرگ شدن هستند ، که در آن دامنه ی وسیعی از فنآوری ها در خانه و پیش از دبستان در حال بهره برداری می باشد . محققان بیان می کنند ” کودکان خردسال در جهانی با ساختار رسانه ای زندگی می کنند و تجربیاتشان از زبان خارجی متفاوت از نسل های قبلی است ” (وارتلا ، 2005) .
در یونان ، دولت از اوایل دهه ی 1990 راهبردی ملی برای یکپارچه سازی آموزش زبان انگلیسی در دوره ی پیش از دبستان درون آموزش و پرورش وضع کرد (تسی دوریدو و ریزاس ،2004) .
در سطح دانشگاهی ، پژوهش های جدید (لیو،2007 ؛ ژئو،2007) نشان می دهد که اکثر کودکستان های چین در آموزش زبان انگلیسی پیشرفت های زیادی داشته اند .
نقش مربیان در آموزش زبان انگلیسی در برنامه های پیش از دبستان در تمام مطالعات بررسی شده ملموس است . نظرات و عقاید مربیان در پیش از دبستان ها ، همانطور که بیان شد بصورت جهانی ، از اهمیت حیاتی در بهره برداری از پتانسیل های آموزشی در سطح پیش از دبستان برخوردار است (ویولاتو،1989 ؛ زرنیاک و لومپه،1996 ؛ تسی دوریدو و ریزاس،2004) .
درجه شایستگی مربی و آموزش مؤثر وی تأثیر مثبتی بر یکپارچه سازی موفقیت آمیز آموزش زبان خارجی در کلاس درس دارد (آشتون و وب،1986 ؛ نیکولوپولو و جیالاماس ، 2009 ؛ جیالاماس و نیکولوپولو،2010) .
مطالعات در یونان مرجعی از نظرات (” نظرات-اهداف ” در برخی مطالعات ذکر شده اند) و عقائد مربیان درباره ی آموزش زبان انگلیسی در سطح پیش از دبستان بوجود آورد . آنها دریافتند که مربیان پیش از دبستان عموماً عقائد مثبتی درباره ی آموزش زبان انگلیسی در آموزش و پرورش پیش از دبستان دارند (تسی دوریدو و ریزاس، 2003 و 2004 ؛ جیالاماس،2008 ؛ پانگه،2008) .
نظرات و عقائد مربیان به شدت تحت تأثیر مجموعه ای از عوامل است مثلاً سنوات خدمت ، دانش و تجربه ی تدریس ، اعتماد به توانائی خود ، آموزش ضمن خدمت (تسی دوریدو و ریزاس ، 2003 و 2004 ؛ جیالاماس،2008) .
جیالاماس (2008) اشاره می کند که برنامه های آموزشی برای مربیان پیش از دبستان باید بسیار جلوتر از سیستمی شدن و توصیف جهت گیرانه محور انجام گیرد .
معرفی آموزش زبان خارجی در مؤسسات پیش از دبستان به ریشه های منطقی و عقلانی این قضیه مربوط می شود . آنهایی که از رشد استقبال می کنند ادعا می کنند که آغاز آموزش زبان خارجی هر چه زودتر باشد ، فراگیر را قادر می سازد تا به کارآیی بالاتری در زبان خارجی رسیده و آگاهی خود از زبان مادریش را نیز ارتقا دهد ( ترجیحاً قبل از هفت سالگی ) . مخالفان در مقابل معتقدند که تغییر در سیاست دولت ها دراین زمینه باعث آسیب رسیدن به یادگیری و تسلط بر زبان مادری کودک و در کل مهارت های شناختی او می شود (سلبی ، 2006 ؛ دمیرکان ،2006 ) . بحث اصلی ما در این پژوهش ، ضرورت آموزش زبان ، بهترین سن برای آغاز آموزش زبان و روش تدریس مناسب برای آموزش زبان خارجی از دیدگاه متخصصان تربیتی ، کارشناسان آموزشی و مربیان پیش از دبستان است .
کودکان ، والدین ، مربیان ، کارشناسان و متخصصان تربیتی ، عوامل اصلی در تغییر سیاست های آموزشی پیرامون آموزش زبان خارجی هستند ، درست مانند تغییر در سایر سیاست های آموزشی ، نظرات این عوامل بسیار مهم است . پژوهش های جدید ، نظرات مربیان را به عنوان پیاده سازان سیاست های آموزشی بیان کرده اند . به همان میزان ، نظرات مدرسان مراکز تربیت مربی به عنوان متخصصان تربیتی که مربیان پیش از دبستان را آموزش می دهند نیز از اهمیت بسیاری برخوردار است .
