آکروسانتریک هستند در حالیکه کروموزوم های جنسی در گاو متاسانتریک می باشند. آتوزوم های ساب متاسانتریک در گوسفند (OAR1, 2, 3) احتمالاً حاصل ترانسلوکاسیون روبرتسونی می باشند که در طی انشقاق گونه های کاپرینه (بز سانان) از اوینه (گوسفند سانان) اتفاق افتاده است. الگوی باندینگ کروموزوم های بز و گوسفند نشان دادند که OAR1، OVR2 و OAR3 هم چنین به ترتیب با اتصال مرکزی کروموزوم های CHI1/3، CHI2/8 و CHI5/11 برابر هستند (یانوزی و همکاران، 2009). تاکنون طی مطالعات ZOO-FISH حدود 48 قطعه کروموزومی انسانی روی کروموزوم های گوسفند شناسایی شدند. (یانوزی و همکاران، 1999). گروه بندی اعضای گونه اوینه با توجه به ترتیب صعودی تعداد کروموزوم های دو بازویی به شرح زیر است (بانچ و همکاران، 1979؛ بانچ و نادلر، 1980 و بانچ و همکاران، 2006):
1- یک جفت کروموزوم دو بازویی منشا گرفته از ترانسلوکاسیون روبرتسونی بین OAR1 و OAR3 (rob1;3) در گوسفند اورال (Ovis Vignei, 2n=58).
2- دو جفت کروموزوم دو بازویی منشا گرفته از rob 1;3 و rob 2;8 در گوسفند آرگالی (Ovis Amon 2n=56).
3- سه جفت کروموزوم دو بازویی منشا گرفته از rob 1;3، rob 2;8 و rob 5;11 در گوسفند اهلی (Ovis Aries 2n=54 به همراه گونه های دیگر Ovisاز جمله Ovis Canadensis، Ovis Dalli، Ovis Musimon و Ovis Orientalis).
4- چهار جفت کروموزوم دو بازویی منشا گرفته از rob 1;3، rob 2;8، rob 5;11 و rob 9;19 در گوسفند سیبری (Ovis Nivicola 2n=52).
اولین نقشه فیزیکی گوسفند در سال 1997 توسط براود و همکاران شرح داده شد. نقشه سیتوژنتیک حال حاضر (سال 2009) گوسفند شامل 566 جایگاه است که از این میان 375 جایگاه به عنوان جایگاه های نوع اول و 191 جایگاه نیز به عنوان جایگاه های نوع دوم (SSR و STS) می باشند. همه این جایگاه ها روی نواحی اختصاصی یا باندهای کروموزومی مکان یابی شده اند. اکثر داده ها در این زمینه با استفاده همزمان از هیبریداسیون سیگنال های FITC و رنگ آمیزی RBPI حاصل شده اند (گلدامر و همکاران، a2009).
دیگر پارامتر مهم آتوزوم های گاوسانان از نگاه تکاملی عبارتست از وجود نواحی تنظیم کننده هستکی که همگی در تلومر پنج (گاو، گوسفند، بز و گاومیش باتلاق) و شش (گاومیش رودخانه ای) آتوزوم در گاوسانان اهلی دیده می شوند. علی رغم همولوژی بسیار بالا بین آتوزوم های گاوسانان، کروموزوم های همولوگ حاوی نواحی تنظیم کننده هستکی در بین گونه های گاوسانان بسیار اندک هستند (گالاقر و همکارانف 1992 و یانوزی و همکاران، 1996). از نظر وجود نواحی تنظیم کننده هستکی دو کروموزوم BBU6 و BBU24 به ترتیب همولوگ BTA3 و BTA25 و همچنین BBU4p و BBU6 به ترتیب همولوگ CHI3، CHI28 و OAR1p و OAR25 هستند. در بین هر چهار گونه گاوسانان فقط یک کروموزوم حامل نواحی تنظیم کننده هستکی یکسان می باشد در حالیکه در گوسفند و بز همگی کروموزوم های حامل نواحی تنظیم کننده هستکی یکسان هستند که تایید کننده نزدیکی تکاملی این دو گونه است (کوکت و کل، 2009).

