دانلود پایان نامه

صفا، سخا، بزرگ منشی، آزادی و آزادگی، احساس مسئولیت و عمل به آن همه در این الگوها دیده می شود. وجود بزرگانی چون فردوسی، عطار، مولوی و سعدی در زمینه حماسه ی، عرفان، ادب اجتماعی و تربیت شخصیت را پرورش می دهد و در زمینه علم مردانی چون بوعلی سینا و رازی و در سیاست و مملکت داری کسانی چون خواجه رشیدالدین فضل الله یا خواجه نظام الملک را تربیت می کند که تغییرات فکری پادشاهان برمک را در زمینه ی ارزش های مذهبی و اجتماعی و فرهنگی فراهم کنند و خدمات ارزشمندی به مردمان وطن خود در حفظ استقلال و فرهنگ خود داشته باشند (همان منبع).
چنانکه فارابی در کتاب آرای اهل مدینه ی فاضله با بیان ویژگی های شهروند آرمانی خود
ارزش های شهروندان را به زیبایی بیان می کند:از جمله سعادت شهروند مطلوب فارابی در مشارکت و تعاون است و حرکت و رشد وی در سه بعد متفاوت قابل تمییز است: “نظام جهان طبیعت” ، “نظام اجتماعی”،”نظام وجود فردی”(فلامکی، 1367). به علاوه شهر آرمانی فارابی شهری جهانی است ، تعلیم و تربیت، داد وستد و گسترش اندیشه ها در آن از اصول اولیه است. (آشتیانی و دیگران، 1385، ص72 )
به هر حال به همان سان که وجود تفکرات و الگوهای شهروندی در غر ب به برابری و تساوی نینجامیده است، عدم الگوی نهادینه شده شهروندی در ایران به دلیل حکومت های مطلقه، مانع ویژگی های هنجاری مانند تعاون، خودگردانی محلی، پذیرش مسئولیت، وطن پرستی و سایر ارزش های اخلاقی که مجموعه آن ها آدمیت انسان مدنی را نشان می دهد، شده است. به طور کلی می توان گفت: الگوهای رفتاری عمدتاً در همه ی ادوار بر مبنای حقوق و تکالیف مذهبی، نسبت به وطن براساس وفاداری ونسبت به نظام حکومتی براساس اطاعت بوده و شهروندی غیرهمگانی بوده است. در ایران اولین آشنایی با حقوق شهروندی و ارزش های آن با انقلاب مشروطیت آغاز شد و با وجود گذشت سال های طولانی و
تجربه کردن انقلابی بزرگتر و تغییرات بسیار در اندیشه ها هنوز نمی توان گفت که در زمینه ی حقوق و تکالیف شهروندی آگاهی عمومی و صحیح وجود دارد. بنابراین تا زمانی که آگاهی وجود نداشته باشد شناخت وظایف و امکان انجام تکالیف نیز وجود نخواهد داشت (همان منبع،همان صفحه ) . قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون(زمر-9) .
2-9-2 . ضرورت و اهمیت تربیت شهروندی در نظام آموزشی کشور
اگر چه تربیت مدنی از قرن ها پیش در لابه لای نوشته های متفکرین و فیلسوفان مختلف مورد توجه قرار گرفته است، اما به طور خاص تربیت مدنی از مباحث و موضوعات اساسی مورد توجه فلاسفه ی تربیتی است که در سنت تحلیلی می اندیشند. لذا تلاش در جهت دموکراتیک کردن تربیت در کشورهای دموکراتیک و توسعه یافته نیز تاریخ چندان طولانی ندارد هرچند که توجه غرب به این موضوع بسیار طولانی تر از کشورهای شرقی و آسیایی است. اما آنچه که مسلم است در سال های اخیر در کشورهای توسعه یافته جهت نهادینه کردن دموکراسی به عنوان شیوه ای از زندگی، کوشش های تربیتی فراوانی صورت پذیرفته است. در آمریکا در سال 1989 برنامه ای برای اجباری کردن تربیت مدنی نوشته شد که براساس آن سطح عمومی دانش سیاسی، تعهد سیاسی و هیجانات سیاسی در جامعه آمریکا تا حدی پایین بود که خطری برای حیات و دوام سیاست دموکراتیک محسوب می شد. در این برنامه آمده بود: ما معتقدیم تربیت سیاسی در مدارس به اندازه کافی وجود ندارد. “برنامه ی عمل جهانی برای جوانان تا سال 2000 و پس از آن “که توسط شورای اقتصادی اجتماعی سازمان ملل تهیه شده و به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل و همچنین کشور ایران رسیده است در بند 27 خود می گوید: “برنامه هایی که آموزش صلح و حل اختلافات و مشاجرات را هدف خود قرار داده اند، باید تشویق و ترغیب شوند و دولت ها و نهادهای آموزشی باید این برنامه ها را برای معرفی آن ها به مدارس طراحی کنند. کودکان و نوجوانان باید از اختلافات فرهنگی موجود در جوامع خود مطلع گردند و فرصت هایی را برای آموزش در زمینه فرهنگ های مختلف، بردباری و احترام متقابل نسبت به تنوع فرهنگی و مذهبی بدست آورند، دولت ها و نهادهای آموزشی باید در جهت تهیه ، تنظیم و اجرای اینگونه برنامه های آموزشی که احترام به حقوق بشر و آزادی های سیاسی را ترویج می کنند و ارزش های صلح، همبستگی، بردباری، مسئولیت، احترام به تنوعات و حقوق دیگران را ارتقا می بخشند، اقدام کنند (برنامه ی عملی جهانی برای جوانان تا سال 2000و پس ازآن ، 1379، صص23- 24، به نقل از: امین پور، 1384، ص49).