در مطالعه ای که بر روی 20 مربی زبان انگلیسی ، 34 مربی پیش از دبستان و 274 خانواده در ناحیه ی سیهان انجام شد ، آدانا و کوکوک (2006) دریافتند که اکثر اعضای نمونه ی پژوهش علاقمند به آموزش زبان خارجی در مقطع پیش از دبستان بودند . مربیان زبان انگلیسی معتقد بودند که آموزش زبان خارجی برای رشد زبان خارجی کودکان سودمند و ضروری است . آنها گفتند که برای تدریس از آهنگ ، بازی ، هنر ، و نمایش به عنوان تکنیک های اصلی تدریس بهره می برند و گزارش دادند که کودکان روحیه ی مثبتی برای یادگیری زبان انگلیسی از خود نشان داده و تلاش می کنند از زبان در خارج از کلاس نیز استفاده کنند . اکثر مربیان انگلیسی گزارش دادند که کودکان زبان مادری خودشان (ترکی) را با زبان انگلیسی قاطی نمی کنند . مربیان پیش از دبستان نیز بیانات مشابهی را برای آموزش زبان خارجی در پیش از دبستان عنوان کردند . 85 درصد مربیان گستره ای از دلائل را بیان کردند ، از عامل سن گرفته تا فرآیند اتحادیه اروپا . اکثراً اعتقاد بر این بود که آموزش زبان خارجی رشد زبانی ، ادراکی ، شناختی ، اجتماعی و عاطفی کودکان را توسعه می دهد . بیشترین پشتیبانی از آموزش زبان خارجی در پیش از دبستان از جانب خانواده ها (93%) بود که آموزش زبان خارجی در پیش از دبستان را ضروری می دانستند .
در مطالعه ای دیگر که آیتار و اُگرتیر (2008) در منطقه ی کانکایای آنکارا انجام دادند ، نتایج م
شابهی با نمونه ی بزرگتر بدست آمد . از 350 نفری که مصاحبه شدند ، 94% گفتند که آموزش زبان خارجی بر رشد شناختی و زبانی کودکان پیش از دبستان اثر مثبت دارد . هرچند که 66% تصدیق کردند که آموزش زبان خارجی عامل مهمی برای انتخاب یک مؤسسه ی پیش از دبستان برایشان نیست . 33% والدین گزارش دادند که زبان خارجی باید با تمام فعالیت های کودکان آمیخته شود . بطور مشابه ، اکثر قریب به اتفاق مربیان معتقد بودند که آموزش زبان خارجی در پیش از دبستان ضروری است زیرا کودکان در سنین پائین بهتر یاد می گیرند و در سال های بعد در مدرسه راحت تر خواهند بود . 57% مربیان معتقد بودند که سن مناسب برای آموزش زبان خارجی 6-5 سالگی است و بقیه سن 4-3 سالگی را مناسب می دانستند (35%) .
کودکان مجهز به یادگیری چندین زبان هستند و یادگیری زبان دوم به رشد ذهنی آنها کمک می کند (اُگرتیر،2009) .
در بررسی برنامه های دو زبانه ، بورنات و تلوویتز (2002) نتیجه گرفتند که نتایج عموماً در همه مثبت است : کودکانی دانش فرازبانی بهتری دارند که اثر مثبتی از زبان مادری شان داشته باشند و آنها در آموزش تک زبانی نسبت به همسالانشان در طولانی مدت ، عقب نیفتاده باشند . در مطالعه ی آنها در باب اثرات دوره های جدید معرفی شده ی زبان خارجه در برنامه ی درسی پیش از دبستان ، ایچمن و فُری (1997) دریافتند که آموزش زبان خارجه ، اثرات سودمند بالقوه ای دارد مثل آمادگی بیشتر برای کارهای مدرسه ای ادراکی ، فعالیت های خلاقانه ی بیشتر ، هوش عمومی بالاتر ، و دانش واژگانی برجسته تر . آموزش زبان خارجه ، همچنین کودکان پیش از دبستان را در آشنائی با فرهنگ ها و زبان ها و گسترش تمایلات مثبت بسوی زبان دوم توانا می سازد (سگیرمک و اُزبک ،2009) . برخی مطالعات پژوهشی (مثل چنگ ، 1986) نتیجه گرفتند که تدریس زبان خارجه در کنار زبان مادری موجب سختی برای کودکان پیش از دبستان می شود .
