دانلود پایان نامه با موضوع مدیریت پیکربندی، ثبت اسناد، بومی‌سازی، نیازمندی‌ها

بهبود فرآیندهای اداره ثبت اسناد 50
شکل 4-5.ورود داده‌‌های پرسشنامه‌ها 51
شکل 4-6.ورود مستقیم داده‌ها 51
شکل 4-7.نتایج اولویت‌بندی به روش AHP 52
شکل 4-8.جریان‌کاری فرآیند پاسخ استعلام املاک 53

شکل 1-
جدول 1-
فصل اول
(1-1)

1. مقدمه
1-1. شرح مسئله
یک روش مدیریت پیکربندی (CM1) هوشمند به سازمانها اجازه می دهند تا منابع IT2خود را در حد ماکزیمم سودمندتر و قابل اطمینان تر سازند. توسعه دهندگان هر برنامه نیاز به توجه ویژه حدودا 60 درصد تاثیرات سرویس، به سبب مشکلات پیکربندی می باشند. بسیاری از آیتم‌ها در طول یک دوره حیات محصول یا سرویس تغییر می کنند و حفظ دنباله این تغییرات مهم هستند. مباحث مربوط به CM ضعیف، شامل شکست‌های مربوط به سیسستم، شکست سرویسهای کلیدی، کارایی ضعیف و کاهش بهره وری بوده و نتیجتا باعث تاثیر جدی در تجارت می شود.[1]
هدف اصلی مدیریت تغییرات، حذف تمام تغییرات محصول نیست ولی کمک به حداقل کردن تاثیرات منفی از تغییرات ضروری بوده و از تغییرات غیر ضروری اجتناب می کند.[2]
از نمای مدیریت پروژه3، CM یک فعالیت مدیریتی است که تعریف یک محصول، سیستم یا فرآیند را در طول تعریف کل چرخه حیات، مدیریت می کند. CM به متخصصان پروژه کمک می کند تا تضمین کنند محصولات و سیستم‌ها، نیازمندی‌های فیزیکی و عملیاتی تعریف شده خود را برآورده می کنند و هر تغییری روی نیازمندی‌هایشان به سختی کنترل شده، به دقت شناسایی شده و به ثبت می رسند. با انگیزه‌هایی در کاهش زمان توسعه محصول، حداقل سازی هزینه در طول حیات و افزایش کلی کیفیت محصول، CM یک بخش ضروری از استراتژی تحویل محصول می باشد. CM اولین بار بصورت رسمی توسط دپارتمان دفاع آمریکا در دهه 1950، بدلیل فقدان یکریختی و ناسازگاری داده‌ها و مباحث کنترل تغییرات در مسابقه ای برای پرتاب موشک انداز آغاز شد. سازمان استانداردسازی بین المللی اولین راهنما را در CM به شکل ISO-10007 در سال 1994 شامل cm در نیازمندی بر اساس استانداردهای هوافضا مثل AS-9100، تعریف نمود. CM یکی از مهمترین نواحی فرآیندی در مدل‌های بلوغ فرآیند توسعه داده شده توسط مهندسی نرم افزار می باشد.CM یک فعالیت Through Life است که چرخه حیات پروژه را مدام گسترش می دهد. جهت برقراری و حفظ یکپارچگی سیستم/محصول سرتاسر چرخه حیات، CM یک فعالیت تکراری و مداوم است [3]
سازمان ثبت اسناد شامل فرآیندهای متعدد خدماتی جهت ایجاد، تغییر، استعلام در مورد انواع اسناد مالکیت است. بنابراین حفاظت از اسناد مالکیت و کنترل دسترسی به اطلاعات آن‌ها یکی از اهداف اساسی سازمان است. از طرف دیگر، این سازمان در تعامل مستقیم با قوه قضایه، دفاتر ثبت اسناد رسمی، سایر سازمان‌ها و ادارات دولتی و خصوصی، همچنین ارباب رجوع، به ارائه خدمات می پردازد، از اینرو نیازمند بکارگیری فرآیندها و روال‌های با کیفیت جهت مواجه با تبادل گسترده اطلاعات می باشد. از جمله اهداف کیفیت در این سازمان می توان به سرعت بالا، هزینه کمتر، قابلیت دسترسی بالا، دقت در ثبت و نگهداری اسناد و اطلاعات، سهولت استفاده از خدمات و رضایت ارباب رجوع اشاره کرد. دستیابی به اهداف فوق الذکر مستلزم تعریف و بکارگیری صحیح فرآیندهای مدیریت پیکربندی در سازمان است. فرآیندهای مدیریت پیکربندی به عنوان یکی از نواحی فرآیندی در اکثر مدل‌ها و استاندارهای بهبود فرآیند همچون CMMI 4[4]، PMBOK 5، ITIL مطرح است. این ناحیه تعریف و اجرای صحیح فرآیندهای سازمان در سایر نواحی (مثلا نواحی مدیریت نیازمندی‌ها، طرح ریزی پروژه یا تضمین کیفیت فرآیند و محصول) را تضمین کرده، لذا از اهمیت بالایی برخوردار است. با این وجود ملزومات و رهنمون‌های ارائه شده در این مدل‌ها، بصورت کلی بیان شده و به عبارت دیگر فاقد جزئیات و نحوه ‌پیاده‌سازی در سازمان‌های مختلف است. بنابراین ابتدا باید هریک از این مدل‌ها را بر اساس اهداف، نیازها و شرایط سازمان بومی‌سازی کرد تا قابل ‌پیاده‌سازی شوند[5]. اما فرآیند بومی‌سازی نیازمند وجود تخصص در زمینه کاری سازمان و مدل مورد استفاده برای بهبود فرآیند، برنامه ریزی مناسب و تخصیص منابع موردنیاز است، در غیر اینصورت با خطر شکست مواجه خواهد بود [6]. در این راستا اولویت‌بندی بهبود فرآیندها می تواند نقش بسزایی در آغاز و هدایت بهبود فرآیند بر اساس نیازها و منابع موجود بویژه در سازمان‌های کوچک و متوسط (SME6) داشته باشد.
چالش‌ها و موانعی که در بومی‌سازی مدیریت پیکربندی وجود دارد، بسیار بوده و به همین دلیل نیاز است تا آنها را جهت ارائه طرح بهتر مدیریت پیکربندی شناسایی کرده و برای آنها راه حل‌هایی با توجه به مدل مورد استفاده بیابیم. چالش‌ها از قبیل این موارد می باشد: فقدان پشتیبانی مدیریت ارشد سازمان، هزینه‌های بالا نسبت به مزایای CM، فقدان آموزش کافی در ناحیه CM برای پرسنل سازمان، فقدان طرح جاری CM و ضعف در تعریف نیازمندی‌های CM[3]
لازم به ذکر است که بصورت کلی هدف اصلی برنامه بهبود فرآیند، اصلاح جریان کاری فرآیندها در سطح سازمان است که این امر می تواند با استفاده از ابزارهای مناسب مورد پشتیبانی قرار گیرند[7].

1-2. انگیزه تحقیق
بومی‌سازی صحیح CM در سازمان ثبت اسناد شامل تاثیرات مثبت و کارای زیر می باشد:
اول اینکه، محافظت از داده‌ها و منابع دیگر، بطوریکه محصولات همیشه برای مشتری در دسترس بوده و یا در زمان شکست، بصورت خیلی سریع قابل بازگش
ت
باشند. مواردی که بهمراه بازبینی آنها برای سازمان دارای اهمیت بوده و لذا نباید از بین بروند و باید همیشه در دسترس باشند شامل نقشه ملک، مشخصات مالک، مشخصات ملک، میزان مالکیت افراد، گزارش‌های تهیه شده پس از بازدید از ملک، می باشند.
دوم، پایش و کنترل روال‌ها و فرآیندهای سازمان که خود منجر به دو مزیت در سازمان ثبت اسناد می شود: تعریف روالها و فرآیندهای سازمان بصورت درست و کامل، که باعث به حداقل رسیدن تداخل در کار پرسنل می شود و اینکه پرسنل روال‌ها را دنبال می‌کنند و تهیه راه آسان جهت دنبال‌کردن روال‌ها می باشد.
سوم، ارزش نهادن به کار ارباب رجوع می باشد بطوریکه نیاز آن در کمترین زمان و هزینه ممکن، برآورده می شود.
چهارم اینکه، ارائه خدمات بصورت مطمئن و قابل اعتماد است و تولید سند دارای عیب‌های اساسی از این قبیل نیست: تعارض با زمین‌های مجاور، مشخصات اشتباه ملک، مشخصات اشتباه مالک.
پنجم، تولید محصولات با کیفیت بالا می باشد بطوریکه قابلیت وفق پذیری بالا داشته باشد برای مثال ساده‌تر شدن تفکیک ملک و قابلیت نگه‌داری بالا بدین معناست که در صورت بروز خطا مشکل سریعتر حل شود.
ششم، باعث مصرف درست از منابع بخصوص منابع انسانی شده که نتیجتا باعث حداقل‌سازی تلاش پرسنل می شود.
اولویت‌بندی SPI در ناحیه CM دارای نتایج زیر است: مشاهده سریعتر نتایج SPI7، سرمایه‌گذاری جهت رفع مسائل اصلی( مهمترین موارد) و همچنین دستیابی به نتایج بیشتر در زمان و هزینه مشخص می باشد.[8]
چالشها و موانعی که در بومی‌سازی مدیریت پیکربندی در این سازمان باید یافت می شد از قبیل موارد ذیل بوده که در فازهای مختلف مدل انتخابی برای آنها راهکارهایی نیز ارائه گردیده است. فقدان پشتیبانی مدیریت ارشد سازمان، هزینه‌های بالا نسبت به مزایای CM، فقدان آموزش کافی در ناحیه CM برای پرسنل سازمان، فقدان طرح جاری CM و ضعف در تعریف نیازمندی‌های CM[3]

شکل 2-
جدول 2-

فصل دوم

2. تعاریف پایه
2-1. بهبود فرآیند
بهبود فرایند نرم افزار، مجموعه‌ای مدون از فعالیت‌ها جهت ارتقای عملکرد و سطح بلوغ فرآیندهای سازمانی که نتیجتا منجر به بهبود کیفیت محصولات و خدمات می شود.بهبود فرآیندها، تجربه‌ای پیچیده و هزینه‌بر است که بدون داشتن آمادگی قبلی امکان‌پذیر نخواهد بود. بنابراین ‌پیاده‌سازی درست هر گونه تغییر و بهبود در فرآیندهای سازمان مسئولیت بزرگی است. جهت ‌پیاده‌سازی طرح بهبود فرآیند، شرکت‌ها باید نحوه انجام آن را نیز مورد توجه قرار دهند. این امر در مورد سازمان‌های با اندازه کوچک یا متوسط (SME8)، که نیازمند بازگشت سرمایه سریع هستند، مهمتر خواهد بود. هیچ شرکتی، فارغ از اندازه آن، بدون اطمینان از این که منابع درنظر گرفته شده حداکثر ارزش را بر می‌گردانند، مایل به انجام یک پروژه نمی‌باشد. [9]
امروزهدر راستای کمک به بهبود شیوه کسب‌وکار سازمان‌های تولید کننده نرم‌افزار، مدل‌های بلوغ، استانداردها و راهکارهای مختلفیتوسط جوامع تحقیقاتی و صنعتی ارائه شده‌ است. در این زمینه مدل یکپارچه بلوغ/توانمندی (CMMI) توسط دانشگاه کارنگی ملون (Carnegie Mellon) معرفی شده است که حاصل یکپارچه‌سازی تجربیات پیاده‌سازی مدل‌های بلوغ/ توانمندی (CMM) مختلف در جوامع صنعتی می‌باشد. مدل CMMI متشکل از بهروش‌هایی است که کل فعالیت‌های مربوط به تولید محصولات و سرویس‌ها را در سطح سازمان مورد توجه قرار می‌دهد [4].
“تیم مشاوره پیاده سازی CMMI دانشگاه شیراز” مجموعه‌ای متشکل از هیئت علمی، فارغ التحصیلان و دانشجویان دانشگاه شیراز است که دارای سوابق قبلی در زمینه بررسی معماری‌های سازمانی و انجام پژوهش‌ها و پروژه‌های حاکمیت فنآوری اطلاعات در برخی شرکت‌های خصوصی و ادارات دولتی ایران می‌باشد. این تیم پس از انجام مطالعات تخصصی در زمینه مدل‌های بهبود کیفیت و ارتقای فرآیندهای نرم‌افزاری، اکنون در نقش مشاوره جهت بومی‌سازی تمرین‌های مدیریت پیکربندی در سازمان ثبت اسناد می باشد.
بررسی موارد موفق بهره‌گیری از مدل CMMI و نتایج حاصله در سطح شرکت‌های بین المللی، نشان دهنده توانمندی این چهارچوب در حل مشکلات و تحقق اهداف مشابه در سازمان‌هایی با ساختار و صنایع متنوع است که مهمترین موارد از بررسی‌های انجام شده دراین زمینه به شرح زیر می‌باشند:
طی 12 مورد مطالعاتی در سال2003، محورهای اصلی عملکردی شامل هزینه، زمانبندی، کیفیت، رضایت مشتری و بازگشت سرمایه مورد بررسی قرار گرفتند که نتایج حاصل بصورت مشروح در بخش 3 بیان شده است [10].
موسسه‌ی مهندسی نرم‌افزار (SEI9)، گزارشی را در سال 2006 منتشر کرد که در طی آن بیش از 30 سازمان مورد بررسی قرار گرفته‌اند [11]. نتایج حاصل از این بررسی‌ها در شش محور عملکردی (هزینه، زمانبندی،بهره‌وری، رضایت مشتری، کیفیت و بازگشت سرمایه) به تفکیک در قسمت 3 همین بخش ذکر شده است.
در سال 2010 نیز موسسه مهندسی نرم‌افزار، تحقیقات حاصل از ارتقاء توانمندی پس از استفاده از مدل CMMI در برخی شرکت از جمله نورتروپ گرومان ، لاکهید مارتین ، ریتون ، هریس ، و … را منتشر کرد.

شکل 2-1. سه بعد حیاتی برای ارتقای سازمان
2-2. معرفی مدل یکپارچه توانمندی/ بلوغ (CMMI)
موسسه‌یSEI ‌، طی تحقیقات خود برای کمک به سازمان‌ها و شرکت‌هادر راستای تولید و نگهداشت محصولات و سرویس‌های
با کیفیت، ابعاد متعددی را بر شمرده است که یک سازمان با تمرکز بر آن‌ها می‌تواندشیوه کسب و کار خود را بهبود بخشد. شکل 1 سه بعد حیاتی را نشان می‌دهدکه سازمان‌ها عموما بر ارتقای آن‌ها تمرکز دارند: نیروی انسانی، روال‌ها و روش‌ها، ابزارها و تجهیزات. در این میان “فرآیندهای سازمان” محوری است که همه‌ی این ابعاد را به هم پیوند می‌دهد (شکل 2-1)[4].
البته این امر به معنی نادیده گرفتن افراد و تکنولوژی‌های سازمان نیست، اما امروزه تکنولوژی با سرعت غیر قابل تصوری در حال تغییربوده و به طور مشابه، افراد نیز معمولا در طول تجربه‌ی کاری خود برای شرکت‌های بسیاری کار می‌کنند. بنابراین تمرکز بر فرآیندهای سازمان، زیرساخت لازم جهت رویارویی با جهانی مملو از تغییر و نیز حداکثرسازی بهره‌وری افراد و بکارگیری تکنولوژی برای رقابت با دیگر سازمان‌ها را فراهم می‌آورد. فرآیندها به نیروی انسانی سازمان کمک می‌کنند تا هوشمندانه‌تر (نه لزوما سخت‌تر) و با سازگاری بیشتری عمل کرده و اهداف کسب و کار را دنبال کنند. امروزه اهمیت فرآیندهای با کیفیت در بسیاری از سازمان‌های فعال در صنایع تولیدی و سرویس‌دهی با وضوح بیشتری درک شده است[4].
در ادامه این قسمت و قبل از معرفی مدل CMMI، نحوه شکل‌گیری آن بر اساس مدل‌های پایه اجمالا مرور می‌شود. موسسهSEI با اعتقاد به این اصل مدیریت فرآیند که کیفیت سیستم یا محصول تولید شده عمدتا از کیفیت فرآیندهای مورد استفاده جهت توسعه و نگهداری آن ‌تاثیر می‌پذیرد، در ابتدا مدل‌هایی تحت عنوانCMMراتعریف کرد که هریک ازآن‌ها یک مسیرتکاملی جهت آغاز روند بهبود، از فرآیندهای تک منظوره و نابالغ به سمت فرآیندهای منظم و بالغ را دریک یا بیش از یک زمینه توصیف می‌کردند. پس از بکارگیری مدل‌های CMMدر صنایع مختلف در سراسر جهان و جمع‌آوری بازخوردهای حاصل از پیاده‌سازی بهروش‌ها، پروژه یکپارچه‌سازی به منظور حل مشکلات ناشی از بکارگیری مدل‌های متعدد CMM شکل گرفت. بدین ترتیب اولین نسخه از مدل یکپارچه موردنظر تحت عنوان CMMI-DEV 1.02(بصورت ساده،CMMI) تهیه ‌شده و اکنون CMMI 1.3 آخرین نسخه تکامل یافته از این مدل یکپارچه است که در سال 2010 توسط موسسه SEI به جوامع علمی و صنعتی ارائه شده است. CMMI مدل مرجعی ا ست که فعالیت‌های مربوط به تولید محصولات وخدمات را پوشش می‌دهد. امروزه سازمان‌های فعال در صنایع بسیاری نظیر هوافضا، بانکداری، سخت‌افزار و نرم‌افزارکامپیوتر، صنایع دفاعی و خودروسازی، ازمدل CMMI استفاده می‌کنند [12].

شکل 2-2. سطوح بلوغ در رویکرد گام به گام از مدل CMMI

جدول 2-1. نواحی فرآیندی CMMI در رویکردهای پیوسته و گام به گام

مدل CMMI از 22 ناحیه فرآیندی به علاوه اهداف و تمرین‌های عمومی تشکیل شده است. در هریک از این نواحی فرآیندی مجموعه‌ای از اهداف خاص (SG10) مطرح شده و برای تحقق هریک از این اهداف نیز مجموعه‌ای از تمرین‌های خاص (SP11) بیان شده است. در رویکرد پیوسته از مدل CMMI، این نواحی فرآیندی در بخش‌های مهندسی، پشتیبانی، مدیریت پروژه، مدیریت فرآیند دسته بندی شده‌اند و بهبود توانمندی سازمان را می‌توان در هریک از این زمینه‌ها دنبال کرد. اما در رویکرد گام به گام، نواحی فرآیندی در پنج سطح مرتب دسته‌بندی شده‌اند که سازمان را در مسیر ارتقای بلوغ هدایت می‌کند. شکل 2-2 عنوان هریک از سطوح بلوغ را به همراه ویژگی‌های اصلی آن‌ها نمایش می‌دهد. همچنین عنوان و مخفف هر یک از نواحی فرآیندی CMMI به همراه سطح بلوغ (رویکرد گام به گام) و بخش فرآیندی مربوطه (رویکرد

تحقیق رایگان با موضوع سازمان های بین المللی

حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و تأکید بر اهمیت اساسی همکاری بین المللی در تحقق این حق، معلول تلاش های نهادهایی همچون شورای حقوق بشر، کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و
سازمان های بین المللی بسیاری بوده است.
یکی از اهداف سازمان ملل متحد، بنا به منشور آن سازمان، تلاش برای ترویج احترام به حقوق بشر است و در این راه، معاهدات بین المللی حقوق بشری نقش ویژه ای برای نهادها و سازمان های تخصصی سازمان ملل متحد قائل هستند. مجمع عمومی سازمان ملل در قطعنامه های خود از سازمان های بین المللی نظیر بانک جهانی و صندوق بین المللی پول خواسته است که : « سیاست ها و پروژه هایی که بر تحقق حق بر غذا تأثیر مثبت دارند را تشویق کنند و از اینکه اعضای آنها به این حق بشری احترام می گذارند، اطمینان حاصل کنند. این اطمینان از طریق مشارکت در اجرای پروژه های عمومی بین المللی، حمایت از پروژه های اعضای دیگر در زمینه برآورده کردن حق بر غذا و ممانعت از رخ داد هرگونه عملی که تأثیری منفی بر تحقق حق بر غذای کافی می گذارد، تامین می شود.
در این بخش، به بررسی فعالیت های سازمان های بین المللی و نهادهای تخصصی سازمان ملل متحد در مورد حق بر غذای کافی پرداخته می شود. به جهت نقش ویژه سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد در این زمینه، به فعالیت های این سازمان در بخش مجزایی پرداخته می شود.
1 – کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی

کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، به موجب قطعنامه 17/1985 شورای اقتصادی و اجتماعی تأسیس شد. مهم ترین فعالیت کمیته، روشن کردن محتوای هنجارهای مندرج در میثاق، به ویژه از طریق اتخاذ «تفاسیر عمومی » است . در این تفسیرها، کمیته سعی می کند ضمن تشریح و تبیین مفهوم و ماهیت یک حق، دامنه و حد آن، تعهدات صاحبان حق و تکلیف، شیوه های تحقق و نقض آن حق و راه های جبرانی پیش روی قربانیان نقض آن را آشکار سازد.
اگر چه جایگاه حقوقی تفسیرهای کمیته به طور کلی در حقوق بین الملل بشر مشخص نیست، با این وجود، آنها می توانند تحلیل های دقیق و نظام مندی باشند که از سوی رکنی صادر شده اند که وظیفه انحصاری تفسیر قواعد مندرج در میثاق را بر عهده دارد . کمیته در تفسیر عمومی شماره 12 خویش راجع به حق بر غذا، به تشریح و تبیین حق بر غذا و عناصر آن، تعهدات ناشی از این حق و نقض آنها و تکالیف اشخاص و دولت ها در تحقق آن حق و شیوه های جبرانی نقض آن و نقش سازمان های بین المللی در تحقق این حق می پردازد.
تفسیر کمیته در مورد حق بر غذای کافی از جنبه های مختلفی برخوردار است.
نخست اینکه اولین بار تعریفی حقوقی نسبتاً جامعی از حق بر غذای کافی به عمل آمده و به شرح و تبیین آن پرداخته شد. در این تفسیر پس از بیان تعریف کلی از پرداخته شده و منظور از « بنیادین » حق بر غذای کافی، به تبیین مفهوم واژگان کاربرد آن، تأکید بر تعهد فوری و نه تدریجی دولت ها به جلوگیری از قحطی است.
و از آنجایی که رهایی از قحطی با حق بر حیات مرتبط است باید در هر شرایطی محترم شمرده شود .
در کنار این موارد، کمیته در تفسیر شماره 12 خویش، عناصری را برای حق، بر غذا برمی شمرد که از آن جمله می توان به کفایت، قابلیت پذیرش فرهنگی، سلامت و دسترسی اقتصادی و فیزیکی اشاره کرد . در خصوص معنای « غذایی کافی» برخی مفسران اظهار کرده اند که « کفایت» غذایی فراتر از آن چیزی است که برای صرف بقا ضروری است، بلکه باید در احراز آن به تأثیر نوع غذا در سلامت شخص یاتوانمند کردن او برای پیگیری یک زندگی عادی و فعال توجه شود و واضح است که هر معیاری که کفایت با توجه به آن سنجیده می شود نیز، باید تعریف شود. به علاوه کفایت، واجد هر دو جنبه کمی و کیفی است؛ یعنی غذا باید هم از نظر میزان کالری و انرژی غذایی حاصله و هم از نظر مواد غذایی ضروری همچون ویتامین ها کافی باشد. مفهوم دقیق « کفایت» به میزان زیادی با ت وجه به شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، آب و هوایی و اکولوژیکی حاکم تعیین می شود .


