دانلود پایان نامه

ه فرایندی منظم و قاعده مند تبدیل شد و مجموعه ای از مقررات ، تشریفاتی ، حقوق ، امتیازات و معافیت ها برای دیپلمات ها و فعالیت های دیپلماتیک به وجود آمد .
با تشکیل کنگره وستفالی در قرن 17 و استقرار دولت –ملت روابط مستمر دیپلماتیک میان کشورها رواج بیشتر و منظم تری یافت . ظهور کشور – ملت ها با مرزهای مشخص ، حاکمیت و استقلال باعث شد که دولت مرکزی در بسیاری از زمینه ها ، از جمله مدیریت روابط روابط خارجی از اقتدار خاصی برخوردار شود و این باور که دیپلماسی یک امری دائمی است رواج بیشتری یافت در واقع آنچه که دیپلماسی سنتی را از اسلاف آن در دنیای باستان و قرون وسطی متمایز می کرد این بود که متشکل از یک فرایند ارتباطی بین دولت های مدرن بود ودیپلماسی به عنوان فعالیتی دولتی محسوب می شد که دولت نسبت به ساختار آن حکم مرکز را داشت . وقتی روابط بین دولت هابسط یافت رهبران سیاسی روز به روز بیشتر متوجه شدند که لازم است با همدیگر و بر پایه ای منظم و منسجم اقدام به گفتگو و مذاکره نمایند .
در نظام سنتی ، دیپلماسی عمدتاً بر یک مبنای دوجانبه سازماندهی میشد و معمولاً به صورت محرمانه و مخفی بود . محدود کردن رابطه به دو طرف باعث می شد مخفی نگه داشتن مذاکرات کار آسانی باشد ،. در قرن 17 و 18 دیپلماسی برای فرمانروایان جنبه شخصی و اختصاصی داشته و سفرا نمایندگان شخصی آنان بودند . در این دوره دیپلماسی و سیاست خارجی کاملاً سری و به روی مردم بسته و فقط مختص و مرتبط به حکمرانان بود عامل مهمی که در این دوره مردم را از دیپلماسی کشور خود دور نگه می داشت جدایی امور اقتصادی و اجتماعی و تحرک عامه مردم از تحولات سیاسی بود . دور بودن مردم از صحنه امکان تحرک و انعطاف بسیاری به دیپلمات ها می داد و دو وظیفه مهم دیپلمات ها در این دوره ، مذاکره با طرف دیگر و ارسال اطلاعات و اخبار به مرکز بود. اتفاق و اتحاد میان کشورها نیز عموماً توسط پادشاهان و سران انجام می گرفت و در این میان بسط زدوبندهای سیاسی و داد و ستد های مشابه رواج کامل یافت .چنین اتحادهایی کاملاً به صورت محرمانه انجام می گرفت و دیپلماسی قرن 17 و 18 مانند قرون 15 ،16 غالباً متکی به دروغ ونیرنگ و دورویی بودند . دیپلماسی سنتی به طرز آشکاری متکی بر قدرت و حمایت شده از طرف آن بود و به عنوان مکمل یا تسهیل کننده اعمال قدرت و پیروزی نیروهای نظامی در وصول به اهداف کشورها به کار گرفته می شد .

اتفاقات و تحولاتی که در قرن 18 رخ داد بر روند تحول دیپلماسی تأثیر گذار بود و تغییر دیپلماسی در دوره های بعدی را به وجود آورد .در اواخر این قرن و به دنبال انقلاب صنعتی و پیشرفت تکنولوژی و ارتباطات و حمل ونقل ، آگاهی عامه مردم افزایش یافت و باعث ورود بیشتر آنان به عرصه سیاست گردید .