ادبیات مرتبط نیز آنچه شرکت کنندگان درمورد نقطه ی شروع یادگیری زبان خارجه فکر می کردند ، تأئید می کند .کوتالک می گوید(1997) سال های پیش از دبستان ، سال های حیاتی هستند ، در طول این دوره و مخصوصاً سه سال اول زندگی ، پایه های تفکر ، زبان ، بینائی ، طرز رفتار ، استعداد و سایر ویژگی ها بنا نهاده می شود . نتیجتاً بیهوده کاری است اگر از توانائی طبیعی کودک برای یادگیری در طول سال های حیاتی زندگی اش ، زمانیکه یادگیری زبان دوم به راحتی زبان اول است ، استفاده نکنیم . مدت ها قبل از کوتالک ، بلوم (1964) بیان کرد که افراد نیمی از توانائی شان برای یادگیری را در سال های اولیه ی زندگی ، حدود یک سوم آن را تا سن هشت سالگی و یک پنجم باقی مانده را در ادامه ی زندگی گسترش می دهند . کودکان از طریق مناظر ، صداها ، مزه ، لمس ، بوئیدن ، و انجام دادن یاد می گیرند (درایدن و وُس ، 1997) . آنچه کودکان در طول این سال ها می آموزند ، پایه ی یادگیری آینده ی آنها را تشکیل می دهد . نیکولاس و لایت بون (2008) ادعا کردند که تحصیل زبان دوم باید در سه سالگی آغاز گردد و بعد از سن 7 سالگی تحصیل آموزش زبان باید بصورت آموزش بزرگسالان بررسی شود .
آنها همچنین از این ایده حمایت کردند که دوره ی 5 ساله ی بین سنین 2 تا 7 سالگی ، در رسیدن به منافع حداکثری ، حیاتی و مهم است ، دیر شروع کردن آموزش زبان خارجه ، شانس یادگیری بهتر زبان را از کودک می گیرد . سیگرمک و اُزبک (2009) در مطالعه شان دریافتند که کودکان ترکِ 6-4 ساله که زبان انگیسی را به عنوان زبان خارجه آموزش می دیدند ، به یادگیری زبان خارجه مشتاق تر بوده و از کلماتی که یادگرفته بودند در زندگی روزانه نیز استفاده می کردند ، ولی 4 ساله ها موفقیت کمتری نسبت به 5 و 6 ساله ها داشتند .
همزمان با رسیدن یادگیری زبان به سن 7 سالگی ، کلاً متفاوت از یادگیری در سنین بالاتر است ، مربیان زبان خارجه در مؤسسات پیش از دبستان باید به مهارت های ضروری مجهز بوده تا بتوانند آنها را به کودکان پیش از دبستان نشان دهند . مربیان زبان خارجه در پیش از دبستان باید با فعالیت های سنی مناسب آشنا بوده و داربست سازی مناسب برای تحصیل زبان و رشد ذهن شان انجام دهند (ماتونا ، 1995) . زمانی که مربی از مهارت زبانی کافی برخوردار نیست ، می توان از نوارهای ضبطی بهره برداری کرد (درایدن و وُس ، 1997) .
درایدن و وُس (1997) بحث می کنند که هر روش تدریس زبان خارجه برای کودکان پیش از دبستان باید شامل گفتگو با آنها از آغاز تدریس باشد . شعر ، آهنگ ، بازی ، و شمردن به زبان دوم یا سوم باید معرفی شود بطوریکه بتوانند گوش دهند ، ببینند ، تقلید و تمرین کنند . به کودکان اجازه دهیم از طریق نمایش خلاق مانند تقلید صدای قهرمانان مردمی یاد بگیرند ، زیرا این کار در یادگیری زبان خارجه بدون تأثیر منفی بر هویتشان کمک می کند .