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

همچنین منبع غذایی باید از نظر فرهنگی قابل پذیرش بوده (با فرهنگ غذایی رایج سازگار باشد) و سالم ( فاقد عناصر سمی و آلوده کننده ) باشد .
2 – شورای حقوق بشر
شورای حقوق بشر براساس قطعنامه 251/60 مجمع عمومی ملل متحد در سال2006 میلادی به عنوان یک نهاد فرعی مجمع عمومی، جایگزین کمیسیون حقوق بشر ملل متحد شد.‌ شورای حقوق بشر، یکی از نهادهایی است که در پیشبرد اهداف حقوق بشری ملل متحد نقش بسیار بارزی داشته است.
مهم ترین فعالیت شورای حقوق بشر در زمینه حق بر غذا را می توان تعیین گزارشگر ویژه حقوق بشر دانست. از سال 2000 میلادی کمیسیون سابق حقوق بشر، گزارشگر ویژه ای برای حق بر غذا در نظر گرفت.
این گزارشگر هم به کمیسیون حقوق بشر (اکنون شورا) و هم به مجمع عمومی سازمان ملل متحد گزارش می دهد . گزارشگر ویژه اختیارات گسترده ای در زمینه تحقیق و بررسی در موارد، موضوعات و وضعیت های مرتبط با حق بر غذا و ارائه پیشنهاد دارد البته لازم به ذکر است که گزارش اول حق بر غذا در زمان فعالیت کمیسیون حقوق بشر تعیین گردید.
نخستین گزارشگر ویژه حق بر غذا ژان زیگلر، جامعه شناس سوئیسی بود که در دوران حضورش در منصب گزارشگر ویژه حق بر غذا گزارش های فراوانی در زمینه های امکان اقامه دعوا در زمینه حق بر غذا، جنسیت، تقابل تجارت بین الملل و حقوق بشر دوستانه بین المللی داشته و مأموریت هایی نیز به نیجر، برزیل، بنگلادش و سرزمین های فلسطین اشغالی نمود.
پس از پایان مأموریت گزارشگر اول ویژه حق بر غذا در سال 2008 میلادی، پروفسور اولیویر دو شوتر به عنوان دومین گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در زمینه حق بر غذا از سال 2009 میلادی این سمت را عهده دار شده است. یکی از مهم ترین اقدامات دو شوتر شرکت در اجلاس وزرایی سازمان تجارت جهانی و تدوین گزارشی در تلاش برای ایجاد تعادلی میان حقوق کشاورزان خرده پا و مردمان محلی بر حق بر غذای کافی و اصول تجارت جهانی است.
در حقیقت هدف گزارشگران ویژه حق بر غذا، تلفیق تلاش ها برای تبیین حق بر غذای کافی و تلاش های اجرای و اعمال این حق است.
اختیارات گزارشگر ویژه حق بر غذا گسترده بوده و موارد زیر را در بر می گیرد:
تشویق به تحقق کامل حق بر غذا و ترغیب پذیرش معیارهای آن در سطوح ملی، منطقه ای و بین‌المللی؛
جستجو برای یافتن راه هایی برای غلبه بر موانع موجود و در حال ظهور در راه تحقق حق دسترسی به غذا؛
ایجاد انگیزه و جلب توجه به وضعیت حق بر غذا از منظر جنسیتی و سن افراد؛
تدوین و پیشنهاد راهکارهایی برای اجرا و تحقق هدف اول اعلامیه توسعه
هزاره و حق بر غذا، به ویژه با در نظر گرفتن اهمیت مشارکت و هم یاری بین المللی در این زمینه؛
ارائه پیشنهادهای قابل اجرا در زمینه تحقق تدریجی حق بر غذا؛
همکاری کامل و تنگاتنگ با دولت ها، سازمان های بین المللی و سازمان های مردم نهاد، کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و تمامی فعالان مرتبط در زمینه حق بر غذا؛
مشارکت و حضور در کنفرانس ها و رخدادهای بین المللی مرتبط
3 – برنامه جهانی غذا
برنامه جهانی غذا، نهاد اعطاکننده کمک های غذایی مستقیم سازمان ملل متحد است که از سال 1963 میلادی فعالیت خود را آغاز نموده است. برنامه جهانی غذا در ابتدا یک برنامه عمل سه ساله توسط فائو بود، اما پس از مدتی از نظر ابعاد رشد چشمگیری کرده و در عمل مستقل از فائو عمل می نماید. این نهاد در هنگام بروز خشکسالی یا قحطی در کشورهای در حال توسعه، کمک غذایی برای آسودگی مردم فراهم می آورد. برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد بزرگ ترین سازمان بشردوستانه جهت مبارزه با گرسنگی است. در سال 2011، این برنامه به بیش از نود میلیون نفر در بیش از هفتاد کشور کمک های غذایی ارائه نمود.
برنامه جهانی غذا با انجام طرح هایی که غذا را به عنوان وسیله ای برای توسعه دانش و آموزش بیشتر به کار می گیرند، به مردمان فقیر و گرسنه کمک می نماید تا امنیت غذایی خود را در آینده به دست آورند. برای مثال، برنامه جهانی غذا برای بیش از بیست میلیون کودک در نقاط مختلف جهان، در طول سال تحصیلی وعده های غذایی فراهم می کند این عمل، خانواده ها را تشویق می نماید تا کودکان خود را به مدرسه بفرستند و در نتیجه به آنها کمک می کند تا آینده بهتری برای خود بسازند.
به طور کلی، برنامه جهانی غذا پنج هدف استراتژیک دارد که عبارتند از:
1- نجات جان افراد و حمایت از امرار معاش در مواقع اضطراری؛
2- جلوگیری از گرسنگی حاد و سرمایه گذاری برای آمادگی در مقابل بلایای طبیعی و کاهش اثرات آن؛
3-بازگرداندن و بازسازی زندگی پس از جنگ و بلایای طبیعی و یا در شرایط گذار؛
4- کاهش گرسنگی مزمن و کمبود تغذیه و
5- تقویت توانایی ملت ها برای مهار گرسنگی از طریق سیاست های واگذاری و خرید محلی.
باوجود تمام مشکلات و سختی های پیش روی فعالیت های برنامه جهانی غذا، این برنامه را می توان یکی از موفق ترین برنامه های اجرا شده توسط سازمان ملل متحد دانست.
4 – صندوق بین المللی برای توسعه کشاورزی

صندوق بین المللی برای توسعه کشاورزی، پس از کنفرانس غذای جهانی 1974 میلادی و به عنوان نهاد زیرمجموعه سازمان ملل متحد در سال 1977 میلادی، ایجاد شد.‌ صندوق بین المللی برای توسعه کشاروزی (ایفاد) به این منظور ایجاد شد تا وسایل لازم را برای توسعه طرح های کشاورزی و روستایی
ارائه دهد. این صندوق، وام ها و ضمانت های لازم را برای کمک های کوچک در کشاورزی می‌پردازد.
هدف نهایی صندوق بین المللی برای توسعه کشاورزی، کمک به کشورهای در حال توسعه در برخورد با فقر روستایی و بهبود وضع تولید غذا و تغذیه از طریق سرمایه گذاری برای حذف فقر است. قسمتی از فعالیت های این صندوق در مورد زنان روستایی است که از نظر غذایی با مشکل روبه رو هستند.
یکی از مهم ترین اقدامات صندوق بین المللی توسعه کشاورزی برای مبارزه با فقر و گرسنگی در جوامع روستایی، به ویژه در فقیرترین مناطق جهان، اختصاص اعتبار و اعطای وام به کشاورزان خرده پای فقیر آن مناطق است. حدود نهصد میلیون نفر ؛ یعنی 75 درصد از 1/2 میلیارد انسان به شدت فقیر جهان، در مناطق روستایی زندگی می کنند .
بنابراین صندوق ایفاد، برای برطرف کردن فقر روستایی اولویت قائل است . همچنین صندوق ایفاد طرح های مشارکتی کشاورزی پایدار را در این مناطق با مشارکت جوامع روستایی، اعم از زن و مرد، ترتیب می دهد. صندوق ایفاد، تاکنون بیش از 5/9 میلیارد دلار در 732 پروژه بیش از سیصد میلیون فقیر روستایی را در کشورهای کمتر توسعه یافته تحت پوشش قرار داده است، سرمایه گذاری نموده است.
صندوق توسعه کشاورزی همکاری نزدیکی با فائو دارد و به برنامه های فائو کمک های مالی می کند. با این حال عمده فعالیت صندوق کمک به دولت ها است. با توجه به موارد بیان شده از یک سو، و تداوم بحران گرسنگی در سطح جهانی از سوی دیگر، باید اذعان نمود که برنامه ها و تلاش های متعدد انجام شده در قالب برنامه ها، سازمان ها و نهادهای فوق الذکر و برخی سازمان های دیگر از جمله بانک جهانی، صندوق کودکان یونیسف و غیره، به نتایج مناسبی نرسیده و نیاز به ایجاد رهیافت نوینی در این زمینه در سطح جهانی احساس می شود. یکی از ویژگی های این رهیافت می تواند، بر هماهنگ نمودن و یکپارچه سازی فعالیت های سازمان ها و نهادهای سازمان ملل متحد باشد. در همین راستا و پس از اوج گیری بحران غذای جهانی در سال 2008 میلادی، ضرورت حمایت سیاسی و مالی از تداوم، بهبود و اصلاح اقدامات سازنده در زمینه مبارزه با گرسنگی، با مشارکت گسترده جامعه جهانی مورد تأکید قرار گرفت. این وضعیت بر اساس چارچوب استراتژیک تدوین شده توسط کارگروه عالی رتبه سازمان ملل متحد در مورد بحران جهانی غذا تحت بررسی قرار

منبع مقاله با موضوع سازمان بهداشت جهانی

پیشینه نظری
تعریف سلامت روان
سازمان بهداشت جهانی در سال 1986 تعریفی از سلامتی را ارائه دارد :
سلامتی گستره وسیعی است جهت توانمند ساختن فرد ها گروه ، که از یک طرف موجب واقعیت بخشیدن به آمال و آرزوها و ارضاء نیازها و از طرف دیگر باعث مقابله با محیط می شود بنابراین طبق تعریف فوق به نظر می رسد سلامتی یک منبعی برای زندگی روزمره است نه به عنوان وسیله ای برای زندگی ، یک مفهوم کاربردی و مثبت است که علاوه بر تأکید بر توانایی جسمانی افراد بر منابع فردی و اجتماعی آنان نیز تأکید می ورزد . ( اسکوفیلد ، 1998 مقاله )

اصلاح سلامت روانی ، اصطلاحی است که از آن برای بیان و اظهار کردن هدف خاصی برای جامعه استفاده می شود . هر فرهنگی براساس معیارهای خاص خود به دنبال سلامت روان است . هدف هر جامعه ای این است که شرایطی را که سلامت اعضای جامعه را تضمین می کند آماده نماید . سلامت روان بخشی از سلامت عمومی است . منظور از سلامت روان ، سلامت ابعاد خاصی از انسان مثل هوش ، ذهن ، حالت و فکر می باشد . از طرف دیگر سلامت روان بر سلامت جسمانی هم تأثیر دارد . بسیاری از پژوهش های اخیر مشخص کرده اند که یک سری اختلال های فیزیکی و جسمانی به شرایط خاص روانی مرتبط هستند . با وجود این که سلامت روان مفهوم وسیعی است اما هنوز یک تعریف کلی که مورد قبول همه باشد از آن به دست نداده اند هر فرد یا گروهی یک تصور خاص از سلامت روان دارد در حالی که در مورد سلامت جسمانی چنین حالتی وجود ندارد .
در سال 1948 ، کمیسیون مقدماتی سومین کنگره جهانی بهداشت روانی ، برای بهداشت روانی یک تعریف دو قسمتی ارائه می دهد :
1. بهداشت روانی حالتی است که از نظر جسمی ، روانی و عاطفی در حدی که با بهداشت روانی دیگران انطباق داشته باشد برای فرد مطلوب ترین رشد را ممکن می سازد .
2. جامعه خوب جامعه ای است که برای اعضای خود چنین رشدی را فراهم می آورد در عین حال رشد خود را تضمین می کند و نسبت به سایر جوامع بردباری نشان می دهد . ( گنجی ، 1379 ص 13 )
سازمان بهداشت جهانی ، بهداشت روانی را براساس جنبه های زیستی و اجتماعی تعریف می کند . به نظر این سازمان ، بهداشت روانی برای فرد استعداد ایجاد روابط موزون با دیگران و استعداد شرکت در تغییرات محیط اجتماعی و طبیعی با استعداد کمک به تغییرات ، به شیوه سازنده ، قائل است . همچنین بهداشت روانی ایجاب می کند که بین تمایلات غریزی فرد هماهنگی وجود داشته است در این تعریف هیچ اشاره ای به بیماری نشده است .

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در تعریف فوق و تعاریف مشابه آن ، سازگاری با محیط اهمیت زیادی دارد . طبق این تعریف شخصی که بتواند با محیط ( اعضای خانواده ، همکاران ، همسایگان و به طور کلی اجتماع ) خوب سازگار شود از نظر بهداشت روانی بهنجار خواهد بود . این شخص با تعادل روانی رضایت بخش پیش خواهد رفت . تعارضات خود را با دنیای برون و درون حل خواهد کرد و در مقابل ناکامی های اجتناب ناپذیر زندگی مقاومت خواهد داشت . اگر کسی توان انجام دادن این کارها را نداشته باشد و در نتیجه با محیط خود به شیوه نامناسب و دور از انتظار برخورد کند از نظر روانی بیمار محسوب خواهد شد ، زیرا با این خطر روبرو خواهد بود که تعارض های حل نشده خود را به صورت نوروز ( اختلالات خفیف رفتاری ) نشان می دهد و به شخص نوروتیک تبدیل می شود . ( گنجی ، 1379 ص 12 )
عده ای از روان شناسان معتقدند که سلامت روان ، داشتن هدفی انسانی در زندگی، سعی در حل عاقلانه مشکلات ، سازش با محیط اجتماعی براساس موازین علمی و اخلاقی و سرانجام ایمانی به کار و مسئولیت پذیری و پیروی از اصول نیکوکاری و خیر خواهی است. ( شفیع آبادی ، 1371 ص 85 )
لوینسون و همکاران سلامت روان را اینچنین تعریف کرده اند :
سلامت روان عبارتست از این که فرد چه احساسی نسبت به خود ، دنیای اطراف ، محل زندگی و اطرافیان دارد مخصوصاً با توجه به مسئولیتی که در مقابل دیگران دارد ، چگونگی سازش وی به درآمد خود و شناخت موقعیت مکانی و زمانی خویش . ( انصاری ، 1374 پایان نامه )
کارل مننجر می گوید :
سلامت روانی عبارت است از سازش فرد با جهان اطرافش به حداکثر امکان به طوری که باعث شادی و برداشت مفید و مؤثر به طور کامل شود . ( همان منبع )
کینگزبرک بهداشت روانی را این چنین تعریف می کند :
تسلط و مهارت در ارتباط صحیح با محیط به خصوص در سه فضای مهم عشق ، کار و تفریح . ( همان منبع )
در سالهای اخیر انجمن کانادایی بهداشت روانی را در سه قسمت تعریف کرده است.
قسمت اول : نگرش های مربوط به خود ( شامل تسلط بر هیجان های خود ، آگاهی از ضعف های خود و رضایت از خوشی های ساده )
قسمت دوم : نگرش های مربوط به دیگران ( علاقه به دوستی های طولانی و صمیمی ، احساس تعلق به یک گروه و احساس مسئولیت در مقابل محیط انسانی و طبیعی .
قسمت سوم : نگرش های مربوط به زندگی ( رویارویی با الزام های زندگی ، پذیرش مسئولیت ها ، ذوق و توسعه امکانات و علایق خود ، توانایی اخذ تصمیم های شخصی و ذوق یا انگیزه خوب کارکردن . ( گنجی 1379 ، ص 13 )
به طوری که ملاحظه می شود ، این انجمن بهداشت روانی را در ارتباط با سازگاری با محیط و نگرشهای مربوط به خود و دیگران تعریف می کند اما به مفاهیم بیماری آسیب شناسی و ناسازگاری ارجاع نمی دهد . ( همان منبع )
طبق تعریف فرهنگ روانشناسی آرتور 1985 واژه سلامت روان ، برای افرادی که عملکردشان در سطح بالای از سازگاری هیجانی و رفتاری است به کار می رود و در مورد افرادی که صرفاً‌ بیماری روانی ندارد به کار نمی رود . از نظر کاپلان و ساروک سلامت روان ، آن حالت بهزیستی است که افراد قادر باشند به راحتی در جامعه ، فعالیت کنند و پیشرفتها و خصوصیات شخصی برای آن رضایتبخش است . ( ادبی ، 1379 ، پایان نامه )
کنفرانس بین المللی بهداشت ، که با همکاری سازمان بهداشت جهانی و یونیسف در سال 1988 با شرکت 134 کشور در آلماآتا تشکیل شد سلامت روانی را سلامت کامل جسمانی ، روانی ، اجتماعی تعریف نموده است و نه فقدان بیماری و ناتوانی . ( ادبی ، 1379 ، پایان نامه )
آرچریک مبحث تاریخی را اضافه کرده و می گوید در جوامع به سرعت در حال تغییر و غیر قابل پیش بینی امروز توانایی اکتشاف محیط و ایجاد تعهد ، یک مهارت اساسی برای بقاء و لازمه سلامت روانی است . ( همان منبع )
ویژیگی های افراد سالم ( برخوردار از سلامت روان ) از دیدگاه های مختلف :
برای داشتن بهداشت روانی خوب ، شرایطی وجود دارد : روبروشدن با واقعیت ، سازگاری داشتن با تغییرات ، گنجایش داشتن برای اضطرابها ، کم توقع بودن ، احترام قایل شدن به دیگران ، دشمنی نکردن با دیگران و کمک رساندن به مردن . ( گنجی 1379 ، ص 13 )

بنابر تحقیقات انجمن ملی بهداشت روانی
1. افراد سالم از نظر روان احساس راحتی می کنند . خود را آن گونه که هستند می پذیرند ، از استعدادهای خود بهره مند می شوند در مورد عیوب جسمانی و ناتوانیهای خود شکیبا بوده و از آن ناراحت نمی شوند ، دیدگاه واقع گرایانه دارند ، دشواریهای زندگی را سهل می انگارند ، آن ها وقت کمی را در نگرانی ، ترس ، اضطراب و یا حسادت سپری می کنند . اغلب آرامند ، نسبت به عقاید تازه گشاده رو بوده و دارای طیب خاطر هستند ، شوخ طبع هستند و اعتماد به نفس دارند ، اگرچه از حضور در جمع لذا می برند اما به تنها بودن نیز اهمیت می دهند و وحشتی از آن ندارند ، همچنین از سیستم ارزشی برخوردارند که از تجارب شخصی شان سرچشمه می گیرد . بدین معنی که یک احساس شخصی مبتنی بر درست یا غلط بودن امور دارند .
2. افراد دارای سلامت روان ، احساس خوبی نسبت به دیگران دارند ، آنها می کوشند تا دیگران را دوست بدارند ، و به آنان اعتماد کنند ، چرا که تمایل دارند دیگران نیز آن ها را دوست باشند و به آن ها اعتماد نمایند چنین افرادی قادرند که با دیگران روابط گرمی داشته باشند و این روابط را ادامه دهند ، به علایق دیگران توجه می کنند و احترام می گذارند آنها به خود اجازه نمی دهند از سوی دیگران مورد حمله و فشار قرار گیرند و نیز سعی نمی کنند که بر دیگران تسلط یابند آنها با احساس یکی بودن با جامعه ، نسبت بر دیگران احساس مسئولیت می کنند .

قدرت روبرو شدن با نیازهای زندگی را دارند معمولاً‌نسبت به اعمال خود احساس مسئولیت می کنند و با مشکلات به همان شیوه که رخ می دهد برخورد می کنند . دارای پندارهای واقع گرا در مورد آنچه که می توانند یا نمی توانند انجام بدهند هستند بنابراین آن ها محیط خود را تا آن جا که ممکن است شکل می دهند و نیز تا آن جا که ضرورت دارد با آن سازگار می شوند . ( بنی جمالی ، 1373 ، ص 28 )
در این بخش به بررسی دیدگاه های مختلف روانشناسی پیرامون ویژگی های افراد دارای سلامت روان می پردازیم :

دیدگاه روانپزشکی
دیدگاه روانپزشکی ، درباره فرد دید تعامل حیاتی دارد . طبق این دیدگاه فردی که از سلامت روانی برخوردار است که دارای نظام متعادلی است که خوب عمل می کند و اگر تعادل به هم بخورد بیماری روانی ظاهر خواهد شد . ( گنجی ، 1379 ، ص 22 )

دیدگاه های روان تحلیلی
دیدگاه روانکاوی معتقد است که شخصیت فرد از سه عنصر تشکیل می شود ، نهاد، من و من برتر . بنابراین به نظر آنان بهداشت روانی ، زمانی تضمین می شود که من با واقعیت سازگاری شود و همچنین تکانش های غریزی نهاد به کنترل درآید . ( همان منبع )
فروید به نقل از حسینی ( 1360 ) سلامت روانی را از یک طرف نتیجه تعادل بین سه عنصر نهاد ، من و من برتر و از طرفی دیگر نتیجه تعادل بین سطوح خود آگاه و ناخودآگاه می داند . فروید معتقد است که شخص سالم دو ویژگی دارد :
می تواند دوست بدارد و دوست داشته باشد .
می خواهد و می تواند کار بکند . ( شعاری نژاد ، 1371 ، ص 278 )
به نظر فروید ویژگی خاصی که برای سلامت روانشناختی ضروری است خود آگاهی می باشد یعنی هر آنچه که ممکن است در ناخودآگاه موجب مشکل شود ، بایستی خود آگاه شود ، شخص سالم از مکانیزم های دفاعی نوع دوستی ، شوخ طبعی ، پارسای و ریاضت و والایش یا تصعید استفاده می کند . ( نجات ، 1378 ، ص 34 )
همچنین به عقیده فروید ، شخص سالم کسی است که نیازهای تثبیت شده نداشته باشد ، نیازهای نهفته یا درونی شده اش در جهت معیارهای درونی شده من برتر باشد و براساس نیازهایش عمل نکند و نیازهایش با یکدیگر در تعارض و کشمکش نباشد . بعلاوه انسان برخوردار از سلامت روانشناختی موجودی منحصر به فرد است که بایستی به صورت یگانه مورد بررسی و مطالعه قرار بگیرد و دارای خصوصیات زیر باشد :
بین من و من آرمانی فرد فاصله زیادی وجود ندارد .
من دارای قدرتمندی و کارآیی بسیار است .
از ساختار روانی خودش آگاهی لازم را دارد .
هدف نهایی او رشد خلاقیت و تحقق خویشتن است .
نظر هورنای ( 1945 ) به نقل از خدا رحیمی ( 1374 ) : انسان برخوردار از سلامت روان دارای این ویژگی ها می باشد : احساس امنیت می کند ، لذا فاقد پرخاشگری و خودشیفتگی است ، به دلیل آگاهی از خود واقعی و استعداد بالقوه خوی تسلیم محض محیط اجتماعی و فرهنگی نیست ، بلکه ابتکار و شخصیت خودش را عهده دار می شود ، خوشناسی و کوشش را برای تحقیق استعدادهای فطری و ذاتی وظیفه اخلاقی و امتیاز معنوی شخصیت سالم است و هدف او کمال است ، انسان سالم خودآگاهی دارد و از خود واقعی و استعدادهایش کم و بیش آگاه است و خودش بسیاری از مشکلات زندگی را حل می کند لذا به دیگران وابستگی ندارد .
از دیدگاه کارل یونگ ، فرایندی که موجب یکپارچگی شخصیت انسانی می شود مزیت یافت یا تحقق خود است .
این فرآیند خود شدن ، فرایندی طبیعی است این گرایش چنان نیرومند است که یونگ آن را غریزه نامید . در انسان مزیت یافته هیچ یک از وجوه شخصیت مسلط نیست ، نه هوشیار و نه ناهوشیار .
نه یک منش یا گرایش خاص و نه هیچیک از سنخ های کهن ، بلکه همه آن ها به توازی هماهنگ رسیده اند . از طرف دیگر به نظر وی همه جنبه های شخصیت باید به یکپارچگی و هماهنگی دست یابند به طوری که همه آنها بتوانند بیان شوند . افراد سالم از شخصیتی برخوردارند که یونگ آن را شخصیت مشترک ، خوانده است . چون دیگر هیچ جنبه شخصیت به تنهایی حاکم نیست . یکتایی فرد ناپدید می شود و دیگر چنین اشخاصی را نمی توان متعلق به یک سنخ روانی خاص دانست . ( گنجی 1379 ، ص 53 )
به عقیده آلفرد آدلر ، زندگی بودن نیست ، بلکه شدن است ، آدلر به انتخاب ، مسئولیت و معناداری مفاهیم در شیوه زندگی اعتقاد دارد و شیوه زندگی افراد را متفاوت می داند . محرک اصلی رفتار بشر ، هدفها و انتظار او از آینده است . فرد سالم به عقیده آدلر از مفاهیم و اهداف خودش آگاهی دارد و عملکرد او مبتنی بر حیله و بهانه نیست او جذاب و شاداب است و روابط اجتماعی ساطنده و مثبتی با دیگران دارد روابط خانوادگی صمیمی و مطلوب دارد و جایگاه خودش را در خانواده و گروه های اجتماعی به درستی می شناسد . همچنین فرد سالم در زندگی هدفمند و غایت مدار است و اعمال او مبتنی بر تعقیب این اهداف است . عالی ترین هدف شخصیت سالم ، تحقق خویشتن است . از ویژیگی های دیگر سلامت روانشناختی این است که فرد سالم همواره به بررسی ماهیت اهداف و ادراکات خویش می پردازد و اشتباهاتش را برطرف می کند . فرد خالق عواطف خودش است نه قربانی آنها . آفرینش گرایی و ابتکار فیزیکی از ویژگی های دیگر ایت افراد است . فرد سالم از اشتباهات اساسی شامل تعمیم مطلق ، اهداف نادرست و محال ، درک نادرست و توقع بی مورد از زندگی ، تقلیل یا انکار ارزشمندی خود و ارزش های و باورهای غلط می باشد . ( شاملو 1378 ، ص 43 )
اریکسون سلامت روانشناختی را نتیجه عملکرد قوی و قدرتمند سن می داند . من عنوان مفهومی است که نشان دهنده توانایی یکپارچه سازی اعمال و تجارب شخص به صورت انطباقی و سازشی است من تنظیم کننده درونی روان است که تجارب فرد را سازماندهی می کند و در نتیجه از انسان در مقابل فش
ارهای نهاد و من برتر حمایت می کند. هنگامی که رشد انسان و سازماندهی اجتماعی به نحو متناسب هماهنگ شود ، در هر کدام از مراحل رشد روانی ـ اجتماهی ، تواناییها و استعدادهای مشخصی ظهور می نماید در واقع به عقیده اریکسون سلامت روانشناختی هر فرد به همان اندازه است که توانسته است توانایی متناسب با هر کدام از مراحل زندگی را کسب کند . ( خدا رحیمی ، 1374 ، ص 78 )
اریکسون احساس هویت را نشانه سلامت فکر و روان می داند که خود از مراحل حس اعتماد ، خودمختاری ، ابتکار و اشتغال به کارهای سودمند می گذرئ و سرانجام به احساس هویت خود منجر می گردد . این احساس سرمایه داخلی است که بعد از طی موفقیت آمیز تمام مراحل ایجاد می گردد و با همانند سازی موفقیت آمنیز که به تنظیم محرک ها و غرایز اصلی فرد با توجه به فرصت ها و امکانات او منجر می شود ارتباط دارد. بدین ترتیب احساس هویت موجب اطمینان خاطری می گردد که به شخص قدرت انطباق و سازگاری می دهند . ( حسینی ، 1360 ، ص 20 )
رد واقع به نظر اریکسون ( 1968 ) هویت ، نشانه نشاط روانی است و هویت در مقابل سردرگمی نشانه یک شخصیت سالم در نوجوانی است .
اریک فروم تصویر روشنی از شخصیت سالم به دست می دهد . چنین انسانی به طور عمیق عشق می ورزد آفریننده است . قوه تعلقش را کاملاً پرورانده است و جهان و خود را به طور عینی ادراک می کند . حس هویت پایداری دارد . با جهان در پیوند است و در آن ریشه دارد . حاکم و عامل خود در سرنوشت خویش است . فروم شخصیت سالم را دارای جهت گیری بارور می داند . به نظر وی جهت گیری ، گرایش یا نگرش کلی است که

پایان نامه درمورد زنجیره تامین:عوامل موثر بر رقابت پذيري

عوامل موثر بر رقابت پذيري

1.عوامل محيطي

عامل محيطي به عنوان پارامتر تاثيرگذار بر رقابت پذيري،  در حوزههاي مختلف اقتصادي – سياسي حضوري فعال داشته و در ابعاد مختلف كلان بين الملل، ملي و خرد قابل طرح و بررسي است كه در اين ميان، عوامل محيطي كلان اساساً به مجموعه عواملي كه بر بنگاه تاثير گذاشته و از حيطه كنترل آن خارج ميباشند(مانند عوامل سياسي، اقتصادي و…). اشاره دارد. عوامل محيطي ملي، اهداف فوق را در ابعادي كوچكتر و در سطح ملي تعقيب و دنبال ميكند. عوامل محيطي خرد به محيط نزديك به سازمان ودر واقع بازار ميپردازد و در عين حال، عوامل تشكيل دهنده آن از ارتباط تنگاتنگ با بنگاه و فعاليتهايش برخوردار است نظير پويايي هاي مربوط به بازار، فناوري، مشتري، رقابت و نهايتا پوياييهاي مربوط به خود بنگاه ( 2011 , Goran etal) بر اين اساس، محيط كلان- بين الملل نقش زيرساخت را براي محيط ملي ايفا ميكند و چنان چه تحولات به وجود آمده در حوزه سياسي، اقتصادي، اجتماعي و تكنولوژيكي بين الملل بتواند آثار مثبتي در حوزههاي چهارگانه داخلي بر جاي بگذارد در اين شرايط محيط ملي نيز مي تواند منجر به ايجاد پويايي در حوزههاي بازار، فناوري، مشتري و رقبا شده و پويايي خود بنگاه را نيز به ارمغان بياورد در غير اين صورت چنان چه تغييرات محيط كلان- بين الملل به گونه اي رقم بخورد كه هم خواني لازم را با محيط ملي نداشته باشد با فرض ثبات در وضعيت محيط ملي امكان ايجاد مزيت رقابتي آن هم از نوع پايدار وجود نخواهد داشت و اين امر در ميان مدت آثار سويي بر پوياييهاي محيط خرد بر جاي خواهد گذاشت ( ,2009 Aszlo & Ulbert).

 

2.عوامل درون سازماني

به عوامل قابل كنترل داخل يك سازمان يا بنگاه اقتصادي اطلاق مي شود كه خود متشكل از سه عامل كليدي نگرش مبتني بر منابع، نگرش مبتني بر بازار و نگرش مبتني بر دانش مي باشد. از عوامل درون سازماني موثر در فضاي رقابتي ميتوان به مواردي همچون ساختار سازماني، استراتژي، سيستم،سبك مديريت، كاركنان و نيز فرهنگ اشاره نمود ( 2002 ,  Webster).

1.2. رويكرد مبتني بر منابع

يكي از رويكردهاي مرتبط با رقابت پذيري، رويكرد مبتني بر قابليت يا منابع است كه اساسا بر نقش عوامل داخلي سازمانها در تاثيرگذاري بر توان رقابتي آنها تاكيد دارد. اين ديدگاه عملكرد سازماني و موقعيت بازار را تابعي از ويژگيهاي سازماني دانسته و رابطه بين مشخصه هاي سازماني و نتايج عملكردي را بررسي مي كند. بر پايه اين ديدگاه، منابع سازمان شامل همه دارايي ها، قابليت ها، فرآيندهاي سازماني، مشخصه ها و ويژگي هاي سازمان، اطلاعات و دانش تحت كنترل مجموعه است كه سازمان را قادر به تدوين و اجراي استراتژيهايي براي بهبود كارايي و اثربخشي و در يك كلام بهره وري مي كند(مهری ، 1383).

2.2.رويكرد مبتني بر بازار

در ديدگاه مبتني بر بازار، بنگاهها به منظور كسب مزيت رقابتي پايدار، بايستي مشتري گرا، بازارگرا، نوآور و در عين حال كارآفرين بوده و نيز گرايش بالايي به يادگيري داشته باشند. بر اين اساس، گرايش به بازار، منبعي مهم براي نيل به مزيت رقابتي آن هم از نوع پايدار محسوب مي شود (., 2003 Liu etal). همچنين در اين رويكرد، ساختار صنعت، عاملي موثر در كسب توان رقابتي آن تلقي مي شود فلذا هدف غايي اين رويكرد، در وهله اول شناسايي نيازها و خواسته هاي مشتري و سپس عرضه كالاها و ارائه خدمات براي تحقق آن نيازها و خواسته ها به گونه اي متمايزتر از شركتهاي رقيب است، به طوري كه مسير حركت فعاليت ها از محيط بيرون (بازار) به سمت محيط درون (كسب سود و رضايت مشتري)  جريان مي يابد. امروزه استراتژي بسياري از شركت هاي موفق و پيشرو بر پايه مشتري گرايي استوار بوده و مشتري گرايي در رديف فرهنگ سازماني و برنامه ريزيهاي استراتژيك شركت طبقه بندي مي شود (عباسی ورحیمی،1391).

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

تاثیریکپارچه سازی زنجیره تامین بر عملکرد تجاری شرکت ها از طریق افزایش رقابت پذیری(شرکت های تولیدی قطعات خودرو)

تجربه در زمینه مدیریت ارتباط با مشتری//پایان نامه درمورد CRM

تجربه در زمینه مدیریت ارتباط با مشتری(CRM) و موفقیت آن:

اجرای مدیریت ارتباط با مشتری نیازمند تغییر اساسی در فرآیند های کسب و کار و در خود سازمان است و از سوی دیگر مدیریت تغییرات سازمانی عامل مهمی در این زمینه می باشد.از سوی دیگر یادگیری سازمانی  و تجارب در زمینه تدوین و اجرای استراتژی ها می تواند نعیین کننده اثربخشی سیستم ها و برنامه های مدیریت ارتباط با  مشتری باشد.همچنین کمپبل (2003) بحث می کند که فرآیندهای درونی یادگیری سازمانی برای اجرای موفق مدیریت ارتباط با مشتری عامل ضروری می باشد.در این فرآیند یادگیری چهار عامل اساسی وجود دارد که با این امر مرتبط می باشند:فرآیند دستیابی به اطلاعات در مورد مشتریان، یکپارچه سازی وظایف بخش های بازاریابی و تکنولوژی اطلاعات، مشارکت مدیریت ارشد سازمان و ارزیابی کارکنان و سیستم های پاداش.بدیهی است هر چه از زمان آموزش کارکنان برای اجرای موفق مدیریت ارتباط با مشتری سپری شود، انجام این کار دشوارتر می شود و زمان بیشتری را باید به آن اختصاص داد.علاوه بر این هارت و همکاران (2004) به تحلیل و بررسی تجربی تاثیر سطح تجارب در مدیریت ارتباط با مشتری در اثربخشی آن از دیدگاه یادگیری سازمانی پرداختند و به این نتیجه رسیدند که استفاده از تجارب در زمینه مدیریت ارتباط با مشتری موجب بهبود توانایی سازمان در حصول نتایج کارآمد می شود و همچنین موجب افزایش بهره وری و منافع حاصل از مدیریت ارتباط با مشتری می شود.(Swan & Robertson, 2000)

4-2: تاریخچه:

اوایل قرن نوزدهم،سازمان ها بر بازاریابی مصرف کنندگان و تامین توقعات تک تک مشتریان خود تمرکز داشتند.بعد از جنگ های جهانی توجه سازمان ها به توسعه صنعتی و تولیدی معطوف شد وبر بهبود محصولات خود متمرکز شدند.اواسط قرن نوزدهم، توجه سازمان ها بر بهبود فرآیندهای تولید معطوف شد و تلاش های بازاریابی نیز بر استراتژی های جذب مشتریان جدید از طریق کانال های ارتباطی جدید متمرکز شد.در سال های 1980،به کمک بازاریابی مستقیم محصولات خود را از محصولات تولید انبوه متمایز نمودند و مفاهیمی چون کیفیت خدمات و رضایت مشتری، بازاریابی را متمرکز نمود.در دهه بعدی،با ظهور تکنولوژی اطلاعات و قابلیت ارائه خدمات شخصی سازی شده، حفظ و نگهداری سودآورترین مشتریان در کانون توجه قرار گرفت.

در سال 2000، وسایل ارتباطی تغییر کرد و همین موضوع سبب شد سازمان ها بتوانند اطلاعات بیشتری از مشتریان خود در اختیار داشته و از این طریق توقعات آن ها را به صورت سفارشی و هدفمند تامین نمایند.(ون ایدن،2000)

امروزه هدف بازاریابی از شکل دادن یک معامله توسط روابط شخصی و بلند مدت با مشتریان تغییر یافته است و نیاز مبرمی به پذیرش مسئولیت اجتماعی فراتر از صرفا تحویل محصول یا خدمت احساس می شود.نیاز امروز انتقال طرز تفکر از فروش به مشتریان به دوستی با مشتریان است.(ون ایدن 2000)

 

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر شهرت شرکت و ارزش ویژه برند