انقلاب کبیر فرانسه و جنگ های ناپلئون که دارای اندیشه های انقلابی همچون برابری ، آزادی ، ناسونالیسم بودند ، دیپلماسی سنتی را زیر سؤال برد ولی همچنان دارای ساختار سخت سنتی بود . شکست ناپلئون ، اتحاد مقدس و کنگره وین از نقاط عطف در روند دیپلماسی بودند .دولت ها برای تنظیم روابط خود ، حل مناقشات و پایان دادن به جنگ های فیمابین روش برپایی کنفرانس ها را انتخاب کردند . از این رو برپایی کنفرانس و دیپلماسی چندجانبه به عنوان یک قاعده و روش دیپلماسی رواج پیدا کرد .
اولین تجربه دیپلماسی باز سازمانی را در اتحاد مقدس و کنگره وین می توان مشاهده کرد . این تجربه دیپلماسی باز در عصر دیپلماسی کلاسیک مخفی از آنجا به وجود آمد که سران کشورهای اروپایی در اصول ضد انقلاب فرانسه خود مشترک بودند و گرفتاری مشترک مقابله با تشنجات روزافزون مردمی را داشتند و لذا مانعی برای بازتر بودن دیپلماسی شان وجود نداشت .دهه های نخست قرن 20 تحولات عمده ای در دیپلماسی به همراه داشت . دیپلماسی سنتی در پیشبرد ثبات ، نظم و صلح در اروپای قرن نوزدهم هر قدر هم که موفق بوده ، شکست آن در ممانعت از آغاز جنگ جهانی اول و نقش آن در بروز عملی آن ، به عقیده ای گسترده و فراگیر منتهی شد که شکل تازه ای از دیپلماسی ضروری است .با وجودی که عموماً بعد از جنگ جهانی اول این شکل جدید به عنوان دیپلماسی ((نوین )) مورد اشاره قرار می گرفت ، عناصر این دیپلماسی در قرن 19 مشهود بودند و بین اشکال سنتی و نظام نوین دیپلماسی دوره گذار بلند مدتی وجود داشت که در نیمه اول قرن بیستم به تکامل رسید . www.drshafie.ir/post83.aspx))
وقوع جنگ جهانی اول پایانی بر دیپلماسی کهنه تلقی می شود و اطلاق وصف نوین به شکل جدید آن به خاطر اصلاح ساخت نظام بین الملل و تغییر نوع روابط بین بازیگران بود که میطلبید تا دیپلماسی مرزهای معنایی و کاربردی خود را مورد بازنگری قرار دهد این گونه از دیپلماسی نتیجه وقوع تحولات مهمی چون ، جنگ جهانی اول ، ظهور امریکا و ورودش به عرصه مناسبات بین المللی ، انقلاب اکتبر روسیه ، جنگ جهانی دوم ، استقلال تعداد زیادی از کشورهای آسیایی و افریقایی و افزایش شمار واحدهای جهانی ، پیشرفت تکنولوژی و ارتباطات ، قدرت یافتن افکار عمومی و ظهور سازمان های بین المللی می باشد .
تغییر منافع و دامنه فعالیت دولت ها ، تعداد رو به رشد بازیگران دولتی و غیر دولتی ، ایده ایجاد یک سازمان بین المللی برای حل و فصل مسالمت آمیز مناقشه ها و خواست و توجه عمومی به نظارت و ارزیابی عمومی دیپلماسی ، دیپلماسی را تبدیل به فعالیتی به مراتب پیچیده تر کرد . دولت ها به مذاکرات دو جانبه خود با همدیگر به صورت دولت به دولت ادامه دادند ، اما گروه هایی از دولت ها در سایه حمایت سازمان های بین دولتی مانند جامعه ملل و جانشینان آن یعنی سازمان ملل و رشد مجموعه ای از سازمان های غیر دولتی به صورت چند جانبه وارد مذاکره شدند .
تکوین دیپلماسی نوین در اولین مرحله تاریخی اش تابعی از اصولی شامل :
1. شفاف سازی ، بدین معنا که اصل پنهان کاری جای خود را به مناسبات رسمی آشکار داد.