5 عامل موجود در مدرسه که باعث بزهکاری نوجوان میشود

عوامل موجود در مدرسه :

به راستی ادراک ارزش های معنوی می توانند ذهن را از قلمرو و ارزش های محدود و فشرده منصرف سازد و آدمی را از تنگ نظری رهایی بخشد . رسیدن بدین مرحله قبل از دوره جوانی امکان پذیر نیست . در دوره نوجوانی ارزشها وقتی ادراک می شود که نمونه های انسانی در غالب اشخاص مبهم گردند ولی تخیل جوانی که از پشتیبانی تفکر انتزاعی برخودار است آدمی را از مرحله آموزش رسمی است . با توسعه علایق جوانان درجهت درک ارزشهای انسانی و اجتماعی شرایط لازم برای میل به درجه ادراک ارزشهای معنوی رااز هر جهت فراهم سازد و باید در عین حال که برای  ایجاد تخصص به ارائه ارزش های فرهنگی حیاتی می پردازد و از این راه جوان را برای  بهره مند شدن از نعم این جهان و شرکت در فعالیت های اجتماعی و اقتصادی آماده می کند از گرایش بیش از اندازه جوانان به ارزش های مشروط جلوگیری می کند .زیرا چنانچه جوانان معطوف این ارزشها شوند و در راه ادراک ارزشها به همین حد بسنده می کند و تربیت آنان نا تمام می ماند . مربی باید سعی کند که سرمایه های فرهنگی خارج از ارزشهای فعال ابزاری خود برای وجدانی که با آنها شباهت ساختگی دارد و با آنها تماس حاصل می کند  ارزش معنوی کسب کند که سرمایه های آن را بعنوان وسیله مورد استفاده قرار می دهد پژواکی ایجاد کند و بدین ترتیب وصول به مرحله ادراک ارزشهای متعالی و انسانی بر اساس همان سرمایه فرهنگی امکان پذیر سازد

  • تضاد بین نظام ارزشی حاکم در مدرسه و نظام ارزشی حاکم در مدرسه :

اگر بین نظام ارزشی حاکم در خانواده و نظام ارزشی حاکم در مدرسه همگی مشاهده شود فرد در حال رشد دچار تعارض می شود نتیجتاً فرزند خانواده در سن جوانی فرد سازش یافته بوده و با سبک زندگی یعنی با ارزشهای مشخصی وارد دنیای بزرگسالی می شود اگر بین نظام ارزشی حاکم در خانواده و نظام ارزشی حاکم در مدرسه تضاد وجود داشته باشد نتیجتاً فرزند خانواده در سنین نوجوانی دچار تعارض می شود که این امر باعث می شود وی در سنین جوانی انگونه که باید فردی مستقل و مصمم در تصمیم گیری نباشد .

  • مورد تأیید همسالان نبودن :

نیاز به مورد تأیید همسالان بودن در نوجوانان بسیار شدید است در صورتی که در مدرسه در ارتباط به دانش آموزان صالح بر ورده نشود دانش آموزان مورد نظر در مدرسه خود را منزوی و تنها احساس می کند و مجذوب گروههای ناصالح در مدرسه می شوند و یا دانش آموز منحرفی را به عنوان دوست انتخاب کرده و خود را با او همانند می کند این فرایند همانند سازی باعث می شود در سنین جوانی نا صالح شود و بیشتر بین افراد منحرف احساس ایمنی کند او توانایی حل مشکلات زندگی را ندارد واز قبول مسئولیت گریزان است و نمی تواند انتظارات افراد گروههای صالح را برآورده کند .

  • رفتارهای ناهنجار در کلاس ومسئله گریز از مدرسه :

باید دانست که برخی از اعمال ناهنجار پیش در آمد بزهکاری بعدی به شمار می آید . ناسازگاریهای شخصیتی ، عقب ماندگی آموزشی ، رفتار ناهنجار در کلاس و گستاخی های فرد ، زمینه را برای بزهکاری بعدی نوجوان فراهم می آورد . گریز از مدرسه ، غیبت های مکرر ، بی علاقگی نوجوان به مدرسه و عقب مانگی آنها باعث بزه های آنی می شود.

  • فقط پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را مد نظر داشتن :

فقط به پیشرفت تحصیلی دانش آموزان اهمیت دادن باعث می شود در رشد عقلی و اخلاقی و اجتماعی دانش آموزان دچار اختلال شود و باعث می شود جوان مسئولیت های اجتماعی را بر عهده نگیرد و مطابق ارزش های اخلاقی رفتار نکند( عوامل اجتماعی)

ساخت فرهنگی یک جامعه به گونه است که افراد آن جامعه کم و بیش آگاهی از توقعات و انتظاراتی که جامعه از آنها دارد و کسب می کنند . ساخت اجتماعی از ارتباطات و روابط اجتماعی تشکیل شده است این روابط و روابط اجتماعی برای عده ای از نوجوانان و جوانان تسهیلاتی را فراهم می کنند که آنها بتوانند مطابق ارزش ها و هنجارهای اجتماعی نمونه ای ذکر می شود.

 

1)فقر :

اطفال بی بضاعت و فقیر از تهیه مایحتاج زندگی و مسائل بهداشتی و رفاه اجتماعی مردم و از تعلیم و تربیت بی نصیب هستند . متأسفانه در خانواده های فقیر امکانات تربیتی آنگونه که انتظار می رود نیست و کودک در حال رشد آموزشهای لازم را نمی تواند ببیند و مصاحبه ها در زندان ها بیانگر آن است که در حد بالایی از زندانیان آنگونه که باید مفاهیم انتزاعی و اخلاقی را درک کنند ، نمی کنند . رفتار و اعمال آنها نیز نمی تواند چیزی جز انعکاس افکار آنها باشد .

2) بیکاری :

بیکاری مترادف فقر نیست . بسیاری از جوانان از خانواده های متوسط و ثروتمند اجتماع نیز بیکار هستند . جوان نیز وقتی فعالیت و تحریک نداشته باشد ، اکثراً دچار افسردگی و اضطراب شده به آینده امیدوار نیست .درصد بالایی از جوانهایی که در مراکز بازپروری ، معتادین بسر می برند کسانی هستند که مدت طولانی بیکار بوده اند .

3) اوقات فراغت :

عدم توانایی جوان از استفاده درست از اوقات فراغت و یا نداشتن تفریحات سالم و امکاناتی کافی وی را به گروههای نا سالم جذب می کند.

4) تراکم جمعیت :

ضوابط و وظایف پیچیده با تنوع ملاکهای رفتاردر شهرهای بزرگ به قدری زیاد است که انحراف و ناهنجاری های ساده به چشم نمی خورد در نتیجه از ارتکاب اعمال ناشایست خودداری نمی کنند و این خود می تواند منجر به بزهکاری جوانان شود .

5) عضویت در باندها و گروه ها :

تشکیل گروه یا به اصطلاح باند جوانان یکی از پدیده های اجتماعی عصر جدید است جرائم ارتکابی باندها نسبت به سن اعضای باند متفاوت است . علت قبول عضویت در باندها ، اختلالات خانوادگی ، عدم مراقبت از نوجوان و جوانان در ساعات بیکاری ، وضع مسکن ، انواع تفریجات و سرگرمی های ناسالم است . اکثر باندها راجوانانی تشکیل می دهند که از محبت و ملاطفت پدر و مادر محروم هستند از خانواده و اجتماع خود ناراضی هستند . اعضای باند از لحاظ روانی غالباً  زود رنج ، حساس ، پریشان ، سرکش و پرخاشگر هستند و با قبول عضویت در بانداحساس آرامش و امنیت و قدرت می نمایند.