اهمیت آموزش زبان خارجی در پیش از دبستان

اهمیت آموزش زبان خارجی در پیش از دبستان
نتایج برخی از مطالعات نشان می دهد که ” اهمیت آموزش زبان انگلیسی در پیش از دبستان به سرعت رو به افزایش است ” (بِکِر و راویتز ، 2001) .
همزمان با سرعت فزاینده ی بازار فنآوری ، بطور ویژه بازار متوجه پیش از دبستان شده است ، دسترسی و استفاده از فنآوری برای کودکان بطور وسیع در حال گسترش است و هر روز متوجه سنین پائین تر می شود (سیراج-بلچفورد و وایت برید ، 2003) . کودکان کوچکتر در عصر جدیدی در حال بزرگ شدن هستند ، که در آن دامنه ی وسیعی از فنآوری ها در خانه و پیش از دبستان در حال بهره برداری می باشد . محققان بیان می کنند ” کودکان خردسال در جهانی با ساختار رسانه ای زندگی می کنند و تجربیاتشان از زبان خارجی متفاوت از نسل های قبلی است ” (وارتلا ، 2005) .
در یونان ، دولت از اوایل دهه ی 1990 راهبردی ملی برای یکپارچه سازی آموزش زبان انگلیسی در دوره ی پیش از دبستان درون آموزش و پرورش وضع کرد (تسی دوریدو و ریزاس ،2004) .
در سطح دانشگاهی ، پژوهش های جدید (لیو،2007 ؛ ژئو،2007) نشان می دهد که اکثر کودکستان های چین در آموزش زبان انگلیسی پیشرفت های زیادی داشته اند .
نقش مربیان در آموزش زبان انگلیسی در برنامه های پیش از دبستان در تمام مطالعات بررسی شده ملموس است . نظرات و عقاید مربیان در پیش از دبستان ها ، همانطور که بیان شد بصورت جهانی ، از اهمیت حیاتی در بهره برداری از پتانسیل های آموزشی در سطح پیش از دبستان برخوردار است (ویولاتو،1989 ؛ زرنیاک و لومپه،1996 ؛ تسی دوریدو و ریزاس،2004) .
درجه شایستگی مربی و آموزش مؤثر وی تأثیر مثبتی بر یکپارچه سازی موفقیت آمیز آموزش زبان خارجی در کلاس درس دارد (آشتون و وب،1986 ؛ نیکولوپولو و جیالاماس ، 2009 ؛ جیالاماس و نیکولوپولو،2010) .
مطالعات در یونان مرجعی از نظرات (” نظرات-اهداف ” در برخی مطالعات ذکر شده اند) و عقائد مربیان درباره ی آموزش زبان انگلیسی در سطح پیش از دبستان بوجود آورد . آنها دریافتند که مربیان پیش از دبستان عموماً عقائد مثبتی درباره ی آموزش زبان انگلیسی در آموزش و پرورش پیش از دبستان دارند (تسی دوریدو و ریزاس، 2003 و 2004 ؛ جیالاماس،2008 ؛ پانگه،2008) .
نظرات و عقائد مربیان به شدت تحت تأثیر مجموعه ای از عوامل است مثلاً سنوات خدمت ، دانش و تجربه ی تدریس ، اعتماد به توانائی خود ، آموزش ضمن خدمت (تسی دوریدو و ریزاس ، 2003 و 2004 ؛ جیالاماس،2008) .
جیالاماس (2008) اشاره می کند که برنامه های آموزشی برای مربیان پیش از دبستان باید بسیار جلوتر از سیستمی شدن و توصیف جهت گیرانه محور انجام گیرد .
معرفی آموزش زبان خارجی در مؤسسات پیش از دبستان به ریشه های منطقی و عقلانی این قضیه مربوط می شود . آنهایی که از رشد استقبال می کنند ادعا می کنند که آغاز آموزش زبان خارجی هر چه زودتر باشد ، فراگیر را قادر می سازد تا به کارآیی بالاتری در زبان خارجی رسیده و آگاهی خود از زبان مادریش را نیز ارتقا دهد ( ترجیحاً قبل از هفت سالگی ) . مخالفان در مقابل معتقدند که تغییر در سیاست دولت ها دراین زمینه باعث آسیب رسیدن به یادگیری و تسلط بر زبان مادری کودک و در کل مهارت های شناختی او می شود (سلبی ، 2006 ؛ دمیرکان ،2006 ) . بحث اصلی ما در این پژوهش ، ضرورت آموزش زبان ، بهترین سن برای آغاز آموزش زبان و روش تدریس مناسب برای آموزش زبان خارجی از دیدگاه متخصصان تربیتی ، کارشناسان آموزشی و مربیان پیش از دبستان است .
کودکان ، والدین ، مربیان ، کارشناسان و متخصصان تربیتی ، عوامل اصلی در تغییر سیاست های آموزشی پیرامون آموزش زبان خارجی هستند ، درست مانند تغییر در سایر سیاست های آموزشی ، نظرات این عوامل بسیار مهم است . پژوهش های جدید ، نظرات مربیان را به عنوان پیاده سازان سیاست های آموزشی بیان کرده اند . به همان میزان ، نظرات مدرسان مراکز تربیت مربی به عنوان متخصصان تربیتی که مربیان پیش از دبستان را آموزش می دهند نیز از اهمیت بسیاری برخوردار است .
در مطالعه ای که بر روی 20 مربی زبان انگلیسی ، 34 مربی پیش از دبستان و 274 خانواده در ناحیه ی سیهان انجام شد ، آدانا و کوکوک (2006) دریافتند که اکثر اعضای نمونه ی پژوهش علاقمند به آموزش زبان خارجی در مقطع پیش از دبستان بودند . مربیان زبان انگلیسی معتقد بودند که آموزش زبان خارجی برای رشد زبان خارجی کودکان سودمند و ضروری است . آنها گفتند که برای تدریس از آهنگ ، بازی ، هنر ، و نمایش به عنوان تکنیک های اصلی تدریس بهره می برند و گزارش دادند که کودکان روحیه ی مثبتی برای یادگیری زبان انگلیسی از خود نشان داده و تلاش می کنند از زبان در خارج از کلاس نیز استفاده کنند . اکثر مربیان انگلیسی گزارش دادند که کودکان زبان مادری خودشان (ترکی) را با زبان انگلیسی قاطی نمی کنند . مربیان پیش از دبستان نیز بیانات مشابهی را برای آموزش زبان خارجی در پیش از دبستان عنوان کردند . 85 درصد مربیان گستره ای از دلائل را بیان کردند ، از عامل سن گرفته تا فرآیند اتحادیه اروپا . اکثراً اعتقاد بر این بود که آموزش زبان خارجی رشد زبانی ، ادراکی ، شناختی ، اجتماعی و عاطفی کودکان را توسعه می دهد . بیشترین پشتیبانی از آموزش زبان خارجی در پیش از دبستان از جانب خانواده ها (93%) بود که آموزش زبان خارجی در پیش از دبستان را ضروری می دانستند .
در مطالعه ای دیگر که آیتار و اُگرتیر (2008) در منطقه ی کانکایای آنکارا انجام دادند ، نتایج م
شابهی با نمونه ی بزرگتر بدست آمد . از 350 نفری که مصاحبه شدند ، 94% گفتند که آموزش زبان خارجی بر رشد شناختی و زبانی کودکان پیش از دبستان اثر مثبت دارد . هرچند که 66% تصدیق کردند که آموزش زبان خارجی عامل مهمی برای انتخاب یک مؤسسه ی پیش از دبستان برایشان نیست . 33% والدین گزارش دادند که زبان خارجی باید با تمام فعالیت های کودکان آمیخته شود . بطور مشابه ، اکثر قریب به اتفاق مربیان معتقد بودند که آموزش زبان خارجی در پیش از دبستان ضروری است زیرا کودکان در سنین پائین بهتر یاد می گیرند و در سال های بعد در مدرسه راحت تر خواهند بود . 57% مربیان معتقد بودند که سن مناسب برای آموزش زبان خارجی 6-5 سالگی است و بقیه سن 4-3 سالگی را مناسب می دانستند (35%) .
کودکان مجهز به یادگیری چندین زبان هستند و یادگیری زبان دوم به رشد ذهنی آنها کمک می کند (اُگرتیر،2009) .
در بررسی برنامه های دو زبانه ، بورنات و تلوویتز (2002) نتیجه گرفتند که نتایج عموماً در همه مثبت است : کودکانی دانش فرازبانی بهتری دارند که اثر مثبتی از زبان مادری شان داشته باشند و آنها در آموزش تک زبانی نسبت به همسالانشان در طولانی مدت ، عقب نیفتاده باشند . در مطالعه ی آنها در باب اثرات دوره های جدید معرفی شده ی زبان خارجه در برنامه ی درسی پیش از دبستان ، ایچمن و فُری (1997) دریافتند که آموزش زبان خارجه ، اثرات سودمند بالقوه ای دارد مثل آمادگی بیشتر برای کارهای مدرسه ای ادراکی ، فعالیت های خلاقانه ی بیشتر ، هوش عمومی بالاتر ، و دانش واژگانی برجسته تر . آموزش زبان خارجه ، همچنین کودکان پیش از دبستان را در آشنائی با فرهنگ ها و زبان ها و گسترش تمایلات مثبت بسوی زبان دوم توانا می سازد (سگیرمک و اُزبک ،2009) . برخی مطالعات پژوهشی (مثل چنگ ، 1986) نتیجه گرفتند که تدریس زبان خارجه در کنار زبان مادری موجب سختی برای کودکان پیش از دبستان می شود .
ادبیات مرتبط نیز آنچه شرکت کنندگان درمورد نقطه ی شروع یادگیری زبان خارجه فکر می کردند ، تأئید می کند .کوتالک می گوید(1997) سال های پیش از دبستان ، سال های حیاتی هستند ، در طول این دوره و مخصوصاً سه سال اول زندگی ، پایه های تفکر ، زبان ، بینائی ، طرز رفتار ، استعداد و سایر ویژگی ها بنا نهاده می شود . نتیجتاً بیهوده کاری است اگر از توانائی طبیعی کودک برای یادگیری در طول سال های حیاتی زندگی اش ، زمانیکه یادگیری زبان دوم به راحتی زبان اول است ، استفاده نکنیم . مدت ها قبل از کوتالک ، بلوم (1964) بیان کرد که افراد نیمی از توانائی شان برای یادگیری را در سال های اولیه ی زندگی ، حدود یک سوم آن را تا سن هشت سالگی و یک پنجم باقی مانده را در ادامه ی زندگی گسترش می دهند . کودکان از طریق مناظر ، صداها ، مزه ، لمس ، بوئیدن ، و انجام دادن یاد می گیرند (درایدن و وُس ، 1997) . آنچه کودکان در طول این سال ها می آموزند ، پایه ی یادگیری آینده ی آنها را تشکیل می دهد . نیکولاس و لایت بون (2008) ادعا کردند که تحصیل زبان دوم باید در سه سالگی آغاز گردد و بعد از سن 7 سالگی تحصیل آموزش زبان باید بصورت آموزش بزرگسالان بررسی شود .
آنها همچنین از این ایده حمایت کردند که دوره ی 5 ساله ی بین سنین 2 تا 7 سالگی ، در رسیدن به منافع حداکثری ، حیاتی و مهم است ، دیر شروع کردن آموزش زبان خارجه ، شانس یادگیری بهتر زبان را از کودک می گیرد . سیگرمک و اُزبک (2009) در مطالعه شان دریافتند که کودکان ترکِ 6-4 ساله که زبان انگیسی را به عنوان زبان خارجه آموزش می دیدند ، به یادگیری زبان خارجه مشتاق تر بوده و از کلماتی که یادگرفته بودند در زندگی روزانه نیز استفاده می کردند ، ولی 4 ساله ها موفقیت کمتری نسبت به 5 و 6 ساله ها داشتند .
همزمان با رسیدن یادگیری زبان به سن 7 سالگی ، کلاً متفاوت از یادگیری در سنین بالاتر است ، مربیان زبان خارجه در مؤسسات پیش از دبستان باید به مهارت های ضروری مجهز بوده تا بتوانند آنها را به کودکان پیش از دبستان نشان دهند . مربیان زبان خارجه در پیش از دبستان باید با فعالیت های سنی مناسب آشنا بوده و داربست سازی مناسب برای تحصیل زبان و رشد ذهن شان انجام دهند (ماتونا ، 1995) . زمانی که مربی از مهارت زبانی کافی برخوردار نیست ، می توان از نوارهای ضبطی بهره برداری کرد (درایدن و وُس ، 1997) .
درایدن و وُس (1997) بحث می کنند که هر روش تدریس زبان خارجه برای کودکان پیش از دبستان باید شامل گفتگو با آنها از آغاز تدریس باشد . شعر ، آهنگ ، بازی ، و شمردن به زبان دوم یا سوم باید معرفی شود بطوریکه بتوانند گوش دهند ، ببینند ، تقلید و تمرین کنند . به کودکان اجازه دهیم از طریق نمایش خلاق مانند تقلید صدای قهرمانان مردمی یاد بگیرند ، زیرا این کار در یادگیری زبان خارجه بدون تأثیر منفی بر هویتشان کمک می کند .

مفاهیم دانش محتوایی، دانش تربیتی و دانش فناورانه

مفاهیم و تاریخچه دانش محتوایی، دانش تربیتی و دانش فناورانه

مطالعات میان­رشته­ای اغلب به دنبال تلفیق حوزه­های تخصصی و ایجاد و توسعه دانش­های میان­رشته­ای هستند. اما گاهی دانش میان­رشته­ای بدون دخالت متخصصان بیرونی، حضور دارد و گاه آنقدر در بافت تجربیات تربیتی پیچیده شده است که قابل رویت نمی­باشد. یکی از انواع این دانش­های میان­رشته­ای پنهان، دانشی است که یک مدرس برای آن­که موضوع تخصصی رشته خودش را تدریس کند، آن را به کار می­گیرد (خاکباز؛ علم­الهدی، موسی­پور و بابلیان، 1390).

مدرس دانشگاهی متخصص رشته خودش است و دانش تخصصی و پژوهشی رشته خود را دارد اما هنگامی که در جایگاه مدرس آن دانش قرار می­گیرد، ناگزیر است آن دانش را از حالت تخصصی و یادگرفته شده در ذهنش تبدیل به دانشی قابل یادگیری برای مخاطبان و دانشجویانش بکند. اینجاست که او باید دانش دیگری را به نام دانش تربیتی به کار گیردتا دانش تخصصی خود را قابل یاددهی – یادگیری کند (خاکباز  و همکاران، 1390).

مفهوم دانش محتوایی-تربیتی، نخستین بار توسط لی شولمن (1986) در کنفرانس سالیانه انجمن آمریکایی پژوهش­های تربیتی با تاثیرپذیری از دیدگاه دیوئی در مورد تمایز دانش دانشمندان با دانش معلمان، به جامعه تعلیم و تربیت معرفی شد. شولمن (1986) دانش محتوایی- تربیتی را سودمندترین شکل بازنمایی محتوا، پرقدرت­ترین تشبیه­ها و تمثیل­ها تعریف می­کند. شولمن (1987) مفهوم دانش محتوایی تربیتی را بیشتر مورد بررسی قرار می­دهد و اظهار می­دارد که دانش محتوایی- تربیتی، ترکیبی خاص از دانش محتوا همراه با دانش تربیتی می­باشدکه خاص مدرسان آن محتوا است و ناشی از شکل ویژه دانش حرفه­ای آنان نسبت به کارشان بوده و فهم آنان را از فهم یک متخصص آن موضوع متمایز می­سازد. بعد از طرح این مبحث توسط شولمن، پژوهش­های بسیاری روی آن در حوزه تربیت معلم و آموزش مدرسه­ای انجام گرفت (مانند پژوهش گروسمن، 1998 و پژوهش بال، تامز و فیلیپس، 2008). اما طرح دانش محتوایی- تریتی در آموزش عالی یک موضوع جدید محسوب می­شود که در پژوهش­های اندکی مورد توجه قرار گرفته است (برگت، 2009). شولمن (1993) که برای بار نخست این مفهوم را در آموزش مدرسه­ای به کار گرفته بود، تاکید می­کند که توجه به دانش محتوایی- تربیتی در آموزش عالی می­تواند چارچوب مناسبی برای مطالعه تدریس در آموزش عالی با توجه به پیچیدگی این موضوع فراهم کند (خاکباز و همکاران، 1390).

در آموزش و پرورش آمریکا لی شولمن (1987) هنگامی که به بررسی دانش معلمان می­پردازد، اصطلاح دانش محتوایی – تربیتی را اینگونه تعریف می­کند: شولمن دانش محتوایی تربیتی را به عنوان یک آمالگام خاص از محتوا و آموزشی که منحصر به فرد تعدادی از معلمان بوده تعریف می­کند و معتقد است که این دانش شکل مخصوصی از درک حرفه­ای معلمان را شامل می­شود (شولمن، 1987). شولمن (1987) معتقد است که معلمان اثربخش در واقع بیشتر از دانش یک موضوع خاص، به دانش محتوایی و تربیتی نیاز دارند.

دانش محتوایی تربیتی تبدیل به یک جز اصلی از دانش حرفه­ای معلمان شده است (شولمن، 1987 و 1986 و گروسمن،1990). مطالعات انجام شده در زمینه آموزش ریاضیات برای مدارس ابتدایی و متوسطه به طور مستقیم دانش محتوایی تربیتی را ارزیابی و نشان داد که این محدوده از دانش معلمان با افزایش میزان یادگیری، انگیزه و علاقه دانش­آموزان مرتبط است (روحان، تاکنیس، جچمز، 2009).

شولمن (1987و 1986) نیز دانش محتوایی تربیتی را به عنوان نوعی آمالگام دانش محتوایی و دانش شناختی  و تربیتی توصیف می­کند و اعتقاد دارد که این نوع دانش باید با تجربیات شخصی معلم، ایجاد درک درست از چگونگی مباحث مشخص، مسائل و موضوعات باید ارائه شود و همچنین باید با علایق متفاوت و توانایی­های آن­ها (معلمان) سازگار شود.

اخیرا نیز در پاسخ به نقش حیاتی و رو به رشد آموزش و پرورش، دانش فن­آوری­های دیجیتال به عنوان زمینه دانشی مورد نیاز برای یکپارچه سازی فناوری­های دیجیتال در تدریس اضافه شده است. فن­آوری­های دیجیتال نه تنها به درک مفهومی و رویه­ای دروس کمک کرده، بلکه به ارتباط این نوع از ادراکات با هم، نیز کمک می­کند (الشهری، 2012).

آگاهی معلمان واجد شرایط در مورد فناوری­های دیجیتالی برای کمک به رسیدن دانش­آموزان به اهداف شناختی دیجیتالی مفید می­باشد علاوه بر آن دیجیتال یا فناورانه شدن یادگیری و تدریس با دیجیتال شدن برنامه درسی و محیط ترکیب شده است و این موضوع برای معلمان اهمیت دارد تا بار دیگر به استفاده از فناوری­های دیجیتال در تدریس برسند (الشهری، 2012).

دانش فناورانه، در واقع فهم چگونگی استفاده از تکنولوژی، به صورت کلی است، اما معلمان نیاز دارند تا بدانند چگونه موضوعات را برای دانش­آموزان منحصر به فرد خود با ادغام فناوری­های دیجیتال به طور موثر تدریس کنند (میشرا و کوهلر، 2006). که این در واقع همان دانش محتوایی فناورانه می­باشد که این نوع دانش محصولی است از ترکیب موضوعاتی چون تعلیم و تربیت، دامنه دانش فناوری­های دیجیتالی ساخته شده و سپس از این ترکیب برای شناسایی کارایی­ها و محدودیت­های فناوری دیجیتال برای تدریس یک موضوع استفاده می­شود (هریس و همکاران، 2009؛  میشرا و کهلر، 2006،  نیس، 2005 و کهلر و میشرا، 2009).

این دانش همچنین می­تواند به عنوان بهره­برداری بیشتر از دانش محتوایی فناورانه یا دانش تربیتی فناورانه تعریف شود. در واقع دانش محتوایی فناورانه به عنوان درک ارتباط متقابل فناوری و محتوا و موضوع کارایی­ها و محدودیت­ها در مورد آن می­باشد (هریس و همکاران، 2009).

[1]- Pedagogical Content Knowledg

[2]- American Educational Research Association

[3] -Ball, Thames & Phelps

[4]- Brogt

[5]- Rohaan, Taconis & Jochems

پارکت آرتا و لمینت آرتا

پارکت آرتا و لمینت آرتا با حضور فعال در بازار خاورمیانه (تحت عنوان گروه صنعتی آرتا) و با استفاده از فناوری های پیشرفته، همچنین نیروهای کارآمد و مهندسین خبره، توانسته است به عنوان یک برند معتبر در بین مردم تبدیل گردد و همواره در این تلاش است تا کیفیت و استانداردمحصولات خود را با تکنولوژی روز دنیا همگام نماید.

کارگذاری چوب در کف خانه موجب می شود فضای اتاق ها هویت پیدا کرده و به محیطی گرم و آرامش بخش تبدیل شود. گروه صنعتی پارکت آرتا کفپوش چوبی با دوام را تحت عنوان پارکت آرتا در رنگ ها و طرح های متنوع طراحی و تولید می نماید که فضایی زیبا از سبک کلاسیک تا مدرن را برای شما ایجاد می کند.

همانطور که می دانید علت اصلی خراب شدن چوب، آب می باشد از این رو در تولید پارکت آرتا لایه ای از پارافین بر روی کلیک ها ایجاد شده است تااز نفوذ آب به مغز پارکت لمینت جلوگیری نماید، همچنین سطح پارکت از یک ورق پلاستیکی شفاف پوشیده شده که علاوه بر حفاظت در برابر سایش، خراش و آتش سیگار، از نفوذ آب نیز جلوگیری می کند. به این ترتیب کفپوشی با داوم و طول عمر بالا و در عین حال با قیمتی مقرون به صرفه در بازار فروش عرضه می گردد.

کلیک های تعبیه شده در پارکت آرتا، تایل ها را در هم قفل نموده و با ایجاد ساختاری یکپارچه باعث می شود تا دیگر نیازی به چسب نبوده و بر روی سطوح مختلف از جمله سنگ، سرامیک، موزاییک وسیمان بسیار سریع و آسان نصب گردد و همچنین این ویژگی موجب شده تا نصب مجدد در محلی دیگر نیز امکان پذیر باشد.
مشخصات پارکت لمینت آرتا

در رابطه با مشخصات پارکت لمینت خوب است بدانید که با داشتن عایق حرارتی و صوتی، مصرف انرژی را بسیار کاهش داده و با تعبیه فوم در زیر آن، استفاده آن بسیار به صرفه تر از دیگر کفپوش ها می باشد. از دیگر ویژگی های پارکت لمینت می توان به آنتی باکتریال بودن و نظافت آن اشاره نمود که دیگر به ساب و واکس نیازی نبوده و به سبب استفاده رزین در تولید آن، ضد حشرات موذی است.

پارکت لمینت آرتا تنها پارکت ایرانی بوده که دارای ده سال ضمانت کاربری مسکونی و 5 سال کاربری ادرای و تجاری و همچنین نشان استاندارد ملی و اروپایی می باشد.

از معایب پارکت های چوبی و پارکت ایشیک … می توان به عدم پوشش تمامی سلیقه ها و دشوار بودن تمیز کردن آن اشاره نمود، از این رو پارکت های لمینت در قیمتی بسیار مناسب با طرح های بسیار متنوع طراحی و تولید شد که علاوه بر ایجاد ظاهری زیبا به اتاق باعث می شود، فضا بسیار بزرگتر و وسیع تر از قبل به نظر برسد. پارکت لمینت نسبت به انواع چوب چون بلوط، گردو و اقاقیا برتری دارد

علت این برتری دوام بسیار بالای آن در برابر آب، دما و رطوبت است که بر اثر تماس با هریک، هیچگونه تغییری در آن ایجاد نخواهد شد.

در تولید پارکت‌ها ابتدا چوب درخت را به الوار تبدیل کرده سپس در ابعاد مختلف برش داده و برای نصب، آن را به کف می چسبانند و در آخر بر روی آن لاک و ساب زده می شود. پارکت‌ها بسته به نوع چوبی که در آنها استفاده می شود با یکدیگر تفاوت دارند.
این نوع کف‌پوش از اواخر قرن هفدهم میلادی در بین مردم بسیار رواج پیدا کرد که بیشتر در خانه اشراف و طبقه مرفه جامعه استفاده میشد. پارکت‌ها گرما و حس طبیعت را در فضای خانه‌ به ارمغان می آورد و برای دکوراسیون‌هایی که می‌خواهند خانه را تاریخی جلوه دهند بسیار پرکاربرد است ولی به دلیل قیمت بسیار بالا و معایبی چون مشکلات نگهداری، چندان در بازار فروش کاربرد ندارد.

لمینت که در بازار به نام پارکت لمینت شناخته شده است یک نوع کف‌پوش‌ است که از چند لایه چوب فشرده طراحی می گردد و مانند پارکت مستقیما از چوب درختان ساخته نمی شود. می توان گفت لمینت یکی از محبوب‌ترین انواع کف‌پوش بوده و دارای مزایایی نسبت به پارکت چوبی است که آن را تبدیل به یکی از بهترین انتخاب‌ها نموده است.
تفاوت بین کفپوش پارکت و لمینت

مهم‌ ترین تفاوت پارکت و لمینت نحوه‌ نصب آنها می باشد. در نصب پارکت از چسب مخصوص به آن استفاده می شود که تقریبا طی گذشت 24 ساعت بعد از نصب پارکت، می‌توان وسایل منزل را روی آن قرار داد ولی لمینت‌ها برای نصب نیازی به چسب ندارند این امر موجب می شود تا صدمه ای به کف اتاق وارد نشود به طور مثال اگر کف خانه شما از سنگ فرش می باشد، با کندن لمینت ها هیچگونه آسیبی به آن وارد نمی شود.