2. فراگیری ، بدین معنا که انحصار کنترل و هدایت روندهای دیپلماتیک از دست چند کشورخاص خارج و به تدریج شاهد مشارکت جمعی کلیه بازیگران ، در این حوزه هستیم .
3. نهاد گرایی ، نیاز به وجود یک نهاد مرجع در مقام تنظیم مناسبات بین بازیگران و اولویت بخشی بر اصول دیپلماتیک بر رفتارهای بازیگران. دیپلماسی آشکار و دیپلماسی سازمان های بین المللی محصول این رویکردها در عرصه دیپلماسی هستند .

بسیاری دیپلماسی پنهان را که تا این زمان رایج بوده ، علت بروز جنگ ها می دانستند . مردم بر این عقیده بودند که در دیپلماسی آشکار نمایندگانشان قادر خواهند بود بر تعهداتی که دیپلماسی کشور ، بر عهده آنها می نهند نظارت نمایند . دیپلماسی آشکار به معنای مذموم شمردن پیمان های سری و علنی شدن کلیه ی معهدات بود و مقصود آن نبود که مذاکرت در منظر عموم انجام پذیرد.
نمود بارز دیگر دیپلماسی ، دیپلماسی سازمان های بین المللی است . باید تأکید کرد دیپلماسی چند جانبه تحول جدیدی نبود ، زیرا آنچه بین قدرت های بزرگ (( دیپلماسی کنفرانسی )) خوانده می شد ، یکی از شاخصه های مهم دیپلماسی اروپایی در قرن 19 به شمار می آمد و یکی از مصادیق دیپلماسی چند جانبه بود . تأمین امنیت جمعی و وجود مشکلات مشترک اجتماعی ، فرهنگی ، فنی و اقتصادی این مسئله را نمایان ساخت که حل معضلات و مسائل جهانی تنها با تفاهم و همکاری مستمر میان کلیه ی ملل از طریق گردهمایی های دائمی و سازمان یافته از نمایندگان دولتها امکان پذیر است . تأسیس جامعه ملل و سازمان ملل متحد در همین راستا انجام پذیرفت .
بسیاری از ویژگی های دوره قبل در دوره بعد از جنگ جهانی دوم به تکامل خود ادامه داد و در واقع چند جانبه گرایی و دستور کاری که به صورت روز افزونی تخصصی تر می شد به مسائلی مانند محیط زیست ، تکنولوژی و کنترل تسلیحات نیز گسترش یافت .زمانی که روابط بین الملل تحت سیطره رویارویی جهانی بین دو ابرقدرت و متحدان آنها بود ، ضرورت بی چون وچرای پرهیز از جنگ اتمی و نیز پیروزی در جنگ سرد باعث ایجاد نوعی دیپلماسی ظریف شد.اصطلاح دیپلماسی جنگ سرد در رابطه با این دوره استفاده میشود .مهمترین انواع دیپلماسی جنگ سرد شامل دیپلماسی هسته ای ، بحران و کنفرانسی می باشد .
پایان جنگ سرد تغییری شگرف در عرصه بین المللی که دیپلماسی در محدوده آن اجرا می شد ، به وجود آورد . توسعه جامعه بین المللی و افزایش تعداد ملت – کشورها که هم حاصل استعمار زدایی پس از جنگ جهانی دوم بود و هم حاصل سقوط و اضمحلال اتحاد جماهیر شوروی ، کاهش نسبی نقش دولت ها و کمرنگ شدن حاکمیت کشورها ، رشد فزاینده گروه گرایی وسازمان های چند ملیتی و منطقه ای و شبهمنطقه ای و غیر دولتی ، جهانی شدن و وابستگی متقابل پیچیده و در نهایت انقلاب ارتباطات ، هم صحنه سیاست بین الملل را تغییر دادند و هم موجبات تحول در دیپلماسی شدند .