1-2-12-2 کروموزوم های جنسی
بر خلاف آتوزوم ها که بسیار بین گونه های گاو سانان حفظ شده هستند، کروموزوم های جنسی باز آرایی های پیچیده بیشتری را در طول تکامل کاریوتایپ گاوسانان متحمل شده اند. در حالیکه محتوای ژنی کروموزوم های جنسی بین گونه ها بسیار حفظ شده است. در نگاه کلی کروموزوم های جنسی گاو سانان در ظاهر (به علت موقعیت سانترومر) و در اندازه (دراثر فقدان یا افزایش هتروکروماتین) با هم تفاوت دارند.کروموزوم X در گاو ساب متا سانتریک، در گاو میش رودخانه ای آکروسانتریک و در گوسفند و بز آکروسانتریک با بازوی کوچک قابل مشاهده می باشند. در حالیکه کروموزوم Y در گاو ساب متاسانتریک، در گاو میش رودخانه ای آکروسانتریک و در گوسفند و بز متاسانتریک کوچک است. همچنین کروموزوم Y در زبو آکروسانتریک با بازوی کوچک قابل مشاهده است. لازم به ذکر است که کروموزوم Y در گونه های گاو سانان به دلیل تفاوت ها در هتروکروماتین در اندازه نیز متفاوت هستند (یانوزی و همکاران، 2009). هم چنین مقایسه نقشه های سیتوژنتیک کروموزوم های X گاو و بز وجود تغییراتی در توالی جایگاه ها و توالی شش قطعه کروموزومی را نشان می دهد. ترتیب این قطعات در هر دو گونه حفظ شده است به استثنای یک قطعه معکوس شده که شامل ناحیه XIST-PGK1 می شود که اخیراً با استفاده از پروب های هیبریداسیون قطعات کروموزومی گاوی شناسایی شده است (بوگنو و همکاران، 2008). سانترومر CHIX بین DVEPC053 و DVEPC102 در ناحیه همولوگ با BTAXq36-q41 قرار دارد در حالی که سانترومر BTAX بینDVEPC053 و DVEPC102 در ناحیه همولوگ با CHIXq31-q3قرار گرفته است. ناحیه آتوزومی کاذب در نوک بازوی بلند BTAX و در بازوی کوچک CHIX قرار گرفته است. بنابراین می توان گفت که در مدل تکامل کاریوتایپ های گاو و بز حداقل سه جابجایی چند گانه در مورد قطعات و سانترومر ها با حفظ یا از دست دادن هتروکروماتین ساختاری بین این دو گونه اتفاق افتاده است (شیبلر و همکاران، 2009). کروموزوم های Y گاو و بز با تغییر محل سانترومر همراه با فقدان هتروکروماتین از یکدیگر متفاوت هستند. همچنین ریز چینش نقشه سیتوژنتیکی بز و توالی ژنومی گاو وجود وارونگی بین CHI2و BTA2و BTA19 و CHI19 را نشان می دهد. مکان یابی INRA206 و L16464 روی CHI3q14 احتمال وجود بازآیی بزرگی را بین گاو و بز پیشنهاد داد. تائید وجود این تفاوت ها باید با مکان یابی جایگاه های بیشتر در این نواحی در هر دو گونه با استفاده از FISH انجام شود. مقایسه باندهای کروموزومی نشان داد که علی رغم وجود یک بلوک بزرگ هتروکروماتین ساختاری در BBUX و عدم وجود آن در BTAX و OAR/CHIX، قسمت بزرگی از کروموزوم های X بین گاوسانان حفظ شده است (یانوزی و دی
م