پارکت‌ها در برابر هرگونه جسم نوک‌تیز بسیار حساس بوده و خیلی زود آسیب خواهد دید، از این رو برای خانواده‌هایی که بچه‌های پرجنب و جوشی دارند مناسب نمی باشد ولی در مقابل لمینت مقاومت بهتر و بسیار بالاتری نسبت به اجسام نوک‌تیز داشته و بسیار دیرتر و سخت تر آسیب می پذیرد.

ازدیگر تفاوت های آن می توان به این مورد اشاره نمود که با آسیب دیدن قطعه ای از لمینت به راحتی می توان آن را تعویض نمود این در حالی است که چنین قابلیتی در پارکت وجود ندارد. اگر شما هم از طرفداران محیط زیست هستید خوب است بدانید لمینت ها نسبت به پارکت ها به جهت استفاده از رزین و فشاری که هنگام ساخت آن اغمال می شود در طبیعت تجزیه نمی گردد ولی پارکت ها به سبب طبیعی بودن آنها، به راحتی به طبیعت باز می گردند.

همچنین نگهداری پارکت لمینت از پارکت ها بسیار راحت‌ تر است. شما می‌توانید با استفاده از پارچه‌ای مرطوب یا تی سطح لمینت را به راحتی تمیز نمایید، اما برای پارکت لازم است تا از موادی خاص استفاده نمایید تا به پوشش محافظ آن آسیبی وارد نشود. در عوض پارکت را می‌توان سنباده زد، اما لمینت چنین ویژگی ای ندارد.

اگر درمنزلتان از پارکت استفاده می کنید بهتر است به موارد زیر توجه نموده و کاملا رعایت نمایید:

تا حد ممکن باید کاری نمایید که با آب در تماس نباشد و همچنین سطح آن تا حد امکان رطوبت نگرفته و خشک نگهداری گردد.• برخی از انواع پارکت ها (به خصوص پارکت های تهیه شده از چوب کاج) دارای بافت نرم و شکننده ای بوده و هنگام نصب باید توسط نصاب تقویت بشوند.
معمولا در بیشتر موارد، بعد از چند سال نیاز است که مجددا سطوح آن اصطلاحا سایبده شده و مجددا لاک زده شود.
در برابر حوادثی مانند آتش سوزی باید از آن محافظت شود.
پارکت لمینت

پارکت های لمینیت از تخته فیبر متراکم در زیر یک لایه ی پلاستیکی روشن و بصورت ورقه ورقه ساخته می شوند و طرح های بسیار متنوعی دارند.برخی از مارک های این پارکت ها از یک لایه از جنس چوب پنبه نیز استفاده می کنند.که به گفته ی مدیران این شرکت ها ، این ویژگی می تواند باعث کاهش صداهای محیط شود.

پارکت های لمینیت همچنین در برابر خراشیدن و تغییر رنگ بسیار مقاوم هستند و همچنین به هیچ وجه به نور خورشید و اشعه ی آن حساسیتی ندارند و در برابر آن مقاومت مناسبی دارند.پارکت های لمینیت بسیار بهتر از پارکت های چوبی و همچنین صنعتی چوبی هستند.همچنین پارکت های لمینیت مقاومت بیشتری نسبت به دیگر پارکت های چوبی دارند.

پارکت لمینیت (که در ایالات متحده به آن کاشی چوب شناور نیز گفته می شود) یک محصول پارکت مصنوعی چند لایه است که همراه با یک فرآیند لمینیت ساخته می شود. پارکت لمینیت چوب (یا بعضی اوقات سنگی) را با یک لایه عکاسی زیر یک لایه محافظ روشن شبیه سازی می کند. لایه هسته داخلی معمولاً از رزین ملامین و مواد تخته فیبر تشکیل شده است. یک استاندارد اروپایی با شماره EN 13329: 2000 وجود دارد که الزامات آن برای پوشش کف لمینت و روش های آزمایش را مشخص می کند.

پارکت لمینیت از نظر محبوبیت بسیار افزایش یافته است ، شاید به دلیل اینکه نصب و نگهداری آن راحت تر از بیشتر سطوح سنتی مانند پارکت های چوبی است. همچنین ممکن است از مزایای هزینه کمتر برخوردار باشد و نیاز به مهارت کمتری برای نصب نسبت به پارکت های جایگزین دارد.

پارکت های لمینیت از نظر دوام فوق العاده اند.همچنین به دلیل داشتن لایه ی حاوی رزین که خاصیت ضد میکروبی دارد ، از نظر بهداشتی نیز سالم تر است و نگهداری آن نسبتاً آسان تر است.

پارکت آرتا از دیگر محصولات بی نظیر دکورینو می باشد که به شما پیشنهاد میکنیم .

نصب و راه اندازی

پارکت لمینت برای یک خانه بسیار مناسب است. پارکت های چند لایه به صورت تعدادی تخته بسته بندی شده اند . گاهی اوقات

در هنگام نصب پارکت های لمینیت از یک چسب خاص نیز استفاده می شود که به دوام نصب و کنده نشدن این پارکت کمک شایانی می کند.همیشه در هنگام نصب پارکت لمینیت توجه داشته باشید که حداقل 3 الی 4 ساعت پارکت ها را در فضای اتاق قرار دهید تا با دمای داخل اتاق کاملا سازگاری پیدا کنند سپس می توانید آرام آرام آن ها را نصب نمایید.مراقب باشید هیچگونه نم یا به اصطلاح رطوبت در زیر پارکت ها وجود نداشته باشد چرا که به مرور زمان منجر به شل شدن پارکت ها و همچنین کنده شدن آن ها می شود.معمولا برای رفع نم از یک پارچه ی پنبه ای کاملا خشک استفاده کنید.

تخته های پایه (تخته های دامن) پس از اتمام پارکت می تواند برداشته شود و مجدداً نصب شود ، یا پایه تخته را می توان در جای خود قرار داد که کف پارکت داخل آن قرار بگیرد ، سپس برش های کوچک دانه ای مانند قالب کفش یا ربع بزرگتر قالب را می توان در قسمت پایین تخته های پایه نصب کرد. برش اره بر روی تخته ها معمولاً در لبه ها و اطراف کمد و ورودی های درب مورد نیاز است ، اما نصب کننده های حرفه ای معمولاً از اره های زیرپوش دار در جلوی درب استفاده می کنند تا فضایی را به یک ارتفاع برش دهند که به پارکت اجازه می دهد تا زیر درب قرار بگیرد و از پوستی برای نظافت بیشتر استفاده کند.

دانلود پایان نامه حقوق با موضوع نظام های حقوقی

ملزم کند و نظام های حقوقی داخلی بر اساس الگوهای قابل پذیرش خود، تصویری از یکسانی » یا « هماهنگی » قواعد حقوقی را به نمایش بگذارن. «
تا چندی پیش تنها گزینه ممکن جهت دستیابی به وحدت حقوق، همکاری سیاسی ، تقسیم دنیا میان دولت های حاکم و همزیستی بین دول مختلف بود سیستم های حقوقی ملی را تأیید می کند . از آنجایی که در فرایند همکاری ایجاد رابطه بر پایه بی اعتمادی میان دولت ها، که بطور طبیعی از حاکمیت هر دولت شکل می گیرد، در نتیجه، ترازنامه این نوع همگرایی، از لحاظ کارایی به طور کلی منفی است
بر این اساس باید امروزه در ساخت و بنای حقوق مشترک، راه سنتی همکاری بین الدول )به عنوان مثال استرداد یا معاضدت کیفری( را کنار گذاشت زیرا تنها هدف آن تضمین کارایی بهتر نظام های ملی )داخلی( و نه تاثیر گذاری بر تحول آنها است برای همین در این خصوص می توان از سیستم ادغام
)هماهنگ سازی و یگانه سازی( نظام های حقوقی بهره برد. ادغام، برعکس)همکاری(به دنبال فراتر رفتن از مرزها و کاهش ناهمگرایی میان سیستم های ملی است.ادغام قابل درجه بندی است؛ نخستین شکل آن نزدیک سازی ساده سیستم ها یا همان(Unification) و شکل دوم آن یگانه سازی (Harmonization) هماهنگ سازی است ناگفته نماند که انتخاب بین یگانه سازی و هماهنگ سازی قبل از هر چیز بر اساس معیارهای سیاسی صورت می گیرد
1 -یگانه سازی(یکسان سازی)
یکسان سازی به دلیل تقابل با تفاوت های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، امری استثنایی تلقی می شودزیرا وحدت حقوق متاثر از عنصر حاکمیت و امکان تحقق آن در خصوص نهادها و بنیانهای ملی است و باید معتقد به عدم امکان وحدت حقوقی ممکن نمی باشد “بویل” استدلال می کند که باید بین نظریات : مطرح در عالم حقوق و امکان اجرای آن در عرصه عمل، تفاوت قائل شد؛ تفاوت های حقیقی. ناشی از مذهب، سنت و فرهنگ می تواند چالش جدی در برابر وحدت حقوق باشد
بر همین اساس توسل به یکسان سازی جاه طلبانه ترین استراتژی است؛ زیرا مستلزم تصویب قواعد واحد و به تبع آنان التزام به رعایت این قواعد است. این استراتژی در عمل فقط هنگامی قابل اجرا است که وحدت تفاسیر از قواعد توسط دادگستری واحد تضمین گردد
البته در این حوزه خطر اعمال زور در ایجاد قواعد حقوقی و تحمیل برخی از اصول خاص به انگیزه منافع ملی و عموماً اقتصادی وجود دارد
بر این اساس توسل به سیاست یگانه سازی تنها در صورتی امکان پذیر است که نظام های حقوقی مورد نظر مبتنی بر حاکمیت های مشابه و فرهنگ و آداب یکسان وحتی وضعیت اقتصادی مشابه باشند. شکل گیری نظام واحد بر اساس این وضعیت به یکی از دو طریق زیر انجام می گیرد :
1-تعین اصول و معیارهای لازم الاجرا در همه نظام ها و تعیین یک نظام حداقلی.
2-تنظیم و تصویب مجموعه واحد از قوانین و اجرای آن در همه کشورها.
در حقیقت ارائه این راهکارهای دوگانه، به دلیل وجود قواعد و مقررات عدیده در عرصه جهانی می باشد. در عرصه جهانی از لحاظ تعلق این مقررات به حوزه ها و موضوعات قدیمی و جدید، می توان این قوانین را به دو دسته تقسیم بندی نمود؛ از یک طرف در برخی از قلمروها از قبل مقررات حقوقی وجود داشته است، از طرف دیگر در برخی از قلمروها به دلیل تعلق به موضوعات و تحولات نوین، مقررات حقوقی لازم وجود ندارد یا کافی نیست. برهمین منوال، یکسان سازی در خصوص قلمرو اول با کمک راهکار اول یعنی تعین اصول و معیارهای لازم الاجرا در همه نظام ها و تعیین یک نظام حداقلی انجام می گیرد. در این شیوه دولت ها مقررات داخلی خود را مطابق با استانداردهای مشترک و همسان، تعدیل یا اصلاح و حتی مورد نسخ قرار می دهند.
اما در خصوص قلمرو دوم از راهکار دوم، یعنی تنظیم و تصویب مجموعه واحد از قوانین و اجرای آن در همه کشورها استفاده می گردد. مقررات مربوط به حوزه فعالیت های اقتصادی، اینترنت، محیط زیست، مسائل مربوط به زیست جمعی، جرایم فراملی و تروریسم از نمونه های بارز در این عرصه می باشند.
در خصوص یکسان سازی، تجربیات کشورهای اروپایی مثال زدنی و الگوی بسیار خوبی برای سایر کشورهای جهان است. مشابهت حقوقی در سطح قاره اروپا، امری انکارناپذیر بوده و تشکیل اتحادیه اروپا در غالب زمینه ها، حقوق یکسانی را در کنوانسیون 1988 وین راجع به مبارزه با قاچاق مواد مخدر و داروهای روانگردان، کنوانسیون 2000 سازمان ملل علیه جرایم فراملی سازمان یافته و کنوانسیون مقابله با فساد( 2003 مریدا) از نمونه های عملی این موضوع می باشد. ایران در تاریخ 29(1387) در مجمع تشخیص مصلحت نظام آن را مورد تصویب قرار داد.
اروپای امروز حاکم ساخته و روند یکسان سازی هر چه بیشتر در این قاره همچنان ادامه دارد زیرا کشورهای اروپایی دارای یک سطح توسعه هستند. این دولت ها از یک برابری واقعی در حاکمیت برخوردارند و دارای اقتصادی همگن می باشند و مردمان آنها به یک شکل زندگی می کنند و به طور محسوس در دامن یک فلسفه رشد و پرورش یافته اند.
البته روند ایجاد وحدت حقوقی در این کشورها در بعضی موضوعات؛ مثل امور تجاری، به مراتب، موفق تر از موضوعات دیگری از قبیل امور مربوط به خانواده بوده است که با سنن، اخلاق و فرهنگ یک جامعه، ارتباط تنگاتنگی دارد. از سوی دیگر، در کشورهایی که در یک منطقه هستند و یا از جهت مبانی حقوقی و شرایط اجتماعی و اقتصادی، از تجانس بیشتری برخوردارند، ایجاد وحدت حقوقی، امری عملی تر خواهد بود؛ مثلاً کشورهای اسکاندیناوی به جهت علایق مشترک بسیار، نه تنها در موضوعات مربوط به تجارت؛ مثل چک یا
اعتبار اسنادی، بلکه در مسائل غیرمالی؛ از قبیل فرزندخواندگی و آثار نکاح نیز قواعد یکسانی را پذیرفته اند.
کنوانسیون 1930 ژنو درباره اسناد تجاری، نمونه دیگری از ایجاد تفاهم بین کشورها برای نیل به وحدت حقوقی است.کشورهای بسیاری از قبیل دانمارک، سوئد، نروژ، یونان، اتریش،آلمان، ایتالیا و فرانسه، پس از امضای این کنوانسیون، قواعد واحدی را درباره اسناد تجاری در قوانین داخلی خود وارد کردند و به بسیاری از نگرانی های استفاد ه کنندگان از این اسناد پایان دادند
اروپایی ها برای وحدت حقوقی از سه ستون پایه ای کمک گرفته اند که اولین آن جامعه اروپایی و نهادهای مشترک آن است؛ نهاده هایی همچون کمیسیون اروپا و پارلمان بر این اساس پایه ریزی شد هاند. علاوه بر آن سیاست مشترک خارجی و امنیت مشترک نیز به عنوان ستون دوم اروپایی مدنظر قرار گرفته است. ایجاد امور قضایی مشترک در سایه دیوان دادگستری اروپا نیز ستون سوم این بنیان به حساب می آید.


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

آنها با پرداختن به مسایل قضایی قصد دارند تا با یکپارچه کردن سیاست کشورهای عضو در مواردی چون پناهندگی، مهاجرت، گمرک، مواد مخدر، جرم و جنایت، یک محیط امن برای رسیدن هر چه سریع تر به وحدت ایجاد نمایند.
در قاره آمریکا نیز نشانه هایی از یکسان سازی در عرصه حقوق کیفری ماهوی و شکلی مشهود است. در این قاره دو قانون تحت عنوان قانون مدل جزای عمومی آمریکای لاتین 1971 و قانون مدل آیین دادرسی کیفری 1988 به عنوان قوانین مدل جهانی، به شکل وسیعی توسط کشورهای بولیوی و کستاریکا در تدوین قوانین داخلی مورد استفاده و تقلید قرار گرفته است
در خود ایالات متحده به دلیل تفاوت های موجود در سیستم های قانونگذاری ایالت های مختلف، در سال 1962 قانون مدل جزایی جهت بهره برداری ایالات مختف تهیه شد
در خصوص یکسان سازی در عرصه جهانی نباید از اقدامات مرتبط با دادگاه کیفری بین المللی در خصوص جرم انگاری نقض فاحش حقوق بشر غافل گردید. دلیل چنین وحدتی را در تدوین قواعد حقوقی باید در عدم وجود سابقه برای چنین جرایمی در نظام های حقوقی ملی جستجو کرد. در مورد جرائم بین المللی که دادگاه کیفری لاهه آنها را مجازات می کند قطعاً می توان گفت قواعد چه از نظر تعریف و چه از نظر اعمال آنها یگانه سازی شده اند، البته در حدود صلاحیت های این دادگاه خاص. روشن است که چنین یگانه سازیی در شرایط کنونی تنها در بخش های کاملاً محدودی، مثل مجازات جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت که در سکوت قوانین ملی یکباره در حقوق بین الملل تعریف شدند، میسر است و یا در مناطقی مثل اروپا که دارای هماهنگی نسبی هستند. در واقع اساسنامه دیوان کیفری بین المللی با اتکاء بر این مفهوم که یک انسان به عنوان یک عضو خانواده بشری و نه صرفاً یک تبعه از کشور به حساب می آید
جرایم علیه این انسان را در هر مکان و زمانی به شرط مطابقت با مقررات ماهوی اساسنامه جرم و قابل

در زمینه آیین دادرسی کیفری نیز دیوان -59 : کیفری بین المللی جهت رسیدگی به جرایم موضوع اساسنامه، با در نظر گرفتن استاندارد واحدی به نام دادرسی عادلانه مجازات می شناسد
با بهره گیری از قواعد و سنن حقوقی دو نظام کامن لا و رومی ژرمنی آیین دادرسی واحدی را به معرض اجرا گذاشته است .
با این وجود همانندسازی حقوق داخلی کشورهای اروپایی را، نمی توان به همه کشورهای دنیا تعمیم داد و تنوع فرهنگ ها و تمدن بشری کشورهای مختلف را که محصول سیر تاریخی و تمدنی و ساختارهای اجتماعی جوامع بشری است نادیده گرفت
لذا با در نظر گرفتن تفاوت های سیاسی، فرهنگی، تمدنی و عقیدتی جوامع مختلف که سد راه یکسان سازی می باشند، امروزه برای جهانی شدن حقوق روش هماهنگ سازی توصیه می گردد
2 -هماهنگ سازی :
همانگونه که عنوان شد یگانه سازی در سطح جهانی امری استثنایی تلقی می شود. چیزی که “پ.م.دوپوی” نیز به آن تصریح می کند که رویه های ملی هنوز دور از در حقیقت، یکدست سازی به معنای برخورداری از قواعد » . یکدست شدن هستند کاملاً یکسان در نگاه نخست لازم به نظر نمی رسد. اما، هماهنگ سازی، به عنوان فرایند نزدیک سازی پیرامون اصول راهبردی مشترک، برای تطابق سیستم های ملی مخصوصاً اینکه موضوع هماهنگ سازی ضروری استو با اصل حاکمیت دولت ها سازگاری بیشتری دارد، لیکن تلاش می شود که این مقررات آن گونه به هم نزدیک شوند که با هم ایجاد شوند احیاناً متضاد تا جایی که امکان داشته باشد به هم نزدیک می شوند، بدون انتظار این که تفاوتها به کلی از میان برداشته شود. با این حساب هماهنگ سازی یعنی تقارب » نظامهای حقوقی در حالی که قواعد به یکدیگر نزدیک تر می شوند می توانند متفاوت باقی بمانند
تفاوت اساسی هماهنگ سازی با یکسان سازی در این است که در هماهنگ سازی سعی می شود نظام های حقوقی ملی، حول اصول مشترکی گرد آوری شوند، بدون اینکه قصدی بر تحمیل این اصول بر این نظام ها باشد
درحالی که در یکسان سازی سعی بر آن است که اصول راهبردی به عنوان قواعد بین المللی و مشترک، به نظام های ملی تحمیل شود. همچنین در یکسان سازی شرط تضمین مناسب وحدت حقوقی، سپردن اختیار تفسیر قواعد مشترک به دادگاه یا مرجع واحد مورد قبول نظام های حقوقی مختلف است. در حالیکه در هماهنگ سازی به اعتقاد برخی نظام های متفاوت اجتماعی، اقتصادی، اعتقادات دینی و حاکمیت سیاسی کشورها از موانع اصلی جهانی شدن حقوق به حساب می آید.
سعی می شود که با سپردن اختیار تفسیر به محاکم ملی، حاشیه امنیتی مناسب برای آنها در جهت احترام به حاکمیت ملی فراهم شود.

البته همیشه هم به این شکل نیست که واگذاری اختیار تفسیر به محاکم ملی موافق با موازین و اصول راهبردی مشترک باشد؛ زیرا ممکن است در صورت فقدان کنترل و نظارت های لازم، علاوه بر اینکه هر گونه هماهنگ سازی از بین برود بلکه موجبات ایجاد یک تناقض جدی را نیز فراهم نماید. امری که در قضیه دادگاه رواندا و صدور حکم اعدام برای مرتکبان جنایات جنگی در مقایسه با دادگاه های بین المللی دیگر مانند یوگسلاوی سابق صدور حکم حبس برای خاطیان مشهود بود. هر چند که در این خصوص باید امیدوار به این بود که با توسل به اصول راهبردی مشترک، می توان راه را بر این گونه مسائل و تناقضات بربست. عنوان شد که هماهنگ سازی متد مناسبی برای

اثربخشی مدیریت سرمايه فكري:/پایان نامه اجزاي سرمايه فکری

فرایندهای زیر را برای مدیریت دانش شناسایی کرده است. (Marr, 2004)

  1. تولید دانش
  2. کدگذاری دانش
  3. کاربرد دانش
  4. ذخیره دانش
  5. نقشه‌برداری یا جایابی دانش
  6. تسهیم دانش
  7. انتقال دانش

تمامی فرآیندهای بالا می‌تواند برای مدیریت و رشد سرمايه فكري یک سازمان مورد استفاده قرار گیرد.

 

2-1-16)ارتباط و پیوند میان مدیریت دانش و سرمايه فكري

مدیریت سرمايه فكري و مدیریت دانش دارای اهداف متفاوتی هستند هرچند که دارای شباهتهایی نیز هستند ولی با یکدیگر فرق می‌کنند اما باید این نکته را افزود که این دومکمل یکدیگر هستند. براساس حیطه‌هایشان، هم  مدیریت دانش و هم مدیریت سرمايه فكري ، جنبه‌های مختلفی از فعالیتهای سازمانی را دربرمی‌گیرند و هم دو وسیع و شامل طیف وسیعی از فعالیتهای فکری در درون یک سازمان ؛از خلق دانش گرفته تا استفاده از دانش، هستند ولی مدیریت سرمايه فكري در سطوح مدیریت عالی و استراتژیک یک سازمان در نظرگرفته می‌شود و مدیریت سرمايه فكري بیشتر بر روی خلق و استخراج ارزش تأکید دارد هدف مدیریت سرمايه فكري ، خلق و استفاده از سرمايه فكري و داراییها فکری برای بهبود تواناییها و قابلیتهای خلق ارزش یک شرکت در یک چشم‌انداز استراتژیک است ولی مدیریت دانش عمدتاً بر روی پیاده‌سازی عملیاتی وتاکتیکی فعالیتهای مرتبط با دانش در درون سازمان تأکید دارد و بیشتر درگیر جزئیات فعالیتهای مرتبط با دانش، برای تسهیل خلق، جمع‌آوری و انتقال و استفاده از دانش است. و نهایتاً هدف آن، تعقیب و پیگیری یک سازمان هوشمند؛ از طریق خلق و ماکزیم کردن سرمايه فكري است. نکته مهم این است که این دو مفهوم اجزای سازنده یا بلوکهای ساختاری لازم برای مدیریت سازمان در هزاره جدید هستند و می‌بایستی برای حداکثر اثربخشی  و به منظور تحقق اهداف ، با یکدیگر ادغام و یکپارچه شوند(Wiig, 1997).

اثربخشی مدیریت سرمايه فكري

اثر بخشی فرآیندهای مدیریت دانش برای رشد وحفظ سرمايه فكري  ؛ به تطابق [1]  فرآیندهای مدیریت دانش با الزامات سازمانی بستگی دارد.بنابراین یک معیار معیار کلیدی برای موثربودن فرایندهای مدیریت دانش ؛ به میزان تطابق فرآیندهای مدیریت دانش با شناخت شناسی سازمانی بستگی دارد ( Marr ,2003).

نونكا نتیجه گیری می کند که علیرغم اهمیت گسترده  سرمايه فكري  به عنوان منبع حیاتی مزیت رقابتی ؛ درک کمی ازاین موضوع که چگونه و چطوری سازمانها بطور واقعی ؛ سرمايه فكري  را از طریق مدیریت دانش پویا خلق کنند وجود دارد.

بر طبق گفته كوننو [2] و نونكا خلق دانش مستلزم یک زمینه مشترک است که عنوان Ba  را دارد . Ba  بصورت یک فضا مشترکی تعریف می شود که فیزیکی یا مجازی یا روحی است . خلق دانش در مقایسه با اطلاعات نمی تواند جدا از زمینه یا Ba  آن  بررسی شود.

این موضوع بطور ضمنی به اشاره می کند که عملیات   مدیریت دانش در سازمانها مجبور هستند تا با الزامات فردی و گروهی خلق دانش تطابق و انطباق داشته باشندبنابراین به منظور اطمینان حاصل کردن از موفقیت و اثربخشی مدیریت سرمايه فكري سازمانها نیاز دازند تا سیستم های اعتقادی معرفت شناختي خود را درک کنند.( Marr ,2003).

ادبیات بسیار زیادی درباره این موضوع که دانش چیست و چگونه می بایستی مدیریت شود وجود دارد . اگر سازمانها فقط سعی کنندکه مدل خلق دانش خود را بر افراد سازمان خود تحمیل کنند قطعاً شکت خواهند خورد.سپس لازم است که آنها اعتقادات افراد را به منظور طراحی سیستم مدیریت دانش درک کنند.

[1] – Match

[2]-Konno

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

« بررسي روابط متقابل ميان اجزاي سرمايه هاي فکری(سرمايه انساني، سرمايه ساختاري،سرمايه مشتري) واثرات اين سرمايه ها فکری بر عملكرد سازماني شعب بانک ملت استان تهران

موسسه حرف آخر

موسسه حرف آخر اولین مجموعه و در حال حاضر تنها مجموعه ای در ایران است که با تیم تصویرسازی (شهودی) با تکنولوژی انیمیشن فیلم های آموزشی دبیرستان و کنکور را در قالب DVDهای آموزشی تولید کرده و می کند.
حرف آخر
حرف آخر علاوه بر تولید دی وی دی های آموزشی نسل جدیدی از مشاوره ی تحصیلی را راه اندازی کرده است ،در این نوع مشاوره ،دانش آموز علاوه بر اینکه از یک مشاور انگیزشی و برنامه ریزی بهره می برد ، همواره یک مشاوره تخصصی که پاسخگو به تمامی اشکالات دروس تخصصی او می باشد را در کنار خود دارد . داشتن دو مشاوره به طور همزمان (یکی برنامه ریز و دیگری تخصصی ) از ویژگی های مجموعه حرف آخر می باشد که این موسسه را از دیگر موسسه ها متمایز می کند.
همانطور که می دونید،فرایند آموزش از دو بخش تشکیل شده:
الف)محتوای مناسب
ب)تمرین و تکرار هدفمند تا لحظه ای که اطلاعات ورودی به مغز ،تبدیل به عادت بشه.
ما حرف آخری ها در هر دو بخش ،حرف آخروزدیم .اگه کمی صبر کنید براتون توضیح می دم.
بریم سراغ بخش اول ، یعنی محتوای مناسب . خیلی مهمه که بدونید محتوای آموزشی مناسب باید ۴ خاصیت داشته باشه .
۱)باید با کیفیت و بی حاشیه باشه ،اونهم در کمترین زمان ممکن
۲)باید تصویرسازی شده و شهودی بر مبنای انیمیشن باشه . زیرا فرآیند آموزش کنکور، لحظه ای نیست .بلکه یک ماراتن آموزشیه و برای اینکه مفاهیم در این مدت طولانی فراموش نشه ،تثبیت مفاهیم در حافظه ی تصویری (نیم کره راست)الزامیه و این ممکن نیست مگر ،تصویرسازی و شهودی کردن مفاهیم.
۳) باید الگو محور باشه (یعنی یک شاه کلید برای باز کردن ۱۰۰۰ قفل) نه تکنیک محور که برای باز کردن ۱۰۰۰ قفل، ۱۰۰۰ کلید لازم باشه.
۴) باید مدل آموزش طوری باشه که بعد از پهن بندی هر مطلب ،جمع بندی اون مفهوم صورت بگیره تا دانش آموز در هر مفهوم صاحب یک نقشه راه بشه . چون داشتن نقشه راه سرعت حل تستها روبصورت چشمگیری بالا می بره ، ما حرف آخری ها سالها زمان گذاشتیم تا چنین محتوای مناسبی رو که براتون توضیح دادم ،ایجاد کنیم.
اما بریم سراغ بخش دوم. یعنی تمرین و تکرار هدفمند
تجربه و شواهد نشون داده که انسانهای موفق کسانی هستند که در زمینه ی کاری خودشون ، تمامی علم و اطلاعاتشون رو با تمرین و تکرار زیاد تبدیل به عادت کرده اند تا کارشون رو با سرعت زیاد و عکس العمل سریع انجام بدن.
تمرین و تکراری که نتونه علم شما رو تبدیل به عادت بکنه نمی تومه منجر به نتیجه مطلوب بشه.
جواب معمای تبدیل علم به عادت ،در اختیار ما حرف آخری هاست
خلاصه اینکه جدیدترین تکنولوژی آموزشی برای رسیدن به یک رتبه ی فوق العاده رو برلتون آماده کردیم.
خیلی میتونید رو ما حساب کنید
سه قانون کلیدی موسسه حرف آخر
قانون اول حرف آخر: در زمین فوتبال، بازیکن بازی می‌کند، نه مربی!
همانطور که در زمین فوتبال، مربی در بیرون زمین قرار دارد، معلم هم نقش مربی را دارد و هدایت می‌کند. یعنی “مربی بازی نمی کند”، این اصل آموزش است. ولی می‌بینیم که امروزه این نقش‌ها عوض شده است! مربی بازی می‌کند. تمام تفکرات معلم روی تخته پیاده می‌شود و دانش آموزان هم تفکرات معلم را پشت سر هم می‌نویسند و جزوه تولید می‌کنند. بعد هم معلم تمرین و تکلیف در منزل می‌دهد. بسیاری از دانش‌آموزان از پس همه تکالیف برنمی‌آیند و از استاد می‌خواهند که کلاس رفع اشکال بگذارد! بعد از ماه ها شرکت در کلاس های کنکوری، توی کنکور برای اولین بار در نقش بازیکن واقعی ظاهر میشوند و نتیجه هم که پیشاپیش مشخص است!
دانش آموز بدون طی کردن مسیر و آزمون و خطای واقعی، نکات پی در پی را صرفا حفظ می‌کند. ولی دانش آموز تا حرکت نکند به چالش نمی افتد؛ در دوراهی ها نمی‌تواند راه درست را انتخاب کند. اگر معلم، معلم باشد، دانش آموز را گام به گام در مسیر‌های مختلف حرکت می دهد و دانش آموز به خوبی مسیر را یاد می گیرد و توانمند می شود.
دانش آموز عزیز! برای رسیدن به موفقیت باید خودت تمرین کنی و پابه توپ بشوی و گل بزنی! اگر از تو سوال بپرسم که اگر در نگاه اول بعضی از تست ها را نتوانی جواب بدهی، چه کار میکنی؟! جواب می‌دهی که “سوال رو که می‌بینم، نمیدونم از کجا باید شروع کنم؛ بلافاصله میرم سراغ پاسخنامه!”
دشمن قسم خورده دانش آموزها = پاسخنامه!
در مجموعه حرف آخر، اساتید دروس مختلف گام به گام شما را وادار به حرکت می‌کنند و به اصطلاح “ماهی گیری را به شما یاد می دهند.” به شما اجازه نمی‌دهند که به راحتی از روی سوال ها عبور کنید. به علاوه تمام آموزش ها تعاملی هستند؛ یعنی به طور کامل درگیر آموزش می شوید و ساعت ها از این روش آموزشی موثر که برای نخستین بار در سیستم آموزشی کشور پیاده شده است، لذت می‌برید. لذت یادگیری!
قانون دوم: رتبه های برتر، الگوسازهای موفقی هستند!
رتبه های برتر مسیرهای حل سوالات را به خوبی شناخته، بازی کردن را یاد گرفته اند! رتبه های برتر برای خودشان الگوسازی کرده اند. ولی نه در طول یک سال! بلکه چندین سال زحمت کشیده اند و دست و پا زده اند. به روابط شخیصت داده اند، به درک شهودی از مفاهیم دست می‌یابند و در کنار هر مفهومی که یاد می‌گیرند در کنارش کاربردش را هم یاد می گیرند. به سادگی از روی هیچ مفهوم یا جمله ای از کتاب عبور نمی‌کنند و تا عمق مطلب نفوذ می‌کنند. رتبه برترها مفهوم ها رو یاد می‌گیرند و طبقه بندی می‌کنند. بعد قوانین حاکم بر مفاهیم را یکپارچه می‌کنند و اصطلاحا الگوسازی می‌کنند. رتبه های برتر تکنیک باز نیستند!
دانش آموز عزیز! این کار هر کسی نیست! باید برایش کلی زمان بگذارید. شاید زمانی به درازای تمام دوران تحصیل! رتبه برترها شخصیت رتبه برتر شدن را دارند و فکر تولیدکننده دارند نه مصرف کننده؛
“تا زمانی که یک درس به صورت الگو درنیاد، شما نمیتونی انتظار رتبه برتر شدن داشته باشی.”
سوال: این وسط وظیفه معلم چیست؟
جواب: اولا مفاهیم را به صورت شهودی و عمیق در ذهن دانش آموزان جا بی‌ا‌ندازد و ثانیا این الگوسازی هایی که یک دانش آموز در طول مدت زمان زیادی باید استخراج کند، را معلم باید به شما ارائه بدهد.
مجموعه حرف آخر، آموزش شهودی و ادغام روابط را در دو پدیده جدید “انیمیشن” و “الگو” به شما دانش آموزان ارائه می‌دهد:
۱- نقش انیمیشن به عنوان ابزاری قدرتمند در عرصه آموزش ، در انتقال مفاهیم به صورت عمیق و شهودی و همچنین ماندگاری طولانی مدت اطلاعات در نیمکره سمت چپ مغز اثبات شده است که در این مجموعه توسط تیم های حرفه ای انیمیشن ساز زیرنظر اساتید تولید و ارائه می‌شوند.
۲- الگو در یک کلام یعنی ترمینال و شاه کلید حل تمام تیپ های مختلف؛ یعنی ادغام روابط و فرمول ها تنها در یک ماشین حل سوال!‌‌ که البته مهم ترین ابداع و تلاش استاد منتظری و مجموعه حرف آخر می‌باشد. تلاش هایی که گاها دو یا سه ماه به طول می‌انجامد که یک فصل را در قالب یک الگو ارائه داده و در اختیار شما قرار بدهند.
برای اینکه ببینید آموزش بر اساس الگو چه تفاوتی با آموزش بر اساس تکنیک (که اصلا مبنای علمی ندارد) داشته و ببینید که مجموعه حرف آخر چگونه می‌تواند شما را در حل تمام تست های یک فصل فقط با یک الگو توانمند کند، نمونه تدریس‌های زیادی از حرف آخر را در اختیار شما گذاشته ایم که خودتان ببینید و قضاوت کنید.
قانون سوم؛ فقط الگو کافی نیست! باید دست و پا بزنی!
اما با داشتن این الگوها باز هم نمیشه نتیجه گرفت! به خاطر اینکه هنوز معلم دارد بازی میکند. “تو” باید بازی کنی، باید کار کنی، یک سوال رو که می‌بینی تمام اطلاعات رو بریز وسط، الگو را پیاده کن، برای هر سوال شاید یک ساعت باید زمان بگذاری که “خودت” بین داده و خواسته مساله ارتباط برقرار کنی و مسیر را خودت حرکت کنی. معلم الگوها رو به تو یاد میده! تو میخوای چیکار بکنی؟! این مهمه!
میخوای شروع کنی؟ میخوای کار کنی و زحمت بکشی؟ اگر میخوای تو یک سال این کار رو بکنی، حرف آخر میتونه بهت “کمک” بکنه! کاری که قراره تو چهارسال انجام بشه! اما این کافی نیست! با این الگوها “تو” میخوای چیکار کنی؟
همه جا گفته می‌شود که موفقیت یعنی یک مثلث سه راسی:
آموزش      مشاوره      آزمون
مجموعه حرف آخر در بخش آموزش با دو رویکرد منحصر به فرد “انیمیشن” و “الگو” در قالب لوح های فشرده یک جهش کیفی در یادگیری و درک شما از مفاهیم ایجاد می‌کند.
مجموعه حرف آخر در بخش مشاوره، شما را با مشاورین مجرب مرتبط کرده و می توانید تا روز کنکور از تجربیات و برنامه های آن ها استفاده کنید.
مجموعه حرف آخر در بخش آزمون، شما را راهنمایی می‌کند که اولا شرایط آزمون دادن چیست و ثانیا استانداردهای آزمون های آزمایشی را به شما معرفی کند که بتوانید به‌صورت هدفمند در آزمون دلخوهتان شرکت کرده و با برنامه راهبردی آن هماهنگ شوید.
اما این سه مورد تنها یک بال موفقیت است. بال دیگر موفقیت یعنی دست و پا زدن! باید بر اساس الگوهایی که آموزش می‌بینید و مشاوره ای که میگیرید و در کنارش آزمون می‌دهید، یواش یواش یاد بگیرید که چجوری باید مسیر حل سوالات رو طی کنید.

مقاله با موضوع جبران خدمات، ارزش بازار، عملکرد سازمان، اندازه شرکت

هزینه پرسنل و تاسیسات از طرف موسسه تامین می شود و همچنین سودی که برای فروش اجناس در نظر می گیرند ،ناچیز است ؛قیمت کالاها برای خریداران بسیار نازل و ارزانتر از فروشگاههای معمولی خواهد بود.دوما اینکه به علت نزدیک بودن فروشگاهها به محل کار کارکنان حداقل وقت را صرف مراجعه و خرید اجناس مورد نیاز می نمایند.
باشگاههای ورزشی و تفریحات سالم
ایجادباشگاههای ورزشی یکی از اقدامات موثر در حفظ سلامت و تقویت روحیه کارکنان بوده،به انها فرصت می دهد یکدیگر را بهتربشناسد و با بسط و توسعه دوستی و صمیمیت فیمابین ،موسسه را بصورت یک خانواده بزرگ در اورند.از طرفی فعالیتهای اجتماعی و تفریحی به مدیر امکان می دهد از طریق غیر رسمی مسائل ومشکلات شخصی وخانوادگی کارکنان را درک و اقدامات متناسب در جهت مشکلات بعمل اورد .این نوع خدمات می تواندشامل :باشگاههای ورزشی ،سینما،استخرشنا،مهد کودک و نظیر اینها باشد.
کمک فکری و روانپزشکی
مشکلات زندگی و ابعاد مختلف ان با گذشت زمان و پیچیدهترشدن نظامهای اجتماعی روبه افزایش است.گرفتاری های ونگرانی های ناشی از این مسائل بعضی اوقات انسان را به بن بست می رساند تا جایی که شخصا از حل مشکلات خویش عاجز می شود.در این شرایط انسان نیاز به کمک فکری دارد.
درگیری فکری برخی از کارکنان در حدی است که اشخاص معمولی قادر به کمک به انها نبوده و به کمک روانپزشک نیاز پیدا می شود .به همین جهت کارخانجات و موسسات بزرگ متخصصانی برای یاری و ارشاد اینگونه اشخاص استخدام می کنند.
چاپ و انتشار نشریه
توزیع نشریه یکی از وسایل ارتباطی موثر درارشاد،اموزش و اگاهی دادن به کارکنان است نشریه ممکن است بصورت روزانه یا هفتگی منتشر شود.در صورتی کهامکان چاپ اینگونه نشریه ها به تعداد کافی میسر نباشد ممکن است تعداد کمتریتهیه و در تابلو امکانات در مکان مناسبی قرار دارد.
مسیر ترقی شغلی
مسیر ترقی شغلی عبارتست از ،الگوی سلسه مراتبی ازمشاغلی که یک فرد می تواند در طی زندگی کاری خودانهارا بدست اورد .
5-3-1-2 استراتژی جبران خدمات و پاداش
استراتژی پاداش بر پرداختهای نهان و آشکار و مادی و معنوی به کارکنان، و راهی که سازمان بدان وسیله میکوشد از این طریق به نگرش و رفتار کارکنان جهت بدهد، تاکید میکند. به عبارت دیگر، استراتژی پاداش عبارتست از به کارگیری مطلوب سیستم پرداخت به عنوان یک سازوکار یکپارچه کننده اساسی که از طریق آن تلاشهای کارکنان و واحدهای سازمانی به سمت تحقق اهداف استراتژیک جهت داده میشود. کارکنان جبران خدمات را نتیجه تلاش و زحمت خود میدانند، کارفرمایان، آن را به تواناییهای خود در بازگشت سرمایه گذاری و یا آموزش و تحصیلات متخصصان نسبت میدهند. سیستم جبران خدمات و پاداش میتواند نقش بسیار مهمی در تامین مزیت رقابتی سازمان داشته باشند(بلوم، میلکوویچ و میترا،2002).
هر سازمانی برای جذب و نگهداری کارکنان خود نیازمند بهرهگیری از الگوی مناسب در زمینهی مزایای کارکنان است. هنگامی که سازمان طراحی میشود به طور کلی یکی از حوزههای مهم برنامه جبران خدمات و پاداش او مرتبط با مزایایی است که باید برای کارکنان تدارک دیده شود. امروزه ، کارکنان افزون بر دستمزد یا حقوقی که از سازمانها دریافت میدارند برای غنیکردن زندگی خود توقع دارند سازمانها توجه بیشتری به آنها بکنند(عباسپور،1391،ص 244.(استراتژی پاداش میتواند از تغییر حمایت کند، فعالیت سازمان را تقویت کرده و رسمیت ببخشد. استراتژی پاداش باید موجب انسجام و یکپارچگی فرایندها و سیاستهای پاداش با استراتژی رشد و بهبود عملکرد شود. همچنین این استراتژی باید باعث تقویت ارزشهای سازمان، به ویژه ارزشهایی مانند: خلاقیت، کارگروهی، انعطافپذیری،کیفیت و ارائه خدمات به مشتری شده، نیز موجب بهبود فرهنگ سازمانی و گسترش رفتارهای مطلوب در بخشهای مختلف سازمان شود. در این صورت استراتژی پاداش میتواندنقشمهمیدرتحققاهداف سازمان ایفا کند)آرمسترانگ،(1384 استراتژی پاداش میتواند جهتگیریهای گوناگونی داشته باشد:
جذب و حفظ نیروی انسانی،
ایجاد انگیزه در افراد برای بهبود عملکرد،
ایجاد انگیزه در افراد برای مشارکت بیشتر در برنامههای سازمان( Business Fundamentals,2005 )
هدف، ایجاد استراتژی پاداشی است که تناسب و توازن فرایندها و سیاستهای پاداش با اهداف کسب وکار و منابع انسانی سازمان و عملی بودن آنها را تضمین کند. عواملی که در تدوین استراتژی پاداش تأثیرگذار هستند را میتوان بدین گونه بیان کرد:
قوانین و مقررات: الزامات قانونی دولت درباره پرداختها و عقد قرارداد،
سیاستهای سازمان: سیاستهای مدیران ارشد در ارتباط با استراتژیها و وضعیت مالی سازمان، سیاستهای اتحادیه ها و اصناف،
وضعیت بازار: میزان پرداختهای موجود در بازارکار .
یکی از نکات قابل توجه در پاداش کارکنان، ایجاد تناسب میان نیازهای افراد و پاداشهای تخصیص داده شده به آنان است. با توجه به اینکه افراد مختلف دغدغهها و نیازهای متفاوتی دارند، پاداشهای در نظر گرفته شده برای آنان باید متناسب با نیازهایشان باشد. این امر موجب اثربخشی بیشتر استراتژی پاداش و ترغیب افراد برای تلاش بیشتر در جهت تحقق اهداف سازمانی میشود. ( Dessler,2005)
6-3-1-2رویههای جبران خدمات
در رویههای جبران خدمات به درجه بندی شغلی، تثبیت نرخهای پرداخت و رسیدگی به درخواستها میپردازیم.
درجه بندی شغلی
در رویههای درجه بندی شغلی تشریح میگردد که ب
ر
ای درجه بندی یک شغل جدید یا درجه بندی شغل فعلی چگونه باید ارزیابی شغلی را بکار برد. طرح ارزیابی امتیازـ عامل، که درجههای معینی دارد، برای همه مشاغل جدید و رسیدگی به درخواستهای مربوط به درجه بندی مجدد بکار میرود.
ارزیابی شغلی فرآیندی سیستماتیک برای تعریف ارزش یا اندازه نسبی مشاغل در چهارچوب یک سازمان به منظور ایجاد نسبیتهای درونی میباشد.
تعیین نرخ های پرداخت در زمان انتصاب
در این رویه مشخص میشود که مدیران صفی و منابع انسانی چه مقدار میتوانند بیشتر از نرخ حداقل را برای یک شغل بپردازند.شاید این مقدار مثلاً تا 10درصد بیشتر از نرخ حداقل یا دو یا سه تا از امتیاز پرداخت در مقیاس افزایشی باشد. درپاسخ به فشارهای حاصل از نرخ بازار یا جذب کادر مجرب و به واسطهی پرداخت به اندازهی نقطهی مرجع یا حقوق هدف، در دامنهی پرداخت افزایش بیشتر در پرداخت نیز مجاز است که این امر به تایید از سوی منابع انسانی و زمینهسازی برای افزایش در پرداخت اقتضایی منوط میباشد. در صورت استفاده از اضافه بر نرخ بازار یا اضافه پرداختهای استخدامی، باید این موارد را طبق قوانین مشخصی به اطلاع داوطلبان رساند.
افزایشهای مربوط به ترفیع
در این رویه، افزایش هدفمند 10 درصدی یا بیشتر در ترفیع مشخص میگردد. برای جلوگیری از ناهنجاریها باید افرادی که کار مشابهی انجام میدهند را در سطح پرداخت در نظر بگیریم و معمول اینست که [برای این پرداخت] سطح حداکثری را تعیین کنیم به طوریکه پرداخت مربوط به کارمند ترفیع یافته بالاتر از نقطه مرجع برای دامنهی جدید قرار نگیرد.
2-2پیشینه تحقیق
1-2-2 تحقیقات داخلی
دراین بخش به فشرده ای از مهمترین پژوهشهای داخلی که در زمینه موضوعات مرتبط صورت گرفته می پردازیم برای سهولت امرخلاصه پژوهش های انجام شده مرتبط با متغیرهای سرمایه فکری و حفظ و نگهداری کارکنان در جدول زیر آورده ایم:
شماره
مرجع
هدف پژوهش
خلاصه نتایج
1
علی جهانگیری و مهرنوش قوپرانلو و مصفی حاج زاده ،1391
بررسی ارتباط بین سرمایه اجتماعی و رفتارشهروندی سازمانی وچگونگی پیوند بین سرمایهاجتماعیو رفتارشهروندی سازمانی
نتایج حاکی از ان بود که بین رفتارشهروندیسازمانیو سرمایه اجتماعی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و تمام مولفه های سرمایه اجتماعی با رفتارشهروندی سازمانی رابطه مستقیم دارد.
2
نمازی و ابراهیمی(1388)
بررسی تأثیر سرمایه فکری بر عملکرد مالی جاری و آینده
نتایج حاکی از این بود که صرف نظر از اندازه شرکت، ساختار بدهی و عملکرد مالی گذشته، بین سرمایه فکری و عملکرد مالی جاری و آینده شرکت، هم در سطح کلیه شرکتها و هم در سطح صنایع، رابطه مثبت وجود دارد. افزون بر این، در سطح کلیه شرکتها و سطح کلیه صنایع، بین اندازه شرکت و عملکرد جاری و آتی رابطه منفی معنادار، و بین عملکرد گذشته و عملکرد جاری، و عملکرد گذشته و عملکرد آتی رابطه مثبت معناداری وجود دارد.
3
ایرج ملکی،1385
ت‍لاش‌ ش‍ده‌ ت‍اع‍م‍ده‌ ت‍ری‍ن‌ ع‍وام‍ل‍ی‌ ک‍ه‌ درح‍ف‍ظ م‍ن‍اب‍ع‌ ان‍س‍ان‍ی‌ ت‍اث‍ی‍ردارن‍د، ش‍ن‍اس‍ای‍ی‌ و ن‍ق‍ش‌ واه‍م‍ی‍ت‌ ه‍ری‍ک‌ ازای‍ن‌ ع‍وام‍ل‌ رام‍ورد ب‍ررس‍ی‌ ق‍رارم‍ی‌ ده‍د
اطلاع‍ات‌ م‍ع‍ت‍ب‍رب‍ه‌ ه‍ن‍گ‍ام‌ اس‍ت‍خ‍دام‌ و رض‍ای‍ت‌ ف‍رد ازش‍غ‍ل‌ وخ‍ص‍وص‍ی‍ات‌ ره‍ب‍ری‌ درس‍ازم‍ان‌ و ه‍م‍چ‍ن‍ی‍ن‌ ن‍ظام‌ ارزش‍ی‍اب‍ی‌ اث‍رب‍خ‍ش‌ ب‍رم‍ان‍دگ‍اری‌ اف‍راد ت‍اث‍ی‍ردارد
4
رحمانپور(1380)
بررسی تاثیر نظام ارزشیابی اثربخش و نظام پرداخت اثربخش در حفظ و نگهداری منابع انسانى
نشان داد که عواملی چون دادن اطلاعات معتبر و مربوط به هنگام استخدام ) جامعه پذیری(، واگذار کردن کارها بر اساس شایستگی، وجود مسیر ترقی شغلی روشن و واضح، نظام ارزشیابی اثربخش و نظام پرداخت اثربخش در حفظ و نگهداری منابع انسانى تأثیر دارد.

5
جهانگیری و مهرعلی(1387)
در جهت زمینه یابى و کشف عوامل مؤثر بر حفظ و نگهداشت کارکنان متخصص و هم چنین تعیین اولویت عوامل مذکور در سطح سازمان
نتایج تحقیق آنان نشان مى دهد که عوامل حفظ و نگهداشت کارکنان متخصص به ترتیب اولویت در هفت عامل محتوا و ماهیت شغل، رضایت و امنیت شغلى، مدیریت و رهبرى، مشخص بودن اهداف و انتظارات، فضاى همکارى و انسجام گروهى، شرایط کار و پرداختى و مزایا، گروه بندى شدند.

6
زارع،1384
تاثیرفرهنگسازمانی برنگهداری کارکنان بیمارستان مباشر-امام خمینی-اکباتان-همدان
فرهنگ توافقی موجب تقویت وفرهنگ سلسله مراتبی موجب کاهش نگهداشت کارکنان می شود.
7
ترکمان،1385
بررسیعوامل بهداشتی ،انگیزش در ماندگاری کارکنان شرکت رفاه همدان
بین شرایط کار و حقوق و دستمزد با ماندگاری کارکنان رابطه وجود دارد.
8
مینایی،1385
مدیریت نگهداری روسای کلانتری تهران یزرگ
دوعامل بهداشت و انگیزش در نگهداری روسای کلانتری موثراست اما عامل دوم اثربیشتری دارد.

2-2-2 تحقیقات خارجی
دراین بخش به فشرده ای از مهمترین پژوهشهای خارجی که در زمینه موضوعات مرتبط صورت گرفته می پردا
زیم برای سهولت امرخلاصه پژوهش های انجام شده مرتبط با متغیرهای سرمایه فکری و حفظ و نگهداری کارکنان در جدول زیر آمده است:

1
بونتیس 1998
مطالعات اکتشافی و بررسی مدل ها و شاخص های سرمایه فکری در کشورکانادا
این تحقیق نشان داد که بین اجزای سرمایه فکری روابط متقابلی وجود دارد و سرمایههایانسانی، ساختاری و ارتباطی بر عملکرد تجاری اثرات قابل توجهی دارند
2
بونتیس و همکارانش در سال 2000
بررسی رابطه سرمایه فکری و عملکرد تجاری
این تحقیق نشان داد که میان اجزای سرمایه فکری روابط متقابلی وجود داشته و این سرمایه ها بر روی عملکرد تجاری تاثیر دارند.
3
تسنگ ( 2006)
ارتباط بین سرمایه انسانی ،
سرمایه نوآوری و عملکرد سازمانی را مورد بررسی قرار داد
نتایج این تحقیق نشان داد میزان کاربرد تحقیق و توسعه49 تأثیر معنی داری بر عملکرد شرکتها دارد و همچنین تعامل بین تعداد اختراعات ثبت شده ( R&D) و میزان حقوق کارکنان به طور معنی داری بر عملکرد سازمان تأثیر میگذارد
4
ژیگال و مالول (2010)
به سنجش سرمایهی فکری با شاخصارزش افزوده و بررسی نتایجآنبر عملکرد مالی،اقتصادی و ارزش بازار بر 300 شرکت انگلیسی پرداختند
نتایج نشان می دهد که کارایی سرمایه فکری با عملکرد اقتصادی و عملکرد مالی رابطه مثبت معناداری دارد اما در مورد عملکرد ارزش بازار تنها در صنعت تکنولوژی رابطه با اهمیت است و هم چنین سرمایهی به کار گرفته شده (فیزیکی و مالی) با عملکرد اقتصادی رابطه منفی دارد اما با عملکرد ارزش بازار و عملکرد مالی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد

سایرپژوهش ها در حوزه رفتارشهروندی سازمانی به شرح زیر است:
در اغاز رفتارشهروندی سازمانی ،تاثیر خیلی اساسی در رشته مدیریت نداشت .مطابق برسی که پودساکف (2000)انجام داده است ،ازسال 1983تا1988،فقط سیزده مقاله در موضوعات رفتارشهروندی سازمانی به چاپ رسیده بود،درحالیکه در طول دوره 1993تا1998،بیش از 122مقاله در باره این موضوع به چاپ رسیده بود.در پژوهشی که توسط نزاکتی و همکارانش صورت گرفت ،تلاش شد تا مدلی برای ارائه رویکردی جهت دستیابی به رفتارشهروندی سازمانی از طریق توسعه منابع انسانی تدوین شود.نتیجه این مطالعه نشان داد که هفتاد و سه درصد از فاکتورهایی که رفتارشهروندی سازمانی را ایجاد می کنند ،شیوه هایی از توسعه منابع انسانی هستند(Nezakati et al2003 ،)
نتیجه حاصل از پژوهشی که توسط احمدی ،فروزنده و صفاری در سال 2010انجام شده این بوده معاوضه اجتماعی (دریافت حمایت سازمانی و عدالت توزیعی )یک نقش اثربخش روی رفتار شهروندی سازمانی دارد.
همتی نژاد و همکارانش(1391)در تحقیقی با عنوان رابطه حمایت سازمانی ادراک شده با رفتار شهروندی سازمانی در کارشناسان آکادمی ملی المپیک و پارا المپیک ایران، رابطه مثبت و معناداری بین حمایت سازمانی ادراک شده با رفتار شهروندی سازمانی و ابعاد آن به جز جوانمردی مشاهده کردند. و حمایت سازمانی ادراک شده پیش بینی کننده معناداری برای رفتار شهروندی سازمانی و ابعاد آن به جز جوانمردی بود.
بختی و همکارانش(1390) در پژوهشی با عنوان رفتارهای شهروندی سازمانی به عنوان متغییر میانجی میان حمایت سازمانی ادراک شده و سرمایه اجتماعی به تبیین و برازش مدلی پرداخته است که در آن

منبع پایان نامه درباره سلامت روان، بهداشت روان، عامل قدرت

رشدخودکارآمدی به واسطه تجارب مرحله گذر نوجوانی47
اگرچه هیچ دوره ای از تحول خالی از مشکلات وبحران نیست ، از نوجوانی به عنوان دوره سرشار از اظطراب وآشوب روانی – اجتماعی48 نام برده شده است . تجارب مرحله گذر نوجوانی شامل کنارآمدن با خواست ها وتنش ها وتنیدگی ها ، چالشهای ناشی از بلوغ ،سرمایه گذاری جنسی وهیجانی برا ی شریک زندگی ، انتخاب دانشگاه وشغل است. در هر موقعیتی که مستلزم سازش یافتگی است ، نوجوان باید صلاحیت های جدید ومهارت های جدید را بیاموزند و ارزیابی های جدید از قابلیت ها وتوانایی هایشان بپرورانند. موفقیت این مرحله گذر بین کودکی وبزرگسالی به سطح کارآمدی ایجاد شده در خلال سالهای کودکی بستگی دارد(بندورا،1994).
2-1-1-14 خودکارآمدی مرتبط با بزرگسالی
بندورا(1994)بزرگسالی را به اوان بزرگسالی وسالهای میانی بزرگسالی تقسیم کرده است . اوان بزرگسالی مستلزم یادگیری سازش یافتگی وکنار آمدن با ابعاد جدیدی از زندگی مانند ازدواج ، پدرومادری کردن وارتقاء شغلی می باشد . خودکارآمدی بالا برای عملکرد موفقیت آمیز در این تکالیف ضروری است. سالهای میانی نیز تنیدگی زا هستند. به طوریکه افراد زندگی خودرا مورد ارزیابی قرارمی دهند وبا محدودیت هایشان مواجه می شوند وباورهای خودکارآمدییشان را تصحیح مجدد می نمایند.
2-1-1-15 ارزیابی مجدد خودکارآمدی با افزایش سن
ارزیابی باورهای خود کارآمدی در پیری بسیار دشوار است . توانایی های ذهنی وجسمی رو به کاهش می رودوبازنشستگی از کار فعال وکناره گیری از زندگی اجتماعی ،دور جدیدی از خود سنجی را منجر می شود. احساس کارآمدی شخصی پایین تأثیر بیشتری بر کنش ورزی های جسمی و ذهنی به جای می گذارد . برای مثال کاهش احساس کارآمدی شخصی در مورد میل جنسی می تواند کاهش فعالیت جنسی را به همراه داشته باشد. کارآمدی شخصی پایین می تواند به خستگی ومحدود شدن فعالیت های جسمی منجرشود .
در یک جمع بندی کلی می توان گفت خودکارآمدی ادراک شده ، باورهای افراد در باره قابلیت هایشان برای تمرین مهار کنش ورزی هایشان وتمرین مهار رویدادهایی که بر زندگی شان تاثیر گذارند سروکاردارد. باورهای کارآمدی شخصی برانتخاب در زندگی ، سطح انگیزش، کیفیت کنش ورزی ها ،مقاومت در برابر پریشانی هاوآسیب پذیری در مقابل تنیدگی افسردگی واظطراب تاثیر می گذارد. باورهای افراد درباره کارآمدی شان تحت تاثیر منبع پنجگانه قراردارد که شامل تجارب مسلط ، قانع سازی اجتماعی، تجارب جانشینی، حالت های فیزیولوژیکی وهیجانی وتصویر سازی ذهنی می باشد.
باورهای خودکارآمدی در خلال زمان وبه واسطه تجربه تحول می یابند . تحول چنین باورهایی از نوباوگی شروع می شود ودر سراسر زندگی ادامه می یابد وعواملی مانند خانواده ،دوستان وهمسالان ، مدرسه ، مرحله گذارنوجوانی و….درآن موثرهستند(اعرابیان،1383).
2-1-1-16 راهبردهای بهبود خودکارآمدی
سه راهبرد عمومی برای خودکارآمدی وجود دارد:الگوسازی49 ،استفاده از باز خورد اطلاعاتی50 وبازآموزی اسناد. ازاین سه راهبرد ،الگوسازی به دودلیل مهم تراست :
دلیل اول اینکه الگوبرداری به ویژه میان همسالان از سایر متغیرها بیشتر برخودکارآمدی موثراست .
دلیل دوم این است که الگوبرداری در بسیاری اشکال با آموزش کلاسی وآزمایشگاهی تلفیق می شود.
الگوبرداری به فرایند عمومی باز نمایی وتوصیف بخش های تشکیل دهنده یک مهارت به دانش به دانش آموز نوآموز گفته می شود. الگوبرداری ،اطلاعات واضحی درمورد مهارت می دهد این انتظار نوآموز که می تواند در آن ماهر شود را بالا می برد. همه الگوها مانند هم نیستند. معلم غالبا کسی است که می تواند در رویه های پیچیده کلاس ، الگوی مناسبی باشد.
الگوبرداری،خودکارآمدی واستفاده از راهبردهارا افزایش می دهد(شانک،1991). به جزآموزش معلم محور ، روشهای دیگری برای الگوسازی یک مهارت جدید وجوددارند.یکی ازاین روشها تدریس دوجانبه است که دوتا چهار دانش آموز در گروه های یادگیری مشارکتی باهم کار می کنند. بازخورد دریافت شده ازمعلم، هم عملکرد وهم خودکارآمدی دانش آموزان را تحت تاثیر قرار می دهد. دانش آموزانی که در کلاس به دیگر دانش آموزان باز خورد می دهند در بسیار موقعیت ها موفق ترند (باتلرودان51،1995).
پژوهش ها نشان می دهند که انواع متفاوت با زخورد تاثیر های مختلفی روی عملکرد وکارآمدی دانش آموزان دارد. بازخورد پیامد، اطلاعات ویژه ای در مورد عملکرد می دهد واثرکمی بر تصحیح اولیه یا عملکرد درآزمون های بعدی دارد . باز خورد شناختی -که تاکیدش برارتباط بین عملکرد وماهیت تکلیف است -درک عمیقی از چگونگی انجام کامل تکلیف را فراهم آورده وتاثیر مثبت تری برعملکرد های بعدی می گذارد. مطالعات نشان می دهند که بازخورد شناختی با کیفیت بالا در مورد عملکرد ضعیف، خودکارآمدی وعملکرد بعدی را بهبود می بخشد. (شراو وبروکس52،2000). بازآموزی اسنادی به دانش آموزان کمک می کند تا پاسخ های اسنادیشان را بهتر درک کنند. وپاسخ هایی را گسترش دهند که درگیری درتکلیف را تشویق می کنند. اکثر برنامه های بازآموزی اسنادی کاملا موفقیت آمیزند. پیامد عمومی این است که:
-به افرادی یادداده می شود که چگونه رفتارهای نا مطلوب مثل اجتناب از تکلیف راتعریف کنند.
– اسنادهای تحت رفتار اجتناب از تکلیف را تعریف کنند.
– اسنادهای تحت رفتاراجتماعی ارزیابی شوند.
-الگوهای اسنادی مطلوب تکمیل شوند.
بازآموزی اسناد، شرکت در تکا
ل
یف، پافشاری وپیشرفت را افزایش می دهد. اکثر برنامه های بازآموزی تلاش می کنند که اسنادهای یادگیرندگان رادر جهتی تغییر دهند که یادگیرندگان موفقیت را به تلاش نسبت دهند. تلاش یک متغیر قابل کنترل وتوانایی یک متغیر غیر قابل کنترل است. برنامه های منطبق براین راهبرد ، مبین افزایش شرکت در تکالیف ، پافشاری وسطوح پیشرفت بوده اند تفکیک تلاش وتوانایی برای دانش آموزان ضروری است.دانش آموزان باید درک کنند که توانایی و تلاش نیز شیوه ای جهت افزایش دانش ، استفاده از راهبرد و حل مسئله کارآمد است .