در عصری که مرزهای سرزمینی اهمیت خود را به مرزهای اقتصادی و فرهنگی واگذار می نمایند و فناوری اطلاعات و ار تباطات ، فرایند جهانی شدن را سرعت می بخشد ، حضور سودمند در افکار عمومی دنیا ، از طریق شبکه های اطلاع رسانی جهانی برای تأثیر گذاری در راستای تأمین منافع ملی در ابعاد مختلف سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی ، عمده ترین تلاش اغلب کشورهای جهان است . در نتیجه توسعه این فناوری های نوین اطلاعاتی.، عرصه سیاست بین الملل که مبتنی بر قدرت سخت و نیروهای مادی بود تغییر یافت و عرصه جدیدی که از جنس هنجاری ، فرهنگی ، معنایی و متکی بر قدرت نرم است شکل گرفته است . گسترش به هم پیوستگی جهانی ، شکل گیری جامعه مدنی جهانی ، اهمیت قدرت نرم ، شکل گیری فضای اندیشه جهانی و افزایش دستاوردهای همگاری موجب تقویت این عرصه شد شکل گیری این فضا موجب شده تا دیپلماسی سنتی دچار چالش شود و دیپلماسی نوینی مبتنی بر عرصه سیاست هنجاری و نرم تکوین یابد .در چنین فضایی دیپلماسی نمی تواند در شکل سابق ، صرفاً بر حوزه خصوصی بین دولت ها باقی بماند و به صورتی روز افزون با عموم جامعه ارتباط پیدا می کند و رابطه متقابل آن با پدیده رو به توسعه ای به نام افکار عمومی چه در سطح ملی و چه فراملی ، هر روز با اهمیت تر و حساس تر می گردد.
این امر موجب شد تا در بسیاری از کشورها سازوکارهای جدیدی برای دستگاه دیپلماسی تعریف گردد که یکی از آنها (( دیپلماسی عمومی )) است . اصطلاح دیپلماسی عمومی اولین بار در امریکا و در سال 1965 توسط الموند گولیون رئیس مدرسه حقوق و دیپلماسی فلچر در دانشگاه تافت به کار گرفته شد.
دیپلماسی عمومی به برنامه های تحت حمایت دولت اشاره دارد که هدف از آتها اطلاع رسانی و یا تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی در کشورهای دیگر است در این دیپلماسی که بخش دولتی و خصوصی همراه با یکدیگر عمل می کنند ، تلاش عمده سیاستگذار ارتباط با مخاطب عام و افکار عمومی است تا بتواند پیام مورد نظر خود را منتقل کرده و بر تصمیم سازان تأثیر گذاری مطلوب را بنماید. در واقع در دیپلماسی عمومی تأکید زیادی بر ترکیب فعالیت های بازیگران دولتی و غیر دولتی و بخش خصوصی می شود با این حال باید توجه داشت که گرداننده وهادی اصلی دولت و دستگاه سیاست خارجی است که بخش خصوصی و غیر دولتی را نیز به نوعی در جهت اعداف مورد نظر خود هدایت می کند .

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه حقوق با موضوع حقوق مدنی و سیاسی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

این مفهوم مانند سایر مفاهیم یک شبه ایجاد نشده و سیر تکاملی طی کرده است تا به این مرحله رسیده است و پیش از این به عنوان تبلیغات ، پروپاگاندا ، اطلاع رسانی بین المللی و برنامه های فرهنگی بیان و اجرا می شده است .
اما باید توجه داشت که دیپلماسی عمومی صرفاً یک شیوه تبلیغاتی ، نوعی روابط عمومی ، روش ارتباطی یا بازاریابی نیست ، بلکه شاید بتوان دیپلماسی عمومی را مجموعه استراتژی ها و تاکتیک های جدید دیپلماتیک دانست که در خدمت دستگاه سیاست خارجی یک کشور قرار می گیرد و مسئله اصلی این است که از چه

Leave a Reply