ئو، 1995). نقشه یابی مقایسه ای دقیق تر ترتیب جایگاه در طول کروموزوم X گاو، گاومیش رودخانه ای و گوسفند/ بز، بازآرایی های پیچیده ای را نشان می دهد که در طول تکامل کاریوتایپ این گونه ها اتفاق افتاده است (روبینسون و همکاران، 1998؛ پیومی و همکاران، 1998 و یانوزی و همکاران، 2000). به ویژه BTAX و BBUX دارای ترتیب ژنی یکسان هستند اما موقعیت سانترومر آن ها متفاوت است. به طوری که یک جابجایی سانترومری با فقدان هتروکروماتین ساختاری BTAX را از BBUX قابل تفکیک می سازد. هنگام مقایسه کروموزم های جنسی بوینه (BTAX و BBUX) با کروموزوم های جنسی کاپرینه (OARX و CHIX)، حداقل چهار تغییر موقعیت کروموزومی شامل جابجایی سانترومری مشاهده می شود (یانوزی و همکاران، 2000). وضعیت مشابهی نیز در مورد کروموزوم Y گاوسانان وجود دارد. به طوریکه آنالیزهای نقشه یابی مقایسه ای با FISH بین کروموزوم های Y گاو (BTA)، زبو (BIN)، گاومیش رودخانه ای و گوسفند/ بز وجود باز آرایی های پیچیده را نشان داد. به ویژه، BTAY (ساب متا سانتریک) و BINY (آکروسانتریک با بازوی کوچک قابل مشاهده) از نظر جابجایی سانترومر یا معکوس شدگی پری سانتریک با هم تفاوت دارند در حالیکه ترتیب ژنی در طول ناحیه دیستال آن ها یکسان است (دیمئو و هکاران، 2005). تفاوت BTAY و BBUY در یک معکوس شدگی پری سانتریک همراه با فقدان (از BBUY به BTAY) یا افزایش (از BTAY به BBUY) هتروکروماتین همراه است. بنابراین BBUY بزرگتر از BTAY است. تفاوت OARY/CHIY (متاسانتریک های بسیار کوچک) از BBUY در یک معکوس شدگی پری سانتریک همراه با فقدان زیاد هتروکروماتین ساختاری از BBUY، و از نظر یک جابجایی سانترمری همراه با فقدان هتروکروماتین ساختاری از BTAY و BINY متفاوت است (دیمئو و هکاران، 2005).

1-2-13 بررسی ژن های BMPR1B، BMP15 و GDF9
1-2-13-1 ژن برولا (FecB)
در سال 1980 در یک کارگاه آموزشی گوسفند نژاد برولا مرینو (Boroola Merino) در آرمیدال (Armidal) استرالیا، پیپر و بایندون اظهار داشتند که علت توان باروری استثنایی در این نژاد ممکن است در اثر عمل یک ژن بزرگ اثر (ژن عمده) بر نرخ تخمک ریزی باشد. در آن زمان پذیرش نظریه اثر یک ژن عمده بر یک صفت پلی ژن، مانند تولید مثل با تردیدهای زیادی روبرو شد. دو دهه بعد یعنی در سال 2001 سه گروه از پژوهشگران در موسسه کشاورزی نیوزیلند، INRA در فرانسه و دانشگاه ادینبورگ اسکاتلند به طور همزمان نشان دادند که توانایی استثنایی بره زایی در گوسفندان برولا مرینو در اثر بروز یک جهش نقطه ای در ژن BMPR1B است (مولسانت و همکاران، 2001؛ سوزا و همکاران، 2001 و ویلسون و همکاران، 2001). این یافته ها دلایل مستحکمی را برای نظریه پیپر و بایندون فراهم آورد. سپس طولی نکشید که ایده ژن های بزرگ اثر موثر بر باروری در گوسفند، به یک نظریه ژنتیکی تبدیل شد. تا کنون گزارش های متعددی از ژن های باروری در نقاط مختلف دنیا ارایه شده است. یک ژن عمده یا بزرگ اثر عموماً به ژنی اطلاق می شودکه تفاوت بین هموزایگوت ها در آن حداقل 5/0 برابر انحراف استاندارد باشد. این مقدار برای نرخ تخمک ریزی، شامل ژن هایی می شود که یک نسخه از آن ها باعث افزایش بیش از 2/0 در نرخ تخمک ریزی می شوند (دیویس، 