2-2- سلامت روان
ریشه لغوی واژه انگلیسی “health” در واژه های”haelth” ،”haelp” به معنی کل و (heal) “haelen” انگلیسی قدیم و کلمه آلمانی قدیم “heilen” و “heilida” به معنی کل قرار دارد.
گراهام 1(1992) این ریشه لغوی را با کلمات انگلیسی “halig” و آلمانی قدیم “heilig” که به معنی مقدس است ارتباط داده است. بنابراین از نظر ریشه شناسی لغوی سالم بودن به معنی کلیت داشتن یا مقدس بودن است بدین ترتیب شامل ویژگی های معنوی و فیزیکی است. از نظر سارتریوس سلامتی غیر قابل رویت است. و مستلزم تظاهر کارکرد بخش های مستقل روانی جسمی و اجتماعی است. مانی این رویکردهای کل نگر در مورد سلامتی را به کل جهان گسترش می دهد و سلامتی بشر را از سلامتی سیاره زمین جدایی ناپذیر می داند. تودور(1996) سلامتی روان را به شرح زیر تعریف می کند. سلامت روان شامل: توانایی زندگی کردن همراه با شادی، بهره وری و بدون وجود دردسر است. سلامت روان مفهوم انتزاعی و ارزیابی نسبی گری از روابط انسان با خود، جامعه و ارزش هایش است و نمی توان آن را جدای از سایر پدیده های چند عاملی فهمید که فرد را به موازاتی که در جامعه به عمل می پردازد، می سازند. سلامت روان، شیوه سازگاری آدمی با دنیاست، انسان هایی که موثر، شاد و راضی هستند و حالت یکنواختی خلقی رفتار ملاحظه گرانه و گرایش شاد را حفظ می کنند. سلامت روان عنوان و برچسبی است که دیدگاه ها و موضوعات مختلف مانند: عدم وجود علایم احساسات مرتبط با بهزیستی اخلاقی و معنوی و مانند آن را در بر می گیرد. برای ارائه یک تئوری در مورد سلامت روان، موفقیت برون روانی کافی نیست باید سلامت درونی روانی را به حساب آوریم. سلامت روان ظرفیت رشد و نمو شخصی می باشد. و یک موضوع مربوط به پختگی است. سلامت روان یعنی هماهنگی بین ارزش ها، علایق ها و نگرش ها در حوزه عمل افراد و در نتیجه برنامه ریزی واقع بینانه برای زندگی و تحقق هدفمند مفاهیم زندگی است. سلامت روان، سلامت جسم نیست بلکه به دیدگاه و سطح روانشناختی ارتباطات فرد، محیط اشاره دارد. بخش مرکزی سلامت، سلامت روان است زیرا تمامی تعاملات مربوط به سلامتی به وسیله روان انجام می شود. سلامت روان ظرفیت کامل زندگی کردن به شیوه ای است که ما را قادر به درک ظرفیتهای طبیعی خود می کند و به جای جدا کردن ما از سایر انسانهایی که دنیای ما را می سازند، نوعی وحدت بین ما و دیگران بوجود می آورد .سلامت روان، توانایی عشق ورزیدن و خلق کردن است، نوعی حس هویت بر تجربه خود به عنوان موضوع و عامل قدرت فرد، که همراه است با درک واقعیت درون و بیرون از خود و رشد واقع بینی و استدلال.
2-2-1 سلامت روانی1
پیش از پرداختن به تعریف سلامتی روانی لازم است به یک نکته اشاره نماییم. سه واژه ی” بهداشت روانی” و”سلامت روانی” و ” بهزیستی روانی2″گر چه دارای معانی متفاوتی هستند، ولی در مواردی بجای یکدیگر به کار می روند(هرشن سن3 و پاور4، 1988،ترجمه منشی طوسی،1374).
کارشناسان سازمان بهداشت جهانی سلامت فکر و روان را این طور تعریف می کنند: “سلامت فکر عبارت است از قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی، عادلانه و مناسب”( میلانی فر،1376).
بهداشت روانی یک زمینه تخصصی در محدوده ی روانپزشکی است و هدف آن ایجاد سلامت روان بوسیله پیشگیری از ابتلاء به بیماریهای روانی، کنترل عوامل موثر در بروز بیماریهای روانی، تشخیص زودرس بیماریهای روانی، پیشگیری از عوارض ناشی از برگشت بیماریهای روانی و ایجاد محیط سالم برای برقراری روابط صحیح انسانی است. پس بهداشت روانی علمی است برای بهزیستی، رفاه اجتماعی و سازش منطقی با پیش آمدهای زندگی ( میلانی فر،1376).
2-2-2 تعریف سلامت روانی
سلامت روانی را می توان براساس تعریف کلی و وسیع تر تندرستی تعریف کرد. طی قرن گذشته ادراک ما از تندرستی به طور گسترده ای تغییر یافته است. عمر طولانی تر از متوسط، نجات زندگی انسان از ابتلاء به بیماریهای مهلک با کشف آنتی بیوتیک ها و پیشرفتهای علمی و تکنیکی در تشخیص و درمان، مفهوم کنونی تندرستی را به دست داده که نه تنها بیانگر نبود بیماری است. بلکه توان دستیابی به سطح بالای تندرستی را نیز معنی می دهد. چنین مفهومی نیازمند تعادل در تمام ابعاد زندگی فرد از نظر جسمانی، عقلانی، اجتماعی، شغلی و معنوی است. این ابعاد در رابطه متقابل با یکدیگرند، به طوری که هر فرد از دیگران و از محیط تاثیر می گیرد و بر آنها تاثیر می گذارد. بنابراین سلامت روانی نه تنها نبود بیماری روانی است، بلکه به سطحی از عملکرد اشاره می کند که فرد با خود وسبک زندگی اش آسوده و بدون مشکل باشد. در واقع، تصور براین است که فرد باید بر زندگی اش کنترل داشته باشد وفقط در چنین حالتی است که می توان آن قسمت هایی را که در باره ی خود یا زندگی اش مساله ساز است تغییر دهد(هرشن سن و پاور،1988، ترجمه منشی طوسی،1374 ).
یهودا ( 1959، به نقل
از منشی طوسی،1374 ) مواردی را برای تعریف سلامت روانی ارائه کرد:
الف) نگرش مثبت به خود
ب) میزان رشد، تحول و خودشکوفایی
ج) عملکرد روانی یکپارچه
د) خود مختاری یا استقلال شخصی
ه) درک صحیح از واقعیت
و) تسلط بر محیط
دیگران نیز موارد دیگری را ارائه دادند ولی از نظر اسمیت1( 1961، به نقل از منشی طوسی، 1374 ) همه ی این موارد، مفاهیم اصلی یکسان را برداشتند. بنابراین وی پیشنهاد کرد به جای شمردن اینگونه موارد بهتر است ابعاد بهداشت روانی بر اساس اصول زیر انتخاب شود:
الف) نشان دادن ارزش های مثبت بشری
ب) داشتن قابلیت اندازه گیری و تشخیص
ج) داشتن ارتباط با نظریه های شخصیت
د) مرتبط بودن با بافت های اجتماعی که برای آن تعریف و مشخص شده اند.
به این ترتیب، متخصصان بعدی کارشان را روی مفاهیمی کلی از قبیل بهنجار بودن یا بهزیستی متمرکز کردند. امروزه مفهوم مقابله2 به منزله ملاک سلامت روانی به نوشته های رشته های تخصصی گوناگون بهداشت روانی راه یافته است(هرشن سن و پاور،1988، ترجمه منشی طوسی، 1374). بعضی از محققان معتقدند سلامت روانی حالتی از بهزیستی و وجود این احساس در فرد است که می تواند با جامعه کنار بیاید. سلامت روانی به معنای احساس رضایت، روان سالمتر و تطابق اجتماعی با موازین مورد قبول هر جامعه است(کاپلان و سادوک، 1999، ترجمه پور افکاری ،1376).
سازمان بهداشت جهانی، سلامت روانی را قابلیت ایجاد ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران، توانایی در تغییر و اصلاح محیط اجتماعی، و حل مناسب و منتطقی تضادهای غریزی و تمایلات شخصی، به طوری که فرد بتواند از مجموعه تضادها ترکیبی متعادل به وجود آورد، می داند. طبق تعریفی که این سازمان ارائه می دهد، وظیفه اصلی بهداشت روانی، تامین سلامت روان است تا به مدد آن بتواند قوا و استعدادهای روانی را پرورش داد. در واقع، بهداشت روانی مبتنی بر سه پایه است:
الف)حفظ و تامین سلامت روان
ب)ریشه کن ساختن عوامل بیماری زا و پیشگیری از ابتلاء به بیماریهای روانی
ج)ایجاد زمینه ی مساعد برای رشد و شکوفایی شخصیت و استعدادها تا حداکثر ظرفیت نهفته در آنها(سامی کرمانی، 1354 ).
به طور کلی شخص دارای سلامت روان می تواند با مشکلات دوران رشد روبرو شود و قادر است در عین کسب فردیت با محیط نیز انطباق یابد. به نظر می رسد تعریف رضایت بخش از سلامت روانی برای فرد مستلزم داشتن احساس مثبت و سازگاری موفقیت آمیز و رفتار شایسته مطلوب است. بنابراین هرگونه ملاکی که به عنوان اساس سلامتی در نظر گرفته می شود باید شامل رفتار بیرونی و احساسات درونی باشد(بنی جمال واحدی،1370).
2-2-3 تعریف بهداشت روان در فرهنگهای مختلف:
بهداشت روان سازش با فشار های مکرر زندگی می باشد و سازگاری عبارت است از ایجاد تعادل و هماهنگی رفتار فرد با محیط به گونه ای که ضمن حفظ تعادل روانی یا در ارتباط با تغییرات و دگرگونیهای محیط خودش نیز به تطابقی موثر و سازنده دست یابد لذا هر فرد به طور موفقیت آمیز باید خود را به محیط

ابعاد راهبردهای یادگیری خودتنظیمی

– ابعاد راهبردهای یادگیری خودتنظیمی

بر اساس نظر زیمرمن و پونز، ابعاد راهبردهای یادگیری خود تنظیمی عبارتند از: راهبردهای رفتاری[1]، راهبردهای انگیزشی[2]، راهبردهای شناختی[3] و راهبردهای فرا شناختی[4].

1-2-3-2- راهبردهای رفتاری

خودتنظیمی رفتاری، به استفاده بهینه­ی یادگیرندگان از منابع گوناگون که یادگیری را بیشینه می­سازد، اطلاق می­شود. این منابع عبارتند از زمان، مکان و منابع. افراد خودتنظیم گر در فرایند یادگیری، افرادی هستند که در استفاده از زمان به برنامه­ریزی می­پردازند. به این صورت که برای انجام تکالیف سخت­تر زمان بیشتری اختصاص می­دهند، مطالب خواندنی را با توجه زمان در دسترس تقسیم می­کنند، اتلاف وقت این افراد در حداقل است.  علاوه بر این، اینان همواره در هنگام مطالعه، با توجه به زمان به اولویت بندی مطالب درسی می­پردازند. یکی دیگر از منابع مورد استفاده افراد خودتنظیم­گر در فرایند یادگیری، استفاده بهینه از مکان جهت مطالعه است. این افراد در هنگام مطالعه، سعی در انتخاب مکان­های بی سر و صدا یا کم سر و صدا، مکان هایی با نور مناسب و درجه حرارت مناسب دارند (زیمرمن[5]،1996، به نقل از اندرزخو، 1389). دیگر منابع مورد استفاده افراد خودتنظیم­گر در فرایند یادگیری، استفاده بهینه از منابع یادگیری است. این منابع عبارتند از: دوستان، معلمان، کتاب­های مرجع و … . این افراد در هنگام برخورد با مسئله، به راحتی از منابع کمکی جهت پاسخ به سوالاتشان استفاده می­کنند و خود را محدود به منابع موجود نمی­سازند (کورنو[6]،1986).

2-2-3-2- راهبردهای انگیزشی

خودتنظیمی انگیزشی به استفاده بهینه از راهبردهای انگیزشی در فرایند یادگیری اطلاق می شود. افراد خودتنظیم­گر، در مورد فرایند­های انگیزشی جهت ارزیابی رفتارهای خود و دیگران معیارهای درونی دارند. این معیارها زمینه را برای تقویت انتظار از خود و دیگران فراهم می­کنند. فرایند تقویت خود از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا موجب تداوم رفتار در طولانی مدت، و در غیبت تقویت کننده­های بیرونی می­شود. بنابراین، انسان از طریق خود سنجی­های درونی، مانند خودتحسینی و یا احساس گناه، می­تواند خود را برای دست­یابی به معیارها پاداش دهد و یا به دلیل سرپیچی از آنها تنبیه کند (زیمرمن، 1996، به نقل از اندرزخو، 1389).

3-2-3-2- راهبردهای شناختی

اصطلاح شناخت، به فرایندهای درونی ذهن یا راه هایی گفته می­شود که در آنها اطلاعات مورد پردازش قرار می­گیرند. یعنی راه هایی که ما به وسیله آنها اطلاعات را مورد توجه قرار داده و آنها را تشخیص می­دهیم، سپس به رمز درآورده و در حافظه ذخیره می­کنیم. در این بین، هر زمان که نیاز داشته باشیم، آن اطلاعات را از حافظه فراخوانده و مورد استفاده قرار می­دهیم (بایر و استومن، 1993، به نقل از یعقوبی، 1383). راهبردهای شناختی به هر گونه رفتار، اندیشه یا عمل گفته می شود که یادگیرنده ضمن یادگیری مورد استفاده قرار می­دهد و هدف آنها کمک به فراگیری، سازماندهی و ذخیره­سازی دانش ها و مهارت­ها و نیز سهولت بهره برداری از آنها در آینده است. راهبردهای شناختی به سه دسته­ی راهبردهای تکرار یا مرور ذهنی، بسط یا گسترش معنایی و سازماندهی تقسیم می­شوند (واینستاین و هیوم[7]، 2000).

1-3-2-3-2- راهبردهای تکرار یا مرور ذهنی

راهبردهای مرور ذهنی، به دانش آموزان کمک می­کنند تا اطلاعات مهم را از فهرست ها یا متن­ها انتخاب کرده و آنها را به صورت فعال در حافظه­کاری نگه دارند. این راهبردها شامل حفظ کردن مطالب، یا بلند به زبان آوردن کلمات هنگام خواندن قطعه­ای از متن می باشند. راهبردهای مرور ذهنی بهترین استفاده برای تکالیف آسان و فعال سازی اطلاعات در حافظه کاری، به جای اکتساب اطلاعات جدید در حافظه دراز مدت می­باشند. این راهبردها بر مراحل توجه و رمزگردانی تاثیر می­گذارند، اما برای کمک به ایجاد ارتباط درونی بین این اطلاعات، و یکپارچه کردن آنها با دانسته­های قبلی دانش آموزان، ناتوان می­باشند. بعلاوه، این راهبردها سطح عمیقی از پردازش را نشان نمی­دهند. بسیاری از تکالیف نیازمند چیزی بیش از حفظ کردن اطلاعات هستند و ممکن است از طریق راهبردهای بسط­دهی و سازماندهی بهتر یادآوری شوند، که به نظر می رسد هر دو برای انسجام و ارتباط اطلاعات جدید با دانش قبلی مفیدتر باشند (پنتریچ، 2002، به نقل از اندرز خو، 1389).

2-3-2-3-2- راهبردهای بسط ­دهی

این راهبردها آگاهانه مطالب جدید را با معلوماتی که قبلا در حافظه بلند مدت ذخیره شده، ارتباط می­دهند؛ در نتیجه انتقال اطلاعات به حافظه بلند مدت و نگهداری اطلاعات در حافظه کوتاه مدت تسهیل می­یابد (کدیور، 1382). به بیان دیگر، یادگیرنده به کمک این راهبردها بین آنچه از قبل می دانسته و آنچه که قصد یادگیری اش را دارد پل ارتباطی ایجاد می­کند. این کار از طریق افزودن جزئیات بیشتر به مطلب جدید، خلق مثال­ها و … انجام می شود (سیف، 1385). راهبرد بسط­دهی شامل بیان دیگری از مطلب داشتن یا خلاصه کردن مطالب، توضیح ایده­های مطلب مورد نظر برای دیگری، پرسش و پاسخ به سوال و یادداشت برداری خلاقانه (که در آن یادگیرندگان برخلاف یادداشت برداری منفعل و خطی در یادداشت­های خود ایده ها را دوباره سازماندهی کرده و ارتباط می­دهند) می­باشد (پنتریچ، 2002، به نقل از اندرزخو، 1389). آموزش این راهبرد موجب افزایش طول انشای دانش­آموزان می­گردد. رید و لینمن (2006) در یک مطالعه­ی موردی نوشتن توضیحی، نشان دادند که پس از آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی، و راهبرد بسط­دهی در راس آنها، طول انشای دانش آموزان با اختلال نارسا توجه / فزون کنشی افزایش پیدا کرده و کیفیت کلی انشای آنها بهبود یافته است.

3-3-2-3-2- راهبردهای سازماندهی

راهبردهای سازماندهی[9]، راهبردهایی هستند که به دانش­آموزان کمک می­کنند تا اطلاعات مناسب را گزینش نمایند و ارتباطی بین اطلاعات آموخته شده برقرار نمایند. این راهبردها با توضیح اطلاعات مهم، از طریق ایجاد رابطه بین آنها به وسیله گروه بندی اطلاعات در واحد­های کنار هم قرار گرفته و منشعب معنی­دار، باعث پردازش و به خاطر­سپاری موثر اطلاعات توسط یادگیرنده می­شوند (دیگنات[10] و همکاران، 2008، به نقل از جعفری، 1390). برخی از این راهبردها به یادگیرندگان جهت کنترل توجه، اضطراب و عواطف کمک می­کنند. راهبرد سازمان­دهی، راهبرد عمیق­تر پردازش اطلاعات است که شامل رفتارهایی از جمله گزینش ایده اصلی متن، استخراج طرح کلی و رئوس مطالب، استفاده از تکنیک­های خاص برای گزینش و سازماندهی ایده­های یک مطلب می­باشد (واینستاین و مایر، 1986، به نقل از اندرزخو، 1390). استفاده از سازماندهی، منجر به فهم بهتر مطالب و یادآوری سریع­تر آنها می­شود، زیرا از طریق سازمان­ دادن، یادگیرنده نکات اصلی و جزئیات را به عنوان اجزای یک کل، نه به صورت اطلاعات پراکنده یاد می­گیرد (دیگنات و همکاران، به نقل از جعفری، 1390).

[1]behavioural strategys

[2]motivational strategys

[3]cognitive strategys

[4]metacognitive strategy

[5] Zimerman

[6] Corno

[7]Weinstein & Hume

[8] elaboration

[9] organization

[10]Dignath

مزایای اصلی دفتر مدیریت پروژه

مزایای اصلی دفتر مدیریت پروژه

به طور کلی مزایای استفاده از دفتر مدیریت پروژه را می‌توان به شکل زیر خلاصه کرد:

* مدیریت سبد پروژه: به مدیریت مجموعه‌ای از پروژه‌ها و یا برنامه‌ها و کارهای مرتبط دیگر که برای تسهیل مدیریت کارآمد در جهت نیل به اهداف استراتژیک در یک گروه قرار می‌گیرند، گفته می شود

* حکمرانی: این ویژگی در حالی که پروژه‌های جاری را نیز درنظر دارد، به فرصتهایی توجه دارد که به ایجاد پروژه‌های جدید منجر می‌شود. این قابلیت و توانایی موجب می‌شود که شرکت در اخذ پروژه از رقبا، مشارکت و موفقیت بیشتری داشته باشد.

* مدیریت زمان.

* ایجاد ارتباطات و تعامل بهتر کارکنان با هم و با مشتریان.

* بهبود در تخصیص منابع.

* افزایش دانش فنی سازمان و استفاده مطلوب از دانش فنی موجود.

 2-17 قدمهای تأسیس دفتر مدیریت پروژه در یک سازمان

1- فاز اول: فرهنگ سازی در سازمان جهت تاسیس دفتر مدیریت پروژه: در این فازمی بایست، نیازها، ضعف‌ و مشکلات اساسی سازمان در زمینه مدیریت پروژه شناسایی و تجزیه و تحلیل شود. یکی از عواملی که در این بخش مورد بررسی قرار می‌گیرد محیط پیرامون سازمان است که منابع (کارمندان، مهارتها، سرمایه‌گذاری، ابزار پروژه و …)، آمادگی سازمانی (فرهنگ سازمانی، حمایتهای سازمانی و…) و مدل اداره کردن، مورد بررسی قرار می‌گیرند.

2- فاز دوم: تعیین آرمان، ماموریتها و محدوده دفتر مدیریت پروژه در راستای برنامه استراتژیک سازمان: با تعیین ماموریت تا حدزیادی اندازه و محدوده دفتر مدیریت پروژه معلوم خواهدشد؛ زیرا با استفاده از ماموریت و انتظارات مدیریت، عمق نفوذ و اختیارات دفتر مدیریت پروژه مشخص می‌شود. لذا می بایست در تعریف ماموریت دقت زیادی یه عمل آورد. به دلیل اینکه ماموریت و آرمان ازنظر مفهومی نیز تا اندازه زیادی به هم شبیه هستند، برای تعیین آرمان نیز می توان تا حد زیادی شبیه به ماموریت عمل کرد اما در تعیین ماموریت باید جاه‌طلب و خوش‌بین بود ولی در تعیین و تعریف آرمان باید عملی‌تر و واقع‌بینانه‌تر عمل کرد.

3- فاز سوم: تعیین نیازمندیها برای تاسیس دفتر مدیریت پروژه: در این فاز به تعریف ساختار سازمانی و اندازه و تعداد کارمندان موردنیاز آن پرداخته می‌شود و همچنین چارچوب متدولوژی مدیریت پروژه متناسب با سازمان تعیین می شود. در تعریف و تعیین فرایندهای دفتر مدیریت پروژه به‌مواردی از قبیل فرایند مدیریت قلمرو، مدیریت کیفیت و … توجه شده و با تعیین و تعریف معیارهای بازنگری فرایندها و عملکرد، نسبت به پاسخ به نیازها و احتیاجات آموزشی اقدام می شود.

4- فاز چهارم: ارزیابی نیاز مندیهای تعیین شده و پیاده‌سازی آن: پس از تعیین نیازمندیها، آنها را مورد ارزیابی قرار داده تا در مراحل اولیه تاسیس دفتر مدیریت پروژه از بروز مشکلات و موانع جلوگیری شود. این فاز در برخی از موارد با فاز 3 ادغام شده و به صورت یکپارچه انجام می پذیرد. نهایتا با راه اندازی و تاسیس دفتر مدیریت پروژه سازمان در جهت بهبود های ذکر شده حرکت خواهد کرد.

5- فاز پنجم: ارزیابی و بهبود مستمر دفتر مدیریت پروژه: پس از گذشت یک مدت از شروع کار دفتر مدیریت پروژه می‌توان با معیارهای موردنظر به اعتبارسنجی کارهای انجام شده و انجام نشده پرداخت. همچنین می‌توان از این قسمت و با توجه به نقاط ضعف و قوت دفتر مدیریت پروژه، چه از نظر طراحی و چه از نظر عملکردی با توجه به معیارهای موردنظر سازمان، به ارائه توصیه‌ها، پیشنهادها و استراتژی‌های بهبود و پیشرفت پرداخت. توسعه استراتژی پیشرفت و بهبود با ارزیابی عملکرد دفتر مدیریت پروژه از گذشته تاکنون امکان‌پذیر است.