البته در کشور ما ایران توجه چندانی به موضوع تربیت شهروندی نمی شود در واقع برای یافتن دلایل این امر باید به عمق نظام آموزشی ایران و رغبت و توجه خاص افراد و فرهنگ حاکم بر آن توجه داشت. در جامعه ی ما که جزء کشورهای توسعه نیافته به حساب می آید، این امریک کمبود اساسی در راه رسیدن به توسعه یافتگی است چون این امر فرهنگ ملی کشور ما را نشان می دهد. البته اخیراً تغییرات زیادی در
برنامه های آموزشی و درسی کشور رخ داده است و به خصوص در کتب درسی توجه زیادی به این امر شده و در واقع سعی بر آموزش مهارت های زندگی و شهری به دانش آموزان می شود (امین پور، 1384، ص49) .

مطلب مشابه :  منبع مقاله دربارهسلامت روان، انسان سالم، ناخودآگاه، عشق و محبت

3-1. بررسی سؤال شماره ی یک پژوهش
سؤال اول پژوهش عبارت بود از این که”ماهیت تربیت شهروندی چیست؟”
یکی از ویژگی ها و مشخصه ها ی آن دسته از جوامعی که اصطلاحاً ممالک پیشرفته یا توسعه یافته نامیده می شوند، وجود و حاکمیت مجموعه ای از الگو
های فرهنگی و رفتاری مشخص و تعریف شده در مناسبات و روابط اجتماعی جوامع مذکور است. این الگوهای رفتاری به نوبه ی خود مشخص کننده ی انتظارات ، حقوق و نیز تکالیفی است که هریک از نهادها و سازمان های اجتماعی، از یکسو، و شهروندان این جوامع، از سوی دیگر بر عهده دارند. در قلمرو عمل، این الگوهای رفتاری عامل انتظام و انسجام اجتماعی، رشد و تعالی اخلاقی، پایبندی به ارزش ها و هنجارهای فرهنگی، نهادینه شدن قانون، ایجاد اطمینان عمومی و به تبع آن رشد و ارتقای هر چه بیشتر فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است. بدیهی است ایجاد و حاکمیت ویژگی ها و الگوهای رفتاری مذکور ، که به منزله ی واقعیات اجتماعی نهادینه شده این جوامع است، در خلأ حاصل نمی گردد. بلکه مستلزم وجود پیش نیازها و الزامات اولیه است. یکی از مهمترین و شاید اساسی ترین، این پیش نیازها ، پدیده یا مقوله ای است که اصطلاحاً تربیت شهروندی نامیده می شود. این قلمرو آموزشی، در واقع، درصدد ایجاد و درونی کردن مجموعه ای از شناختها، ارزش ها و نگرش ها و توانایی هایی است که برای زندگی مؤثر و کارآمد در جوامع شهری مورد نیاز است. اعتقاد راسخی وجود دارد که تعالی و توسعه ی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی هر جامعه ی انسانی منوط به رشد و بالندگی سرمایه های انسانی آن است. کارکرد اساسی تربیت شهروندی فراهم کردن بسترهای لازم جهت چنین منظور و غایتی است (امینی، 1382، ص5) . اصولاً بدون داشتن تصویر و توصیف روشنی از ماهیت و فرایند تربیت شهروندی در هر جامعه نمی توان به امر تربیت شهروندان اقدام کرد آنچه در این بخش به آن می پردازیم، ماهیت تربیت شهروندی می باشد.
3-1-1 . تبیین مفهومی تربیت شهروندی:
تربیت شهروندی مفهوم بحث انگیزی است. در تحلیل ابعاد مختلف آن در زمان ها و مکان های مختلف، دیدگاه های متضادی وجود داشته است ( گیرن، 2004، صص5-6 ، به نقل از: واحد چوکده، 1384،ص50) . بنابراین انتظار وجود یک تعریف متحد از نظر گاه های مختلف به نظر ناممکن است. در ادامه به چند تعریف ارائه شده از تعلیم و تربیت شهروندی پرداخته است. در سال 1989 در سند اهداف ملی استرالیا برای آموزش، تعریف زیر از تعلیم و تربیت شهروندی مطرح شده است، تعلیم و تربیت شهروندی عبارت است از توسعه ی دانش، مهارت ها و نگرش ها و ارزش هایی که دانش آموزان را قادر می سازد تا به عنوان شهروندان فعال و آگاه در جامعه ی دموکراتیک در یک شرایط بین المللی مشارکت جویند. کوایگلی40 در تبیین مفهومی تربیت شهروندی، سه مؤلفه ی به هم مرتبط را تحت عنوان دانش شهروندی، مهارت های شهروندی و نگرش شهروندی مد نظر قرار داد و آن ها را از جمله عناصر اصلی تعریف شهروندی می داند. وی هر کدام از مؤلفه های 3 گانه ی فوق را عبارت می داند از :
1- دانش شهروندی: که عبارت است از مهارت های عقلانی مورد نیاز به منظور فهمیدن و توضیح دادن، مقایسه کردن و ارزیابی کردن اصول و عملکردهای دولت و شهروندی است. مهارت های شهروندی همچنین شامل مهارت های مشارکتی است که شهروند را قادر می سازد تا خطی مشی های دولت را تحت نظارت و تأثیر قرار دهند. 2- نگرش شهروند : عبارت است از ویژگی های شخصیتی، خلق و خوها، تعهدات مورد نیاز برای حفظ و گسترش حکومت دموکراتیک و شهروندی. نمونه هایی از نگرش های شهروندی عبارتند از احترام به ارزش افراد، صداقت، انضباط نفس، تحمل و شکیبایی، همدردی و
وطن پرستی، تعهد نسبت به حقوق بشر، نفع عمومی، برابری و رعایت قوانین ( مک کروکلین41، 1965، ص3) . کوایگلی تربیت شهروندی را توسعه ی دانش مهارت ها و نگرش ها ی شهروندی در فراگیران
می داند. دو تعریف ارائه شده ی فوق شباهت های زیادی با هم دارند ( کوایگلی، 2004، ص6 ،به نقل از: واحد چوکده، 1384 ص51) . هیتر نیز در تبیین تربیت شهروندی سؤال های دانش تاریخی و سیاسی در سطح محلی، ملی، مهارتی و وفاداری به ملت، نگرش های مثبت نسبت به دولت سیاسی و مقامات مربوط به آن، اعتقادات و ارزش های مهم اجتماعی – سیاسی، اطاعت از قانون و هنجارهای اجتماعی، احساس
فایده مندی به لحاظ سیاسی و علاقه نسبت به امور سیاسی و مهارت پیدا کردن در آن را بر می شمرد
( هیتر، 1999 ، ص10) . کر در یک منظر فرایند تربیت شهروندی را شامل آماده سازی جوانان برای
ایفای نقش ها و مسئولیت های شهروندی تعریف می کند (کر، 1999، ص6) . این تعریف بیشتر هدف تربیت شهروندی را مدنظر قرار داده و به تبیین ابعاد و مؤلفه های شهروندی نپرداخته است. سیرز و هبرت42 تربیت شهروندی را آماده سازی افراد به منظور مشارکت به عنوان یک شهروند فعال و مسئول در یک حکومت دموکراتیک تعریف می کند (گیرن، 2003، ص7، به نقل از: واحد چوکده، 1384 ،ص52) .
“جان داگلاس هوج” تربیت شهروندی را از هر گونه تلاش آگاهانه و آشکار به منظور توسعه ی شناخت دانش آموز در مورد دولت عبارت می داند، قانون و سیاست ها همان گونه که در طول تاریخ شکل گرفته اند و در حال حاضر نیز در جامعه عمل می نمایند دانش مربوط به ارزش های مهمی چون عدالت ، برابری ، مسئولیت، مشارکت، حقیقت ، وطن پرستی ،آزادی ،تنوع ،آسایش ، مالکیت و حقوق بشر است
( هوج43 ، 2002، ص105) . آدیجایر معتقد است: تعلیم و تربیت شهروندی یک مفهوم چند بعدی در ارتباط با ابعاد سیاسی، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، محیطی و اخلاقی در جوامع مدرن است. وی تعلیم و تربیت شهروندی را فرایند ی از یادگیری لازم العمر می داند که هدفش ایجاد مشارکت فعالانه و مسئولانه و مبتکرانه ی افراد در زندگی اجتماعی و استقرار عدالت و وحدت و انسجام اجتماعی است ( گیرن، 2003، ص 3، به
نقل از: واحد چوکده، 1384 ص52) .
3-1-2 . دلایل آموزش شهروندی
تعیین اصول برای آموزش شهروندی ریشه در ماهیت دموکراسی دارد. دموکراسی ها به شهروندان فعال، مطلع و مسئولیت پذیر نیاز دارند – شهروندانی که خواستار مسئولیت پذیری در قبال خودشان و اجتماعشان هستند و در فرایندها ی سیاسی هم شرکت می کنند. این قابلیت ها بدون کمک پیشرفت
نمی کنند. آن ها باید فراگرفته شوند. در حالیکه مقدار خاصی از شهروندی را می توان از طریق تجربه ی متداول در خانه یا محل کار فراگرفت، این مقدار هرگز به خودی خود برای تجهیز شهروندان در نقشهای فعال مورد نیاز آن ها در زندگی پیچیده و متفاوت جوامع امروزی کفایت نمی کند44.
اگر شهروندان هوشمندانه در زندگی و امور اجتماعی فعال شوند ، یک دیدگاه و روش آشکارتر برای آموزش شهروندی مورد نیاز است این دیدگاه باید:
– فراگیر باشد: یک حق برای همه ی افراد جوان بدون توجه به توانایی یا پیش زمینه ی آنان.
– متداول باشد: محدود به مدارس نباشد اما به عنوان بخش اصلی تمام برنامه های آموزشی افراد جوان باشد.
– دائمی باشد : در تمام طول زندگی تداوم داشته باشد(همان منبع) .
3-1-2.دلایل توجه به تربیت شهروندی در دوران معاصر
اگرچه تربیت شهروندی دارای قدمت نسبتاً زیادی است و برای مثال در کشوری چون آمریکا بیش از 90 سال از عمر آن می‌گذرد، اما به دلایل متعددی، توجه علمی و پژوهشی فزاینده به این مقوله در دهه‌های گذشته به چند عامل اساسی در کشورهای مختلف جهان بستگی داشته باشد. این عوامل به طور خلاصه عبارتند از:
مهاجرت: یکی از مهمترین عوامل توسعه ی مبحث تربیت شهروندی، مهاجرت توده ی مردم است، زیرا در چنین حالتی یکی از مهمترین نگرانی کشورهای مهاجرپذیر، توسعه و پرورش حس وفاداری ملی و وطن‌پرستی در مهاجران است. این مسأله بشدت بر نظام آموزشی کشور آمریکا اثر گذاشته است
( اهمان45، 1982) . به همین‌سان مهاجرت گسترده به کشورهایی نظیر استرالیا، کانادا و نیوزلند، تربیت شهروندی و تقویت وحدت ملی را مبدل به یک دل مشغولی تمام عیار برای اولیای آموزشی این کشورها کرده است ( ایچلو، 1991، به نقل: از فتحی ، آ1381، ص78) . مهاجرت حتی در درون مرزهای یک کشور به ویژه در ممالکی که ایالت‌های مختلف از قواعد و قوانین متفاوتی پیروی می‌نمایند نیز یکی از دلایل عمده ی توجه به تربیت شهروندی است. در این راستا، تربیت شهروندی زمینه ی لازم را برای پرورش هویت ملی و آشنایی افراد به فرهنگ مدنی و اجتماعی فراهم می‌سازد ( فتحی ، آ1381، ص78) .
رشد سریع اقتصادی:یکی از عوامل تعیین‌‌کننده توجه به آموزش شهروندی، ضرورت آماده‌سازی بسترهای لازم برای رشد اقتصادی است. بعد از جنگ جهانی دوم در کشورهایی چون آلمان و ژاپن این روند آغاز شده است و در کشورهای آسیایی (بویژه جنوب شرقی آسیا) و نیز آمریکای لاتین در دهه ی گذشته به منظور دستیابی به رشد اقتصادی بیشتر، طرح‌ها و برنامه‌های متنوعی برای جایگزینی ارزش های متناسب با دموکراسی صنعتی و حذف ارزش های سنتی آغاز شده است ( لی، 1999، به نقل از: همان منبع) و برای حصول به این مقصود، مقوله ی آموزش شهروندی به طور جدی مدنظر قرار گرفته است. با این همه دستیابی به رشد اقتصادی سریع‌تر، یکی از عوامل

Leave a Reply