2005). مشخص شده است که اعضای خانواده TGFß (Transforming Growth Factor ß) سیگنال های خود را از راه یک کمپلکس گیرنده مشتمل بر دو نوع (I و II) از گیرنده های غشایی سرین و ترئونین کیناز انتقال می دهند. تا به حال هفت عضو از گیرنده های نوع I و پنج عضو از گیرنده های نوع II شناسایی شده اند (چانگ، 2002). BMPRII به عنوان گیرنده نوع II برای سیگنال های GDF9 و BMP15 شناسایی شده است (وبر و همکاران، 1983 و مور و همکاران، 2003). همچنین نشان داده شد که BMP15 سیگنال های خود را از طریق گیرنده نوع I (BMPR1B) که به نام ALK6 معروف است نیز منتقل می کند. در تخمدان گوسفند و بز وجود mRNA و پروتئین های BMPR1B و BMPRII هم در سلول های گرانولوزا و هم در اووسیت فولیکول های پیش آنترال دیده می شوند (جانگل و همکاران، 2004). اگر چه فقط mRNA مربوط به BMPRII در لایه تیکا دیده شده اند اما سیگنال های ضعیفی از پروتئین های BMPRII و BMPRIB نیز در این لایه مشاهده شده است. بنابراین ممکن است که GDF9 و BMP15 فعالیت سلول های لایه تیکا را نیز کنترل کنند. محدودیت بیان BMPRII تنها به سلول های گرانولوزا و همچنین بیان BMPRIB در اووسیت، گرانولوزا و تیکا می تواند موید تفاوت بین گونه ای در مکانیسم عمل GDF9 و BMP15 باشد. علاوه بر این در بز بیان mRNA گیرنده های BMP و همچنین بیان mRNA و پروتئین GDF9 در بافت لوتئال، نشان دهنده نقش GDF9 در عملکرد جسم زرد است (سیلوا و همکاران، 2004). ژن اتوزومی برولا (BMPRIB) دارای اثر افزایشی بر نرخ تخمک ریزی و اثر غالبیت ناقص بر تعداد بره زایی است. میش های حامل یک کپی از این ژن (از هر کدام از والدین) به ترتیب تعداد 5/1 و 1 تخمک و بره بیشتر به ازای هر میش تولید می کنند. هموزایگوت های حامل BMPRIB به ترتیب تعداد 3 و 5/1 تخمک و بره بیشتر به ازای هر میش تولید می کنند (دیویس و همکاران،1991 و دیویس، 2005). مونتگومری و همکاران (1994) با استفاده از یک تست نشانگری، جایگاه این ژن را روی کروموزوم 6 گوسفند شناسایی کردند، اما باند دقیق کروموزومی برای این ژن تا قبل از انجام پژوهش حاضر نامشخص بود. طولی نکشید که انجمن گوسفند برولای نیوزیلند تست های نشانگری را به جای تست نتاج به عنوان تاییدیه ای برای قوچ های حامل این ژن پذیرفت. جایگاه ژن برولا در انسان روی کروموزوم شماره 4 قرار دارد (چو و همکاران، 2006). جهش ژن FecB باعث جایگزینی یک آدنین با یک گوانین در موقعیت نوکلئوتیدی 746 در توالی cDNA ژن BMPRIB شده که منجر به جایگزینی یک گلوتامین ب
ا یک آرژنین در موقعیت آمینو اسیدی 249 در پروتئین بالغ این ژن می شود (سوزا و همکاران، 2001). با در دسترس قرار گرفتن تست های مولکولی منشاء اصلی ژن برولا در گوسفندان گاروله ((Garole (بنگال) در شمال هندوستان ردیابی شد (دیویس و همکاران، 2002). گوسفندان بنگال در سال 1792 وارد استرالیا شده بودند. مشخص شد که گوسفندان بارو

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *